البقره ۲:۳۶

پس شیطان آن دو را از آن لغزاند، و آن دو را از آنچه در آن بودند بیرون آورد؛ و گفتیم: فرود آیید، برخی از شما دشمن برخی دیگر خواهید بود؛ و برای شما در زمین قرارگاهی و بهره‌ای تا زمانی معین است.

تأمل ما

این آیه با واژه‌ای بسیار دقیق آغاز می‌شود: فَأَزَلَّهُمَا. خداوند می‌توانست بفرماید شیطان آن دو را «گمراه کرد» یا «بیرون کرد» یا «به زور راند»، اما واژه أزلّ را به کار برد؛ از ریشه ز ل ل، یعنی لغزاندن، از جای استوار بیرون بردن، و کاری کردن که قدم از ثبات خود بلغزد. این انتخاب بسیار مهم است. شیطان در اینجا صاحب سلطه جبری نیست؛ او آن دو را مجبور نمی‌کند، بلکه زمینه لغزش را می‌سازد. این با اصل قرآنی هماهنگ است که شیطان بر بندگان خدا سلطان تحمیلی ندارد، بلکه دعوت، وسوسه و تزیین می‌کند.

پس خطای آدم و زوج او از جنس استکبار ابلیس نبود. ابلیس پس از روشن شدن فرمان، آگاهانه امتناع کرد و خود را بزرگ دید. اما درباره آدم، قرآن در جای دیگر می‌گوید: فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا؛ فراموش کرد و در او عزم استوار نیافتیم. بنابراین فَأَزَلَّهُمَا با این تصویر هماهنگ است: لغزش، از دست دادن ثبات، و افتادن از حالت آماده و امن؛ نه بغاوت متکبرانه.

عبارت بعدی نیز بسیار ظریف است: فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ. آیه نمی‌گوید فقط «آن دو را از جنت بیرون آورد»، بلکه می‌گوید: از آنچه در آن بودند بیرونشان آورد. با توجه به آیه پیشین، جنت قطعاً زمینه این رخداد است؛ اما عبارت مِمَّا كَانَا فِيهِ گسترده‌تر از مکان فیزیکی است. این می‌تواند به حالت و وضعیت آنان نیز اشاره کند: حالت سکون، آموزش، گشایش، رشد، بی‌خبری از سنگینی آزمون زمین، و آمادگی تدریجی پیش از ورود به میدان خلافت. پس خروج، فقط خروج از یک مکان نبود؛ خروج از یک وضعیت بود.

سپس فرمان می‌آید: وَقُلْنَا اهْبِطُوا. اینجا مخاطب به صورت جمع آمده است، نه دوگانه. اگر فقط آدم و زوج او مخاطب بودند، انتظار می‌رفت صورت دوگانه بیاید؛ اما آیه از جمع استفاده می‌کند. این جمع می‌تواند چند احتمال داشته باشد. یک احتمال این است که خطاب شامل آدم، زوج او، و شیطان باشد؛ چون شیطان نیز در همین صحنه عامل لغزش بوده و در دشمنی زمینی نقش دارد. احتمال دیگر این است که خطاب به آدم و زوج او، به عنوان آغاز نسل انسانی، همراه با امتداد انسانی آنان باشد؛ یعنی ورود انسان به زمین، جایی که انسان‌ها خود نیز با یکدیگر در دشمنی، رقابت و نزاع قرار خواهند گرفت.

گرایش ما این است که در این آیه، خطاب اهْبِطُوا دست‌کم به شکل گسترده و باز، همه طرف‌های درگیر در این وضعیت را دربر می‌گیرد: آدم، زوج او، و نیروی شیطانی که اکنون در میدان زمینی به صورت دشمن و وسوسه‌گر حضور خواهد داشت. دلیل این گرایش چند نکته است: نخست، فعل جمع آمده است؛ دوم، جمله بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ از دشمنی متقابل سخن می‌گوید؛ سوم، در آیات دیگر مانند طه ۲۰:۱۲۳ ساختار «فرود آمدن» با دشمنی متقابل و آمدن هدایت همراه می‌شود. با این حال، نباید این را به صورت قطعی‌تر از متن بگوییم؛ زیرا آیه نام شیطان را در خود فرمان هبوط تکرار نمی‌کند.

جمله بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ نشان می‌دهد که زمین میدان بی‌تنش و بی‌درگیری نخواهد بود. دشمنی می‌تواند میان انسان و شیطان باشد، و نیز در سطح انسانی، میان انسان‌ها. وقتی انسان از حالت آماده‌سازی جنت وارد زمین می‌شود، با جهانی روبه‌رو می‌گردد که در آن میل، ترس، بقا، قدرت، مالکیت، خانواده، نسل، زبان، قوم، ثروت و نفس می‌توانند به میدان دشمنی تبدیل شوند. این همان جایی است که خلافت فقط یک مقام زیبا نیست؛ یک مسئولیت سنگین در دل کشمکش است.

اما آیه با نفرین پایان نمی‌یابد. خداوند می‌فرماید: وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ. زمین فقط محل مجازات نیست؛ محل استقرار، بهره‌مندی، تجربه، رشد، امتحان و زمان‌مندی است. مستقر یعنی قرارگاه؛ جایی که انسان در آن جای می‌گیرد و مرحله‌ای از مسیر خود را طی می‌کند. متاع یعنی بهره‌ای موقت؛ نه مالکیت مطلق، نه اقامت جاودانه. زمین به انسان داده می‌شود، اما تا حين؛ تا زمانی معین. پس هبوط آغاز مأموریت زمان‌مند انسان است، نه پایان رحمت خدا.

در نتیجه، آیه ۲:۳۶ لحظه‌ای را نشان می‌دهد که انسان از حالت سکون و رشد محافظت‌شده بیرون می‌آید و وارد زمین می‌شود؛ زمینی که هم قرارگاه است و هم میدان دشمنی، هم بهره دارد و هم پایان. شیطان لغزاند، اما مجبور نکرد. آدم و زوج او لغزیدند، اما هنوز در توبه بسته نشده بود. و زمین، با همه سختی‌اش، همان جایی است که از آغاز برای خلافت انسان اعلام شده بود.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۳۰— اعلام خلافت انسان در زمین؛ نشان می‌دهد زمین از آغاز در نقشه مأموریت انسان حضور داشت.
  • البقره ۲:۳۵— آزادی در باغ، مرز شجره، و هشدار نسبت به قرار گرفتن در شمار ظالمین.
  • البقره ۲:۳۷–۳۸— دریافت کلمات، پذیرش توبه آدم، و فرمان هبوط همراه با وعده هدایت.
  • الأعراف ۷:۲۰–۲۴— شرح وسوسه، چشیدن از درخت، آشکار شدن سوءات، اعتراف آدم و زوج او، و فرمان هبوط.
  • طه ۲۰:۱۱۵–۱۲۳— فراموشی آدم، نبود عزم استوار، وسوسه شیطان، نافرمانی، سپس گزینش، توبه، هدایت و فرمان هبوط.
  • الحجر ۱۵:۳۹–۴۲— روش شیطان در تزیین باطل و نبودن سلطان او بر بندگان خدا.
  • إبراهيم ۱۴:۲۲— اعتراف شیطان که بر انسان‌ها سلطان نداشت؛ فقط دعوت کرد و آنان پاسخ دادند.
  • باغ عدن؛ محل تکامل و رشد— مقاله باغ عدن؛ محل تکامل و رشد، برای شرح گسترده‌تر جنت آغازین، خطای آدم، توبه، هبوط و مسئولیت زمینی انسان.