ریشه قرآنی س و ء

از بدی و ناخوشایندی تا سیئه، آسیب و سوءه

ریشه س و ء در قرآن خانواده‌ای گسترده دارد، اما شاخه‌های آن پیرامون یک میدان مشترک قرار می‌گیرند: بدی، ناخوشایندی، آسیب، قبح یا وضعیتی که مطلوب نیست. گاهی این بدی اخلاقی است، مانند عملی که انسان انجام می‌دهد؛ گاهی رخدادی ناخوشایند است که به او می‌رسد؛ گاهی عیب یا آسیب جسمانی است؛ و گاهی چیزی است که آشکار ماندنش شرم‌آور یا نامطلوب شمرده می‌شود.

همین گستردگی سبب می‌شود که ترجمه ثابت «گناه» برای این خانواده نادرست باشد. سَيِّئَة می‌تواند گناه یا عمل بد باشد، اما می‌تواند مصیبت و پیشامدی نامطلوب نیز باشد. سُوء می‌تواند بدی اخلاقی باشد، اما در تعبیر مِنْ غَيْرِ سُوءٍ به عیب یا آسیب جسمانی نزدیک می‌شود. سَوْأَة نیز در داستان آدم به بخش‌هایی از بدن مربوط است که پوشانده می‌شوند و در داستان برادر کشته‌شده به چیزی از بدن او که باید از دید پوشیده شود.

بنابراین معنای دقیق هر صورت را باید از ساخت و سیاق همان آیه گرفت.

صورت‌های بررسی شده

ریشه س و ء در قرآن ۱۶۷ بار آمده است و صورت‌های مهم آن چنین‌اند:

این تنوع نشان می‌دهد که س و ء تنها نام یک رفتار اخلاقی نیست؛ ریشه می‌تواند درباره عمل، حالت، آسیب، رخداد، نتیجه و ویژگی به کار رود.

۱. هسته معنایی و زبان عربی کهن

لغویان قدیم این خانواده را با مفاهیمی مانند قبح، بدی، مکروه بودن و ناخوشایندی توضیح داده‌اند. سَاءَهُ الأمر درباره چیزی گفته می‌شد که شخص را ناراحت و ناخوشحال می‌کرد و السوء می‌توانست به امر ناخوشایند، آسیب، بلا یا وضعیت ناپسند اشاره کند.

از سوی دیگر، همین ریشه برای داوری درباره کیفیت خود یک چیز نیز به کار می‌رفت: شخص بد، کار بد، راه بد یا سرانجام بد.

میان این دو جهت پیوند معنایی روشنی وجود دارد، اما نیازی نیست برای آن داستانی شناختی ساخته شود. یک رخداد ممکن است برای کسی ناخوشایند باشد و یک رفتار یا راه نیز ممکن است در خود زبان «بد» وصف شود. ریشه هر دو ظرفیت را دارد.

در زبان کهن سوءة نیز برای چیزی که ظهور آن زشت یا شرم‌آور شمرده می‌شد به کار می‌رفت و السوأى و أسوأ درجات شدیدتر بدی را بیان می‌کردند.

پس هسته ریشه را می‌توان چنین نگه داشت:

بدی یا ناخوشایندی یک عمل، حالت، رخداد یا ویژگی؛ با مصداقی که از سیاق مشخص می‌شود.

۲. پویایی افعال: سَاءَ و أَسَاءَ

فعل سَاءَ در قرآن در دو جهت نزدیک دیده می‌شود. گاهی چیزی شخص را ناخوش می‌کند:

إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ

اگر خیری به شما برسد، آنان را ناخوش می‌کند.

آل عمران، ۱۲۰

در اینجا تَسُؤْهُمْ هیچ ارتباط مستقیمی با «گناه کردن» ندارد. رسیدن حسنه به دیگران برای آنان ناخوشایند است.

در داستان لوط نیز آمده است:

وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا

و هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از آمدن آنان بدحال و نگران شد و بر او تنگ آمد.

هود، ۷۷

اینجا نیز فعل حالت ناخوش و نگرانی را بیان می‌کند.

اما ساء می‌تواند خود یک راه، حکم یا سرانجام را بد توصیف کند:

إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا

همانا آن فاحشه و مایه نفرت بود، و چه بد راهی بود.

نساء، ۲۲

یا:

سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ

چه بد حکم می‌کنند.

در این ساخت‌ها، ریشه داوری منفی درباره خود امر را بیان می‌کند.

باب افعال أَسَاءَ بیشتر به بد عمل کردن مربوط است. قرآن می‌گوید:

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا

اگر نیکی کنید برای خود نیکی کرده‌اید، و اگر بدی کنید برای خودتان است.

اسراء، ۷

و:

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاءَ فَعَلَيْهَا

هر که کاری شایسته کند برای خود اوست، و هر که بدی کند بر خود اوست.

فصلت، ۴۶

تقابل با أَحْسَنَ و عَمِلَ صَالِحًا نشان می‌دهد که أَسَاءَ در این کاربردها «بد عمل کردن» است. نوع دقیق بدی از خود فعل تعیین نمی‌شود.

۳. سُوء، سَوْء و سَيِّئَة: از آسیب تا عمل بد

سُوء

سُوء در قرآن میدان بسیار گسترده‌ای دارد.

گاهی به بدی اخلاقی مربوط است:

إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ

او شما را تنها به سوء و فحشا فرمان می‌دهد.

بقره، ۱۶۹

اما در جای دیگر به آسیبی اشاره دارد که به انسان می‌رسد:

فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ

پس با نعمتی از الله و فضلی بازگشتند، در حالی که هیچ سوءی به آنان نرسیده بود.

آل عمران، ۱۷۴

اینجا «هیچ گناهی به آنان نرسید» معنایی ندارد. سوء چیزی زیان‌بار یا ناخوشایند است.

همین معنا در نمل دیده می‌شود:

أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ

یا آنکه درمانده را هنگامی که او را می‌خواند پاسخ می‌دهد و سوء را برطرف می‌کند.

نمل، ۶۲

سوء در اینجا گرفتاری یا آسیبی است که از انسان برداشته می‌شود.

مِنْ غَيْرِ سُوءٍ

داستان موسی یکی از روشن‌ترین شواهد برای گستره واژه است:

وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَىٰ جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ

دستت را به پهلویت نزدیک کن؛ سفید بیرون می‌آید، بدون هیچ سوءی.

طه، ۲۲

همین تعبیر در نمل ۱۲ و قصص ۳۲ تکرار می‌شود.

سوء در اینجا اخلاقی نیست. سخن از سفیدی دست بدون عیب، آسیب یا بیماری است. مفسران بعدی غالبا بیماری مشخصی را نام برده‌اند، اما قرآن آن بیماری را نام نمی‌برد. از این رو، ترجمه‌ای مانند «بدون عیب یا بیماری» امانت‌دارانه‌تر از وارد کردن نامی است که در متن وجود ندارد.

سَوْء و سُوء

قرآن هر دو صورت سَوْء و سُوء را دارد. در زبان قدیم برای تفاوت آنها توضیح‌هایی ثبت شده است. در برخی گزارش‌ها سُوء با امر ناخوشایند، بلا و مکروه توضیح داده شده و سَوْء در ترکیب‌هایی مانند رجل سوء بیشتر به بدی و فساد صفت اشاره دارد.

برای نمونه قرآن می‌گوید:

مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ

پدرت مرد بدی نبود.

مریم، ۲۸

و در ترکیب‌های دیگری از ظَنَّ السَّوْءِ، مَثَلُ السَّوْءِ و دَائِرَةُ السَّوْءِ استفاده می‌کند.

با این حال، این تفاوت به اندازه‌ای مطلق نیست که فقط از حرکت سین بتوان معنای هر آیه را تعیین کرد. حتی در برخی مواضع اختلاف قرائت وجود داشته است. بنابراین ساخت جمله همچنان معیار اصلی است.

سَيِّئَة: عمل بد یا پیشامد نامطلوب

سَيِّئَة یکی از مهم‌ترین مشتق‌های این ریشه است، زیرا قرآن آن را در دو میدان بسیار متفاوت به کار می‌برد.

گاهی سیئه عملی است که انسان خود انجام داده است:

بَلَىٰ مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ

آری، هر کس سیئه‌ای کسب کند و خطایش او را فرا گیرد...

بقره، ۸۱

و:

مَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا

هر که سیئه‌ای بیاورد، جز همانند آن جزا داده نمی‌شود.

انعام، ۱۶۰

در این دو آیه، سیئه در میدان مسئولیت اخلاقی است.

اما در آل عمران آمده است:

وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا

و اگر سیئه‌ای به شما برسد، از آن شاد می‌شوند.

آل عمران، ۱۲۰

در اینجا سیئه چیزی است که به انسان اصابت می‌کند. نمی‌توان آن را «گناه» ترجمه کرد.

نساء ۷۸ همین تفاوت را روشن‌تر می‌کند:

وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِندِكَ

و اگر حسنه‌ای به آنان برسد می‌گویند این از نزد الله است، و اگر سیئه‌ای به آنان برسد می‌گویند این از جانب توست.

نساء، ۷۸

حسنه و سیئه در اینجا وضعیت مطلوب و نامطلوب یا کامیابی و گرفتاری‌اند.

اعراف نیز می‌گوید:

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ

سپس به جای سیئه، حسنه را آوردیم.

اعراف، ۹۵

و:

وَبَلَوْنَاهُم بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ

و آنان را با حسنات و سیئات آزمودیم، باشد که بازگردند.

اعراف، ۱۶۸

پس سيئة در سطح پایه «چیز بد یا نامطلوب» است. گاهی انسان آن را انجام می‌دهد و گاهی آن چیز به انسان می‌رسد.

سَيِّئَات و پیامد عمل

جمع سَيِّئَات نیز گاهی به اعمال بد اشاره دارد:

وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِن بَعْدِهَا

و کسانی که سیئات را انجام دادند و سپس بعد از آن توبه کردند...

اعراف، ۱۵۳

اما در ساخت‌های دیگری مانند:

فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا

پس بدی‌های آنچه انجام داده بودند به آنان رسید.

نحل، ۳۴

یا:

وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا

و بدی‌های آنچه کسب کرده بودند برای آنان آشکار شد.

زمر، ۴۸

واژه می‌تواند خود اعمال بد یا پیامدهای بد آنها را به ذهن بیاورد. ساخت آیه باید تعیین کند کدام جهت در ترجمه برجسته‌تر است؛ نباید نتیجه را بدون دلیل داخل خود ریشه گذاشت.

۴. سَوْأَة: چیزی که باید پوشانده شود

یکی از شاخه‌های مهم این خانواده سَوْأَة و جمع آن سَوْآت است.

در داستان آدم و همسرش آمده است:

فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ

پس هنگامی که از درخت چشیدند، سوءات آنان برایشان آشکار شد و شروع کردند برگ‌های جنت را بر خود قرار دهند.

اعراف، ۲۲

و:

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ

ای فرزندان آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم که سوءات شما را می‌پوشاند.

اعراف، ۲۶

ساخت این آیات نشان می‌دهد که سوءات به بخش‌هایی از بدن مربوط‌اند که با لباس پوشانده می‌شوند. در فارسی «اندام‌های شرمگاهی» یا «بخش‌های نهان بدن» می‌تواند در توضیح مناسب باشد.

اما همان واژه در داستان دو پسر آدم کاربرد دیگری دارد:

فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ

پس الله کلاغی فرستاد که زمین را می‌کاوید تا به او نشان دهد چگونه سوءه برادرش را بپوشاند.

مائده، ۳۱

و سپس:

فَأُوَارِيَ سَوْأَةَ أَخِي

تا سوءه برادرم را بپوشانم.

در اینجا مسئله دفن برادر کشته‌شده است. بنابراین سوءه به چیزی از بدن یا جسد او اشاره دارد که باید از دید پوشیده شود.

این دو کاربرد را نباید با یک مصداق ثابت یکی کرد. آنچه میان آنها مشترک است، چیزی از بدن یا وضعیت جسمانی است که آشکار ماندنش ناپسند و پوشاندنش مطلوب است.

همین جا پیوند سوءه با میدان اصلی ریشه قابل مشاهده است، بدون آنکه لازم باشد از آن یک نظریه اخلاقی درباره بدن ساخته شود.

۵. شدت بدی و مقایسه با مفاهیم نزدیک

أَسْوَأ و السُّوأَىٰ

أَسْوَأ صورت تفضیل است و «بدتر» یا «بدترین» را می‌رساند:

لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا

تا الله بدترین آنچه انجام داده‌اند از آنان بپوشاند.

زمر، ۳۵

السُّوأَىٰ نیز در روم آمده است:

ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ

سپس فرجام کسانی که بدی کردند، سوأى بود.

روم، ۱۰

در منابع تفسیری برای السوأى مصداق‌هایی مانند عذاب و آتش مطرح شده‌اند، اما اینها نباید جای معنای خود واژه را بگیرند. در ترجمه پایه، «بدترین فرجام» یا «فرجام بد» طبیعی‌تر است.

مُسِيء نیز کسی است که بد عمل می‌کند:

وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ

نابینا و بینا یکسان نیستند، و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند با بدکردار یکسان نیستند.

غافر، ۵۸

س و ء و ح س ن

تقابل سيئة / حسنة یکی از مهم‌ترین راهنماهای خود قرآن است.

اما این دو واژه فقط «گناه و ثواب» نیستند. هر دو می‌توانند به اعمال انسان یا به وضعیت‌هایی که به او می‌رسند اشاره کنند.

در انعام ۱۶۰، انسان حسنه یا سیئه می‌آورد؛ در نساء ۷۸، حسنه یا سیئه به او می‌رسد.

پس نوع فعل همراه واژه در تعیین معنا نقش اساسی دارد.

س و ء و ش ر ر

سوء و شر هم‌پوشانی زیادی دارند و هر دو در میدان بدی و زیان قرار می‌گیرند.

شر در قرآن بارها در برابر خیر قرار می‌گیرد و می‌تواند هر نوع بدی، آسیب یا نتیجه نامطلوب را در بر گیرد.

سوء نیز بسیار گسترده است، اما در بسیاری از ساخت‌ها کیفیت بد و ناپسند یک چیز، آسیبی که به انسان می‌رسد، یا وضعیتی که برای او ناخوشایند است برجسته می‌شود.

با این حال، نمی‌توان از این گرایش یک قانون ساخت که شر همیشه «عینی» و سوء همیشه «تجربی» باشد. هر دو می‌توانند درباره امور واقعی و بیرونی یا رفتارهای اخلاقی به کار روند. تفاوت آنها نیازمند بررسی مستقل ریشه ش ر ر است.

س و ء و ف ح ش

قرآن خود این دو را کنار هم قرار می‌دهد:

إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ

او شما را تنها به سوء و فحشا فرمان می‌دهد.

بقره، ۱۶۹

و:

كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ

چنین کردیم تا سوء و فحشا را از او دور کنیم.

یوسف، ۲۴

هم‌نشینی آنها نشان می‌دهد که مترادف کامل نیستند.

سوء میدان گسترده‌تری از بدی و امر ناپسند دارد. فحشاء به بدی‌ای نزدیک‌تر است که قبح آن برجسته و از حد معمول گذشته است.

اما همین تفاوت نیز باید گرایشی باقی بماند و با مطالعه مستقل ریشه ف ح ش تکمیل شود.

۶. چالش‌های فهم و پیشنهادهای ترجمه

مهم‌ترین خطا در این ریشه، تبدیل همه مشتق‌های آن به «گناه» است.

وقتی قرآن می‌گوید لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ، سخن از نرسیدن آسیب است. در مِنْ غَيْرِ سُوءٍ، سوء به عیب یا بیماری نزدیک می‌شود. در تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ، سیئه پیشامدی ناخوشایند است. اما در مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً، سیئه عملی است که انسان برای آن مسئول است.

در سوی دیگر، نباید ریشه را فقط به «چیزی که شخص از آن خوشش نمی‌آید» فروکاست. قرآن درباره راه بد، حکم بد، عمل بد و فرجام بد نیز سخن می‌گوید. پس واژه می‌تواند قضاوتی درباره خود یک امر نیز باشد.

همچنین در مِنْ غَيْرِ سُوءٍ بهتر است نام بیماری مشخصی بدون تصریح قرآن وارد ترجمه نشود.

در السوأى نیز «آتش» یا «جهنم» می‌تواند مصداق تفسیری باشد، اما معنای پایه خود واژه نیست.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

سَاءَهُ / تَسُؤْهُمْ:
«او را ناخوش کرد»، «او را ناراحت کرد»، «برای آنان ناخوشایند بود».

سِيءَ بِهِمْ:
«از آنان نگران و بدحال شد».

سَاءَ سَبِيلًا:
«چه بد راهی است.»

سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ:
«چه بد حکم می‌کنند.»

أَسَاءَ:
«بدی کرد»، «بد عمل کرد».

سُوء:
«بدی»، «آسیب»، «گرفتاری»، «ناخوشی» یا «امر ناپسند» بر اساس سیاق.

لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ:
«هیچ آسیبی به آنان نرسید.»

يَكْشِفُ السُّوءَ:
«گرفتاری را برطرف می‌کند» یا «سوء را برطرف می‌کند».

مِنْ غَيْرِ سُوءٍ:
«بدون عیب یا بیماری».

سَوْء:
در ترکیب‌هایی مانند رَجُلَ سَوْءٍ، قَوْمَ سَوْءٍ، ظَنَّ السَّوْءِ: «بد»، «ناپسند» یا برگردان طبیعی همان ترکیب.

سَيِّئَة در زمینه عمل:
«بدی»، «کار بد»، «سیئه».

سَيِّئَة در زمینه رخداد:
«پیشامد بد»، «گرفتاری»، «وضعیت نامطلوب».

سَيِّئَات:
«بدی‌ها»، «کارهای بد» یا در برخی ساخت‌ها «پیامدهای بد»، بر اساس سیاق.

سَوْأَة / سَوْآت در داستان آدم:
«اندام‌های شرمگاهی»، «بخش‌های نهان بدن» یا حفظ خود واژه همراه با توضیح.

سَوْأَةَ أَخِيهِ:
در ترجمه می‌توان خود «سوءه برادرش» را حفظ کرد و در توضیح گفت: آنچه از بدن یا جسد برادرش باید پوشانده می‌شد.

أَسْوَأ:
«بدتر»، «بدترین».

السُّوأَىٰ:
«فرجام بد»، «بدترین فرجام».

مُسِيء:
«بدکردار»، «کسی که بد عمل می‌کند».

جمع‌بندی

ریشه س و ء در قرآن بسیار گسترده‌تر از اصطلاح «گناه» است. هسته آن به بدی، ناخوشایندی، قبح یا آسیب مربوط می‌شود، اما ماهیت این بدی را ساخت جمله و سیاق تعیین می‌کند.

فعل سَاءَ گاهی نشان می‌دهد چیزی کسی را ناخوش و نگران کرده است و گاهی خود یک راه، حکم یا سرانجام را بد می‌شمارد. أَسَاءَ بیشتر به بد عمل کردن مربوط می‌شود و قرآن آن را در برابر احسان و عمل صالح قرار می‌دهد.

سُوء می‌تواند بدی اخلاقی باشد، اما می‌تواند آسیب، بیماری یا گرفتاری نیز باشد. تعبیر مِنْ غَيْرِ سُوءٍ درباره دست موسی شاهد روشنی است که سوء را نمی‌توان همیشه «گناه» گرفت.

سَيِّئَة نیز دو میدان مهم دارد. گاهی چیزی است که انسان انجام می‌دهد، کسب می‌کند و برای آن مسئول است؛ و گاهی چیزی است که به انسان می‌رسد. افعالی مانند كَسَبَ، جَاءَ بِـ، أَصَابَ و مَسَّ کمک می‌کنند نوع کاربرد را تشخیص دهیم.

سَوْأَة به چیزی مربوط می‌شود که آشکار ماندنش ناخوشایند و پوشاندنش مطلوب است. در داستان آدم، مصداق آن بخش‌های نهان بدن است؛ در داستان برادر کشته‌شده، مصداق به بدن یا جسد او مربوط می‌شود. پس خود واژه نباید با یک مصداق ثابت برابر شود.

أَسْوَأ و السُّوأَىٰ درجات شدیدتر بدی را بیان می‌کنند و مُسِيء کسی است که بد عمل می‌کند.

مقایسه با شر و فحشاء نیز نشان می‌دهد که سوء بخشی از شبکه بزرگ‌تر واژگان بدی در قرآن است، اما با هیچ‌یک از آنها کاملا یکسان نیست. شر میدان گسترده خیر و بدی را در قطب مقابل خیر می‌سازد، و فحشاء قبح شدیدتر را برجسته می‌کند. تفاوت دقیق هر ریشه باید در مطالعه مستقل خودش بررسی شود.

برآیند محتاطانه این خانواده را می‌توان چنین بیان کرد:

س و ء: خانواده‌ای زبانی برای بدی، قبح، ناخوشایندی یا آسیبی که می‌تواند در عمل، حالت، رخداد، نتیجه یا ویژگی ظاهر شود. سيئة می‌تواند عمل بد یا پیشامد نامطلوب باشد؛ سوء می‌تواند بدی، آسیب یا گرفتاری باشد؛ و سوءة چیزی است که آشکار ماندنش ناخوشایند و پوشاندنش مطلوب است. معنای دقیق هر صورت از ساخت و سیاق همان آیه تعیین می‌شود.