ۗ ۗ
و گفتند: وارد جنت نخواهد شد مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد. این آرزوها و پندارهای آنان است. بگو: اگر راست میگویید برهانتان را بیاورید.
در این آیه، نجات به هویت مذهبی گره خورده است:
«لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ»
وارد جنت نخواهد شد مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد.
دو آیه بعد، در بقره ۲:۱۱۳، روشنتر نشان خواهد داد که این یک ادعای مشترک با یک معنای واحد نبود؛ یهود و نصارا یکدیگر را نیز نفی میکردند. هر طرف میتوانست نجات را در محدوده هویت خودش ببیند و دیگری را بیرون از آن قرار دهد.
اما قرآن وارد جدل طولانی نمیشود. نخست سخن آنان را نقل میکند، سپس خودش درباره آن داوری میکند:
«تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ»
اینها آرزوها و پندارهای آنان است.
بعد رو به رسول میکند:
«قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»
بگو: اگر راست میگویید برهانتان را بیاورید.
در یک آیه کوتاه، سه مرحله پشت سر هم آمده است: ادعای انسان، داوری قرآن درباره آن، و سپس مطالبه برهان.
«امانی» از ریشه م ن ي است؛ همان خانوادهای که با آرزو و تمنی پیوند دارد. این ریشه در همین بخش از سوره چند بار بازمیگردد. در بقره ۲:۷۸ از کسانی سخن رفت که کتاب را نمیدانستند و بر «امانی» و گمان تکیه داشتند. در بقره ۲:۹۴، کسانی که آخرت را ویژه خود میدانستند با «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ» آزموده شدند؛ و در ۲:۹۵ گفته شد «وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا». اکنون همان خانواده واژگانی در ادعای انحصار جنت دوباره ظاهر میشود: «تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ».
پیوند بقره ۲:۹۴ با این آیه از این هم نزدیکتر است. آنجا پس از ادعای اختصاص آخرت گفته شد:
«إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»
اگر راست میگویید.
اینجا نیز آیه با همان عبارت پایان مییابد:
«إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»
آنجا صدق ادعای آنان با تمنای مرگ آزموده شد؛ اینجا از آنان برهان خواسته میشود. ادعای بزرگ درباره آخرت و نجات با اطمینان مذهبی ثابت نمیشود.
همین بیماری پیشتر در بقره ۲:۸۰ با صورت دیگری دیده شده بود. گفتند آتش جز چند روز محدود به ما نمیرسد. قرآن نپرسید این عقیده چند نسل قدمت دارد یا چند عالم آن را پذیرفته است؛ پرسید:
آیا نزد آن معبود یگانه عهدی گرفتهاید؟
آنجا سخن از محدود بودن عذاب بود و عهد خواسته شد. اینجا سخن از انحصار جنت است و برهان خواسته میشود.
آیات ۲:۸۱ و ۲:۸۲ نیز پاسخ را به نام جماعت برنگرداندند؛ از کردار، احاطه خطا، ایمان و کارهای شایسته سخن گفتند. اکنون در ۲:۱۱۱ و ۲:۱۱۲ همین الگو بار دیگر تکرار میشود: ابتدا ضمانت گروهی شکسته میشود، سپس آیه بعد معیار خود قرآن را بیان میکند.
این نکته برای مخاطب قرآن بسیار مهم است. مسلمان نمیتواند این آیه را درباره یهود و نصارا بخواند، ادعای آنان را «امانی» بداند، و سپس همان ساختار را با نام دیگری برای خودش بازسازی کند.
نساء ۴:۱۲۳ راه این معیار دوگانه را میبندد:
«لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ»
نه بر اساس آرزوها و پندارهای شماست و نه آرزوها و پندارهای اهل کتاب.
این بار قرآن نخست «امانیكم» را میآورد: آرزوهای شما. یعنی مخاطب خودش نیز حق ندارد پشت این آیات بایستد و آنها را فقط به سوی دیگران بگیرد.
در بخشی از میراث کلامی مسلمانان، این باور شکل گرفته است که کسی که با توحید یا ایمان تعریفشده آن مکتب از دنیا برود، هرچند گناهکار باشد، در نهایت از آتش بیرون خواهد آمد؛ در حالی که انسانی بیرون از آن چارچوب اعتقادی، هرقدر نیکوکار باشد، چنین ضمانتی ندارد. صورت این عقیده در مکاتب مختلف یکسان نیست، اما پرسش قرآنی درباره هر ضمانت قطعی یکسان میماند:
عهد آن کجاست؟ برهان آن کجاست؟
این با امید به رحمت تفاوت دارد. انسان میتواند به رحمت آن معبود یگانه امیدوار باشد، توبه کند و آمرزش بخواهد. اما امید به رحمت را نمیتوان به بیمه نهایی یک فرقه تبدیل کرد. حتی آنجا که قرآن از بخشش گناهان پایینتر از شرک سخن میگوید، آن را به «لِمَن يَشَاءُ» وابسته میکند؛ برای هر که خود او بخواهد. مشیت آن معبود یگانه را نمیتوان به ضمانت موروثی یک جماعت تبدیل کرد.
مسیحی نیز اگر بگوید صرف تعلق اعتقادی به مسیح، بدون توجه به کردار و مسئولیت، فرجام نجات را تضمین میکند با همان پرسش روبهروست. یهودی اگر نسبت قومی و مذهبی را دلیل جایگاه تضمینشده نزد خدا بداند، باز همان مطالبه باقی است. و مسلمان اگر تصور کند نام «امت محمد» کلید بهشت را از دیگران گرفته و به او سپرده است، بیماری را درمان نکرده؛ فقط نام صاحب انحصار را عوض کرده است.
قرآن نام یک جماعت ممتاز را با نام جماعت ممتاز دیگری جایگزین نمیکند. اصل امتیاز موروثی در نجات را به پرسش میگیرد.
همین موضوع به صورت گستردهتر در مقاله بهشت در انحصار یک فرقه و یک شریعت نیست بررسی شده است؛ از ادعای «چند روز آتش» و ضمانت نجات گروهی گرفته تا ایمان و عمل صالح، شفاعت، تفاوت شریعتها، وضعیت اهل کتاب و این پرسش که آیا شنیدن نام یک دین مساوی روشن شدن حقیقت برای انسان است.
برای تفاوت میان خود دین، اسلام و شریعت نیز مقاله دین، اسلام و شریعت در قرآن زمینه مفهومی جداگانهای دارد.
فعلا خود این آیه یک معیار کافی در اختیار ما میگذارد. هرگاه درباره سرنوشت نهایی یک جماعت حکم قطعی صادر میکنیم، باید از خود بپرسیم:
آیا این سخن واقعا برهان آن معبود یگانه را دارد، یا فقط «امانی» ماست؟