ریشه قرآنی ن ب أ
خبر، آگاه ساختن و عنوان «نبی»
ریشه ن ب أ در قرآن در میدان خبر و آگاه ساختن حرکت میکند. «نبأ» خبری است که به مخاطب میرسد، «أنبأ» و «نبأ» کسی را از چیزی آگاه کردناند، و از همین خانواده در ساخت صرفی قرآن، «نبوت» و «نبی» نیز قرار گرفتهاند.
با این حال، «نبی» از نظر تاریخ اشتقاق نیازمند دقت بیشتری از دیگر مشتقهای این خانواده است. در سنت لغوی عربی، گروهی آن را از نبأ و أنبأ، یعنی خبر و خبر دادن، گرفتهاند و صورت مهموز «نبيء» را شاهد این پیوند دانستهاند. در برابر، تحلیل دیگری آن را با خانوادهای مربوط به بلندی و رفعت مرتبط کرده است. هر دو تحلیل قدیمیاند و نباید یکی را تنها به دلیل سازگاری بیشتر با یک برداشت کلامی انتخاب کرد.
دادههای عبری و آرامی نیز نشان میدهند که عنوان همخانواده «نبی» بسیار کهن و در زبانهای سامی دیگر نیز تثبیتشده بوده است. این شواهد پیوند این عنوان با نبوت و سخن نبوی را تقویت میکنند، اما جهت دقیق تحول تاریخی واژه را به تنهایی تعیین نمیکنند.
صورتهای قرآنی
خانواده ن ب أ در قرآن ۱۶۰ بار آمده است: صورتهای باب تفعيل نَبَّأَ ۴۶ بار، باب افعال أَنْبَأَ چهار بار، باب استفعال یک بار، نَبَأ و جمع آن ۲۹ بار، نُبُوَّة پنج بار و نَبِيّ و جمعهای آن ۷۵ بار.
این طبقهبندی با پیوند نبی و ن ب أ سازگار است، اما خود شمارش صرفی مسئله تاریخی اشتقاق را قطعی نمیکند. بنابراین بهتر است نخست معنای روشن «نبأ» و افعال آن بررسی شود و سپس درباره «نبی» داوری شود.
نبأ؛ خبر، نه لزوما پیشگویی و نه لزوما خبر قطعی
قرآن «نبأ» را برای انواع مختلف خبر به کار میبرد.
درباره گذشته میگوید:
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ
«خبر دو پسر آدم را به حق بر آنان بخوان.»
مائده، ۲۷
و:
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ
«خبر نوح را بر آنان بخوان.»
یونس، ۷۱
درباره وضع موجود هدهد میگوید:
وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
«و از سبأ برایت خبری یقینی آوردهام.»
نمل، ۲۲
و قرآن از:
النَّبَإِ الْعَظِيمِ
و:
نَبَأٌ عَظِيمٌ
نیز سخن میگوید.
این ترکیبها نشان میدهند که «نبأ» میتواند خبر مهمی باشد، اما عظمت و یقین جزء اجباری معنای خود واژه نیستند. اگر یقین در خود «نبأ» نهفته بود، وصف «نبأ یقین» بخش مهمی از کار خود را از دست میداد.
حجرات ۴۹:۶ این نکته را روشنتر میکند:
إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
«اگر فاسقی برای شما خبری آورد، بررسی کنید.»
پس اینکه چیزی «نبأ» است، صدق آن را تضمین نمیکند. خبر میتواند نیازمند تحقیق و روشنسازی باشد.
همچنین «نبأ» ذاتا به معنای خبری نیست که انسان هیچ راه عادی برای دسترسی به آن ندارد. خبر هدهد از سبأ گزارشی است که او با مشاهده و سفر به دست آورده است. هنگامی که قرآن از:
مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
سخن میگوید، غیبی بودن خبر از الْغَيْبِ میآید، نه از خود «أنباء».
پس نبأ میتواند درباره گذشته، حال، آینده یا امری پنهان باشد. زمان و میزان دسترسی مخاطب به خبر را سیاق تعیین میکند.
«أَنْبَأَ» و «نَبَّأَ»؛ آگاه ساختن
معنای فعلی این خانواده در قرآن بسیار روشن است.
در داستان آدم آمده است:
أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ
«مرا از نامهای اینها آگاه کنید.»
و سپس:
يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ
«ای آدم، آنان را از نامهایشان آگاه کن.»
در تحریم ۶۶:۳، چند صورت همین خانواده پشت سر هم آمدهاند:
فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هَٰذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ
«پس هنگامی که او را از آن آگاه ساخت، گفت: چه کسی تو را از این آگاه کرد؟ گفت: آن دانای آگاه مرا خبر داد.»
در این ساختها، هسته واژه چیزی پیچیدهتر از خبر دادن و آگاه ساختن نیست.
آن معبود یگانه نیز بارها میگوید انسانها را از اعمال یا اختلافهایشان آگاه خواهد کرد:
فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
و:
فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
این خبر دادن حتی درباره چیزی است که خود انسان پیشتر انجام داده است. پس «نبأ» و «تنبئه» را نباید با «پیشگویی آینده» یکی گرفت.
مسئله اشتقاق «نبی»
پیوند «نبی» با ن ب أ در سنت عربی پشتوانه جدی دارد.
لغویانی گفتهاند نبی کسی است که از سوی آن معبود یگانه خبر میدهد. صورت مهموز نبيء نیز در عربی شناخته شده و در بعضی قرائتها صورتهای مربوط به نبی با همزه خوانده شدهاند. از این دیدگاه، «نبي» میتواند صورت تخفیفیافته «نبيء» باشد و با نبأ و أنبأ در یک خانواده قرار گیرد.
این تحلیل از نظر معنا نیز طبیعی است. افعال ن ب أ در قرآن برای خبر دادن و آگاه ساختناند و نبی شخصی است که با خبر و اعلام الهی ارتباط دارد.
اما تحلیل دیگری نیز از قدیم وجود داشته است. در عربی، خانوادهای نزدیک برای بلندی، برجستگی و بالا بودن ثبت شده و بعضی لغویان «نبی» را از همین میدان دانستهاند؛ یعنی کسی که جایگاهش بلند شده است.
وجود این تحلیل رقیب را نباید پنهان کرد. همچنین نمیتوان تنها از شباهت معنایی میان نبی و خبر نتیجه گرفت که تاریخ اشتقاق کاملا حل شده است.
آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که پیوند نبی با ن ب أ از نظر صورت عربی، قرائت و معنا پشتوانه واقعی دارد و صرفا یک بازی متاخر با واژه نیست؛ اما ادعای منشأ تاریخی قطعی باید محتاط بماند.
عبری و آرامی؛ یک خانواده سامی کهن
داده تطبیقی این بحث را عمیقتر میکند.
در عبری، صورت بسیار نزدیک «نبی» عنوان شخصی است که در مقام نبوت سخن میگوید. در همان زبان، فعلی از این خانواده برای نبوت کردن به کار میرود.
در آرامی نیز صورت نزدیک «نبی» برای نبی ثبت شده و در برخی شاخههای آن زبان حتی معنای سخنگوی دیگری دیده میشود. فعل همخانواده نیز برای نبوت کردن به کار میرود و واژههای مربوط به نبوت و زن نبی از همان خانواده ساخته شدهاند.
این گستردگی نشان میدهد که «نبی» یک اصطلاح تازه ساختهشده در عربی اسلامی نیست؛ عنوانی بسیار کهن در خانواده زبانهای سامی است.
اما همین قدمت سبب نمیشود بتوانیم با اطمینان بگوییم کدام صورت در ابتدا از کدام مشتق شده است. ممکن است اسم نبی بسیار کهن باشد و افعال مربوط به نبوت بعدها از آن ساخته شده باشند؛ ممکن است رابطه تاریخی پیچیدهتری وجود داشته باشد. داده تطبیقی، قدمت و خویشاوندی خانواده را نشان میدهد، نه لزوما جهت تحول آن را.
همچنین نباید اختلاف لغویان عرب میان «نبأ» و «بلندی» را صرفا با این توضیح حل کرد که واژه از زبانهای سامی دیگر وارد عربی شده است. برای چنین ادعایی شاهد تاریخی مستقلی لازم است.
آنچه داده سامی با قدرت بیشتری نشان میدهد این است که خانواده نبی و نبوت مستقل از میدان ر س ل و فرستادن است. این نکته برای فهم تفاوت نبی و رسول اهمیت مستقیم دارد.
نبوت، کتاب و حکم
قرآن در چند آیه «نبوت» را در کنار «کتاب» و «حکم» قرار میدهد.
در آل عمران ۳:۷۹ آمده است:
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ
«برای هیچ انسانی نیست که آن معبود یگانه به او کتاب و حکم و نبوت بدهد...»
در انعام ۶:۸۹:
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ
و در جاثیه ۴۵:۱۶:
وَآتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ
سه عنوان کتاب، حکم و نبوت جداگانه عطف شدهاند.
در عنکبوت ۲۹:۲۷ نیز:
وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ
و در حدید ۵۷:۲۶ همین دو عنوان کنار هم آمدهاند.
این ساختها رابطه نبوت و کتاب را نشان میدهند، اما یکی بودن آن دو را نه. اگر نبوت در خود معنایش «داشتن کتاب» بود، قرآن همچنان میتوانست برای تاکید هر دو را ذکر کند، اما مجموعه استعمالها هیچ دلیلی به دست نمیدهد که «کتاب» را تعریف خود نبوت بدانیم.
بقره ۲:۲۱۳
آیه میگوید:
فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ
«پس آن معبود یگانه نبیان را بشارتدهنده و هشداردهنده برانگیخت و با آنان کتاب را به حق فروفرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف کرده بودند داوری کند.»
آیه میان نبیان و کتاب ارتباط برقرار میکند، اما نمیگوید هر نبی یک کتاب مستقل و تازه دریافت کرده است.
النبيين جمع است و الكتاب مفرد. مفرد بودن «الكتاب» به تنهایی ثابت نمیکند که یک کتاب تاریخی واحد منظور است، زیرا میتواند جنس کتاب باشد؛ اما همان ساخت نیز رابطه یکبهیک «یک نبی = یک کتاب» ایجاد نمیکند.
مهمتر اینکه موضوع جمله داوری میان مردم در اختلافشان است. آیه توضیح میدهد کتاب در این شبکه وحی چه نقشی دارد، نه اینکه شرط لغوی نبوت را تعریف کند.
مائده ۵:۴۴ مسئله را روشنتر میکند:
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ
«ما تورات را فروفرستادیم؛ در آن هدایت و نور بود؛ نبیان با آن حکم میکردند.»
اینجا تورات یکی است و نبیان متعددند. پس چند نبی میتوانند در چارچوب کتابی که پیش از آنان نازل شده است حکم کنند.
درباره یحیی نیز آمده است:
يَا يَحْيَىٰ خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ
«ای یحیی، کتاب را با قوت بگیر.»
مریم، ۱۲
اما قرآن کتاب تازهای به نام کتاب یحیی معرفی نمیکند.
بنابراین دو گزاره را باید از هم جدا نگه داشت:
نبی با کتاب و وحی ارتباط دارد.
و:
هر نبی یک کتاب مستقل و تازه دارد.
اولی با قرآن سازگار است؛ دومی از این آیات به دست نمیآید.
نبی و رسول
بررسی ن ب أ مرز مقاله ر س ل را نیز روشنتر میکند.
رسول از خانواده فرستادن و رسالت است. شخص از سوی فرستندهای برای ماموریتی روانه میشود.
نبی عنوان دیگری است و، در تحلیل ن ب أ، با خبر و اعلام نبوی ارتباط دارد؛ و حتی اگر تحلیل ریشهای «بلندی» پذیرفته شود، باز هم از ریشه ر س ل نیست.
قرآن موسی را:
رَسُولًا نَبِيًّا
مینامد.
همین دو وصف درباره اسماعیل آمده است و درباره محمد نیز:
الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ
یک شخص میتواند همزمان رسول و نبی باشد، زیرا دو عنوان از یک زاویه سخن نمیگویند.
حج ۲۲:۵۲ حتی میگوید:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ
پس هم رسول و هم نبی میتوانند ارسال شوند. تفاوت آنها این نیست که یکی فرستاده میشود و دیگری نمیشود.
کتاب نیز مرز میان آنها نیست. نبیان میتوانند با تورات حکم کنند و رسولان میتوانند در امتداد وحی پیشین بیایند. داشتن کتاب تازه یا شریعت تازه را باید درباره هر شخصیت از آیات خودش بررسی کرد، نه اینکه آن را داخل تعریف «نبی» یا «رسول» گذاشت.
در نتیجه، ترجمه هر دو عنوان به یک واژه فارسی بخشی از ساخت قرآن را از میان میبرد.
مریم و دامنه عنوان نبی
در سوره مریم، مریم در یک زنجیره روایی با شخصیتهایی قرار گرفته که سپس درباره مجموعه آنان گفته میشود:
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ ... وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا
«آنان کسانیاند که آن معبود یگانه بر آنان نعمت بخشید؛ از نبیان... و از کسانی که هدایت و برگزیدیم.»
پیش از این جمع، مریم با:
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ
معرفی شده و سپس عیسی، ابراهیم، موسی، هارون، اسماعیل و ادریس در همان رشته روایت آمدهاند.
از نظر ساخت سوره، داخل دانستن مریم در مجموعهای که «أولئك» به آن اشاره دارد خوانشی جدی است. جمع مذکر نیز در عربی زن را از یک گروه مختلط بیرون نمیکند.
با این حال، قرآن عبارت مستقیم «مریم نبی است» را به کار نمیبرد. بنابراین باید میان شمول سیاقی و تصریح مستقیم تفاوت گذاشت.
خواندن مریم به عنوان «صديقة» نیز این احتمال را نفی نمیکند. قرآن درباره ابراهیم میگوید:
صِدِّيقًا نَبِيًّا
و درباره ادریس نیز همین دو وصف را کنار هم میآورد. پس «صدیق» و «نبی» در زبان قرآن دو عنوان ناسازگار نیستند.
این نمونه بار دیگر نشان میدهد که تعریف نبی را نمیتوان پیشاپیش با معیارهایی مانند جنسیت، داشتن کتاب مستقل یا آوردن شریعت تازه محدود کرد.
ترجمه
نَبَأ بسته به سیاق میتواند «خبر»، «گزارش» یا خود «نبأ» باشد. اگر خبر عظیم، یقینی یا غیبی است، این ویژگی باید از صفت و ساخت همان آیه ترجمه شود، نه اینکه در همه موارد داخل خود واژه قرار گیرد.
نَبَّأَ و أَنْبَأَ «خبر داد»، «آگاه ساخت» یا «از چیزی آگاه کرد» هستند.
در ترجمه نبی مشکل مهمتری وجود دارد. فارسی سنتی واژه «پیامبر» را هم برای رسول و هم برای نبی به کار برده است، در حالی که خود ساخت «پیامبر» به حامل پیام و در نتیجه به میدان رسول نزدیکتر است.
اگر «رسول» و «نبی» هر دو «پیامبر» ترجمه شوند، عبارت:
رَسُولًا نَبِيًّا
به دو واژه هممعنا فروکاسته میشود و تفاوت قرآن از میان میرود.
تا زمانی که معادل فارسی دقیقی که هم طبیعی باشد و هم میدان نبی را از رسول جدا نگه دارد تثبیت نشده است، حفظ خود واژه نبی دقیقتر است.
نبی را نیز نباید «پیشگو» ترجمه کرد. خانواده ن ب أ درباره خبر است و خبر میتواند مربوط به گذشته، حال، غیب یا آینده باشد.
جمعبندی
ریشه ن ب أ در قرآن بر خبر و آگاه ساختن استوار است. «نبأ» خبری است که به مخاطب میرسد، اما خود واژه صدق، عظمت، غیبی بودن یا آیندهبودن آن را تضمین نمیکند. قرآن «نبأ یقین» و «نبأ عظیم» میگوید، از بررسی نبأی آوردهشده توسط فاسق سخن میگوید و تنها در بعضی موارد با افزودن «الغيب» خبر را غیبی معرفی میکند.
افعال این خانواده نیز معنای روشنی دارند: انسان یا آن معبود یگانه دیگری را از چیزی آگاه میکند. خبر میتواند درباره چیزی باشد که گذشته، اکنون موجود، پنهان یا آینده است.
پیوند «نبی» با این خانواده از نظر زبان عربی، صورت مهموز و بعضی قرائتها پشتوانه جدی دارد. در برابر، تحلیل کهن دیگری آن را با بلندی پیوند میدهد و نباید این اختلاف را پنهان کرد.
عبری و آرامی نیز نشان میدهند که خانواده نبی و نبوت بسیار کهن و مشترک در زبانهای سامی است. این داده، استقلال نبی از میدان «فرستادن» ر س ل را تقویت میکند و ارتباط آن را با سخن نبوی نشان میدهد؛ اما جهت دقیق اشتقاق را به تنهایی حل نمیکند و علت اختلاف لغویان عرب را نیز نمیتوان بدون شاهد تاریخی به قدمت این واژه نسبت داد.
در قرآن، نبوت با کتاب و حکم رابطه واقعی دارد، اما با آنها یکی نیست. «الكتاب والحكم والنبوة» جداگانه کنار هم میآیند و مائده ۵:۴۴ نبیان متعددی را نشان میدهد که با یک تورات حکم میکنند. بنابراین پیوند نبی با کتاب را نباید انکار کرد، اما از آن نیز نمیتوان قاعده «هر نبی یک کتاب مستقل دارد» ساخت.
رسول و نبی نیز دو عنوان مستقلاند که میتوانند در یک شخص جمع شوند. رسول شخص را از جهت فرستاده شدن و رسالت معرفی میکند؛ نبی عنوانی از خانواده دیگری است. قرآن خود یک شخص را «رسولا نبيا» میخواند و حتی از «ارسال» هم رسول و هم نبی سخن میگوید.
برآیند محتاطانه این ریشه چنین است:
ن ب أ: خانوادهای بر محور خبر و آگاه ساختن. نبأ خبری است که به مخاطب میرسد و میتواند درباره گذشته، حال، غیب یا آینده باشد. پیوند نبی با این خانواده از نظر عربی و دادههای سامی پشتوانه جدی دارد، اما تاریخ دقیق اشتقاق به سبب وجود تحلیل کهن رقیب باید باز بماند. در کاربرد قرآن، نبی عنوانی مستقل از رسول است و نه داشتن کتاب مستقل و نه آوردن شریعت تازه جزء معنای خود این عنوان نیست.