و از مردم، کسانی میگویند: «ایمان آوردیم به آن معبود یگانه و به روز واپسین»، و آنان مؤمن نیستند.
این آیه پس از معرفی متقین در آیات ۲ تا ۵، و پس از سخن از کسانی که کفر ورزیدند در آیات ۶ و ۷، گروه دیگری را نشان میدهد؛ اما با دقت، سخن را با عبارت «ومن الناس» آغاز میکند: و از مردم. قرآن نمیگوید از مسلمانان، از مؤمنان، یا از یک گروه مذهبی خاص؛ بلکه میدان سخن را در سطح انسانها باز میکند.
این انتخاب واژه مهم است. نفاق در اینجا پیش از آنکه یک برچسب فرقهای باشد، یک حالت انسانی معرفی میشود: شکاف میان گفتار و حقیقت. انسان میتواند سخن ایمان را بر زبان بیاورد، اما حقیقت ایمان هنوز در قلب، جهت، و عمل او تحقق نیافته باشد.
آنان میگویند: «آمنا بالله وبالیوم الاخر»؛ ایمان آوردیم به آن معبود یگانه و به روز واپسین. از ظاهر این سخن، ادعایی درست و بزرگ شنیده میشود. ایمان به آن معبود یگانه و ایمان به روز واپسین، از پایههای اصلی جهتگیری دینی در قرآن است. اما آیه بلافاصله حقیقت پنهان را آشکار میکند: «وما هم بمؤمنین»؛ و آنان مؤمن نیستند.
در اینجا تفاوت میان «آمنا» و «بمؤمنین» نیز قابل توجه است. آنان میگویند «ایمان آوردیم»؛ یعنی ایمان را به صورت یک ادعای اعلامشده بیان میکنند. اما قرآن در پاسخ نمیگوید فقط «ایمان نیاوردند»، بلکه میفرماید: آنان مؤمن نیستند. یعنی مسئله تنها رد یک جمله یا یک ادعای زبانی نیست؛ بلکه نفی تحقق حقیقت ایمان در وجود آنان است.
پس ایمان در قرآن تنها گفتار، شعار، نام، یا تعلق اجتماعی نیست. ممکن است انسان واژههای درست را به زبان بیاورد، اما هنوز در حقیقت ایمان داخل نشده باشد. قرآن در این آیه میان ادعای ایمان و حقیقت ایمان فرق میگذارد.
این نکته برای فهم ریشه ایمان مهم است. ایمان در قرآن با امن، امانت، اعتماد، صدق، وفاداری، و قرار گرفتن در جهت حق پیوند دارد. بنابراین کسی که تنها میگوید «ایمان آوردیم»، اما قلب، جهت، و عمل او با آن ادعا هماهنگ نیست، در نگاه قرآن هنوز در حقیقت مؤمنان داخل نشده است.
عبارت «ومن الناس» همچنین با تصویر گستردهتر قرآن از جامعه نخستین ایمان هماهنگ است. میدان ایمان در قرآن به یک نام فرقهای محدود نمیشود؛ بلکه همه خداجویانی را در میدان سنجش قرار میدهد که به آن معبود یگانه، روز واپسین، عمل صالح، صلات، زکات، و وفاداری به حق روی میآورند. از همین رو، اهل کتاب، حنیفان، صابئان و دیگر خداباوران نیز در میدان سنجش ایمان قرار میگیرند. معیار نهایی، نام ظاهری نیست؛ بلکه صدق در برابر حق است.
در این آیه، دو واژه تازه نیز نیازمند توجهاند. «الناس» میدان عمومی مردم و جامعه انسانی را نشان میدهد. در این واژه، هم معنای انس و آشنایی دیده میشود و هم مفهوم انسان به عنوان موجودی اجتماعی. اگر ریشه ن و س در نظر گرفته شود، میتواند با حرکت، آمد و شد، و پویایی انسانی نیز ارتباط داشته باشد. از همین رو، «ناس» در این آیه یک گروه مذهبی یا قومی خاص را نشان نمیدهد، بلکه میدان عمومی انسانها را باز میکند.
واژه «یقول» از ریشه ق و ل است و میدان معنایی آن گفتن، اظهار کردن، بیان زبانی، اعلام کردن و ادعا نمودن است. در این آیه، قرآن نخست از گفتار آغاز میکند. نشانه نخست این گروه، سخنی است که بر زبان میآورند: «ایمان آوردیم». پس مسئله از همین آغاز، نسبت میان گفتار و حقیقت است.