البقره ۲:۹۶

و قطعا آنان را حریص‌ترین مردم بر زندگی خواهی یافت، حتی حریص‌تر از کسانی که شرک ورزیده‌اند. هر یک از آنان دوست دارد کاش هزار سال عمر داده شود؛ اما عمر دراز یافتن او را از عذاب دور نمی‌کند. و آن معبود یگانه به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

تأمل ما

«وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ»؛ آنان را حریص‌ترین مردم بر زندگی خواهی یافت.

عبارت با تاکید شدیدی آمده است. همان کسانی که سرای آخرت را ویژه خود می‌دانستند، اکنون در چسبیدن به زندگی از حریص‌ترین مردم معرفی می‌شوند. «حياة» نیز نکره آمده است؛ تاکید بر اصل ماندن و ادامه یافتن زندگی است: هرچه بیشتر، بهتر.

باریکی آیه در ادامه آشکار می‌شود:

«وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا»

قرآن بنی اسرائیل را با مشرکان یکی نمی‌گیرد؛ میان این دو گروه تفکیک می‌کند و سپس می‌گوید حرص آنان بر زندگی حتی از کسانی که شرک ورزیده‌اند بیشتر است. همین مقایسه تناقض را آشکار می‌سازد. کسی که از آخرت، کتاب و جایگاه ویژه نزد خدا سخن می‌گوید، نباید وابستگی‌اش به همین زندگی از کسی که چنین ادعایی ندارد بیشتر باشد.

«يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ»؛ هر یک از آنان دوست دارد کاش هزار سال عمر داده شود.

«هزار سال» تصویر عمری بسیار طولانی است. سخن از چند سال بیشتر نیست؛ میل به عقب انداختن هرچه بیشتر پایان زندگی است.

اما سال‌های بیشتر چیزی را که باید با عمل اصلاح شود حل نمی‌کند:

«وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ»؛ عمر دراز یافتن او را از عذاب دور نمی‌کند.

«مُزَحْزِح» از ریشه ز ح ز ح، دور و کنار کردن است. همین ریشه در آل عمران ۳:۱۸۵ نیز آمده است: «فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ». عمر طولانی، به خودی خود کسی را از پیامد اعمالش کنار نمی‌برد.

این تناقض به یهودیان محدود نیست. مسلمان، مسیحی یا پیرو هر آیین دیگری نیز ممکن است از آخرت بسیار سخن بگوید، اما همه امید و امنیت خود را به ماندن در همین دنیا گره بزند. ادعای ایمان به جهان دیگر زمانی معنا پیدا می‌کند که زندگی دنیا تنها دارایی ما نباشد.

آیه با «وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ» پایان می‌یابد؛ آن معبود یگانه به آنچه انجام می‌دهند بیناست. در نهایت، نه طول عمر و نه ادعای مذهبی جای عمل را می‌گیرد.

مسئله این نیست که چند سال بیشتر بمانیم؛ مسئله این است که در سال‌هایی که داریم چه می‌کنیم. ایمان به آخرت با سخن گفتن از آن ثابت نمی‌شود؛ در نسبت ما با دنیا، مرگ و عمل نیز خود را نشان می‌دهد.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۹۴۹۵— ادعای اختصاص آخرت، آزمون تمنای مرگ و علت گریز از آن.
  • الجمعه ۶–۷— تکرار آزمون تمنای مرگ در برابر ادعای جایگاه ویژه نزد آن معبود یگانه.
  • آل عمران ۳:۱۸۵— «فمن زحزح عن النار وأدخل الجنة فقد فاز»؛ کاربرد دیگر ریشه ز ح ز ح.
  • البقره ۲:۸۰— ادعای مصونیت یا عذاب محدود در آخرت.