ریشه قرآنی ب غ ل
قاطر؛ حیوان دورگه، توان باربری و نقش آن در رفتوآمد انسان
صورتهای قرآنی و لغوی
بَغْل
قاطر؛ مفردِ صورت قرآنی
بِغَال
جمع تكسير؛ یک کاربرد در نحل ۱۶:۸
بَغْلَة
قاطر ماده؛ در قرآن نیامده
أَبْغَال
جمع لغوی دیگر؛ در قرآن نیامده
بَغَّال
صاحب یا نگهدارندهٔ قاطر؛ در قرآن نیامده
مَبْغُولَاء
اسم جمع برای قاطرها؛ در قرآن نیامده
تَبْغِيل
نوعی گامبرداشتن شتر؛ در قرآن نیامده
بَغَّلَ
فعلِ کاربردهای حرکتی و تشبیهی؛ در قرآن نیامده
«بَغْل» در زبان عربی نام قاطر است؛ حیوانی که از آمیزش اسب و الاغ پدید میآید و از دیرباز برای سواری، حمل بار و پیمودن راهها به کار گرفته شده است. این حیوان از نظر ساختمان بدن و بعضی ویژگیهای حرکتی به هر دو حیوان والد شباهت دارد، اما در زبان عربی با نام مستقلی شناخته میشود.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار، به صورت جمع «الْبِغَالَ»، آمده است. آیه، قاطرها را در کنار اسبها و الاغها نام میبرد و از سواری و زیبایی آنها سخن میگوید. این کاربرد نه درباره چگونگی تولیدمثل قاطر است و نه درباره برتری آن بر حیوانات دیگر؛ بلکه در میان یادآوری نعمتها و امکانات زندگی انسان قرار دارد.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در نحل ۱۶:۸
در فرهنگهای لغوی کهن، مشتقهای دیگری نیز از این خانواده ثبت شدهاند. مهمترین آنها «تَبْغِيل» است که درباره نوعی راه رفتن شتر به کار میرود. همچنین در بعضی کاربردهای اجتماعی، نام قاطر مبنای تشبیههایی درباره آمیختگی نسب یا ویژگیهای اخلاقی انسان قرار گرفته است.
اما این کاربردهای فرعی نباید تعریف اصلی «بَغْل» را تغییر دهند. نام حیوان در زبان روشن است و توضیحهای گوناگون درباره علت نامگذاری آن، بهویژه پیوند با قدرت جسمانی یا شیوه راه رفتن، نیازمند بررسی مستقلاند.
۱. معنای اصلی و نامگذاری قاطر
در «کتاب العین» آمده است:
«الْبَغْلَةُ وَالْبَغْلُ مَعْرُوفَانِ»
یعنی بغله و بغل، دو نام شناختهشدهاند.
در «الصحاح» نیز «بَغْل» مفرد «بِغَال» معرفی شده و «بَغْلَة» نام قاطر ماده است. راغب اصفهانی نیز بغل را حیوانی معرفی میکند که از اسب و الاغ پدید میآید.
عین، صحاح و مفردات؛ نام حیوان و صورتهای لغوی
بنابراین، در معنای شناختهشده عربی، «بغل» نام یک حیوان مشخص است؛ نه عنوان عمومی هر چهارپای نیرومند و نه نام هر حیوانی که برای حمل بار به کار میرود.
در دانش جانورشناسی، قاطر معمولا از آمیزش الاغ نر با اسب ماده به دنیا میآید. آمیزش اسب نر و الاغ ماده نیز دورگهای نزدیک به آن پدید میآورد که در طبقهبندی دقیق جانورشناسی از قاطر معمولی متمایز میشود. قاطرها عموما توان تولیدمثل ندارند، هرچند موارد بسیار نادری از زادآوری قاطر ماده گزارش شده است.
Extension Horses؛ قاطر، دورگهٔ معکوس و زادآوری نادر
این اطلاعات برای شناخت حیوان سودمندند، اما نباید به اجزای معنای لغوی واژه تبدیل شوند. هنگامی که عربیزبان از «بغل» سخن میگوید، لازم نیست درباره جنسیت والدین، شمار کروموزومها یا توان تولیدمثل حیوان نیز داوری کرده باشد.
خود نام، پیش از هر چیز، به قاطر اشاره دارد.
آیا هسته ریشه، نیروی جسمانی است؟
ابن فارس در «مقاییس اللغة» درباره ریشه «ب غ ل» مینویسد:
«الْبَاءُ وَالْغَيْنُ وَاللَّامُ يَدُلُّ عَلَى قُوَّةٍ فِي الْجِسْمِ»
یعنی این حروف بر نیروی جسمانی دلالت دارند.
او سپس توضیح میدهد که به گفته برخی، قاطر به سبب استواری و قدرت ساختمان بدنش «بغل» نامیده شده است.
این توضیح با ویژگی شناختهشده قاطر بهعنوان حیوانی کارآمد برای سواری و حمل بار سازگار است. قاطر در بسیاری از شرایط، بهویژه راههای دشوار، به سبب پایداری حرکت و تحمل بار ارزش داشته است.
اما این سازگاری، اثبات قطعی علت تاریخی نامگذاری نیست.
برای چنین نتیجهای باید روشن شود که آیا واژه نخست برای بیان قدرت جسمانی وجود داشته و سپس نام حیوان شده است، یا برعکس، نام حیوان از پیش شناختهشده بوده و ویژگیهای آن مبنای ساخت تعبیرهای دیگر قرار گرفته است.
ابن فارس خود درباره پیوند نام قاطر با «تبغیل» همین مسئله را مطرح میکند و یکی از جهتهای اشتقاق را ترجیح میدهد.
پس نیروی جسمانی، توضیحی لغوی درباره احتمال خاستگاه نام است؛ اما معنای مستقیم و تثبیتشده «بغل» در قرآن، قاطر است.
۲. «تبغیل» و شیوه راه رفتن در عربی کهن
یکی از مشتقهای مهم این خانواده «تَبْغِيل» است.
در «تهذیب اللغة»، به نقل از لیث، «تبغیل» نوعی راه رفتن شتر معرفی شده که در آن گامها باز و گستردهاند.
اصمعی نیز آن را حرکتی میان دو شیوه راه رفتن شناختهشده شتر، یعنی «عَنَق» و «هَمْلَجَة»، توضیح میدهد.
این توضیحها نشان میدهند که «تبغیل» در زبان قدیم یک اصطلاح مربوط به حرکت حیوان بوده است، نه صرفا مترادف عام راه رفتن.
اما میان لغویان درباره رابطه این اصطلاح با نام قاطر اختلاف وجود داشته است.
گروهی گفتهاند قاطر از «تبغیل» نام گرفته است؛ زیرا نوع راه رفتن آن با این عنوان ارتباط داشته است.
در مقابل، ابن فارس این جهت را نمیپذیرد و معتقد است نام شیوه حرکت از قاطر گرفته شده است؛ یعنی ابتدا حیوان «بغل» نام داشته و سپس حرکت مشابه آن در شتر «تبغیل» خوانده شده است.
این اختلاف، نمونهای روشن از مسئله جهت اشتقاق است. وجود دو واژه نزدیک و مرتبط، بهخودیخود نشان نمیدهد کدامیک از دیگری ساخته شده است.
شاهد شعر جاهلی؛ زهیر بن ابی سلمی
زهیر در قصیدهای با مطلع «بان الخليط ولم يأووا لمن تركوا» میگوید:
هَلْ تُبْلِغَنِّيَ أَدْنَى دَارِهِمْ قُلُصٌ
يُزْجِي أَوَائِلَهَا التَّبْغِيلُ وَالرَّتَكُ
ترجمه: «آیا شتران جوان مرا به نزدیکترین منزل آنان خواهند رساند؛ شترانی که گونهای گامبرداشتن گسترده و حرکت شتابان، پیشروهایشان را به حرکت درمیآورد؟»
در این بیت، «التبغیل» در کنار «الرَّتَك» آمده است. هر دو به حرکت حیوان مربوطاند، اما معنای آنها کاملا یکسان نیست.
«رتک» در توضیحهای لغوی به نوعی حرکت سریع و پیوسته اشاره دارد. «تبغیل» نیز شیوهای از گام برداشتن شتر است که لغویان آن را با حرکت قاطر مقایسه کردهاند.
نکته مهم این است که زهیر در این بیت از شتران سخن میگوید، نه از قاطرها. بنابراین، خود شاهد نشان میدهد که یکی از مشتقهای این خانواده به توصیف حرکت حیوان دیگری نیز راه یافته است.
این بیت شاهدی معتبر برای حضور «تبغیل» در شعر جاهلی است. با این حال، از آن بهتنهایی نمیتوان ثابت کرد که خود نام «بغل» از اصطلاح حرکت ساخته شده است.
اعلم شنتمری؛ شاهد زهیر و شرح تبغیل
شاهد شعر دوره آغاز اسلام؛ کعب بن زهیر
کعب بن زهیر نیز در قصیده مشهور خود میگوید:
وَلَنْ يَبْلُغَهَا إِلَّا عُذَافِرَةٌ
فِيهَا عَلَى الْأَيْنِ إِرْقَالٌ وَتَبْغِيلُ
ترجمه: «و به آن سرزمین جز مادهشتری نیرومند و استوار نخواهد رسید؛ شتری که با وجود خستگی، حرکت تند و گامبرداشتن گسترده دارد.»
در این بیت نیز «تبغیل» نام شیوه حرکت است. همراهی آن با «إرقال»، که خود نوعی حرکت سریع شتر است، جایگاه واژه را در زبان مربوط به سفر و حرکت حیوانات روشن میکند.
کعب از شاعران مخضرم است و این قصیده به دوره آغاز اسلام تعلق دارد. بنابراین، این بیت را نباید بهعنوان شاهد قطعی پیشاقرآنی معرفی کرد. در نقلِ سیرهٔ ابن هشام، به جای «فيها»، «لها» نیز آمده است؛ هر دو ضبط به توان حرکت همان مادهشتر اشاره دارند.
لسان العرب، عذفر؛ ضبط «ولن يبلغها»
شعر زهیر و کعب در کنار یکدیگر نشان میدهند که «تبغیل» در زبان عربی اصطلاحی شناختهشده برای حرکت بوده است؛ ولی تقدم تاریخی آن بر نام قاطر ثابت نمیشود.
سیرهٔ ابن هشام؛ شاهد کعب و ضبط «لها»
آیا تبغیل همیشه نشانه سرعت است؟
در بعضی توضیحهای لغوی، «تبغیل» با حرکت گسترده و نیرومند همراه شده است. اما در گزارشهای دیگر، تفاوت و آمیختگی میان شیوههای گامبرداشتن برجسته است.
از این رو، نباید آن را در تمام کاربردها فقط «دویدن سریع» ترجمه کرد.
ممکن است حیوانی با گامهای گسترده حرکت کند، بدون آنکه سرعتش از هر نوع راه رفتن دیگر بیشتر باشد. همچنین مقایسه با حرکت قاطر، لزوما به معنای یکسان بودن کامل سرعت و شکل حرکت دو حیوان نیست.
برای ترجمه این اصطلاح، «نوعی گامبرداشتن گسترده در شتر» دقیقتر از تعریفهای مطلقی مانند «سریعترین حرکت» است.
۳. مشتقهای غیرقرآنی و گسترش معنا
در کنار «بَغْل»، «بَغْلَة» و «بِغَال»، صورتهای دیگری نیز در فرهنگهای لغوی ثبت شدهاند.
«أَبْغَال» یکی دیگر از جمعهای بغل است. برخی لغویان آن را جمع قلت و «بِغَال» را جمع کثرت دانستهاند. اما این تفاوت صرفی به معنای آن نیست که هر کاربرد «بغال» حتما تعداد بسیار زیادی قاطر را بیان میکند. شمار واقعی از سیاق مشخص میشود.
«بَغَّال» به کسی گفته میشود که با قاطرها سروکار دارد، آنها را نگهداری میکند یا صاحب قاطر است. در بعضی گزارشهای لغوی، درباره صورت بدون تشدید و جمعهای خاص این نام نیز توضیحهایی آمده است.
«مَبْغُولَاء» نیز بهعنوان اسم جمع برای قاطرها ثبت شده است؛ صورتی که کاربرد قرآنی ندارد.
«تَبْغِيل» درباره شیوه راه رفتن شتر بررسی شد و «بَغَّلَ» در بعضی کاربردها درباره آمیختگی نسب نیز آمده است.
برای نمونه، در برخی فرهنگها تعبیر «فَبَغَّلَ أَوْلَادَهَا» درباره کسی ثبت شده که فرزندانش از نظر گوینده دچار آمیختگی یا هُجنه شدهاند.
این کاربرد از شناخت قاطر بهعنوان حیوانی دورگه بهره میگیرد. اما باید میان توصیف زیستی حیوان و داوری اجتماعی درباره انسان تفاوت گذاشت.
دورگه بودن قاطر یک ویژگی شناختهشده آن است؛ در حالی که کاربرد همین تصویر برای خوار شمردن انسانها، بازتاب یک ارزشگذاری اجتماعی و فرهنگی است.
بنابراین، از وجود چنین تعبیرهایی در زبان نمیتوان نتیجه گرفت که ریشه «ب غ ل» در اصل به معنای پستی، فرومایگی یا بیارزشی است.
در بعضی تعبیرهای کنایی، قاطر نماد سرسختی یا کندفهمی نیز قرار گرفته است. این تصویرهای فرهنگی با ویژگی واقعی همه قاطرها یکسان نیستند و معنای مستقیم واژه در قرآن را تعیین نمیکنند.
آنچه در تمام این کاربردهای فرعی اهمیت دارد، شناختهشده بودن خود حیوان است. قاطر مبنای تشبیههایی درباره حرکت، ساختمان بدن یا آمیختگی میشود؛ اما این تشبیهها معنای نام حیوان را در آیه قرآنی تغییر نمیدهند.
۴. کاربرد قرآنی؛ نحل ۱۶:۸
متن آیه:
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً ۚ وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
ترجمه:
«و اسبها و قاطرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و برای شما مایه زیبایی باشند؛ و آنچه را نمیدانید میآفریند.»
نحل ۱۶:۸
این آیه در میان آیاتی قرار دارد که از آفرینش و منافع حیوانات برای انسان سخن میگویند.
در نحل ۱۶:۵، چهارپایان و بهرههایی مانند گرما، منافع گوناگون و خوردن مطرح شدهاند. در نحل ۱۶:۶، زیبایی حضور آنها هنگام بازگشت و رفتن به چراگاه بیان میشود. در نحل ۱۶:۷، از حمل بارهای انسان به سرزمینهای دور سخن میرود.
سپس نحل ۱۶:۸ اسبها، قاطرها و الاغها را نام میبرد و سواری و زیبایی را از منافع آنها معرفی میکند.
بنابراین، موضوع آیه فقط نام بردن سه حیوان نیست. قرآن در جریان معرفی امکانات زندگی، از گروهی از حیوانات سخن میگوید که انسان میتواند برای رفتوآمد از آنها بهره ببرد.
چرا قاطر در کنار اسب و الاغ آمده است؟
«الْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ» سه عنوان متفاوتاند.
اسب و الاغ دو حیوان شناختهشدهاند و قاطر از آمیزش آنها پدید میآید.
از نظر کاربرد عملی نیز این سه میتوانند در میدان مشترکی قرار گیرند: سواری، جابهجایی انسان و استفاده در رفتوآمد.
اما اشتراک در استفاده، تفاوت آنها را از میان نمیبرد.
در عربی، «بغال» صرفا نام دیگری برای اسب نیست و نباید آن را به الاغ نیز تقلیل داد. قاطر حیوانی است که با نام مستقل در کنار آن دو آمده است.
این نکته برای ترجمه اهمیت دارد؛ زیرا اگر هر سه فقط «چهارپایان سواری» ترجمه شوند، تفاوت واژههای عربی حذف میشود.
در مقابل، افزودن توضیحهای بلند زیستشناختی به ترجمه پایه نیز ضرورتی ندارد. خواننده فارسیزبان با واژه «قاطر» میتواند حیوان مورد نظر را بشناسد.
معنای «لِتَرْكَبُوهَا»
«لِتَرْكَبُوهَا» از فعل «رَكِبَ» است و بر سوار شدن مخاطبان بر حیوانات نامبردهشده اشاره دارد.
ضمیر «هَا» به مجموعه اسبها، قاطرها و الاغها بازمیگردد. در عربی، بازگشت ضمیر مفرد مؤنث به جمع غیرعاقل، ساختمانی شناختهشده است.
بنابراین، فعل تنها به آخرین اسم، یعنی الاغها، مربوط نیست؛ هر سه گروه حیوانات را دربر میگیرد.
حرف «لِـ» نیز در این ساختمان، غایت یا هدف بهرهبرداری را بیان میکند.
اما از ذکر سواری نباید نتیجه گرفت که این حیوانات هیچ استفاده دیگری ندارند.
قاطر میتواند بار حمل کند، الاغ میتواند در کارهای کشاورزی به کار رود و اسب نیز افزون بر سواری، کاربردهای دیگری داشته باشد. خود آیه بهصراحت تمام این استفادهها را فهرست نکرده است.
در اینجا، سواری یکی از بهرههای برجسته و شناختهشده است که متناسب با موضوع آیات مطرح میشود.
«وَزِينَةً»؛ زیبایی و جلوه حیوانات
در ادامه، «وَزِينَةً» آمده است.
«زینة» از ریشه مستقل «ز ي ن» است و با زیبایی، آراستگی و جلوه خوشایند ارتباط دارد.
در این آیه، زیبایی به همان حیواناتی مربوط میشود که برای سواری نام برده شدهاند.
از نظر نحوی، «زينة» منصوب است. در یکی از تحلیلهای شناختهشده، غایت دیگری برای آفرینش حیوانات دانسته میشود؛ یعنی خداوند آنها را برای سواری و زیبایی آفریده است.
در توضیح دیگری، فعل مقدری مانند «جَعَلَهَا» در نظر گرفته میشود؛ یعنی آنها را مایه زیبایی قرار داده است.
هر دو تحلیل در معنای عمومی جمله به یک نتیجه نزدیک میشوند: این حیوانات افزون بر استفاده عملی، برای انسان جلوه و زیبایی نیز دارند.
بنابراین، نباید «زینة» را در این آیه فقط به زیورهای بستهشده بر حیوان، زین و پالان یا تجهیزات سوارکاری محدود کرد.
ممکن است این ابزارها نیز بخشی از جلوه حیوان باشند، اما خود حیوان، اندام، حرکت و حضور آن نیز میتواند برای انسان زیبا باشد.
از سوی دیگر، زیبایی در آیه به معنای بیفایده بودن حیوان نیست. سواری و زینت در کنار هم آمدهاند و دو جنبه متفاوت بهره انسان را نشان میدهند.
یکی به کارکرد عملی مربوط است و دیگری به تجربه زیبایی و آراستگی.
در نحل ۱۶:۶، پیشتر درباره چهارپایان از «جَمَال» سخن رفته است. این همراهی نشان میدهد که قرآن زیبایی حیوانات را نیز در شمار نعمتهای زندگی بیان میکند؛ هرچند «جمال» و «زینة» را نباید در همه کاربردها مترادف کامل دانست.
۵. آیا آیه درباره حلال یا حرام بودن گوشت قاطر حکم میدهد؟
یکی از بحثهایی که در تفسیر این آیه مطرح شده، استدلال به تفاوت نحل ۱۶:۵ و نحل ۱۶:۸ برای تعیین حکم خوردن گوشت حیوانات است.
در نحل ۱۶:۵، درباره چهارپایان تعبیر «وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ» آمده است؛ یعنی از آنها میخورید.
در نحل ۱۶:۸، درباره اسبها، قاطرها و الاغها، سواری و زینت نام برده شده، اما خوردن ذکر نشده است.
برخی مفسران و فقیهان از این تفاوت نتیجه گرفتهاند که حیوانات دسته دوم برای سواری و زیبایی آفریده شدهاند، نه برای خوردن.
این استدلال در آثار تفسیری کهن ثبت شده و بخشی از تاریخ فهم آیه است؛ اما باید دلالت خود متن را مستقلا بررسی کرد.
ذکر یک منفعت با انحصار تمام منافع یکسان نیست
نحل ۱۶:۸ میگوید این حیوانات برای سواری و زیبایی در اختیار انسان قرار گرفتهاند. اما نمیگوید هیچ منفعت دیگری از آنها مجاز نیست.
در نحل ۱۶:۷، درباره حمل بارهای انسان به سرزمینهای دور سخن رفته است. این نشان میدهد که ذکر یک منفعت در یک آیه، لزوما فهرستی کامل از همه استفادههای ممکن نیست.
به همین ترتیب، اگر قرآن درباره حیوانی سواری را نام ببرد، از این بیان بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که استفاده از شیر، پوست، نیرو یا دیگر منافع آن ممنوع است.
چنین نتیجهای به نهی مستقل یا قید انحصارکننده نیاز دارد.
در نحل ۱۶:۸، تعبیر صریحی مانند «نخورید»، «بر شما حرام است» یا «جز برای سواری از آنها استفاده نکنید» وجود ندارد.
بنابراین، ذکر نشدن خوردن در این آیه، بهخودیخود معادل اعلام حرمت خوردن نیست.
البته این نتیجه نیز به معنای آن نیست که قرآن همه انواع خوراک را بدون قید مجاز دانسته است. بحث حلال و حرام باید با آیات مربوط به خوراک، ممنوعیتهای صریح، پاکیزگی و شرایط اضطرار بررسی شود.
موضوع مقاله حاضر، معنای ریشه «ب غ ل» است؛ نه تعیین حکم کامل خوراک از تمام حیوانات.
در نتیجه، اختلاف تاریخی فقیهان را نمیتوان در تعریف لغوی «بغال» وارد کرد. «بغال» به معنای قاطرهاست و هیچ حکم حرمت یا حلیت از خود این اسم به دست نمیآید.
۶. «وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛ فراتر از حیوانات نامبردهشده
آیه با عبارت زیر پایان مییابد:
«وَيَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»
«و آنچه را نمیدانید میآفریند.»
این جمله در ادامه نام بردن اسبها، قاطرها و الاغها آمده است، اما معنای آن تنها به این سه حیوان محدود نشده است.
«مَا لَا تَعْلَمُونَ» به چیزهایی اشاره میکند که مخاطبان درباره آنها آگاهی ندارند.
در برخی تفسیرهای کهن، این عبارت به آفریدههای ناشناخته در جهان یا آفریدههایی که انسان هنوز از آنها خبر ندارد مربوط دانسته شده است.
قرطبی؛ دیدگاههای گوناگون دربارهٔ آفریدههای ناشناخته
برخی خوانشهای معاصر نیز احتمال دادهاند که این جمله بتواند افق گستردهتری از وسایل حملونقل آینده را دربر گیرد.
اما میان این احتمال و معنای قطعی آیه تفاوت وجود دارد.
آیه مستقیما نام خودرو، قطار، هواپیما یا وسیله صنعتی مشخصی را نیاورده است. همچنین از خود فعل «يَخْلُقُ» نمیتوان نتیجه گرفت که هر چیزی که انسان بعدها اختراع میکند، به معنای مستقیم و انحصاری همین جمله است.
آنچه از متن روشن است، محدود نبودن آفرینش الهی به چیزهایی است که مخاطبان در آن زمان میشناختند.
این گشودگی معنایی با سیاق آیه نیز سازگار است. پس از نام بردن چند موجود شناختهشده، یادآوری میشود که آفرینش خداوند به آگاهی کنونی انسان محدود نیست.
با این حال، چنین نتیجهای نباید معنای «بغال» را به یک نماد کلی برای تمام وسایل نقلیه تبدیل کند. «بغال» همچنان نام قاطرهاست و جمله پایانی آیه، سخنی جداگانه با دامنه گستردهتر دارد.
۸. نکات صرفی و پیشنهاد ترجمه برای فرقان
«بَغْل» اسم مفرد است و در کاربرد شناختهشده خود به قاطر اشاره دارد.
«بَغْلَة» نام قاطر ماده است.
«بِغَال» جمع شناختهشده این خانواده است که در قرآن آمده است.
در سوره نحل، صورت دقیق واژه چنین است:
«وَالْبِغَالَ»
«و قاطرها»
واو آغازین، حرف عطف است و «الْبِغَالَ» جمعِ تكسيرِ معرفه در حالت نصب است؛ نه «اسم جمع» در اصطلاح دقیق صرفی.
این واژه در کنار «الْخَيْلَ» و «الْحَمِيرَ» قرار گرفته و از نظر نحوی به همان مجموعه اسمی تعلق دارد که فعل «خَلَقَ» در سیاق پیشین بر آن دلالت میکند.
بنابراین، واژه با واو متصل خود در رسم آیه یک واحد نوشتاری است، اما واو جزء حروف اصلی ریشه نیست.
تفاوت میان «بَغْل»، «بَغْلَة» و «بِغَال» نیز به تعداد و جنس دستوری مربوط است. این صورتها نباید بهعنوان سه شاخه معنایی مستقل معرفی شوند.
ترجمه پیشنهادی
برای «بَغْل»، معادل مناسب فارسی «قاطر» است.
برای «بَغْلَة»، در جایی که جنسیت حیوان اهمیت داشته باشد، «قاطر ماده» مناسب است.
برای «بِغَال»، معادل طبیعی «قاطرها» است.
در نحل ۱۶:۸، پیشنهاد ترجمه چنین است:
«و اسبها و قاطرها و الاغها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و برای شما مایه زیبایی باشند؛ و آنچه را نمیدانید میآفریند.»
در این ترجمه، سه نام مستقل حیوانات حفظ شدهاند. همچنین «لتركبوها» به سواری و «زينة» به زیبایی مربوط شده است، بدون آنکه نام حیوان به یکی از منافع آن تقلیل یابد.
«بغال» نباید به «حیوانات باربر»، «اسبهای دورگه»، «الاغهای نیرومند»، «حیوانات سرسخت» یا «وسایل حملونقل» ترجمه شود؛ زیرا این تعبیرها یا تنها بعضی ویژگیهای حیوان را بیان میکنند یا دامنهای متفاوت از نام قرآنی دارند.
در توضیح لغوی میتوان یادآوری کرد که قاطر از آمیزش اسب و الاغ پدید میآید و در بسیاری از محیطها به سبب توان کار و پایداری حرکت شناخته شده است. اما این اطلاعات لازم نیست در متن ترجمه پایه وارد شوند.
۹. جمعبندی
ریشه «ب غ ل» در کاربرد قرآنی تنها با یک صورت، یعنی «الْبِغَالَ»، آمده است. این واژه جمع «بَغْل» و به معنای قاطرهاست.
در زبان عربی کهن، «بغل» نام حیوانی شناختهشده بوده و مشتقهایی مانند «تبغیل» نیز درباره شیوه حرکت شتر به کار رفتهاند.
شاهد شعر جاهلی زهیر بن ابی سلمی، حضور «تبغیل» را در زبان مربوط به حرکت حیوانات نشان میدهد. شعر کعب بن زهیر نیز همین کاربرد را در دوره آغاز اسلام تایید میکند.
درباره خاستگاه نام قاطر، ابن فارس معنای نیروی جسمانی را پیشنهاد کرده و نظر دیگری را درباره پیدایش نام از شیوه راه رفتن نقل کرده است. اما جهت تاریخی این رابطه با قطعیت اثبات نشده است.
در نحل ۱۶:۸، قاطرها در کنار اسبها و الاغها آمدهاند. قرآن از سواری و زیبایی این حیوانات سخن میگوید و آنها را در شمار امکاناتی قرار میدهد که زندگی انسان از آنها بهره میبرد.
این آیه، تمام کاربردهای ممکن حیوان را فهرست نکرده است. همچنین از ذکر سواری و زیبایی، بهتنهایی حکم حرام بودن سایر استفادهها به دست نمیآید.
در مقابل، جمله پایانی آیه یادآوری میکند که آفرینش خداوند به موجودات شناختهشده مخاطبان محدود نیست. این گستردگی، معنای مشخص «بغال» را تغییر نمیدهد.
تعریف نهایی ریشه در کاربرد قرآنی: «بَغْل» نام قاطر، حیوان دورگه اسب و الاغ، است؛ و «بِغَال» جمع آن است. قرآن این حیوان را در کنار اسب و الاغ، با توجه به امکان سواری و زیبایی آن نام میبرد.
در گستره زبان عربی، مشتقهای دیگری از این خانواده برای شیوه حرکت و برخی تشبیههای اجتماعی ثبت شدهاند. اما معنای اصلی و روشن واژه در قرآن همان نام حیوان است؛ نه قدرت جسمانی، دورگه بودن بهعنوان یک مفهوم انتزاعی، یا خصلتهای اخلاقیای که بعدها به آن نسبت داده شدهاند.