ۖ ۖ
آن جماعتی بود که گذشته است؛ آنچه به دست آوردند برای خودشان است و آنچه شما به دست آوردهاید برای خودتان؛ و شما از آنچه آنان انجام میدادند پرسیده نخواهید شد.
پس از یاد کردن ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و فرزندان او، قرآن یک مرز بسیار روشن میگذارد:
«تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ»
آن جماعتی بود که گذشته است.
افتخار به گذشتگان نمیتواند جای عمل انسان امروز را بگیرد؛ همانگونه که خطاهای آنان نیز به حساب نسل بعد نوشته نمیشود.
«لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ»
آنچه آنان به دست آوردند برای خودشان است، و آنچه شما به دست آوردهاید برای خودتان.
هر نسل حاصل عمل خویش را دارد. نسبت داشتن با ابراهیم، یعقوب یا هر انسان صالح دیگری، صلاح را به ارث منتقل نمیکند؛ همانگونه که انسان مسئول اعمال نیاکان خود نیز نیست.
«وَلَا تُسْـَٔلُونَ عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ»
و شما از آنچه آنان انجام میدادند پرسیده نخواهید شد.
این آیه هم افتخار موروثی را میشکند و هم گناه موروثی را. گذشته ارزش شناختن و آموختن دارد، اما روز حساب، هرکس با آنچه خود کرده روبهرو میشود.
درس آیه برای ما ساده است: نه بزرگی نیاکان ما را نجات میدهد و نه اشتباه آنان محکوممان میکند. پرسش اصلی این نیست که پدران ما چه کسانی بودند، بلکه این است که ما چه به دست آوردهایم و خود چگونه زندگی کردهایم.