ۖ
و هنگامی که خانه را بازگشتگاهی برای مردم و جای امن قرار دادیم؛ و از مقام ابراهیم جایگاهی برای صلوة بگیرید؛ و به ابراهیم و اسماعیل سپردیم که خانه مرا برای طوافکنندگان، ماندگان در آن، و رکوعکنندگان و سجدهکنندگان پاکیزه سازند.
آیه پیش ابراهیم را «لِلنَّاسِ إِمَامًا» معرفی کرد؛ امامی برای مردم. اکنون همان گستردگی درباره بیت دیده میشود: «مَثَابَةً لِلنَّاسِ»؛ بازگشتگاهی برای مردم. ابراهیم در حصار یک خاندان نمیماند و خانهای که با راه او پیوند خورده نیز ملک معنوی یک قوم و تبار معرفی نمیشود. هر دو رو به «ناس» دارند.
«مَثَابَةً» از بازگشت سخن میگوید. بیت جایی است که مردم به سوی آن رجوع میکنند؛ نسلی میرود و نسلی دیگر میآید، انسانهایی از سرزمینهای دور راه میافتند و دوباره به همان خانه روی میآورند. اما این بازگشت اگر در دیوار خانه متوقف شود، معنای خود را از دست میدهد. قرآن آن را «بَيْتِيَ»، «خانه من»، میخواند؛ نه از آن رو که آن معبود یگانه در مکانی محصور باشد. چند آیه پیش خواندیم که مشرق و مغرب از آن اوست (بقره ۲:۱۱۵). نسبت دادن بیت به خدا، این خانه را به بندگی او پیوند میدهد؛ مقصدی زمینی که باید انسان را به صاحب آن متوجه سازد.
و این بازگشت باید با امنیت همراه باشد:
«مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا»
بازگشتگاهی برای مردم و جای امن.
قرآن بار دیگر همین ویژگی را در آل عمران ۳:۹۷ یاد میکند و در عنکبوت ۲۹:۶۷ از حرم امنی سخن میگوید که پیرامون آن مردم ربوده میشدند. امنیت، زینت لفظی بیت نیست؛ بخشی از جایگاهی است که خدا برای آن قرار داده است. مردمی که به این خانه میآیند نباید با خانه خدا به یاد ترس و ناامنی بیفتند.
در قلب این حریم، نام ابراهیم با صلوة پیوند میخورد:
«وَٱتَّخِذُوا۟ مِن مَّقَامِ إِبْرَٰهِيمَ مُصَلًّى»
از مقام ابراهیم جایگاهی برای صلوة بگیرید.
«مقام ابراهیم» را نباید از مکان جدا کرد و تنها به یک «مقام معنوی» تبدیل نمود. قرآن آن را در پیوند با بیت و صلوة یاد میکند و آل عمران ۳:۹۷ نیز آن را از نشانههای روشن آن خانه میشمارد. با این حال، حضور در مقام ابراهیم نیز از خود ابراهیم تهی نیست. آیه پیش او را پس از آزمون و وفاداری امام مردم خواند؛ اینجا یاد او در عبادت مردم باقی مانده است. صلوة در مقام ابراهیم، حضور در جایگاهی است که نام انسانی آزموده و حنیف را با بندگی خدا پیوند میدهد.
«مُصَلًّى» جای صلوة است. خود آیه درباره شمار رکعتها یا جزئیات فقهی بعدی چیزی نمیگوید؛ همان اندازه که گفته باید حفظ شود. اصل فرمان روشن است: مقام ابراهیم با صلوة پیوند دارد. درباره معنای گستردهتر صلوة و نسبت صورت آن با ذکر و رفتار، در پژوهش صلوة در قرآن جداگانه بحث شده است.
مسئولیت ابراهیم و اسماعیل نیز مالکیت بر خانه نبود:
«وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَـٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ»
به ابراهیم و اسماعیل سپردیم که خانه مرا پاکیزه سازند.
اینجا سوره حج روشنی بیشتری میآورد. تقریبا همان فرمان را چنین نقل میکند:
«أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ»
حج ۲۲:۲۶
چیزی را شریک من قرار مده و خانه مرا برای طوافکنندگان، ایستادگان، رکوعکنندگان و سجدهکنندگان پاکیزه ساز.
این همنشینی اجازه نمیدهد «طهارت بیت» را فقط به زدودن خاک و آلودگی ظاهری فروبکاهیم. خانهای که به بندگی آن معبود یگانه اختصاص یافته، باید از شرک نیز پاک باشد. بت را میتوان از دیوار خانه برداشت، اما اگر غیر خدا در جایگاه معبود، صاحب فرمان نهایی یا شریک او قرار گیرد، حقیقت توحیدی بیت هنوز آسیب دیده است. در عین حال، معنای توحیدی طهارت، پاکیزگی واقعی مکان را نفی نمیکند؛ خانه باید در همه معناهای شایسته، برای عبادت آماده و پاک نگه داشته شود.
و برای چه کسانی؟
«لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَـٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ»
تصویر زنده است: کسانی پیرامون خانه میگردند، کسانی در آن میمانند، و کسانی در برابر خدا به رکوع و سجود میروند. حرکت و ماندن، قیام و کرنش، همگی در یک مکان گرد آمدهاند. آیه اینها را «ارکان حج» نمینامد و همه را نیز به یک عمل واحد فرو نمیکاهد؛ بیت برای صورتهای گوناگون بندگی پاکیزه میشود.
در این تصویر، مناسک واقعیاند اما بیریشه نیستند. طواف واقعا طواف است، مقام واقعا جایگاه است، صلوة واقعا برپا میشود و بیت واقعا باید پاکیزه باشد. قرآن برای یافتن معنای باطنی، صورت را نابود نمیکند؛ صورت را به مقصدش پیوند میزند.
همین جاست که بیت میتواند به ضد معنای خود نیز تبدیل شود. خانهای که «لِلنَّاسِ» است، اگر به نشان برتری یک قوم یا مذهب بدل شود؛ خانهای که «أَمْنًا» است، اگر انسانها در حریم آن از دیگری بترسند؛ و خانهای که باید از شرک پاک باشد، اگر خود به چیزی بدل شود که به جای پروردگارش تقدیس و پرستیده شود، صورت باقی مانده اما جهت گم شده است.
درس آیه شاید همین باشد: نزدیک شدن به خانه خدا، به خودی خود به معنای نزدیک شدن به خدا نیست. ممکن است انسان هزاران کیلومتر سفر کند و به دیوار بیت برسد، اما هنوز در اندیشه و کردار از راه ابراهیم دور باشد.
بیت مقصد سفر است؛ صاحب بیت مقصد بندگی.
بحث گستردهتر درباره بیت، حج، طواف، مقام ابراهیم، مناسک و نسبت آنها با توحید، حنیفیت و تقوا در پژوهش حج در قرآن آمده است. جایگاه ابراهیم و امامت او نیز در امامت در قرآن؛ جایگاه ابراهیم و مسئله رهبری بررسی شده است، و نسبت بیت با قبله و جهتگیری انسان در قبله، وجه و حنیف در قرآن دنبال میشود.