ریشه قرآنی ع م ل
کار کردن، انجام دادن و آنچه از فاعل صادر میشود
ریشه ع م ل از پرکاربردترین خانوادههای واژگانی قرآن است. در فارسی، «عمل» به سبب سابقه دینی و اخلاقی خود غالبا واژهای سنگینتر از «کار» یا «انجام دادن» به نظر میرسد؛ اما معنای لغوی ریشه را نباید از همین بار متاخر آغاز کرد.
ابن فارس ع م ل را اصلی واحد میداند که در هر کاری که انجام میشود کاربرد دارد. منابع لغوی نیز «عمل» را کار، پیشه و انجام دادن میدانند. بنابراین هسته این ریشه در آغاز سادهتر از تعریفهایی مانند «کار آگاهانه، هدفمند و مسئولیتپذیر» است: کار کردن، به کاری پرداختن، انجام دادن، و آنچه انجام شده است.
قرآن همین واژه عمومی را در شبکهای گسترده از خیر و شر، صلاح و فساد، ساختن، کارگزاری، پاداش، کیفر و حساب به کار میگیرد. این سیاقها به عمل جهت و ارزش میدهند، اما همه این ویژگیها جزء معنای خود ریشه نیستند.
صورتهای قرآنی
ریشه ع م ل در قرآن ۳۶۰ بار آمده است. بخش اصلی این کاربردها فعل مجرد عَمِلَ و صورتهای گوناگون آن است. در کنار آن، اسم عَمَل و جمع أَعْمَال، اسم فاعل عَامِل و جمع آن، و یک صورت مؤنث عَامِلَة نیز دیده میشود.
عَمِلَ / يَعْمَلُ
کار کردن و انجام دادن
عَمَل / أَعْمَال
کار و مجموعه کارها
عَامِل
انجامدهنده کار
عَامِلَة
صورت مؤنث اسم فاعل
قرآن از بابهای فعلی مزید این ریشه مانند «أعمل»، «استعمل» یا «اعتمل» استفاده نمیکند. مرکز خانواده قرآنی همان عمل کردن، عمل و عامل است.
۱. ع م ل در عربی کهن
ابن فارس درباره این ریشه میگوید:
العَيْنُ وَالْمِيمُ وَاللَّامُ أَصْلٌ وَاحِدٌ صَحِيحٌ، وَهُوَ عَامٌّ فِي كُلِّ فِعْلٍ يُفْعَلُ
یعنی این ریشه خانوادهای عمومی برای کاری است که انجام میشود.
منابع لغوی دیگر نیز «عمل» را با کار، پیشه و فعل توضیح دادهاند و کاربردهایی برای کار کردن، ساختن، کشاورزی، حفر، خدمت و کارگزاری ثبت کردهاند. این خانواده حتی درباره حیواناتی که برای کار به کار گرفته میشدند نیز استعمال داشته است.
این دادهها نشان میدهند که اخلاقی بودن، مسئولیتپذیری، نیت خاص یا انسان بودن فاعل جزء تعریف ضروری خود ریشه نیست.
راغب اصفهانی تمایز دقیقتری پیشنهاد کرده و عمل را فعلی دانسته که از موجود زنده با قصد صادر میشود و از این جهت آن را از «فعل» محدودتر گرفته است. این تحلیل میتواند یک گرایش مهم استعمالی را توضیح دهد، اما در برابر تعریف عمومیتر دیگر لغویان و کاربردهای گسترده زبان، نباید به قانون مطلق تبدیل شود.
آیا این ریشه تصویر مادی دارد؟
برای ع م ل تصویر مادی نخستین و قابل اثباتی در دست نیست.
میتوان برای توضیح مفهوم کار، انسانی را تصور کرد که با دست یا توان خود چیزی میسازد یا کاری را پیش میبرد، اما چنین تصویری شاهد ریشهشناختی نیست. ع م ل مانند ریشهای چون أ س ر نیست که بتوان «بستن» را به عنوان تصویر مادی روشن آن نشان داد.
داده کهن در اینجا سادهتر است: کار کردن و به کاری پرداختن.
۲. عمل به خودی خود نه صالح است و نه بد
یکی از روشنترین شواهد برای خنثی بودن خود ریشه این آیه است:
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ
«روزی که هر نفس آنچه از خیر انجام داده حاضر مییابد و آنچه از بدی انجام داده نیز...»
آل عمران، ۳۰
یک فعل واحد، عَمِلَتْ، هم با خیر و هم با سوء آمده است. بنابراین خیر یا شر بودن از خود ع م ل به دست نمیآید.
قرآن همچنین میگوید:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا
«هر کس کاری صالح انجام دهد، به سود خود اوست و هر کس بدی کند، بر خود اوست.»
فصلت، ۴۶
و:
مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ
«هر کس بدی انجام دهد، به آن جزا داده میشود.»
نساء، ۱۲۳
پس «عمل» میتواند در جهت خیر یا شر قرار گیرد و وصف و سیاق است که ارزش آن را تعیین میکند.
عمل صالح
یکی از پرتکرارترین ترکیبهای قرآن:
آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
است.
از نظر زبانی، دو جزء این ترکیب باید جدا بمانند:
عمل کاری است که انجام میشود؛
صالح وصف آن عمل است.
معنای دقیق صلاح از ریشه ص ل ح میآید، نه از ع م ل. بنابراین «عمل صالح» را نباید برای تعریف خود «عمل» به عباراتی مانند «کار اصلاحگر»، «کار هماهنگ با حق» یا «ایمان در صورت کار» تبدیل کرد، مگر آنکه بررسی مستقل ص ل ح چنین معنایی را برای آن سیاق تایید کند.
همراه شدن مکرر ایمان و عمل صالح در قرآن رابطه مهمی میان این دو میسازد، اما از عطف آنها نمیتوان نتیجه گرفت که یکی از نظر لغوی صورت بیرونی دیگری است.
۳. «أَحْسَنُ عَمَلًا» و سنجش عمل
قرآن در چند موضع از ساخت أَحْسَنُ عَمَلًا استفاده میکند. در ملک ۶۷:۲ آمده است:
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
«همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان از جهت عمل نیکوترید.»
این آیه نشان میدهد که عمل قابل سنجش و مقایسه است. تعبیر «أحسن عملا» نیز با «أكثر عملا» یکسان نیست؛ سخن از نیکوتر بودن عمل است، نه صرف بیشتر بودن آن.
اما معیارهایی مانند اخلاص، مقدار، دوام، صدق یا استواری از خود واژه عمل استخراج نمیشوند. اگر هر یک از این معیارها در فهم آیه دخیل باشند، باید از سیاق یا آیات دیگر اثبات شوند.
۴. عمل و مسئولیت در قرآن
هرچند مسئولیت جزء تعریف لغوی ع م ل نیست، قرآن بارها عمل انسان را با نتیجه، داوری و جزا پیوند میدهد.
در نحل ۱۶:۱۱۱ آمده است:
وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ
«و به هر نفس آنچه انجام داده به تمامی داده میشود.»
در توبه ۹:۱۰۵:
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ
«و بگو: عمل کنید؛ پس آن معبود یگانه عمل شما را خواهد دید، و رسول او و مؤمنان نیز.»
و در بسیاری از آیات ساخت:
بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
تکرار میشود.
این مجموعه نشان میدهد که در شبکه معنایی قرآن، عمل انسان موضوع مشاهده، حساب و پیامد قرار میگیرد. اما این نکته باید از تعریف لغوی ریشه جدا بماند.
«عمل» در لغت به معنای «کاری که حتما ثبت میشود و به فاعل بازمیگردد» نیست؛ قرآن در نظام داوری خود چنین نسبتی میان انسان و اعمالش برقرار میکند.
۵. کوچکترین عمل
در زلزال آمده است:
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
«پس هر کس به وزن ذرهای خیر انجام دهد، آن را خواهد دید؛ و هر کس به وزن ذرهای شر انجام دهد، آن را خواهد دید.»
زلزال، ۷–۸
باز هم خود يعمل از نظر اخلاقی خنثی است. «خير» و «شر» جهت عمل را تعیین میکنند.
این آیات همچنین نشان میدهند که در داوری قرآن، کوچکی مقدار عمل سبب نادیده گرفته شدن آن نمیشود. این ویژگی از کل ساخت آیات به دست میآید، نه از معنای لغوی ع م ل.
۶. «أَعْمَال»: مجموعه کارهای انسان
جمع أَعْمَال در قرآن برای مجموعه کارهای اشخاص و گروهها به کار میرود.
گاهی اعمال نتیجه و ارزش مثبت دارند و گاهی بیاثر یا نابود میشوند. قرآن از «حبط اعمال» سخن میگوید و در فرقان ۲۵:۲۳ میگوید:
وَقَدِمْنَا إِلَىٰ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا
«و به آنچه از عمل انجام دادهاند میپردازیم و آن را غباری پراکنده میگردانیم.»
وجود عمل به خودی خود ارزش نهایی آن را تضمین نمیکند. چیزی میتواند واقعا «عمل» باشد اما در داوری قرآنی نتیجه مطلوب نداشته باشد.
همین نکته بار دیگر نشان میدهد که ارزش اخلاقی یا اخروی جزء خود ریشه نیست.
۷. عمل در کار، ساختن و تولید
کاربرد ع م ل به حوزه اخلاق محدود نیست.
درباره کسانی که برای سلیمان کار میکردند آمده است:
يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَاسِيَاتٍ
«برای او هرچه میخواست از محرابها، تمثالها، کاسههای بزرگ چون حوضها و دیگهای استوار میساختند.»
سبأ، ۱۳
در اینجا يعملون با توجه به مفعولهای جمله میتواند در فارسی «میساختند» ترجمه شود. این ترجمه از سیاق میآید؛ معنای عمومی فعل همان کار و انجام دادن است.
در ادامه همان آیه آمده است:
اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا
«ای خاندان داود، به شکر عمل کنید.»
اینجا نیز «شکرا» ساخت جمله را تعیین میکند. آیه میان عمل و شکر پیوند برقرار میکند، اما از این پیوند نمیتوان نتیجه گرفت که «شکر» از نظر لغوی همیشه عمل است یا ع م ل ذاتا معنای شکر دارد.
۸. «عَامِل»: انجامدهنده کار
اسم فاعل عامل در قرآن کاربرد عمومی دارد.
در توبه ۹:۶۰ آمده است:
وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا
«و کسانی که بر آن کار میکنند.»
سیاق صدقات نشان میدهد که این افراد کارگزاران آن امرند. اما «کارگزار صدقات» معنای خود واژه عامل نیست؛ ترکیب عليها و سیاق، نوع کار آنان را مشخص میکند.
قرآن در صافات ۳۷:۶۱ نیز میگوید:
لِمِثْلِ هَٰذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ
«برای مانند این باید عملکنندگان عمل کنند.»
و در فصلت ۴۱:۵:
فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ
«پس عمل کن؛ ما نیز عملکنندگانیم.»
در این موارد «عامل» همان کسی است که کاری انجام میدهد.
صورت مؤنث نیز در غاشیه آمده است:
عَامِلَةٌ نَاصِبَةٌ
غاشیه، ۳
پس «عامل» عنوانی عمومی برای انجامدهنده کار است و فقط در بعضی سیاقها معنای اجرایی یا اداری پیدا میکند.
۹. دو آیهای که باید باز بمانند
«إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ»
در هود ۱۱:۴۶ آمده است:
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ
در قرائت رایج، عَمَلٌ اسم است؛ اما از قدیم درباره مرجع ضمیر «إنه» اختلاف وجود داشته است.
گروهی آن را به درخواست نوح بازگرداندهاند: این درخواست، عملی غیرصالح است. گروهی آن را به فرزند نسبت دادهاند و مصدر را به صورت وصفی فهمیدهاند. افزون بر این، در قرائتی دیگر صورت:
إِنَّهُ عَمِلَ غَيْرَ صَالِحٍ
نقل شده است: «او کاری غیرصالح انجام داده است.»
بنابراین این آیه را نمیتوان بدون حل این مسائل به شاهدی قطعی برای این ادعا تبدیل کرد که «انسان خود به عملش تبدیل میشود» یا «عمل هویت واقعی انسان است».
نکته مطمئن برای مطالعه ع م ل این است که عمل میتواند با صالح و غیر صالح وصف شود.
«وَمَا تَعْمَلُونَ»
در صافات ۳۷:۹۵–۹۶ آمده است:
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ
«گفت: آیا آنچه را میتراشید میپرستید؟ و آن معبود یگانه شما و آنچه را عمل میکنید آفریده است.»
درباره ما تعملون از قدیم دو تحلیل نحوی اصلی مطرح بوده است. «ما» میتواند موصول باشد و به «آنچه میسازید» اشاره کند، یا مصدری فهمیده شود و «عمل شما» را برساند.
بافت بتتراشی خوانش نخست را تقویت میکند، اما خود ریشه ع م ل این اختلاف نحوی را حل نمیکند. بنابراین در مطالعه ریشه نباید یکی از این دو را به عنوان معنای قطعی خود ع م ل معرفی کرد.
۱۰. تفاوت با ریشههای نزدیک
ع م ل (عَمَل) در مقایسه با ف ع ل (فَعَل): عمل و فعل
این دو خانواده بسیار نزدیکاند و منابع قدیم نیز مرز یکسانی میان آنها ترسیم نکردهاند.
ابن فارس عمل را خانوادهای عمومی برای کاری میداند که انجام میشود، اما درباره فعل میگوید این ریشه بر پدید آوردن چیزی، از عمل و غیر عمل، دلالت دارد. در این دستگاه، «فعل» از «عمل» گستردهتر است.
راغب نیز عمل را محدودتر از فعل میگیرد و آن را بیشتر با کنشی که از موجود زنده با قصد صادر شود پیوند میدهد.
این دادهها اجازه میدهند یک گرایش محتاطانه مطرح شود:
فعل واژه بسیار عمومی برای انجام یافتن یا پدید آمدن یک کنش است؛
عمل بیشتر به کاری نسبت داده میشود که فاعل به آن میپردازد و میتوان آن را کار یا کردار او دانست.
اما «آگاهی کامل»، «هدفمندی»، «مسئولیت اخلاقی» یا «اثر ماندگار» نباید جزء اجباری همه کاربردهای عمل دانسته شوند.
ع م ل (عَمَل) در مقایسه با ص ن ع (صَنَع): کار و ساختن
ریشه ص ن ع بیشتر به ساختن و پدید آوردن چیزی و در بعضی کاربردها به مهارت در ساخت گرایش دارد.
قرآن در هود ۱۱:۱۶ هر دو خانواده را کنار هم میآورد:
وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
این عطف به تنهایی مرز قطعی میان دو ریشه نمیسازد، اما نشان میدهد که قرآن میتواند آنها را جداگانه به کار ببرد.
گرایش عمومی چنین است:
عمل دامنه گستردهتری از کار و کردار دارد؛
صنع بیشتر به ساختن و پدید آوردن چیزی گرایش دارد.
به همین دلیل، «يعملون» در سبأ ۳۴:۱۳ به سبب اشیایی که پس از آن ذکر میشوند میتواند طبیعی به «میساختند» ترجمه شود.
ع م ل (عَمَل) در مقایسه با ك س ب (كَسَب): انجام دادن و به دست آوردن
ریشه ك س ب با طلب و به دست آوردن ارتباط دارد.
در قرآن هر دو خانواده میتوانند در قلمرو مسئولیت انسان قرار گیرند، اما زاویه آنها یکسان نیست:
عمل خود کاری است که انجام میشود؛
کسب چیزی است که شخص برای خود به دست میآورد یا حاصل میکند.
قرآن حتی از «کسب إثم» و «کسب سيئة» سخن میگوید. بنابراین مفهوم «حاصل و پیامدی که به انسان تعلق میگیرد» به میدان کسب نزدیکتر است و نباید بیدلیل داخل تعریف ع م ل گذاشته شود.
۱۱. راهنمای ترجمه
عَمِلَ / يَعْمَلُ بسته به سیاق میتواند «کرد»، «انجام داد»، «عمل کرد»، «کار کرد» یا در زمینه ساختن «ساخت» ترجمه شود.
عَمَل میتواند «کار»، «عمل» یا «کردار» باشد.
أَعْمَال «اعمال» یا «کارها» است و خود واژه جهت مثبت یا منفی را تعیین نمیکند.
عَامِل «عملکننده»، «کارکننده» یا با توجه به سیاق «کارگزار» است.
در:
آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
میتوان گفت:
«ایمان آوردند و کارهای صالح انجام دادند.»
در:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا
«هر کس کاری صالح انجام دهد.»
در:
أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
«کدامتان از جهت عمل نیکوترید.»
در:
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ
«و بگو: عمل کنید؛ پس آن معبود یگانه عمل شما را خواهد دید.»
نوع دقیق ترجمه در هر آیه باید از نقش نحوی، مفعول، وصف و سیاق همان آیه تعیین شود.
جمعبندی
ریشه ع م ل در اساس خانوادهای برای کار کردن، انجام دادن و کاری است که از فاعل صادر میشود. منابع کهن آن را بسیار عمومیتر از بار اخلاقی و دینیای تعریف میکنند که واژه «عمل» بعدها در فارسی و ادبیات دینی پیدا کرده است.
قرآن نیز خود نشان میدهد که عمل به ذات خود نه خیر است و نه شر. همان فعل درباره «خير» و «سوء» به کار میرود. «صالح» در «عمل صالح» وصفی جداگانه است و ارزش عمل را مشخص میکند.
عمل در قرآن با مسئولیت، حساب، دیدن، جزا و نتیجه پیوند گسترده دارد، اما اینها بخشی از نگاه قرآن به اعمال انسان هستند، نه تعریف لغوی ع م ل. نباید از اینکه اعمال انسان در قرآن حساب میشوند نتیجه گرفت که «عمل» در خود زبان یعنی «کاری که نتیجهاش به انسان بازمیگردد».
این ریشه به اخلاق نیز محدود نیست. قرآن از ساختن اشیا، کار کردن بر صدقات و دیگر فعالیتهای عملی با همین خانواده سخن میگوید. «عامل» نیز در اصل کسی است که کاری انجام میدهد و فقط در بعضی سیاقها «کارگزار» میشود.
دو آیه نیز باید محتاطانه باقی بمانند. در هود ۱۱:۴۶، «إنه عمل غير صالح» از نظر قرائت و مرجع ضمیر محل اختلاف است و نباید از آن نظریهای قطعی درباره هویت انسان و عمل ساخت. در صافات ۳۷:۹۶ نیز «ما تعملون» میان «آنچه میسازید» و «عمل شما» قابل تحلیل بوده و خود ریشه این اختلاف نحوی را حل نمیکند.
مقایسه با ریشههای نزدیک نشان میدهد که فعل میدان عمومیتری برای کنش دارد، صنع بیشتر به ساختن و پدید آوردن گرایش دارد و کسب بیشتر بر به دست آوردن و حاصل کردن تمرکز میکند. ع م ل در میان اینها بر خود کار و انجام یافتن آن از سوی فاعل متمرکز است.
برآیند محتاطانه این ریشه چنین است:
ع م ل: خانوادهای برای کار کردن و انجام دادن؛ کاری که به فاعل نسبت داده میشود و میتواند مادی، اجرایی، اخلاقی، صالح، بد یا خنثی باشد. ارزش، هدف، نتیجه و مسئولیت دقیق آن از وصف، مفعول و سیاق به دست میآید، نه از خود ریشه به تنهایی.