ریشه قرآنی

ریشه قرآنی ت و ر

یک بار، یک نوبت، یا مرحله‌ای جداگانه از وقوع یک عمل؛ به‌ویژه در ترکیب «تارة أخرى»

صورت‌های مهم این ریشه

معنای کوتاه ریشه

ریشه ت و ر از واژه تارة است. این ریشه در قرآن در دو عبارت آمده است:

أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ

یا ایمن شده‌اید از اینکه شما را بار دیگر به آن بازگرداند؟

الاسراء ۱۷:۶۹

مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ

از آن شما را آفریدیم، در آن بازتان می‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

طه ۲۰:۵۵

صورت روشن قرآنی این ماده تارة است. التوراة نام خاص یک کتاب وحیانی است و نباید تنها بر پایه شباهت نوشتاری، مشتق قطعی ت و ر شمرده شود.

ت و ر در کاربرد قرآنی بر یک بار، یک نوبت یا مرحله‌ای جداگانه از وقوع یک عمل دلالت دارد. تارة خودِ بازگشت، خروج یا تکرار نیست؛ نوبتی است که یک عمل در آن واقع می‌شود.

ترکیب تارة أخرى یعنی بار دیگر، نوبتی دیگر، یا در مرحله‌ای دیگر از همان رخداد یا فرایند.

هسته معنایی این ماده چنین است: یک نوبت مشخص از وقوع یک عمل؛ و همراه با أخرى، رخ دادن آن عمل در نوبتی دیگر پس از نوبت پیشین.

صورت‌های مهم ریشه

تَارَة اسم است به معنای یک بار، یک نوبت، یک هنگام، یا مرحله‌ای از وقوع. در قرآن همیشه با أخرى آمده است.

تَارَةً أُخْرَىٰ یعنی بار دیگر یا نوبتی دیگر.

تَارَات جمع لغوی تارة است: بارها، نوبت‌ها، دفعات. این صورت در قرآن نیامده است.

تِئَر و تِئَار صورت‌های جمعی‌اند که در منابع لغوی برای تارة یا تأرة گزارش شده‌اند. این صورت‌ها در قرآن نیامده‌اند و برای ترجمه دو آیه قرآنی نقشی اساسی ندارند.

تَأْرَة در برخی منابع لغوی به معنای یک بار، یک نوبت یا یک هنگام ثبت شده است. ممکن است تارة صورت سبک‌شده یا تحول‌یافته همین واژه باشد، اما این توضیح تاریخی نباید بدون شاهد بیشتر به نظریه‌ای گسترده درباره مهلت، خون‌خواهی یا انتظار برای انتقام تبدیل شود.

تَوْر در عربی کلاسیک برای معانی دیگری نیز گزارش شده است؛ از جمله نام نوعی ظرف. این شاخه در قرآن نیامده و رابطه تاریخی آن با تارة روشن نیست. نباید همه واژه‌های هم‌شکل را اجباراً زیر یک تصویر معنایی قرار داد.

التَّوْرَاة نام خاص کتابی پیشین است. شباهت ظاهری آن با ت و ر برای اثبات هم‌ریشگی کافی نیست. ریشه‌شناسی نام تورات باید جداگانه و با توجه به زبان عبری، انتقال واژه به عربی و پیشنهادهای مختلف لغوی بررسی شود.

در مدخل مستقل «تورات» می‌توان صورت عبری نام، پیوند احتمالی آن با آموزش و راهنمایی، ورود واژه به عربی، تحلیل‌های عربی سنتی مانند ارتباط با و ر ي، و تفاوت نام کتاب با ریشه قرآنی تارة را بررسی کرد.

نکته زبان‌شناسی

تارة نوع عمل را تعیین نمی‌کند؛ فقط نوبت آن را مشخص می‌سازد.

در عبارت يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ، يعيدكم نوع عمل را می‌گوید، یعنی بازگرداندن؛ فيه مقصد بازگشت را می‌گوید، یعنی در آن یا دریا؛ و تارة أخرى نوبت عمل را می‌گوید، یعنی بار دیگر.

در عبارت نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ، نخرجكم نوع عمل را می‌گوید، یعنی بیرون آوردن؛ منها مبدأ خروج را نشان می‌دهد، یعنی از زمین؛ و تارة أخرى نوبت خروج را مشخص می‌کند، یعنی بار دیگر.

بنابراین تارة را نباید با ریشه‌هایی مانند ع و د، ر ج ع، خ ر ج، ب ع ث و ك ر ر یکی دانست. عود و رجوع خود بازگشت را می‌گویند؛ خروج خود بیرون آمدن را می‌گوید؛ بعث برانگیخته شدن را می‌گوید؛ تکرار فرایند دوباره واقع شدن است؛ اما تارة تنها می‌گوید عمل در نوبتی دیگر رخ می‌دهد.

تصویر مادی ریشه

تصویر مادی تارة، عملی است که در یک نوبت رخ می‌دهد، پایان می‌یابد یا از آن مرحله عبور می‌شود، سپس در نوبتی دیگر دوباره واقع می‌گردد.

کسی یک بار وارد دریا می‌شود و پس از بازگشت به خشکی، در نوبتی دیگر دوباره وارد آن می‌شود. چیزی یک بار از زمین بیرون می‌آید، دوباره به زمین بازمی‌گردد و در مرحله‌ای دیگر از همان زمین خارج می‌شود. شخص گاهی سواره و گاهی پیاده حرکت می‌کند؛ هر حالت یک تارة یا نوبت از حرکت اوست.

تارة لزوماً دایره، تناسخ، تکرار بی‌پایان یا بازگشت به نقطه نخست را معنا نمی‌دهد. این مفاهیم تنها در صورتی وارد می‌شوند که افعال و سیاق جمله آنها را نشان دهند.

تبصره تاریخی و کاربرد عربی کهن

در عربی کلاسیک، تارة برای یک بار، یک نوبت و یک هنگام به کار می‌رفت. ساخت‌هایی مانند تارة كذا وتارة كذا یعنی گاهی چنین و گاهی چنان؛ تارة بعد تارة یعنی نوبتی پس از نوبت دیگر؛ و فعل ذلك تارات یعنی آن کار را چند بار انجام داد.

این کاربرد نشان می‌دهد تارة برای جدا کردن نوبت‌های یک رفتار یا وضعیت مناسب بوده است.

در برخی گزارش‌های لغوی، صورت تأرة نیز ثبت شده است. اما نسبت دادن معنای اصلی آن به خون‌خواهی، مهلت دادن تا انتقام یا انتظار برای رسیدن نوبت، برای این مدخل قطعی نیست.

حتی اگر میان واژه‌های نزدیک در تاریخ زبان ارتباطی وجود داشته باشد، نباید از آن نتیجه گرفت که تارة أخرى در طه به‌طور لغوی به دوره برزخ یا مهلت میان مرگ و رستاخیز اشاره می‌کند. دوره میان بازگشت به زمین و خروج دوباره از سیاق آیه فهمیده می‌شود، نه از معنای خود تارة.

بازگشت دوباره به دریا

أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفًا مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِمَا كَفَرْتُمْ

یا ایمن شده‌اید از اینکه شما را بار دیگر به آن بازگرداند، سپس بادی درهم‌شکننده بر شما بفرستد و به سبب کفرتان غرقتان سازد؟

الاسراء ۱۷:۶۹

سیاق از کسانی سخن می‌گوید که در دریا گرفتار شده، نجات یافته و به خشکی رسیده‌اند. ساخت حرکت چنین است: حضور نخست در دریا؛ گرفتاری و درخواست نجات؛ رسیدن به خشکی؛ احتمال بازگشت دوباره به دریا؛ قرار گرفتن دوباره در معرض خطر.

تارة أخرى نوبت دوم حضور در همان فضای خطر را مشخص می‌کند. اما تارة خود به معنای دریا، خطر یا بازگرداندن نیست. این معانی از فيه، يعيدكم و ادامه آیه می‌آیند.

تارة در رفت‌وآمد میان دو فضا

در الاسراء ۱۷:۶۹، تارة در ساختی آمده است که انسان میان دو فضا جابه‌جا می‌شود: دریا، خشکی، و دوباره دریا.

این کاربرد نشان می‌دهد تارة می‌تواند نوبتی از یک رفت‌وآمد یا تناوب را مشخص کند. اما نباید نتیجه گرفت که معنای ذاتی تارة «تناوب میان دو فضا» است. در زبان عمومی، تارة می‌تواند برای نوبت‌های متفاوت یک رفتار یا حالت نیز به کار رود. در این آیه، معنای تناوب از خود ساخت روایی به دست می‌آید.

آفرینش، بازگشت و خروج دوباره از زمین

مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ

از آن شما را آفریدیم، در آن بازتان می‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

طه ۲۰:۵۵

آیه سه مرحله را با سه ساخت روشن کنار هم قرار می‌دهد: منها خلقناكم، از آن شما را آفریدیم؛ وفيها نعيدكم، در آن بازتان می‌گردانیم؛ و ومنها نخرجكم تارة أخرى، بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

منها مبدأ و ماده زمینی آفرینش را نشان می‌دهد. فيها به استقرار دوباره درون زمین اشاره می‌کند. سپس منها دوباره مبدأ خروج را نشان می‌دهد و تارة أخرى این خروج را به عنوان نوبتی دیگر معرفی می‌کند.

هندسه حروف جر در آیه طه

سه حرف جر مسیر را مرحله‌به‌مرحله ترسیم می‌کنند: منها یعنی از زمین؛ فيها یعنی در زمین؛ و دوباره منها یعنی دوباره از زمین.

این ساخت، حرکتی خطی و بازگشتی را نشان می‌دهد: خروج یا پیدایش نخست؛ بازگشت و استقرار؛ خروج دوباره. تارة أخرى در پایان جمله قرار گرفته و نوبت خروج دوم را مشخص می‌کند.

این خروج، رخدادی بی‌ارتباط با آفرینش نخست معرفی نشده است؛ در ادامه همان ساخت «از زمین، به زمین، و دوباره از زمین» قرار دارد.

آیا تارة نوبتی از یک فرایند ساختاری است؟

در هر دو کاربرد قرآنی، تارة أخرى در سیاقی آمده است که نوبت جدید به نوبت پیشین مربوط است. در الاسراء، حضور در دریا، خروج به خشکی و بازگشت دوباره به دریا دیده می‌شود. در طه، آفرینش از زمین، بازگشت به زمین و خروج دوباره از زمین آمده است.

از این رو، تارة در این دو آیه فقط «یک دفعه اتفاقی» نیست؛ نوبتی درون یک توالی معنادار است. با این حال، این ویژگی از کاربرد قرآنی این دو آیه به دست می‌آید. نباید آن را به عنوان معنای ثابت واژه در همه کاربردهای عربی مطرح کرد.

خروج دوباره و پاسخ به استبعاد رستاخیز

وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ

و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

خروج دوم در امتداد آفرینش نخست قرار گرفته است. آیه به جای آنکه برانگیخته شدن را رخدادی کاملاً بی‌سابقه معرفی کند، آن را نوبتی دیگر از بیرون آوردن انسان از همان زمین می‌داند.

این ساخت می‌تواند استبعاد رستاخیز را به چالش بکشد: همان مبدأیی که آفرینش نخست با آن پیوند داشت، محل بازگشت بدن می‌شود و مبدأ خروج دوباره نیز خواهد بود.

اما تارة خود به معنای «دلیل امکان رستاخیز» نیست. این استدلال از کل چینش آیه به دست می‌آید.

تارة و بعث

در طه ۲۰:۵۵، واژه بعث نیامده است؛ فعل نخرجكم آمده است. خروج دوباره از زمین در سیاق رستاخیز قرار می‌گیرد، اما نباید معنای بعث را مستقیماً وارد ریشه ت و ر کرد.

تفاوت چنین است: تارة أخرى یعنی نوبتی دیگر؛ نخرجكم یعنی شما را بیرون می‌آوریم؛ و بعث یعنی برانگیختن و به حرکت آوردن پس از مرگ.

آیا تارة دلالت بر تناسخ دارد؟

خیر. آیه طه سه مرحله مشخص را بیان می‌کند: آفرینش از زمین، بازگشت به زمین و خروج دوباره از زمین.

از تکرار نامحدود زندگی‌های زمینی یا انتقال انسان از یک بدن به بدن دیگر سخنی نیست. تارة أخرى تنها یک خروج دیگر را در این توالی مشخص می‌کند. واژه به‌تنهایی دلالت بر چرخه بی‌پایان ندارد.

تفکیک کاربردهای مشابه

تارة و مرة: هر دو می‌توانند به معنای یک بار یا یک نوبت باشند. مرة از ریشه م ر ر است و به یک دفعه وقوع یا عبور نزدیک است. تارة در کاربردهایی مانند تارة كذا وتارة كذا نوبت‌های متفاوت یا متناوب یک وضعیت را از یکدیگر جدا می‌کند. می‌توان تفاوت گرایشی را چنین بیان کرد: مرة یک بار وقوع است؛ تارة یک نوبت از میان نوبت‌ها یا حالت‌های متفاوت. اما این تفاوت مطلق نیست.

تارة و حين: حين یک زمان، هنگام یا بازه است. تارة یک نوبت وقوع است. حين می‌پرسد چه هنگام؛ تارة می‌پرسد در کدام بار یا نوبت. در برخی کاربردها تارة می‌تواند به «گاهی» نزدیک شود، اما زاویه شمارش نوبت را حفظ می‌کند.

تارة و إعادة: إعادة خودِ دوباره انجام دادن یا بازگرداندن است. تارة نوبتی است که این اعاده در آن رخ می‌دهد.

تارة و رجوع: رجوع بازگشت به مکان، مرجع یا حالت پیشین است. تارة نوع حرکت را تعیین نمی‌کند؛ یک عمل غیر بازگشتی نیز می‌تواند تارة أخرى انجام شود.

تارة و عود: عود بر دوباره آمدن یا بازگشتن دلالت دارد. تارة بر شمار و نوبت عمل دلالت می‌کند.

تارة و كرة: كرة می‌تواند بر بازگشت، یورش دوباره یا نوبت دیگری از غلبه دلالت کند. تارة عمومی‌تر است و به نوع خاصی از حرکت محدود نیست.

تارة و تکرار: تکرار فرایند دوباره واقع شدن است. تارة یک نوبت از آن فرایند را مشخص می‌کند.

تارة و طور: طور از ط و ر است و بر مرحله، حالت یا کوه طور دلالت دارد. تارة از ت و ر یا صورت تاریخی تأرة است و به بار یا نوبت مربوط می‌شود. این دو تنها از نظر صوتی نزدیک‌اند.

تارة و تورات: تارة یک واژه عربی برای بار و نوبت است. تورات نام خاص کتابی وحیانی است. نباید گفت تورات یعنی کتاب تکرار، کتاب نوبت دیگر، یا کتابی که بار دیگر آمده است. چنین معناهایی از شباهت ظاهری ساخته می‌شوند و شاهد تاریخی کافی ندارند.

نکات نحوی و ساختاری

در هر دو آیه، تارة منصوب آمده است: تَارَةً أُخْرَىٰ. این صورت نقش قیدی دارد و نوبت وقوع فعل را مشخص می‌کند: یک بار دیگر، یا در نوبتی دیگر. می‌توان آن را قید شمار یا ظرف نوبت عمل دانست.

أخرى صفت مؤنث تارة است. این صفت نشان می‌دهد رخدادی پیشین وجود داشته و اکنون نوبت دیگری از آن مطرح است.

در أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ، ساخت عبارت چنین است: يعيدكم یعنی شما را بازگرداند؛ فيه یعنی در آن، یعنی دریا؛ و تارة أخرى یعنی بار دیگر. در فارسی طبیعی: شما را بار دیگر به آن بازگرداند.

در آیه طه، مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ مبدأ را نشان می‌دهد؛ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ محل استقرار دوباره را نشان می‌دهد؛ و وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ بار دیگر مبدأ خروج را مشخص می‌کند. تقابل منها، فيها، منها ساخت آیه را منظم و مرحله‌ای می‌کند.

تارة مفعول مطلق فعل نیست و مصدر أعاد یا أخرج هم نیست. مصدر این افعال می‌توانست إعادة یا إخراج باشد. تارة تنها بار و نوبت وقوع آنها را مشخص می‌کند.

تفاوت با ریشه‌های نزدیک

ت و ر و م ر ر (مرر): مرة از م ر ر به یک دفعه وقوع یا عبور نزدیک است. تارة بر نوبتی متمایز از وقوع تأکید دارد.

ت و ر و ك ر ر (کرر): کرر بر دوباره آوردن و تکرار کردن دلالت دارد. تارة یک نوبت از تکرار است.

ت و ر و ع و د (عود): عود خودِ بازگشت یا دوباره آمدن است. تارة فقط زمان یا شمار نوبت آن را بیان می‌کند.

ت و ر و ر ج ع (رجع): رجع بر بازگشت به مرجع یا حالت پیشین دلالت دارد. تارة از نظر جهت حرکت خنثی است.

ت و ر و كرة: كرة یک بازگشت یا حمله دوباره است. تارة هر نوع نوبت دیگر را می‌تواند بیان کند.

ت و ر و ح ي ن (حين): حين یک هنگام یا مدت است. تارة یک بار وقوع در زمان است.

ت و ر و ط و ر (طور): طور بر مرحله، حالت یا کوه شناخته‌شده دلالت دارد. تارة بر بار و نوبت دلالت می‌کند.

ت و ر و نام تورات: نام تورات از نظر تاریخی باید مستقل بررسی شود. پیوند احتمالی آن با واژه عبری مربوط به آموزش و راهنمایی، یا تحلیل‌های عربی مانند ارتباط با و ر ي، موضوع مدخل نام خاص تورات است. این اختلاف‌ها خود نشان می‌دهند که قرار دادن قطعی تورات زیر ت و ر روش درستی نیست.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای تَارَة: یک بار؛ یک نوبت؛ یک هنگام؛ مرحله‌ای از وقوع.

برای تَارَةً أُخْرَىٰ: بار دیگر؛ یک بار دیگر؛ نوبتی دیگر؛ در مرحله‌ای دیگر. «بار دیگر» در فارسی طبیعی‌تر است. «نوبتی دیگر» تصویر اسمی و مرحله‌ای واژه را بهتر حفظ می‌کند.

يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَىٰ

شما را بار دیگر به آن بازگرداند.

در نوبتی دیگر شما را دوباره به آن بازگرداند.

بار دیگر شما را به درون آن برگرداند.

وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ

و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

و در نوبتی دیگر شما را از آن خارج می‌کنیم.

و یک بار دیگر از زمین بیرونتان می‌آوریم.

ترجمه پیشنهادی طه ۲۰:۵۵: از آن شما را آفریدیم، در آن بازتان می‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرونتان می‌آوریم.

ترجمه پیشنهادی الاسراء ۱۷:۶۹: یا ایمن شده‌اید از اینکه شما را بار دیگر به آن [دریا] بازگرداند، سپس بادی درهم‌شکننده بر شما بفرستد؟

جمع‌بندی زبانی

ت و ر در کاربرد قرآنی بر یک بار، یک نوبت یا مرحله‌ای دیگر از وقوع یک عمل دلالت دارد. صورت قرآنی آن تارة است و در هر دو مورد با أخرى آمده است: بازگشت دوباره به دریا و خروج دوباره از زمین.

تارة خودِ بازگشت، خروج یا برانگیخته شدن نیست. فقط نوبت رخداد را مشخص می‌کند. نوع عمل از فعل همراه آن فهمیده می‌شود: يعيدكم یعنی بازگرداندن؛ نخرجكم یعنی بیرون آوردن.

در دو آیه قرآن، تارة أخرى درون یک توالی ساختاری آمده است. در یک آیه، انسان از دریا به خشکی می‌رسد و ممکن است دوباره به دریا بازگردد. در آیه دیگر، از زمین آفریده می‌شود، به زمین بازمی‌گردد و بار دیگر از آن بیرون آورده می‌شود.

این کاربرد، تارة را به «نوبتی دیگر درون یک فرایند» نزدیک می‌کند؛ اما نباید آن را به معنای ذاتی تناوب، تناسخ یا چرخه بی‌پایان دانست.

تارة با مرة، إعادة، عود، رجوع، كرة، تکرار و حين نزدیک است، اما با هیچ‌یک یکسان نیست. مرة یک دفعه وقوع، إعادة خودِ دوباره انجام دادن، رجوع بازگشت به مرجع، و حين یک زمان یا هنگام را بیان می‌کند.

تورات نیز، با وجود شباهت نوشتاری، نباید مشتق قطعی ت و ر معرفی شود. نام و ریشه‌شناسی آن باید در مدخلی مستقل، با توجه به زبان عبری و تحلیل‌های مختلف تاریخی بررسی گردد.

هسته ویژه ت و ر یک نوبت مشخص از وقوع یک عمل، و در ترکیب تارة أخرى، رخ دادن همان عمل در نوبتی دیگر پس از نوبت پیشین است.