ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ط ر ف

کناره، سویه، بخش، نگاه، و حرکت نگاه در کاربرد قرآنی

صورت‌های صرفی این ریشه

این صفحه متن ریشه ط ر ف را با تفکیک دو میدان اصلی آن بررسی می‌کند: کناره و سویه از یک سو، و چشم و نگاه از سوی دیگر.

از واژه‌های طَرَف، طَرَفَي، أَطْرَاف، طَرْف و قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ

معنای کوتاه ریشه

ریشه ط ر ف در یکی از میدان‌های اصلی خود بر کناره، انتها، سویه یا بخشی دلالت دارد که در نسبت با یک کل یا مرکز شناخته می‌شود.

در میدان دیگری، طَرْف بر چشم، نگاه، حرکت نگاه یا بازگشت آن دلالت می‌کند. فرهنگ‌های لغوی کلاسیک این دو میدان را ذیل یک ریشه گرد آورده‌اند، اما پیوند تاریخی دقیق میان «کناره» و «نگاه» را نمی‌توان با قطعیت اثبات کرد. ازاین‌رو، بهتر است این دو شاخه در تحلیل قرآنی جدا بررسی شوند، بدون آنکه الزاماً یک منشأ تصویری قطعی برای هر دو ادعا شود.

صورت‌های مهم ریشه

طَرَف به کناره، انتها، سوی، مرز یا بخشی از یک کل گفته می‌شود.

طَرَفَان و در حالت نصب و جر طَرَفَيْن، دو کناره یا دو سوی چیزی را نشان می‌دهند.

أَطْرَاف جمع طرف است و می‌تواند بر کناره‌ها، نواحی بیرونی، سویه‌ها یا بخش‌های انتهایی دلالت کند.

طَرْف در میدان دیداری به چشم، نگاه، حرکت نگاه یا توان بازگرداندن آن گفته می‌شود.

طَرْفَة یک حرکت کوتاه چشم یا پلک است. تعبیر طَرْفَةُ عَيْنٍ به زمانی به اندازه یک چشم‌برهم‌زدن اشاره دارد، هرچند این ترکیب به همین صورت در قرآن نیامده است.

طَرَفَ يَطْرِفُ در کاربرد لغوی می‌تواند به حرکت چشم یا پلک زدن مربوط باشد.

طَرِيف به چیز تازه، نو یا جالب گفته می‌شود.

طَارِف می‌تواند به مال یا چیزی گفته شود که تازه به دست آمده باشد، در برابر دارایی کهنه و موروثی.

اِسْتَطْرَفَ به معنای چیزی را تازه، شگفت یا جالب یافتن به کار می‌رود.

تَطَرَّفَ در اصل به معنای به کناره رفتن یا در سوی دور قرار گرفتن است. کاربرد امروزی آن برای افراط‌گرایی از تصویر دور شدن از میانه پدید آمده و معنای قرآنی این ریشه نیست.

در قرآن، صورت‌های اصلی این ریشه عبارت‌اند از:

طَرَفًا

طَرَفَيِ

أَطْرَاف

طَرْف

نکته زبان‌شناسی

در شاخه نخست، ط ر ف بر رابطه میان کل، مرکز و کناره استوار است. طرف جایی است که یک امتداد به پایان، مرز یا سوی بیرونی خود نزدیک می‌شود.

این معنا می‌تواند در چند میدان ظاهر شود:

کناره یک مکان؛

انتهای یک بازه زمانی؛

بخشی از یک گروه؛

نواحی بیرونی یک قلمرو؛

اندام‌های انتهایی بدن.

طرف الزاماً یک خط باریک و دقیق نیست. گاهی یک محدوده، ناحیه یا بخش واقع در سوی بیرونی یک کل است. به همین دلیل، «طرف روز» می‌تواند بازه‌ای نزدیک آغاز یا پایان روز باشد، نه فقط یک لحظه ریاضی.

در شاخه دوم، طَرْف به چشم و نگاه مربوط است. برخی لغویان کوشیده‌اند این معنا را با کناره یا پلک چشم پیوند دهند؛ اما این توضیح را نباید به‌عنوان یک حقیقت قطعی تاریخی پذیرفت. ممکن است این دو میدان معنایی در روند تاریخی زبان به یک ریشه نوشتاری و آوایی واحد رسیده باشند، یا پیوندی کهن میان آن‌ها وجود داشته باشد که امروز به‌طور کامل قابل بازسازی نیست.

برای ترجمه قرآن، مهم‌تر از اثبات منشأ مشترک آن‌ها، تشخیص دقیق سیاق است:

طَرَف: کناره، سویه، بخش یا انتها.

طَرْف: چشم، نگاه یا حرکت نگاه.

تصویر مادی ریشه

در شاخه مکانی، روشن‌ترین تصویر، زمین، پارچه، راه یا بدنی است که مرکز و کناره دارد. هرچه از میانه دور شویم و به مرز یا انتها نزدیک شویم، به طرف آن رسیده‌ایم.

در زمان نیز همین تصویر به کار می‌رود. روز امتدادی دارد و آغاز و پایان آن می‌توانند دو طرف آن باشند.

در یک قلمرو، اطراف نواحی بیرونی و مرزی‌اند؛ بخش‌هایی که پیش از مرکز در معرض کاهش، گسترش یا نفوذ قرار می‌گیرند.

در شاخه دیداری، تصویر مادی نگاه انسان است که از او به سوی چیزی می‌رود و سپس بازمی‌گردد. در حالت عادی، نگاه میان اشیا جابه‌جا می‌شود؛ اما در هراس شدید ممکن است بر منظره‌ای قفل شود و توان بازگشت طبیعی خود را از دست بدهد.

در اینجا بهتر است از تعبیر «بازنگشتن پلک» پرهیز شود. در آیات مربوط، آنچه بازنمی‌گردد طرف به معنای نگاه است؛ یعنی جهت یا قوه دید بر امر هولناک ثابت مانده و به سوی صاحب نگاه بازنمی‌گردد.

تبصره تاریخی و کاربرد عربی کهن

در عربی کلاسیک، طَرَفُ الشَّيْءِ به انتها، کنار یا سوی بیرونی چیزی گفته می‌شد.

طرف می‌توانست درباره بخشی از یک گروه نیز به کار رود؛ بخشی که مانند جناح یا سوی آن مجموعه تصور می‌شد.

در میدان زمان، آغاز و پایان روز با تعبیرهای مربوط به طرف بیان می‌شدند. در میدان جغرافیا، اطراف زمین یا سرزمین، نواحی بیرونی و مرزی آن بودند.

در میدان دیداری، طرف برای چشم و نگاه به کار می‌رفت و عبارت‌هایی مانند بازگشت طرف، کوتاه داشتن طرف و نگاه کردن از طرفی پنهان شکل گرفته بود.

تعبیر قصر الطرف نیز در زبان ادبی عرب، تنها به پایین انداختن دائمی چشم محدود نبود. این تعبیر می‌توانست بر محدود کردن نگاه، نگریستن نکردن به دیگران و متمرکز ماندن توجه دلالت کند. در برخی بافت‌های شعری و فرهنگی، چنین تعبیری با دلبستگی و وفاداری نیز پیوند می‌یافت.

بااین‌حال، نباید همه بارهای فرهنگی متأخر یا شعری را جزء قطعی معنای قاموسی ترکیب قرآنی دانست. معنای مستقیم قاصرات الطرف همان کسانی است که دامنه نگاه خود را محدود می‌کنند.

کاربرد قرآنی ریشه

۱. بخشی از یک گروه

لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ

تا بخشی از کسانی را که کفر ورزیدند قطع کند، یا آنان را فروکوبد تا نومید بازگردند.

آل‌عمران ۳:۱۲۷

در این آیه، طَرَفًا به بخشی از یک جمع اشاره دارد. گروه مانند کلی تصور شده که بخشی یا جناحی از آن می‌تواند جدا، تضعیف یا قطع شود.

فعل لِيَقْطَعَ با این تصویر هماهنگ است: قرار نیست معنای آیه الزاماً نابودی همه گروه باشد؛ بلکه قطع شدن بخشی از نیرو یا جناح آنان مطرح است.

ترجمه‌های ممکن:

بخشی از کسانی که کفر ورزیدند؛

جناحی از آنان؛

بخشی از نیروی آنان.

«بخشی» برای ترجمه مستقیم مناسب‌تر است و «جناحی» می‌تواند در توضیح زبانی بیاید.

۲. دو سوی روز

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ

و صلات را در دو سوی روز و در نزدیکی‌هایی از شب برپا دار.

هود ۱۱:۱۱۴

طَرَفَيِ النَّهَارِ به دو سوی یا دو محدوده انتهایی روز اشاره دارد.

واژه طرف خود نام یک ساعت دقیق یا صلات مشخص نیست. طرف روز می‌تواند محدوده‌ای نزدیک آغاز یا پایان آن باشد، نه فقط یک نقطه بی‌امتداد.

بنابراین، ریشه به‌تنهایی برای استخراج یک جدول زمانی کامل کافی نیست. معنای مستقیم عبارت:

دو سوی روز.

۳. اطراف روز

وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ

و در ساعت‌هایی از شب و در اطراف روز تسبیح کن، باشد که خشنود شوی.

طه ۲۰:۱۳۰

در این آیه، أَطْرَافَ النَّهَارِ به صورت جمع آمده است.

جمع اطراف را نباید به این معنا گرفت که روز چندین انتهای هندسی مستقل دارد. طرف می‌تواند محدوده یا بخشی نزدیک یک سوی زمان باشد. دو سوی روز نیز هرکدام ممکن است بازه‌ها یا بخش‌هایی داشته باشند.

همچنین ساختار آیه میان:

آنَاءِ اللَّيْلِ

و:

أَطْرَافَ النَّهَارِ

نوعی توازن زبانی ایجاد می‌کند. جمع آمدن اطراف می‌تواند با ساختار جمعِ «ساعت‌های شب» و آهنگ تقابلی جمله نیز ارتباط داشته باشد. بااین‌حال، نباید این نکته بلاغی را تنها علت قطعی جمع دانست.

معنای محتاطانه:

اطراف روز؛

بخش‌هایی در دو سوی روز؛

زمان‌هایی نزدیک آغاز و پایان روز.

این عبارت به‌تنهایی یک تقسیم‌بندی تقویمی کامل یا تعداد معینی از صلات‌ها را ثابت نمی‌کند.

۴. کاستن از اطراف زمین

أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا

آیا ندیده‌اند که ما به زمین می‌آییم و از اطراف آن می‌کاهیم؟

رعد ۱۳:۴۱

أَفَلَا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا

آیا نمی‌بینند که ما به زمین می‌آییم و از اطراف آن می‌کاهیم؟

انبیاء ۲۱:۴۴

أَطْرَافِهَا به کناره‌ها، نواحی بیرونی یا مرزهای زمین و سرزمین اشاره دارد.

تصویر زبانی، کلی است که کاهش از نواحی بیرونی آن آغاز می‌شود. واژه مشخص نمی‌کند که این کاهش دقیقاً طبیعی، سیاسی، جغرافیایی، انسانی یا تمدنی است.

بنابراین، معنای مستقیم باید باز نگه داشته شود:

از اطراف آن می‌کاهیم.

یا:

از نواحی بیرونی آن می‌کاهیم.

تفسیرهای جزئی‌تر باید از سیاق گسترده‌تر بررسی شوند، نه از خود ریشه به‌تنهایی.

۵. نگاهِ بازنگشته

مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ

شتابان و سربرافراشته‌اند؛ نگاهشان به سوی آنان بازنمی‌گردد و دل‌هایشان تهی است.

ابراهیم ۱۴:۴۳

در این آیه، طَرْفُهُمْ به نگاه آنان اشاره دارد.

نگاه بر امر هولناک ثابت مانده و توان بازگشت طبیعی به سوی صاحب خود را ندارد. این تصویر درباره «شعاع نگاه» یا جهت دید است، نه صرفاً باز و بسته شدن پلک.

ترجمه‌های مناسب:

نگاهشان به سوی آنان بازنمی‌گردد؛

نگاهشان ثابت مانده است؛

چشمشان از آنچه می‌بیند برنمی‌گردد.

ترجمه نخست ساختار آیه را بهتر حفظ می‌کند.

۶. پیش از بازگشت نگاه

أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ

من آن را پیش از آنکه نگاهت به سوی تو بازگردد، نزدت می‌آورم.

نمل ۲۷:۴۰

در اینجا طَرْفُكَ نیز به نگاه اشاره دارد.

عبارت، زمانی بسیار کوتاه را نشان می‌دهد: نگاه به سویی فرستاده می‌شود و پیش از آنکه بازگردد، کار انجام می‌شود.

ترجمه لفظی‌تر:

پیش از آنکه نگاهت به سوی تو بازگردد.

ترجمه روان‌تر:

پیش از آنکه چشم برهم بزنی.

ترجمه دوم سرعت را خوب منتقل می‌کند، اما حرکت «رفتن و بازگشت نگاه» را فشرده می‌سازد.

۷. محدود کردن نگاه

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ

و نزد آنان درشت‌چشمانی‌اند که نگاه خود را محدود می‌کنند.

صافات ۳۷:۴۸

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ

و نزد آنان همسالانی‌اند که نگاه خود را محدود می‌کنند.

ص ۳۸:۵۲

فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ

در آن‌ها کسانی‌اند که نگاه خود را محدود می‌کنند؛ پیش از آنان نه انسانی با ایشان تماس گرفته و نه جنی.

الرحمن ۵۵:۵۶

در قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ، قصر به معنای محدود، کوتاه یا محصور نگه داشتن است.

این ترکیب الزاماً به معنای پایین نگه داشتن دائمی سر یا چشم نیست. محور آن محدود کردن دامنه نگاه و نگستردن آن به دیگران است.

در برخی کاربردهای فرهنگی و شعری عربی، قصر الطرف می‌توانست کنایه از تمرکز عاطفی و نگاه نکردن به غیر باشد. این زمینه می‌تواند معنای ترکیب را روشن کند، اما ترجمه نباید همه آن بار تفسیری را به متن تحمیل کند.

پیشنهادهای ترجمه:

محدودکنندگان نگاه؛

فروگیرندگان نگاه؛

نگاه‌خویشتن‌داران؛

کسانی که نگاهشان را به دیگری نمی‌گسترانند.

برای فرقان، «فروگیرندگان نگاه» کوتاه و نسبتاً باز است.

۸. نگاه پنهان و محدود

وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ

و آنان را می‌بینی که بر آن عرضه می‌شوند، از خواری فروتن‌اند و از نگاهی پنهان می‌نگرند.

شوری ۴۲:۴۵

در عبارت مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ، طرف به نگاه اشاره دارد و خفی حالت پنهان، ضعیف یا غیرمستقیم آن را بیان می‌کند.

حرف من می‌تواند خاستگاه یا مجرای نگاه را نشان دهد: آنان از نگاه یا زاویه‌ای پنهان می‌نگرند.

تصویر ممکن است نگاه کسی باشد که از شدت خواری و هراس، جرئت خیره شدن مستقیم ندارد و از زاویه‌ای محدود یا با چشم نیمه‌باز می‌نگرد. بااین‌حال، جزئیاتی مانند «شکاف باریک پلک» توضیح تصویری‌اند، نه جزء قطعی خود عبارت.

ترجمه‌های مناسب:

از گوشه چشمی پنهان می‌نگرند؛

با نگاهی پنهان می‌نگرند؛

از نگاهی ضعیف و پوشیده می‌نگرند.

«از گوشه چشمی پنهان» تصویر را خوب منتقل می‌کند، ولی اندکی توضیحی‌تر است.

تفکیک کاربردهای مشابه

طرف به معنای کناره

در طَرَفَيِ النَّهَارِ و أَطْرَافِهَا، طرف به کناره، سویه یا ناحیه بیرونی دلالت دارد.

طرف به معنای بخشی از یک کل

در طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا، طرف بخشی از یک گروه است که مانند جناح یا سوی آن کل تصور می‌شود.

طرف به معنای نگاه

در طَرْفُهُمْ، طَرْفُكَ، قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ و طَرْفٍ خَفِيٍّ، واژه در میدان چشم و نگاه قرار دارد.

بازگشت نگاه

در ابراهیم ۱۴:۴۳ و نمل ۲۷:۴۰، طرف با فعل ارتدّ آمده است:

در نمل، بازگشت نگاه معیار زمانی کوتاه است.

در ابراهیم، بازنگشتن نگاه تصویر خیرگی و هراس است.

محدود کردن نگاه و نگاه پنهان

قاصرات الطرف بر محدود کردن دامنه نگاه دلالت دارد.

من طرف خفي به حالت پنهان، ضعیف یا غیرمستقیم نگاه مربوط است.

این دو کاربرد از نظر روانی و ساختاری یکسان نیستند.

نکات نحوی و ساختاری

طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا

طَرَفًا مفعول يقطع است.

حرف من کلی را نشان می‌دهد که این طرف یا بخش از آن است:

بخشی از کسانی که کفر ورزیدند.

طَرَفَيِ النَّهَارِ

طَرَفَيِ تثنیه طرف و در حالت نصب است. هنگام اضافه شدن به النهار، نون تثنیه حذف شده است:

طَرَفَيْنِ

طَرَفَيِ النَّهَارِ

معنا:

دو سوی روز.

أَطْرَافَ النَّهَارِ

أَطْرَاف جمع طرف است و به النهار اضافه شده است.

جمع بودن آن می‌تواند بر محدوده‌ها و بخش‌های واقع در دو سوی روز دلالت کند. همچنین قرار گرفتنش در برابر آناء الليل می‌تواند در انتخاب صورت جمع و توازن آوایی و معنایی جمله مؤثر باشد.

اما از این ساختار نمی‌توان به‌تنهایی تعداد دقیق اوقات یا یک نظام تقویمی کامل استخراج کرد.

نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا

حرف من نقطه یا ناحیه آغاز کاهش را نشان می‌دهد:

از اطراف آن می‌کاهیم.

ساختار بر کاهش از کناره‌ها دلالت دارد، نه لزوماً نابودی کل.

لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ

طَرْفُهُمْ فاعل يرتدّ است.

ساختار لفظی:

نگاهشان به سوی آنان بازنمی‌گردد.

این تعبیر درباره بازگشت نگاه است، نه بازگشت پلک.

قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ

قاصرات اسم فاعل جمع مؤنث و الطرف مضاف‌الیه است.

از نظر معنایی، طرف چیزی است که محدود نگه داشته می‌شود:

محدودکنندگان نگاه.

مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ

طرف پس از من مجرور و خفي صفت آن است.

من می‌تواند آغاز یا مجرای نگاه را نشان دهد:

از نگاهی پنهان؛

از گوشه چشمی پوشیده.

تفاوت با ریشه‌های نزدیک

ط ر ف و ج ن ب

ج ن ب بر پهلو، جانب و قرار گرفتن در سوی یک چیز دلالت دارد.

طرف بیشتر به کناره، مرز یا انتهای یک کل نزدیک است. جانب می‌تواند یک سمت گسترده باشد، بدون آنکه حتماً انتهای آن چیز باشد.

ط ر ف و ح د د

حد بر مرز مشخص و جداکننده دلالت دارد.

طرف می‌تواند ناحیه‌ای در نزدیکی مرز باشد، نه فقط خط مرزی. حد دقیق‌تر و محدودکننده‌تر است؛ طرف می‌تواند یک بخش گسترده از حاشیه باشد.

ط ر ف و ن اح ي ة

ناحیه به منطقه، سمت یا بخشی از یک مکان گفته می‌شود.

طرف رابطه روشن‌تری با حاشیه و انتها دارد. ناحیه ممکن است در هر بخش یک قلمرو باشد، اما طرف معمولاً از مرکز فاصله دارد.

ط ر ف و ش ط ر

شطر بر جهت، سوی یا بخشی از یک کل دلالت دارد و گاه معنای نیمه می‌دهد.

طرف بیشتر کناره و انتها را برجسته می‌کند؛ شطر بر جهت یا سهمی از کل تمرکز دارد.

ط ر ف و ج ز أ

جزء هر بخشی از یک کل است، چه در مرکز و چه در حاشیه.

طرف هنگامی معنای «بخش» می‌دهد که آن بخش مانند جناح یا سوی بیرونی کل تصور شود.

ط ر ف و ب ص ر

بصر بر دیدن، توان دیداری و تشخیص دلالت دارد.

طرف در میدان دید بیشتر بر خود نگاه، جهت آن یا حرکت رفت‌وبرگشت آن تمرکز دارد.

ط ر ف و ن ظ ر

نظر عمل نگریستن، توجه کردن یا بررسی کردن است.

طرف می‌تواند خود نگاه یا حالت آن باشد. در:

يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ

نظر فعل نگریستن و طرف خفی کیفیت یا مجرای آن است.

ط ر ف و ل ح ظ

لحظ بیشتر بر نگاه کوتاه، جانبی یا از گوشه چشم دلالت دارد.

طرف گسترده‌تر است و هرگونه نگاه یا حرکت چشم را می‌تواند دربرگیرد. در طرف خفي، به سبب سیاق، طرف به لحاظ نزدیک می‌شود.

ط ر ف و ع ي ن

عین نام عضو چشم است.

طرف در شاخه دیداری، چشم را از حیث نگاه، جهت و حرکت دید بیان می‌کند. بنابراین، ترجمه آن به «چشم» گاهی ممکن است، اما همیشه همه میدان واژه را حفظ نمی‌کند.

ط ر ف و و س ط

وسط میانه یا مرکز است و از نظر تصویری در برابر طرف قرار می‌گیرد.

طرف هنگامی شناخته می‌شود که کل و میانه‌ای در نظر باشد و چیزی در سوی بیرونی آن قرار گیرد.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

طَرَف

کناره

سوی

انتها

ناحیه بیرونی

بخش

جناح، در سیاق گروهی

أَطْرَاف

کناره‌ها

سوی‌ها

نواحی بیرونی

مرزها

بخش‌های انتهایی

طَرَفَي

دو سوی

دو کناره

دو محدوده انتهایی

طَرْف

نگاه

چشم

جهت نگاه

حرکت نگاه

طَرْفَة

یک حرکت چشم

یک چشم‌برهم‌زدن

لحظه‌ای کوتاه

قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ

فروگیرندگان نگاه

محدودکنندگان نگاه

نگاه‌خویشتن‌داران

مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ

از نگاهی پنهان

از گوشه چشمی پنهان

با نگاهی محدود و پوشیده

برای عبارت:

لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا

پیشنهاد:

تا بخشی از کسانی را که کفر ورزیدند قطع کند.

برای:

طَرَفَيِ النَّهَارِ

پیشنهاد:

دو سوی روز.

برای:

أَطْرَافَ النَّهَارِ

پیشنهاد:

بخش‌هایی در دو سوی روز.

«اطراف روز» به لفظ نزدیک‌تر است، اما در فارسی به توضیح نیاز دارد.

برای:

نَنْقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا

پیشنهاد:

از نواحی بیرونی آن می‌کاهیم.

برای:

لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ

پیشنهاد:

نگاهشان به سوی آنان بازنمی‌گردد.

برای:

قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ

پیشنهاد دقیق:

پیش از آنکه نگاهت به سوی تو بازگردد.

پیشنهاد روان‌تر:

پیش از آنکه چشم برهم بزنی.

برای:

قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ

پیشنهاد:

فروگیرندگان نگاه.

برای:

يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ

پیشنهاد:

از گوشه چشمی پنهان می‌نگرند.

جمع‌بندی زبانی

ریشه ط ر ف در یک میدان بر کناره، انتها، سویه و بخشی از یک کل دلالت دارد. در قرآن، این شاخه برای بخشی از یک گروه، دو سوی روز و نواحی بیرونی زمین به کار رفته است.

در میدان دیگر، طَرْف به چشم و نگاه مربوط می‌شود و می‌تواند بازگشت نگاه، محدود شدن آن یا نگاه پنهان را بیان کند. پیوند تاریخی دقیق میان شاخه «کناره» و شاخه «نگاه» قطعی نیست و بهتر است این دو در تحلیل قرآنی جدا نگه داشته شوند.

در شاخه نخست، ویژگی اصلی ریشه نسبت با کل، مرکز و حاشیه است. در شاخه دیداری، تمرکز بر جهت، دامنه و حرکت نگاه قرار دارد.