ریشه قرآنی ر أ ف
رأفت و رئوف؛ دلسوزی، مهربانی و رعایت حال دیگری، از عاطفه انسانی تا وصف آن معبود یگانه و نبی در قرآن
ریشه سهحرفی «ر أ ف» در زبان عربی به دلسوزی و مهربانی همراه با نرمی و رقت مربوط است. وقتی کسی نسبت به دیگری رأفت دارد، رنج و سختی او برایش بیاهمیت نیست و به رعایت حال او، کاستن از دشواری یا رفتار ملایم با او گرایش دارد. این معنا به «رحمت» نزدیک است، اما در توضیحهای لغوی، رأفت غالبا با نرمی و لطافت بیشتری همراه دانسته شده است.
در قرآن، «رَءُوف» بیشتر وصف آن معبود یگانه است، اما نبی نیز با همین واژه توصیف شده است. «رَأْفَة» یک بار درباره دلسوزی موجود در دل پیروان عیسی آمده و بار دیگر در آیهای که از اجرای حکم و جلوگیری از تاثیر دلسوزی بر آن سخن میگوید. این کاربردها نشان میدهند که رأفت تنها یک احساس ستودنی نیست که در هر موقعیت نتیجه یکسان داشته باشد. خود دلسوزی میتواند واقعی باشد، اما اینکه چگونه باید بر رفتار اثر بگذارد، به موقعیت و حقوق دیگران نیز بستگی دارد.
این ریشه در قرآن ۱۳ بار و در دو مشتقِ اسمی آمده است: «رَأْفَة» دو بار و «رَءُوف» یازده بار. صورتهایی مانند «رَأَفَ»، «رَؤُفَ»، «يَرْأَفُ»، «رَائِف» و «رَآفَة» در زبان عربی شناخته شدهاند، اما به همین صورت در قرآن نیامدهاند. از یازده کاربرد «رَءُوف»، ده مورد وصف آن معبود یگانه و یک مورد وصف رسول است.
صورتهای قرآنی
۱. هسته معنایی و کاربرد ریشه در عربی کهن
رأفت؛ نرمی و دلسوزی در برابر دیگری
در منابع لغوی عربی، «رَأْفَة» با «رَحْمَة» توضیح داده شده است. برای «رَأَفَ بِهِ» و «رَؤُفَ بِهِ» معنای رحمت آوردن، دلسوزی کردن و رفتار مهربانانه با دیگری ثبت شده است.
در توضیح این ماده، دو ویژگی بیشتر دیده میشود: یکی رحمت و دیگری رقت. «رقت» در اینجا به نرمی و لطافت در برخورد با دیگری اشاره دارد؛ در برابر سختدلی و بیاعتنایی به رنج او.
برای مثال، وقتی پدری با فرزند خود مهربان است و دیدن رنج او سبب میشود با نرمی بیشتری رفتار کند، میتوان او را «رَءُوف» توصیف کرد. این وصف به معنای ضعیف بودن پدر یا ناتوانی او از تصمیمگیری نیست؛ بلکه از دلسوزی و رعایت حال فرزند سخن میگوید.
در عربی، فعل این ریشه با حرف «باء» نیز به کار میرود: «رَأَفَ بِهِ»، یعنی به او رأفت ورزید. این ساخت نشان میدهد که رأفت متوجه شخص یا موجودی است که موضوع دلسوزی قرار گرفته است.
برخلاف بعضی ریشهها که تصویر نخستین آنها به یک عمل مادی مشخص مانند بریدن، پوشاندن یا حمل کردن مربوط است، برای «ر أ ف» در این بررسی تصویر مادی مستقلی با پشتوانه معتبر یافت نشد. میدان اصلی این ریشه، حالت و رفتار عاطفی و اخلاقی است. بنابراین، ساختن تصویری مانند نرم شدن یک ماده، شکستن جسم سخت یا گشوده شدن قلب به عنوان منشأ تاریخی رأفت، پشتوانه لغوی کافی ندارد.
آیا رأفت همان رحمت است؟
در منابع لغوی، درباره نسبت «رأفت» و «رحمت» دو گرایش دیده میشود.
در یک توضیح، رأفت همان رحمت دانسته شده است. این برداشت بر نزدیکی گسترده دو واژه در کاربرد زبان تکیه دارد.
در توضیح دیگر، رأفت نوعی رحمت لطیفتر، رقیقتر یا شدیدتر معرفی شده است. برخی لغویان گفتهاند رأفت از رحمت خاصتر است و برخی آن را مرتبهای نیرومندتر از رحمت دانستهاند.
تفاوت این دو نظر را نباید نادیده گرفت. «خاصتر بودن» و «شدیدتر بودن» یک ادعا نیستند. ممکن است واژهای به نوع مشخصی از مهربانی اشاره کند، بدون آنکه در همه موقعیتها از واژه دیگر شدیدتر باشد.
توضیح دیگری نیز در منابع لغوی آمده است: رحمت ممکن است برای مصلحت شخص با کاری ناخوشایند همراه شود، اما رأفت معمولا با نرمی و پرهیز از سختی شناخته میشود. برای نمونه، کسی ممکن است به سبب خیرخواهی، دیگری را از کاری بازدارد، هرچند این بازداشتن برای او ناخوشایند باشد.
این تفاوت میتواند یکی از گرایشهای دو واژه را روشن کند، اما نباید به قانونی مطلق تبدیل شود. خود قرآن در نور، ۲، رأفت را در برابر اجرای حکمی قرار میدهد که سختی و رنج دارد. بنابراین، رأفت و رحمت را باید از مجموعه کاربردهایشان شناخت، نه تنها از یک تعریف لغوی.
رأفت در شعر عربی
در شعری منسوب به کعب بن مالک انصاری، شاعرِ زیسته در عصر نزول، آمده است:
«نُطِيعُ نَبِيَّنَا وَنُطِيعُ رَبًّا
هُوَ الرَّحْمَنُ كَانَ بِنَا رَءُوفًا»
«از نبی خود پیروی میکنیم و از پروردگاری پیروی میکنیم که همان رحمان است و با ما دلسوز و مهربان بوده است.»
در این بیت، «رَءُوفًا» وصف پروردگار است. همراهی آن با «الرَّحْمَن» و سخن از پیروی، کاربرد رأفت را در زبان دینیِ آن دوره نشان میدهد؛ خود واژهٔ «رَءُوف» به معنای اطاعت یا پیروی نیست.
ابن هشام این قطعه را در روایتِ حرکت به سوی طائف به کعب نسبت داده است. بر پایهٔ این انتساب و زمینهٔ روایت، شاهد به عصر نزول مربوط است؛ بااینحال، زمانِ نقل و ثبتِ بعدی شعر را باید از زمانِ منسوبِ سرودن آن جدا دانست.
این شاهد با زبان دینی و قرآنی پیوند دارد؛ بنابراین، نمیتوان آن را گواهی مستقل برای بازسازی معنای ریشه در دوران پیش از قرآن شمرد.
برای کاربرد انسانیِ «رَءُوف»، خود قرآن شاهد مستقیم دارد: در توبه، ۱۲۸، این واژه وصف فرستاده است. پس انسانی بودنِ این کاربرد به استناد شعری از دورههای پس از نزول نیاز ندارد.
در این بررسی، شاهد شعریِ پیشاقرآنی با انتساب و ضبط مطمئن برای این ریشه یافت نشد. این نتیجه، گزارشِ محدودیتِ شواهدِ بررسیشده است، نه اثباتِ نبودن چنین کاربردی پیش از قرآن. مبنای اصلیِ شناخت معنای قرآنی ریشه، خود آیات است و گزارشهای لغوی برای مقایسهٔ کاربردها بررسی میشوند.
۲. «رَءُوف»؛ وصف آن معبود یگانه در قرآن
«رَءُوف» در قرائت حفص بر وزن «فَعُول» است؛ وزنی که میتواند برجستگی یا شدت یک وصف را بیان کند. در قرائت ابوعمرو، شُعبه، حمزه، کسایی، یعقوب و خلفِ دهم، صورت کوتاهتر «رَؤُف» بر وزن «فَعُل» خوانده میشود. این اختلاف قرائت، مشتق معناییِ مستقلِ تازهای به شمارِ یازده کاربرد این وصف نمیافزاید.
بااینحال، از وزن «فعول» در صورت بلندتر به تنهایی نمیتوان مقدار دقیق رأفت، دوام آن یا نامحدود بودن همه آثار آن را نتیجه گرفت. این ویژگیها باید از هویت موصوف و سیاق سخن شناخته شوند.
در قرآن، «رَءُوف» ده بار به آن معبود یگانه نسبت داده شده است. در هشت مورد، همراه «رَحِيم» آمده و در دو مورد با تعبیر «بِالْعِبَادِ» به کار رفته است.
رأفت آن معبود یگانه در ماجرای قبله
در بقره، ۱۴۳، آمده است:
«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«و آن معبود یگانه هرگز ایمان شما را ضایع نخواهد کرد. همانا آن معبود یگانه نسبت به مردم بسیار دلسوز و مهربان است.»
(بقره، ۱۴۳؛ پایان آیه)
این عبارت در میان سخن از قبله آمده است. قرآن از پیروی از رسول، دشواری تغییر قبله برای بعضی مخاطبان و ضایع نشدن ایمان آنان سخن میگوید.
در پایان، رأفت و رحمت آن معبود یگانه یادآوری میشود. پس این دو وصف در سیاق اطمینان دادن به مخاطبانی آمدهاند که موضوع قبله میتوانسته برای آنان دشواری یا نگرانی پدید آورد.
تعبیر «بِالنَّاسِ» نیز مهم است. قرآن در اینجا نمیگوید آن معبود یگانه تنها نسبت به یک گروه معین رئوف است، بلکه از رأفت او نسبت به مردم سخن میگوید.
البته این عبارت نباید به معنای یکسان بودن تمام رفتارهای الهی با همه اشخاص در هر موقعیت گرفته شود. قرآن در همین سوره از هدایت، رویگردانی و مسئولیت انسانها نیز سخن میگوید. اما خود تعبیر «بِالنَّاسِ» دامنه وصف را به یک گروه مذهبی محدود نکرده است.
رأفت در نعمتهای زندگی
در نحل، ۷، آمده است:
«وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَىٰ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«و آنها بارهای شما را به سرزمینی حمل میکنند که جز با رنج فراوان به آن نمیرسیدید. همانا پروردگارتان بسیار دلسوز و مهربان است.»
(نحل، ۷)
در این آیه، سخن از چهارپایانی است که بارهای انسان را حمل میکنند و دشواری سفر را کاهش میدهند.
رأفت آن معبود یگانه در اینجا با بهرهای ملموس از زندگی ارتباط دارد. انسان برای انتقال بار و پیمودن راههای دور از توان و امکاناتی برخوردار شده که سختی زندگی را کاهش میدهند.
این کاربرد اجازه میدهد رأفت الهی را تنها به آمرزش گناه یا پاداش آخرت محدود نکنیم. قرآن در میان یادآوری نعمتهای طبیعی و امکانات زندگی نیز آن معبود یگانه را رئوف و رحیم معرفی میکند.
در حج، ۶۵، نیز پس از سخن از آنچه در زمین برای انسان مسخر شده، حرکت کشتیها در دریا و نگه داشتن آسمان، آمده است:
«إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«همانا آن معبود یگانه نسبت به مردم بسیار دلسوز و مهربان است.»
(حج، ۶۵؛ پایان آیه)
در اینجا نیز رأفت و رحمت در پیوند با نعمتهایی بیان شدهاند که انسان از آنها بهره میبرد. این موضوع نشان میدهد که مهربانی در کاربرد قرآنی، لزوما به یک حالت عاطفی درونی محدود نیست؛ آثار آن میتوانند در زندگی و بهرهمندی انسان آشکار شوند.
رأفت در هدایت و بیرون آوردن از تاریکی
در حدید، ۹، آمده است:
«هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«او کسی است که آیات روشن را بر بنده خود نازل میکند تا شما را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد. و همانا آن معبود یگانه نسبت به شما بسیار دلسوز و مهربان است.»
(حدید، ۹)
این آیه رأفت را در سیاق نزول آیات و هدایت انسان مطرح میکند. آن معبود یگانه آیات روشن را نازل میکند تا مخاطبان از تاریکیها به سوی نور بیرون آورده شوند.
پس رأفت الهی در اینجا با روشن کردن راه و فراهم ساختن امکان هدایت پیوند دارد. چنین کاربردی از مهربانی، تنها به برداشتن سختی جسمانی مربوط نیست؛ گمراهی و نیاز انسان به هدایت نیز در میدان سخن قرار دارند.
اما خود واژه «رَءُوف» به معنای هدایت کردن یا نازل کردن آیات نیست. این کارها با فعلهای «يُنَزِّلُ» و «لِيُخْرِجَكُمْ» بیان شدهاند. «رَءُوف» وصف آن معبود یگانه است که در همین سیاق آمده و معنای دلسوزی و مهربانی را حفظ میکند.
رأفت و پذیرش بازگشت انسان
در توبه، ۱۱۷، آمده است:
«لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«بهراستی آن معبود یگانه به نبی و مهاجران و انصاری که در هنگام سختی از او پیروی کردند، روی آورد؛ پس از آنکه نزدیک بود دلهای گروهی از آنان منحرف شود. سپس به آنان روی آورد. همانا او نسبت به آنان بسیار دلسوز و مهربان است.»
(توبه، ۱۱۷)
این آیه از کسانی سخن میگوید که در موقعیتی دشوار از نبی پیروی کردند و نزدیک بود دلهای بعضی از آنان از مسیر منحرف شود.
پایان آیه، رأفت و رحمت آن معبود یگانه را پس از «ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ» میآورد. بنابراین، رأفت در این سیاق با بازگشت لطف الهی به کسانی ارتباط دارد که در معرض لغزش قرار گرفته بودند.
این کاربرد نیز نباید به معنای لغوی «آمرزش» محدود شود. توبه و رأفت دو مفهوم جداگانهاند که در یک آیه به هم پیوند خوردهاند. رأفت میتواند در پذیرش بازگشت و رفتار مهربانانه با انسان آشکار شود، اما خود ریشه «ر أ ف» به معنای توبه نیست.
رأفت در دعا برای آمرزش و دور شدن کینه
در حشر، ۱۰، کسانی که پس از گروههای پیشین آمدهاند چنین میگویند:
«وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«و کسانی که پس از آنان آمدهاند میگویند: پروردگار ما، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهای ما کینهای نسبت به کسانی که ایمان آوردهاند قرار مده. پروردگار ما، همانا تو بسیار دلسوز و مهربانی.»
(حشر، ۱۰)
در این آیه، «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» بخشی از دعای انسانها و وصف پروردگار است. درخواست آمرزش و دور شدن کینه از دل با فعلهای جداگانه بیان شده است. این همراهی، رأفت را در سیاق رابطهٔ مؤمنان با یکدیگر و درخواست لطف الهی قرار میدهد؛ اما معنای خود «رَءُوف» را به آمرزش یا نبودن کینه تبدیل نمیکند.
۳. رأفت در کنار هشدار، حسابرسی و مسئولیت
اگر تنها آیات مربوط به نعمت و هدایت بررسی شوند، ممکن است چنین تصور شود که رأفت همیشه به معنای نبود هشدار، سختی یا پیامد ناخوشایند است. اما قرآن این وصف را در سیاقهایی نیز به کار میبرد که از حسابرسی و امکان گرفتار شدن انسان سخن میگویند.
«وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»
در آل عمران، ۳۰، آمده است:
«يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»
«روزی که هر جان آنچه از کار نیک انجام داده حاضر مییابد، و درباره کار بد خود آرزو میکند که میان او و آن فاصلهای دور باشد. و آن معبود یگانه شما را از خود هشدار میدهد، و آن معبود یگانه نسبت به بندگان بسیار دلسوز است.»
(آل عمران، ۳۰)
در این آیه، سخن از روبهرو شدن انسان با اعمال خود و هشدار الهی است. بااینحال، آیه با «وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» پایان مییابد.
این همراهی اهمیت دارد. رأفت آن معبود یگانه در اینجا در برابر آگاهی دادن از پیامد اعمال قرار نگرفته است. قرآن هم هشدار میدهد و هم آن معبود یگانه را رئوف معرفی میکند.
میتوان چنین فهمید که هشدار دادن به انسان درباره پیامد رفتار خود با دلسوزی نسبت به او ناسازگار نیست. اما نباید از این همراهی نتیجه گرفت که معنای لغوی رأفت همان هشدار دادن یا کیفر کردن است.
در بقره، ۲۰۷، نیز آمده است:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ»
«و از مردم کسی هست که جان خود را در طلب خشنودی آن معبود یگانه میفروشد، و آن معبود یگانه نسبت به بندگان بسیار دلسوز است.»
(بقره، ۲۰۷)
این آیه پس از توصیف رفتار کسانی آمده که سخنشان خوشایند است، اما در عمل فساد میکنند. در برابر آنان، از کسی سخن میرود که در پی خشنودی آن معبود یگانه است.
تعبیر «رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» در هر دو آیه، رأفت آن معبود یگانه را به بندگان نسبت میدهد. در یکی، موضوع هشدار و حسابرسی برجسته است و در دیگری، کوشش انسان برای خشنودی آن معبود یگانه. پس رأفت را نباید تنها با یک نتیجه یا یک نوع رفتار الهی تعریف کرد.
«فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
در نحل، ۴۷، آمده است:
«أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَىٰ تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«یا آنان را در حالی که بیم دارند گرفتار سازد؟ پس همانا پروردگارتان بسیار دلسوز و مهربان است.»
(نحل، ۴۷)
در توضیح «عَلَىٰ تَخَوُّفٍ»، علاوه بر بیم و نگرانی، برداشت گرفتار شدن تدریجی یا کاسته شدن گامبهگام نیز مطرح شده است. این اختلاف به ریشه «خ و ف» و ساخت همان عبارت مربوط میشود.
اما در هر دو خوانش، آیه در ادامه هشدارهایی درباره گرفتار شدن کسانی آمده که نقشههای بد میکشند. در پایان همین هشدارها، آن معبود یگانه رئوف و رحیم معرفی شده است.
از این همراهی نباید نتیجه گرفت که رأفت الهی به معنای نفی هرگونه حسابرسی یا کیفر است. همچنان نباید خود رأفت را به معنای کیفر دادن تفسیر کرد. دو موضوع در یک سیاق آمدهاند، اما سهم زبانی آنها متفاوت است.
این آیات نشان میدهند که رأفت در قرآن با نرمی و مهربانی ارتباط دارد، ولی به معنای برداشته شدن همه مسئولیتها و پیامدهای رفتار انسان نیست.
رأفت در سیاق اصلاح و پرهیز از اتهام
در نور، ۲۰، آمده است:
«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«و اگر فضل آن معبود یگانه بر شما و رحمت او نبود، و اگر آن معبود یگانه دلسوز و مهربان نبود...»
(نور، ۲۰)
این آیه با ساخت «وَلَوْلَا» آمده و پاسخ شرط در آن صریحا ذکر نشده است. بنابراین، ترجمه نباید نتیجهای معین را بدون توضیح به خود متن نسبت دهد.
آیات پیش از آن درباره تهمت، بازگو کردن سخنی بدون علم و گسترش اتهام میان مؤمناناند. در همین سیاق، قرآن از فضل و رحمت آن معبود یگانه سخن میگوید و او را رئوف و رحیم معرفی میکند.
این کاربرد بار دیگر نشان میدهد که رأفت با چشمپوشی بیقیدوشرط از رفتار نادرست یکسان نیست. آیات پیشین رفتارهای مشخصی را نکوهش میکنند و از مسئولیت گویندگان سخن میگویند، درحالیکه فضل و رحمت آن معبود یگانه نیز یادآوری میشود.
پس رأفت در اینجا در مجموعهای از هشدار، اصلاح رفتار و مهربانی الهی قرار گرفته است؛ نه در برابر اصل مسئولیت اخلاقی انسان.
۴. «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» در وصف نبی
در توبه، ۱۲۸، آمده است:
«لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ»
«بهراستی فرستادهای از میان خودتان نزد شما آمده است. رنج و سختی شما بر او گران است، برای خیر شما بسیار کوشاست و نسبت به مؤمنان بسیار دلسوز و مهربان است.»
(توبه، ۱۲۸)
این آیه تنها کاربرد «رَءُوف» در قرآن است که به صورت صریح وصف یک انسان، یعنی رسول، قرار گرفته است.
ساخت آیه برای شناخت این وصف اهمیت دارد. نخست گفته میشود که رنج و دشواری مخاطبان بر رسول گران است: «عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ». سپس از اهتمام او نسبت به آنان سخن میرود: «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ». در پایان، او نسبت به مؤمنان «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» معرفی میشود.
این ترتیب نشان میدهد که رأفت در وصف رسول با بیاعتنایی نکردن به سختی دیگران و کوشش برای خیر آنان همراه است.
اما خود «رَءُوف» به معنای «حریص» یا «رنجدیده» نیست. این وصفها از واژههای جداگانه آیه شناخته میشوند. رأفت، دلسوزی و مهربانیای است که در چنین رابطهای مطرح شده است.
آیا «رئوف» فقط وصف آن معبود یگانه است؟
کاربرد توبه، ۱۲۸، پاسخ روشنی میدهد: خیر. قرآن این وصف را هم برای آن معبود یگانه و هم برای رسول به کار برده است.
این اشتراک به معنای یکسان بودن تمام ویژگیها و تواناییهای آن معبود یگانه و انسان نیست. در کاربرد انسانی، رأفت میتواند با تجربه عاطفی، رنج بردن از سختی دیگری و تلاش برای کمک به او همراه باشد. در کاربرد الهی، رأفت وصف رفتار و نسبت مهربانانه آن معبود یگانه با بندگان است و نباید به تجربه جسمانی یا نیاز عاطفی مانند انسان محدود شود.
خود واژه در هر دو کاربرد از یک خانواده معنایی است، اما موضوع و سطح نسبت متفاوتاند.
«بِالْمُؤْمِنِينَ» و گستره دلسوزی رسول
در پایان آیه، «بِالْمُؤْمِنِينَ» پیش از «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» آمده است. این عبارت به روشنی مؤمنان را مخاطب وصف دلسوزی رسول معرفی میکند.
اما از این قید نمیتوان نتیجه گرفت که نبی نسبت به هیچ انسان دیگری دلسوزی نداشته است. آیه درباره مؤمنان سخن مشخصی میگوید؛ نفی رأفت نسبت به دیگران، ادعای جداگانهای است که به دلیل مستقل نیاز دارد.
همچنین اشتراک «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» میان وصف آن معبود یگانه و نبی نباید به ساختن یک مقام الهی برای رسول یا حذف تفاوت میان خالق و مخلوق بینجامد. آیه از ویژگی اخلاقی و رفتاری رسول سخن میگوید، درحالیکه همان وصف در آیات دیگر به آن معبود یگانه نسبت داده شده است.
۵. «رَأْفَةً وَرَحْمَةً»؛ دلسوزی در دل پیروان عیسی
در حدید، ۲۷، آمده است:
«ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»
«سپس در پی آنان فرستادگان خود را فرستادیم و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم و به او انجیل دادیم. و در دل کسانی که از او پیروی کردند، دلسوزی و مهربانی قرار دادیم. و رهبانیتی را خود پدید آوردند که ما بر آنان مقرر نکرده بودیم؛ آن را برای جستن خشنودی آن معبود یگانه پدید آورده بودند، اما حق رعایت آن را به جا نیاوردند. پس به کسانی از آنان که ایمان آوردند اجرشان را دادیم و بسیاری از آنان نافرمان بودند.»
(حدید، ۲۷)
این آیه دومین کاربرد «رَأْفَة» در قرآن است و از چند جهت اهمیت دارد.
نخست اینکه رأفت به عنوان چیزی معرفی شده که در دل انسانها قرار داده شده است: «وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً».
در اینجا، رأفت و رحمت به پیروان عیسی نسبت داده شدهاند. پس قرآن رأفت را تنها وصف آن معبود یگانه یا نبی اسلام نمیداند؛ انسانهای دیگر نیز میتوانند از این ویژگی برخوردار باشند.
دوم اینکه «رَأْفَةً» و «رَحْمَةً» با حرف عطف در کنار هم آمدهاند. این همراهی نشان میدهد که دو تعبیر در یک میدان معنایی قرار دارند، اما به تنهایی نه جدایی کامل آنها را ثابت میکند و نه مترادف بودنشان را.
سومین نکته، تفاوت رأفت و رحمت با «رَهْبَانِيَّة» است.
رأفت و رحمت، در برابر رهبانیتِ پدیدآوردهشده
در آیه، پس از ذکر رأفت و رحمت، از «رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا» سخن رفته است؛ یعنی رهبانیتی که خود پدید آوردند. سپس آمده است: «مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ»؛ آن را بر آنان مقرر نکرده بودیم.
در تحلیل نحوی ارتباط «رهبانية» با جملهٔ پیشین و عبارت «إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ» اختلاف وجود دارد. ترجمهٔ بالا بر خوانشِ استثنای منقطع تکیه دارد: رهبانیت را خود پدید آوردند، نه اینکه بر آنان مقرر شده باشد؛ و انگیزهشان جستن خشنودی آن معبود یگانه بود. در تحلیل دیگری، عبارتِ پس از «إِلَّا» آنچه مقرر شده را جستن خشنودی آن معبود یگانه میداند. این اختلاف در تحلیلِ رهبانیت، معنای «رأفت» و «رحمت» را تغییر نمیدهد؛ قرار گرفتن آن دو در دل پیروان عیسی با فعل «جَعَلْنَا» بیان شده است.
بنابراین، نباید رأفت را به معنای رهبانیت دانست یا از وجود رأفت در دل انسانها نتیجه گرفت که هر شیوه خاصی از ریاضت و کنارهگیری دینی، فرمان آن معبود یگانه است.
این آیه میان ویژگی اخلاقی و رفتاری انسان و شیوهای که برای زندگی دینی خود پدید میآورد تفاوت میگذارد.
همچنین نباید از تعبیر «فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا» نتیجه گرفت که خود رأفت و رحمت از ابتدا ویژگیهایی نادرست بودهاند. نکوهش مربوط به رعایت نکردن حقی است که در سیاق رهبانیت مطرح شده است.
در پایان آیه نیز میان کسانی که ایمان آوردند و بسیاری که نافرمان بودند تفاوت گذاشته شده است. پس قرآن همه پیروان عیسی را با یک حکم اخلاقی یکسان توصیف نمیکند.
رأفت در دل انسان؛ احساس یا رفتار؟
«فِي قُلُوبِ» در این آیه نشان میدهد که رأفت میتواند به حالت و گرایشی درونی انسان مربوط باشد. اما قرار گرفتن رأفت در دل، به معنای بیارتباط بودن آن با رفتار نیست.
در زبان عربی، رأفت هم میتواند حالتی از دلسوزی باشد و هم در رفتار ملایم و رعایت حال دیگری آشکار شود. برای مثال، کسی ممکن است از رنج انسان دیگری متاثر شود و در نتیجه، برای کمک به او یا کاهش سختیاش اقدام کند.
بااینحال، از خود این آیه نمیتوان نوع مشخص رفتار پیروان عیسی یا همه روابط اجتماعی آنان را استخراج کرد. آیه وجود رأفت و رحمت را بیان میکند؛ نه فهرست کارهایی را که هر یک از آنان انجام دادهاند.
۶. «وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ»؛ دلسوزی و مرز اجرای حکم
در نور، ۲، آمده است:
«الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»
«زن زناکار و مرد زناکار را، هر یک را صد تازیانه بزنید؛ و در دین آن معبود یگانه دلسوزی نسبت به آن دو شما را از اجرای این حکم بازندارد، اگر به آن معبود یگانه و روز آخرت ایمان دارید. و گروهی از مؤمنان باید شاهد کیفر آن دو باشند.»
(نور، ۲)
این آیه از نظر شناخت معنای «رأفت» اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا برخلاف بیشتر کاربردهای ریشه، در آن از تاثیر رأفت بر رفتار نهی شده است.
«رَأْفَةٌ» در اینجا به دلسوزی نسبت به دو شخصی اشاره دارد که مجازات آنان مطرح است. ساخت «لَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ» به معنای آن است که مبادا دلسوزی نسبت به آنان بر شما چیره شود و مانع اجرای حکم گردد.
از این عبارت نمیتوان نتیجه گرفت که معنای رأفت تغییر کرده و به «ضعف»، «بیعدالتی» یا «گناه» تبدیل شده است. رأفت همچنان دلسوزی است. آنچه در این موقعیت نهی شده، اجازه دادن به تاثیر آن بر اجرای حکم بیانشده است.
آیا قرآن در این آیه اصل دلسوزی را نکوهش میکند؟
آیه درباره یک حکم مشخص سخن میگوید و در همان چارچوب از رأفت یاد میکند. بنابراین، از آن نمیتوان یک قاعده عمومی ساخت که دلسوزی نسبت به خطاکاران همیشه نادرست است.
خود قرآن در کاربردهای دیگر، آن معبود یگانه را رئوف معرفی میکند و رأفت را در دل پیروان عیسی قرار دادهشده از سوی آن معبود یگانه میداند. رسول نیز نسبت به مؤمنان رئوف توصیف شده است.
پس «رأفت» به خودی خود ویژگی مذمومی نیست. آیه نور درباره موقعیتی سخن میگوید که دلسوزی ممکن است سبب کنار گذاشته شدن حکمی شود که متن مقرر کرده است.
این تفاوت میان معنای واژه و جایگاه آن در یک حکم باید حفظ شود.
رأفت و مسئله عدالت
این آیه پرسش مهمی را پیش میآورد: آیا دلسوزی همیشه با عدالت همراه است؟
از نظر لغوی، رأفت به رعایت حال شخص و نرم شدن در برابر رنج او مربوط است. اما داوری درباره حقوق و مسئولیتها ممکن است ملاحظات دیگری نیز داشته باشد.
برای نمونه، در یک اختلاف حقوقی، دلسوزی نسبت به یکی از طرفین نباید سبب شود حق طرف دیگر نادیده گرفته شود. این مثال رابطه احتمالی رأفت و عدالت را روشن میکند، اما جزء تعریف لغوی ریشه نیست.
در نور، ۲، خود قرآن وضعیتی را مطرح میکند که رأفت نباید سبب تعطیل حکم شود. در عین حال، این آیه به تنهایی همه شرایط اثبات جرم و شیوه رسیدگی را توضیح نمیدهد. آیات ۴ و ۶ تا ۹ همین سوره نیز درباره اتهام، گواهی و سوگندهای مربوط به آن سخن میگویند.
پس نباید از بحث لغوی رأفت، مجوزی برای نادیده گرفتن شرایط اثبات یا اجرای خودسرانه مجازات استخراج کرد. این مسائل به بررسی کامل احکام و ارتباط آیات نیاز دارند.
آیا رحمت میتواند با سختی همراه باشد؟
در بعضی توضیحهای لغوی، گفته شده است که رحمت گاهی میتواند با کاری ناخوشایند برای مصلحت شخص همراه شود، اما رأفت بیشتر با نرمی و پرهیز از سختی شناخته میشود.
آیه نور میتواند به فهم این گرایش کمک کند: دلسوزی نسبت به رنج دو شخص، اگر مانع اجرای حکم شود، در این موقعیت پذیرفته نشده است.
اما نباید از این آیه نتیجه گرفت که رحمت همیشه مجازات میکند و رأفت همیشه مجازات را کنار میگذارد. چنین فرمولی نه از خود آیه به دست میآید و نه تمام کاربردهای دو ریشه را توضیح میدهد.
تفاوت رأفت و رحمت باید با احتیاط بیان شود. هر دو در حوزه مهربانی و دلسوزی قرار دارند، ولی رأفت در کاربردهای شناختهشده خود، نرمی و رعایت حال دیگری را برجستهتر میکند. این تفاوت، گرایشی معنایی است، نه قانونی بیاستثنا.
۷. مقایسه با ریشههای نزدیک و پیشنهادهای ترجمه
ر أ ف (رَأَفَ) و ر ح م (رَحِمَ)
«رحمت» در قرآن میدان معنایی گستردهای دارد. آن معبود یگانه انسان را از نعمتهای زندگی برخوردار میکند، راه هدایت را برای او روشن میسازد، امکان بازگشت و آمرزش فراهم میکند و رحمت خود را بر بندگان میگستراند.
«رأفت» با همین میدان معنایی ارتباط دارد، اما در توضیحهای لغوی آن، نرمی و دلسوزی لطیف برجستهتر است.
در قرآن، «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» نه بار تکرار شده است؛ هشت بار درباره آن معبود یگانه و یک بار درباره رسول. در حدید، ۲۷، نیز «رَأْفَةً وَرَحْمَةً» در کنار هم آمدهاند.
این تکرار نشان میدهد که دو واژه ارتباط نزدیکی دارند. بااینحال، کنار هم آمدن آنها به تنهایی ثابت نمیکند که رأفت همیشه مرحله نخست رحمت، مرتبه بالاتر آن یا نوعی کاملا جدا از آن است.
در آیات مختلف، ممکن است یکی از دو تعبیر جنبهای از مهربانی را برجسته کند و دیگری میدان گستردهتر همان معنا را نشان دهد. اما برای ساختن یک مرزبندی قطعی، شواهد موجود کافی نیستند.
ر أ ف (رَأَفَ) و ش ف ق (أَشْفَقَ)
«شفقت» در زبان عربی با نگرانی، بیم و توجه دلسوزانه به وضعیت دیگری ارتباط دارد.
در طور، ۲۶، آمده است:
«قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ»
«گفتند: ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک و نگران بودیم.»
(طور، ۲۶)
در این آیه، «مُشْفِقِينَ» به حالت بیم و نگرانی اشاره دارد. در کاربردهای دیگر نیز شفقت میتواند با ترس از پیامد کاری همراه باشد.
رأفت و شفقت ممکن است در دلسوزی نسبت به دیگری به هم نزدیک شوند، اما شفقت در بسیاری از کاربردهای قرآنی جنبه بیم و نگرانی آشکارتری دارد. «رَءُوف» در مقابل، بر نرمی و مهربانی تاکید میکند.
پس نباید هر دو را در همه آیات با یک معادل ثابت ترجمه کرد. «دلسوزی» ممکن است در بعضی موارد برای هر دو مناسب باشد، اما تفاوت سیاق و موضوع باید حفظ شود.
ر أ ف (رَأَفَ) و ل ط ف (لَطُفَ)
«لطف» با نرمی و ظرافت ارتباط دارد و در کاربردهای قرآنی میتواند با آگاهی دقیق و تدبیر ظریف نیز همراه شود.
در ملک، ۱۴، آمده است:
«أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»
«آیا کسی که آفریده نمیداند، درحالیکه او لطیف و آگاه است؟»
(ملک، ۱۴)
در این آیه، «اللَّطِيفُ» با «الْخَبِيرُ» همراه شده است و معنا را در ارتباط با علم و آگاهی آن معبود یگانه قرار میدهد.
رأفت نیز میتواند با رفتار نرم و مهربانانه همراه باشد، اما خود واژه بر ظرافت در آگاهی یا تدبیر پنهان دلالت ندارد.
بنابراین، لطف و رأفت از نظر نرمی به یکدیگر نزدیکاند، ولی تمام کاربردهای آنها یکسان نیستند.
رأفت، عفو و گذشت
«عفو» در قرآن با گذشت و در بعضی کاربردها از میان بردن اثر یا پیگیری نکردن یک خطا ارتباط دارد.
ممکن است کسی از روی رأفت، از خطای دیگری بگذرد. اما رأفت و عفو از نظر لغوی یک معنا ندارند. رأفت دلسوزی و مهربانی است؛ عفو به گذشتن از چیزی مربوط است.
آیه نور، ۲، نیز نشان میدهد که وجود دلسوزی ضرورتا به معنای کنار گذاشتن مجازات نیست. از سوی دیگر، در آیات مربوط به توبه و آمرزش، رأفت آن معبود یگانه میتواند با پذیرش بازگشت انسان همراه شود.
پس نه هر رأفتی به عفو میانجامد و نه هر عفوی لزوما با همان حالت دلسوزی انسانی همراه است. رابطه این دو مفهوم را باید در هر سیاق جداگانه شناخت.
«رَءُوف» در اوصاف الهی
در قرآن، «رَءُوف» به صورت نکره و گاه همراه با لام تاکید آمده است؛ مانند «لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ». در کاربردهای قرآنی این ریشه، صورت معرفه «الرَّءُوف» دیده نمیشود.
اما این واقعیت صرفی نباید به یک نتیجه الهیاتی قطعی تبدیل شود که گویا «رئوف» به سبب نداشتن «ال» نمیتواند وصف الهی باشد. خود قرآن این واژه را بارها به آن معبود یگانه نسبت داده است.
در مقابل، نباید برای هماهنگ کردن متن با فهرستهای بعدی نامها و اوصاف الهی، «ال» را به صورت قرآنی افزود. آنچه در قرآن آمده، باید همانگونه ثبت و بررسی شود.
همچنین کاربرد «رَءُوف» برای رسول در توبه، ۱۲۸، نشان میدهد که این واژه از نظر زبان به آن معبود یگانه اختصاص ندارد. معنای آن در هر دو کاربرد با دلسوزی و مهربانی ارتباط دارد، اما نوع و سطح این نسبت را هویت موصوف و سیاق تعیین میکند.
پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «رَأْفَة»، «دلسوزی» معادل طبیعی و مناسبی است. در حدید، ۲۷، عبارت «رَأْفَةً وَرَحْمَةً» میتواند «دلسوزی و مهربانی» ترجمه شود. این برگردان نزدیکی دو واژه را حفظ میکند، بیآنکه به زور دو معنای کاملا جدا برای آنها بسازد.
در نور، ۲، «رَأْفَةٌ» نیز بهتر است «دلسوزی» ترجمه شود. جمله را میتوان چنین برگرداند: «دلسوزی نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم بازندارد.» در اینجا، منع تاثیر رأفت از ساخت کامل آیه فهمیده میشود؛ نه اینکه خود رأفت به معنای بیعدالتی یا ضعف باشد.
برای «رَءُوف»، «بسیار دلسوز» یا «بسیار مهربان» مناسب است. در توبه، ۱۲۸، که این واژه درباره رسول آمده، «نسبت به مؤمنان بسیار دلسوز و مهربان است» معنای جمله را روشن منتقل میکند.
در کاربردهای الهی، ترکیب «رَءُوفٌ رَحِيمٌ» میتواند «بسیار دلسوز و مهربان» ترجمه شود. در مواردی که توضیح تفاوت دو وصف اهمیت دارد، بهتر است این تفاوت در متن پژوهشی بررسی شود؛ نه اینکه برای هر واژه معادلی غیرطبیعی یا ساختگی انتخاب گردد.
«رئوف» را نباید در تمام آیات به «آمرزنده»، «بخشنده مال»، «حافظ از هر خطر» یا «کسی که هرگز کیفر نمیدهد» تبدیل کرد. اینها ممکن است در بعضی سیاقها با آثار رحمت و رأفت ارتباط داشته باشند، اما معنای مستقیم ریشه نیستند.
همچنین ترجمه آن به «ترحمکننده» در بعضی جملههای فارسی ممکن است معنای نگاه از بالا به فرد ناتوان را تداعی کند. «دلسوز» و «مهربان» در بیشتر کاربردهای قرآنی، بدون افزودن چنین برداشتی، معنای واژه را طبیعیتر منتقل میکنند.
۸. جمعبندی
ریشه «ر أ ف» در زبان عربی به دلسوزی و مهربانی همراه با نرمی و رقت مربوط است. این معنا به رحمت نزدیک است، اما در برخی توضیحهای لغوی، رأفت با لطافت و رعایت حال دیگری برجستهتر شناخته شده است. اختلاف لغویان درباره یکسان بودن، خاصتر بودن یا شدیدتر بودن رأفت نسبت به رحمت واقعی است و نباید یکی از این تعریفها را بدون بررسی همه کاربردها به قانونی مطلق تبدیل کرد.
در قرآن، «رَءُوف» بیشتر وصف آن معبود یگانه است و در یک آیه وصف رسول نیز قرار گرفته است. رأفت الهی در سیاق نعمتهای زندگی، هدایت، پذیرش بازگشت، حسابرسی، هشدار و رفع دشواریها آمده است. بنابراین، نباید آن را تنها به بخشیدن گناه یا دور کردن رنج جسمانی محدود کرد.
در توبه، ۱۲۸، رسول نسبت به مؤمنان رئوف و رحیم معرفی شده است. در حدید، ۲۷، رأفت و رحمت در دل پیروان عیسی قرار داده شدهاند. این کاربردها نشان میدهند که رأفت در قرآن تنها وصفی الهی نیست و میتواند ویژگی انسان نیز باشد.
در نور، ۲، همان واژه در موقعیتی آمده است که تاثیر دلسوزی بر اجرای حکم منع میشود. این کاربرد معنای رأفت را منفی نمیکند؛ بلکه نشان میدهد وجود دلسوزی به تنهایی تعیینکننده درستی هر تصمیم نیست. جایگاه آن باید با موضوع حکم، حقوق دیگران و ساخت کامل آیه سنجیده شود.
هسته معنایی ریشه «ر أ ف» را میتوان چنین بیان کرد: دلسوزی و مهربانی همراه با نرمی و رعایت حال دیگری، بهویژه در برابر رنج و سختی او؛ گرایشی که میتواند در رفتار ملایم، کاهش دشواری یا کوشش برای خیر دیگری آشکار شود.
این تعریف هم رأفت انسانی را دربر میگیرد و هم کاربرد وصف «رَءُوف» برای آن معبود یگانه و رسول را، بیآنکه احساس و رفتار انسان به صورت جسمانی به آن معبود یگانه نسبت داده شود.
تمایز اصلی آن است که رأفت از نظر لغوی دلسوزی است، اما نتیجه آن همیشه یکسان نیست. در یک آیه، با نعمت و آسانی همراه است؛ در آیه دیگر، با هدایت و بازگشت؛ و در موقعیتی دیگر، از تاثیر آن بر اجرای حکم جلوگیری میشود. شناخت معنای ریشه باید این تفاوتها را حفظ کند، نه اینکه رأفت را به احساساتیگری، چشمپوشی همیشگی یا مرتبهای قطعی و ثابت از رحمت محدود سازد.