ۖ
و به راستی آیات روشنی به سوی تو نازل کردیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمیورزد.
پس از سخن از جبریل و رساندن وحی، قرآن توجه را به خود آنچه نازل شده برمیگرداند:
«وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ»؛ به راستی آیات روشنی به سوی تو نازل کردیم.
«بینات» از ریشه ب ي ن است؛ همان میدان معنایی جدا شدن، آشکار شدن و روشن شدن مرزها. قرآن همه آیات را در یک سطح از روشنی قرار نداده است، اما خود از آیاتی سخن میگوید که بینات هستند؛ یعنی حقیقت در آنها چنان بیان شده که نمیتوان هر بار با ادعای ابهام از کنارشان گذشت.
جمله بعد بسیار صریح است:
«وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ»؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمیورزد.
کفر در اینجا مستقیما به آیات بینات نسبت داده شده است. حقیقت روشن در برابر انسان قرار دارد، اما پوشانده یا کنار زده میشود. قرآن همین رفتار را فسق مینامد.
«فسق» از ریشه ف س ق، بیرون رفتن از حد و مرز را میرساند. کسی که آیه روشن خدا را میپوشاند و از مرزی که آن آیه تعیین کرده بیرون میرود، با همان وصفی روبهرو میشود که خود قرآن در این آیه به کار برده است.
این معیار تنها برای مخاطبان تاریخی قرآن نیست. مفتی، مولوی، مرجع تقلید، محدث، فقیه یا هر شارع دیگری نیز اگر حکم روشن خدا را کنار بزند و حکمی مخالف آن را به نام همان خدا بر مردم تحمیل کند، عنوان مذهبی او ماهیت این کار را تغییر نمیدهد.
نمونه روشن آن مسئله رجم است.
سوره نور با این اعلام آغاز میشود:
«سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ»
سورهای است که آن را نازل کردیم، فرض کردیم و در آن آیات بینات نازل کردیم.
بلافاصله حکم زنا میآید:
«الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ»
زن زناکار و مرد زناکار را هر یک صد تازیانه بزنید.
خود آیه میان متاهل و مجرد تفکیک نکرده و مجازات را نیز مبهم نگذاشته است. با این همه، در فقه روایی برای گروهی از همین «زانیه و زانی»، در تضاد با حکم قرآن، رجم تا مرگ تعیین شده است.
این دیگر توضیح یک واژه یا روشن ساختن جزئیات یک حکم نیست. حکمی که قرآن نوشته، برای بخشی از همان موضوع کنار گذاشته شده و مجازات دیگری به نام خدا جای آن نشسته است.
پرسش اصلی بسیار ساده است: کدام آیه خدا چنین تغییری را اجازه داده است؟
اگر پاسخ روایت باشد، اختلاف دیگر فقط درباره رجم نیست؛ درباره این است که چه چیزی حق دارد شریعت خدا را تعیین کند. آیا روایت باید با قرآن سنجیده شود، یا قرآن باید در برابر روایت محدود و تغییر داده شود؟
در مقاله رجم؛ حکم قرآن یا حکمی برآمده از روایت؟ این موضوع جداگانه و با شواهد قرآنی بررسی شده است؛ از حکم صریح سوره نور گرفته تا لعان، نصفپذیر بودن مجازات در نساء ۲۵، روایت «آیه رجم»، مسئله نسخ تلاوت و روایتهای مربوط به سنگسار. حاصل آن بررسی روشن است: رجم حکم زنا در قرآن نیست و نمیتوان حکمی مرگبار را که خدا در قانون مکتوب خود ننوشته، به نام او بر جان انسان تحمیل کرد.
اهمیت «بینات» درست در همین جا آشکار میشود. اگر قرآن در مسئلهای سکوت کرده بود، میشد درباره چگونگی پر کردن آن خلا بحث کرد؛ اما سورهای که خود اعلام میکند در آن آیات بینات نازل شده، حکم را نیز با موضوع و عدد مشخص نوشته است. پوشاندن چنین حکمی با حکمی مخالف، همان مسئلهای را پیش روی ما میگذارد که بقره ۲:۹۹ درباره آن هشدار میدهد: کفر ورزیدن به بینات.
مفهوم «بینات» با میدان گستردهتر «بیان» و «مبین» نیز ارتباط دارد. قرآن خود را کتابی معرفی میکند که حقیقت را روشن میسازد و رسول را مامور ابلاغ روشن آن میداند. برای بررسی گستردهتر این پیوند و معنای «مبین» میتوان به مقاله المبین و ابلاغ روشن مراجعه کرد.
خطر بزرگ زمانی آغاز میشود که یک دستگاه دینی چنان بر ذهن ما مسلط شود که آیه را نه با خودش، بلکه با فقهی که بعدها ساخته شده بخوانیم. اگر آیه با میراث ما سازگار بود آن را «بین» و روشن بدانیم، اما اگر با حکم موروثی ما تعارض کرد، برای محدود کردن، تخصیص دادن یا کنار زدن آن راهی پیدا کنیم، دیگر قرآن میزان ما نیست؛ میراث ما میزان قرآن شده است.
در چنین حالتی، فسق را نباید فقط در تاریخ بنی اسرائیل جستجو کرد.
«وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ»
آیات بینات نازل شدهاند. اگر حقیقت روشن خدا را برای حفظ حکم ساخته بشر بپوشانیم و سپس همان ساخته را به نام خدا بر جان مردم تحمیل کنیم، خود را در برابر همان معیاری قرار دادهایم که این آیه بیان کرده است.
هیچ عمامه، فتوا، روایت، مذهب یا سابقه علمی نمیتواند پوشاندن آیات بینات را به اطاعت از خدا تبدیل کند. آنچه آن معبود یگانه روشن کرده، نمیتوان به نام همان معبود یگانه پوشاند.