ریشه قرآنی أ س ن
تغییر نامطلوب و گندیدگی آب؛ از بوی آب مانده تا «مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ» در بهشت
صورتهای قرآنی و لغوی
آسِنٍ
اسم فاعل قرآنی، مجرور پس از غیر؛ محمد ۴۷:۱۵
أَسِنٍ
صورت قرائت ابنکثیر در همان آیه؛ نه کاربردی جداگانه
أَسَنَ / أَسِنَ
صورتهای لغوی فعل مجرد برای تغییر آب؛ این افعال در قرآن نیامدهاند
أَسْن / أَسَن / أُسُون
مصدرهای لغوی؛ غیرقرآنی
تَأَسَّنَ الْمَاءُ
فعل لغوی باب تفعّل؛ آب تغییر کرد؛ غیرقرآنی
أَسِنَ الرَّجُلُ / أَسِن
کاربرد لغوی درباره سرگیجه شخص در چاه؛ غیرقرآنی
تَأَسَّنَ عَهْدُهُ وَوُدُّهُ
کاربرد لغوی درباره تغییر عهد و دوستی؛ غیرقرآنی
آسَان
صورت لغوی برای آبهای تغییریافته و نیز رشتههای ریسمان؛ غیرقرآنی
أَسِينَة
اسم لغوی یک رشته از رشتههای ریسمان یا بند؛ غیرقرآنی
ریشه «أ س ن» در شاخهای که کاربرد قرآنی به آن تعلق دارد، به تغییر و دگرگونی نامطلوب مربوط است و در شناختهشدهترین کاربرد خود، آبی را توصیف میکند که کیفیت آن دگرگون شده و بو یا مزهای ناخوشایند پیدا کرده است. «مَاءٌ آسِنٌ» آبی است که تازگی و گوارایی خود را از دست داده و به سوی ماندگی و گندیدگی رفته است.
قرآن این ریشه را تنها یک بار، در محمد ۴۷:۱۵، با تعبیر «مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ» به کار برده است؛ آبی که دچار چنین تغییر نامطلوبی نشده است. این آب در کنار رودهایی از شیر، خمر و عسل، بخشی از توصیف نعمتهای بهشتی است.
نکته اساسی آن است که «آسِن» به هر نوع تغییر در آب اشاره ندارد. آب ممکن است گرم، سرد، جاری، راکد یا آمیخته با مادهای دیگر باشد، بیآنکه ضرورتا «آسِن» نامیده شود. در کاربرد شناختهشده این واژه، تغییر نامطلوبی مطرح است که بهویژه در بو و گاهی در مزه آب آشکار میشود.
همچنین آسن بودن با غیرقابل نوشیدن بودن رابطه دارد، اما این دو کاملا یکسان نیستند. در منابع قدیم، گاهی آب آسن هنوز نوشیدنی شمرده شده و گاهی بوی نامطبوع آن چنان شدید توصیف شده که کسی به نوشیدن آن رغبت ندارد.
۱. صورت قرآنی و هسته معنایی
ریشه «أ س ن» در قرآن فقط یک بار، به صورت «آسِنٍ»، آمده است:
محمد ۴۷:۱۵ — «مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ»
«آسِن» در قرائت رایج حفص، اسم فاعل بر وزن «فاعِل» است و به چیزی اشاره میکند که دچار حالت بیانشده در ریشه شده است. از نظر معنا، این وصف به «مَاءٍ» مربوط است؛ از نظر نحوی، خود «آسِنٍ» مضافالیه «غَيْرِ» و مجرور است، و ترکیب «غَيْرِ آسِنٍ» آب را وصف میکند.
در زبان عربی، فعلهای «أَسَنَ» و «أَسِنَ» برای تغییر نامطلوب آب ثبت شدهاند. برای آنها مصدرهایی مانند «أَسْن»، «أَسَن» و «أُسُون» نیز گزارش شده است.
صورت «آسِن» برای آب تغییریافته به کار میرود و در برخی منابع، «آسَان» نیز بهعنوان جمع آن ثبت شده است.
در کاربردهای غیرقرآنی، «تَأَسَّنَ الْمَاءُ» نیز به معنای دگرگون شدن و از دست دادن کیفیت پیشین آب آمده است.
در قرائت ابنکثیر، صورت کوتاهتر «أَسِنٍ» به جای «آسِنٍ» خوانده میشود. هر دو صورت در میدان معنایی تغییر نامطلوب آب قرار دارند. برخی توضیحهای نحوی میان آنها از نظر حال و آینده تفاوت گذاشتهاند، اما این تحلیل را نباید معنای قطعی همه کاربردها دانست یا از تفاوت ساختمان آنها، دو نوع کاملا متفاوت آب ساخت.
هسته معنایی شاخه قرآنی ریشه را میتوان چنین بیان کرد:
دگرگونی نامطلوب کیفیت چیزی، بهویژه آب، چنانکه تازگی و گوارایی آن کاهش یابد و بو یا مزه ناخوشایندی پیدا کند.
در این تعریف، «تغییر» عنصر اصلی است، اما در مورد آب، هر تغییری مقصود نیست. آنچه «آسِن» را از وصف عمومی «تغییریافته» جدا میکند، جهت نامطلوب این دگرگونی است.
۲. کاربرد در عربی کهن؛ آب مانده، بوی نامطبوع و دگرگونی
أَسَنَ الْمَاءُ؛ آبی که کیفیتش تغییر کرده است
در عربی کهن، «أَسَنَ الْمَاءُ» هنگامی به کار میرفت که آب بر اثر ماندن یا عوامل دیگر دچار تغییر نامطلوب شود.
در توضیحهای قدیم، گاهی بر تغییر بوی آب تاکید شده و گاهی تغییر مزه و حالت عمومی آن نیز ذکر شده است.
تعبیر «مَاءٌ آسِنٌ» بهویژه درباره آبی شناخته شده بود که بر اثر تغییر کیفیت، گوارایی نخستین خود را از دست داده است.
در زندگی مردم مناطق خشک، تفاوت میان آب تازه و آب مانده اهمیت عملی داشت. آب چاهها، حوضها و آبگیرها همیشه به یک اندازه تازه و گوارا نبود. انسان ممکن بود پیش از نوشیدن، بوی آب را بررسی کند یا با مشاهده وضع آن درباره مناسب بودنش تصمیم بگیرد.
در این زمینه، «أَسَن» یکی از واژههایی بود که برای توصیف تغییر نامطلوب آب به کار میرفت.
اما از این کاربرد نمیتوان نتیجه گرفت که هر آب راکدی آسن است. رکود و ماندن آب میتوانند زمینه تغییر کیفیت باشند، ولی خود «آسِن» نام یک وضعیت نامطلوب است، نه صرفا وصف بیحرکت بودن آب.
همچنین «آسِن» نام یک بیماری یا ماده آلاینده مشخص نیست. زبان عربی کهن با این واژه وضع محسوس آب را توصیف میکرد، نه علت میکروبی یا شیمیایی آن را.
آیا آب آسن همیشه غیرقابل نوشیدن است؟
در منابع لغوی قدیم، دو توصیف درباره آب آسن دیده میشود.
در یک توصیف، آب تغییر کرده ولی هنوز نوشیدنی است. در توصیفی دیگر، بوی آن چنان نامطبوع شده که کسی آن را نمینوشد.
این دو توصیف میتوانند درجات متفاوت تغییر کیفیت را بازتاب دهند؛ با این حال، تفاوت توضیحهای لغوی به تنهایی برای تعیین یک درجه ثابت از فساد کافی نیست.
ممکن است آبی اندکی بوی ماندگی گرفته باشد و همچنان نوشیده شود. آب دیگری ممکن است چنان بدبو و ناخوشایند باشد که نوشیدن آن دشوار گردد.
بنابراین، غیرقابل نوشیدن بودن، شرط ثابت و ضروری تمام کاربردهای «آسِن» نیست. آنچه در هر دو توصیف مشترک است، تغییر نامطلوب کیفیت آب است.
در نتیجه، ترجمه «آب زهرآلود» یا «آب مسموم» برای «مَاءٌ آسِنٌ» دقیق نیست؛ زیرا مسمومیت معنایی است که از خود ریشه به دست نمیآید.
«آب مانده و بدبو» یا «آب گندیده» به میدان معنایی شناختهشده آن نزدیکتر است.
أَسِنَ الرَّجُلُ؛ سرگیجه و بیهوشی بر اثر هوای نامطبوع
شاخه دیگری از این خانواده در توصیف وضعیت انسان به کار رفته است.
«أَسِنَ الرَّجُلُ» درباره کسی گفته میشد که بر اثر هوای بد یا بوی ناخوشایند، بهویژه هنگام فرود رفتن در چاه، دچار سرگیجه یا بیهوشی میشد.
این کاربرد در زندگی مربوط به چاهها قابل فهم است. شخصی که برای بیرون کشیدن آب به درون چاه میرفت، ممکن بود با هوای نامناسب روبهرو شود و تعادل یا هوشیاری خود را از دست بدهد.
در بیتی منسوب به زهیر بن ابی سلمی، شاعر دوره پیش از اسلام، آمده است؛ تاریخ دقیق سرودن این بیت از این نقل به تنهایی روشن نیست:
يُغَادِرُ الْقِرْنَ مُصْفَرًّا أَنَامِلُهُ
يَمِيدُ فِي الرُّمْحِ مَيْدَ الْمَائِحِ الْأَسِنِ
«حریف را با انگشتانی رنگپریده بر جای میگذارد؛ در حالی که بر نیزه میلرزد و تاب میخورد، همانند آبکشی که در چاه دچار سرگیجه شده باشد.»
«الْمَائِح» به کسی اشاره دارد که برای بیرون کشیدن آب به درون چاه میرود. «الْأَسِن» در این بیت، در خوانشی از متن، شخصی است که دچار سرگیجه و ناتوانی شده است.
این شاهد نشان میدهد که واژه تنها برای آب تغییریافته به کار نمیرفته، بلکه برای وضعیت انسانی که از هوای نامناسب متاثر شده نیز شناخته شده بوده است.
با این حال، ضبط بیت در منابع یکسان نیست. در بعضی نقلها به جای «الْأَسِن» صورت «الْوَسِن» آمده و در فعلهای بیت نیز اختلافهایی ثبت شده است. از این رو، نباید این شاهد را به تنهایی اثبات قطعی یک صورت پیشاقرآنی دانست. کاربرد «أَسِنَ» برای سرگیجه و بیهوشی، مستقل از این بیت نیز در منابع لغوی ثبت شده است.
از نظر معنایی، میان آب بدبو و کسی که از هوای نامطبوع دچار سرگیجه میشود ارتباطی قابل فهم وجود دارد. اما این ارتباط به معنای آن نیست که «آسِن» در قرآن مستقیما به بیهوشی یا سرگیجه اشاره میکند.
در محمد ۴۷:۱۵، موصوف «آسِن» آب است، نه انسان. بنابراین، معنای مورد نظر همان تغییر نامطلوب کیفیت آب خواهد بود.
تَأَسَّنَ؛ تغییر عهد و رابطه
در بعضی کاربردهای عربی، «تَأَسَّنَ» درباره عهد و دوستی نیز ثبت شده است.
تعبیرهایی مانند «تَأَسَّنَ عَهْدُهُ وَوُدُّهُ» به دگرگون شدن پیوند یا رابطهای اشاره دارند که پیشتر میان اشخاص برقرار بوده است.
این کاربرد میتواند گسترش معنای تغییر از وضعیت مادی به رابطه انسانی باشد؛ همانگونه که در فارسی نیز از دگرگون شدن دوستی یا سرد شدن رابطه سخن میگوییم.
اما اعتبار تاریخی و ضبط همه صورتهای مربوط به «تَأَسَّنَ» یکسان نیست. این فعل برای بیمار شدن نیز نقل شده است؛ در تعبیر «تَأَسَّنَ عَلَيَّ»، توضیح «عذر آورد و درنگ کرد» آمده و همین تعبیر به صورت «تَأَسَّرَ عَلَيَّ» نیز نقل شده است. ازهری ضبط با «راء» را درست دانسته است. این اختلاف بهویژه به تعبیر اخیر مربوط است، نه به نفی کاربرد روشن آن درباره تغییر آب.
بنابراین، نباید تمام این موارد را بدون بررسی به یک شاخه تاریخی قطعی پیوند داد.
برای کاربرد قرآنی، معنای تغییر نامطلوب آب روشن است و نیازی نیست از راه معنای دوستی یا عهد، تعریف تازهای برای آن ساخته شود.
۳. شاخه دیگر ریشه؛ رشتهها، پیوندها و «آسان»
در برخی فرهنگهای کهن، برای خانواده «أ س ن» شاخه دیگری نیز ثبت شده است که به ریسمان، رشته و پیوند مربوط میشود.
«آسَان» در این کاربرد به رشتهها یا اجزای تشکیلدهنده ریسمان گفته شده است. «أَسِينَة» نیز برای یکی از رشتههایی که با رشتههای دیگر تابیده میشوند و ریسمان یا بند را میسازند، آمده است.
در زبان عربی، این تصویر به صورت مجازی برای پیوند میان اشخاص نیز به کار رفته است؛ چنانکه از گسستن رشتههای رابطه سخن گفته میشود.
این شاخه از نظر معنا با آب گندیده تفاوت دارد.
از یک سو، «آسَان» در بعضی منابع جمع «آسِن» به معنای آبهای تغییریافته است؛ از سوی دیگر، صورت مشابهی برای رشتههای ریسمان ثبت شده است.
همسانی شکل نوشتاری، به خودی خود ثابت نمیکند که این کاربردها از یک معنای تاریخی واحد پدید آمدهاند.
در بعضی منابع، حتی واژههایی درباره باقیمانده چربی یا پارچه فرسوده نیز ذیل همین ماده آمدهاند. درباره اصالت برخی از این صورتها اختلاف وجود دارد و احتمال تبدیل حرف آغازین از «ع» به همزه نیز مطرح شده است.
در نتیجه، برای تعریف ریشه نباید تمام این شاخهها را به زور به تصویر «آب فاسد» یا «رشته پوسیده» بازگرداند.
میتوان دو حوزه اصلی ثبتشده را از هم جدا نگاه داشت: حوزه تغییر نامطلوب، که کاربرد قرآنی به آن تعلق دارد؛ و حوزه رشتهها و پیوندها که در زبان عربی ثبت شده، ولی در قرآن نیامده است.
۴. «مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ»؛ آب بهشتی که دچار گندیدگی نمیشود
تنها کاربرد قرآنی ریشه در سوره محمد آمده است:
مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ
«وصف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده چنین است: در آن رودهایی از آبی که گندیده و بدبو نشده است، رودهایی از شیری که مزهاش تغییر نکرده، رودهایی از خمری که برای نوشندگان لذتبخش است، و رودهایی از عسل پالوده وجود دارد. و برای آنان در آنجا از هرگونه میوه و آمرزشی از سوی پروردگارشان خواهد بود. آیا اینان مانند کسی هستند که در آتش ماندگار است و به آنان آب جوشان نوشانده میشود که رودههایشان را پاره میکند؟»
محمد ۴۷:۱۵
آیه از چند نوع نوشیدنی سخن میگوید و برای هر یک وصفی میآورد که جنبهای از کیفیت آن را روشن میسازد.
برای آب، «غَيْرِ آسِنٍ» آمده است؛ یعنی آبی که دچار تغییر نامطلوب و گندیدگی نشده است.
برای شیر، «لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ» آمده است؛ یعنی مزه آن دگرگون نشده است.
برای خمر، «لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ» آمده است؛ یعنی برای نوشندگان لذتبخش است.
برای عسل، «مُصَفًّى» آمده است؛ یعنی پالوده و صافشده است.
این چهار وصف در یک زمینه مشترک قرار دارند، اما معنای یکسان ندارند.
چرا برای آب «غَيْرِ آسِنٍ» آمده است؟
آب از ضروریترین نیازهای زندگی انسان است. با این حال، آب موجود در طبیعت همیشه یکسان نیست. ممکن است تازه و گوارا باشد یا بر اثر شرایط نامناسب، بو و مزه ناخوشایند پیدا کند.
«آسِن» به همین تغییر نامطلوب اشاره دارد.
در توصیف بهشت، قرآن وجود آب را به تنهایی بیان نمیکند؛ بلکه کیفیت آن را نیز روشن میسازد. آب وعده دادهشده از نوع آب گندیده و بدبو نیست.
این وصف در زبان عربی برای مخاطبی که تفاوت آب تازه و آب مانده را میشناسد، معنایی ملموس دارد.
با این حال، نباید از «غَيْرِ آسِنٍ» نتیجه گرفت که آیه درباره سازوکار میکروبی، گردش شیمیایی یا روش تصفیه آب در بهشت سخن میگوید.
قرآن با واژهای شناختهشده از کیفیت آب خبر میدهد. تبدیل این وصف به توضیح علمی درباره ساختمان جهان آخرت، فراتر از معنای خود آیه است.
آیا «غَيْرِ آسِنٍ» به معنای آب جاری است؟
آیه از «أَنْهَارٌ» سخن میگوید؛ یعنی رودها.
اما جاری بودن از «أَنْهَارٌ» شناخته میشود، نه از «آسِن».
«آسِن» در کاربرد لغوی خود به تغییر نامطلوب آب اشاره دارد. هر آب جاری لزوما از هر نوع آلودگی یا تغییر محفوظ نیست، همانگونه که هر آب ساکنی ضرورتا گندیده نیست.
بنابراین، ترجمه «رودهایی از آب روان» برای «أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ» کافی نیست؛ زیرا معنای «غَيْرِ آسِنٍ» را حذف میکند.
وجود رودها یک ویژگی است و گندیده نبودن آب ویژگی دیگری.
آیا «غَيْرِ آسِنٍ» به معنای کاملا پاک و بیهیچ ناخالصی است؟
در زبان عربی، «آسِن» بر تغییر نامطلوب کیفیت آب تاکید دارد. این معنا با آلودگی و فساد آب ارتباط پیدا میکند، اما هر نوع ناخالصی را دربر نمیگیرد.
برای نمونه، آب ممکن است مواد معدنی طبیعی داشته باشد، بیآنکه گندیده یا بدبو باشد. از سوی دیگر، آب ممکن است از نظر ظاهری صاف باشد، ولی کیفیت مناسبی برای نوشیدن نداشته باشد.
بنابراین، نمیتوان صرفا از نفی «آسِن» تمام ویژگیهای ممکن آب، از شفافیت و خلوص گرفته تا ترکیب و دمای آن، را استخراج کرد.
در سیاق آیه، آب بهشتی با وصفی روشن و مثبت در برابر وضعیت نامطلوب آب گندیده معرفی شده است. سایر ویژگیهای آن باید از خود آیات دیگر شناخته شوند، نه از گسترش بیدلیل معنای یک واژه.
۵. تفاوت «غَيْرِ آسِنٍ» با «لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ»
در همان آیه، قرآن برای شیر از تعبیر «لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ» استفاده کرده است.
این همراهی برای شناخت مرز معنایی «آسِن» اهمیت دارد.
«تَغَيَّرَ» از ریشه «غ ي ر» است و به دگرگون شدن اشاره دارد. این تغییر میتواند در شرایط گوناگون رخ دهد و ذاتا به فساد یا گندیدگی محدود نیست.
اما «آسِن» در کاربرد مربوط به آب، نوعی دگرگونی نامطلوب را بیان میکند که بهویژه در بو و مزه آشکار میشود.
از این رو، «غَيْرِ آسِنٍ» را نباید صرفا «تغییرنکرده» ترجمه کرد، بیآنکه روشن شود چه نوع تغییری نفی شده است.
در مورد شیر، قرآن مستقیما از تغییر نکردن مزه سخن میگوید. در مورد آب، واژهای خاص را به کار میبرد که به فساد کیفیت آن مربوط است.
هر دو وصف به حفظ کیفیت مطلوب نوشیدنی مربوطاند، ولی یکسان نیستند.
این تفاوت نشان میدهد که ترجمه دقیق نباید همه وصفهای آیه را به عبارت عمومی «پاک و سالم» فروبکاهد.
برای آب، «نگندیده» یا «بدبو نشده» مناسب است؛ برای شیر، «مزهاش تغییر نکرده است».
در هر دو مورد، چیزی از کیفیت مطلوب نوشیدنی بیان میشود، اما از دو راه زبانی متفاوت.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «آسِن»، معادل اصلی در فارسی «گندیده» یا «بدبو شده» است، بهویژه هنگامی که موصوف آن آب باشد.
«آب مانده» در بعضی زمینهها قابل استفاده است، اما به تنهایی دقیق نیست؛ زیرا ماندن آب ضرورتا به معنای گندیده شدن آن نیست.
«آب فاسد» نیز میتواند معنای عمومی را برساند، ولی در فارسی امروز ممکن است تصور مسمومیت یا غیرقابل نوشیدن بودن قطعی را ایجاد کند.
«آب راکد» برای ترجمه مستقیم مناسب نیست؛ زیرا رکود، وضعیت حرکت آب را بیان میکند، در حالی که «آسِن» به تغییر نامطلوب کیفیت آن مربوط است.
برای «مَاءٍ غَيْرِ آسِنٍ» در محمد ۴۷:۱۵، ترجمه پیشنهادی چنین است:
«آبی که گندیده و بدبو نشده است.»
این صورت، معنای ریشه را روشن میکند و از وارد کردن ویژگیهای اضافی مانند دما، شفافیت مطلق یا سازوکار تصفیه آب جلوگیری میکند.
اگر ترجمه کوتاهتر لازم باشد، «آب نگندیده» نیز مناسب است.
در متن کامل آیه میتوان گفت:
«در آن رودهایی از آبی که گندیده و بدبو نشده است، وجود دارد.»
در این ترجمه، «رودها» معادل «أَنْهَارٌ» و «گندیده و بدبو نشده» معادل «غَيْرِ آسِنٍ» است. به این ترتیب، سهم معنایی هر بخش جمله محفوظ میماند.
برای صورتهای غیرقرآنی نیز معادلها باید از کاربردشان گرفته شوند. «أَسِنَ» درباره انسان در زمینه چاه میتواند «دچار سرگیجه شدن» یا «از حال رفتن» باشد. در کاربرد مربوط به عهد و رابطه، «تَأَسَّنَ» میتواند با «دگرگون شدن» توضیح داده شود.
اما این معانی نباید وارد ترجمه «آسِن» در وصف آب شوند.
۸. جمعبندی
ریشه «أ س ن» در شناختهشدهترین کاربرد عربی خود به تغییر نامطلوب کیفیت آب مربوط است. آب «آسِن» آبی است که بو یا مزه ناخوشایند پیدا کرده و تازگی و گوارایی نخستین خود را از دست داده است.
در زبان عربی، کاربردهایی درباره سرگیجه انسان بر اثر هوای نامطبوع چاه و دگرگون شدن عهد یا رابطه نیز ثبت شدهاند. شاخه دیگری از این خانواده به رشتههای ریسمان و پیوندها مربوط است. با این حال، رابطه تاریخی تمام این کاربردها قطعی نیست و نباید آنها را با یک تصویر ساختهشده توضیح داد.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار و به صورت «آسِنٍ» آمده است.
محمد ۴۷:۱۵ از رودهایی با آب «غَيْرِ آسِنٍ» سخن میگوید؛ آبی که دچار گندیدگی و تغییر نامطلوب نشده است.
این تعبیر با وصف شیر، خمر و عسل در همان آیه ارتباط دارد، ولی نباید تفاوت واژههای آنها را از میان برد. برای آب، گندیده نبودن؛ برای شیر، تغییر نکردن مزه؛ برای خمر، لذتبخش بودن؛ و برای عسل، پالوده بودن بیان شده است.
همچنین در پایان آیه، آب نگندیده بهشتی در برابر آب جوشان اهل آتش قرار میگیرد. این تقابل نشان میدهد که آب در دو صحنه میتواند نقشی کاملا متفاوت داشته باشد، ولی معنای «آسِن» را نباید با معنای «حَمِيم» یکی گرفت.
تعریف نهایی ریشه «أ س ن» در فرقان:
«در شاخه اصلی کاربرد قرآنی، تغییر نامطلوب کیفیت آب، بهویژه پیدایش بوی ناخوشایند و گندیدگی که از تازگی و گوارایی آن میکاهد. در قرآن، آسِن وصف آب دگرگونشده و گندیده است و غَيْرِ آسِنٍ آبی را بیان میکند که دچار چنین تغییری نشده است. کاربردهای لغوی دیگر این خانواده درباره سرگیجه، دگرگونی رابطه و رشتههای پیوند نیز ثبت شدهاند، اما نباید بدون شاهد به معنای قرآنی آب منتقل شوند.»