و هنگامی که گفتیم: وارد این قریه شوید، پس از آن، هر جا خواستید، به فراوانی بخورید؛ و از باب در حال سجده وارد شوید و بگویید: فروریختن بار خطا. تا خطاهای شما را بیامرزیم؛ و به زودی محسنین را افزون خواهیم ساخت.
این آیه پس از سایه ابر، من، سلوی، و فرمان خوردن از طیبات میآید. در آیه پیشین، خداوند بنی اسرائیل را در بیابان زیر پوشش رحمت و رزق قرار داد. اکنون در آیه ۵۸، مرحله تازهای آغاز میشود: ورود به قریه، برخورد با فراوانی، و آزمون اخلاقی ورود به یک فضای اجتماعی.
«ادخلوا هذه القرية» یعنی وارد این قریه شوید. قرآن نام این قریه را نمیگوید. اگر نام آن برای هدایت ما لازم بود، گفته میشد. پس محور آیه، جغرافیا نیست؛ ادب ورود است. قریه از ریشهای میآید که با گردآوردن و جمع شدن پیوند دارد. در اینجا قریه محل گردآمدن انسانها، رزق، امکانات، روابط و مسئولیتهای اجتماعی است.
در بیابان، زندگی پراکندهتر بود. رزق به شکل من و سلوی میآمد و انسان کمتر با مسئله مالکیت، ذخیره، تقسیم منابع و نظم اجتماعی روبهرو میشد. اما قریه یعنی ورود به فضایی که در آن رزق جمع میشود، مردم کنار هم زندگی میکنند، حق دیگران مطرح میشود، و نفس انسان با فراوانی و انباشت آزموده میشود.
پس ورود به قریه فقط ورود به یک آبادی نیست؛ ورود به مرحلهای تازه از تربیت است. در بیابان، آزمون آنان صبر، اعتماد به رزق و شکر بود. در قریه، آزمون آنان تواضع، نظم اجتماعی، ادب ورود، و درست برخورد کردن با فراوانی است. هر نعمت، نوع آزمون خود را دارد.
خداوند میفرماید: «فكلوا منها حيث شئتم رغدا». از آن بخورید، هر جا خواستید، به فراوانی. این تعبیر نشان میدهد که آن قریه برای آنان جای تنگی، محرومیت و گرسنگی نبود. در آنجا گشایش، وسعت و رزق فراوان دیده میشد. بعد از سالها بردگی، بیابان، اضطراب و آزمون، اکنون در برابرشان میدان فراوانی باز میشود.
واژه «رغدا» بسیار مهم است. رغد یعنی فراوانی راحت، گشایش در زندگی، روزی بی تنگی و مصرفی که با فشار و سختی همراه نیست. این واژه پیشتر در داستان آدم نیز آمده بود؛ آنجا که گفته شد از باغ، هر جا خواستید، به فراوانی بخورید. پس اینجا نیز نوعی آزمون فراوانی در برابر انسان قرار دارد. وقتی رزق محدود است، انسان با صبر آزموده میشود؛ اما وقتی رزق فراوان است، با شکر، عدالت و ادب مصرف آزموده میشود.
در داستان آدم، خوردن رغد با یک مرز اخلاقی همراه بود: به آن شجره نزدیک نشوید. در اینجا نیز خوردن رغد بی قید و شرط رها نشده است. بلافاصله پس از گشایش خوراک، فرمان سجده و حطة میآید. یعنی فراوانی در منطق قرآن، بدون مرز اخلاقی و فروتنی، خطرناک است.
فراوانی همیشه انسان را اصلاح نمیکند. گاهی فقر، انسان را میشکند؛ اما گاهی فراوانی، انسان را از درون خراب میکند. اگر انسان با خشوع وارد نعمت نشود، نعمت را حق قطعی خود میپندارد. اگر با سجده وارد قریه نشود، فراوانی را به طلبکاری، انباشت، غرور و مصرف بی مسئولیت تبدیل میکند. برای همین، خداوند فقط نمیگوید وارد شوید و بخورید؛ میگوید از باب در حال سجده وارد شوید.
وارد شدن از دروازه (باب) در حال سجود (فروتنی، تسلیم، خشوع، و ادب) را نباید فوری به معنای خم کردن بدن و مالیدن پیشانی بر خاک محدود کرد. خود ساختار آیه نشان میدهد که سخن از ورود و حرکت است: از دروازه عبور کنید، در حالی که سجدهکنان هستید. سجده ثابت و بدنی، با پیشانی بر زمین، حالتی از توقف دارد؛ اما اینجا سخن از حرکت و عبور از آستانه است. پس سجده در این آیه باید معنایی بسیار وسیعتر داشته باشد: ورود با فروتنی، تسلیم، ادب، خشوع و پایین آمدن نفس در برابر فرمان خدا، که به معنی داخل شدن از دروازه با تابعیت از قوانین است. در اصطلاح امروزی ما، بهترین معادل این سخن همان وارد شدن مهاجران به یک کشور میزبان از طریق قانونی و با طی کردن مراحل رسمی و اطاعت از قوانین کشور میزبان میباشد. قابل ذکر است که برای یک انسان مؤمن، ورود به یک سرزمین و پذیرشِ قوانین آن زمانی مشروع و ممکن است که ساختار و قوانین آن جامعه، او را به شرک، کفر یا پا گذاشتن روی اصول قطعی ایمانش مجبور نسازد. اگر ورود به خانهای مستلزم فروختن عقیده و زیر پا گذاشتن عهد با خدا باشد، آن آستانه دیگر جای ورود نیست و انسان در مرتبه نخست موظف است حریمِ توحید خود را حفظ کند.
البته این به معنای حذف سجده بدنی از قرآن نیست. قرآن سجده بدن را نیز میشناسد. اما سجده را فقط در یک حرکت ظاهری خلاصه نمیکند. خورشید، ماه، ستارگان، کوهها، درختان، جنبندگان و بسیاری از مردم برای خدا سجده میکنند؛ و سجده هر کدام به تناسب وجود خودشان است. پس اصل سجده، قرار گرفتن در جای درست خود در برابر آن معبود یگانه است.
رابطه سجده و خشوع در سوره اسراء بسیار روشن آمده است. خداوند درباره کسانی که پیشتر به آنان دانش داده شده بود میفرماید: هنگامی که آیات بر آنان خوانده میشود، با چانهها به سجده میافتند؛ میگویند منزه است پروردگار ما، بیگمان وعده پروردگار ما انجامشدنی است؛ و باز با چانهها به زمین میافتند، در حالی که میگریند، و آیات بر خشوع آنان میافزاید (الإسراء ۱۷:۱۰۷-۱۰۹).
این تصویر بسیار زیباست. در آنجا دانش حقیقی، شنیدن آیه، سجده، گریه و افزوده شدن خشوع کنار هم آمدهاند. پس سجده فقط حرکت بدن نیست، و خشوع هم فقط احساس درونی نیست. وقتی آیه در جان انسان بنشیند، درون فروتن میشود و بدن نیز نشان آن فروتنی را حمل میکند. سجده بی خشوع، شکل خالی است؛ و خشوع بی اثر در رفتار، ادعایی ناتمام.
پس در آیه ۵۸، ورود به باب در حال سجده یعنی ورود به مرحله تازه زندگی با فروتنی کامل؛ نه با ژست فاتح، نه با غرور قومی، نه با طلبکاری، نه با حس مالکیت. آنان باید وارد قریه میشدند، اما نه مثل کسانی که میگویند این نعمت حق ماست. باید وارد میشدند مثل کسانی که میدانند اگر خدا عفو نمیکرد، اگر برنمیانگیخت، اگر رزق نمیداد، اگر راه را باز نمیکرد، هیچ چیز از خود نداشتند.
«وقولوا حطة». بگویید: حطة. این واژه از ریشه ح ط ط است؛ به معنای پایین آوردن، فرود آوردن، فرو نهادن و سبک کردن بار. در زندگی عادی، بار را از پشت مرکب پایین میگذارند تا سنگینی از آن برداشته شود. در این آیه، حطة یعنی پایین گذاشتن بارهای سنگین خطا، غرور، گوسالهپرستی، طلبکاری، ترسهای بردگی و ادعاهای گذشته.
این واژه با «سجدا» هماهنگ است. سجده یعنی انسان خود را پایین میآورد. حطة یعنی بارهای سنگین خطا و منیت از دوش انسان پایین گذاشته شود. کسی که از باب با سجده وارد میشود، باید در زبان و درون خود نیز حطة بگوید؛ یعنی خدایا، بارهای ما را پایین بگذار، خطاهای ما را فرو ریز، ادعاهای ما را کم کن، و ما را سبکبار وارد این مرحله تازه ساز.
پس ورود به قریه فقط جابهجایی مکانی نیست؛ ورود به یک مدرسه اخلاقی تازه است. آنان قرار بود بعد از بیابان، وارد زندگی جمعی شوند. زندگی جمعی بدون فروتنی ممکن نیست. اگر هرکس با نفس فرعونی، طلبکاری قومی، ترس از کمبود، و شهوت انباشت وارد اجتماع شود، قریه به میدان نزاع، احتکار، فساد و ظلم تبدیل میشود. برای همین، نخستین ادب ورود، سجده است.
«نغفر لكم خطاياكم»؛ خطاهای شما را میآمرزیم. اینجا آمرزش با ادب ورود پیوند میخورد: وارد شوید، فروتن باشید، حطة بگویید. یعنی آمرزش در قرآن یک شعار جدا از تغییر رفتار نیست. خطاها زمانی فرو میریزند که انسان از باب تازهای با فروتنی وارد شود، نه اینکه همان نفس قدیم را با خود به شهر تازه ببرد.
واژه «خطاياكم» نیز مهم است. خطا فقط اشتباه کوچک نیست؛ لغزش از مسیر درست است. بنی اسرائیل در آیات پیشین چندین بار لغزیده بودند: گوساله، بی اعتمادی، طلب دیدن خدا، ناسپاسی در برابر نعمت. اکنون به آنان راهی نشان داده میشود که بار این خطاها از دوششان برداشته شود: ورود با سجده و گفتن حطة.
در پایان میفرماید: «وسنزيد المحسنين». و به زودی محسنین را افزون خواهیم ساخت. این جمله بسیار ظریف است. خدا نمیگوید فقط خطاهای شما را میبخشیم؛ میگوید محسنین را افزون میکنیم. یعنی در این مسیر، انسان فقط از خطا پاک نمیشود؛ میتواند رشد هم بکند. بخشش، پایان راه نیست؛ آغاز احسان است.
محسن کسی است که کار را نیکو میکند؛ کسی که نعمت را درست مصرف میکند، وارد اجتماع با ادب میشود، حق دیگران را میبیند، و از فروتنی به رفتار نیک میرسد. احسان فقط احساس خوب درونی نیست؛ کیفیت برتر عمل است. وقتی انسان از باب با سجده وارد شود و حطة بگوید، آنگاه میتواند از مرحله طلب بخشش به مرحله احسان برسد.
«سنزيد» از ریشه ز ي د است؛ یعنی افزون ساختن، رشد دادن، زیاد کردن. اما این زیاد شدن فقط افزایش مال یا خوراک نیست. آیه میگوید: محسنین را افزون میکنیم. یعنی خود محسن رشد میکند؛ ظرفیتش، اخلاقش، نورش، توان نیکوکاریاش، و بهرهاش از هدایت افزوده میشود.
در قرآن، افزایش حقیقی با شکر، احسان، زکات، انفاق و رشد پاک پیوند دارد. اگر شکر کنید، افزون میشوید. اگر از مال خود برای پاکی و رشد بدهید، آن ازدیاد حقیقی است. اما ربا در ظاهر افزایش است و در حقیقت رشد نیست. ربا مال را زیاد نشان میدهد، اما نزد خدا افزایش نمیآورد. برعکس، زکات و انفاق از ظاهر مال کم میکند، اما نفس، جامعه و برکت را رشد میدهد. پس «سنزيد المحسنين» ما را به منطق قرآنی افزایش میبرد: افزایش برای کسی است که نیکوکارانه وارد نعمت شود، نه کسی که نعمت را به طمع و برتریطلبی تبدیل کند.
این آیه از یک طرف گشایش رزق را نشان میدهد: بخورید، هر جا خواستید، به فراوانی. از طرف دیگر، ادب این گشایش را بیان میکند: از باب با سجده وارد شوید و حطة بگویید. یعنی فراوانی بدون فروتنی خطرناک است. اگر انسان فقط بخش نخست آیه را بگیرد و بخش دوم را فراموش کند، نعمت به فساد تبدیل میشود. خوردن رغد، بدون سجده و حطة، انسان را شاکر نمیکند؛ او را طلبکار میسازد.
از این جهت، آیه ۵۸ ادامه آیه ۵۷ است. در آیه ۵۷، خداوند گفت از طیبات آنچه روزی شما کردیم بخورید، و هشدار داد که آنان به خدا ظلم نکردند، بلکه به نفس خود ظلم کردند. در آیه ۵۸، دوباره خوراک و فراوانی مطرح میشود؛ اما این بار همراه با ادب ورود، سجده، حطة، مغفرت و احسان. گویی قرآن میگوید: رزق پاکیزه اگر با خشوع و احسان همراه نشود، دوباره به ظلم به نفس بازمیگردد.
این آیه برای انسان امروز نیز روشن است. هرگاه انسان وارد مرحله تازهای از نعمت، شهر، قدرت، رفاه، خانه، کار، کشور، علم یا آزادی میشود، باید از باب سجده وارد شود. یعنی با تواضع، احترام به نظم حق، پذیرش مسئولیت، و آمادگی برای پایین گذاشتن بارهای خطا. اگر انسان با غرور وارد نعمت شود، همان نعمت او را میآزماید و میشکند.
پس درس آیه این است: ورود به فراوانی، ادب میخواهد. خوردن از نعمت، شکر میخواهد. ورود به جامعه، سجده میخواهد. رهایی از گذشته، حطة میخواهد. و رشد حقیقی، برای محسنین است؛ برای کسانی که فقط دنبال مصرف نیستند، بلکه نعمت را به احسان تبدیل میکنند.