ریشهٔ ب ر م (إِبْرَام و مُبْرِم) در قرآن
از تابیدن و محکم ساختن ریسمان تا استوار کردن تصمیم؛ بررسی «أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ»
صورتهای قرآنی و لغوی
أَبْرَمُوا
فعل ماضی معلومِ باب افعال؛ زخرف ۴۳:۷۹
مُبْرِمُونَ
اسم فاعل جمع مذکر سالم و مرفوع؛ زخرف ۴۳:۷۹
إِبْرَام
مصدرِ لغویِ باب افعال؛ این صورت در قرآن نیامده
مُبْرَم
وصف مفعولی در شاهد زهیر؛ این صورت در قرآن نیامده
بَرِمَ
فعلِ دلزدگی در لغت؛ در قرآن نیامده
تَبَرَّمَ
صورت لغویِ دلزدگی؛ در قرآن نیامده
بَرِيم
ریسمان و آمیختگیِ رنگها در لغت؛ در قرآن نیامده
بَرَم
شاخههای گیاهی و اجتماعی در لغت؛ در قرآن نیامده
بُرْمَة
دیگ در لغت؛ در قرآن نیامده
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشه «ب ر م» در زبان عربی، در یکی از کاربردهای اصلی خود، به محکم کردن و استوار ساختن چیزی مربوط است. این معنا در کارهایی مانند تابیدن ریسمان شناخته شده و در گفتار مربوط به تصمیم و تدبیر نیز به کار رفته است. در کاربرد «أَبْرَمَ الْأَمْرَ»، کسی کار یا تصمیمی را استوار و قطعی میسازد؛ سنجیده یا درست بودن آن از خود فعل به دست نمیآید.
از همین خانواده، «إِبْرَام» به استوار کردن و قطعی ساختن، و «مُبْرِم» به کسی که این کار را انجام میدهد گفته میشود.
بااینحال، خانواده «ب ر م» در عربی تنها به این معنا محدود نیست. لغویان کهن کاربردهای دیگری درباره خستگی و دلزدگی، درهمآمدن دو رنگ، نام برخی گیاهان و میوهها، و ابزارهای زندگی روزمره ثبت کردهاند. این معانی باید شناخته شوند، ولی نباید بدون شاهد، همگی به معنای استوار کردن تصمیم بازگردانده شوند.
ریشه «ب ر م» در قرآن دو بار و تنها در یک آیه آمده است:
- «أَبْرَمُوا»؛ فعل ماضی، سومشخص جمع مذکر، از باب افعال.
- «مُبْرِمُونَ»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، از همان باب.
هر دو در زخرف ۴۳:۷۹ آمدهاند. در قرآن، صورتهای دیگری مانند «بَرَمَ»، «إِبْرَام»، «مُبْرَم»، «بَرِمَ» یا «تَبَرَّمَ» به کار نرفتهاند.
نکته مهم آن است که قرآن این ریشه را دو بار در یک تقابل به کار میبرد: نخست درباره کسانی که کاری را استوار کردهاند و سپس درباره استوار کردن تدبیر از سوی آن معبود یگانه. معنای لغوی در هر دو قسمت حفظ میشود، اما فاعل، جهت و نتیجه کار یکسان نیستند.
۲. هسته معنایی و کاربرد در عربی کهن
محکم کردن ریسمان
خلیل بن احمد، بنا بر نقل ابن فارس در مقاییس اللغة، کاربرد مربوط به تصمیم را چنین توضیح میدهد:
«أَبْرَمْتُ الْأَمْرَ أَحْكَمْتُهُ»
ترجمه: «کار را استوار و محکم کردم.»
ابن فارس همچنین درباره ریسمان میآورد:
«أَبْرَمْتُ الْحَبْلَ إِذَا فَتَلْتُهُ مَتِينًا»
ترجمه: «ریسمان را ابرام کردم، یعنی آن را محکم تابیدم.»
در این کاربرد، چند رشته بهگونهای تابیده میشوند که پیوندی محکم و مقاوم پدید آید. ریسمانی که بهخوبی تابیده شده، در برابر ریسمان سست یا رشتهای که هنوز استحکام کافی ندارد قرار میگیرد.
در لسان العرب، توضیح دقیقتری نیز آمده است. ابوحنیفه دینوری میگوید در یکی از شیوههای إبرام، ریسمان را از دو رشته فراهم میکنند و سپس آن دو را به هم میتابند. «مُبْرَم» و «بَرِيم» برای ریسمانی ثبت شدهاند که از پیوند رشتههای تابیده ساخته شده است.
این تصویر، رابطه میان معنای جسمانی و کاربرد مربوط به تصمیم را روشن میکند.
همانگونه که ریسمان سست با تابیدن محکم میشود، ممکن است تصمیمی نیز پس از بررسی و تدبیر به مرحله استواری و قطعیت برسد.
اما این رابطه نباید به این ادعا تبدیل شود که در هر کاربرد «أبرم»، حتما چند مرحله مشورت، توافق چند نفر یا کنار هم گذاشتن چند تصمیم وجود داشته است. این جزئیات از تصویر ریسمان به دست میآیند، نه از معنای لازم فعل.
همچنین هر ریسمان تابیده ممکن است سرانجام باز شود یا پاره گردد. پس «إبرام» در معنای لغوی خود، استوار کردن است؛ نه تضمین مطلق و همیشگیِ گسسته نشدن.
تفاوت «مُبْرَم» و «سَحِيل»
در عربی کهن، «سَحِيل» برای رشتهای آمده که هنوز به صورت ریسمان محکمِ چندرشتهای درنیامده است. در برابر، «مُبْرَم» به رشته یا ریسمان محکم تابیدهشده گفته میشود.
ابن فارس این تفاوت را با یکرشتهای بودن «سحیل» و تابیده شدن «مبرم» از دو رشته توضیح میدهد.
این تمایز در شعر جاهلی نیز دیده میشود و یکی از شواهد مهم پیوند میان معنای محسوس ریشه و کاربرد آن در تصمیم و تدبیر است.
شاهدی از معلقه زهیر بن ابی سلمی
در معلقه زهیر بن ابی سلمی آمده است:
يَمِينًا لَنِعْمَ السَّيِّدَانِ وُجِدْتُمَا
عَلَى كُلِّ حَالٍ مِنْ سَحِيلٍ وَمُبْرَمِ
ترجمه: «سوگند که شما دو تن، در هر وضعی، چه آسان و چه دشوار، سرورانی نیکو شناخته شدهاید.»
این بیت در ستایش دو شخصی آمده است که برای پایان دادن به جنگ میان عبس و ذبیان کوشش کردند.
در اینجا، «سحیل» و «مبرم» بهصورت کنایی درباره وضعیتهای آسان و دشوار به کار رفتهاند.
«سحیل» رشتهای است که هنوز تاب و استحکام ریسمان محکم را ندارد؛ «مبرم» رشتهای است که بهخوبی تابیده و محکم شده است. شاعر از این تفاوت محسوس برای بیان دو نوع وضعیت بهره گرفته است.
در شرح کهن القصائد السبع الطوال الجاهليات نیز «سحیل» به کار آسان یا غیرمحکم و «مبرم» به کار دشوار و محکم توضیح داده شده است.
این شاهد از نظر تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا در قصیدهای شناختهشده از شاعری پیش از اسلام ثبت شده است و نشان میدهد که «مبرم» با استحکام و دشواری گشودن یا از هم باز کردن رابطه داشته است.
اما باید میان کاربرد شعری و قرآنی فرق گذاشت. در بیت زهیر، «مبرم» به صورت وصفی در تقابل با «سحیل» آمده است؛ در زخرف ۴۳:۷۹، «أبرموا» درباره قطعی و استوار کردن یک کار به کار رفته است.
معنای استحکام میان این دو مشترک است، اما خود آیه از ریسمان سخن نمیگوید.
۳. شاخههای دیگر ریشه در زبان عربی
«بَرِمَ»؛ دلزده و خسته شدن
در مقاییس اللغة، ابن فارس چهار میدان معنایی برای این خانواده معرفی میکند: محکم کردن، دلزدگی و درماندگی، آمیختگی دو رنگ، و نام برخی گیاهان و میوههای آنها.
برای شاخه دوم چنین مینویسد:
«بَرِمْتُ بِالْأَمْرِ: عَيِيتُ بِهِ»
یعنی: «از آن کار خسته و درمانده شدم.»
خلیل بن احمد نیز «بَرِمْتُ بِكَذَا» را به «ضَجِرْتُ بِهِ» توضیح داده است؛ یعنی از چیزی دلزده یا به ستوه آمدم.
این کاربرد با معنای استوار کردن تصمیم تفاوت دارد.
«بَرِمَ بِالأَمْرِ» به خسته شدن از کاری اشاره میکند، ولی «أَبْرَمَ الْأَمْرَ» به استوار و قطعی کردن آن.
حتی «أَبْرَمَ» در ساختی دیگر، مانند «أَبْرَمَنِي»، میتواند معنای به ستوه آوردن شخص را داشته باشد. در این صورت، مفعول شخصی است که از رفتار دیگری خسته یا آزرده شده است.
پس صرف دیدن حروف یا حتی باب صرفی برای تعیین معنای جمله کافی نیست. باید دید فعل با چه مفعول و حرف اضافهای آمده و در چه زمینهای به کار رفته است.
در زخرف ۴۳:۷۹، همراهی «أَبْرَمُوا» با «أَمْرًا» از کاربرد شناختهشده استوار کردن تصمیم پشتیبانی میکند؛ نه دلزدگی از یک کار.
«بَرِيم»؛ آمیختگی دو رشته یا دو رنگ
در زبان عربی، «بَرِيم» به ریسمانی نیز گفته شده که از دو رشته تابیده شده باشد، گاهی با دو رنگ متفاوت.
از همین کاربرد، این نام برای چیزهای دارای دو رنگ آمیخته نیز ثبت شده است.
ابن فارس بیتی منسوب به علقمه را نقل میکند که در آن اشک و سرمه در چشم به دو رنگ آمیخته تشبیه شدهاند. در آنجا، «بریمین» به آمیختگی اشک و سرمه مربوط است، نه استوار کردن یک تصمیم.
در منابع لغوی، تعبیر «بَرِيمُ الصُّبْحِ» نیز برای سپیدهدم آمده است؛ زمانی که روشنایی روز با تاریکی باقیمانده شب درهم میآمیزد.
این تصویر با ریسمان دورنگ قابل مقایسه است، اما نباید نتیجه گرفت که «إبرام الأمر» در قرآن به معنای آمیختن دو رأی، دو حزب یا دو تصمیم است.
همچنین «بریم» در بعضی کاربردها نام رشته یا آرایهای بوده که زنان بر میانتنه یا بازوی خود میبستند. این کاربردها نشان میدهند که ریشه در زندگی روزمره، پوشاک و زیور نیز حضور داشته است.
«بَرَم»؛ نام برخی میوهها و اجزای گیاه
در عربی کهن، «البَرَم» و «البَرْمَة» برای برخی مراحل گل و میوه درختانی مانند طلح، سلم، عرفط و اراک ثبت شدهاند.
ابن فارس این خانواده گیاهی را بهعنوان یکی از شاخههای جداگانه ماده «ب ر م» معرفی میکند.
در لسان العرب نیز توضیحهایی درباره رنگ، بو و مرحله رسیدن این میوهها آمده است.
اما شواهد موجود نشان نمیدهند که معنای استوار کردن تصمیم ضرورتا از شکل گل، رنگ میوه یا مرحله رویش این گیاهان مشتق شده باشد.
بنابراین، این شاخه برای شناخت گستره کاربردهای عربی اهمیت دارد، ولی در تعریف «أَبْرَمُوا أَمْرًا» وارد نمیشود.
«بُرْمَة»؛ دیگ و ظرف پختوپز
«بُرْمَة» در عربی برای نوعی دیگ، بهویژه ظرف سنگی پختوپز، شناخته شده است. جمع آن «بِرَام» است.
راغب اصفهانی کوشیده نام این ظرف را با محکم بودن و ساخته شدن آن مرتبط توضیح دهد. در مقابل، ابن فارس آن را در میان کاربردهایی آورده که پیوندشان با اصول دیگر ریشه روشن نیست.
ازاینرو، نباید علت نامگذاری دیگ را بهعنوان حقیقت تاریخی قطعی معرفی کرد.
«بَرَم»؛ شخصی که از مشارکت خودداری میکند
در فرهنگهای لغوی، «بَرَم» برای کسی نیز ثبت شده که در قمار و تقسیم هزینههای مربوط به آن با دیگران شرکت نمیکند، ولی هنگام فراهم شدن خوراک میخواهد از آن بهره ببرد.
این رفتار در بعضی تعبیرهای اجتماعی عرب کهن به بخل یا فرومایگی نسبت داده شده است.
لسان العرب این کاربرد را همراه با توضیح رسم اجتماعی مربوط به آن ثبت کرده و راغب نیز از همین معنا یاد کرده است.
این گزارش برای شناخت تاریخ کاربرد واژه سودمند است، اما نباید با تایید اخلاقی خود آن رسم اشتباه گرفته شود. شرکت نکردن در قمار بهخودیخود کار ناپسندی نیست. آنچه در این کاربرد نکوهش میشده، بهرهبردن از خرج دیگران بدون مشارکت در هزینه بوده است.
همچنین نمیتوان از این استعمال نتیجه گرفت که «أبرموا» در قرآن به معنای بخل ورزیدن یا خودداری از مشارکت است.
خود قرآن این ریشه را در ساختی کاملا متفاوت به کار برده است.
۴. کاربرد قرآنی؛ استوار کردن تصمیم در برابر تدبیر الهی
زخرف ۴۳:۷۹
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
ترجمه پیشنهادی: «یا مگر کاری را استوار و قطعی کردهاند؟ پس ما نیز تدبیر خود را استوار میکنیم.»
این آیه تنها محل کاربرد قرآنی ریشه «ب ر م» است. اما هر دو صورت آن در یک جمله کوتاه آمدهاند و ساختی تقابلی پدید آوردهاند.
معنای «أَبْرَمُوا أَمْرًا»
«أَبْرَمُوا» فعل ماضی معلوم، سومشخص جمع مذکر، از باب افعال است. واو پایانی ضمیر فاعلی جمع است.
«أَمْرًا» مفعول منصوب این فعل است.
بنابراین، معنای مستقیم ترکیب، استوار کردن و به تصمیم رساندن یک کار است.
در اینجا باید میان خود «أَمْر» و فعل «أَبْرَمَ» نیز تفاوت گذاشت. «أمر» از ریشه «أ م ر» میآید و میتواند به کار، موضوع، فرمان یا مسئلهای که درباره آن تصمیم گرفته میشود اشاره کند. در این ترکیب، معنای تصمیمگیری از همراهی اسم با فعل «أبرم» پدید آمده است.
پس «أبرموا أمرا» به معنای آن است که درباره کاری تصمیمی محکم گرفتهاند یا آن را به مرحله قطعیت رساندهاند.
اما خود واژه «أبرموا» نشان نمیدهد که این تصمیم بهتنهایی درست، نادرست، عادلانه یا ستمگرانه بوده است. جهت اخلاقی آن از سیاق روشن میشود.
به همین دلیل، «أبرم» میتواند درباره یک قرارداد عادلانه یا تصمیمی سودمند نیز به کار رود. استوار بودن یک تصمیم، مساوی با درست بودن آن نیست.
نقش «أَمْ» در آغاز آیه
آیه با «أَمْ» آغاز شده است.
در اینجا، «أم» در تحلیل نحوی رایج، منقطعه دانسته شده است؛ یعنی گفتار را به پرسشی تازه با جهت انکار یا هشدار منتقل میکند.
این ساخت را میتوان در فارسی با «یا مگر» یا «بلکه آیا» منتقل کرد.
پرسش آیه صرفا درخواست آگاهی از یک تصمیم پنهان نیست. در سیاق سخن الهی، پرسشی است که از رفتار مخالفان پرده برمیدارد و در برابر تدبیر آنان موضعی هشداردهنده قرار میدهد.
بااینحال، خود حرف «أم» به معنای توطئه یا مکر نیست. این مفاهیم از موضوع آیه و پیوند آن با آیات مجاور شناخته میشوند.
«فَإِنَّا مُبْرِمُونَ»؛ تقابل دو تدبیر
«مُبْرِمُونَ» اسم فاعل جمع مذکر سالم از باب افعال است.
این واژه خبر «إِنَّ» است و بهسبب جمع مذکر سالم بودن، با واو رفع گرفته است. ضمیر «نا» در «إِنَّا» نیز اسم «إنّ» است.
از نظر ساختمان جمله، «فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» بر استوار کردن کار از سوی آن معبود یگانه تاکید دارد.
اما میان دو قسمت تفاوت صرفی وجود دارد: درباره مخالفان فعل ماضی «أَبْرَمُوا» آمده، ولی درباره آن معبود یگانه اسم فاعل «مُبْرِمُونَ».
این تفاوت میتواند به بیان استوار بودن عزم و تدبیر الهی کمک کند؛ بااینحال، نباید تنها از اسم فاعل نتیجه گرفت که تدبیر الهی در این آیه لزوما در زمانی نامحدود ادامه دارد یا هیچ مرحله زمانی مشخصی ندارد.
اسم فاعل در چنین ساختی میتواند برای بیان صفت، آمادگی، قصد یا وقوع عمل متناسب با سیاق به کار رود.
نکته دیگر آن است که مفعول «مُبْرِمُونَ» در جمله ذکر نشده است.
آیه نمیگوید آن معبود یگانه همان کاری را که مخالفان استوار کردهاند، برای آنان محکم میسازد. بلکه ساخت تقابلی نشان میدهد که در برابر تصمیم آنان، تدبیر الهی نیز استوار است.
در نتیجه، تکرار ریشه به معنای یکسان بودن موضوع، روش یا ارزش اخلاقی هر دو تدبیر نیست.
این تفاوت در بررسی سیاق روشنتر میشود.
۵. سیاق آیه؛ تدبیر پنهانی و آگاهی آن معبود یگانه
برای فهم دقیق زخرف ۴۳:۷۹، دو آیه پیش و پس از آن اهمیت ویژه دارند.
ناخشنودی از حق
زخرف ۴۳:۷۸
لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ
ترجمه: «بهراستی حق را برای شما آوردیم، ولی بیشتر شما از حق ناخشنود بودید.»
در این آیه، ناخشنودی گروهی از مخاطبان در برابر حق مطرح است.
آیه بعد، با پرسش «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا» از تصمیمی سخن میگوید که آنان استوار کردهاند.
این پیوند نشان میدهد که تصمیم مورد اشاره در زمینه مخالفت با حق مطرح شده است؛ نه درباره هر نوع برنامهریزی و تصمیمگیری انسان.
طبری در تفسیر زخرف ۴۳:۷۹، آن را به محکم کردن تدبیری علیه حق و پیامبر مربوط میداند. از قتاده توضیح «أَجْمَعُوا أَمْرًا» را نقل میکند؛ یعنی درباره کاری به تصمیم رسیدهاند. از مجاهد نیز «مُجْمِعُونَ» در توضیحِ بخش دوم و مقابله با تدبیرِ شر نقل شده است. ابن زید «أَبْرَمُوا» را به «أَحْكَمُوا أَمْرًا» توضیح داده است.
این توضیحهای کهن در هسته معنایی با یکدیگر توافق دارند: استوار کردن، به تصمیم رساندن و محکم ساختن کاری.
اما درباره ماهیت دقیق تصمیم مخالفان، همه گزارشها یکسان نیستند.
برخی آن را تدبیر برای مقابله با پیامبر دانستهاند؛ برخی تصمیم به ادامه تکذیب حق، و برخی قصد وارد کردن آسیب یا ترتیب دادن نقشهای پنهانی را برجسته کردهاند.
قرطبی گزارشی از مقاتل نقل میکند که آیه را به گردهمایی مخالفان پیامبر در دارالندوه و تصمیم برای کشتن او مربوط میسازد. اما این روایت تاریخی، جزئیاتی دارد که خود آیه بیان نکرده است.
در متن قرآن نه نام دارالندوه آمده، نه نام اشخاص شرکتکننده در جلسه و نه روش خاصی برای اجرای تصمیم آنان.
ازاینرو، چنین گزارشهایی را میتوان در پژوهش تاریخی بررسی کرد، ولی نباید آنها را به معنای مستقیم فعل «أبرموا» وارد ساخت.
آنچه از سیاق روشنتر است، استوار شدن تصمیمی در زمینه مخالفت با حق است.
آن معبود یگانه از راز و گفتوگوی پنهانی آگاه است
زخرف ۴۳:۸۰
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ ۚ بَلَىٰ وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
ترجمه: «یا مگر گمان میکنند که راز و گفتوگوی پنهانی آنان را نمیشنویم؟ آری، و فرستادگان ما نزد آنان مینویسند.»
این آیه قرینه مهمی برای فهم تصمیم یادشده در آیه پیشین فراهم میکند.
پس از سخن درباره محکم کردن یک کار، قرآن از راز و گفتوگوی پنهانی مخالفان سخن میگوید.
از این همراهی میتوان دریافت که تصمیم آنان با تدبیرهایی ارتباط داشته که لزوما آشکار و عمومی نبودهاند.
اما باید میان سه چیز فرق گذاشت: تصمیم گرفتن، پنهان کردن تصمیم و اجرای آن.
«أَبْرَمُوا» به استوار کردن تصمیم مربوط است. «سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ» به امور پنهانی و گفتوگوهای آنان اشاره دارد. اجرای عملی تصمیم نیز رخدادی جداست که خود این دو واژه بهتنهایی آن را ثابت نمیکنند.
پس نمیتوان تنها از «أبرموا» نتیجه گرفت که نقشه آنان حتما اجرا شده یا به نتیجه رسیده است.
در مقابل، آیه ۸۰ با بیان شنیدن رازها و ثبت کردن آنها، تصور پنهان ماندن تدبیر از آن معبود یگانه را رد میکند.
در نتیجه، تقابل آیه ۷۹ تنها میان دو برنامه نیست؛ میان تصمیم محدود انسانهایی که گمان میکنند میتوانند کاری را در پنهانی پیش ببرند، و تدبیرِ آن معبود یگانه است که از همان پنهانی نیز آگاه است.
این نتیجه از مجموعه سه آیه فهمیده میشود؛ نه از اینکه ریشه «ب ر م» بهخودیخود معنای علم به غیب داشته باشد.
آیا «فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» به معنای مکر کردن است؟
در بعضی تفسیرها، تدبیر مخالفان «کید» یا «مکر» نامیده شده و تدبیر الهی نیز در پاسخ به آن توضیح یافته است.
زمخشری در الکشاف این رابطه را با نقشه مخالفان علیه پیامبر و تدبیر آن معبود یگانه در برابر آن بیان میکند.
از نظر سیاق، این توضیح قابل دفاع است.
اما باید دقت کرد که «إبرام» و «مکر» از نظر لغوی مترادف نیستند.
«إبرام» به محکم کردن و قطعی ساختن یک کار مربوط است. «مکر» و «کید» به شیوههای تدبیر و چارهجویی، بهویژه در شرایط مقابله و کشمکش، تعلق دارند.
ممکن است شخصی نقشهای پنهانی را محکم کند. در آن صورت، عمل او هم با إبرام و هم با تدبیر پنهانی ارتباط خواهد داشت؛ اما معنای مکر از خود ریشه «ب ر م» به دست نمیآید.
همچنین پاسخ آن معبود یگانه به تدبیر نادرست مخالفان، به معنای یکسانی اخلاقی روش آنان با فعل الهی نیست. قرآن میتواند از دو طرف یک رویارویی با واژههایی نزدیک سخن بگوید، بیآنکه انگیزه، حقانیت یا نتیجه عمل آنها یکسان باشد.
پس نباید «مُبْرِمُونَ» را به «فریبکاران» یا «توطئهگران» ترجمه کرد.
در این آیه، معنای اصلی استوار کردن تدبیر است؛ جهت مقابله و داوری درباره آن از سیاق به دست میآید.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «إِبْرَام» در کاربرد مربوط به کار و تصمیم، معادلهای طبیعی «استوار کردن»، «قطعی ساختن» و «محکم کردن تصمیم» هستند.
در فارسی، «تصمیم قطعی گرفتن» نیز مناسب است، بهویژه هنگامی که مفعول فعل «أمر» باشد.
اما «نقشه کشیدن» بهتنهایی همه معنای إبرام را منتقل نمیکند. ممکن است کسی نقشهای طرح کند، ولی هنوز آن را به تصمیمی قطعی تبدیل نکرده باشد.
«محکمکاری» نیز در فارسی امروز کاربردی عمومی و گاه محاورهای دارد و برای ترجمه مستقیم این آیه چندان مناسب نیست.
برای دو صورت قرآنی، این تفاوتها اهمیت دارند:
«أَبْرَمُوا» فعل ماضی است و میتواند «استوار کردند» یا «قطعی کردند» ترجمه شود.
«مُبْرِمُونَ» اسم فاعل جمع است و به استوار کردن یا قطعی ساختن کار مربوط میشود. در ترجمه فارسی باید این کنش حفظ شود، ولی نیازی نیست برای بازتاب اسم فاعل، ترکیبی سنگین مانند «استوارکنندگان تصمیم» ساخته شود.
در ترجمه کامل زخرف ۴۳:۷۹ دو برگردان قابل دفاعاند.
ترجمه نزدیکتر به لفظ:
«یا مگر کاری را استوار کردهاند؟ پس ما نیز کار را استوار میکنیم.»
این صورت تکرار معنای ریشه را حفظ میکند، ولی در فارسی، متعلق جمله دوم به روشنی بیان نشده است.
ترجمه طبیعیتر با توجه به سیاق:
«یا مگر تصمیمی قطعی گرفتهاند؟ پس ما نیز تدبیر خود را استوار میکنیم.»
در این برگردان، «تدبیر خود» برای روشن کردن متعلق حذفشده اسم فاعل در فارسی آمده است. این تعبیر با سیاق و توضیحهای کهن سازگار است، اما باید دانست که در عبارت عربیِ بخش دوم، اسم مستقلی به معنای «تدبیر» نیامده است.
اگر قرار باشد ترجمه پایه تا حد امکان ساخت لفظی را حفظ کند، گزینه نخست مقدم است. اگر روانی و رفع ابهام جمله فارسی نیز معیار باشد، گزینه دوم مناسبتر خواهد بود.
در هر دو صورت، افزودن تعبیرهایی مانند «نقشه قتل پیامبر» یا تعیین نوع مجازات، به ترجمه مستقیم مجاز نیست؛ زیرا آن جزئیات در خود آیه ذکر نشدهاند.
۸. جمعبندی
ریشه «ب ر م» در عربی کهن چند میدان معنایی دارد، اما شاخه مربوط به قرآن، محکم کردن و استوار ساختن یک کار است.
در کاربرد محسوس، «أبرم الحبل» به محکم تابیدن ریسمان اشاره دارد. شواهد شعر جاهلی، بهویژه بیت زهیر بن ابی سلمی درباره «سحیل» و «مبرم»، نشان میدهند که تفاوت رشته سست و ریسمان محکم در زبان عربی شناخته شده بوده است.
از همین میدان معنایی، «أبرم الأمر» برای قطعی و استوار کردن تصمیم به کار رفته است.
اما خانواده لغوی «ب ر م» کاربردهای دیگری نیز دارد: دلزدگی از یک کار، آمیختگی دو رنگ، نام برخی میوهها و گیاهان، دیگ سنگی و تعبیرهایی درباره مشارکت اجتماعی. این کاربردها نباید صرف اشتراک حروف در معنای آیه وارد شوند.
در قرآن، این ریشه تنها دو بار و در زخرف ۴۳:۷۹ آمده است.
نخست «أَبْرَمُوا أَمْرًا» از استوار کردن تصمیمی توسط مخالفان سخن میگوید. سپس «فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» در برابر آن، بر استوار بودن تدبیر الهی تاکید میکند.
سیاق آیات پیش و پس نشان میدهد که این تصمیم در زمینه ناخشنودی از حق و گفتوگوهای پنهانی مطرح شده است. بااینحال، خود فعل «أبرموا» نام نقشه، کیفیت اجرای آن یا سرانجام تاریخی مشخصی را بیان نمیکند.
همچنین تقابل دو کاربرد به معنای یکسانی اخلاقی یا ماهوی کار مخالفان و تدبیر آن معبود یگانه نیست. معنای استوار کردن مشترک است، ولی فاعل، جهت و جایگاه هر عمل از سیاق روشن میشود.
نکته مهم دیگر این است که استوار بودن تصمیم، بهخودیخود دلیل درست بودن آن نیست. انسان میتواند بر کاری نادرست نیز تصمیمی محکم بگیرد. ازاینرو، معنای لغوی إبرام باید از داوری اخلاقی درباره متعلق تصمیم جدا بماند.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب ر م» در یکی از شاخههای اصلی خود به محکم کردن و استوار ساختن مربوط است؛ چنانکه در عربی کهن، تابیدن محکم ریسمان با این خانواده بیان میشده است. در کاربرد مربوط به تصمیم، «إِبْرَام» به استوار و قطعی کردن یک کار اشاره دارد. قرآن این ریشه را تنها در زخرف ۴۳:۷۹، با دو صورت «أَبْرَمُوا» و «مُبْرِمُونَ»، درباره تصمیم مخالفان و تدبیر الهی به کار برده است. خود ریشه نه به معنای مکر و دشمنی است و نه درستی یا نادرستی تصمیم را تعیین میکند؛ این ویژگیها از فاعل، متعلق و سیاق آیه شناخته میشوند.»