ریشه قرآنی ظ ه ر
پشت، سطح بیرونی، آشکاری، برتری و پشتیبانی
ریشه ظ ه ر در قرآن خانوادهای گسترده دارد که چند شاخه آن هنوز پیوند معنایی روشنی با یکدیگر دارند: پشت و سطح بیرونی، آشکار شدن، بالا آمدن و برتری یافتن، و پشتوانه و پشتیبانی. در کنار این شاخهها، کاربردهای تثبیتشدهای مانند «ظهيرة» برای نیمروز و «يظاهرون من نسائهم» در تعبیر زناشویی ظهار نیز دیده میشوند.
ابن فارس این ریشه را بر دو جهت «قوت» و «بروز» جمع میکند و «ظهر» انسان را جایی میداند که به نظر او هر دو جهت در آن حضور دارند. منابع گستردهتر لغوی نیز «ظهر» را در اصل در برابر «بطن» قرار میدهند و از همان خانواده کاربردهایی برای سطح، آشکاری، بالا آمدن، غلبه و یاری ثبت میکنند. این شبکه برای فهم رابطه مشتقها مفید است، اما نباید به این ادعا تبدیل شود که تمام شاخههای ریشه حتما در یک مسیر تاریخی واحد و اثباتشده از «پشت انسان» پدید آمدهاند.
صورتهای قرآنی
ریشه ظ ه ر در قرآن ۵۹ بار آمده است. با بررسی صرفی صورتها، ده گروه اصلی دیده میشود: فعل مجرد ده بار، باب مفاعله شش بار، باب افعال هفت بار، باب تفاعل سه بار، «ظهر» و صورتهای آن پانزده بار، «ظهري» یک بار، «ظهير» شش بار، «ظهيرة» یک بار، «ظاهر» هشت بار و «ظاهرة» دو بار.
ظَهَرَ — فعل مجرد، ده بار
ظَاهَرَ — باب مفاعله، شش بار
أَظْهَرَ — باب افعال، هفت بار
تَظَاهَرَ — باب تفاعل، سه بار
ظَهْر — پانزده بار
ظِهْرِيًّا — یک بار
ظَهِير — شش بار
ظهيرة — یک بار
ظَاهِر — هشت بار
ظاهرة — دو بار
در بعضی نمایههای صرفی، «تَظَاهَرَا» در قصص ۲۸:۴۸ در شمار باب افعال قرار گرفته است، اما خود صورت «تظاهرا» و توضیح قدیم آن به «تعاونا» نشان میدهد که این مورد باب تفاعل است. بنابراین تقسیم درست در این بخش هفت مورد باب افعال و سه مورد باب تفاعل است، هرچند مجموع ۵۹ مورد تغییر نمیکند.
۱. تصویر مادی ریشه: پشت، سطح و سوی بیرونی
روشنترین معنای مادی این خانواده پشت است. منابع عربی «ظهر» را در برابر «بطن» قرار میدهند: پشت انسان و حیوان، و به گسترش معنا، روی بیرونی یا سطح بالای چیزها. درباره زمین نیز «ظهر» برای بخش بالا و آشکار آن ثبت شده است.
کاربرد کهن این گسترش را در شعر منسوب به طرفة بن العبد نیز میتوان دید:
كَأَنَّ عُلوبَ النِّسْعِ في دَأَياتِها
مَوارِدُ مِن خَلقاءَ في ظَهرِ قَردَدِ
در اینجا «ظهر قردد» به روی یا بخش بالای زمین سخت اشاره دارد. بنابراین کاربرد «ظهر» برای سطح، ساخته دورههای بعد نیست و در شعر کهن عرب نیز حضور دارد.
قرآن «ظهر» را در معنای مستقیم پشت بارها به کار میبرد:
وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ
«و بارهایشان را بر پشتهای خود حمل میکنند.»
انعام، ۳۱
و:
فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ
«پس پیشانیها و پهلوها و پشتهایشان با آن داغ میشود.»
توبه، ۳۵
در این آیات «ظهر» همان پشت است. بار گناه، عذاب یا داوری اخلاقی از دیگر اجزای جمله میآیند و جزء معنای لغوی «ظهر» نیستند.
اما همین واژه درباره زمین و دریا نیز به سطح میرسد:
مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ
«بر روی آن هیچ جنبندهای باقی نمیگذاشت.»
فاطر، ۴۵
و درباره کشتیها:
فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهْرِهِ
«پس بر روی آن بیحرکت میمانند.»
شوری، ۳۳
در بقره ۲:۱۸۹ نیز از ظُهُورِهَا درباره پشت یا سوی پشتی خانهها سخن گفته میشود. پس شاخه «پشت» از بدن فراتر رفته و برای سطح و سوی بیرونی چیزها نیز به کار میرود. مجموعه کاربردهای قرآنی «ظهر» این گستره را به روشنی نشان میدهد.
پشت سر افکندن
از خود تصویر پشت، کاربرد دیگری نیز قابل فهم است. قرآن درباره گروهی میگوید:
نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ
«گروهی از کسانی که کتاب به آنان داده شده بود، کتاب الله را پشت سر خود افکندند.»
بقره، ۱۰۱
همین تصویر در آل عمران ۳:۱۸۷ تکرار میشود. بیاعتنایی نتیجه ساخت کامل «پشت سر افکندن» است؛ خود «ظهر» به تنهایی به معنای بیاعتنایی نیست.
در هود ۱۱:۹۲ نیز آمده است:
وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَكُمْ ظِهْرِيًّا
«و او را پشت سر خود وانهادهاید.»
منابع لغوی «جعل حاجته بظهر» و «جعلها ظهرية» را برای چیزی ثبت کردهاند که شخص آن را پشت سر میاندازد و به آن اعتنا نمیکند. «ظهريا» در این آیه از همین میدان فهمیده میشود.
این نمونهها رابطه شاخهها را روشن میکنند، اما لازم نیست برای هر معنای بعدی داستانی جسمانی ساخته شود. زبان میتواند از یک تصویر مادی آغاز کند و سپس کاربردهای تثبیتشدهای بسازد که دیگر در هر بار استعمال، تصویر کامل مادی در ذهن گوینده حاضر نباشد.
۲. «ظَهَرَ» و «ظَاهِر»: آشکار شدن و قرار گرفتن در سوی بیرونی
یکی از روشنترین شاخههای این خانواده بروز و آشکار شدن است. چیزی که پوشیده بوده و سپس نمایان میشود «ظهر» میکند.
در توبه ۹:۴۸ آمده است:
حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ
«تا حق آمد و امر الله آشکار شد.»
و در روم ۳۰:۴۱:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
«فساد در خشکی و دریا آشکار شد.»
در این کاربردها «ظهر» به بروز چیزی اشاره دارد که اکنون در صحنه آشکار شده است.
تقابل با «بطن» این شاخه را روشنتر میکند:
وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
«و به زشتیها نزدیک نشوید؛ آنچه از آنها آشکار است و آنچه پنهان است.»
انعام، ۱۵۱
و:
وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ
«ظاهر گناه و باطن آن را واگذارید.»
انعام، ۱۲۰
همین تقابل درباره نعمت نیز آمده است:
وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً
«و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بر شما فراوان ساخت.»
لقمان، ۲۰
و در حدید ۵۷:۱۳، درباره یک دیوار یا حائل، «باطن» و «ظاهر» آن صریحا در برابر یکدیگر قرار میگیرند. بنابراین «ظاهر» میتواند به سوی بیرونی، نمایان و قابل مشاهده چیزی اشاره کند؛ همانگونه که «باطن» سوی درونی یا پنهان را میرساند.
«ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»
روم ۳۰:۷ میگوید:
يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ
«از زندگی دنیا ظاهری را میدانند، در حالی که از آخرت غافلاند.»
ترجمه مستقیم «ظاهرا» در اینجا «بخش آشکار» یا «وجه آشکار» زندگی دنیاست. ترجمه آن به «دانش سطحی» میتواند نتیجهای از تقابل آیه را وارد خود واژه کند. آیه دانش آنان را محدود میسازد، اما این محدودیت از کل جمله و غفلت از آخرت فهمیده میشود، نه از اینکه «ظاهر» ذاتا به معنای کمعمق باشد.
«قُرًى ظَاهِرَةً»
در سبأ ۳۴:۱۸ نیز تعبیر:
قُرًى ظَاهِرَةً
آمده است. صفت «ظاهرة» در اینجا بر نمایان و آشکار بودن آبادیها دلالت دارد. بزرگی، ثروت، امنیت یا موقعیت سیاسی آنها از خود این صفت به دست نمیآید. اگر سیاق یا داده تاریخی ویژگی دیگری را نشان دهد، آن ویژگی باید جدا از معنای ریشه بیان شود.
۳. «ظَهَرَ عَلَى»: بالا رفتن، دست یافتن و غلبه
شاخه دیگری از ریشه زمانی روشن میشود که چیزی بر روی چیز دیگر قرار میگیرد یا بر آن بالا میآید.
در کهف ۱۸:۹۷ درباره سد آمده است:
فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا
«پس نتوانستند بر آن بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند.»
در اینجا «يظهروه» به بالا رفتن و قرار گرفتن بر روی مانع مربوط است. لسان العرب نیز «ظهر على الحائط» و «ظهر السطح» را برای بالا رفتن و بر روی چیزی قرار گرفتن ثبت میکند.
در زخرف ۴۳:۳۳ نیز سخن از پلکانهایی است:
وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ
یعنی پلکانهایی که از آنها بالا میروند. این کاربرد مادی کمک میکند بفهمیم چگونه همین خانواده میتواند در موقعیت انسانی به دست یافتن و برتری برسد.
در توبه ۹:۸:
وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ
و در کهف ۱۸:۲۰:
إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ
دیگر سخن از بالا رفتن جسمانی نیست. در این ساخت، «ظهر على» به دست یافتن، مسلط شدن یا برتری یافتن بر دیگری میرسد. منابع لغوی نیز «ظهر عليه» را برای قوی شدن، غالب شدن و بر کسی بالا آمدن ثبت کردهاند.
همین شاخه در صورت «ظاهر» نیز دیده میشود. در غافر ۴۰:۲۹:
ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ
به معنای برخوردار از قدرت و برتری در زمین است، و در صف ۶۱:۱۴ مؤمنان پس از تایید بر دشمن خود:
فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ
میشوند؛ یعنی برتر و غالب.
«لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ»
نور ۲۴:۳۱ کاربرد مهمی است:
أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ
در اینجا نمیتوان «ظهر على» را مکانیکی «غلبه کردن بر عورات زنان» ترجمه کرد. سیاق درباره کودکانی است که هنوز نسبت به امور جنسی زنان آگاهی و توجه لازم را پیدا نکردهاند. منابع قدیم نیز این عبارت را با ناآگاهی کودک از این امور توضیح کردهاند. پس میدان کلی «دست یافتن و آگاه شدن بر چیزی» در اینجا با سیاق کودکی تعیین میشود، نه با غلبه جنگی.
این نمونه نشان میدهد که حرف اضافه «على» گرایش معنایی مهمی ایجاد میکند، اما خود آن یک فرمول ثابت برای «غلبه» نمیسازد.
ظ ه ر (ظَهَر) در مقایسه با ر ف ع (رَفَع)
ریشه ر ف ع نیز با بالا ارتباط دارد، اما تصویر آن یکسان نیست. ابن فارس «رفع» را در اصل در برابر «وضع» قرار میدهد: چیزی بالا میرود یا بالا برده میشود. خود عربی هم کاربرد لازم دارد و هم متعدی؛ پس درست نیست گفته شود «رفع» همیشه نیازمند فاعلی بیرونی است که چیزی دیگر را بالا ببرد.
در ظهر على، تمرکز بیشتر بر این است که فاعل بر روی چیزی قرار گیرد، به آن دست یابد یا نسبت به آن برتری پیدا کند. کهف ۱۸:۹۷ نمونه مادی این تفاوت است: مسئله «بالا بردن سد» نیست؛ مسئله این است که آنان نتوانستند خود بر سد بالا روند.
پس هر دو ریشه میتوانند با بلندی ارتباط داشته باشند، اما «رفع» بیشتر خود بالا رفتن یا بالا بردن را بیان میکند، در حالی که «ظهر على» در کاربرد قرآنی گرایش به قرار گرفتن بر، دست یافتن بر و غلبه بر دارد. این تفاوت گرایشی است و نباید به قانون مطلق برای همه کاربردهای عربی تبدیل شود.
۴. «أَظْهَرَ»: آشکار کردن، آگاه ساختن و برتری دادن
باب افعال این ریشه نیز بسته به ساخت جمله چند جهت دارد.
در تحریم ۶۶:۳ آمده است:
وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ
الله پیامبر را بر آن آگاه ساخت.
در جن ۷۲:۲۶ نیز آمده است:
فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا
«کسی را بر غیب خود آگاه نمیسازد.»
و در غافر ۴۰:۲۶:
أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ
از آشکار یا پدیدار ساختن فساد در زمین سخن گفته میشود. بنابراین باب افعال میتواند چیزی را از پوشیدگی به بروز برساند یا کسی را بر چیزی آگاه سازد.
اما در سه آیه ساخت دیگری تکرار میشود:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
توبه، ۳۳؛ فتح، ۲۸؛ صف، ۹
وجود «على» این ساخت را به شاخه برتری پیوند میدهد: «آن را بر همه دین برتری دهد» یا «بر همه دین غالب سازد». همان خانوادهای که در «ظهر عليهم» غلبه و برتری را میرساند، در باب افعال میتواند سبب برتری یافتن چیزی شود.
اما ریشهشناسی فقط میتواند این ساخت زبانی را توضیح دهد. اینکه این برتری در چه زمان تاریخی، با چه فرایندی، در چه جغرافیایی و با چه مصداق سیاسی یا اجتماعی تحقق مییابد، از خود ریشه «ظ ه ر» تعیین نمیشود. این پرسشها به بررسی جداگانه سیاق آیات و تاریخ مربوطاند و نباید داخل معنای لغوی «ليظهره» گذاشته شوند.
«حِينَ تُظْهِرُونَ» و «الظَّهِيرَة»
در روم ۳۰:۱۸ آمده است:
وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ
«و شامگاه و هنگامی که به نیمروز میرسید.»
و نور ۲۴:۵۸ از:
مِنَ الظَّهِيرَةِ
سخن میگوید.
«أظهر القوم» در زبان برای داخل شدن به وقت ظهر ثبت شده است؛ همانگونه که «أصبح» و «أمسى» برای ورود به صبح و شام به کار میروند. منابع لغوی «ظهيرة» را نیمروز یا زمان شدت گرمای نیمروز میدانند. درباره علت دقیق نامگذاری توضیحهای مختلفی داده شده است؛ از آشکاری و بلندی روز تا شدت گرما. پس تعلق این واژه به خانواده «ظ ه ر» روشن است، اما یک علت تاریخی واحد نباید بدون شاهد قطعی انتخاب شود.
۵. از پشت به پشتوانه: «ظَهِير»، «ظَاهَرَ» و «تَظَاهَرَ»
شاخه مهم دیگری از این ریشه با حمایت و پشتیبانی ارتباط دارد.
در فارسی نیز «پشت کسی بودن» و «پشتوانه» همین تصویر را حفظ کردهاند. در عربی، «ظهير» برای یاریدهنده و پشتیبان و «ظهرة» برای گروه یاران ثبت شده است. منابع لغوی صریحا «ظاهر عليه» را در یک کاربرد به معنای یاری کردن علیه کسی میآورند.
قرآن میگوید:
فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ
«پس هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود.»
قصص، ۱۷
و:
فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِلْكَافِرِينَ
«پس پشتیبان کافران مباش.»
قصص، ۸۶
همچنین:
وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ
«و از میان آنان هیچ پشتیبانی برای او نیست.»
سبأ، ۲۲
«ظهير» در این کاربردها طبیعی است که «پشتیبان» یا «یاریدهنده» ترجمه شود، نه اینکه تصویر مادی «پشت» به زور در ترجمه باقی بماند.
«ظَاهَرَ»: کسی را پشتیبانی کردن
باب مفاعله در چند آیه همین شاخه را نشان میدهد:
وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا
توبه، ۴
الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ
احزاب، ۲۶
وَظَاهَرُوا عَلَىٰ إِخْرَاجِكُمْ
ممتحنه، ۹
در این موارد «ظاهر» به پشتیبانی و یاری یک طرف علیه طرف دیگر مربوط است.
«تَظَاهَرَ»: همکاری و تقویت متقابل
باب تفاعل در سه موضع قرآنی دیده میشود:
تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ
قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا
قصص، ۴۸
وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ
تحریم، ۴
در قصص ۲۸:۴۸، منابع قدیم «تظاهرا» را به «تعاونا» توضیح کردهاند؛ یعنی آن دو در ادعای گویندگان یکدیگر را تقویت و پشتیبانی میکنند. اختلاف قرائت در «سحران/ساحران» هویت آن دو را تغییر میدهد، اما معنای خود «تظاهرا» در این جهت باقی میماند.
در بقره ۲:۸۵ نیز گروهی علیه دیگران با هم همکاری میکنند، و در تحریم ۶۶:۴ دو مخاطب در کنشی مشترک علیه پیامبر قرار میگیرند. از این مجموعه میتوان گفت باب تفاعل در کاربردهای قرآنی این ریشه مشارکت و همکاری طرفها را برجسته میکند.
اما از وزن تفاعل به تنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که نقش، نیت، شدت یا سهم دو طرف دقیقا برابر است. «تظاهرا» همکاری را نشان میدهد؛ «برابری کامل» نتیجهای اضافی است که خود وزن صرفی آن را ثابت نمیکند.
۶. «يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ»: کاربرد ویژه ظهار
باب مفاعله در سه آیه وارد یک کاربرد متفاوت میشود:
وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ
احزاب، ۴
و:
الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ
مجادله، ۲
و:
وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا
مجادله، ۳
اینجا «يظاهرون» به معنای پشتیبانی کردن نیست. با یک تعبیر اجتماعی و زناشویی شناختهشده روبرو هستیم که بعدها با نام «ظهار» شناخته شد.
منابع قدیم این کاربرد را به گفتاری از نوع:
أَنْتَ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي
پیوند میدهند: مرد همسر خود را در رابطه زناشویی به پشت مادر تشبیه میکرد. گزارشهای قدیم همچنین این عمل را از شیوههای شناختهشده جاهلی معرفی میکنند.
خود قرآن عبارت کامل «كظهر أمي» را نقل نمیکند، اما نتیجه ادعاشده از چنین سخنی را رد میکند:
مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ
إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ
«آنان مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها زنانی هستند که آنان را زادهاند.»
و سپس خود گفتار را:
مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا
مینامد.
بنابراین داده زبانی قابل اتکا این است که «ظهر» در یک تعبیر قراردادی برای همانندسازی همسر با مادر به کار میرفته و فعل «ظاهر من امرأته» از آن ساخته شده بود.
اینکه چرا دقیقا «پشت» مادر در آن تعبیر انتخاب شده بود، موضوع دیگری است. توضیحهای بعدی درباره سوار شدن، رابطه جنسی یا نمادهای خاص بدن مادر نباید بدون شاهد مستقل به عنوان منشأ قطعی اصطلاح معرفی شوند.
همچنین احکام فقهی گستردهای که بعدها زیر باب «ظهار» تدوین شدند، برای شناخت تاریخ حقوقی اصطلاح اهمیت دارند، اما معنای ریشه را تعریف نمیکنند. در مطالعه لغوی نخست باید کاربرد شناختهشده واژه در عصر نزول و نحوه برخورد خود قرآن با آن روشن شود.
۷. «الظَّاهِر» در وصف الله
در حدید ۵۷:۳ آمده است:
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
«الظاهر» در این آیه وصف الله است و مستقیما در کنار «الباطن» قرار دارد.
خود خانواده «ظ ه ر» دو شاخه مرتبط را در اختیار ما میگذارد: آشکار و بیرونی بودن در برابر پوشیدگی، و برتری و غالب بودن. هر دو در کاربردهای قرآنی همین ریشه مستقل از این آیه دیده میشوند.
در تفسیرهای کهن، «الظاهر» بارها با علو و غلبه توضیح شده است؛ طبری آن را در جهت برتری بر همه چیز میفهمد. در برخی تحلیلهای دیگر، تقابل «ظاهر/باطن» سبب شده «ظاهر» به آشکاری دلایل و آثار نیز پیوند داده شود. ابن عاشور هر دو جهت را بررسی میکند و جهت آشکاری را با تقابل «باطن» سازگارتر میداند.
ریشهشناسی به تنهایی نباید یکی از این ابعاد را به نظام کامل الهیاتی تبدیل کند. مهمتر اینکه هیچ یک از کاربردهای جسمانی «ظهر» درباره انسان، دیوار یا زمین اجازه نمیدهد برای وصف الهی کیفیت جسمانی ساخته شود.
برای فرقان، حفظ «الظاهر» به صورت «ظاهر» همراه با توضیح لغوی آن، تا زمانی که ترجمه نهایی آیه جداگانه بررسی شود، از محدود کردن واژه به یک بعد مطمئنتر است.
۸. تفاوت با مفاهیم نزدیک و راهنمای ترجمه
این خانواده را نمیتوان در همه آیات با یک معادل ترجمه کرد.
ظَهْر در انسان و حیوان «پشت» است. درباره زمین، دریا و مانند آن میتواند «روی» یا «سطح» باشد.
وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ تصویر «پشت سر» را حفظ میکند و از ساخت کامل آن بیاعتنایی فهمیده میشود.
ظِهْرِيًّا در هود ۹۲ به چیزی اشاره دارد که پشت سر گذاشته و بیاعتنا به آن رفتار شده است.
ظَهَرَ در ساخت ساده میتواند «آشکار شد» یا «پدیدار شد» باشد.
ظَهَرَ عَلَى بسته به سیاق میتواند «بر چیزی بالا رفت»، «بر کسی دست یافت» یا «بر او غالب شد» باشد.
ظَاهِر در برخی آیات «آشکار» یا «بیرونی» است و در برخی دیگر «برتر» و «غالب».
أَظْهَرَ میتواند «آشکار کرد»، «آگاه ساخت» یا در ساخت «أظهره على» «برتری داد و غالب ساخت» باشد.
ظَهِير «پشتیبان» یا «یاریدهنده» است.
ظَاهَرَ در شاخه عمومی به پشتیبانی یک طرف مربوط میشود و تَظَاهَرَ در کاربردهای قرآنی همکاری و پشتیبانی مشترک را برجسته میکند.
اما يظاهرون من نسائهم یک کاربرد قراردادی زناشویی است و نباید «همسرانشان را پشتیبانی میکنند» ترجمه شود.
الظَّهِيرَة نیمروز است و حين تظهرون به رسیدن به وقت ظهر اشاره دارد.
این تنوع نشان میدهد که معنای ریشه برای شناخت رابطه شاخهها ضروری است، اما جای بررسی ساخت صرفی، حرف اضافه و سیاق هر آیه را نمیگیرد.
جمعبندی
ریشه ظ ه ر در روشنترین تصویر مادی خود با پشت و سوی بیرونی یا بالای چیز ارتباط دارد. عربی کهن «ظهر» را هم برای پشت بدن و هم برای سطح و روی زمین به کار میبرد و قرآن نیز همین میدان را حفظ کرده است.
از تقابل «ظهر» و «بطن»، شاخه مهم ظاهر و باطن قابل فهم میشود: آنچه بیرون، نمایان یا آشکار است در برابر آنچه درون یا پنهان است. قرآن این تقابل را درباره رفتار، گناه، نعمت، ساخت مادی و در وصف الله به کار میبرد.
شاخه دیگر با بالا قرار گرفتن و بر چیزی دست یافتن مرتبط است. «ظهر» میتواند بالا رفتن از دیوار یا پلکان را بیان کند و «ظهر على» در کاربرد انسانی به دست یافتن و غلبه برسد. «ظاهرين» نیز در بعضی آیات به معنای برخوردار از برتری و قدرت است.
از سوی دیگر، پشت به تصویر پشتوانه و حمایت گسترش یافته است. «ظهير» پشتیبان است، «ظاهر» میتواند کسی را علیه دیگری یاری کند و «تظاهر» در کاربردهای قرآنی همکاری و تقویت مشترک را میرساند. این مشارکت، برابری دقیق نقش طرفها را ثابت نمیکند.
«يظاهرون من نسائهم» شاخهای قراردادی در همین خانواده است که از تعبیر شناختهشده تشبیه همسر به «ظهر مادر» پدید آمده بود. قرآن واقعیت مادری حاصل از چنین گفتاری را رد میکند و خود آن سخن را منکر و دروغ میخواند. احکام فقهی متاخر این باب نباید جای معنای زبانی آن را بگیرند.
همچنین «ظهيرة» و «حين تظهرون» نشان میدهند که این خانواده در زبان برای نیمروز نیز تثبیت شده بود، هرچند علت تاریخی دقیق نامگذاری آن را نمیتوان از یک توضیح لغوی به تنهایی قطعی کرد.
برآیند محتاطانه این ریشه چنین است:
ظ ه ر: خانوادهای بر محور پشت و سوی بیرونی یا بالا، که در زبان به شاخههای سطح و پشت، آشکار شدن و ظاهر بودن، بالا آمدن و غلبه، و پشتیبانی گسترش یافته است. مشتقهای تثبیتشدهای مانند «ظهيرة» و کاربرد زناشویی «ظهار» نیز در همین خانواده قرار دارند، اما معنای هر یک باید از ساخت و سیاق خودش تعیین شود. هیچ یک از «پشت»، «آشکاری»، «غلبه» یا «پشتیبانی» به تنهایی تعریف تمام ریشه نیست.