به نام آن معبود یگانه، خداوند فرابخشاینده و پروردگار فرامهربان

واژه‌شناسی قرآن

شهید در قرآن کیست؟

تفاوت معنای قرآنی شهید با کاربرد رایج فقهی و فرهنگی

مقدمه: شهید یعنی چه؟

در فرهنگ رایج مسلمانان، واژه شهید معمولاً به کسی گفته می‌شود که در جنگ، یا در راه خدا، کشته شده باشد. این معنا آن‌قدر در زبان دینی، سیاسی و اجتماعی ما جا افتاده که بسیاری گمان می‌کنند خود قرآن نیز واژه شهید را همین‌گونه تعریف کرده است.

اما وقتی ریشه ش-ه-د را در سراسر قرآن دنبال می‌کنیم، با تصویری دقیق‌تر و گسترده‌تر روبه‌رو می‌شویم. قرآن واژه‌هایی مانند شهید، شاهد، شهداء، شهادة و الشهادة را در میدان معنایی حضور، مشاهده، گواهی، آگاهی، اقرار به حق و مسئولیت در برابر حقیقت به کار می‌برد.

در قرآن، شهید پیش از هر چیز یعنی گواه؛ کسی که حاضر است، می‌بیند، می‌داند، و بر حقیقت شهادت می‌دهد.

این مقاله نمی‌خواهد مقام کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند کوچک کند. قرآن درباره آنان با احترام بسیار سخن گفته و آنان را زنده نزد پروردگار معرفی کرده است. بحث این مقاله چیز دیگری است: آیا خود قرآن واژه شهید را به عنوان یک عنوان فنی برای کسی که در جنگ کشته شده تعریف کرده است یا نه؟

پاسخ قرآن، با دقت در کاربرد واژه‌ها، چنین است: قرآن برای کشته‌شدگان در راه خدا تعبیر روشن قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ را به کار می‌برد؛ اما واژه شهید را در اصل به معنای گواه به کار می‌برد.

1. شهاده؛ جهان قابل مشاهده در برابر غیب

برای فهم واژه شهید، باید اول مفهوم شهاده را در قرآن بفهمیم. قرآن چندین بار خداوند را با تعبیر عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ معرفی می‌کند؛ یعنی دانای غیب و شهاده.

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ

اوست الله؛ همان که هیچ معبودی جز او نیست. دانای غیب و شهاده است. او همان رحمان و رحیم است.

الحشر ۵۹:۲۲

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ الْحَقُّ ۚ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ ۚ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۚ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ

و اوست کسی که آسمان‌ها و زمین را به حق آفرید. و روزی که می‌گوید: باش، پس می‌شود. سخن او حق است. و فرمانروایی، روزی که در صور دمیده می‌شود، از آن اوست. دانای غیب و شهاده است. و او حکیم و آگاه است.

الانعام ۶:۷۳

عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ

دانای غیب و شهاده است؛ بزرگ و برتر است.

الرعد ۱۳:۹

در این آیات، غیب آن ساحتی است که از مشاهده مستقیم ما پنهان است، و شهاده آن ساحتی است که در میدان حضور، مشاهده، تجربه، سنجش و گواهی قرار دارد. پس شهاده فقط یک واژه دادگاهی نیست. شهاده یعنی جهان آشکار؛ جهانی که انسان در آن زندگی می‌کند، می‌بیند، می‌اندیشد، تجربه می‌کند، و بر اساس آن مسئول می‌شود.

از همین‌جا می‌توان فهمید که شهید در قرآن با مرگ آغاز نمی‌شود؛ با حضور و آگاهی آغاز می‌شود. انسان در عالم شهاده قرار داده شده تا آیات خدا را در جهان و در خود ببیند، حق را بشناسد، و به وحدانیت خدا شهادت دهد.

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

به زودی نشانه‌های خود را در افق‌ها و در خودشان به آنان نشان خواهیم داد، تا برایشان روشن شود که او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر هر چیزی شهید و گواه است؟

فصلت ۴۱:۵۳

این آیه پیوند زیبایی میان مشاهده و شهادت می‌سازد. انسان آیات را در آفاق و انفس می‌بیند، حق برایش روشن می‌شود، و در پایان آیه خداوند خود شهید بر هر چیز معرفی می‌شود. پس ریشه ش-ه-د در قرآن به دیدن، حضور، روشن شدن و گواهی دادن مربوط است.

2. خداوند به عنوان شهید

قرآن بارها خداوند را شهید می‌نامد. روشن است که وقتی خداوند شهید خوانده می‌شود، معنای آن کشته‌شده نیست؛ بلکه یعنی گواه، ناظر، حاضر بر همه چیز، و آگاه به حقیقت هر امر.

مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ ۚ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا

هر خوبی‌ای که به تو برسد، از سوی خداست؛ و هر بدی‌ای که به تو برسد، از نفس خود توست. و ما تو را برای مردم به عنوان رسول فرستادیم. و خدا برای گواهی کافی است.

النساء ۴:۷۹

قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ

بگو: گواهی چه چیزی بزرگ‌تر است؟ بگو: خدا. او میان من و شما شهید و گواه است. و این قرآن به من وحی شده تا با آن شما را هشدار دهم و هر کسی را که این پیام به او برسد. آیا شما شهادت می‌دهید که همراه خدا معبودان دیگری وجود دارند؟ بگو: من چنین شهادت نمی‌دهم. بگو: او فقط یک معبود یگانه است، و من از آنچه شریک می‌سازید بیزارم.

الانعام ۶:۱۹

در این آیه، چند واژه از یک ریشه کنار هم آمده‌اند: شَهَادَةً، شَهِيدٌ، لَتَشْهَدُونَ، أَشْهَدُ. همه درباره گواهی، اقرار و موضع گرفتن در برابر حقیقت توحید است؛ نه درباره کشته شدن.

3. پیامبر به عنوان شاهد

قرآن محمد را نیز شاهد معرفی می‌کند. شاهد بودن او بخشی از مأموریت پیامبری اوست: پیام را می‌رساند، بشارت می‌دهد، هشدار می‌دهد، و در نهایت بر رفتار قوم خود نسبت به پیام خدا گواهی می‌دهد.

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا

ای پیامبر، ما تو را شاهد، بشارت‌دهنده و هشداردهنده فرستادیم.

الاحزاب ۳۳:۴۵

فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا

پس چگونه خواهد بود آن‌گاه که از هر امتی شهیدی و گواهی بیاوریم، و تو را بر اینان شهید و گواه بیاوریم؟

النساء ۴:۴۱

این شاهد بودن، شاهد بودن بر رساندن پیام و واکنش مردم به آن پیام است. قرآن حتی شکایت رسول را چنین نقل می‌کند:

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا

و رسول گفت: پروردگارا، قوم من این قرآن را متروک گرفتند.

الفرقان ۲۵:۳۰

پس شاهد بودن رسول در قرآن، به گواهی بر رفتار مردم با قرآن و پیام الهی مربوط است. متن قرآن این مقام را با کشته شدن در جنگ تعریف نمی‌کند.

4. عیسی به عنوان شهید و گواه

نمونه عیسی بسیار روشن است؛ زیرا قرآن تصریح می‌کند که او کشته نشد و به دار آویخته نشد:

وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا

و به سبب گفتارشان که گفتند: ما مسیح، عیسی پسر مریم، رسول خدا را کشتیم؛ در حالی که او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه امر بر آنان مشتبه شد. و کسانی که درباره او اختلاف کردند، نسبت به آن در شک‌اند. آنان به آن دانشی ندارند جز پیروی از گمان. و او را به یقین نکشتند.

النساء ۴:۱۵۷

با این حال، قرآن از زبان خود عیسی می‌گوید که او بر قوم خود شهید و گواه بود:

مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ

من به آنان نگفتم مگر آنچه تو مرا به آن فرمان دادی: این‌که الله را بپرستید، پروردگار من و پروردگار شما. و تا زمانی که در میان آنان بودم، بر آنان شهید و گواه بودم. پس چون مرا برگرفتی، تو خود مراقب آنان بودی. و تو بر هر چیزی شهید و گواهی.

المائده ۵:۱۱۷

اینجا معنای قرآنی شهید بسیار آشکار است. عیسی می‌گوید تا وقتی میان آنان بودم، بر آنان شهید بودم. یعنی حضور داشتم، پیام را رساندم، دیدم، و گواه بودم. پس از آن، خداوند خود مراقب آنان است، و خداوند بر هر چیز شهید است.

این آیه به تنهایی نشان می‌دهد که شهید در قرآن ذاتاً به معنای کشته‌شده در جنگ نیست؛ زیرا عیسی طبق قرآن کشته نشد، اما خود را شهید بر قومش می‌داند.

5. هر امت، شاهدی دارد

قرآن شاهد بودن پیامبران را به صورت یک قانون کلی نیز بیان می‌کند. هر امت، شاهدی از میان خودش دارد؛ کسی که پیام را در میان آنان آورد و بر واکنش آنان گواهی می‌دهد.

وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لَا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلَا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ

و روزی که از هر امتی شهید و گواهی برمی‌انگیزیم؛ سپس به کسانی که کفر ورزیدند اجازه داده نمی‌شود، و از آنان خواسته نمی‌شود که عذرخواهی کنند یا رضایت بجویند.

النحل ۱۶:۸۴

وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ ۖ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ

و روزی که در هر امتی شهید و گواهی از خودشان بر آنان برمی‌انگیزیم، و تو را بر اینان شهید و گواه می‌آوریم. و کتاب را بر تو فروفرستادیم، روشنگر هر چیز، و هدایت و رحمت و بشارت برای تسلیم‌شدگان.

النحل ۱۶:۸۹

وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ

و از هر امتی شهید و گواهی بیرون می‌آوریم؛ پس می‌گوییم: برهان خود را بیاورید. پس می‌دانند که حق از آن خداست، و آنچه افترا می‌بستند از آنان گم و ناپدید می‌شود.

القصص ۲۸:۷۵

در این آیات، شهید در کنار امت، برهان، حق، کتاب و داوری الهی آمده است. فضای آیات، فضای گواهی و روشن شدن حق است؛ نه تعریف نوع مرگ.

6. امت مؤمن به عنوان گواه بر مردم

قرآن فقط پیامبران را شاهد نمی‌داند. امت مؤمن نیز باید در جایگاه گواهی بر مردم قرار گیرد؛ یعنی با ایمان، عدالت، عمل صالح، صدق و پایبندی به حق، حامل شهادت باشد.

وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا

و این‌گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا بر مردم شهداء و گواهان باشید، و رسول بر شما شهید و گواه باشد.

البقره ۲:۱۴۳

در این آیه، شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ قطعاً به معنای کشته‌شدگان جنگ نیست. امت زنده است، مسئول است، و باید بر مردم گواه باشد. این گواهی یعنی ایستادن بر حق، نشان دادن راه، و مسئولیت اخلاقی در برابر انسان‌ها.

7. شاهد در معاملات و داوری‌ها

یکی از روشن‌ترین کاربردهای ریشه ش-ه-د در قرآن، کاربرد حقوقی و اجتماعی آن است: شاهد در معامله، وصیت، داوری و گواهی.

وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ ... وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ... وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ ۚ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ

و دو شاهد از مردانتان بگیرید... و شاهدان هرگاه دعوت شدند نباید خودداری کنند... و هنگامی که خرید و فروش می‌کنید شاهد بگیرید. و نباید نویسنده و شاهد زیان ببینند.

البقره ۲:۲۸۲

آیه دین و معامله چند بار از واژه‌های هم‌ریشه با ش-ه-د استفاده می‌کند: وَاسْتَشْهِدُوا، شَهِيدَيْنِ، الشُّهَدَاءِ، الشُّهَدَاءُ، لِلشَّهَادَةِ، وَأَشْهِدُوا، شَهِيدٌ. همه این‌ها در معنای روشن گواهی و شاهد گرفتن است.

اگر کسی بخواهد معنای قرآنی شهید را از خود قرآن بفهمد، این آیه یکی از بنیادی‌ترین شواهد است.

8. شهادت به وحدانیت خدا

شهادت در قرآن فقط درباره معامله یا دادگاه نیست. مهم‌ترین شهادت، شهادت به حقیقت توحید است: این‌که هیچ معبودی جز خدا نیست.

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ

خدا شهادت داد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان علم نیز، در حالی که او برپا دارنده قسط است. هیچ معبودی جز او نیست؛ عزیز و حکیم است.

آل‌عمران ۳:۱۸

این آیه از ژرف‌ترین آیات درباره ریشه ش-ه-د است. خدا شهادت می‌دهد، فرشتگان شهادت می‌دهند، و صاحبان علم شهادت می‌دهند. شهادت اینجا یعنی اقرار آگاهانه به حقیقتی که بر علم، قسط و روشنایی حق استوار است.

پس انسان در عالم شهاده زندگی می‌کند، آیات را می‌بیند، با عقل و فطرت خود حق را می‌شناسد، و باید به وحدانیت خدا شهادت دهد. شهادت در قرآن پیش از آن‌که با مرگ پیوند بخورد، با شناخت حق و ایستادن بر آن پیوند دارد.

9. کشته‌شدگان در راه خدا؛ تعبیر قرآن چیست؟

اکنون به مسئله اصلی می‌رسیم. قرآن درباره کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند سخن گفته است؛ اما وقتی این موضوع را بیان می‌کند، از واژه شهید استفاده نمی‌کند. تعبیر روشن قرآن قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ یا مانند آن است.

وَلَا تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِن لَّا تَشْعُرُونَ

و به کسانی که در راه خدا کشته می‌شوند، مردگان نگویید؛ بلکه زنده‌اند، ولی شما درک نمی‌کنید.

البقره ۲:۱۵۴

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

و کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند مردگان مپندار؛ بلکه زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.

آل‌عمران ۳:۱۶۹

این دو آیه بسیار مهم‌اند. اگر قرآن می‌خواست واژه شهید را به عنوان عنوان فنی برای کشته‌شده در راه خدا تعریف کند، انتظار می‌رفت در همین آیات از آن استفاده کند. اما قرآن تعبیر دیگری را برمی‌گزیند: کسانی که در راه خدا کشته شدند.

این دقت قرآنی را نباید نادیده گرفت. قرآن مقام این افراد را بلند می‌داند، اما نام‌گذاری قرآنی آنان را با قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ انجام می‌دهد، نه با واژه شهید.

10. آل‌عمران ۳:۱۴۰ و معنای شهداء در سیاق جنگ

مهم‌ترین آیه‌ای که باید با دقت بررسی شود، آیه آل‌عمران ۳:۱۴۰ است. این آیه در فضای زخم، شکست، آزمون و جنگ آمده است:

إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ ۚ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاءَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ

اگر زخمی به شما رسیده است، به آن قوم نیز زخمی همانند آن رسیده است. و این روزها را میان مردم می‌گردانیم، تا خدا کسانی را که ایمان آورده‌اند معلوم بدارد، و از میان شما شهداء و گواهانی برگیرد. و خدا ستمکاران را دوست ندارد.

آل‌عمران ۳:۱۴۰

این آیه نشان می‌دهد که میان رنج در راه خدا و مقام شهادت رابطه‌ای وجود دارد. اما باز هم آیه نمی‌گوید شهید یعنی هر کسی که در جنگ کشته شود. واژه شُهَدَاءَ در همین آیه نیز می‌تواند در معنای عمیق قرآنی خود فهمیده شود: کسانی که در میدان آزمون حاضر شدند، صدق ایمانشان آشکار شد، و وجودشان گواهی بر حقانیت راه خدا شد.

پس اگر کسی در راه خدا کشته شود، ارزش او فقط از این جهت نیست که مرگ به سراغ او آمده است. مرگ، به خودی خود، شهادت نیست. آنچه مرگ او را به شهادت نزدیک می‌کند، صدق، ایمان، آگاهی، نیت الهی، ایستادن بر قسط، و گواهی عملی او بر حق است.

بنابراین، اگر معنای بعدی شهید برای کشته‌شدگان در راه خدا پذیرفته شود، باید آن را به عنوان توسعه معنایی فهمید، نه به عنوان معنای اصلی و فنی قرآن. یعنی چنین فردی شهید نامیده می‌شود نه چون فقط کشته شده، بلکه چون جان او به گواهی بر حق تبدیل شده است.

11. آیات نساء ۴:۶۹ و حدید ۵۷:۱۹

دو آیه دیگر نیز در این بحث مهم‌اند:

وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا

و هر کس از خدا و رسول اطاعت کند، آنان با کسانی خواهند بود که خدا بر آنان نعمت داده است: از پیامبران، صدیقان، شهداء و صالحان. و آنان چه نیکو رفیقانی‌اند.

النساء ۴:۶۹

وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَٰئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ ۖ وَالشُّهَدَاءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ

و کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آنان همان صدیقان‌اند؛ و شهداء نزد پروردگارشان‌اند، برای آنان اجرشان و نورشان است. و کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ شمردند، آنان اهل دوزخ‌اند.

الحدید ۵۷:۱۹

در این دو آیه، شهداء در کنار پیامبران، صدیقان و صالحان آمده است. فضای آیات، فضای مقام معنوی، صدق، ایمان، نور و همراهی با اهل نعمت است. باز هم خود آیات نمی‌گویند شهداء یعنی کشته‌شدگان جنگ. معنای ریشه‌ای و قرآنی همچنان برقرار است: گواهان حق، کسانی که با ایمان، صدق، عمل و ایستادگی خود بر حقیقت شهادت می‌دهند.

12. تطور معنایی در منابع ثانوی

در منابع ثانوی مسلمانان، به‌ویژه در روایات، مفهوم شهید به تدریج از مقام گواهی به طبقه‌بندی انواع مرگ نیز منتقل شده است. اینجا باید با دقت سخن گفت. هدف این مقاله ورود به جدل حدیثی نیست؛ بلکه نشان دادن تفاوت میان کاربرد قرآنی واژه و کاربردهای بعدی آن است.

الشُّهَدَاءُ خَمْسَةٌ: الْمَطْعُونُ، وَالْمَبْطُونُ، وَالْغَرِقُ، وَصَاحِبُ الْهَدْمِ، وَالشَّهِيدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ

شهدا پنج گروه‌اند: کسی که بر اثر طاعون بمیرد، کسی که بر اثر بیماری شکم بمیرد، غرق‌شده، کسی که زیر آوار بمیرد، و شهید در راه خدا.

نقل شده در صحیح بخاری و صحیح مسلم

در روایت دیگری در سنن ابی‌داوود، دایره این معنا گسترده‌تر شده و از هفت نوع شهادت، غیر از کشته شدن در راه خدا، سخن گفته شده است: مرگ بر اثر طاعون، غرق شدن، بیماری سینه یا پهلو، بیماری شکم، سوختن، زیر آوار ماندن، و مرگ زن در بارداری یا زایمان. این روایت در سنن ابی‌داوود ۳۱۱۱ آمده است.

این روایات، چه کسی آن‌ها را بپذیرد و چه در سند و معنا و نسبت آن‌ها تأمل کند، نشان می‌دهند که در سنت بعدی، واژه شهید از معنای قرآنی گواه حق، به نوعی عنوان برای برخی مرگ‌ها نیز گسترش یافته است.

اما این گسترش معنایی نباید بر قرآن حاکم شود. اگر قرآن معیار باشد، اول باید بپرسیم: قرآن شهید را چگونه به کار برده است؟ پاسخ قرآن روشن است: شهید یعنی گواه؛ گواه خدا، گواه پیامبر، گواه امت، گواه معامله، گواه توحید، و گواه حق.

از این منظر، مشکل اصلی فقط این نیست که واژه شهید به کشته‌شده جنگ اطلاق شده است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که معنای قرآنی آن تقلیل پیدا کند؛ یعنی شهید از مقام حضور، آگاهی، صدق و گواهی بر حق، به صرف نوعی مرگ تبدیل شود. در قرآن، مرگ به خودی خود انسان را شهید نمی‌کند. آنچه انسان را در مسیر شهادت قرار می‌دهد، حق، صدق، ایمان، نیت، آگاهی، و گواهی عملی اوست.

13. نقشه معنایی ریشه ش-ه-د در قرآن

لایه اول: حضور و مشاهده؛ مانند عالم غیب و شهاده.

لایه دوم: گواهی به حقیقت؛ مانند شهادت به وحدانیت خدا.

لایه سوم: گواهی در روابط انسانی؛ مانند شاهد در معامله و داوری.

لایه چهارم: گواهی پیامبران؛ هر امت شاهدی دارد.

لایه پنجم: گواهی امت مؤمن؛ امت میانه، شهداء بر مردم.

لایه ششم: گواهی با جان و ایثار؛ کشته شدن در راه خدا، اگر با صدق و حق همراه باشد.

این نقشه نشان می‌دهد که اگر کشته شدن در راه خدا با مفهوم شهادت پیوند پیدا کند، باید در آخرین لایه فهمیده شود، نه در نخستین لایه. پایه همه لایه‌ها همان حضور، مشاهده، صدق و گواهی بر حق است.

نتیجه

از مجموع کاربردهای قرآنی ریشه ش-ه-د، تصویری روشن به دست می‌آید. شهاده در قرآن در برابر غیب قرار می‌گیرد؛ یعنی میدان حضور، مشاهده و آشکار بودن. انسان در این عالم شهاده زندگی می‌کند تا آیات خدا را ببیند، حق را بشناسد، و به وحدانیت او شهادت دهد.

خداوند خود شهید است، یعنی گواه و ناظر بر همه چیز. پیامبران شهداء بر امت‌های خود هستند، چون پیام را رساندند و بر واکنش مردم گواه‌اند. امت مؤمن نیز باید شهداء بر مردم باشد، یعنی گواهان حق در برابر انسان‌ها. در معاملات و داوری‌ها نیز شهید یعنی شاهد و گواه.

در مقابل، وقتی قرآن درباره کسانی سخن می‌گوید که در راه خدا کشته شده‌اند، تعبیر روشن قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ را به کار می‌برد. قرآن مقام آنان را بلند می‌دارد و آنان را زنده نزد پروردگار معرفی می‌کند، اما واژه شهید را به عنوان تعریف فنی کشته‌شده جنگ در این آیات به کار نمی‌برد.

پس شهید در قرآن، پیش از آن‌که عنوانی برای نوع مرگ باشد، وصفی برای مرتبه‌ای از ایمان، صدق، حضور و گواهی است. شهید کسی است که در میدان شهاده حق را می‌بیند، می‌شناسد، بر آن می‌ایستد، و با زبان، عمل، زندگی، و گاه با جان خود، بر حقانیت راه خدا شهادت می‌دهد.

شهادت قرآنی از مرگ آغاز نمی‌شود؛ از بیداری، مشاهده، صدق و ایستادن در برابر حق آغاز می‌شود.