البقره ۲:۲۰

نزدیک است که برق، دیدگان آنان را برباید؛ هرگاه برایشان روشن شود، در آن راه می‌روند، و هنگامی که بر آنان تاریک شود، می‌ایستند؛ و اگر آن معبود یگانه می‌خواست، شنیدنشان و دیدگانشان را می‌برد؛ همانا آن معبود یگانه بر هر چیز تواناست.

تأمل ما

این آیه ادامه همان تمثیل طوفانی آیه پیشین است. در آیه قبل، سخن از بارانی سنگین، تاریکی‌ها، رعد، برق و صاعقه بود؛ فضایی که در آن منافقان از بیم مرگ انگشتان خود را در گوش‌هایشان می‌گذاشتند. اکنون آیه ۲۰ بر لحظه‌های کوتاه روشن شدن و تاریک شدن تمرکز می‌کند. آنان در برابر هدایت، صاحب نور پایدار نیستند؛ فقط گاهی درخششی بر مسیرشان می‌افتد، اندکی راه می‌روند، و چون آن روشنایی از میان برود، در جای خود می‌ایستند.

برق در این آیه نباید با معنای مدرن برق و نیروی الکتریسیته یکی گرفته شود. در زبان آیه، برق همان درخشش ناگهانی و گذرای آسمان در دل طوفان است؛ نوری کوتاه که برای لحظه‌ای راه را نشان می‌دهد، اما جای خورشید، چراغ پایدار، یا نور درونی را نمی‌گیرد. تصویر آیه این است که حقیقت گاهی چنان روشن و کوبنده در برابر آنان ظاهر می‌شود که نزدیک است دیدگانشان را برباید. اما این دیدن به هدایت پایدار تبدیل نمی‌شود، زیرا مشکل فقط نبودن نور نیست؛ مشکل این است که در درون آنان جهت و اعتماد حقیقی شکل نگرفته است.

تعبیر «هرگاه برایشان روشن شود، در آن راه می‌روند» نشان می‌دهد که حرکت آنان وابسته به شرایط بیرونی است. وقتی نشانه‌ای از پیروزی، امنیت، منفعت، یا روشنایی در مسیر حق دیده می‌شود، آنان نیز همراه می‌شوند؛ اما همراهی آنان از جنس ایمان ریشه‌دار نیست. «مشوا» حرکت آرام و مشروط را نشان می‌دهد؛ نه شتاب عاشقانه به سوی حق، نه تسلیم کامل، بلکه قدم برداشتن تا جایی که روشنایی به سود آنان باشد.

در برابر آن، «و هنگامی که بر آنان تاریک شود، می‌ایستند» نشان می‌دهد که با قطع شدن روشنایی بیرونی، حرکت نیز قطع می‌شود. «قاموا» در این سیاق تنها ایستادن ساده نیست؛ تصویری از توقف، درماندگی و قفل شدن در مسیر است. آنان وقتی با سختی، ابهام، خطر، یا از دست رفتن منفعت روبه‌رو می‌شوند، دیگر نیروی درونی برای ادامه ندارند. این همان ایمان نوسانی و مرزی است؛ ایمانی که با روشنایی حرکت می‌کند و با تاریکی می‌ایستد.

در آیه پیشین، گوش‌ها برجسته شده بود، زیرا آنان از شنیدن صاعقه و هشدار می‌گریختند. در آغاز این آیه، دیدگان جلو می‌آیند، زیرا سخن از برق و روشنایی است. اما در پایان آیه، شنیدن و دیدن هر دو کنار هم می‌آیند: اگر آن معبود یگانه می‌خواست، سمع و بصر آنان را می‌برد. این جابه‌جایی بسیار دقیق است. آنان گوش خود را می‌بندند تا هشدار را نشنوند و چشم خود را به روشنایی‌های سودمند باز نگه می‌دارند؛ اما قدرت الهی می‌تواند هر دو ابزار دریافت را از آنان بگیرد. با این حال، آیه نمی‌گوید که این کار انجام شده است؛ بلکه می‌گوید اگر می‌خواست، چنین می‌کرد. پس هنوز مهلت، آزمون، و امکان بازگشت باقی است.

پایان آیه، همه این وضعیت نوسانی را در چارچوب قدرت آن معبود یگانه قرار می‌دهد. حرکت و توقف آنان، روشن شدن و تاریک شدن راه، نزدیک شدن برق به ربودن دیدگان، و باقی ماندن ابزار شنیدن و دیدن، هیچ‌کدام بیرون از قدرت او نیست. او قادر است همه ابزارهای ادراک را بگیرد، اما تا وقتی نشانه‌ها همچنان آشکار می‌شوند، انسان هنوز در میدان مسئولیت قرار دارد.

ارجاعات متقابل
  • البقره ۲:۱۷ تا ۲:۱۹— تمثیل پیشین نور، تاریکی، رعد، برق و صاعقه؛ آیه ۲۰ ادامه همان تصویر است و نشان می‌دهد منافقان فقط در لحظه‌های کوتاه روشنایی حرکت می‌کنند.
  • البقره ۲:۱۸— کر، گنگ و کور؛ پیوند با پایان آیه ۲۰ که می‌گوید اگر آن معبود یگانه می‌خواست، شنیدن و دیدگان آنان را می‌برد. تفاوت در این است که در آیه ۲۰ هنوز مهلت و امکان مواجهه باقی مانده است.
  • الحج ۲۲:۱۱— کسی که آن معبود یگانه را بر لبه می‌پرستد؛ اگر خیری به او برسد آرام می‌گیرد و اگر فتنه‌ای به او برسد بر روی خود برمی‌گردد. این آیه همان ایمان نوسانی و منفعت‌محور را با تعبیر دیگری بیان می‌کند.
  • التوبه ۹:۴۲— اگر غنیمتی نزدیک و سفری آسان بود، از تو پیروی می‌کردند. این آیه نمونه عینی حرکت مشروط است؛ همراهی تا جایی که مسیر روشن، نزدیک و سودمند باشد.
  • التوبه ۹:۵۰— اگر نیکی به تو برسد آنان را بد می‌آید و اگر مصیبتی برسد می‌گویند ما از پیش کار خود را سنجیده بودیم. این آیه نشان می‌دهد که حرکت و توقف آنان بر پایه حق نیست، بلکه بر پایه منفعت، ترس و محاسبه بیرونی است.
  • النور ۲۴:۴۳— نزدیک است درخشش برق ابرها دیدگان را ببرد. این آیه از همان تصویر طبیعی برق و درخشش شدید استفاده می‌کند و به فهم فضای حسی آیه ۲۰ بقره کمک می‌رساند.
  • الحديد ۵۷:۱۳ تا ۵۷:۱۴— منافقان در فرجام از مؤمنان نور می‌خواهند، اما میان آنان و نور فاصله می‌افتد. این آیات پایان همان نوسان را نشان می‌دهند: کسی که در دنیا نور را ابزار منفعت می‌کرد، در لحظه نیاز حقیقی از نور جدا می‌ماند.