البقره ۲:۱۹

یا مانند رگباری سهمگین از آسمان که در آن تاریکی‌ها و رعد و برق است؛ انگشتانشان را از صاعقه‌ها، از بیم مرگ، در گوش‌هایشان می‌گذارند؛ و آن معبود یگانه بر کافران احاطه دارد.

تأمل ما

این آیه تمثیل دوم منافقان را آغاز می‌کند. در آیات ۱۷ و ۱۸، قرآن آنان را به کسی مانند کرد که آتشی افروخت، اما نور از او گرفته شد و در تاریکی‌هایی رها گردید که نمی‌بیند. اکنون تصویر شدیدتری می‌آید: رگباری سهمگین از آسمان، با تاریکی‌ها، رعد، برق، صاعقه‌ها، و ترس مرگ.

«صیب» فقط باران سبک و آرام نیست. خود آیه نشان می‌دهد که با صحنه‌ای آرام روبه‌رو نیستیم؛ زیرا در همین صیب، تاریکی‌ها، رعد، برق، صاعقه‌ها، و بیم مرگ ذکر شده است. تصویر آیه، تصویر رگبار کوبنده و طوفان هراس‌آور است.

اما این طوفان فقط یک پدیده طبیعی نیست. وحی و هدایت از بالا می‌آید، همان‌گونه که باران از آسمان فرود می‌آید و در اصل می‌تواند مایه حیات باشد. اما برای قلب بیمار و جامعه آلوده به نفاق، همین نزول آسمانی به تجربه‌ای آمیخته با تاریکی، ترس، اضطراب، رعد، برق، و صاعقه تبدیل می‌شود.

در این تمثیل، تاریکی‌ها نشان‌دهنده آشفتگی و بی‌جهتی است. رعد، صدای تکان‌دهنده هشدار است. برق، لحظه‌های کوتاه روشن شدن حقیقت است. صاعقه، پیامد کوبنده رویارویی با حق است؛ همان چیزی که آنان از آن می‌ترسند و از شنیدنش فرار می‌کنند.

آیه می‌فرماید: «يجعلون أصابعهم في آذانهم». قرآن با واژه «أصابعهم» شدت ترس و اصرار آنان را نشان می‌دهد. آنان فقط کمی از شنیدن دوری نمی‌کنند؛ می‌خواهند با تمام توان راه شنیدن را ببندند.

این رفتار فقط ترس طبیعی از مرگ نیست. «من الصواعق حذر الموت» یعنی آنان از مرگ می‌ترسند، اما این ترس به حقیقت، توبه، اصلاح، و بازگشت نمی‌رسد. از صاعقه می‌گریزند، اما از نفاق خود بیرون نمی‌آیند.

این تصویر در جامعه نیز قابل دیدن است. هرگاه جامعه‌ای به جای روشنایی قرآن به تعصب، قوم‌پرستی، شرک تشریعی، مراجع‌سازی انسانی، و فقه‌های موازی پناه ببرد، فضای دین برای مردم به طوفان تبدیل می‌شود. دین به جای راه امن، امانت، یقین، و آرامش، با ترس، اجبار، تهدید، کینه، و اضطراب آلوده می‌شود.

پایان آیه می‌فرماید: «والله محيط بالكافرين». سیاق درباره منافقان است، اما پایان آیه آنان را در حقیقتِ پوشاندن حق قرار می‌دهد. نفاق، وقتی به صورت نظام‌مند حق را می‌پوشاند، در ژرفای خود به کفر پیوند می‌خورد.

آنان گمان می‌کنند با بستن گوش، با فرار از صاعقه، با خاموش کردن پرسش، یا با پنهان شدن پشت نام‌های دینی، می‌توانند از حقیقت فرار کنند. اما هیچ‌کس از احاطه آن معبود یگانه بیرون نیست.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۱۱ تا ۲:۱۲— ادعای اصلاح در کنار فساد؛ پیوند با جوامعی که فساد را اصلاح می‌نامند.
  • البقره ۲:۱۷ تا ۲:۱۸— تمثیل پیشین: نور برده شد و آنان در تاریکی‌ها رها شدند.
  • البقره ۲:۲۰— ادامه همین تمثیل: برق نزدیک است دیدگانشان را برباید.
  • البقره ۲:۲۵۶— اکراهی در دین نیست؛ تقابل با ایمانی که با اجبار و ترس ساخته می‌شود.
  • النساء ۴:۱۴۰— جمع شدن منافقان و کافران؛ پیوند با چرخش پایانی آیه به واژه کافران.
  • کافر کیست و کفر چیست؟— چارچوب اصطلاحی کفر در قرآن؛ برای فهم اینکه کافر فقط یک برچسب هویتی نیست، بلکه پوشاندن حقیقت روشن‌شده است.
  • التوبه ۹:۶۴— ترس منافقان از نازل شدن سوره‌ای که حقیقت درون آنان را آشکار کند.
  • النور ۲۴:۴۰— تصویر تاریکی‌های لایه‌لایه و نبود نور.