ریشه قرآنی و س ط

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

میانه، میانجیگاه و اعتدال؛ از قرار گرفتن در میان چیزها تا عدالت، سنجیدگی و معنای «أُمَّةً وَسَطًا» در قرآن

ریشه سه‌حرفی «و س ط» در زبان عربی با میان چیزی قرار گرفتن، فاصله داشتن از دو سوی آن و قرار گرفتن در موقعیتی میانی ارتباط دارد. میانه یک خانه یا مجلس، بخشی است که میان اطراف آن قرار گرفته است. اما همین واژه در کاربردهای دیگر می‌تواند به حد میانه میان دو اندازه، رفتار سنجیده و حتی جایگاه برتر یا شایسته‌تر اشاره کند. این معانی به یکدیگر نزدیک‌اند، ولی یکسان نیستند. آنچه از نظر مکانی در وسط قرار دارد، لزوما عادلانه یا بهتر از اطراف خود نیست.

قرآن از این ریشه در پنج موقعیت متفاوت استفاده کرده است: وصف «أُمَّةً وَسَطًا»، «الصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ»، خوراک میانه در جبران سوگند، شخص سنجیده‌تر در میان صاحبان باغ، و رسیدن به میان یک جمع در سوره عادیات. این کاربردها نشان می‌دهند که «وسط» گاهی موقعیتی مکانی است، گاهی معیاری برای اندازه و کیفیت، و گاهی وصفی برای رفتار و داوری انسان.

این ریشه در قرآن پنج بار و در چهار صورت صرفی آمده است: «وَسَطًا» در بقره، ۱۴۳؛ «الْوُسْطَىٰ» در بقره، ۲۳۸؛ «أَوْسَطِ» در مائده، ۸۹؛ «أَوْسَطُهُمْ» در قلم، ۲۸؛ و «فَوَسَطْنَ» در عادیات، ۵. دو صورت «أَوْسَطِ» و «أَوْسَطُهُمْ» از یک ساخت‌اند و تفاوت آنها به نقش دستوری و ضمیر مربوط است. تنها فعل این ریشه در قرآن «وَسَطْنَ» است؛ دیگر کاربردها اسمی یا وصفی‌اند.

واژه‌های «وَسْط»، «وَاسِط»، «وَسِيط»، «وَاسِطَة»، «تَوَسُّط» و «وَسَاطَة» نیز در عربی شناخته شده‌اند، اما به همین صورت در قرآن نیامده‌اند.

صورت‌های قرآنی

۱. هسته معنایی و کاربرد ریشه در عربی کهن

وسط؛ میان چیزی و فاصله از اطراف آن

در کاربرد مکانی، «وَسَطُ الشَّيْءِ» به بخش میانی چیزی گفته می‌شود. «وَسَطُ الدَّارِ» میانه خانه است و «وَسَطُ الرَّأْسِ» به بخش میانی سر اشاره دارد. در این کاربرد، میانه بخشی از همان چیز است، نه چیزی مستقل و بیرون از آن.

در عربی، میان «وَسَط» با فتح سین و «وَسْط» با سکون سین نیز تفاوتی شناخته شده است. در یک توضیح لغوی، «وَسَط» بیشتر نام بخش میانی خود چیز است، اما «وَسْط» مانند «بَيْن» برای بیان قرار گرفتن در میان اشخاص یا چیزهای دیگر به کار می‌رود. برای نمونه، «وَسْطَ الْقَوْمِ» یعنی در میان مردم.

بااین‌حال، این مرز در همه کاربردهای عربی مطلق نیست. لغویان مواردی ثبت کرده‌اند که دو صورت به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. بنابراین، حرکت سین می‌تواند در شناخت نقش واژه کمک کند، اما نباید از آن دو خانواده معنایی کاملا بی‌ارتباط ساخت.

گزارش‌های لغوی این واژه را درباره خانه، مجلس، چراگاه، ابزار سواری و جایگاه اشخاص در یک جمع ثبت کرده‌اند. قدمت هر کاربرد باید با شاهد خودش سنجیده شود؛ ثبت آن در یک فرهنگ متأخر، به‌تنهایی تاریخ پیشاقرآنی آن را ثابت نمی‌کند.

در برخی توضیح‌های لغوی، بخش میانی چراگاه از کناره‌های آن بهتر دانسته شده است، زیرا ممکن است آب و گیاه بیشتری داشته باشد. در مورد نشستن بر مرکب نیز جای میانی می‌تواند برای حفظ تعادل مناسب‌تر باشد. اما این ویژگی‌ها به شرایط همان مکان یا وسیله بستگی دارند. نمی‌توان نتیجه گرفت که مرکز هر چیز در طبیعت همیشه بهترین و ارزشمندترین بخش آن است.

«وسط» در شعر پیش از اسلام

در شعری از زهیر بن ابی سلمی، شاعر پیش از اسلام، آمده است:

«هَذَا وَلَيْسَ كَمَنْ يَعْيَا بِخُطَّتِهِ
وَسْطَ النَّدِيِّ إِذَا مَا نَاطِقٌ نَطَقَا»

«این مرد مانند کسی نیست که در میان انجمن، هنگام سخن گفتن دیگران، در رأی و تدبیر خود درمانده شود.»

در این بیت، «النَّدِيّ» به مجلس یا انجمن مردم اشاره دارد و «وَسْطَ النَّدِيِّ» محل حضور شخص را در میان آن جمع بیان می‌کند. شاعر از توانایی شخص در سخن گفتن و تدبیر ستایش می‌کند، اما آن ستایش از خود واژه «وسط» به دست نمی‌آید؛ بلکه از مقایسه میان شخص توانا و کسی که در مجلس درمانده می‌شود فهمیده می‌شود.

این شاهد نشان می‌دهد که «وسط» در زبان عربی کهن برای موقعیت واقعی شخص در میان یک جمع به کار می‌رفته است. حاضر بودن در میان مجلس، به خودی خود نه فضیلت است و نه عیب.

در معلّقه طرفة بن العبد نیز آمده است:

«وَإِنْ شِئْتُ سَامَى وَاسِطَ الْكَوْرِ رَأْسُهَا
وَعَامَتْ بِضَبْعَيْهَا نَجَاءَ الْخَفَيْدَدِ»

«و اگر بخواهم، سر شتر تا بلندی بخش پیشین جهازش بالا می‌آید و با بازوان خود چنان شناکنان می‌شتابد که شترمرغ نر شتاب می‌گیرد.»

«وَاسِطُ الْكَوْرِ» در این بیت نام بخشی از جهاز شتر است که در توضیح‌های لغوی به قسمت پیشین آن اشاره دارد. واژه در توصیف اجزای یک وسیله واقعی به کار رفته است.

این شاهد برای شناخت کاربرد مکانی خانواده ریشه سودمند است، اما نباید از نام یک بخش جهاز نتیجه گرفت که «واسط» در همه موقعیت‌ها دقیقا نقطه هندسی وسط را مشخص می‌کند. نام‌گذاری اجزای ابزارها می‌تواند کاربرد خاص خود را داشته باشد.

در آثار لغوی و تفسیری، بیت دیگری با عبارت «هُمْ وَسَطٌ يَرْضَى الْأَنَامُ بِحُكْمِهِمْ» نقل شده و گاهی به زهیر نسبت داده شده است. در آن، «وسط» به جایگاه شایسته و داوری پذیرفتنی نزدیک است. اما ضبط و انتساب این بیت اختلاف دارد. در یادداشت مصححانِ تفسیر طبری آمده که در روایت دیوان، صدر بیت «لِحَيٍّ حِلَالٍ يَعْصِمُ النَّاسَ أَمْرُهُمْ» است؛ بنابراین، این بیت را نمی‌توان بدون احتیاط شاهد قطعی کاربرد پیشاقرآنی «وسط» به معنای عدالت دانست.

از موقعیت میانی تا سنجیدگی و برتری

در کنار معنای مکانی، «وَسَط» و «أَوْسَط» برای توصیف چیزی میان دو حد نیز به کار رفته‌اند. برای نمونه، «شَيْءٌ وَسَطٌ» می‌تواند چیزی باشد که نه در حد بسیار خوب قرار دارد و نه در حد بسیار بد؛ بلکه میان این دو است.

اما در کاربرد دیگری، «أَوْسَطُ الْقَوْمِ» درباره شخصی از شایسته‌ترین یا محترم‌ترین افراد یک گروه آمده است. در اینجا، مقصود لزوما کسی نیست که در مرکز مجلس نشسته یا از نظر سن در میانه اعضای گروه قرار دارد.

این تفاوت برای شناخت ریشه اهمیت دارد. میانه بودن می‌تواند یک موقعیت قابل اندازه‌گیری باشد، اما هنگامی که برای رفتار، رأی یا جایگاه انسانی به کار می‌رود، ممکن است معنای سنجیدگی، عدالت یا شایستگی پیدا کند.

برای توضیح این گسترش معنایی می‌توان گفت شخصی که در داوری به یک طرف بی‌دلیل متمایل نمی‌شود و حق دو طرف را رعایت می‌کند، از افراط و تفریط دور می‌ماند. در چنین کاربردی، تصویر فاصله داشتن از دو سوی یک چیز به داوری و رفتار انسان منتقل می‌شود.

بااین‌حال، این تصویر را نباید تاریخ قطعی پیدایش مفهوم عدالت از معنای مکانی وسط دانست. شواهد موجود، هر دو کاربرد را در عربی نشان می‌دهند، اما به تنهایی ثابت نمی‌کنند که همه معانی اخلاقی ریشه دقیقا از یک تصویر مادی پدید آمده‌اند.

همچنین برتری و عدالت یک مفهوم نیستند. شخصی ممکن است از نظر جایگاه اجتماعی برجسته باشد، اما عادل نباشد. بنابراین، وقتی «أوسط» درباره انسان به کار می‌رود، باید دید خود جمله کدام ویژگی او را برجسته کرده است.

۲. «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا»؛ رسیدن به میان یک جمع

روشن‌ترین کاربرد حرکتی و مکانی این ریشه در سوره عادیات آمده است:

«وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا ۝ فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا ۝ فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا ۝ فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا ۝ فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا»

«سوگند به شتابندگان نفس‌زنان، پس آنان که جرقه برمی‌انگیزند، پس آنان که بامدادان یورش می‌برند، پس به آن گردوغبار برپا می‌کنند، پس به آن به میان جمعی می‌رسند.»

(عادیات، ۱–۵)

«فَوَسَطْنَ» از فعل ثلاثی مجرد «وَسَطَ» است. این صورت برای جمع مؤنث غایب آمده و به همان گروهی بازمی‌گردد که در آیات پیشین نخست با اسم‌های فاعل و سپس با فعل توصیف شده‌اند.

در این آیات، حرکت سریع، برانگیختن جرقه، یورش بامدادی و برخاستن گردوغبار مطرح است. در پایان، همان حرکت‌کنندگان به میان یک جمع می‌رسند.

در تفسیر شناخته‌شده، این صحنه درباره اسبان تیزرو در هنگام یورش است. در بعضی تفسیرهای دیگر، حرکت شتران مطرح شده و «جَمْعًا» نام مکان «جَمْع»، یعنی مزدلفه، دانسته شده است. این اختلافِ تفسیر صحنه را باید از اختلاف قرائت و صورت فعل جدا دانست.

این اختلاف به شناسایی صحنه و مصداق‌های آیات مربوط است. در تفسیر اسبان، فعل بر وارد شدن به میان یک جمع دلالت دارد؛ در تفسیر مزدلفه، سخن از رسیدن به میان یک مکان است. هسته مکانی فعل در هر دو باقی می‌ماند، اما «جمع» در هر دو تفسیر لزوما به معنای گروهی از مردم نیست.

نقش «بِهِ» در جمله

در «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا»، ضمیر «بِهِ» نیز نیازمند توجه است. درباره مرجع این ضمیر، توضیح‌های مختلفی وجود دارد؛ از جمله بازگشت آن به صبح، حرکت یا مکان پیشین، و نیز به «نَقْع»، یعنی گردوغبار. در احتمال اخیر، عبارت می‌تواند رسیدن به میان جمع در حالی آغشته به گردوغبار را بیان کند. ترجمه پایه «به آن» ضمیر را حفظ می‌کند و تعیین مرجع آن نیازمند توضیح جداگانه است.

اما اختلاف درباره ضمیر، هسته مکانی «وَسَطْنَ» را از میان نمی‌برد. در تفسیر جمع انسانی، فعل از رسیدن به میان آن جمع سخن می‌گوید؛ در تفسیر «جمع» به عنوان نام مکان، از رسیدن به میان آن مکان.

در این آیه، «وسط» هیچ معنای اخلاقی ضروری ندارد. وارد شدن به مرکز یک گروه نه به خودی خود عدالت است و نه برتری. حتی اگر صحنه را یورش جنگی بدانیم، ارزش آن رفتار باید از سیاق دیگری بررسی شود؛ نه از خود ریشه.

این کاربرد یک آزمون مهم برای تعریف نهایی ریشه است. اگر «وسط» را همیشه «عادل» یا «بهترین» معنا کنیم، «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا» دیگر ترجمه طبیعی و درستی نخواهد داشت.

۳. «مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ»؛ اندازه میانه در یک مسئولیت مالی

در مائده، ۸۹، آمده است:

«لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَٰكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُوا أَيْمَانَكُمْ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

«آن معبود یگانه شما را به سبب سوگندهای بی‌قصدتان بازخواست نمی‌کند، اما درباره سوگندهایی که محکم بسته‌اید بازخواست می‌کند. پس کفاره آن خوراک دادن به ده نیازمند، از خوراک میانه‌ای است که به خانواده خود می‌دهید؛ یا پوشاندن آنان، یا آزاد کردن انسانی در بند. و هرکس توان آن را نداشت، سه روز روزه بگیرد. این کفاره سوگندهای شماست هنگامی که سوگند خورده‌اید. و سوگندهای خود را حفظ کنید. این‌گونه آن معبود یگانه آیات خود را برای شما روشن می‌کند، باشد که سپاسگزار شوید.»

(مائده، ۸۹)

در این آیه، «أَوْسَط» درباره خوراک آمده است. موضوع، جبران سوگندی است که شخص نسبت به آن مسئولیت دارد و یکی از راه‌های جبران، خوراک دادن به ده نیازمند است.

«مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ» به خوراکی اشاره دارد که در حد میانه آنچه به خانواده داده می‌شود قرار می‌گیرد. بنابراین، معیار از خود زندگی و خوراک معمول خانواده گرفته شده است.

این کاربرد با «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا» تفاوت دارد. آنجا سخن از رسیدن به میان یک جمع بود؛ اینجا میانه بودن به اندازه یا کیفیت خوراک مربوط است.

آیا «أوسط» یعنی بهترین خوراک؟

در منابع لغوی، «أوسط» می‌تواند هم به حد میانه و هم به بهترین یا شایسته‌ترین صورت چیزی اشاره کند. از این رو، در توضیح این آیه نیز میان «خوراک میانه»، «خوراک عادلانه» و «خوراک مناسب و شایسته» نزدیکی معنایی دیده می‌شود.

اما آیه تنها نمی‌گوید «از بهترین خوراک خود بدهید» و همچنین نمی‌گوید «از کم‌ارزش‌ترین خوراکی که می‌یابید بدهید». معیار را به آنچه شخص به خانواده خود می‌خوراند پیوند داده است.

این قید مانع دو برداشت افراطی می‌شود. از یک سو، نمی‌توان شخص را تنها به گران‌ترین خوراکی که گاه تهیه می‌کند ملزم دانست؛ از سوی دیگر، خوراک میانه را نمی‌توان خودکار به ارزان‌ترین و نامناسب‌ترین خوراک فروکاست.

پس «أوسط» در این آیه با حد متعارف و سنجیده خوراک رابطه دارد. تعیین مقدار دقیق خوراک، مسئله‌ای فراتر از معنای لغوی ریشه است و به بررسی کامل حکم و شرایط مربوط نیاز دارد.

میانه نسبت به چه چیزی؟

این پرسش برای فهم آیه مهم است. واژه «أوسط» به خودی خود معیار مستقلی مانند مقدار ثابت وزن، قیمت واحد یا نوع مشخص خوراک را تعیین نکرده است.

قرآن می‌گوید: «مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ»؛ یعنی آنچه به خانواده خود می‌خورانید. بنابراین، مرجع سنجش در همان جمله آمده است.

ممکن است غذای معمول یک خانواده با خانواده دیگر متفاوت باشد. در نتیجه، از خود ریشه «و س ط» نمی‌توان فهرست ثابتی از خوراک‌ها برای همه مردم و همه زمان‌ها ساخت.

این کاربرد نشان می‌دهد که میانه بودن همیشه میان دو نقطه مکانی نیست. گاهی میان دو حد از مقدار، کیفیت یا هزینه قرار می‌گیرد.

بااین‌حال، «میانه» در این آیه به معنای میانگین ریاضی همه خوراک‌های خانواده نیست. آیه از یک معیار عملی و قابل فهم در زندگی سخن می‌گوید، نه از محاسبه‌ای عددی که روش آن را تعیین کرده باشد.

در اینجا معنای «أوسط» با سنجیدگی و تناسب نزدیک می‌شود. اما این نزدیکی نباید به این نتیجه تبدیل گردد که خود واژه در همه کاربردها به معنای عدالت حقوقی است.

۴. «قَالَ أَوْسَطُهُمْ»؛ سنجیده‌ترین شخص در میان صاحبان باغ

در سوره قلم، داستان صاحبان باغی آمده است که تصمیم گرفتند محصول خود را صبح زود برداشت کنند و نگذارند نیازمندی وارد باغ آنان شود.

قرآن سخن آنان را چنین نقل می‌کند:

«أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ»

«که امروز هیچ نیازمندی بر شما وارد آن نشود.»

(قلم، ۲۴)

اما وقتی به باغ می‌رسند، آن را در وضعیتی متفاوت می‌یابند و درمی‌یابند که آنچه انتظار داشتند از دست رفته است. در همین موقعیت آمده است:

«قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ»

«سنجیده‌ترین آنان گفت: آیا به شما نگفتم که چرا تسبیح نمی‌کنید؟»

(قلم، ۲۸)

در اینجا، «أَوْسَطُهُمْ» یکی از اعضای همان گروه است. اما برخلاف عادیات، ۵، سخن از قرار گرفتن در مرکز مکانی نیست.

آنچه این شخص را از دیگران متمایز می‌کند، سخن اوست. او پیش‌تر آنان را به تسبیح فراخوانده بود و اکنون آن هشدار را یادآوری می‌کند.

در آیه بعد، دیگران می‌گویند:

«قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ»

«گفتند: پروردگار ما پاک و منزه است؛ ما ستمگر بودیم.»

(قلم، ۲۹)

این پاسخ نشان می‌دهد که سخن شخص مورد نظر در زمینه یادآوری آن معبود یگانه و بازشناسی رفتار نادرست آنان قرار دارد.

«أوسطهم» از نظر سن یا از نظر رأی؟

«أَوْسَط» در زبان عربی می‌تواند درباره کسی که در میان افراد یک گروه قرار دارد یا از نظر جایگاه در حد میانه است به کار رود. اما می‌تواند به شایسته‌ترین و دادگرترین آنان نیز اشاره کند.

در داستان صاحبان باغ، هیچ نشانه روشنی وجود ندارد که قرآن خواسته باشد سن، قد، محل ایستادن یا ترتیب تولد این شخص را مشخص کند.

در مقابل، گفتار او با رفتار دیگران تفاوت دارد. از این رو، فهم «أَوْسَطُهُمْ» به معنای سنجیده‌ترین، دادگرترین یا کسی که رأی درست‌تری داشت، با سیاق سازگارتر است.

بااین‌حال، نباید از این وصف نتیجه گرفت که او در تمام ویژگی‌های اخلاقی برترین شخص گروه بود یا هرگز در تصمیم مشترک آنان سهمی نداشت. آیه تنها سخنی مشخص از او نقل می‌کند و جایگاه او را در همان ماجرا برجسته می‌سازد.

آیا میانه بودن به معنای بی‌طرفی است؟

در این داستان، شخصی که «أَوْسَطُهُمْ» خوانده شده، در برابر رفتار دیگران سخن می‌گوید. او برای حفظ تعادل ظاهری، میان کار درست و نادرست سکوت نکرده است.

این نکته اهمیت دارد. «وسط» در کاربرد اخلاقی خود لزوما به معنای ایستادن در فاصله مساوی میان دو ادعا نیست. گاهی رفتار سنجیده آن است که انسان خطا را بشناسد و در برابر آن سخن بگوید.

در این آیه، میانه بودن از یک سو با شایستگی رأی و از سوی دیگر با یادآوری مسئولیت در برابر آن معبود یگانه پیوند یافته است. اما خود ریشه «و س ط» به معنای تسبیح، توبه یا نکوهش ستم نیست. این مفاهیم از گفتار شخصیت‌ها و ادامه داستان به دست می‌آیند.

مقایسه این کاربرد با مائده، ۸۹، نشان می‌دهد که «أوسط» در یک آیه درباره خوراک و در آیه دیگر درباره شخص به کار رفته است. در هر دو، معنای میانه و سنجیدگی حضور دارد، اما موضوع سنجش متفاوت است.

۵. «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا»؛ میانه بودن یک امت

در بقره، ۱۴۳، آمده است:

«وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ»

«و این‌گونه شما را امتی میانه و سنجیده قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و فرستاده نیز بر شما گواه باشد. و قبله‌ای را که پیش‌تر بر آن بودی قرار ندادیم مگر برای آنکه بدانیم چه کسی از فرستاده پیروی می‌کند و چه کسی بر پاشنه‌های خود بازمی‌گردد. و این کار به‌راستی دشوار بود، مگر بر کسانی که آن معبود یگانه هدایتشان کرده است. و آن معبود یگانه هرگز ایمان شما را ضایع نخواهد کرد. همانا آن معبود یگانه نسبت به مردم بسیار دلسوز و مهربان است.»

(بقره، ۱۴۳)

این آیه شناخته‌شده‌ترین کاربرد ریشه «و س ط» در قرآن است. واژه «وَسَطًا» وصف «أُمَّةً» است و با جمله «لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ» ارتباط مستقیم دارد.

برای شناخت معنای آن، دو نکته باید جدا بررسی شوند: نخست معنای «وسط» در وصف یک جماعت، و دوم مسئولیتی که قرآن در ادامه برای آن جماعت بیان می‌کند.

آیا «أُمَّةً وَسَطًا» یعنی امتی که در مرکز جهان قرار دارد؟

در کاربرد مکانی، «وسط» می‌تواند به مرکز یا میانه چیزی اشاره کند. اما در این آیه، موضوع یک امت انسانی است و هیچ محدوده جغرافیایی برای اندازه‌گیری مرکز آن تعیین نشده است.

بنابراین، از خود عبارت «أُمَّةً وَسَطًا» نمی‌توان نتیجه گرفت که این امت از نظر جغرافیایی در مرکز زمین، میان قاره‌ها یا در نقطه مرکزی جهان قرار دارد.

آیه در ادامه از گواه بودن بر مردم و گواه بودن فرستاده بر مخاطبان سخن می‌گوید. این ادامه، کاربرد وصف را به حوزه جایگاه و مسئولیت انسانی نزدیک می‌کند، نه به موقعیت جغرافیایی.

در زبان عربی، «وَسَط» می‌تواند درباره گروهی به معنای عادل، سنجیده یا شایسته به کار رود. از میان این معانی، عدالت و سنجیدگی با مسئولیت گواهی ارتباط روشنی دارند.

اما نباید از این رابطه نتیجه گرفت که «وسط» از نظر لغوی همان «شاهد» است. قرآن دو واژه متفاوت آورده است: نخست وصف امت را بیان می‌کند و سپس از غایت یا مسئولیتی سخن می‌گوید که با «لِتَكُونُوا» معرفی شده است.

وسط و عدالت

در داوری، شخص عادل نباید تنها به سبب علاقه، دشمنی یا وابستگی به یکی از طرفین، حق دیگری را نادیده بگیرد. این رفتار را می‌توان با تصویر میانه بودن توضیح داد: داور به یک سو بی‌دلیل متمایل نمی‌شود.

در چنین کاربردی، میانه بودن به معنای فاصله مساوی جسمانی از دو شخص نیست. ممکن است حق کاملا با یکی از طرفین باشد و عدالت اقتضا کند که داور همان حق را بیان کند.

پس عدالت، سازش دادن دو طرف به هر قیمت یا تقسیم همیشگی حق میان آنان نیست. شخص عادل می‌تواند در برابر یک ادعای نادرست بایستد و همچنان از جانبداری ناروا دور باشد.

این توضیح با کاربرد «أَوْسَطُهُمْ» در قلم، ۲۸، نیز سازگار است. آن شخص در برابر رفتار گروه خود سخن گفت، نه اینکه برای حفظ موقعیت میانی از داوری خودداری کند.

بنابراین، در «أُمَّةً وَسَطًا»، میانه بودن می‌تواند با عدالت و سنجیدگی پیوند داشته باشد، اما نباید آن را به بی‌طرفی در برابر حق و باطل یا مصالحه همیشگی میان دو موضع تبدیل کرد.

«لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ»

قرآن بلافاصله پس از وصف امت می‌گوید:

«لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا»

«تا بر مردم گواه باشید و فرستاده نیز بر شما گواه باشد.»

این عبارت، مسئولیت گواهی را در دو جهت مطرح می‌کند. مخاطبان در برابر مردم جایگاه گواهی دارند و فرستاده نیز بر آنان گواه است.

گواهی دادن در زبان قرآن با شهادت و آگاهی ارتباط دارد. اما معنای کامل شهادت، زمان و چگونگی آن، و مسئولیت کسانی که شاهد معرفی شده‌اند، به بررسی ریشه «ش ه د» و دیگر آیات مربوط نیاز دارد.

آنچه برای ریشه «و س ط» اهمیت دارد، ارتباط وصف میانه و سنجیده با این مسئولیت است.

نمی‌توان از این عبارت نتیجه گرفت که هر فردی، تنها به سبب تعلق اسمی به یک جماعت، در همه داوری‌های خود عادل است. خود آیه از آزمون پیروی و بازگشتن بر پاشنه‌ها سخن می‌گوید و میان رفتارهای متفاوت انسان‌ها فرق می‌گذارد.

بنابراین، وصف «أُمَّةً وَسَطًا» نباید به ضمانت برتری اخلاقی هر شخص یا مجوز داوری بی‌قیدوشرط درباره دیگر انسان‌ها تبدیل شود. آیه جایگاه و مسئولیتی را بیان می‌کند که با گواهی ارتباط دارد؛ درستی هر گواهی نیز از حقیقت و عدالت آن جدا نیست.

رابطه «أُمَّةً وَسَطًا» با قبله

آیه ۱۴۳ در میان آیات قبله قرار دارد. پیش از آن، قرآن می‌گوید:

«قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»

«بگو: مشرق و مغرب متعلق به آن معبود یگانه است؛ هرکس را بخواهد به راهی راست هدایت می‌کند.»

(بقره، ۱۴۲؛ بخشی از آیه)

سپس وصف «أُمَّةً وَسَطًا» آمده و در همان آیه موضوع قبله پیشین، پیروی از فرستاده و بازگشتن بر پاشنه‌ها مطرح شده است.

این پیوستگی نشان می‌دهد که وصف امت در میان گفت‌وگویی درباره جهت‌گیری و پیروی قرار گرفته است. قبله در این آیات یک واقعیت و جهت مکانی است، اما واکنش انسان‌ها به آن با ایمان و پیروی نیز ارتباط دارد.

بااین‌حال، نباید تنها به دلیل قرار گرفتن «وسط» در آیات قبله، معنای آن را به قرار گرفتن در مرکز جغرافیایی یا در میانه دو قبله محدود کرد.

همچنین نمی‌توان گفت چون آیه درباره عدالت و گواهی سخن می‌گوید، پس جهت مکانی قبله در آیات بعدی صرفا نمادین است. هر واژه و فرمان باید در جایگاه خود بررسی شود.

در این آیه، «وسط» وصف امت است؛ «قبله» جهت روی‌آوردن را مطرح می‌کند و «شهادت» به مسئولیت گواهی مربوط می‌شود. این موضوعات در یک سیاق به هم پیوند خورده‌اند، اما معنای لغوی یکدیگر را از میان نمی‌برند.

آیا «وسط» یعنی برتری بر همه امت‌ها؟

در منابع لغوی، «وسط» و «أوسط» گاهی درباره افراد شایسته و برگزیده یک گروه به کار رفته‌اند. از این رو، برای «أُمَّةً وَسَطًا» نیز معنای «امت برگزیده» یا «امت شایسته» مطرح شده است.

این برداشت با بعضی کاربردهای مثبت واژه سازگار است، اما نباید آن را بی‌قید به برتری مطلق و موروثی یک گروه بر همه انسان‌ها تبدیل کرد.

در خود آیه، وصف امت با گواهی و آزمون پیروی همراه است. قرآن در همین مجموعه میان کسانی که از فرستاده پیروی می‌کنند و کسانی که بازمی‌گردند تفاوت می‌گذارد.

از سوی دیگر، در آیات دیگر قرآن، عدالت، تقوا، ایمان و نیکوکاری با معیارهایی بیان شده‌اند که صرف انتساب خانوادگی یا مذهبی جای آنها را نمی‌گیرد.

پس اگر «وسط» در اینجا معنای شایستگی و برتری داشته باشد، این شایستگی را باید در ارتباط با عدالت، هدایت و مسئولیت گواهی فهمید؛ نه به عنوان ویژگی ثابت هر فردی که خود را با نام یک امت معرفی می‌کند.

۶. «وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ»؛ صلات میانه یا صلات برتر؟

در بقره، ۲۳۸، آمده است:

«حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ»

«بر صلات‌ها و صلات میانه مراقبت کنید، و برای آن معبود یگانه فرمانبردارانه برخیزید.»

(بقره، ۲۳۸)

«الْوُسْطَىٰ» صورت مؤنث «أَوْسَط» است و در این آیه صفت «الصَّلَاة» آمده است. این ساخت می‌تواند به چیزی اشاره کند که در میان چند مورد قرار دارد یا از نظر جایگاه و شایستگی برجسته‌تر است.

در عربی، همان‌گونه که «أوسط» می‌تواند به حد میانه یا گزینه شایسته‌تر اشاره کند، «وسطى» نیز ظرفیت این دو حوزه معنایی را دارد.

از این رو، درباره «الصلاة الوسطى» دو برداشت زبانی مطرح می‌شود: صلاتی که از نظر ترتیب در میانه صلات‌های دیگر قرار می‌گیرد، یا صلاتی که به سبب اهمیت و فضیلت خود برجسته شده است.

آیا «وسطى» لزوما صلاتی در نیمه روز است؟

خود واژه «وسطى» به تنهایی زمان دقیق یک صلات را تعیین نمی‌کند.

اگر آن را از نظر ترتیب زمانی بفهمیم، باید روشن شود که کدام صلات‌ها در مجموعه مورد نظر قرار دارند و چه چیزی یکی از آنها را در میانه قرار می‌دهد. اما آیه ۲۳۸ به تنهایی شمار دقیق صلات‌ها و زمان هر یک را بیان نکرده است.

در گزارش‌های قدیمی، «الصلاة الوسطى» به صلات عصر، صبح و در برخی نظرها به صلات‌های دیگری نسبت داده شده است. این اختلاف نشان می‌دهد که تعیین مصداق دقیق تنها از خود صورت «وسطى» به دست نیامده است.

در مقابل، اگر «وسطى» به معنای برتر یا شایسته‌تر فهمیده شود، همچنان باید پرسید کدام ویژگی این صلات را برجسته می‌کند. خود واژه به تنهایی دلیل برتری یا جزئیات عمل را بیان نمی‌کند.

بنابراین، نه می‌توان بدون دلیل گفت «وسطى» حتما فقط به زمان میانی روز اشاره دارد و نه می‌توان معنای زمانی آن را از ابتدا حذف کرد و واژه را صرفا به فضیلت یا حالت درونی تبدیل نمود.

چرا یک صلات جداگانه ذکر شده است؟

آیه نخست می‌گوید «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ» و سپس «وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ» را جداگانه می‌آورد.

این ساخت توجه ویژه‌ای را به یک صلات جلب می‌کند. ذکر یک مورد خاص پس از مجموعه‌ای که آن مورد می‌تواند در آن قرار داشته باشد، در زبان عربی شیوه‌ای شناخته‌شده برای برجسته ساختن آن است.

اما از این عطف به تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که «الصلاة الوسطى» عملی کاملا بی‌ارتباط با دیگر صلات‌هاست. همچنین نمی‌توان تمام شکل و زمان آن را تنها از همین تاکید استخراج کرد.

در پایان آیه، «وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ» آمده است. این فرمان با قیام و فرمانبرداری در برابر آن معبود یگانه ارتباط دارد و در سیاق مراقبت بر صلات‌ها قرار گرفته است.

بااین‌حال، «قنوت» از ریشه دیگری است و نباید معنای آن داخل «وسطى» گذاشته شود. میانه بودن، فرمانبرداری و مراقبت بر صلات، سه مفهوم مرتبط اما جدا هستند.

آیا «الصلاة الوسطى» همان اعتدال در عبادت است؟

می‌توان از نظر اخلاقی درباره اعتدال در عبادت سخن گفت، اما چنین بحثی به تنهایی معنای «الصلاة الوسطى» را تعیین نمی‌کند.

در این آیه، «الْوُسْطَىٰ» وصف یک «صلاة» مشخص در کنار دیگر صلات‌هاست. متن از مراقبت بر صلات‌ها سخن می‌گوید و یکی را با وصف وسطى برجسته می‌کند.

پس ترجمه آن به «عبادت متعادل» یا «میانه‌روی در همه اعمال دینی» معنایی گسترده‌تر از ساخت مستقیم آیه وارد می‌کند.

در مقابل، اینکه صورت «وسطى» ممکن است معنای شایسته‌تر و برتر نیز داشته باشد، یک احتمال واقعی زبانی است و نباید تنها به دلیل شهرت معنای زمانی کنار گذاشته شود.

برای ترجمه پایه، «صلات میانه» تصویر زبانی را حفظ می‌کند. در توضیح باید روشن شود که تعیین مصداق دقیق و ترجیح میان معنای ترتیبی و فضیلت، مسئله‌ای جداگانه است.

۷. تفاوت با ریشه‌های نزدیک و پیشنهادهای ترجمه

و س ط (وَسَط) و ع د ل (عَدَلَ)

«عدل» در کاربردهای خود با دادگری، سنجش درست و پرهیز از جانبداری ناروا ارتباط دارد. «وسط» در بعضی کاربردهای اخلاقی و اجتماعی به عدالت نزدیک می‌شود، اما در اصل می‌تواند موقعیتی مکانی یا حد میانه را نیز بیان کند.

در عادیات، ۵، «فَوَسَطْنَ» به وارد شدن به میان یک جمع اشاره دارد و معنای عدالت ندارد. در قلم، ۲۸، «أَوْسَطُهُمْ» با رأی سنجیده و دادگرانه ارتباط پیدا می‌کند.

پس عدالت یکی از کاربردهای معنایی مرتبط با وسط است، نه معادل ثابت همه مشتق‌های آن.

همچنین شخص عادل همیشه میان حق و باطل در نقطه میانی نمی‌ایستد. ممکن است عدالت اقتضا کند که یک ادعا کاملا رد و ادعای دیگر پذیرفته شود.

و س ط (وَسَط) و ق ص د (قَصَدَ)

«قصد» در عربی با رو کردن به سوی هدف، راه مستقیم و در بعضی کاربردها میانه‌روی ارتباط دارد.

در لقمان، ۱۹، آمده است:

«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»

«در راه رفتن خود میانه‌روی کن و از بلندی صدایت بکاه؛ همانا ناخوشایندترین صداها صدای خران است.»

(لقمان، ۱۹)

در اینجا، «وَاقْصِدْ» به رفتاری سنجیده در راه رفتن اشاره دارد. این معنا با بعضی کاربردهای اخلاقی «وسط» نزدیک است، اما دو ریشه یکسان نیستند.

«قصد» می‌تواند بر جهت داشتن و هدف گرفتن تاکید کند؛ «وسط» بیشتر به موقعیت میان دو سو یا حد میانه مربوط است. در رفتار انسانی، این دو حوزه ممکن است به یکدیگر برسند.

و س ط (وَسَط) و ب ي ن (بَيْن)

«بين» به فاصله یا نسبت میان دو یا چند چیز مربوط است. «وَسْط» نیز در کاربرد مکانی می‌تواند به «در میان» نزدیک باشد.

برای نمونه، «جَلَسَ وَسْطَ الْقَوْمِ» یعنی شخص در میان مردم نشست. این کاربرد با «بَيْنَ الْقَوْمِ» نزدیکی دارد.

اما «بين» به خودی خود به معنای بهترین یا عادل‌ترین نیست. همچنین هر چیزی که میان دو چیز قرار گرفته، لزوما مرکز دقیق یا نیمه برابر فاصله آنها نیست.

بنابراین، از معنای «بین» نباید تمام کاربردهای ارزشی «وسط» را نتیجه گرفت.

و س ط (أَوْسَط) و خ ي ر (خَيْر)

در بعضی کاربردهای عربی، «أوسط» به معنای شایسته‌تر یا بهترین فرد یک گروه آمده است. از این نظر با «خیر» و «أفضل» هم‌پوشانی دارد.

اما «خیر» در قرآن می‌تواند به نیکی، سودمندی یا برتری اشاره کند، درحالی‌که «وسط» در کاربردهای دیگر صرفا میانه مکانی یا حد متوسط را بیان می‌کند.

در مائده، ۸۹، «أَوْسَط» درباره خوراک است و در قلم، ۲۸، درباره شخص. تفاوت این دو نشان می‌دهد که نباید هر «أوسط» را بی‌درنگ «بهترین» ترجمه کرد.

«وسط» و «وسیط»؛ تفاوت میانه بودن با میانجی‌گری

در عربی، «وَسِيط» و «وَسَاطَة» می‌توانند به شخصی یا کاری مربوط باشند که میان دو طرف قرار می‌گیرد و برای ارتباط یا حل اختلاف میان آنان نقش دارد.

این کاربرد از نظر تصویر مکانی با قرار گرفتن در میان دو طرف قابل فهم است. اما در قرآن، خود صورت «وسیط» به کار نرفته است.

از این رو، «أُمَّةً وَسَطًا» را نمی‌توان صرفا بر پایه شباهت ریشه، «امتی واسطه میان آن معبود یگانه و مردم» ترجمه کرد. آیه از گواه بودن امت سخن می‌گوید، نه اینکه واژه «وسط» به خودی خود مقام میانجی‌گری یا اختیار شفاعت را بیان کند.

به همین ترتیب، اصطلاح امروزی «وسطیت» یا «میانه‌روی» در بحث‌های سیاسی و مذهبی ممکن است معنای خاصی پیدا کرده باشد. این اصطلاحات متأخر نباید بدون بررسی، جای کاربردهای واقعی «وسط» در قرآن را بگیرند.

پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

در عادیات، ۵، «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا» در تفسیر جمع انسانی بهتر است «پس به آن به میان جمعی رسیدند» ترجمه شود. در توضیح باید مرجع «بِهِ» روشن گردد؛ مثلا بنا بر بازگشت آن به «نقع»، «پس در آن گردوغبار به میان جمعی درآمدند». این برگردان معنای مکانی و حرکتی فعل را حفظ می‌کند.

در مائده، ۸۹، «مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ» را می‌توان «از خوراک میانه‌ای که به خانواده خود می‌دهید» ترجمه کرد. در توضیح، می‌توان آن را خوراک متعارف و سنجیده دانست؛ نه لزوما گران‌ترین یا ارزان‌ترین خوراک.

در قلم، ۲۸، «قَالَ أَوْسَطُهُمْ» با «سنجیده‌ترین آنان گفت» یا «دادگرترین آنان گفت» مناسب است. در این سیاق، «کسی که در وسط ایستاده بود» پشتوانه روشنی ندارد.

برای بقره، ۱۴۳، «أُمَّةً وَسَطًا» را می‌توان «امتی میانه و سنجیده» ترجمه کرد. «امتی دادگر» نیز یکی از معانی معتبر سیاقی را منتقل می‌کند، اما تصویر میانه بودن را کم‌رنگ می‌سازد. بهتر است در توضیح روشن شود که این میانه بودن با عدالت، شایستگی و مسئولیت گواهی پیوند دارد.

در بقره، ۲۳۸، «الصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ» با «صلات میانه» ترجمه شود و اختلاف معتبر درباره معنای میانی یا برتر بودن آن در توضیح جداگانه بیاید.

هیچ‌یک از این معادل‌ها نباید به صورت مکانیکی به همه آیات منتقل شود. «وسط» در یک آیه وصف مکانی است و در آیه دیگر وصف اخلاقی یا معیاری برای اندازه. ترجمه باید این تفاوت واقعی را حفظ کند.

۸. جمع‌بندی

ریشه «و س ط» در زبان عربی نخست با میان چیزی بودن و قرار گرفتن میان اطراف آن شناخته می‌شود. از همین میدان زبانی، کاربردهای مربوط به حد میانه، سنجیدگی، عدالت و شایستگی نیز شناخته شده‌اند. اما این کاربردها یکسان نیستند و نباید هر موقعیت میانی را خودبه‌خود بهترین یا عادلانه‌ترین موقعیت دانست.

در قرآن، پنج کاربرد ریشه این تفاوت را روشن می‌کنند. در عادیات، ۵، سخن از رسیدن به میان یک جمع است؛ در مائده، ۸۹، از خوراکی در حد میانه آنچه خانواده می‌خورد؛ در قلم، ۲۸، از شخصی که رأی سنجیده‌تری در میان گروه خود دارد. در بقره، ۱۴۳، «وسط» وصف امتی است که با مسئولیت گواهی معرفی می‌شود؛ و در بقره، ۲۳۸، «وسطى» صفت صلاتی است که در میان صلات‌ها به صورت ویژه یاد شده است.

از این مجموعه روشن می‌شود که میانه بودن همیشه به معنای برابری ریاضی فاصله‌ها نیست. گاهی یک موقعیت مکانی است، گاهی حد متعارف میان اندازه‌ها و گاهی وصف داوری و رفتار انسان.

همچنین «وسط» در کاربرد اخلاقی خود به معنای سازش همیشگی یا بی‌طرف ماندن در برابر حق و ناحق نیست. در داستان صاحبان باغ، شخص سنجیده‌تر همان کسی است که دیگران را به یادآوری آن معبود یگانه فراخوانده است. در بقره، ۱۴۳، وصف وسط با مسئولیت گواهی همراه است؛ مسئولیتی که نمی‌توان آن را از عدالت و درستی جدا دانست.

بااین‌حال، نباید همه این مفاهیم را به تعریف لغوی ریشه منتقل کرد. گواهی، عدالت، صلات و مسئولیت‌های اجتماعی هر کدام واژه‌ها و ساخت‌های خود را دارند. «وسط» در هر سیاق تنها سهم معنایی مربوط به خود را بیان می‌کند.

هسته معنایی ریشه «و س ط» قرار گرفتن در میانه یک چیز یا میان دو سو و دو حد است. این معنا در کاربردهای مربوط به مقدار و رفتار، می‌تواند به حد متعارف، سنجیدگی و دوری از افراط و تفریط گسترش یابد؛ و در بعضی کاربردهای ارزشی، به عدالت یا شایستگی اشاره کند.

این تعریف هم معنای مکانی «فَوَسَطْنَ» را حفظ می‌کند و هم کاربردهای «أَوْسَط» و «وَسَطًا» را توضیح می‌دهد، بی‌آنکه عدالت را به معنای ثابت همه مشتق‌ها یا هر حد میانه‌ای را به بهترین انتخاب تبدیل کند.

در نتیجه، «أُمَّةً وَسَطًا» را باید در پیوند با عدالت، سنجیدگی و مسئولیت گواهی فهمید؛ «الصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ» را در ساخت مربوط به صلات‌ها بررسی کرد؛ و «أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ» را با معیار واقعی خوراک خانواده سنجید. هر سه از یک خانواده زبانی‌اند، اما قرآن از این خانواده در سه موقعیت متفاوت استفاده کرده است.