البقره ۲:۸۳

و به یاد آورید هنگامی را که از بنی اسرائیل پیمان استوار گرفتیم: جز آن معبود یگانه را بندگی نکنید؛ به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان و نیازمندان نیکی کنید؛ با مردم سخن نیک بگویید؛ و صلات را برپا دارید و زکات را بدهید. سپس شما، جز اندکی از میان‌تان، پشت کردید، در حالی که روی‌گردان بودید.

تأمل ما

پس از سخن از ایمان و کارهای شایسته، قرآن بار دیگر میثاق بنی اسرائیل را یادآوری می‌کند. این بار محتوای پیمان پیش روی خواننده قرار می‌گیرد: بندگی آن معبود یگانه، نیکی به انسان‌ها، گفتار نیک، برپا داشتن صلات و دادن زکات. «میثاق» از ریشه و ث ق، با استواری و محکم کردن پیوند دارد؛ پیمانی استوار است، نه توصیه‌ای که پذیرفتن و رها کردنش یکسان باشد. آنچه در ادامه می‌آید، تعهدهایی است که باید در زندگی به آنها وفا شود.

میثاق با «لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ» آغاز می‌شود. عبادت در اینجا بندگی و پرستش است؛ انسان نباید دیگری را در جایگاه معبود بنشاند. این معنا به ظاهر یک مراسم محدود نمی‌شود، اما نباید با ساختن تصویری از ریشه نیز جای معنای خود واژه را بگیریم. سخن روشن آیه، اختصاص بندگی به آن معبود یگانه است.

صورت جمله نیز قابل توجه است. قرآن می‌گوید «لا تعبدون»؛ در ساخت زبان، «عبادت نمی‌کنید»، اما در سیاق میثاق، این جمله محتوای تعهد را بیان می‌کند: جز او را عبادت نکنید. سخن، گزارش این نیست که همه آنان واقعا چنین رفتار می‌کردند؛ پایان آیه از روی‌گردانی آنان خبر می‌دهد. اینجا بندگی نکردن غیر خدا، چیزی است که بر آن پیمان گرفته شده است.

بلافاصله پس از آن، حق والدین با تعبیر دیگری می‌آید: «وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَانًا»؛ به پدر و مادر نیکی کنید. این هم‌نشینی، جایگاه مهم والدین را نشان می‌دهد، اما تفاوت دو رابطه نیز در خود واژه‌ها محفوظ مانده است: عبادت برای آن معبود یگانه، و احسان برای والدین. بزرگی حق پدر و مادر، آنان را به مقام معبود نمی‌رساند؛ همان‌گونه که بندگی خداوند، انسان را از حق آنان بی‌نیاز نمی‌کند.

برای فهم این نزدیکی، خود قرآن راه نشان می‌دهد. در لقمان ۳۱:۱۴، رنج مادر در بارداری و پرورش کودک یاد می‌شود و سپس فرمان می‌آید: «أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ»؛ مرا و پدر و مادرت را سپاس بگزار. در اسراء ۱۷:۲۳–۲۴ نیز احسان به والدین پس از اختصاص عبادت به خداوند آمده و با یاد پرورش دوران کودکی همراه شده است. این آیات، توجه به والدین را به رنج، پرورش و حقی پیوند می‌دهند که انسان نباید با بزرگ شدن خود آن را فراموش کند.

احسان فقط آزار نرساندن نیست؛ نیکی کردن است. در رابطه با والدین، این نیکی می‌تواند در رسیدگی به نیاز، صبر در برابر ناتوانی، گفتار محترمانه و حفظ کرامت آنان آشکار شود. اسراء ۱۷:۲۳ از دوران سالخوردگی آنان سخن می‌گوید، از کوچک‌ترین اظهار آزردگی و راندنشان بازمی‌دارد و گفتار کریمانه می‌خواهد. پس احسان یک احساس پنهان یا ادعای محبت نیست؛ باید در شیوه رفتار دیده شود.

با این همه، نیکی به والدین با اطاعت بی‌قید یکی نیست. لقمان ۳۱:۱۵ می‌گوید اگر برای شریک ساختن چیزی با خدا بر تو فشار آوردند، از آنان اطاعت نکن؛ اما در همان جمله می‌افزاید: «وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا»؛ در زندگی دنیا با آنان به نیکی همراه باش. این مرز، معنای هم‌نشینی عبادت و احسان را روشن‌تر می‌کند: نپذیرفتن شرک، مجوز بدرفتاری با والدین نیست؛ و حق والدین نیز مجوز شریک گرفتن برای خدا نمی‌شود.

احسان در این آیه به والدین محدود نمی‌ماند. «ذی القربى»، «یتیمان» و «مسکینان» نیز به همان مجموعه پیوند خورده‌اند. بنابراین فرمان نیکی، همه این گروه‌ها را دربر می‌گیرد. خویشاوند به سبب پیوند نزدیک، یتیم به سبب از دست دادن پشتیبان، و مسکین به سبب نیاز و تنگدستی، در برابر انسان مسئولیت می‌آفرینند. آیه دایره نیکی را از خانواده فراتر می‌برد؛ نیازمند لازم نیست از خویشاوندان ما باشد تا در این تعهد جای بگیرد.

در کنار رسیدگی به این گروه‌ها، سخن از «مردم» می‌آید: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»؛ با مردم سخن نیک بگویید. اینجا نام قوم، مذهب یا گروه خاصی نیامده است. نیکی در گفتار، امتیازی نیست که تنها به هم‌باوران داده شود.

«إحسانا» و «حسنا» هر دو از ریشه ح س ن اند. همان نیکی که در رفتار با دیگران خواسته شده، اکنون به گفتار می‌رسد. «حُسن» از نیکویی سخن می‌گوید؛ بنابراین مسئله تنها آراستن ظاهر جمله نیست. سخنی که با واژه‌های محترمانه، دروغ یا تحقیر را منتقل کند، با صرف ظاهر آراسته نیک نمی‌شود. در اسراء ۱۷:۵۳ نیز از بندگان خواسته شده است سخنی را بگویند که نیکوتر است، و همان آیه از اختلاف‌افکنی شیطان میان آنان هشدار می‌دهد.

سخن نیک نیز لزوما سخنی نیست که همه از شنیدنش خشنود شوند. بیان حقیقت، هشدار و نقد می‌تواند لازم باشد؛ اما می‌توان خطا را روشن کرد بی‌آنکه کرامت انسان را هدف گرفت. این میثاق از ما نمی‌خواهد حقیقت را برای خوشایند مردم پنهان کنیم؛ می‌خواهد زبان، در خدمت نیکی باشد، نه وسیله آزار و برتری‌جویی.

در همین مجموعه، فرمان «وَأَقِيمُوا الصَّلَوٰةَ وَآتُوا الزَّكَوٰةَ» قرار دارد: صلات را برپا دارید و زکات را بدهید. رابطه با آن معبود یگانه و مسئولیت نسبت به مردم، دو بخش جدا و بی‌ارتباط معرفی نشده‌اند.

«اقامه» به معنای برپا داشتن و برقرار کردن است. صلات در خوانش قرآنی فرقان، ارتباط عبادی و آگاهانه با آن معبود یگانه است؛ ارتباطی که با یاد او و جهت یافتن زندگی همراه می‌شود. این توضیح از کنار هم خواندن آیات به دست می‌آید، نه از برابر گرفتن ریشه صلات با واژه «اتصال». قرآن در خطاب به موسی می‌گوید: «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»؛ صلات را برای یاد من برپا دار. در عنکبوت ۲۹:۴۵ نیز صلات را بازدارنده از زشتی و کار ناپسند معرفی می‌کند. پس برپا داشتن آن را نباید به حرکات و الفاظی جدا از آگاهی و رفتار فروکاست. معنای صلات، ارکان آن و نسبت یاد خدا با کردار انسان در مقاله صلوة در قرآن چیست و چگونه برپا می‌شود؟ به تفصیل بررسی شده است. «آتوا» نیز از دادن و رساندن سخن می‌گوید. زکات، با میدان معنایی پاکی و رشد پیوند دارد؛ در این فرمان، چیزی است که باید ادا شود و به عمل برسد. در خوانش فرقان، بخشش و رساندن حق نیازمند از راه‌های تحقق این پاکی و رشد است: انسان هم به نیاز دیگری پاسخ می‌دهد و هم رابطه خود را با مال، بخل و انباشت می‌سنجد. این معنا را نه باید به پاکی درونی بی‌عمل فروکاست، و نه با هر سازوکار مالی متاخر یکسان گرفت. بررسی قرآنی و تاریخی آن در مقاله زکات و تحریف تاریخی آن آمده است.

آمدن صلات و زکات در میثاق بنی اسرائیل نشان می‌دهد که این دو در قرآن تنها به جامعه پس از نزول آن اختصاص ندارند. اما این آیه جزئیات اجرایی آنها را در آن جامعه بیان نمی‌کند. آنچه در اینجا روشن است، جایگاه هر دو در کنار توحید، احسان و گفتار نیک است.

پس از بیان همه این تعهدها، پایان آیه فاصله میان پیمان و رفتار را آشکار می‌کند: «ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ»؛ سپس شما، جز اندکی، پشت کردید، در حالی که روی‌گردان بودید. «تولیتم» از پشت کردن و «معرضون» از روی‌گردان بودن سخن می‌گوید. جمله پایانی، حالت آنان را هنگام پشت کردن برجسته می‌سازد؛ میثاقی که باید پذیرفته و پاسداری می‌شد، با روی‌گردانی پاسخ گرفته است.

در همین نکوهش، استثنای «إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ» باقی می‌ماند. اندکی در این روی‌گردانی داخل نشده‌اند. حذف این قید، سخت‌تر کردن نقد نیست؛ نادیده گرفتن عدالت خود آیه است. نه می‌توان به بهانه وجود آن اندک، روی‌گردانی دیگران را پوشاند، و نه به سبب خطای بسیاری، وفاداری آن اندک را انکار کرد.

این میثاق برای مخاطب قرآن نیز تنها گزارش گذشته نیست. نساء ۴:۳۶ همان اصول را دوباره پیش روی او می‌گذارد: عبادت آن معبود یگانه، شریک نگرفتن برای او و احسان به والدین، خویشاوندان، یتیمان و مسکینان. پس پیوند این آیه با مسئولیت امروز، از خود قرآن روشن می‌شود. آنچه در گذشته با ترک آن پیمان شکسته شد، امروز نیز با حفظ نام و کنار گذاشتن عمل زنده نمی‌ماند.

میثاق در این آیه، بندگی آن معبود یگانه را در کنار نیکی به انسان‌ها قرار می‌دهد. حق والدین، خویشاوندان و نیازمندان، گفتار نیک، صلات و زکات، حاشیه‌های قابل چشم‌پوشی دین نیستند؛ از تعهدهای همین پیمان‌اند. وفاداری به آن، باید در زندگی دیده شود.

ارجاعات متقابل
  • النساء ۴:۳۶— ساختار موازی: عبادت آن معبود یگانه، نفی شرک و احسان به والدین، خویشاوندان، یتیمان، مسکینان و دیگران.
  • الإسراء ۱۷:۲۳–۲۴— همراهی اختصاص عبادت به خداوند با احسان به والدین؛ رسیدگی در سالخوردگی، گفتار کریمانه و یاد پرورش دوران کودکی.
  • لقمان ۳۱:۱۴–۱۵— سپاسگزاری از والدین، نپذیرفتن دعوت آنان به شرک و حفظ همراهی نیک با آنان.
  • الإسراء ۱۷:۵۳— فرمان به گفتن سخن نیکوتر و هشدار درباره اختلاف‌افکنی میان مردم.
  • طه ۲۰:۱۴— برپا داشتن صلات برای یاد آن معبود یگانه.
  • العنکبوت ۲۹:۴۵— پیوند صلات با بازداشتن از زشتی و کار ناپسند.
  • صلوة در قرآن چیست و چگونه برپا می‌شود؟— بررسی معنای صلات، اقامه، ذکر، ارکان عبادت و اثر آن در زندگی.
  • زکات و تحریف تاریخی آن— بررسی پیوند زکات با پاکی، رشد و مسئولیت اجتماعی و سنجش صورت‌های تاریخی آن.