ریشه قرآنی ب ن ن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

انگشتان و سرانگشتان؛ از کارکرد اندام‌ها در نبرد تا سامان دادن آنها در بازآفرینی

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه در عربی کهن

در عربی، «بَنَان» نام انگشتان دست و پا یا بخش‌های انتهایی آنهاست. برخی لغویان آن را به تمام انگشت اطلاق کرده‌اند و برخی بیشتر سرانگشت را مقصود دانسته‌اند. در کاربردهای گسترده‌تر، واژه می‌تواند به بخش‌های انتهایی اندام‌ها و مفصل‌های آنها نیز اشاره داشته باشد.

خلیل بن احمد در «کتاب العین» بنان را سرانگشتان دست‌ها و پاها معرفی می‌کند. در مقابل، ابوالهیثم توضیح می‌دهد که «بَنَانَة» می‌تواند تمام انگشت یا بند بالایی آن را نام ببرد.

این تفاوت نشان می‌دهد که محدود کردن بنان به کوچک‌ترین بخش نوک انگشت، تمام کاربردهای ثبت‌شده زبان را پوشش نمی‌دهد.

برای شناخت واژه، باید میان سه سطح فرق گذاشت: خود انگشت، بخش انتهایی انگشت و اندام‌های انتهایی دست و پا. معنای نخست و دوم در منابع لغوی روشن‌تر و رایج‌ترند؛ معنای سوم بیشتر در توضیح بعضی کاربردهای قرآنی و تعبیرهای گسترده‌تر دیده می‌شود.

این خانواده از نظر ساختمان صرفی نیز ویژگی خاصی دارد. «بَنَان» اسم جنس جمعی است که واحد آن «بَنَانَة» آمده است. بنابراین، در جمله‌ای که از «كل بنان» سخن می‌گوید، لازم نیست بنان را نام یک انگشت منفرد بدانیم. واژه می‌تواند به مجموعه انگشتان اشاره داشته باشد و «كل» شمول آن را برجسته سازد.

مصباح، لسان و صحاح؛ انگشت، سرانگشت و واحدِ بنان

آیا هسته ریشه به معنای قرار داشتن و استقرار است؟

ابن فارس در «مقاییس اللغة»، ریشه مضاعف «ب ن ن» را ذیل معنای «اللُّزُومُ وَالْإِقَامَةُ» بررسی می‌کند؛ یعنی ملازمت و قرار داشتن در یک جایگاه.

او برای این معنا از «أَبَنَّ بِالْمَكَانِ» به معنای اقامت کردن در محلی و «أَبَنَّتِ السَّحَابَةُ» به معنای ماندن ابر در یک جایگاه یاد می‌کند.

همچنین «التَّبْنِين» در کاربردی به معنای استوار کردن یا تثبیت در کاری ثبت شده است.

در این شاخه، اصل توجه به ماندن، پایبند بودن یا استقرار یافتن است.

ابن فارس و بعضی لغویان کوشیده‌اند نام «بنان» را نیز به همین اصل پیوند دهند. توضیح آنان چنین است که انگشتان وسیله انجام کارهای لازم برای زندگی‌اند و انسان به کمک آنها می‌تواند نیازهای خود را تامین کند و زندگی خود را در یک جایگاه سامان دهد.

این پیوند از نظر کارکردی قابل فهم است. انسان با انگشتان خود می‌گیرد، می‌سازد، می‌نویسد و ابزارها را به کار می‌گیرد.

اما چنین توضیحی اثبات نمی‌کند که نام انگشتان از نظر تاریخی حتما از فعل اقامت کردن پدید آمده است.

برای اثبات این ادعا باید شواهدی مستقل درباره پیدایش و تحول واژه وجود داشته باشد. شباهت کارکرد انگشتان با مفهوم استقرار زندگی، به‌تنهایی چنین شاهدی نیست.

بنابراین، در پژوهش حاضر، «بنان» با معنای مستند انگشتان و سرانگشتان تعریف می‌شود. پیوند آن با ملازمت و استقرار، تحلیلی اشتقاقی است که نباید به تعریف قطعی واژه تبدیل شود.

مقاییس اللغة؛ ملازمت و اقامت و تحلیل اشتقاقی

۲. دیگر شاخه‌های لغوی خانواده

در منابع کهن، صورت‌های دیگری از همین خانواده ثبت شده‌اند که بعضی از آنها از نظر نوشتاری به بنان شباهت دارند، اما معنایشان متفاوت است.

بَنَّة؛ بو و رایحه

«بَنَّة» در عربی به بو و رایحه گفته می‌شود. بعضی لغویان آن را به بوی خوش اختصاص داده‌اند، اما گروهی دیگر کاربرد آن را درباره بوی ناخوش نیز ثبت کرده‌اند.

سیبویه و دیگر لغویان از کاربرد آن برای بوی خوش سخن گفته‌اند، در حالی که اصمعی آن را برای رایحه خوش و ناخوش هر دو می‌داند.

برای نمونه، «بَنَّةُ الْغَنَمِ» به بوی جایگاه گوسفندان اشاره دارد.

جمع این واژه نیز «بِنان» آمده است؛ اما باید به تفاوت حرکت آغازین توجه کرد: «بِنان» در این کاربرد با کسره باء است، در حالی که «بَنَان» به معنای انگشتان با فتح باء خوانده می‌شود.

پس یکسانی حروف نوشتاری نباید سبب آمیختن دو معنای مستقل شود.

ابن فارس کوشیده است کاربرد مربوط به بو را نیز با ماندن و ملازمت پیوند دهد؛ زیرا رایحه ممکن است به چیزی بچسبد و مدتی در آن باقی بماند.

این توضیح نیز تصویری قابل فهم است، اما جهت تاریخی اشتقاق را به‌تنهایی اثبات نمی‌کند.

بُنَانَة؛ سبزه‌زار

«بُنَانَة» در بعضی منابع به چمنزار یا قطعه زمینی سرسبز و خوش‌منظر گفته شده است. ضبطِ «بَنانة» با فتح باء نیز برای همین معنای سبزه‌زار گزارش شده است.

ابن فارس این کاربرد را با بوی خوش گیاهان مرتبط می‌داند.

اما این معنا در قرآن نیامده و از نظر معنا با «بَنَانَة» به معنای یک انگشت متفاوت است؛ بنابراین در ضبطِ دارای فتح باء نیز سیاق است که این کاربردها را از هم جدا می‌کند.

محکم و تاج؛ دو ضبطِ سبزه‌زار و تفاوت با انگشت

وجود چنین صورت‌هایی نشان می‌دهد که ریشه «ب ن ن» در فرهنگ‌های لغوی شاخه‌های متفاوتی دارد. در تعریف قرآنی باید آنها را شناخت، اما هیچ‌یک را بی‌دلیل به معنای انگشتان انتقال نداد.

بنن و تثبیت

در منابع لغوی، «بَنَّنَ» برای نگه داشتن و بستن حیوانی به قصد پروار شدن آمده است. «تَبَنَّنَ» نیز در بعضی کاربردها به تثبیت و شتاب نکردن در داوری اشاره دارد.

این کاربردها با میدان ماندن و استقرار ارتباط دارند؛ اما در قرآن با چنین معناهایی نیامده‌اند.

المعجم الوسیط؛ نگه داشتن دام برای پروار شدن

در نتیجه، هسته قرآنی «بنان» را نمی‌توان مستقیما به «تثبیت»، «اقامت»، «بو» یا «سبزه‌زار» ترجمه کرد.

۳. بنان در شعر عربی کهن

شواهد شعری نشان می‌دهند که «بنان» در زبان عربی پیشاقرآنی نام شناخته‌شده انگشتان بوده است.

نابغه ذبیانی؛ ظرافت انگشتان

نابغه ذبیانی در توصیف زیبایی دست می‌گوید:

بِمُخَضَّبٍ رَخْصٍ كَأَنَّ بَنَانَهُ
عَنَمٌ يَكَادُ مِنَ اللَّطَافَةِ يُعْقَدُ

ترجمه: «با دستی حنابسته و نرم که انگشتانش همچون عنم‌اند؛ چنان لطیف و انعطاف‌پذیر که گویی می‌توان آنها را گره زد.»

در این بیت، «بَنَانَهُ» به انگشتان دست اشاره دارد.

شاعر آنها را با شاخه‌ها یا بخش‌های لطیف و سرخ گیاهی مقایسه می‌کند. این تشبیه با نرمی، ظرافت و زیبایی انگشتان ارتباط دارد.

بنابراین، واژه در این شاهد به معنای قدرت، مالکیت یا جایگاه اجتماعی نیست؛ مستقیما به انگشتان اشاره دارد.

این بیت از شواهد روشن کاربرد «بنان» در شعر جاهلی است. پایان این بیت با ضبطِ «عَنَمٌ عَلَىٰ أَغْصَانِهِ لَمْ يُعْقَدِ» نیز در منابع لغوی نقل شده است؛ متن و ترجمهٔ حاضر بر ضبطِ «يَكَادُ مِنَ اللَّطَافَةِ يُعْقَدُ» استوار است.

دیوان نابغه؛ ضبطِ شاهدِ لطافت انگشتان

عنترة بن شداد؛ انگشتان و گرفتن شمشیر

در شعری منسوب به عنترة بن شداد آمده است:

وَأَنَّ الْمَوْتَ طَوْعُ يَدِي إِذَا مَا
وَصَلْتُ بَنَانَهَا بِالْهِنْدُوَانِي

ترجمه: «و مرگ در اختیار دست من است، هنگامی که انگشتان آن را به شمشیر هندی پیوند می‌دهم.»

در این تصویر، انگشتان وسیله گرفتن و به کار بردن شمشیرند.

شاعر از «بنان» در پیوند با «ید» سخن می‌گوید، اما این دو واژه یکسان نیستند.

«ید» دست است و «بنان» انگشتان آن؛ همان بخش‌هایی که گرفتن و مهار کردن ابزار به کمک آنها انجام می‌شود.

در اینجا، نقش انگشتان در گرفتن شمشیر آشکار است. اما معنای «بنان» خودِ جنگیدن یا ضربه زدن نیست؛ این کارکرد از همراهی آن با شمشیر و سیاق شعر فهمیده می‌شود.

انتساب این بیت به عنترة در دیوان و منابع ادبی ثبت شده، هرچند درباره انتساب تمام ابیات قصیده در بعضی روایت‌های دیوان اختلاف وجود دارد. چنین اختلافی نباید پنهان شود، ولی معنای روشن واژه در خود بیت را تغییر نمی‌دهد. در گزارشِ روایتِ دیوان به تحقیق محمد سعید مولوی، اصمعی قصیده را به کثیر بن عروة نهشلی نسبت داده است.

نقل دیوان عنترة، تحقیق مولوی؛ اختلاف انتساب قصیده

این دو شاهد یک نکته مشترک دارند: بنان همان انگشتان است، خواه شاعر درباره زیبایی و ظرافت آنها سخن بگوید، خواه درباره توان گرفتن و به کار بردن ابزار.

۴. بنان در میدان نبرد؛ انفال ۸:۱۲

متن آیه:

إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا ۚ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ

ترجمه:

«هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی می‌کرد که من با شما هستم؛ پس کسانی را که ایمان آورده‌اند استوار بدارید. به‌زودی در دل‌های کسانی که کفر ورزیده‌اند هراس خواهم افکند؛ پس بر فراز گردن‌ها ضربه بزنید و بر همه انگشتان آنان نیز ضربه بزنید.»

انفال ۸:۱۲

این آیه در زمینه نبرد و رویارویی مسلحانه آمده است. آیات پیشین و پسین، از یاری الهی، حضور فرشتگان، تثبیت مؤمنان و برخورد با گروه مقابل سخن می‌گویند.

در این سیاق، «بنان» به یکی از بخش‌های بدن اشاره دارد که در انجام کار و به‌ویژه گرفتن و به کار بردن ابزار نقش دارد.

انگشتان برای گرفتن شمشیر، نیزه، سپر، مهار مرکب و دیگر ابزارهای جنگی اهمیت دارند.

از این رو، ضربه زدن به آنها می‌تواند توانایی شخص را برای ادامه نبرد کاهش دهد.

اما این توضیح کارکردی، نباید معنای لغوی واژه را تغییر دهد. «بنان» به معنای توان جنگی نیست؛ نام انگشتان است که در این موقعیت، کارکرد آنها اهمیت پیدا می‌کند.

آیا بنان در این آیه فقط سرانگشتان است؟

در بعضی شرح‌های لغوی، «بنان» به سرانگشتان محدود شده است.

اما در توضیح انفال ۸:۱۲، دیدگاه‌های گسترده‌تری نیز وجود دارد.

طبری، بر پایه گزارش‌های لغوی، «بنان» را به انگشتان دست و پا و در توضیح آیه به اندام‌های انتهایی و مفصل‌های آنها مرتبط می‌کند.

در برخی گزارش‌های تفسیری، «كل بنان» به «كل مفصل» توضیح داده شده است.

زجاج نیز دامنه آن را در این آیه از انگشتان به دیگر اندام‌های بدن گسترش داده است.

این اختلاف‌ها نشان می‌دهند که در فهم آیه، دو سطح باید جدا بمانند.

نخست، معنای شناخته‌شده خود «بنان» که انگشتان و بخش‌های انتهایی آنهاست.

دوم، گسترش سیاقی آن به مفصل‌ها یا اندام‌هایی که ضربه به آنها توان حرکت و مبارزه را مختل می‌کند.

از نظر لغوی، معنای نخست روشن‌تر و مستندتر است. معنای گسترده‌تر، در برخی کاربردها و توضیح‌های کهن قابل بررسی است، اما نباید بدون دلیل جایگزین کامل معنای اصلی شود.

بنابراین، در ترجمه پایه «انگشتان» انتخاب مناسبی است. در توضیح می‌توان گفت که بعضی لغویان و مفسران، دامنه عبارت را به بخش‌های انتهایی اندام‌ها و مفصل‌ها نیز گسترش داده‌اند.

طبری؛ انگشتان، اندام‌های انتهایی و مفصل‌ها

نقش «كُلَّ بَنَانٍ»

در این آیه، «بَنَانٍ» پس از «كُلَّ» آمده است.

«كل» بر شمول و فراگیری تاکید دارد. بنابراین، عبارت فقط به یک انگشت مشخص اشاره نمی‌کند.

از نظر معنا، سخن از تمام بخش‌های انگشتان یا مجموعه انگشتان است که در این رویارویی موضوع ضربه قرار گرفته‌اند.

اما نمی‌توان از «كل» به‌تنهایی نتیجه گرفت که باید یک حرکت مشخص و یکسان بر هر انگشت هر شخص انجام شود. جمله در سیاق نبرد، بیانگر گستره هدف ضربه است.

مخاطب فرمان کیست؟

در آغاز آیه، خطاب الهی به فرشتگان گزارش شده است:

«إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ»

«هنگامی که پروردگارت به فرشتگان وحی می‌کرد.»

سپس فرمان «فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا» آمده است.

از نظر پیوستگی خطاب، این زمینه در تعیین مخاطب فرمان‌های بعدی اهمیت دارد.

با این حال، درباره اینکه «فَاضْرِبُوا» همچنان خطاب مستقیم به فرشتگان است یا فرمانی مربوط به مؤمنان حاضر در نبرد، در تفسیرهای کهن اختلاف وجود دارد.

معانی القرآن زجاج؛ خطاب آیه و گسترهٔ بنان

این اختلاف، معنای خود «بنان» را تغییر نمی‌دهد.

نکته مهم آن است که آیه در زمینه یک رویارویی جنگی مشخص آمده است. بنابراین، نمی‌توان فرمان مربوط به نبرد را از سیاق جدا کرد و آن را به دستور عمومی درباره رفتار با همه انسان‌های دارای باور متفاوت تبدیل ساخت.

از نظر مطالعه ریشه، معنای بنان همان انگشتان و اندام‌های انتهایی مربوط به آنهاست؛ موضوع فرمان و دامنه آن باید از مجموعه آیات نبرد بررسی شود.

۵. بنان در بازآفرینی انسان؛ قیامت ۷۵:۴

متن آیه:

بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ

ترجمه:

«آری، تواناییم که انگشتان او را نیز به‌درستی شکل دهیم.»

قیامت ۷۵:۴

این آیه در ادامه پرسشی درباره بازآفرینی انسان پس از مرگ آمده است.

در قیامت ۷۵:۳، پرسیده می‌شود که آیا انسان گمان می‌کند خداوند استخوان‌های او را گرد نخواهد آورد؟

سپس قیامت ۷۵:۴ با «بَلَىٰ» پاسخ می‌دهد و از توانایی خداوند برای «تسویه بنان» سخن می‌گوید.

در اینجا، برخلاف آیه انفال، انگشتان موضوع ضربه و نبرد نیستند؛ بلکه در زمینه آفرینش و بازساخت بدن انسان مطرح شده‌اند.

چرا بنان پس از استخوان‌ها آمده است؟

استخوان‌ها بخش‌های استوار ساختمان بدن‌اند. در مقابل، انگشتان از بخش‌های کوچک و ظریف بدن هستند و حرکت دقیق آنها به ساختمان هماهنگ استخوان‌ها، بندها، ماهیچه‌ها و دیگر اجزا وابسته است.

وقتی سخن از گردآوردن استخوان‌های انسان پس از مرگ است، اشاره به بنان می‌تواند توانایی بازسازی بخش‌های ظریف‌تر بدن را نیز برجسته کند.

در این خوانش، معنای آیه چنین است که قدرت الهی تنها به گردآوردن اجزای بزرگ بدن محدود نیست؛ حتی انگشتان نیز با ساختمان دقیق خود قابل بازآفرینی‌اند.

این توضیح با پیوستگی قیامت ۷۵:۳ و قیامت ۷۵:۴ هماهنگ است.

اما باید توجه داشت که «بنان» در خود واژه به معنای استخوان‌های کوچک نیست. انگشتان دارای استخوان، بند، پوست و دیگر اجزا هستند. نام بردن بنان می‌تواند تمام ساختمان این بخش از بدن را در نظر داشته باشد.

دو خوانش درباره «نُسَوِّيَ بَنَانَهُ»

پژوهش ریشهٔ س و ي

در تحلیل‌های کهن، دو خوانش مهم درباره این عبارت مطرح شده است.

خوانش نخست: بازساخت دقیق انگشتان

در این خوانش، «نُسَوِّيَ» به درست ساختن، سامان دادن و هماهنگ کردن ساختمان انگشتان اشاره دارد.

ابن قتیبه و زجاج این معنا را در ارتباط با بازسازی اجزای کوچک بدن توضیح داده‌اند.

بر این اساس، اگر خداوند توانایی دارد انگشتان را با جزئیات کوچکشان دوباره سامان دهد، گردآوردن استخوان‌های بزرگ‌تر نیز از توان او بیرون نیست.

این خوانش با پرسش آیه پیشین درباره جمع شدن استخوان‌ها ارتباط مستقیم دارد.

خوانش دوم: توانایی دگرگون کردن ساختمان انگشتان

در توضیح دیگری که طبری و شماری از مفسران کهن نقل کرده‌اند، «تسویه بنان» به توانایی خداوند برای یکپارچه ساختن انگشتان اشاره دارد؛ مانند سم یا کف یکپارچه برخی حیوانات.

در این خوانش، تاکید آن است که خداوند حتی قادر است ساختمان انگشتان را به صورتی متفاوت از شکل شناخته‌شده انسانی درآورد.

انگشتان جداگانه به انسان امکان گرفتن، گشودن، بستن و انجام کارهای ظریف را می‌دهند. اگر این ساختار به یک بخش یکپارچه تبدیل شود، بسیاری از این توانایی‌ها دگرگون خواهند شد.

این خوانش بر قدرت خداوند برای تغییر ساختمان بدن تاکید دارد.

اما باید میان امکان چنین معنایی و اثبات قطعی آن تفاوت گذاشت.

آیه نمی‌گوید انگشتان انسان در رستاخیز حتما مانند سم حیوانات خواهند شد. این تصویر در شرح‌های تفسیری برای توضیح دامنه قدرت الهی مطرح شده است.

از سوی دیگر، چون پرسش اصلی درباره گردآوری استخوان‌ها پس از مرگ است، خوانش بازساخت دقیق انگشتان ارتباط مستقیم‌تری با موضوع رستاخیز دارد.

بنابراین، در ترجمه پایه بهتر است «نُسَوِّيَ» به «به‌درستی شکل دهیم» برگردانده شود و امکان خوانش دیگر در توضیح بررسی گردد.

این انتخاب، تفسیر خاصی مانند تبدیل انگشتان به سم را به متن ترجمه تحمیل نمی‌کند.

قرطبی؛ دو خوانشِ تسویه بنان و نقل ابن قتیبه و زجاج

آیا آیه درباره اثر انگشت است؟

در روزگار ما، خطوط و نقش‌های پوست سرانگشتان در شناسایی اشخاص اهمیت علمی و عملی دارند.

این ویژگی می‌تواند در تأمل معاصر درباره ظرافت ساختمان انگشتان مطرح شود.

اما خود آیه واژه‌ای برای نقش پوست، خطوط سرانگشت یا شناسایی انسان از راه اثر انگشت به کار نبرده است.

«بَنَانَهُ» در زبان عربی انگشتان یا سرانگشتان اوست؛ نه اصطلاح اختصاصی اثر انگشت.

از این رو، نباید ادعا کرد که معنای مستقیم آیه، بازسازی نقش‌های شناسایی انگشتان است یا قرآن در این جمله صریحا روش امروزی شناسایی از راه اثر انگشت را آموزش داده است.

در مقابل، شناخت امروزی ما از ظرافت خطوط پوست انگشتان نیز نباید از بحث بیرون گذاشته شود، اگر هدف توضیح گستره شگفتی آفرینش باشد.

تفاوت در اینجاست که یک واقعیت علمی می‌تواند نمونه‌ای از پیچیدگی و دقت ساختمان انگشتان باشد، اما به‌خودی‌خود معنای لغوی یا مقصود انحصاری آیه را تعیین نمی‌کند.

موضوع روشن آیه، قدرت خداوند بر بازآفرینی انسان و سامان دادن دوباره انگشتان اوست.

نکته نحوی

«بَنَانَهُ» در این آیه مفعول «نُسَوِّيَ» است و ضمیر «هُ» به انسان مورد بحث بازمی‌گردد.

«نُسَوِّيَ» فعل مضارع منصوب پس از «أَنْ» است.

«قَادِرِينَ» نیز صورت جمع مذکر منصوب دارد. در تحلیل مشهور نحوی، این واژه حال است و توانایی خداوند را در پاسخ به پندار انسان بیان می‌کند.

طبری؛ بازآفرینی، بنان و تحلیلِ قادرین

این ساختمان، پاسخ آیه را به پرسش پیشین پیوند می‌دهد.

از این رو، آیه نباید جدا از پرسش درباره جمع شدن استخوان‌ها معنا شود.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بَنَان»، معادل اصلی «انگشتان» است.

در سیاقی که بخش انتهایی انگشت اهمیت دارد، «سرانگشتان» نیز مناسب است.

برای «بَنَانَة»، بسته به جمله، «یک انگشت» یا «سرانگشت» قابل استفاده است.

در آیات قرآن، پیشنهادهای ترجمه چنین‌اند.

انفال ۸:۱۲

«وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ»

«و بر همه انگشتان آنان ضربه بزنید.»

این برگردان معنای اصلی را حفظ می‌کند. احتمال شمول بخش‌های انتهایی اندام‌ها یا مفصل‌ها در توضیح جداگانه بررسی می‌شود.

قیامت ۷۵:۴

«بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَنْ نُسَوِّيَ بَنَانَهُ»

«آری، تواناییم که انگشتان او را به‌درستی شکل دهیم.»

در این آیه، فعل «نسوي» بر سامان دادن و درست شکل دادن دلالت دارد. بازآفرینی و گردآوردن اجزای بدن از سیاق آیات پیشین فهمیده می‌شود.

در ترجمه پایه نباید «بنان» را به «اثر انگشت»، «خطوط سرانگشت»، «مفصل‌های بدن»، «توانایی انسان برای کار» یا «کوچک‌ترین استخوان‌ها» تبدیل کرد.

این مفاهیم ممکن است در توضیح علمی، لغوی یا سیاقی مطرح شوند، اما معنای مستقیم واژه نیستند.

۸. جمع‌بندی

ریشه «ب ن ن» در زبان عربی چند کاربرد دارد. ابن فارس آن را در شاخه ملازمت و اقامت بررسی کرده و بعضی لغویان کوشیده‌اند نام انگشتان را با توانایی انسان برای انجام کارهای زندگی پیوند دهند.

با این حال، این پیوند اشتقاقی به اندازه‌ای روشن نیست که معنای اصلی «بنان» را به استقرار یا اقامت تبدیل کنیم.

کاربرد شناخته‌شده قرآنی «بنان»، انگشتان و به‌ویژه بخش‌های انتهایی آنهاست.

شعر جاهلی این معنا را تایید می‌کند. نابغه ذبیانی از ظرافت و زیبایی انگشتان سخن می‌گوید و در شعر منسوب به عنترة، انگشتان وسیله گرفتن و به کار بردن شمشیرند.

در قرآن، ریشه دو بار آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ دو کاربرد بنان

در انفال ۸:۱۲، انگشتان در زمینه برخورد جنگی مطرح‌اند. بعضی لغویان معنای عبارت را به اندام‌های انتهایی و مفصل‌ها گسترش داده‌اند، اما این گسترش نباید معنای شناخته‌شده انگشتان را از ترجمه حذف کند.

در قیامت ۷۵:۴، انگشتان در زمینه بازآفرینی انسان آمده‌اند. اشاره به بنان پس از سخن درباره گردآوردن استخوان‌ها، توانایی بازساخت بخش‌های ظریف بدن را برجسته می‌کند.

دو خوانش درباره «تسویه بنان» مطرح شده است: سامان دادن دوباره انگشتان و توانایی دگرگون کردن ساختمان آنها. خوانش نخست با موضوع بازآفرینی ارتباط مستقیم‌تری دارد، در حالی که خوانش دوم از توانایی الهی برای تغییر صورت انگشتان سخن می‌گوید.

شناخت امروزی خطوط پوست سرانگشتان نیز می‌تواند توجه انسان را به ظرافت آفرینش جلب کند، اما آیه مستقیما درباره روش شناسایی از راه اثر انگشت سخن نمی‌گوید.

تعریف نهایی در کاربرد قرآنی: «بَنَان» به انگشتان دست و پا و به‌ویژه بخش‌های انتهایی آنها اشاره دارد. این واژه در بعضی کاربردهای گسترده‌تر می‌تواند بخش‌های انتهایی اندام‌ها را نیز دربر گیرد.

معنای ریشه در قرآن، نام اندامی مشخص از بدن است؛ اما نقش آن با سیاق تغییر می‌کند. در یک آیه، توانایی گرفتن و به کار بردن ابزار در میدان نبرد اهمیت دارد و در آیه دیگر، ظرافت ساختمان بدن و توانایی بازآفرینی آن مطرح است.

از همین رو، انگشتان مناسب‌ترین معادل پایه برای هر دو کاربرد قرآنی است؛ بدون آنکه تفسیر جنگی، ریشه‌شناسی احتمالی یا دانش معاصر جای معنای مستقیم واژه را بگیرد.