البقره ۲:۸۶

ۖ

آنان کسانی‌اند که زندگی دنیا را به بهای آخرت خریدند؛ پس عذاب از آنان سبک نمی‌شود و یاری نمی‌شوند.

تأمل ما

این آیه نتیجه رفتارهایی است که در آیات پیشین شرح داده شد. میثاق را می‌شناختند، به آن اقرار کرده بودند، اما یکدیگر را می‌کشتند، گروهی از خود را از دیارشان بیرون می‌کردند، در گناه و تجاوز علیه آنان به یکدیگر کمک می‌کردند و از کتاب آنچه را می‌خواستند می‌گرفتند و آنچه با رفتارشان سازگار نبود کنار می‌گذاشتند. اکنون قرآن ریشه این انتخاب را در یک جمله جمع می‌کند: «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ»؛ آنان کسانی‌اند که زندگی دنیا را به بهای آخرت خریدند.

«اشتروا» از ریشه ش ر ي، زبان خرید و مبادله است. بنابراین سخن فقط از این نیست که آنان دنیا را بیشتر دوست داشتند یا آن را بر آخرت ترجیح دادند. تصویر آیه از یک معامله است: چیزی را گرفتند و چیز دیگری را در برابر آن دادند. در ساخت «اشتروا الحياة الدنيا بالآخرة»، زندگی دنیا چیزی است که به دست گرفته‌اند و آخرت بهایی است که در برابر آن نهاده‌اند. منفعت نزدیک را گرفتند و فرجام دورتر را در معامله از دست دادند.

خود تقابل «الدنيا» و «الآخرة» نیز این معنا را روشن‌تر می‌کند. «دنیا» با نزدیکی پیوند دارد و «آخرت» با آنچه پس از این می‌آید. انسان در برابر چیزی قرار می‌گیرد که اکنون نزدیک، محسوس و در دسترس است و چیزی که نتیجه آن بعدتر آشکار می‌شود. قدرت، مال، موقعیت، انتقام، پیروزی کوتاه‌مدت یا حفظ جایگاه می‌تواند اکنون سودمند به نظر برسد، اما اگر برای نگه داشتن آن، عهد و عدالت و فرمان خدا کنار گذاشته شود، معامله‌ای صورت گرفته است که سود نزدیک آن با زیان آخرت خریده شده است.

قابل توجه است که قرآن در اینجا آنان را با نام قومی تعریف نمی‌کند. سیاق روشن کرده است که سخن درباره چه کسانی است، اما وصفی که اکنون بر آنان نهاده می‌شود این است: «کسانی که زندگی دنیا را به بهای آخرت خریدند.» این وصف به یک قوم بسته نیست. هر انسانی، هر جامعه و هر حکومتی می‌تواند در برابر همین انتخاب قرار گیرد.

پایان آیه نیز با زنجیره‌ای که از بقره ۲:۸۰ آغاز شده پیوند روشنی دارد. آنجا گروهی گفته بودند: «لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً»؛ آتش جز چند روز معدود به ما نخواهد رسید. نوعی اطمینان نسبت به فرجام خود ساخته بودند. اما پس از آشکار شدن رفتارشان، اینجا قرآن نمی‌گوید عذاب اندکی تحمل می‌کنند و سپس کار پایان می‌یابد؛ می‌گوید: «فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ»؛ عذاب از آنان سبک نمی‌شود.

«يخفف» از ریشه خ ف ف، از سبک شدن و کاهش سنگینی سخن می‌گوید. آیه مستقیما درباره اندازه زمانی عذاب توضیح تازه‌ای نمی‌دهد، اما اطمینان به عذابی آسان و قابل چشم‌پوشی را باقی نمی‌گذارد. کسی که آخرت را در برابر منفعت دنیا معامله کرده است، نباید با این پندار خود را آرام کند که نتیجه انتخابش هرچه باشد، چند روزی می‌گذرد و پایان می‌یابد.

سپس می‌افزاید: «وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ»؛ و آنان یاری نمی‌شوند. «نصر» یاری‌ای است که انسان را در برابر مشکل و دشمن پشتیبانی می‌کند. اینجا راه اتکا به پشتیبانی بیرونی نیز بسته می‌شود. نه عذاب برای آنان سبک می‌شود و نه نیرویی به یاریشان می‌آید تا نتیجه این معامله را از آنان دور کند.

پس این آیه، پس از شرح طولانی خطاها، مسئله را به یک انتخاب بنیادی برمی‌گرداند. انسان نمی‌تواند همواره همه چیز را داشته باشد. گاهی وفاداری به حق برای او هزینه دارد. در همان لحظه معلوم می‌شود که چه چیزی را خریدار است و چه چیزی را حاضر است در برابر آن بدهد.

دنیا زمانی خطرناک می‌شود که برای به دست آوردن منفعت نزدیک آن، آخرت را بهای معامله کنیم. آیه از ما نمی‌پرسد چه نامی داریم؛ می‌پرسد هنگامی که حق با منفعت ما روبه‌رو می‌شود، کدام یک را انتخاب می‌کنیم.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۸۰— ادعای «چند روز معدود» درباره آتش؛ زمینه مهم برای فهم نفی تخفیف عذاب در این آیه.
  • البقره ۲:۸۴۸۵— میثاق، نقض آن، کشتن و اخراج یکدیگر و برخورد گزینشی با کتاب؛ رفتارهایی که آیه ۸۶ آنها را معامله زندگی دنیا با آخرت می‌نامد.
  • آل عمران ۳:۲۴–۲۵— تکرار ادعای چند روز عذاب و هشدار درباره فریب خوردن در دین، سپس بازگشت هر نفس به آنچه کسب کرده است.
  • النساء ۴:۷۴— تقابل کسی که زندگی دنیا را با آخرت معامله می‌کند در زمینه کوشش در راه خدا.
  • التوبه ۹:۳۸— پرسش از رضایت دادن به زندگی دنیا در برابر آخرت و ناچیز بودن بهره دنیا در مقایسه با آخرت.
  • النحل ۱۶:۱۰۷— ترجیح زندگی دنیا بر آخرت در توصیف انتخابی که انسان را از هدایت دور می‌کند.