البقره ۲:۱۸

کرند، گنگ‌اند، کورند؛ پس آنان بازنمی‌گردند.

تأمل ما

این آیه ادامه مستقیم تصویر آیه پیشین است. در آن آیه، نور آنان برده شد و آنان در تاریکی‌هایی رها شدند که نمی‌بینند. اکنون آیه ۱۸ نتیجه آن وضعیت را در سه واژه کوتاه و سنگین بیان می‌کند: کرند، گنگ‌اند، کورند.

این سه واژه فقط توصیف جسمانی نیستند. قرآن درباره کسانی سخن می‌گوید که گوش، زبان، و چشم ظاهری دارند؛ اما در نسبت با حق، ابزار دریافت، بیان، و تشخیص در آنان از کار افتاده است. حق را نمی‌شنوند، زبانشان به صدق و اعتراف باز نمی‌شود، و راه را نمی‌بینند.

ترکیب این سه وصف تصویر بسته شدن کامل راه افهام و تفهیم را پدید می‌آورد. اگر تنها کر بودند، شاید از راه دیدن نشانه‌ای درمی‌یافتند؛ اگر تنها گنگ بودند، شاید می‌شنیدند؛ اگر تنها کور بودند، شاید می‌شنیدند و سخن می‌گفتند. اما اینجا هر سه راه بسته تصویر می‌شود.

پیوند این آیه با مسیر قبلی مهم است. در آیه ۱۵ از سرگردانی آنان سخن رفت؛ در آیه ۱۷ نور از آنان گرفته شد؛ و اکنون در آیه ۱۸ سخن به کوری، کری، و گنگی در برابر حق می‌رسد.

پایان آیه می‌فرماید: «فهم لا يرجعون». بازگشت زمانی ممکن می‌شود که انسان چیزی را بشنود، نشانه‌ای را ببیند، یا بتواند با صدق به حقیقت پاسخ دهد. وقتی شنیدن حق، دیدن نشانه‌ها، و گفتن صدق هم‌زمان بسته شود، راه رجوع نیز بسته می‌ماند.

این بازنگشتن بی‌دلیل و ناگهانی نیست. آیات پیشین مسیر بسته‌شدن را نشان دادند: ادعای ایمان بدون حقیقت، فریب، مرض قلب، فساد با نام اصلاح، تحقیر مؤمنان، خلوت با شیاطین، تمسخر ایمان، خریدن ضلالت با هدایت، و از دست رفتن نور.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۱۵— امتداد یافتن در طغیان و سرگردانی؛ مرحله‌ای پیش از تاریکی و کوری.
  • البقره ۲:۱۷— نورشان برده شد و در تاریکی‌هایی رها شدند که نمی‌بینند.
  • البقره ۲:۷— مهر بر قلب‌ها و شنوایی، و پوشش بر دیدگان.
  • البقره ۲:۱۷۱— تکرار تعبیر «کر، گنگ، کور» با پایان متفاوت: «پس تعقل نمی‌کنند».
  • الأعراف ۷:۱۷۹— دل‌هایی که نمی‌فهمند، چشم‌هایی که نمی‌بینند، و گوش‌هایی که نمی‌شنوند.
  • الحج ۲۲:۴۶— کوری حقیقی، کوری قلب‌هایی است که در سینه‌هاست.
  • فصلت ۴۱:۴۴— قرآن برای مؤمنان هدایت و شفا است، اما برای منکران سنگینی و کوری است.