ریشه قرآنی

ریشه قرآنی أ خ ر

پسینی، تأخیر، دیگری بودن، و نهایت

صورت‌های صرفی این ریشه

این بخش برای آموزش صرف قرآنی ساخته شده است. ستون «استفاده در قرآن» نشان می‌دهد که آیا این صورت یا نمونه در متن قرآن به کار رفته است یا نه. در این ریشه، صورت‌های زمانی، ترتیبی، تمایزی و سرانجامی همگی از میدان «پس از بودن» و «غیر نخستین بودن» تغذیه می‌شوند.

ریشه
استفاده در قرآن: بلی
أ خ ر

ریشه‌ای مرتبط با پسینی، تأخیر، دیگری بودن، پایان، و سرای پسین. معنای آن معمولاً در نسبت با اول، دنیا، زمان مقرر، یا امر نخست روشن می‌شود.

باب تفعیل
استفاده در قرآن: بلی
أَخَّرَ / يُؤَخِّرُ

به تأخیر انداخت، عقب انداخت، یا مهلت داد؛ بیشتر در نسبت با اجل، موعد، فرصت، یا تأخیر عذاب و مرگ.

باب تفعل
استفاده در قرآن: بلی
تَأَخَّرَ / يَتَأَخَّرُ

پس ماند، عقب افتاد، یا در مرتبه بعد قرار گرفت؛ در تقابل با تقدم بهتر فهمیده می‌شود.

باب استفعال
استفاده در قرآن: بلی
يَسْتَأْخِرُ / يَسْتَأْخِرُونَ

خواستار تأخیر شدن، توان پس انداختن موعد داشتن، یا به تأخیر افکندن؛ در قرآن غالباً همراه اجل و موعد می‌آید.

اسم فاعل / وصف جمع
استفاده در قرآن: بلی
مُسْتَأْخِرِين

متأخران، پس‌آمدگان، یا کسانی که بعدتر قرار گرفته‌اند؛ در برابر مُسْتَقْدِمِين.

صفت / اسم تمایزی
استفاده در قرآن: بلی
آخَر

دیگر، دیگری، یا غیر از مورد نخست؛ در تعبیرهایی مانند «إِلَٰهًا آخَرَ» مرز توحید را نیز نشان می‌دهد.

جمع مذکر
استفاده در قرآن: بلی
آخَرُون / آخَرِينَ

دیگران یا گروهی دیگر؛ کسانی غیر از آنان که پیش‌تر مطرح شده‌اند.

مؤنث آخَر
استفاده در قرآن: بلی
أُخْرَى

دیگری، بار دیگر، مرحله دیگر، یا صورت دیگر؛ مانند «تَارَةً أُخْرَى».

جمع مؤنث
استفاده در قرآن: بلی
أُخَر

چند مورد دیگر؛ مانند «أَيَّامٍ أُخَرَ»، یعنی روزهایی غیر از روزهای نخست.

پایان / بخش پایانی
استفاده در قرآن: بلی
آخِر

پایان، انتها، بخش پایانی، یا واپسین؛ گاهی به صورت مضاف، مانند آخِرِ النَّهَار.

صفت الهی
استفاده در قرآن: بلی
الْآخِر

آخر مطلق و غایت نهایی؛ صفت قرآنی خداوند که باید با تنزیه فهمیده شود، نه مانند پایان‌پذیری مخلوقات.

سرای پسین
استفاده در قرآن: بلی
الْآخِرَة

سرای پسین، جهان پس از دنیا، یا مرحله بعدی حیات انسان؛ مخلوق خداست و با خدا یکی نیست.

یادآوری مهم: ا خ ر فقط به معنای «پایان» نیست. این ریشه رابطه میان تقدم و تأخر، نخستین و دیگری، مهلت و موعد، دنیا و آخرت، و آغاز و انجام را نشان می‌دهد.

ریشه ا خ ر در قرآن

ریشه ا خ ر در قرآن به قلمروی مفهومیِ «پس از بودن» مربوط است. این پسینی گاهی زمانی است، مانند تأخیر و اجل؛ گاهی ترتیبی است، مانند آخرِ یک چیز؛ گاهی تمایزی است، مانند دیگری در برابر نخستین؛ و گاهی وجودی و سرانجامی است، مانند آخرت در برابر دنیا.

در این ریشه، معنا معمولاً در نسبت با چیزی دیگر روشن می‌شود. آخر در برابر اول فهمیده می‌شود. آخرت در برابر دنیا معنا پیدا می‌کند. آخَر در برابر امر نخست یا امر اصلی قرار می‌گیرد. تأخیر نیز در برابر تقدیم یا زمان مقرر شناخته می‌شود.

بنابراین، ا خ ر فقط به معنای «پایان» نیست. این ریشه رابطه میان تقدم و تأخر، نخستین و دیگری، مهلت و موعد، دنیا و آخرت، و آغاز و انجام را نشان می‌دهد.

معنای مرکزی ریشه

معنای مرکزی ا خ ر را می‌توان چنین بیان کرد: قرار گرفتن چیزی پس از چیز دیگر، یا قرار گرفتن در جایگاه بعدی، پایانی، یا غیر نخستین.

از این معنا، شاخه‌های مختلف ریشه پدید می‌آیند. تأخیر یعنی چیزی از جایگاه یا زمان نزدیک‌تر به جایگاهی پس‌تر برده شود. آخَر یعنی چیزی غیر از آنچه نخست یا اصلی بوده است. آخِر یعنی پایان یا بخش پایانی یک جریان. آخرت نیز مرحله پسین نسبت به حیات دنیا است.

پس ا خ ر ریشه‌ای نسبتی است. معنای آن به تنهایی کامل نمی‌شود، بلکه در نسبت با چیزی دیگر روشن می‌گردد: اول و آخر، دنیا و آخرت، این و دیگری، تقدیم و تأخیر.

لایه حسی ریشه

در زبان عربی، بسیاری از معانی انتزاعی بر پایه تصویرهای حسی و مکانی شکل می‌گیرند. در ریشه ا خ ر نیز تصویر «پسین بودن» و «در عقب یا انتهای چیزی قرار گرفتن» زمینه فهم بسیاری از شاخه‌های معنایی را فراهم می‌کند.

آنچه در عقب یک ساختار قرار دارد، همیشه بی‌اهمیت نیست. گاهی بخش پسین، پایان، تکیه‌گاه، یا نقطه‌ای است که سرانجامِ یک حرکت در آن روشن می‌شود. از همین جهت، آخِر فقط «بعد از همه آمدن» نیست؛ می‌تواند محل آشکار شدن نتیجه، پایان، و جمع‌بندی یک مسیر باشد.

آخرت نیز از همین زاویه قابل فهم است. آخرت مرحله‌ای است که پس از دنیا می‌آید، اما فقط یک «بعد» ساده نیست؛ جایی است که معنای زندگی دنیا، انتخاب‌ها، عمل‌ها، و جهت‌گیری‌های انسان آشکار می‌شود. آخرت پایان خدا نیست، بلکه مرحله پسین آفرینش و محل ظهور نتیجه است.

چرا آخَر، آخِر، و آخرت از یک ریشه‌اند؟

در نگاه نخست، آخَر به معنای «دیگری»، آخِر به معنای «پایان»، و آخرت به معنای «سرای پسین» ممکن است سه معنای جدا به نظر برسند. اما همه آن‌ها از مفهوم «پس از» و «غیر نخستین» تغذیه می‌شوند.

آخَر یعنی چیزی غیر از مورد نخست یا غیر از امر اصلی. این معنا همیشه زمانی نیست؛ می‌تواند تمایزی باشد. وقتی قرآن از «إِلَٰهًا آخَرَ» سخن می‌گوید، مراد «معبودی دیگر» است؛ یعنی وارد کردن یک دیگری در جایگاهی که باید برای خدای یگانه باشد.

آخِر یعنی پایان یا بخش پایانی چیزی. این معنا بیشتر با ترتیب و انتها ارتباط دارد. آخر روز، آخر یک دوره، یا آخر یک روند، همه پایان‌های نسبی‌اند.

آخرت نیز مرحله پسین حیات انسان است. دنیا مرحله نزدیک، حاضر، و نخستین تجربه انسان در این زندگی است؛ آخرت مرحله بعدی و سرای پسین است. اما آخرت با خدا یکی نیست. آخرت مخلوق خداست، هرچند نسبت به دنیا مرحله پسین و پایدارتر حیات انسان است.

أَخَّرَ / يُؤَخِّرُ؛ به تأخیر انداختن و مهلت دادن

أَخَّرَ از باب تفعیل است و به معنای به تأخیر انداختن، عقب انداختن، یا مهلت دادن به کار می‌رود.

در قرآن، این صورت معمولاً با اجل، مهلت، فرصت، یا تأخیر عذاب و مرگ ارتباط دارد. وقتی انسان یا گروهی درخواست تأخیر می‌کنند، معنای آن تنها عقب افتادن یک حادثه نیست؛ بلکه درخواست زمان بیشتر برای ادامه زندگی، اصلاح، جبران، یا گاهی ادامه همان مسیر پیشین است.

تأخیر در قرآن همیشه به سود انسان تفسیر نمی‌شود. مهلت می‌تواند رحمت باشد، اما می‌تواند زمینه امتحان نیز باشد. ممکن است انسان در مهلت داده‌شده بازگردد، یا همان مهلت را به ادامه غفلت و ظلم تبدیل کند.

از سوی دیگر، أَخَّرَ نشان می‌دهد که زمان در اختیار مطلق انسان نیست. انسان می‌تواند آرزوی تأخیر داشته باشد، اما اجل و موعد در نهایت در قلمرو علم و حکم خداست.

تَأَخَّرَ / يَتَأَخَّرُ؛ پس ماندن و در مرتبه بعد قرار گرفتن

تَأَخَّرَ به معنای پس ماندن، عقب افتادن، یا در مرتبه بعد قرار گرفتن است. این صورت در تقابل با تقدم بهتر فهمیده می‌شود.

در آیه مدثر ۷۴:۳۷ تعبیر «أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ» آمده است؛ یعنی برای کسی از شما که بخواهد پیشی گیرد یا پس ماند. در این موضع، تقدم و تأخر فقط یک ترتیب زمانی ساده نیست. انسان در برابر هشدار، هدایت، و مسئولیت قرار دارد و می‌تواند پیش رود یا پس بماند.

این آیه نشان می‌دهد که در نگاه قرآن، ایستادن بی‌اثر و خنثی نیست. انسان یا در جهت رشد، بیداری، و پاسخ به حق پیش می‌رود، یا با غفلت، ترس، تکبر، یا بی‌عملی عقب می‌ماند. تأخر در این معنا فقط دیر رسیدن نیست؛ می‌تواند جا ماندن از حق، اصلاح، و مسئولیت باشد.

يَسْتَأْخِرُ / يَسْتَأْخِرُونَ؛ طلب تأخیر و ناتوانی از پس انداختن موعد

صورت استفعال این ریشه، مانند يَسْتَأْخِرُونَ، در قرآن غالباً در کنار اجل و موعد می‌آید.

در تعبیرهایی مانند «لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ»، معنا این است که انسان‌ها یا امت‌ها نمی‌توانند موعد مقرر را نه پس اندازند و نه پیش اندازند. باب استفعال در اینجا با طلب یا کوشش برای پس انداختن ارتباط دارد؛ اما آیه نشان می‌دهد که چنین اختیاری در برابر اجل مقرر وجود ندارد.

در اینجا تأخر چیزی نیست که انسان بتواند آن را به میل خود کنترل کند. قرآن یادآوری می‌کند که حیات فردی و جمعی اندازه دارد و هیچ امت یا انسانی مالک مطلق زمان خود نیست.

مُسْتَأْخِرِين؛ متأخران و پس‌آمدگان

مُسْتَأْخِرِين به کسانی اشاره دارد که پس‌تر قرار گرفته‌اند یا بعدتر آمده‌اند. این واژه در قرآن در برابر مُسْتَقْدِمِين آمده است.

این تقابل می‌تواند به ترتیب زمانی انسان‌ها، نسل‌ها، گروه‌ها، یا جایگاه آنان در آمدن و رفتن اشاره کند. معنای اصلی آن این است که برخی پیش‌تر آمده‌اند و برخی پس‌تر؛ اما هر دو در علم خدا حاضرند.

این کاربرد نشان می‌دهد که تقدم و تأخر انسان‌ها، چه در زمان و چه در جایگاه، از علم خدا بیرون نیست. انسان‌ها در تاریخ پراکنده‌اند، اما نزد خدا در احاطه علم او قرار دارند.

آخَر؛ دیگری و غیر نخستین

آخَر به معنای دیگر یا دیگری است. این واژه هنگامی به کار می‌رود که چیزی غیر از مورد نخست، غیر از امر اصلی، یا غیر از آنچه پیش‌تر مطرح شده در نظر گرفته شود.

در قرآن، آخَر در مواضع گوناگون می‌آید. گاهی درباره شخص یا گروهی دیگر است. گاهی درباره عملی دیگر یا زمانی دیگر. گاهی درباره «إِلَٰهًا آخَرَ» است؛ یعنی معبودی دیگر.

در کاربرد توحیدی، آخَر معنای حساسی پیدا می‌کند. وقتی در کنار اله یا معبود می‌آید، فقط از یک چیز دیگر سخن نمی‌گوید؛ بلکه از قرار دادن شریک یا معبود فرضی دیگر در جایگاهی سخن می‌گوید که مخصوص خداست. این کاربرد نشان می‌دهد که مفهوم «دیگری» در قرآن گاهی به مرزبندی توحید مربوط می‌شود.

آخَرُون / آخَرِينَ؛ دیگران و گروهی دیگر

آخَرُون و آخَرِينَ صورت‌های جمع آخَر هستند و به دیگران یا گروهی دیگر اشاره می‌کنند.

در قرآن، این صورت‌ها می‌توانند درباره گروه‌هایی غیر از گروه نخست، مردمانی دیگر، یا کسانی در مرتبه و موقعیتی متفاوت به کار روند. محور معنا همان غیر نخستین بودن است: کسانی غیر از آنان که پیش‌تر مطرح شده‌اند.

این صورت‌ها نشان می‌دهند که ا خ ر تنها درباره پایان زمانی نیست؛ بلکه درباره تمایز میان گروه‌ها، دسته‌ها، یا افراد نیز کاربرد دارد.

أُخْرَى؛ دیگری، بار دیگر، مرحله دیگر

أُخْرَى صورت مؤنث آخَر است و به معنای دیگری یا بار دیگر می‌آید.

در تعبیرهایی مانند «تَارَةً أُخْرَى»، معنا «بار دیگر» یا «نوبتی دیگر» است. در چنین کاربردی، ریشه ا خ ر به تکرار در مرحله‌ای بعدی اشاره دارد.

أُخْرَى می‌تواند درباره یک نشانه دیگر، یک بار دیگر، یک گروه دیگر، یا یک صورت دیگر به کار رود. در همه این موارد، معنا در نسبت با امر نخست روشن می‌شود.

أُخَر؛ چند مورد دیگر

أُخَر جمع مؤنث است و به معنای چند مورد دیگر می‌آید. نمونه روشن آن در تعبیر «أَيَّامٍ أُخَرَ» دیده می‌شود؛ یعنی روزهای دیگری.

در این کاربرد، أُخَر نشان می‌دهد که جبران یا انجام یک حکم می‌تواند در روزهایی غیر از روزهای نخست انجام شود. اینجا «دیگری» معنای عملی و زمانی دارد: روزهایی دیگر، نه همان روزهای اولیه.

پس أُخَر شاخه‌ای از همین قلمرو است: انتقال از مورد نخست به موارد دیگر.

آخِر؛ پایان و بخش پایانی

آخِر به معنای پایان، انتها، یا بخش پایانی یک چیز است. این معنا در برابر اول فهمیده می‌شود.

وقتی گفته می‌شود آخر روز، آخر یک دوره، یا آخر یک مسیر، مراد بخشی است که پس از آغاز و میانه قرار می‌گیرد. در قرآن نیز آخِر می‌تواند در ساختار اضافی بیاید؛ مانند آخِرِ النَّهَار، یعنی پایان روز.

این آخر بودن نسبی است؛ یعنی وابسته به محدوده همان چیز است. پایان روز، پایان خود روز است؛ نه پایان همه چیز. پایان یک عمر، پایان عمر آن شخص است؛ نه پایان هستی.

از همین‌جا باید میان آخِر در امور مخلوق و الْآخِر به عنوان صفت الهی فرق گذاشت. آخر بودن مخلوقات محدود، زمانی، و نسبی است؛ اما الْآخِر بودن خدا معنایی مطلق و تنزیهی دارد.

الْآخِر؛ صفت الهی در قرآن

الْآخِر در قرآن به عنوان صفت الهی آمده است. در آیه حدید ۵۷:۳ می‌خوانیم:

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

او اول و آخر، ظاهر و باطن است، و او به هر چیز داناست.

این تعبیر از خود قرآن است، نه فقط از فهرست‌های بعدی اسماء الهی. بنابراین، الْآخِر یک نام یا صفت قرآنی برای خداوند است.

اما معنای آن باید با دقت فهمیده شود. خدا آخر است، نه به این معنا که مانند مخلوقات در پایان یک خط زمانی قرار گرفته باشد. خدا درون زمان محصور نیست. زمان، آغاز، پایان، دنیا، آخرت، مرگ، حیات، و همه مراحل وجودی، مخلوق و وابسته به او هستند.

الْآخِر یعنی همه چیز به او منتهی می‌شود. حکم نهایی از اوست. بازگشت نهایی به سوی اوست. هیچ مرجع مستقل، هیچ قدرت نهایی، و هیچ بقای بی‌نیاز پس از او یا بیرون از سلطه او وجود ندارد.

اهمیت «ال» در الْآخِر

وجود «ال» در الْآخِر اهمیت معنایی دارد. خدا فقط آخِر نیست؛ او الْآخِر است.

آخِر بدون «ال» می‌تواند درباره پایان نسبی یک چیز به کار رود: آخر روز، آخر عمر، آخر یک دوره. اما الْآخِر در آیه حدید ۵۷:۳ معنای مطلق دارد. خدا آخر مطلق است؛ یعنی غایت نهایی و مرجع نهایی همه امور.

مخلوقات همگی آخِر دارند؛ یعنی پایان‌پذیرند و در محدوده‌ای تمام می‌شوند. اما تنها خداوند الْآخِر است؛ یعنی پایانِ همه پایان‌ها و غایت نهایی هستی است، بی‌آنکه خودش پایانی داشته باشد.

همین نکته درباره الْأَوَّل نیز درست است. خدا فقط اولین موجود در صف موجودات نیست. او الْأَوَّل است؛ یعنی پیش از او چیزی نیست و همه آغازها به او وابسته‌اند. به همین صورت، او الْآخِر است؛ یعنی پس از او مرجع مستقلی نیست و همه انجام‌ها به او بازمی‌گردند.

پس «ال» در اینجا صفت را از معنای نسبی و مخلوقی جدا می‌کند و آن را در معنای الهی و مطلق قرار می‌دهد.

الهیات تنزیهی و معنای الْآخِر

برای فهم الْآخِر باید از نگاه تنزیهی استفاده کرد. تنزیه یعنی خداوند را از شباهت به مخلوقات پاک دانستن.

اگر آخر بودن خدا مانند آخر بودن مخلوقات فهمیده شود، معنا نادرست می‌شود. مخلوق در پایان یک زمان، مسیر، یا روند قرار می‌گیرد. اما خدا در زمان و روند قرار ندارد. او خالق زمان و حاکم بر آغاز و انجام است.

پس الْآخِر بودن خدا به معنای «دیرتر آمدن» نیست. خدا حادث نمی‌شود، تغییر نمی‌کند، و در پایان جهان به عنوان موجودی پس از دیگر موجودات ظاهر نمی‌گردد. بلکه همه جهان‌ها، همه پایان‌ها، و همه بازگشت‌ها در نسبت با او معنا پیدا می‌کنند.

او آخر است، بی‌آنکه پایان‌پذیر باشد. او آخر است، بی‌آنکه پس از چیزی حادث شده باشد. او آخر است، چون هیچ چیز پس از او به عنوان غایت مستقل یا حکم نهایی وجود ندارد.

الْآخِرَة؛ سرای پسین

الْآخِرَة از همین ریشه است و به سرای پسین، جهان پس از دنیا، یا مرحله بعدی حیات انسان اشاره دارد.

دنیا مرحله نزدیک‌تر و حاضرتر است. آخرت مرحله پسین است؛ یعنی مرحله‌ای که پس از زندگی دنیا می‌آید و در آن نتیجه، حساب، و سرانجام انسان آشکار می‌شود.

اما آخرت با خدا یکی نیست. این نکته باید روشن بماند. خدا الْآخِر است، اما آخرت مخلوق خداست. آخرت نسبت به دنیا مرحله پسین است، ولی خود آخرت نیز زیر حکم، علم، قدرت، و ربوبیت خدا قرار دارد.

پس تفاوت میان الْآخِر و الْآخِرَة اساسی است. الْآخِر صفت الهی است؛ الْآخِرَة مرحله‌ای از آفرینش. آخرت سرای پسین انسان است، اما خدا غایت مطلق و مرجع نهایی همه سراهاست.

اول و آخر در نسبت با حکم خدا

قرآن گاهی آغاز و انجام را با هم می‌آورد تا احاطه کامل خدا بر امر را نشان دهد. در آیه قصص ۲۸:۷۰ آمده است:

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

ستایش در نخستین و در آخرت از آن اوست، و حکم از آن اوست، و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

در این آیه، «الأولى» و «الآخرة» دو سوی دامنه حیات و سرانجام را نشان می‌دهند. ستایش از آن خداست، هم در مرحله نخست و هم در مرحله پسین. حکم نیز از آن اوست، و بازگشت به سوی اوست.

اینکه قرآن در چنین ساختاری از اول و آخر یا دنیا و آخرت سخن می‌گوید، برای بیان احاطه است. وقتی آغاز و انجام در نسبت با خداست، میانه نیز بیرون از علم و حکم او نیست. لازم نیست واژه «وسط» جداگانه ذکر شود؛ زیرا اول و آخر دو حد یک پهنه را نشان می‌دهند، و ذکر دو حد می‌تواند بر سراسر آن پهنه دلالت کند.

انسان در میانه راه انتخاب می‌کند، مسئول است، و نتیجه عمل خود را می‌بیند؛ اما آغاز و انجام این راه مستقل از خدا نیست.

پیشنهاد ترجمه در فرقان

برای ریشه ا خ ر، یک ترجمه ثابت کافی نیست. باید صورت واژه و زمینه آیه دیده شود.

أَخَّرَ / يُؤَخِّرُ: به تأخیر انداخت، عقب انداخت، مهلت داد.

تَأَخَّرَ / يَتَأَخَّرُ: پس ماند، عقب افتاد، در مرتبه بعد قرار گرفت.

يَسْتَأْخِرُ / يَسْتَأْخِرُونَ: خواستار تأخیر شدن، توانِ پس انداختن موعد داشتن، به تأخیر افکندن.

مُسْتَأْخِرِين: متأخران، پس‌آمدگان، کسانی که بعدتر قرار گرفته‌اند.

آخَر: دیگر، دیگری، غیر از مورد نخست.

آخَرُون / آخَرِينَ: دیگران، گروهی دیگر.

أُخْرَى: دیگری، بار دیگر، مرحله یا صورت دیگر.

أُخَر: چند مورد دیگر، روزها یا موارد دیگر.

آخِر: پایان، انتها، بخش پایانی.

الْآخِر: آخر مطلق، غایت نهایی، صفت الهی قرآنی.

الْآخِرَة: سرای پسین، جهان پس از دنیا، مرحله بعدی حیات.

جمع‌بندی

ریشه ا خ ر در قرآن بر پسینی، تأخیر، دیگری بودن، و نهایت دلالت دارد.

این ریشه از جنبه زمانی درباره تأخیر، مهلت، اجل، و موعد سخن می‌گوید. از حیث ترتیب، پایان و بخش پایانی را نشان می‌دهد. در کاربرد تمایزی، از دیگری و دیگران سخن می‌گوید. در نسبت وجودی، آخرت را به عنوان مرحله پسین نسبت به دنیا معرفی می‌کند. و در جلوه الهی، خداوند را الْآخِر می‌نامد.

فهم الْآخِر باید همراه با تنزیه باشد. خدا آخر است، نه مانند پایان مخلوقات؛ بلکه چون همه پایان‌ها، بازگشت‌ها، حکم‌ها، و غایت‌ها به او منتهی می‌شوند. آخرت نیز هرچند سرای پسین است، خود مخلوق خداست و با خدا یکی نیست.

پس ا خ ر ریشه‌ای است که انسان را با نسبت خود با زمان، فرصت، دیگری، پایان، آخرت، و بازگشت نهایی روبه‌رو می‌کند.