ۚ
پروردگارا، در میان آنان رسولی از خودشان برانگیز که آیاتت را بر آنان تلاوت کند، کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد و آنان را پاک و بالنده سازد؛ بیگمان تو خود عزیز و حکیمی.
این دعا تپش ادامهدار همان خواسته پیشین است. ابراهیم و اسماعیل دوشادوش یکدیگر از پروردگار خواستند تا از نسل مشترکشان امتی تسلیم پدید آورد. اکنون برای جانبخشیدن به آن جماعت میگویند:
«رَبَّنَا وَٱبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ»
پروردگارا، در میان آنان رسولی از خودشان برانگیز.
معماری واژهها در اینجا خیرهکننده است. متن با دقتی شگرف مرزها را رسم میکند: نخست «ذُرِّيَّتِنَا»؛ نسل ما. سپس «فِيهِمْ»؛ در میان آنان. بعد «مِّنْهُمْ»؛ از خود آنان. و سرانجام نه رسولان، بلکه «رَسُولًا»؛ یک فرستاده.
این دعا قرار نیست ردایی گشاد بر تن تمام شاخههای دودمان ابراهیم باشد. اسحاق فرزند ابراهیم است، اما از نسل مشترک ابراهیم و اسماعیل نیست. در شاخهای که به بنی اسرائیل میرسد، خود قرآن از رسولان متعدد سخن میگوید:
«وَقَفَّيْنَا مِنۢ بَعْدِهِۦ بِٱلرُّسُلِ»
بقره ۲:۸۷
پس از او رسولان را یکی پس از دیگری فرستادیم.
اما در این دعای مشترک ابراهیم و اسماعیل، خواسته آنان یک رسول از میان نسل مشترک خودشان است.
قرنها بعد، خود قرآن عبارتی را به کار میبرد که گویی پژواک همین دعا در پهنه زمان است:
«كَمَآ أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِّنكُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ»
بقره ۲:۱۵۱
و در سوره جمعه میخوانیم:
«هُوَ ٱلَّذِى بَعَثَ فِى ٱلْأُمِّيِّۦنَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ»
جمعه ۶۲:۲
همان واژهها بازمیگردند: رسولی از خود آنان، تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت، و تزکیه. وقتی قرآن را با خود قرآن میخوانیم، این پیوند دعای ابراهیم و اسماعیل را به رسالت محمد میرساند.
ظرافت عبارت در همین نقطه میدرخشد. قرآن در نسل ابراهیم از پیامبران بسیار سخن میگوید، اما وقتی دعا از زبان مشترک ابراهیم و اسماعیل جاری میشود، ضمیرها دایره را تنگ و دقیق میکنند و «رَسُولًا» به صورت مفرد مینشیند. اگر «ذریتنا» را بیدقت به تمام نسل ابراهیم تعمیم دهیم، این خود ما هستیم که میان این «رسولاً» مفرد و رسولان پرشمار بنی اسرائیل ناسازگاری میسازیم؛ در حالی که متن با چند ضمیر کوتاه، مرز معنا را حفظ کرده است.
در این خوانش، همین دقت و هماهنگی لفظی یکی از جلوههای شگفتانگیز انسجام قرآن است؛ همان کتابی که خواننده را به تدبر در خود فرا میخواند:
«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلْقُرْءَانَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُوا۟ فِيهِ ٱخْتِلَـٰفًا كَثِيرًا»
نساء ۴:۸۲
آیا در قرآن تدبر نمیکنند؟ اگر از نزد غیر خدا میبود، در آن اختلاف بسیار مییافتند.
اما دعای ابراهیم تنها تمنای آمدن یک راهنما نیست. او بیدرنگ کار این رسول را نیز بیان میکند:
«يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَـٰتِكَ»
آیاتت را بر آنان تلاوت کند.
رسالت با رسیدن سخن خدا به مردم آغاز میشود. آنان باید آیات را بشنوند. اما شنیدن متن پایان این راه نیست:
«وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ»
کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد.
کتاب نیامده است تا تنها بر لبها بچرخد؛ باید فهمیده و آموخته شود. «حکمت» نیز در زبان قرآن مفهومی زنده و گسترده است و نباید بیدلیل آن را در معنای اصطلاحی مجموعههای حدیثی متاخر محصور کرد. قرآن به لقمان حکمت میبخشد (لقمان ۳۱:۱۲)، از حکمت داوود سخن میگوید (بقره ۲:۲۵۱) و درباره عیسی نیز تعلیم «کتاب و حکمت» را در کنار تورات و انجیل یاد میکند (آل عمران ۳:۴۸). پس معنای حکمت را باید از کاربردهای خود قرآن شناخت.
و حتی تعلیم نیز قله نهایی نیست:
«وَيُزَكِّيهِمْ»
و آنان را پاک و بالنده سازد.
رسول نیامده است تا تنها بر حجم معلومات مذهبی بیفزاید. آیات، کتاب و حکمت باید در انسان اثر کنند. اگر کتاب در دست مردم فراوان شود اما تکبر، ستم، تعصب و تباهی در جانشان دستنخورده بماند، باید پرسید از «وَيُزَكِّيهِمْ» چه سهمی بردهاند.
این نیز به آیه پیشین گره خورده است. ابراهیم و اسماعیل ابتدا پیدایش «أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ» را خواستند و اکنون برای همان امت، رسولی میخواهند که تلاوت، تعلیم و تزکیه را در میان آنان زنده کند. امت مسلم تنها با نام و خون ساخته نمیشود؛ باید خود را در مسیر هدایت قرار دهد و از درون دگرگون شود.
«إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ»
بیگمان تو خود عزیز و حکیمی.
دعای ابراهیم و اسماعیل با آرزوی قدرت، پادشاهی یا برتری نژادی نسلشان پایان نمییابد. آنچه برای نسل خود میخواهند، امتی تسلیم و رسولی است که آیات خدا را بر آنان بخواند، کتاب و حکمت را بیاموزد و آنان را پاک و بالنده سازد.
میراث ابراهیم در این دعا، برتری خون نیست؛ راهی از هدایت است که در شاخه اسماعیل نیز با برانگیخته شدن رسولی از میان خود آنان ادامه مییابد.