ریشهٔ قرآنی «ب ق ر»
گاو، گاوان، جنس گاو؛ همراه با تفکیک کاربرد قرآنی از شاخهٔ لغوی شکافتن و گشودن در عربی.
معرفی ریشه
ریشهٔ ب ق ر در خانوادهٔ لغوی عربی دو میدان برجسته دارد.
یک شاخه به بَقَر، بَقَرَة و نام جنس گاو مربوط است.
شاخهٔ دیگر در فعل بَقَرَ و مشتقات آن با معنای شکافتن، گشودن، باز کردن و در برخی کاربردها توسعه و کاویدن دیده میشود.
برای نمونه، در زبان عربی گفته میشود:
بَقَرَ الشيءَ
چیزی را شکافت یا گشود.
و از همین شاخه، کاربردهایی مانند گشودن و کاویدن یک موضوع یا توسعه دادن نیز در منابع لغوی گزارش شدهاند.
اما وجود این دو شاخه در یک خانوادهٔ ریشهای به خودی خود ثابت نمیکند که نام حیوان حتماً از فعل «شکافتن» ساخته شده یا برعکس. جهت تاریخی اشتقاق مسئلهای جداگانه است و نباید فقط از شباهت ریشه نتیجهگیری شود.
پس نخست باید خانوادهٔ زبانی را بشناسیم، و سپس ببینیم قرآن از این خانواده چه صورتهایی را واقعاً به کار برده است.
کاربرد قرآنی ریشه
در قرآن، ریشهٔ ب ق ر نه بار آمده و همهٔ کاربردهای آن به گاو و جنس گاو مربوطاند.
صورتهای قرآنی عبارتاند از:
بَقَر — سه بار
بَقَرَات — دو بار
بَقَرَة — چهار بار
قرآن از این ریشه هیچ فعلی به معنای «شکافتن»، «گشودن» یا «کاویدن» به کار نبرده است.
بنابراین، در مدخل قرآنی باید میان دو سطح فرق گذاشت:
خانوادهٔ لغوی عربی:
گاو؛ و نیز شاخهٔ شکافتن و گشودن.
کاربرد واقعی قرآن:
فقط گاو و جنس گاو.
معنای کوتاه ریشه در کاربرد قرآنی:
گاو، گاوان، جنس گاو.
صورتها و مشتقهای قرآنی
بَقَر
اسم جنس جمعی برای جنس گاو.
در قرآن سه بار آمده است:
- بقره ۲:۷۰
- انعام ۶:۱۴۴
- انعام ۶:۱۴۶
بَقَرَة
یک فرد از جنس بقر.
چهار بار در بقره ۲:۶۷، ۶۸، ۶۹ و ۷۱ آمده است.
بَقَرَات
جمع شمارشی بقرة.
دو بار در یوسف ۱۲:۴۳ و ۱۲:۴۶ آمده است.
«بَقَر» بهعنوان اسم جنس جمعی
از نظر صرف عربی، بَقَر از نمونههای شناختهشدهٔ اسم جنس جمعی است.
اسم جنس جمعی واژهای است که بر جنس یا مجموعهای از افراد آن جنس دلالت میکند و یک واحد از آن معمولاً با افزودن تاء وحدت مشخص میشود.
برای نمونه:
شَجَر → شَجَرَة
درختان / جنس درخت → یک درخت
نَخْل → نَخْلَة
نخلها / جنس نخل → یک نخل
بَقَر → بَقَرَة
جنس گاو / گاوان → یک گاو
از این رو، ة در بقرة را نباید بهطور خودکار نشانهٔ جنس زیستیِ ماده دانست. در این ساخت، کار اصلی آن مشخص کردن یک واحد از اسم جنس جمعی است.
آیا «بَقَرَة» الزاماً گاو ماده است؟
این نکته برای ترجمه بسیار مهم است.
در منابع لغوی عربی، بقرة بهعنوان یک واحد از جنس بقر معرفی شده و تصریح شده است که این صورت میتواند دربارهٔ نر یا ماده به کار رود. ة در اینجا تاء وحدت است، نه لزوماً علامت ماده بودن حیوان.
خود قرآن نیز نشان میدهد که البقر جنس گستردهای است که نر و ماده را دربر میگیرد:
وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ ۗ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنثَيَيْنِ ۖ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَٰذَا ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِّيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
«و از شتران دو تا، و از گاوان دو تا. بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را، یا آنچه را رحمهای آن دو ماده دربر گرفته است؟ یا هنگامی که آن معبود یگانه شما را به این سفارش کرد شاهد بودید؟ پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر آن معبود یگانه دروغی ببندد تا مردم را بدون دانش گمراه کند؟ همانا آن معبود یگانه قوم ستمکار را هدایت نمیکند.»
پس برای بقرة، معادل پایهٔ «گاو» از «گاو ماده» امنتر و دقیقتر است، مگر اینکه سیاق مستقلاً جنس زیستی حیوان را مشخص کند.
کارتهای قابل ارجاع برای صورتهای قرآنی
هستهٔ معنایی در کاربرد قرآن
در قرآن نیازی نیست برای ب ق ر یک مفهوم انتزاعی مصنوعی ساخته شود.
هستهٔ کاربردی آن روشن است:
حیوان شناختهشدهٔ گاو و جنس آن.
رنگ، سن، فربهی، لاغری، کار کشاورزی، ذبح، احکام خوراکی یا نقش گاو در رؤیا هیچکدام داخل معنای خود بقر نیستند.
اینها از صفات، افعال و سیاق هر آیه به دست میآیند.
بقره ۲:۶۷؛ فرمان نخست
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً ۖ قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ
«و هنگامی که موسی به قومش گفت: همانا آن معبود یگانه به شما فرمان میدهد که گاوی را ذبح کنید. گفتند: آیا ما را به مسخره میگیری؟ گفت: به آن معبود یگانه پناه میبرم از اینکه از جاهلان باشم.»
فرمان آغازین بسیار ساده است:
أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً
«اینکه گاوی را ذبح کنید.»
بَقَرَةً نکره است و در خودِ این واژه هیچ وصفی از سن، رنگ یا کارکرد حیوان وجود ندارد.
این نکته باید در معنای ریشه حفظ شود. محدودیتهای بعدی از خود واژهٔ بقرة بیرون نمیآیند؛ در پاسخ به پرسشهای بعدی اضافه میشوند.
بقره ۲:۶۸؛ محدود شدن از نظر سن
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ ۚ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَّا فَارِضٌ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَٰلِكَ ۖ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ
«گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برایمان روشن کند آن چگونه است. گفت: او میگوید آن گاوی است نه سالخورده و نه کمسن، بلکه میان این دو است؛ پس آنچه را به آن فرمان داده میشوید انجام دهید.»
در این آیه، ویژگی سنی از واژههای دیگری میآید:
فَارِض
بِكْر
عَوَان
پس هیچیک از این ویژگیها بخشی از معنای بقرة نیستند.
بقره ۲:۶۹؛ محدود شدن از نظر رنگ
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
«گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برایمان روشن کند رنگ آن چیست. گفت: او میگوید آن گاوی زرد است، رنگش درخشان است و بینندگان را شاد میکند.»
رنگ از:
صَفْرَاءُ
میآید.
شدت و روشنی آن از:
فَاقِعٌ لَّوْنُهَا
و اثر دیداری از:
تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
هیچیک داخل معنای خود بقرة نیستند.
بقره ۲:۷۰؛ «البقر» و مجموعهٔ گاوان
قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ
«گفتند: پروردگارت را برای ما بخوان تا برایمان روشن کند آن چگونه است؛ همانا گاوان بر ما شبیه شدهاند، و ما اگر آن معبود یگانه بخواهد، راه خواهیم یافت.»
در اینجا قرآن از بقرة، یعنی یک واحد، به البقر، یعنی جنس یا مجموعهٔ گاوان، حرکت میکند:
إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا
این تفاوت یکی از بهترین نمونهها برای فهم رابطهٔ بقر / بقرة است.
بقره ۲:۷۱؛ کارکرد کشاورزی و ویژگیهای دیگر
قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَّا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لَّا شِيَةَ فِيهَا ۚ قَالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ ۚ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا يَفْعَلُونَ
«گفت: او میگوید آن گاوی است که رامِ کار نیست تا زمین را زیرورو کند و کشتزار را آبیاری کند؛ سالم است و هیچ لکهای در آن نیست. گفتند: اکنون حقیقت را آوردی. پس آن را ذبح کردند، در حالی که نزدیک بود این کار را انجام ندهند.»
این آیه نشان میدهد گاو در محیط مخاطبان میتوانسته با کار کشاورزی پیوند داشته باشد:
تُثِيرُ الْأَرْضَ
و:
تَسْقِي الْحَرْثَ
اما این نکته نباید به معنای خود بقر تبدیل شود.
اتفاقاً این آیه دربارهٔ گاوی سخن میگوید که به این کارها گرفته نشده است.
پس از این آیه میتوان دربارهٔ نقش واقعی گاو در اقتصاد کشاورزی آن محیط سخن گفت، اما نمیتوان نتیجه گرفت که «بقر» از نظر لغوی یعنی حیوانِ کشاورزی یا نماد تمدن یکجانشین.
از نکرهٔ باز تا اوصاف محدودکننده
داستان بقره از نظر زبانی یک حرکت قابل توجه دارد.
فرمان نخست:
بَقَرَةً
یک اسم نکره و بدون وصف است.
سپس با پرسشهای پیدرپی، اوصاف تازهای افزوده میشوند:
سن،
رنگ،
وضعیت کاری،
سلامت،
و نبود لکه.
پس ساخت متن واقعاً از یک اسم عام و باز به یک مصداق محدودتر و مشخصتر حرکت میکند.
این مشاهدهٔ زبانی قابل دفاع است.
اما نسبت دادن انگیزههای روانشناختی خاص مانند «لجبازی» یا ساختن یک اصل کلی مانند «محدودسازی فرمان حق توسط مخاطب» باید در مقالهٔ تأمل یا تفسیر آیات بررسی شود، نه در تعریف ریشهٔ ب ق ر.
انعام ۶:۱۴۴؛ بقر شامل نر و ماده
وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ ۗ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنثَيَيْنِ ۖ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَٰذَا ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِّيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
«و از شتران دو تا، و از گاوان دو تا. بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را، یا آنچه را رحمهای آن دو ماده دربر گرفته است؟ یا هنگامی که آن معبود یگانه شما را به این سفارش کرد شاهد بودید؟ پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر آن معبود یگانه دروغی ببندد تا مردم را بدون دانش گمراه کند؟ همانا آن معبود یگانه قوم ستمکار را هدایت نمیکند.»
این آیه شاهد مستقیم است که البقر جنس گاو را شامل نر و ماده میکند.
پس بقر را نباید «گاوهای ماده» ترجمه کرد.
انعام ۶:۱۴۶؛ بقر در کنار غنم
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ ۖ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ۚ ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ ۖ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ
«و بر کسانی که یهودی شدند، هر صاحب ناخنی را حرام کردیم؛ و از گاوان و گوسفندان، چربیهای آن دو را بر آنان حرام کردیم، مگر آنچه پشتهای آن دو حمل میکند، یا آنچه در رودههاست، یا آنچه با استخوان آمیخته است. این را به سبب سرکشیشان جزای آنان قرار دادیم، و بیگمان ما راستگوییم.»
در این آیه:
الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ
دو جنس حیوانی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
احکام مربوط به چربی از سیاق این آیه میآیند و چیزی به معنای لغوی بقر اضافه نمیکنند.
یوسف ۱۲:۴۳؛ هفت گاو در رؤیا
وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَىٰ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ ۖ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ
«و پادشاه گفت: من در رؤیا هفت گاو فربه میبینم که هفت گاو لاغر آنها را میخورند، و هفت خوشهٔ سبز و چند خوشهٔ دیگر خشک. ای بزرگان، اگر رؤیا را تعبیر میکنید، دربارهٔ رؤیایم برای من نظر دهید.»
در این آیه:
سَبْعَ بَقَرَاتٍ
چند فرد مشخص و شمارششده از جنس گاو را بیان میکند.
سِمَان فربهی را بیان میکند و عِجَاف لاغری را.
هیچیک از این اوصاف داخل معنای بقرات نیستند.
یوسف ۱۲:۴۶؛ تکرار تصویر رؤیا
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ
«ای یوسف، ای بسیار راستگو، دربارهٔ هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را میخورند، و هفت خوشهٔ سبز و چند خوشهٔ دیگر خشک، برای ما نظر بده؛ شاید به سوی مردم بازگردم، باشد که آنان بدانند.»
در ادامهٔ داستان، این تصویر در تعبیر رؤیا با سالهای فراوانی و سختی پیوند میخورد.
اما باید میان معنای واژه و معنای نماد در رؤیا فرق گذاشت:
بَقَرَات = گاوها
نه «سالها».
سالها از تعبیر رؤیا فهمیده میشوند، نه از معنای قاموسی بقرات.
شاخهٔ «شکافتن و گشودن» در عربی
در خانوادهٔ عربی ب ق ر، فعل بَقَرَ با معنای شکافتن، باز کردن و گشودن ثبت شده است.
در برخی کاربردهای گسترشیافته، این میدان به کاویدن، آشکار کردن یا توسعه دادن نیز میرسد.
این شاخه برای شناخت کامل خانوادهٔ ریشه مهم است، حتی اگر قرآن آن را به کار نبرده باشد.
اما باید سه سطح از هم جدا بمانند:
وجود شاخهٔ «شکافتن» در عربی — ثابت است.
وجود نام «بقر» برای گاو — ثابت است.
اینکه نام گاو حتماً از شکافتن زمین هنگام شخم ساخته شده باشد — نیازمند دلیل تاریخی جداگانه است و از اشتراک ریشه به تنهایی ثابت نمیشود.
آیا گاو به سبب شکافتن زمین «بقر» نامیده شده است؟
در برخی منابع لغوی قدیم، میان نام گاو و شخمزدن یا شکافتن زمین رابطه پیشنهاد شده است.
این پیشنهاد از نظر تصویری قابل فهم است، زیرا گاو در کشاورزی میتواند زمین را زیرورو کند و قرآن نیز در بقره ۷۱ از:
تُثِيرُ الْأَرْضَ
سخن میگوید.
اما این دو نکته برای اثبات جهت تاریخی اشتقاق کافی نیستند.
آیه نمیگوید نام حیوان از عمل شخم آمده است.
همچنین وجود دو معنای مرتبط در یک ریشه، خودبهخود مشخص نمیکند کدام معنا قدیمیتر بوده یا چگونه دیگری از آن پدید آمده است.
بنابراین، این رابطه باید به عنوان پیشنهاد ریشهشناختی باقی بماند، نه تعریف قطعی.
دربارهٔ مقایسه با زبانهای سامی دیگر
وجود صورتهای نزدیک از نظر حروف در زبانهای سامی دیگر میتواند برای پژوهش تاریخی مفید باشد، اما شباهت نوشتاری یا اشتراک سه صامت به تنهایی اثبات نمیکند که همهٔ واژههای مربوط به «گاو»، «صبح»، «جستوجو» و «شکافتن» از یک تصویر معنایی واحد پدید آمدهاند.
برای چنین نتیجهای باید تحول آوایی، تاریخ واژه، شواهد زبانهای همخانواده و جهت تغییر معنا بهطور مستقل بررسی شوند.
از این رو، در این مدخل قرآنی از ساختن نظریهای مانند:
«گاو، صبح و جستوجو همگی صورتهای یک مفهومِ شکافتن برای رسیدن به نور یا عمقاند»
پرهیز میشود.
چنین تصویری ممکن است جذاب باشد، اما در سطح فعلی برای قرار گرفتن در تعریف علمی ریشه پشتوانهٔ کافی ندارد.
بقر در مقایسه با أنعام
أَنْعَام دامنهٔ گستردهتری از چهارپایان اهلی را در بر میگیرد.
بَقَر یک جنس مشخص از حیوانات است.
پس ترجمهٔ بقر به «چهارپایان» یا «دامها» بیش از حد گسترده است.
بقر در مقایسه با عجل
عِجْل در قرآن به گوساله اشاره دارد.
بَقَر جنس گاو را بیان میکند و بَقَرَة یک فرد از آن جنس است.
این دو ریشه نباید با هم یکی شوند، حتی اگر از نظر زیستی به یک خانوادهٔ حیوانی مربوط باشند.
نکات صرفی و نحوی
بَقَرَة
در:
أَن تَذْبَحُوا بَقَرَةً
بقرة یک واحد نامعین از اسم جنس بقر است.
تاء پایانی در این ساخت تاء وحدت است.
الْبَقَر
در:
إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا
البقر جنس یا مجموعهٔ گاوان را بیان میکند.
بَقَرَات
در:
سَبْعَ بَقَرَاتٍ
چند واحد شمارششده از همان جنس را بیان میکند.
بنابراین، این سه صورت بهترتیب میتوانند رابطهٔ جنس جمعی، یک واحد، و چند واحد شمارششده را نشان دهند.
چالشهای فهم و برگردان
نخست، مقاله نباید با رد کردن معانی آغاز شود. ابتدا باید خانوادهٔ لغوی ب ق ر معرفی شود و سپس کاربرد قرآن از میان آن خانواده مشخص گردد.
دوم، نباید ة در بقرة را بهطور خودکار علامت گاو ماده دانست. در این ساخت، تاء وحدت یک فرد از اسم جنس جمعی را مشخص میکند.
سوم، نباید معنای «شکافتن» را وارد آیات مربوط به گاو کرد، چون قرآن این شاخهٔ فعلی را در این ریشه به کار نبرده است.
چهارم، نباید از وجود شاخهٔ «شکافتن» نتیجه گرفت که نام گاو حتماً از شخم زمین ساخته شده است.
پنجم، نباید نقش واقعی گاو در کشاورزی را به «نماد تمدن یکجانشین» تبدیل کرد. این برداشت فراتر از معنای ریشه و شواهد مستقیم آیات است.
ششم، در داستان بقره میتوان حرکت از اسم نکرهٔ بدون قید به اوصاف محدودکننده را مشاهده کرد، اما تحلیل روانشناختی انگیزهٔ پرسشگران باید در تأمل آیه بررسی شود.
هفتم، در داستان یوسف، گاوها نمادهایی در رؤیا هستند؛ تعبیر آنها به سالها نباید وارد معنای لغوی بقرات شود.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای بَقَر:
گاوان
یا بسته به ساخت:
جنس گاو
برای بَقَرَة:
گاو
برای بَقَرَات:
گاوها
در:
سَبْعَ بَقَرَاتٍ
«هفت گاو»
«گاو ماده» نباید معادل ثابت بقرة قرار گیرد، مگر خود سیاق جنس زیستی حیوان را تعیین کند.
معنای کوتاه ریشه برای فرقان
معنای کوتاه در کاربرد قرآنی:
گاو، گاوان، جنس گاو.
خانوادهٔ لغوی گستردهتر در عربی:
گاو؛ و شاخهای مربوط به شکافتن، گشودن و باز کردن.
این دو سطح باید در مقاله از هم قابل تشخیص باشند.
جمعبندی
ریشهٔ ب ق ر در خانوادهٔ لغوی عربی تنها به نام گاو محدود نیست؛ شاخهای از آن نیز با شکافتن، گشودن و توسعه ارتباط دارد.
اما قرآن از این خانواده فقط شاخهٔ حیوانی را به کار برده است.
نه کاربرد قرآنی این ریشه در سه صورت دیده میشود:
بَقَر — اسم جنس جمعی.
بَقَرَة — یک واحد از آن جنس، با تاء وحدت.
بَقَرَات — چند واحد شمارششده.
این ساخت همچنین نشان میدهد که بقرة را نباید صرفاً به سبب تاء پایانی «گاو ماده» تعریف کرد.
در داستان بقره، صفاتی مانند سن، رنگ و وضعیت کاری به تدریج به یک بقرة افزوده میشوند؛ اما این صفات جزء معنای ریشه نیستند.
در انعام، البقر بهروشنی جنسی شامل نر و ماده است.
در یوسف، بقرات گاوهای رؤیا هستند و پیوند آنها با سالها از تعبیر رؤیا میآید.
شاخهٔ «شکافتن» در عربی واقعی است، اما پیوند تاریخی آن با نام گاو و نظریههای گستردهتر سامی باید تنها در صورت وجود شواهد مستقل پذیرفته شوند.
تعریف نهایی این مدخل را میتوان چنین بیان کرد:
ب ق ر در خانوادهٔ عربی هم نام جنس گاو را دربر میگیرد و هم شاخهای مربوط به شکافتن و گشودن دارد؛ اما در کاربرد قرآنی، هر نه مورد آن فقط به گاو و جنس گاو مربوطاند. «بقر» اسم جنس جمعی، «بقرة» یک واحد از آن جنس، و «بقرات» چند واحد شمارششده است.