ۖ
بیگمان تو را به حق فرستادیم، بشارتدهنده و هشداردهنده؛ و درباره اصحاب جحیم بازخواست نخواهی شد.
آیهٔ پیش از کسانی سخن گفت که نشانههای روشن را کافی نمیدانستند و برای پذیرفتن حقیقت، سخن مستقیم خدا یا نشانهای مطابق خواست خود میطلبیدند. در برابر این پذیرش و انکارها، آیهٔ حاضر روشن میکند که مسئولیت رسول تا کجاست:
«إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ»
ما تو را به حق فرستادیم.
رسول صاحب مردم نیست؛ با حق به سوی آنان فرستاده شده است. آنچه بر دوش اوست، رساندن همان حقیقتی است که با آن آمده است.
آیه سپس وظیفهٔ او را در برابر شنوندگان بیان میکند:
«بَشِيرًا وَنَذِيرًا»
بشارتدهنده و هشداردهنده.
بشارت و انذار هر دو هنگامی معنا دارند که مخاطب بتواند انتخاب کند. بشارت، راه و فرجام نیک را پیش چشم او میگذارد و انذار، پیامد رویگردانی را به او هشدار میدهد. اما هیچکدام به معنای اجبار نیست. انسان باید بشنود، بسنجد و خودش پاسخ دهد.
به دنبال همین وصف، آیه میگوید:
«وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ»
تو درباره اصحاب جحیم بازخواست نمیشوی.
بر عهدهٔ رسول نیست که همهٔ مردم را به ایمان برساند. اگر حق را رسانده، بشارت داده و هشدار داده است، کسی که پس از آن میپذیرد یا روی میگرداند، خود مسئول انتخابش است. پیامبر نمیتواند ایمان را به زور در قلب کسی جای دهد؛ فرجام انتخابی هم که دیگری آگاهانه برای خود کرده، بر دوش او نیست.
آیات دیگر قرآن نیز همین مرز را روشن میکنند:
«مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ»
مائده ۵:۹۹
بر رسول جز رساندن پیام نیست.
و:
«فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ»
رعد ۱۳:۴۰
بر تو تنها رساندن است و حساب بر عهده ماست.
از این رو، نمیتوان موفقیت رسالت را فقط با شمار پیروان سنجید. رسول باید حق را امانتدارانه برساند؛ حساب مردم نزد خداست.
غاشیه ۸۸:۲۱ و ۸۸:۲۲ نیز این مسئولیت و حد آن را بیپرده بیان میکند:
«فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِرٍ»
یادآوری کن؛ تو تنها یادآوریکنندهای. بر آنان مسلط نیستی.
و در یونس ۱۰:۹۹ میخوانیم:
«أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»
آیا تو مردم را مجبور میکنی تا مؤمن شوند؟
وقتی این آیات را کنار بقره ۲:۱۱۹ میخوانیم، مرز مسئولیت رسول روشنتر میشود. او باید حق را بگوید، اما ایمان را نمیتوان با زور ساخت. هشدار دادن وظیفهٔ اوست؛ تصمیم گرفتن به جای انسان نیست.
از همینجا میتوان پیوند آیه را با «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» در بقره ۲:۲۵۶ فهمید. نفی اکراه به این معنا نیست که انتخاب انسان اهمیتی ندارد. خودِ «بشیر» و «نذیر» بودن رسول نشان میدهد که انتخاب پیامد دارد. آزادی انسان، آزادی از مسئولیت نیست؛ او در پاسخ دادن آزاد است و درست به همین دلیل، مسئول پاسخ خود نیز هست. این پیوند میان آزادی ایمان، وظیفهٔ ابلاغ و مرز آن با اجبار، در مقالهٔ اکراه در دین نیست؛ وظیفهٔ پیامبر ابلاغ است به تفصیل بررسی شده است.
پس باید این سه را از هم بازشناخت: حق از جانب خداست؛ رساندن آن و هشدار دادن بر عهدهٔ رسول است؛ و انسان خود باید آن را بپذیرد یا رد کند و مسئول انتخابش باشد.
پیامبر مأمور نیست مردم را با زور نجات دهد. مأمور است حق را روشن و امانتدارانه برساند. پس از آن، هرکس با انتخاب خود راهش را ادامه میدهد و حساب نهایی او با خداست.