ریشه قرآنی ه و د

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

از «إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ» تا «الَّذِينَ هَادُوا»

«ه و د» در کاربرد فعلیِ روشن قرآن، بازگشتن و روی آوردن را بیان می‌کند. در کنار آن، صورت‌هایی از همین حروف عنوان یک جماعت دینی یا نام شخص‌اند؛ ازاین‌رو نمی‌توان برای همه آنها یک معنای واحد گذاشت. معنای بازگشت در سخن موسی روشن است:

إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ

«ما به سوی تو بازگشتیم.»

اما صورت هَادُوا در هر ده کاربرد قرآنی خود در تعبیر الَّذِينَ هَادُوا دیده می‌شود و در سیاق، عنوان گروهی را می‌رساند که با تورات، احکام ویژه و جماعت‌های دینی دیگر شناخته می‌شوند.

در کنار این دو، قرآن سه بار هُودًا را به عنوان جماعت یهودی در برابر نَصَارَىٰ به کار می‌برد. همچنین صورت‌های الْيَهُود و يَهُودِيًّا را دارد که از نظر معنایی با همین هویت دینی مرتبط‌اند، اما نباید صرف شباهت آوایی، اشتقاق تاریخی آنها از «ه و د» را قطعی گرفت.

نام پیامبر هُود نیز با همان سه حرف نوشته می‌شود، ولی اسم خاص بودن آن اجازه نمی‌دهد معنای نام او را از فعل «هَادَ» استخراج کنیم.

پس در این مطالعه باید سه سطح از هم جدا بماند: معنای فعلی «هُدْنَا»، کاربرد هویتی «الَّذِينَ هَادُوا» و «هُودًا»، و نام‌هایی مانند «الْيَهُود» و «هُود» که تاریخ اشتقاق آنها را نمی‌توان تنها از شباهت حروف تعیین کرد.

صورت‌ها و عنوان‌های بررسی‌شده

شواهد زبانی و حدود شناخت پیشینه

منابع لغوی، «هادَ يَهُودُ» را با بازگشت و توبه توضیح می‌دهند و کاربردهایی درباره نرمی و آرامی حرکت نیز زیر این ماده ثبت کرده‌اند. این ثبت‌ها به‌تنهایی نه شاهد جاهلی‌اند و نه ثابت می‌کنند که یک حرکت جسمانی، منشأ تاریخی همه معانی این خانواده بوده است.

در بررسی حاضر، شاهد پیشاقرآنی با ضبط و سیاق به‌اندازه کافی روشن برای تعیین معنای فعل «هادَ» به دست نیامد. منابع لغوی بیتی منسوب به زهیر با واژه «متهوّد» نقل می‌کنند، اما در نقل‌ها «عابد» و «عائذ» و نیز بخش‌هایی از مصراع نخست متفاوت است. بدون تثبیت متن و سیاق آن، نمی‌توان این بیت را دلیل قطعیِ معنای «توبه کردن» یا منشأ نام «یهود» گرفت. این محدودیتِ شواهد است، نه اثبات نبود واژه پیش از قرآن.

در نقل ابوهریره از پیامبر، ثبت‌شده در صحیح بخاری، این تعبیر آمده است:

فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ أَوْ يُنَصِّرَانِهِ أَوْ يُمَجِّسَانِهِ

«پس پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می‌گردانند.»

«يهوّدانه» در این جمله به پرورش کودک در یک هویت دینی اشاره دارد؛ صورت باب تفعیل است و در خود قرآن نیامده است. همراهی آن با «ينصّرانه» و «يمجّسانه» کاربرد اجتماعی و هویتی را روشن می‌کند. این نقل به دوره پیامبر نسبت داده شده، اما تدوین منبع متأخر است؛ بنابراین باید آن را از شاهد هم‌زمان و از شعر جاهلی جدا دانست. ارزش آن در این بحث، نشان دادن کاربرد هویتی واژه است، نه اثبات اشتقاق «یهود» از بازگشت یا توبه.

«إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ»؛ بازگشت به سوی آن معبود یگانه

روشن‌ترین جای قرآن برای فهم شاخه فعلی این ریشه، اعراف ۱۵۶ است:

وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ

«و برای ما در این دنیا نیکی بنویس و در آخرت نیز؛ ما به سوی تو بازگشتیم.»

اعراف، ۱۵۶

ساخت جمله بسیار روشن است:

هُدْنَا إِلَيْكَ

«به سوی تو بازگشتیم.»

حرف إِلَى جهت این حرکت را مشخص می‌کند. سخن از بازگشت به سوی آن معبود یگانه است.

سیاق نیز نشان می‌دهد این بازگشت فقط یک جابه‌جایی یا بازگشت عادی نیست. موسی پیش از آن از آن معبود یگانه طلب آمرزش و رحمت می‌کند و سپس می‌گوید:

إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ

از این رو، «توبه کردیم» می‌تواند نتیجه این بازگشت در همان سیاق باشد، اما برای حفظ خود تصویر فعل، «به سوی تو بازگشتیم» دقیق‌تر است. توبه کیفیت این بازگشت را در این آیه نشان می‌دهد، نه اینکه لزوما تمام ظرفیت ریشه در هر کاربرد فقط «توبه» باشد.

هسته این شاخه را می‌توان چنین بیان کرد:

ه و د در کاربرد فعلی روشن قرآن: بازگشتن یا روی آوردن به سوی کسی؛ و در اعراف ۱۵۶، بازگشتی توبه‌آمیز به سوی آن معبود یگانه.

«الَّذِينَ هَادُوا»؛ از صورت فعلی تا عنوان یک جماعت

صورت هَادُوا در هر ده کاربرد قرآنی خود در ترکیب:

الَّذِينَ هَادُوا

آمده است.

برای نمونه:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ

«کسانی که ایمان آوردند، و کسانی که یهودی بودند، و نصارى و صابئین؛ هر کس به آن معبود یگانه و روز واپسین ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، پاداششان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند.»

بقره، ۶۲

در این آیه الَّذِينَ هَادُوا در کنار النَّصَارَىٰ و الصَّابِئِينَ آمده است. بنابراین در اینجا با یک عنوان جماعتی روبه‌رو هستیم، نه با معنای عمومی «کسانی که بازگشتند».

همین مسئله در مائده روشن‌تر می‌شود:

إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا

«ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود؛ پیامبرانی که تسلیم بودند با آن برای کسانی که یهودی بودند داوری می‌کردند.»

مائده، ۴۴

اینجا نیز ارتباط الَّذِينَ هَادُوا با تورات نشان می‌دهد که تعبیر به جماعت شناخته‌شده‌ای اشاره دارد.

در انعام نیز آمده است:

وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ

«و بر کسانی که یهودی بودند، هر حیوان ناخن‌دار را حرام کردیم.»

انعام، ۱۴۶

و در جمعه:

قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ

«بگو: ای کسانی که یهودی هستید، اگر ادعا می‌کنید تنها شما دوستان آن معبود یگانه‌اید و دیگر مردم چنین نیستند، پس اگر راست می‌گویید مرگ را آرزو کنید.»

جمعه، ۶

در همه این کاربردها، ترجمه «بازگشت‌کنندگان» معنای واقعی جمله را مبهم می‌کند.

در عین حال، فعلی بودن هَادُوا به تنهایی ثابت نمی‌کند که قرآن می‌خواهد بر «انشعاب فرقه‌ای»، «انتخاب ایدئولوژیک» یا فرآیند خاصی در شکل‌گیری یهودیت تاکید کند. چنین نتیجه‌ای نیازمند شاهد دیگری از خود قرآن است. از خود این ساخت، آنچه با اطمینان می‌توان گفت این است که الَّذِينَ هَادُوا در کاربرد قرآنی به یهودیان اشاره می‌کند.

«بنی‌اسرائیل» و «الَّذِينَ هَادُوا» یک تعبیر نیستند

قرآن از تعبیر بَنِي إِسْرَائِيلَ نیز بسیار استفاده می‌کند:

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ

«ای فرزندان اسرائیل، نعمت مرا که بر شما ارزانی کردم به یاد آورید.»

بقره، ۴۰

خود ساخت بَنِي إِسْرَائِيلَ یک نسبت نسلی است: «فرزندان اسرائیل».

اما الَّذِينَ هَادُوا چنین ساختی ندارد. در بقره ۶۲ و حج ۱۷ در کنار عنوان‌های دینی دیگر قرار می‌گیرد و در مائده ۴۴ با تورات و داوری پیامبران پیوند دارد.

این تفاوت را می‌توان ثبت کرد، اما نباید بیش از ظرفیت الفاظ از آن نتیجه گرفت. قرآن نگفته است که «بنی‌اسرائیل» یک اصطلاح نژادی و «الذين هادوا» یک اصطلاح ایدئولوژیک است، یا اینکه یکی به یک دوره تاریخی و دیگری به دوره‌ای دیگر تعلق دارد. چنین طبقه‌بندی‌هایی از خود الفاظ به دست نمی‌آیند.

مرز مطمئن‌تر این است:

بنی‌اسرائیل نسبت به اسرائیل را بیان می‌کند؛ «الذين هادوا» در کاربرد قرآنی عنوان جماعت یهودی است. این دو تعبیر از نظر لفظ و زاویه نام‌گذاری یکی نیستند، اما نسبت دقیق همه مصادیق آنها را باید آیه‌به‌آیه بررسی کرد.

«هُودًا»؛ یهودیان در برابر نصارى

در سه آیه بقره صورت هُودًا آمده است و هر سه بار در برابر نَصَارَىٰ قرار دارد:

وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ

«و گفتند هرگز وارد جنت نمی‌شود مگر کسی که یهودی یا نصرانی باشد.»

بقره، ۱۱۱

و:

وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

«و گفتند: یهودی یا نصرانی شوید تا هدایت یابید. بگو: بلکه آیین ابراهیم، حنیف؛ و او از مشرکان نبود.»

بقره، ۱۳۵

و:

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ

«یا می‌گویید ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط یهودی یا نصرانی بودند؟»

بقره، ۱۴۰

معنای هُودًا در این آیات از خود تقابل روشن است: یهود یا یهودیان.

بقره ۱۳۵ نکته دیگری نیز دارد. در یک جمله دو صورت شبیه به هم آمده‌اند:

هُودًا

و:

تَهْتَدُوا

اما این دو از یک ریشه نیستند.

هُودًا به جماعت یهود اشاره دارد؛
تَهْتَدُوا از ریشه «ه د ي» و مربوط به هدایت است.

پس شباهت صوتی میان «هود»، «هدى» و «تهتدوا» نباید این دو خانواده را با هم بیامیزد.

«الْيَهُود» و «يَهُودِيًّا»؛ معنای قرآنی و حدود استنتاج ریشه‌شناختی

قرآن علاوه بر الَّذِينَ هَادُوا و هُودًا، از الْيَهُود نیز استفاده می‌کند:

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ

«و یهود گفتند نصارى بر چیزی نیستند و نصارى گفتند یهود بر چیزی نیستند، در حالی که کتاب را می‌خوانند.»

بقره، ۱۱۳

همچنین صورت مفرد نسبی يَهُودِيًّا آمده است:

مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ

«ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی؛ بلکه حنیفی تسلیم بود و از مشرکان نبود.»

آل‌عمران، ۶۷

سیاق پیش از آن نیز دلیل خود قرآن را بیان می‌کند:

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِيلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ

«ای اهل کتاب، چرا درباره ابراهیم مجادله می‌کنید، در حالی که تورات و انجیل جز پس از او نازل نشدند؟ آیا نمی‌اندیشید؟»

آل‌عمران، ۶۵

اینجا نیازی به ترتیب تاریخی بیرونی نداریم. خود قرآن می‌گوید تورات و انجیل پس از ابراهیم نازل شده‌اند و سپس یهودی یا نصرانی بودن او را نفی می‌کند.

اما قرآن توضیح نمی‌دهد که خود نام يَهُود از نظر تاریخی چگونه پدید آمده است. نبود چنین توضیحی در قرآن به معنای نبود شواهد تاریخی در زبان‌های دیگر نیست؛ اینجا بحث بر سر چیزی است که از خود متن قرآن می‌توان نتیجه گرفت.

از خود قرآن نمی‌توان با قطعیت گفت که «يهود» از فعل هَادَ به معنای بازگشتن ساخته شده، یا برعکس فعل مربوط به یهودیت از نام «يهود» پدید آمده، یا اینکه این دو در تاریخ زبان از مسیر دیگری به هم رسیده‌اند.

شباهت آنها ارزش بررسی دارد، اما شباهت به تنهایی تاریخ اشتقاق را ثابت نمی‌کند.

از این رو بهتر است الْيَهُود و يَهُودِيًّا را در این مطالعه به دلیل ارتباط معنایی روشنشان بررسی کنیم، بی‌آنکه آنها را بدون دلیل به عنوان مشتق قطعی «ه و د» معرفی کنیم.

آیا «الَّذِينَ هَادُوا» یعنی «کسانی که توبه کردند»؟

اعراف ۱۵۶ نشان می‌دهد که هُدْنَا إِلَيْكَ می‌تواند بازگشت به سوی آن معبود یگانه را بیان کند.

ممکن است از این شباهت نتیجه گرفته شود که الَّذِينَ هَادُوا نیز در اصل یعنی «کسانی که توبه کردند» یا «بازگشت‌کنندگان».

اما خود کاربردهای قرآن اجازه نمی‌دهند این معنا مستقیما در ترجمه آنها گذاشته شود.

در:

يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ ... لِلَّذِينَ هَادُوا

موضوع جماعتی مرتبط با تورات است.

در:

وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ

سخن از حکمی ویژه همان جماعت است.

و در:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِينَ

تعبیر در میان نام جماعت‌های دیگر قرار گرفته است.

بنابراین حتی اگر میان هُدْنَا و هَادُوا رابطه تاریخی واقعی وجود داشته باشد، معنای کاربردی الَّذِينَ هَادُوا در این آیات «یهودیان» است، نه «توبه‌کنندگان».

ریشه‌شناسی نمی‌تواند معنایی را که خود سیاق قرآن تثبیت کرده کنار بزند.

نام پیامبر «هُود»

قرآن از پیامبری به نام هُود سخن می‌گوید:

وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ

«و به سوی عاد، برادرشان هود را؛ گفت: ای قوم من، آن معبود یگانه را بندگی کنید؛ برای شما معبودی جز او نیست.»

اعراف، ۶۵

و:

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ

«هنگامی که برادرشان هود به آنان گفت: آیا تقوا نمی‌کنید؟»

شعراء، ۱۲۴

در این آیات هُود اسم شخص است.

خود قرآن هیچ توضیح ریشه‌شناختی برای نام او نمی‌دهد. بنابراین نمی‌توان از شباهت «هود» با «هُدْنَا» نتیجه گرفت که نام او به معنای «بازگشت‌کننده»، «توبه‌کننده» یا معنای دیگری از همین ماده است.

اسم خاص ابتدا باید همان اسم خاص باقی بماند، مگر شاهد مستقلی برای معنای آن وجود داشته باشد.

پیشنهاد ترجمه برای فرقان

در اعراف ۱۵۶:

إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ

ترجمه مناسب:

«ما به سوی تو بازگشتیم.»

است. سیاق نشان می‌دهد این بازگشت توبه‌آمیز است، اما لازم نیست تمام این توضیح وارد ترجمه پایه شود.

در تعبیر:

الَّذِينَ هَادُوا

«یهودیان» در بیشتر موارد طبیعی‌ترین ترجمه است. در جایی که حفظ ساخت فعلی اهمیت دارد، «کسانی که یهودی بودند» یا «کسانی که یهودی شدند» نیز می‌تواند بررسی شود، اما انتخاب میان این دو باید با سیاق همان آیه انجام گیرد. صرف شکل فعل نباید ما را وادار کند فرآیند تاریخی خاصی را وارد ترجمه کنیم.

در بقره ۱۱۱، ۱۳۵ و ۱۴۰:

هُودًا

بر حسب ساخت جمله «یهودی» یا «یهودیان» ترجمه می‌شود.

الْيَهُود نیز «یهود» یا «یهودیان» و يَهُودِيًّا «یهودی» است.

نام پیامبر هُود ترجمه نمی‌شود.

جمع‌بندی

روشن‌ترین کاربرد فعلی ریشه «ه و د» در قرآن:

إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ

است: «ما به سوی تو بازگشتیم.» سیاق این بازگشت را به توبه و رجوع به سوی آن معبود یگانه پیوند می‌دهد.

اما الَّذِينَ هَادُوا در کاربردهای متعدد قرآن به معنای صرفِ «بازگشت‌کنندگان» نیست. این تعبیر به جماعت یهودی اشاره می‌کند و در کنار نصارى و صابئین، در ارتباط با تورات، و در احکام ویژه همان جماعت به کار رفته است.

هُودًا نیز در سه آیه بقره در برابر «نصارى» آمده و معنای آن یهودیان است.

قرآن در کنار این صورت‌ها از الْيَهُود و يَهُودِيًّا نیز استفاده می‌کند. ارتباط معنایی آنها با «الذين هادوا» روشن است، اما قرآن منشأ تاریخی نام «يهود» را توضیح نمی‌دهد. بنابراین نباید تنها از شباهت لفظی نتیجه گرفت که این نام قطعا از فعل «هَادَ» به معنای بازگشتن ساخته شده است.

همچنین بنی‌اسرائیل و الذين هادوا دو تعبیر متفاوت‌اند. اولی از نظر لفظ نسبت فرزندی به اسرائیل را بیان می‌کند و دومی در قرآن عنوان جماعت یهودی است. از این تفاوت نباید بدون شاهد، تقسیم‌بندی‌های تاریخی، نژادی یا فرقه‌ای گسترده‌تر ساخت.

نام پیامبر هُود نیز اسم خاص است و قرآن پیوند ریشه‌شناختی آن را با این فعل بیان نکرده است.

تعریف فشرده ریشه را می‌توان چنین نگه داشت:

ه و د: در روشن‌ترین کاربرد فعلی قرآن، بازگشتن و روی آوردن به سوی کسی؛ در «إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ»، بازگشت توبه‌آمیز به سوی آن معبود یگانه. صورت «الَّذِينَ هَادُوا» در کاربرد قرآنی عنوان یهودیان است و «هُودًا» نیز در برابر نصارى همین هویت را می‌رساند. ارتباط تاریخی «الْيَهُود» با این فعل از خود قرآن قابل تعیین نیست و نام خاص «هُود» نیز صرف شباهت حروف نباید از این معنا مشتق دانسته شود.

کاربرد این ریشه در البقره ۲:۶۲