ریشه قرآنی أ ث ل
أَثْل؛ درخت گز، ریشهداری و استواری؛ از درختان سرزمین سبأ تا دارایی و منزلت ریشهدار در زبان عربی
صورتهای قرآنی و لغوی
وَأَثْلٍ
تنها صورت قرآنی؛ اسم نکره و مجرور، یک بار: سبأ ۳۴:۱۶
أَثْلَة
صورت لغوی؛ یک درخت گز، و در کاربرد دیگر، اصل و بنیاد
أُثُول / أَثَلَات
جمعهای لغوی نام درخت؛ أُثول مصدر ریشهدار شدن نیز هست
أَثَلَ، يَأْثِلُ
فعل لغوی ثلاثی مجرد؛ ریشهدار و استوار شدن
أَثَّلَ / تَأْثِيل
فعل و مصدر لغوی باب تفعیل؛ بنیاد نهادن و استوار ساختن
تَأَثَّلَ
فعل لغوی باب تفعّل؛ ریشهدار شدن یا فراهم آوردن دارایی
أَثِيل
صفت لغوی؛ ریشهدار و دیرینه
مُؤَثَّل
اسم مفعول لغوی؛ بنیاد یافته و استوار
مُتَأَثِّل
اسم فاعل لغوی؛ فراهمآورندهٔ دارایی یا بنیادگذار
۱. معرفی ریشه و صورت قرآنی
ریشه «أ ث ل» در زبان عربی با درختی به نام «أَثْل» شناخته میشود؛ درختی بلند و نسبتاً تنومند، نزدیک به «طَرْفاء» یا درختان گز، که چوب آن در زندگی مردم کاربرد داشته است. از همین خانواده، واژههایی برای ریشه و بنیاد چیزی، استوار شدن، فراهم آوردن دارایی و منزلت دیرینه نیز ثبت شدهاند.
در زبان عربی، «أَثْلَةُ الشَّيْءِ» به ریشه و بنیاد چیزی گفته میشود. «تَأَثَّلَ» میتواند به معنای ریشهدار و استوار شدن باشد و «مَجْدٌ مُؤَثَّلٌ» به بزرگی و منزلتی اشاره کند که پیشینهای دیرینه و بنیادی استوار دارد.
این کاربردها با ویژگیهای درختی مانند أثل ارتباط تصویری روشنی دارند. درختی که ریشههای استوار دارد و سالها در زمین باقی میماند، میتواند تصویری برای ثبات و دیرینگی باشد.
اما نباید بدون شواهد تاریخی کافی نتیجه گرفت که تمام معانی این خانواده حتما از نام درخت پدید آمدهاند. همانگونه که نباید معنای مجازی استواری و اصالت را در هر کاربرد نام درخت داخل کرد.
در قرآن، ریشه «أ ث ل» تنها یک بار آمده است:
سبأ، ۳۴:۱۶
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
«پس روی گرداندند؛ آنگاه سیل عَرِم را بر آنان فرستادیم و به جای آن دو باغشان، دو باغ دیگر به آنان دادیم؛ باغهایی دارای محصولی تلخ و ناخوشایند از خَمْط، و درختان گز، و اندکی درخت سدر.»
در این آیه، «أَثْلٍ» نام درخت است. قرآن آن را در کنار «خَمْط» و «سِدْر» آورده و از دگرگونی باغهای سرزمین سبأ سخن گفته است.
این کاربرد نباید به معنای استواری ایمان، ریشهدار شدن قدرت یا فراهم آوردن دارایی ترجمه شود. چنین معانیای در شاخههای دیگر زبان عربی شناخته شدهاند، اما در آیه، مصداق مستقیم واژه یک نوع درخت است.
صورتهای صرفی
صورت قرآنی «وَأَثْلٍ» از حرف عطف «وَ» و اسم «أَثْل» تشکیل شده است.
«أَثْلٍ» در این آیه اسم نکره و مجرور است؛ نه فعل و نه مصدر.
در زبان عربی، صورتهای دیگری از این خانواده شناخته شدهاند:
- أَثْل: نام درخت؛ در فارسی، گز یا گز درختی.
- أَثْلَة: یک درخت أثل؛ همچنین در کاربرد دیگری، اصل و بنیاد چیزی.
- أُثُول و أَثَلَات: جمعهایی برای درختان أثل.
- أَثَلَ، يَأْثِلُ: ریشهدار شد، بنیاد یافت یا استوار گردید.
- أُثُول: مصدر مربوط به ریشهدار شدن و استواری.
- أَثَّلَ: چیزی را دارای بنیاد کرد؛ دارایی یا جایگاه خود را استوار ساخت.
- تَأَثَّلَ: ریشهدار شد؛ در کاربرد مربوط به دارایی، مالی فراهم آورد و آن را برای خود اندوخت.
- تَأْثِيل: بنیاد نهادن، استوار ساختن و فراهم آوردن چیزی که دوام و ریشه پیدا کند.
- أَثِيل: ریشهدار، دیرینه و دارای اصل استوار.
- مُؤَثَّل: چیزی که بنیاد یافته و استوار شده است؛ مانند دارایی یا منزلت دیرینه.
- مُتَأَثِّل: کسی که مالی فراهم میآورد یا چیزی را برای خود بنیاد میگذارد.
- أَثْلَة: در بعضی کاربردهای عربی، اسباب خانه، توشه یا دارایی فراهمشده.
بهجز اسم «أَثْل»، دیگر صورتهای این فهرست در قرآن نیامدهاند. بنابراین، در پژوهش قرآنی از آنها برای شناخت میدان معنایی ریشه استفاده میشود، نه برای افزودن معانی تازه به تنها کاربرد قرآنی آن.
۲. أثل؛ درختی شناختهشده در سرزمینهای عربی
أثل و طَرْفاء
خلیل بن احمد و لغویان پس از او، أثل را درختی نزدیک به «طَرْفاء» معرفی کردهاند.
در توضیحات کهن آمده است که أثل از طرفاء بزرگتر است و چوبی استوارتر و مرغوبتر دارد.
بعضی لغویان آن را نوعی از طرفاء دانستهاند، در حالی که برخی دیگر آن دو را درختانی نزدیک، اما متمایز معرفی کردهاند.
درختان طرفاء و أثل در مناطق خشک و نیمهخشک شناخته شدهاند. بسیاری از آنها در زمینهای شنی، وادیها و مناطق دارای خاک نسبتاً شور نیز رشد میکنند.
برگها و شاخههای باریک آنها از ویژگیهای شناختهشده این گروه گیاهی است.
در فارسی، این درختان غالباً با نام «گز» شناخته میشوند.
در طبقهبندی گیاهشناسی امروز، نام أثل بهویژه با گونه Tamarix aphylla از خانواده گزها یا Tamaricaceae تطبیق داده میشود.
اما باید میان نامگذاری گیاهشناسی امروز و گستره نامهای عربی کهن تفاوت گذاشت.
اینکه امروز گونه مشخصی با نام علمی Tamarix aphylla شناخته میشود، به تنهایی ثابت نمیکند که هر بار یک شاعر یا نویسنده کهن از «أثل» سخن گفته، حتما همان گونه را با تمام ویژگیهای دقیق گیاهشناختی آن در نظر داشته است.
در زبان عامه، نام گیاهان میتواند چند گونه نزدیک به یکدیگر را دربر گیرد. حتی ممکن است مرزهای نامگذاری در مناطق مختلف یکسان نباشند.
بنابراین، در ترجمه قرآن، «درخت گز» یا «درختان گز» معادل مناسبتری از نامگذاری قطعی یک گونه علمی است.
نام علمی میتواند در توضیح پژوهشی ذکر شود، اما نباید تمام معنای تاریخی واژه را به یک ردهبندی جدید محدود کرد.
ویژگیهای شناختهشده أثل
در منابع عربی کهن، أثل درختی بلند و راستقامت معرفی شده است.
در توضیحهای منقول از ابوزیاد و ابوحنیفه دینوری، از چوب سودمند، شاخهها و برگهای باریک و کاربرد این درخت در ساخت وسایل سخن رفته است.
چوب أثل برای ساخت ظرفهای چوبی، کاسهها، بخشهایی از ساختمان و دیگر وسایل استفاده میشده است.
این گزارشها اهمیت دارند؛ زیرا نشان میدهند که أثل درختی کاملا بیفایده یا بیارزش شمرده نمیشده است.
ممکن است میوه یک درخت برای خوراک انسان اهمیت زیادی نداشته باشد، اما چوب، سایه یا دیگر بخشهای آن سودمند باشند.
بنابراین، باید میان درخت سودمند و درختی که محصول خوراکی فراوان و مطلوب فراهم میکند تفاوت گذاشت.
در داستان سبأ، همین تفاوت اهمیت پیدا میکند.
قرآن از جایگزین شدن دو باغ با باغهایی دارای خمط، أثل و اندکی سدر سخن میگوید.
اما چنین جایگزینی به معنای آن نیست که أثل در تمام شرایط و برای همه کاربردها درختی بد یا زیانآور است.
آیا أثل میوه دارد؟
در بعضی توضیحات قدیمی، أثل درختی معرفی شده که میوه خوراکیِ قابل توجهی ندارد.
اما در برخی گزارشهای لغوی، برای آن میوههای کوچک و سرخرنگ نیز ذکر شده است.
در شناخت گیاهشناسی امروز نیز درختان گز گل و ساختارهای دانهدار دارند.
بنابراین، نمیتوان به صورت مطلق گفت که أثل هیچ نوع میوه یا دانهای تولید نمیکند.
پرسش مهمتر این است که آیا میوه و محصول آن، مانند میوه باغهای آباد، خوراک مطلوب و فراوان انسان فراهم میکند؟
در کاربرد شناختهشده أثل، چنین ویژگیای برجسته نیست.
از این رو، برای توضیح سبأ ۳۴:۱۶ مناسبتر است بگوییم که أثل، در مقایسه با درختان میوهدار و محصولات فراوان باغهای پیشین، محصول خوراکی مطلوب و چشمگیری نداشته است.
این تعبیر از ادعای مطلق «درختی بیثمر» دقیقتر است.
۳. ریشهداری و استواری در زبان عربی
أَثْلَةُ الشَّيْءِ؛ اصل و بنیاد چیزی
در عربی، «أَثْلَةُ كُلِّ شَيْءٍ» به معنای اصل و بنیاد آن ثبت شده است.
در این کاربرد، موضوع لزوما یک درخت واقعی نیست.
ممکن است درباره بنیاد خاندان، پیشینه منزلت شخص یا ریشه دارایی او سخن گفته شود.
این معنا با ویژگی درختیِ ریشهدار تناسب دارد؛ زیرا ریشه، درخت را به زمین پیوند میدهد و به پایداری آن کمک میکند.
اما نباید اصل و بنیاد را در همه کاربردهای عربی به معنای ریشه جسمانی درخت محدود کرد.
برای مثال، وقتی درباره «أثلة» یک خاندان سخن گفته میشود، منظور ریشهای در خاک نیست؛ سخن از تبار، پیشینه و بنیانی است که آن خاندان برای خود قائل است.
شاهدی از شعر اعشی
در بیتی از اعشی آمده است:
أَلَسْتَ مُنْتَهِيًا عَنْ نَحْتِ أَثْلَتِنَا
وَلَسْتَ ضَائِرَهَا مَا أَطَّتِ الْإِبِلُ
«آیا از آسیب زدن به بنیاد و آبروی خاندان ما دست برنمیداری؟ تو تا زمانی که شتران بانگ برمیآورند، نمیتوانی به آن آسیبی برسانی.»
در این بیت، «أثلتنا» به بنیاد، تبار و منزلت خاندان شاعر اشاره دارد.
تعبیر «نَحْتُ أَثْلَتِنَا» به معنای تراشیدن واقعی چوب یک درخت نیست؛ بلکه تصویری برای بدگویی، تحقیر یا آسیب زدن به منزلت و پیشینه خاندان است.
این شاهد برای شناخت معنای مجازی ریشه اهمیت دارد.
اعشی از شاعران شناختهشده دوره جاهلی و آغاز اسلام است. اما نقل همین بیت در منابع لغوی را باید از احراز مستقل زمان دقیق سرایش آن جدا دانست.
نکته زبانی روشن است: «أثلة» میتوانسته درباره بنیاد و منزلت خانوادگی به کار رود.
با این حال، این کاربرد نباید جای معنای مستقیم أثل در سبأ ۳۴:۱۶ را بگیرد.
در آن آیه، سخن از درختان باغ است؛ نه از آسیب زدن به تبار یک قوم.
أَثِيل و مُؤَثَّل؛ دارای بنیاد دیرینه
در زبان عربی، «أَثِيل» برای چیزی به کار رفته که اصل و بنیاد استوار و پیشینهای دیرینه دارد.
«مُؤَثَّل» نیز میتواند دارایی، منزلت یا قدرتی را توصیف کند که از پیش فراهم شده و استواری یافته است.
از این رو، در تعبیرهایی مانند «مَجْدٌ مُؤَثَّلٌ»، سخن از منزلتی است که ریشه و سابقه دارد.
اما این وصف به تنهایی تعیین نمیکند که آن منزلت از نظر اخلاقی درست و شایسته است.
ممکن است شخصی از قدرت و شهرت دیرینه خانوادگی برخوردار باشد، اما در رفتار خود ستمگر باشد.
پس «مؤثل» در معنای لغوی، استواری و سابقه را بیان میکند؛ نه حقانیت یا فضیلت اخلاقی قطعی.
شاهدی از شعر امرؤ القیس
در شعر منسوب به امرؤ القیس آمده است:
وَلَكِنَّمَا أَسْعَى لِمَجْدٍ مُؤَثَّلٍ
وَقَدْ يُدْرِكُ الْمَجْدَ الْمُؤَثَّلَ أَمْثَالِي
«اما من در پی بزرگی و منزلتی ریشهدار هستم؛ و کسانی مانند من نیز ممکن است به چنین بزرگی دیرینهای دست یابند.»
در این بیت، «مؤثل» وصف مجد و منزلت است.
سخن از یک درخت واقعی نیست؛ بلکه شاعر در پی جایگاهی استوار و دارای پیشینه است.
این شاهد نشان میدهد که معنای استواری و ریشهداری در زبان شعر عربی کهن شناخته شده بوده است.
اما از این کاربرد نمیتوان نتیجه گرفت که «أثل» در قرآن به معنای شکوه، بزرگی یا منزلت سیاسی است.
در سوره سبأ، «أثل» در میان نام درختان آمده است و باید نخست در همان میدان گیاهی فهمیده شود.
تأثیل مال؛ فراهم کردن دارایی پایدار
در عربی، «أَثَّلَ مَالَهُ» به معنای بنیاد نهادن و استوار ساختن دارایی آمده است.
«تَأَثَّلَ مَالًا» نیز برای کسی به کار رفته که مالی فراهم میکند، آن را گرد میآورد و برای خود نگه میدارد.
این کاربرد تنها به داشتن مقداری مال در یک لحظه اشاره ندارد؛ بلکه میتواند شامل فراهم کردن داراییای باشد که اصل و بنیاد پیدا کرده است.
همچنین «تَأْثِيلُ الْمَجْدِ» برای ساختن و استوار کردن منزلت شناخته شده است.
اما نباید از این معنا نتیجه گرفت که در سبأ ۳۴:۱۶، أثل به معنای دارایی اندوختهشده مردم سبأ است.
ممکن است نابودی باغها بر دارایی آنان اثر گذاشته باشد، ولی خود واژه قرآنی نام درخت است.
این تمایز میان معنای لغوی و نتیجه سیاقی باید محفوظ بماند.
۴. «وَأَثْلٍ» در داستان سبأ
برای فهم أثل در قرآن، سه آیه پیوسته سوره سبأ اهمیت دارند.
سرزمین آباد و فرمان سپاسگزاری
سبأ، ۳۴:۱۵
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ ۖ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ ۖ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ ۚ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ
«بهراستی برای سبأ در سرزمینشان نشانهای بود: دو باغ در سمت راست و چپ. از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید؛ سرزمینی پاکیزه و خوش، و پروردگاری آمرزنده.»
در این آیه، سرزمین سبأ با دو باغ معرفی شده است.
همچنین از روزی، سپاسگزاری و ویژگی مطلوب آن سرزمین سخن رفته است.
بنابراین، موضوع تنها داشتن چند درخت نیست؛ مجموعهای از آبادانی، خوراک و برخورداری از نعمت مطرح است.
اما خود آیه شمار درختان، نوع تمام محصولات یا نظام دقیق آبیاری سرزمین را بیان نمیکند.
این جزئیات به بررسی تاریخی و جغرافیایی مستقل نیاز دارند.
جایگزین شدن باغها
سبأ، ۳۴:۱۶
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
«پس روی گرداندند؛ آنگاه سیل عَرِم را بر آنان فرستادیم و به جای آن دو باغشان، دو باغ دیگر به آنان دادیم؛ باغهایی دارای محصولی تلخ و ناخوشایند از خَمْط، و درختان گز، و اندکی درخت سدر.»
در این آیه، دگرگونی باغها به دنبال روی گرداندن قوم و آمدن سیل بیان شده است.
عبارت «وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ» بر جایگزینی دو باغ با دو باغ دیگر دلالت دارد.
پس موضوع آیه، تنها نابودی کامل همه پوشش گیاهی و باقی نماندن هیچ گیاهی نیست.
باغهای نخست با پوشش گیاهی دیگری جایگزین شدهاند.
درخت أثل یکی از اجزای این پوشش تازه است.
سه گروه گیاهی متفاوت
در آیه، سه واژه در کنار یکدیگر آمدهاند: «خَمْط»، «أَثْل» و «سِدْر».
این سه باید از یکدیگر جدا شناخته شوند.
«خمط» در منابع لغوی و توضیحات کهن با گیاه یا میوهای تلخ و ناخوشایند ارتباط دارد. درباره اینکه مصداق دقیق آن درخت اراک یا نوع دیگری از گیاهان است، اختلاف وجود دارد.
«أثل» درخت گز یا درختی نزدیک به طرفاء است.
«سدر» به درختی شناختهشده مربوط است که در بعضی گونهها میوه خوراکی نیز دارد.
اما نباید این سه نام را مترادف دانست.
همچنین در زبان آیه، «خمط» با «أُكُل» همراه شده است؛ یعنی محصول یا خوراک. در قرائت حفص از عاصم، «أُكُلٍ خَمْطٍ» با تنوین «أُكُل» خوانده میشود؛ اما ابوعمرو آن را بدون تنوین و به صورت اضافه، «أُكُلِ خَمْطٍ»، میخواند. درباره تحلیل نحویِ وصف یا بدل در صورت تنویندار و رابطه اضافی در صورت دیگر، در تفسیر قرطبی بحث شده است.
این اختلافها میتوانند در تعیین رابطه محصول ناخوشایند با خمط اهمیت داشته باشند، اما خود معنای أثل را تغییر نمیدهند.
أثل همچنان نام درخت است.
آیا أثل درختی بیارزش است؟
چنین نتیجهای از معنای لغوی واژه به دست نمیآید.
همانگونه که شواهد عربی نشان میدهند، أثل درختی شناختهشده و سودمند بوده است. چوب آن میتوانسته در ساخت وسایل و بعضی بخشهای ساختمان به کار رود.
در محیطهای خشک نیز چنین درختانی میتوانند سایه و پوشش گیاهی فراهم کنند.
اما سودمندی چوب یا سایه، با داشتن باغی پُرمیوه و محصول خوراکی فراوان یکسان نیست.
ممکن است منطقهای دارای درختان گز و دیگر گیاهان مقاوم باشد، اما از نظر محصول خوراکی و آبادانی کشاورزی، با باغهای پربرکت پیشین قابل مقایسه نباشد.
از این جهت، حضور أثل در داستان سبأ را باید در مقایسه میان دو وضعیت فهمید.
قرآن از دگرگونی برخورداری پیشین و جایگزین شدن آن با پوشش گیاهی دیگری سخن میگوید.
پس نکته آیه این نیست که آن معبود یگانه درخت گز را آفریدهای بد معرفی کرده است؛ بلکه این درخت در کنار خمط و سدر اندک، بخشی از تصویر دگرگونی باغهای سبأ شده است.
نقش «شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ»
در پایان فهرست گیاهان، قرآن میگوید:
«وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ».
در این عبارت، اندک بودن به صراحت بیان شده است.
این قید اهمیت دارد؛ زیرا آیه تنها نام سدر را نمیآورد، بلکه از مقدار اندکی از آن سخن میگوید.
در ظاهر ترکیب، «قلیل» به سدر مربوط است و برای أثل شمار یا مقدار مستقلی بیان نشده است؛ البته قرطبی احتمال بازگشت این وصف به مجموع خمط، أثل و سدر را نیز مطرح میکند.
بنابراین، نباید از همین آیه نتیجه گرفت که درختان أثل حتما بسیار اندک بودهاند یا تمام باغها تنها از چند درخت تشکیل شده بودند.
آنچه روشن است، جایگزینی باغهای نخست با باغهایی دارای این گروههای گیاهی است.
همچنین تعبیر «شيء من سدر قليل» نباید سبب شود که خود سدر همیشه نشانه کمیابی و فقر دانسته شود. اندک بودن، وصف همین کاربرد در سیاق سبأ است.
سیل عرم و تغییر پوشش گیاهی
در آیه، دگرگونی باغها پس از «سَيْلَ الْعَرِمِ» آمده است.
درباره «عرم» در منابع کهن چند توضیح وجود دارد؛ از جمله سیل شدید، سد یا بندی که آب را نگه میدارد، و نام یا وصف پدیدهای مرتبط با جریان آب.
برای تعیین دقیق آن، پژوهش مستقل ریشه «ع ر م» و بررسی تاریخ سرزمین سبأ لازم است.
اما از نظر سیاق، روشن است که رخدادی مرتبط با سیل، به دگرگونی باغها انجامیده است.
این تصویر با این واقعیت طبیعی سازگار است که تغییر در جریان آب میتواند نوع و میزان پوشش گیاهی یک منطقه را دگرگون کند.
با این حال، نباید از تنها حضور أثل نتیجه گرفت که قرآن درباره میزان شوری خاک، ارتفاع سفره آب زیرزمینی یا روند دقیق زیستمحیطی سرزمین سبأ گزارشی علمی داده است.
درخت گز میتواند در شرایط خاصی از محیطهای خشک و شور رشد کند، اما وجود آن به تنهایی برای بازسازی تمام تاریخ آبوهوا و کشاورزی یک منطقه کافی نیست.
بنابراین، پژوهش لغوی نباید به حدسهای جغرافیایی و زیستمحیطی وابسته شود.
علت دگرگونی در بیان قرآن
سبأ، ۳۴:۱۷
ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ
«اینگونه آنان را به سبب کفر و ناسپاسیشان جزا دادیم؛ و آیا جز ناسپاسِ بسیار، کسی را چنین جزا میدهیم؟»
این آیه توضیح میدهد که دگرگونی یادشده در سیاق جزای رفتار قوم قرار دارد.
در آیه پانزدهم، فرمان سپاسگزاری آمده بود.
در آیه شانزدهم، از روی گرداندن آنان و تغییر باغها سخن رفته است.
در آیه هفدهم، این تغییر با کفر آنان پیوند داده میشود.
از این ترتیب میتوان فهمید که داستان سبأ تنها توصیف تغییر نوع درختان نیست؛ با مسئله برخورداری از نعمت و واکنش انسان به آن نیز ارتباط دارد.
اما نباید از این داستان نتیجه گرفت که هر سیل، خشکسالی یا نابودی باغ در جهان، به طور قطعی نتیجه کفر و ناسپاسی ساکنان آن منطقه است.
آیه درباره سرگذشت مشخص سبأ سخن میگوید و نسبت میان رفتار آنان و رخداد را در همان داستان بیان میکند.
تعمیم چنین داوریای به هر بلای طبیعی، به شاهد قرآنی مستقل نیاز دارد.
همچنین معنای أثل نباید با کفر یکی شود. درخت گز، خودِ کفر یا جزا نیست؛ یکی از گیاهانی است که در تصویر دگرگونی باغها نام برده شده است.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «أَثْل» در سبأ ۳۴:۱۶، مناسبترین معادل فارسی «درخت گز» است.
این معادل با توضیحات لغوی عربی و شناسایی رایج گیاه در فارسی سازگاری دارد.
در متن آیه، چون نام درخت در کنار گروههای دیگری از پوشش گیاهی آمده است، «درختان گز» طبیعیتر خواهد بود.
ترجمه پیشنهادی
سبأ، ۳۴:۱۶
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
«پس روی گرداندند؛ آنگاه سیل عَرِم را بر آنان فرستادیم و به جای آن دو باغشان، دو باغ دیگر به آنان دادیم؛ باغهایی دارای محصولی تلخ و ناخوشایند از خَمْط، و درختان گز، و اندکی درخت سدر.»
در این ترجمه، «أثل» با نام گیاهی خود برگردانده شده است.
«خمط» و «سدر» نیز مستقل نگه داشته شدهاند تا هر کدام در پژوهش ریشه خود بررسی شوند.
اگر برای خواننده فارسی نام «گز» ناآشنا باشد، میتوان در توضیح کوتاهی نوشت که أثل درختی بلند از گروه گزهاست که با طرفاء نزدیکی دارد و چوب آن در ساخت وسایل استفاده میشده است.
اما نیازی نیست نام علمی Tamarix aphylla داخل متن اصلی ترجمه قرآن نوشته شود.
معنای کوتاه برای باکس واژهبهواژه
وَأَثْلٍ: و درختان گز؛ درختی نزدیک به طرفاء، دارای چوب سودمند، که در این آیه از پوشش گیاهی باغهای جایگزین سبأ است.
معادلهایی که مناسب نیستند
«درخت بیثمر» برای ترجمه مستقیم مناسب نیست؛ زیرا درباره وجود میوه و دانه، و نیز سودمندی چوب و دیگر بخشهای أثل، توضیحات متفاوتی وجود دارد.
«درخت بیارزش» نادرست است؛ زیرا درخت أثل در زندگی انسان کاربردهای شناختهشده داشته است.
«ریشهداری»، «دارایی دیرینه»، «اصالت» و «منزلت استوار» نیز معانی مربوط به شاخههای دیگر این خانوادهاند و در سبأ ۳۴:۱۶ جای نام درخت را نمیگیرند.
«طرفاء» میتواند در توضیح گیاهشناختی مطرح شود، اما برای فارسی عمومی، «درخت گز» روشنتر است.
بنابراین، ترجمه پایه بهتر است ساده و دقیق بماند: «درختان گز».
۷. جمعبندی
ریشه «أ ث ل» در زبان عربی با درخت أثل و نیز با مفاهیم ریشهداری، استواری و بنیاد یافتن ارتباط دارد.
أثل درختی شناختهشده در سرزمینهای عربی بوده است؛ درختی نزدیک به طرفاء که در فارسی با نام گز شناخته میشود.
در منابع لغوی، این درخت بلند و دارای چوب سودمند توصیف شده است.
در شاخههای دیگر زبان عربی، «أثلة» به اصل و بنیاد چیزی، «مؤثل» به دارایی یا منزلت ریشهدار، و «تأثل» به استوار شدن یا فراهم آوردن دارایی مربوط شده است.
شواهد شعر اعشی و امرؤ القیس نشان میدهند که این کاربردهای مربوط به بنیاد و منزلت، در زبان شعر عربی کهن شناخته شده بودهاند.
اما این معانی نباید جای معنای مستقیم تنها کاربرد قرآنی ریشه را بگیرند.
در قرآن، «أثل» تنها یک بار در سبأ ۳۴:۱۶ آمده است.
در آنجا، أثل یکی از درختانی است که پس از دگرگونی باغهای سبأ نام برده شده است.
آیه از جایگزین شدن دو باغ برخوردار با باغهایی دارای خمط، أثل و اندکی سدر سخن میگوید.
این دگرگونی در سیاق روی گرداندن مردم سبأ، سیل عرم و از دست رفتن برخورداری پیشین قرار دارد.
اما چنین سیاقی به معنای آن نیست که خود درخت گز ذاتا بد، بیفایده یا نشانه کفر است.
درختی میتواند چوب و سایه سودمند داشته باشد، ولی در مقایسه با باغی پُرمیوه و آباد، محصول خوراکی کمتر و ارزش کشاورزی متفاوتی فراهم کند.
بنابراین، در فهم آیه باید ارزش خود درخت را از نقش آن در تصویر دگرگونی باغها جدا نگه داشت.
همچنین شناسایی گیاهشناختی امروز، هرچند برای شناخت أثل سودمند است، نباید به ادعایی قطعی درباره یک گونه علمی در تمام کاربردهای عربی کهن تبدیل شود.
برای فرقان، تعریف پایه این خانواده چنین است: أَثْل در کاربرد قرآنی، نام درخت گز یا درختی نزدیک به طرفاء است؛ درختی شناختهشده در محیطهای خشک که چوب آن کاربرد داشته است. در شاخههای دیگر عربی، همین خانواده برای اصل و بنیاد، ریشهدار شدن و استوار ساختن دارایی یا منزلت نیز به کار رفته است؛ اما این معانی در سبأ ۳۴:۱۶ جای نام درخت را نمیگیرند.
بر این اساس، «درختان گز» مناسبترین معادل برای تنها کاربرد قرآنی أثل است.
این ترجمه معنای واقعی واژه را حفظ میکند، بدون آنکه ویژگیهای مثبت یا منفیِ بیاننشدهای به درخت نسبت دهد یا سرگذشت سبأ را به نمادپردازی ساختهشده درباره ریشهداری و زوال قدرت تبدیل سازد.