ای فرزندان اسرائیل، نعمت مرا که بر شما ارزانی داشتم یاد کنید، و اینکه شما را بر جهانیان فضیلت دادم.
بنی اسرائیل از ستم فرعون رهایی یافته بودند، کتاب به آنان رسیده بود و پیامبرانی در میانشان برخاسته بودند. این گذشته را میشد با سپاس به یاد آورد و از آن راه آموخت؛ میشد هم تنها به آن بالید و خود را از دیگران برتر دانست. دعوت خداوند به یاد نعمت، آنان را به بخشنده این عطاها و مسئولیتی که در برابرشان دارند بازمیگرداند.
همین متن آیه عینا پیشتر در بقره ۲:۴۷ آمده و معنای نعمت، فضیلت بنی اسرائیل و مسئولیتی که با این عطا همراه است در آنجا به صورت گستردهتر بررسی شده است.
«فضلتکم» یعنی شما را برتری دادم. این برتری را باید در آنچه به آنان بخشیده شده بود شناخت. جاثیه ۴۵:۱۶ از کتاب، حکم، نبوت و روزیهای پاک نام میبرد و در کنار همین عطاها از فضیلت بنی اسرائیل بر جهانیان سخن میگوید. در خوانش ما، این جایگاه به برخورداری ویژه آنان در آن دوره مربوط است؛ نه به برتری خون و نژادشان یا ضمانت نجات همه نسلهایشان. کسی که راه برایش روشنتر شده، مسئولیت بیشتری در برابر آن دارد، نه اجازه بیشتری برای نادیده گرفتن حق.
یوسف نیز راه توحید را فضل خدا بر خود و بر مردم میداند و از ناسپاسی بیشتر مردم سخن میگوید (یوسف ۱۲:۳۸). پس بهرهمند شدن از هدایت، راه آن را به ملک یک خاندان تبدیل نمیکند. شکر چنین نعمتی در وفاداری به آن پیدا میشود.
در آیه ۱۲۱، سخن از همین وفاداری بود: کسانی حق تلاوت کتاب را ادا میکنند و به آن ایمان دارند، و کسانی به آن کفر میورزند. پس از آن، یادآوری نعمت پرسشی نزدیک پیش روی بنی اسرائیل میگذارد: با کتابی که به شما داده شده چه کردهاید؟ اگر کتاب از نعمتهای بزرگ خداست، نمیتوان به داشتنش افتخار کرد و سخنش را هرجا با خواستههای خود ناسازگار شد کنار گذاشت. یاد نعمت در اینجا به زندگی امروز آنان برمیگردد؛ میراث پیامبران به آنان رسیده بود، اما وفاداری به آن را باید خودشان نشان میدادند.