ریشهٔ ب ح ث (بَحْث) در قرآن
کاویدن زمین، زیرورو کردن خاک و جستوجو؛ از رفتار کلاغ در داستان دو برادر تا معنای پرسوجو و پژوهش در زبان عربی
صورتهای قرآنی و لغوی
يَبْحَثُ
فعل قرآنی؛ مضارع معلوم ثلاثی مجرد، سومشخص مفرد مذکر؛ مائده ۵:۳۱
بَحَثَ
صورت پایهٔ ماضی؛ خود این صورت در قرآن نیامده است
بَحْث
مصدر لغوی؛ غیرقرآنی
بَاحِث
اسم فاعل لغوی؛ غیرقرآنی
بَحُوث
وصف شتر خاککاو در لغت؛ غیرقرآنی
اِبْتَحَثَ
باب افتعال در لغت؛ غیرقرآنی
اِسْتَبْحَثَ
باب استفعال در لغت؛ غیرقرآنی
تَبَحَّثَ
باب تفعّل در لغت؛ غیرقرآنی
۱. معرفی ریشه و صورت قرآنی
ریشهٔ «ب ح ث» در زبان عربی به کاویدن، زیرورو کردن و جستوجو مربوط است. در کاربرد جسمانی، از کندن و کنار زدن خاک سخن میگوید؛ در کاربردهای دیگر، به دنبال چیزی گشتن، پرسوجو کردن و کوشش برای یافتن خبری یا شناختن حقیقت یک امر اشاره دارد.
این ریشه در قرآن تنها یک بار، در مائده ۵:۳۱، با صورت «يَبْحَثُ» آمده است. این فعل رفتار کلاغی را توصیف میکند که زمین را میکاود و مشاهدهٔ آن سبب میشود مردی که برادرش را کشته، به چگونگی پوشاندن پیکر او پی ببرد.
«يَبْحَثُ» فعل مضارع، سومشخص مفرد مذکر، از باب ثلاثی مجرد است. ماضی آن «بَحَثَ» و مصدر آن «بَحْث» است. فعل در این آیه معلوم است و فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به کلاغ برمیگردد. خود «غُرَابًا» مفعول منصوبِ «بَعَثَ» است و جملهٔ «يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ» آن کلاغ را وصف میکند.
صورتهای دیگری مانند «بَحْث»، «بَاحِث»، «بَحُوث»، «اِبْتَحَثَ»، «اِسْتَبْحَثَ» و «تَبَحَّثَ» در عربی شناخته شدهاند، اما در قرآن نیامدهاند. بنابراین، نباید معنای اصطلاحی «بحث» در زبان علمی امروز را بیدرنگ به کاربرد یگانهٔ قرآنی آن بازگرداند.
۲. هستهٔ معنایی در عربی کهن
برانگیختن و زیرورو کردن چیزی
ابن فارس در مقاییس اللغة، زیر مادهٔ «بحث»، هستهٔ معنایی این ریشه را چنین معرفی میکند:
«أَصْلٌ وَاحِدٌ، يَدُلُّ عَلَى إِثَارَةِ الشَّيْءِ»
یعنی این ریشه بر برانگیختن و زیرورو کردن چیزی دلالت دارد.
او سپس از خلیل بن احمد نقل میکند:
«الْبَحْثُ طَلَبُكَ شَيْئًا فِي التُّرَابِ»
یعنی بحث، جستوجوی چیزی در خاک است.
در این کاربرد، شخص یا جانور خاک را کنار میزند، میخراشد یا میکاود. ممکن است مقصودش یافتن چیزی باشد که زیر خاک پنهان شده است. اما خود حرکت کاویدن نیز میتواند با این فعل توصیف شود، حتی اگر در جمله نام چیزی که جستوجو میشود ذکر نشده باشد.
برای نمونه، جانوری که با اندام خود خاک را به عقب میراند، رفتاری انجام میدهد که در زبان عربی با فعل «بحث» توصیف شده است.
این معنا از «حفر» یا کندن گودال بهطور مطلق محدودتر یا گستردهتر نیست؛ میان آنها همپوشانی وجود دارد. در بحث، حرکت کاوش و کنار زدن ماده برجسته است، درحالیکه حفر میتواند بر ایجاد گودال یا شکاف در زمین تمرکز داشته باشد.
از کاویدن خاک تا پرسوجو درباره یک امر
در همان منابع کهن، «بحث» تنها به حرکت دست یا کندن زمین محدود نشده است.
خلیل بن احمد، در کنار جستوجو در خاک، پرسیدن و خبر گرفتن را نیز از کاربردهای این خانواده میداند. ابن فارس نیز تعبیر «بَحَثَ عَنِ الْخَبَرِ» را ثبت میکند؛ یعنی در پی آگاهی از خبری برآمد.
در لسان العرب، صورتهایی مانند «اِسْتَبْحَثْتُ»، «اِبْتَحَثْتُ» و «تَبَحَّثْتُ عَنِ الشَّيْءِ» نیز برای جستوجو و پرسوجو درباره چیزی آمدهاند.
میتوان رابطه این دو کاربرد را چنین توضیح داد: همانگونه که کسی با کنار زدن خاک در پی یافتن چیزی است، شخص پرسشگر نیز با پرسیدن، بررسی کردن و گردآوردن اطلاعات میکوشد به آنچه نمیداند دست یابد.
بااینحال، این توضیح رابطهای معنایی است؛ نه اثبات قطعی اینکه در تاریخ زبان، مفهوم پرسوجو حتما پس از معنای کندن زمین به وجود آمده است. هر دو کاربرد در منابع لغوی قدیم ثبت شدهاند و برای تعیین ترتیب تاریخی آنها به شواهد مستقل نیاز است.
پس هستهٔ معنایی این خانواده را میتوان در دو کاربرد نزدیک شناخت: کاوش جسمانی و جستوجوی آگاهی. تفاوت آنها از موضوع فعل و ساخت جمله روشن میشود.
۳. کاربردهای ثبتشده در عربی کهن
کاویدن خاک با دست یا اندام جانور
در کتاب العین، درباره «الْبَحُوث» از شترانی سخن رفته است که هنگام حرکت، خاک را با پاهای پیشین خود به عقب میرانند. در این کاربرد، نه پرسوجویی مطرح است و نه ضرورتا جستوجوی چیزی پنهان؛ خود حرکت خاککاوی مورد نظر است.
این شاهد از آن جهت اهمیت دارد که در مائده ۵:۳۱ نیز فعل «يَبْحَثُ» درباره یک جانور به کار رفته است. بنابراین، میتوان آن را با همان معنای جسمانی کاویدن و کنار زدن خاک فهمید، بیآنکه لازم باشد ابتدا معنای انتزاعی تحقیق و جستوجوی علمی را به آن نسبت دهیم.
در منابع لغوی، برای جانورانی مانند شتر و برخی حیوانات خاکزی نیز مشتقهایی از این خانواده ثبت شده است. این کاربردها نشان میدهند که «بحث» در زبان عربی میتوانسته حرکت محسوس اندام جانور بر خاک را توصیف کند.
شاهدی از شعر عربی
در رجزی که در منابع ادبی و لغوی نقل شده، چنین آمده است:
يَبْحَثْنَ بَحْثًا كَمُضِلَّاتِ الْخَدَمِ
ترجمه: «خاک را میکاوند، همچون زنانی که خلخالهای خود را گم کردهاند.»
این عبارت در توصیف شترانی آمده که هنگام حرکت، زمین را با پاهای خود میکاوند. شاعر حرکت آنها را به کسانی تشبیه میکند که در پی یافتن خلخال گمشده، خاک را زیرورو میکنند.
«خَدَم» در این شاهد جمع «خَدَمَة» به معنای خلخال است؛ زیوری که بر مچ پا بسته میشود. تشبیه بر حرکت جستوجوی چیزی در خاک تکیه دارد.
مقاییس این عبارت را بدون نام شاعر نقل میکند. صورت نزدیکِ «فهنّ بحثًا» در ادامهٔ همین تصویرِ خلخالهای گمشده، در دیوان جریر با شرح محمد بن حبیب و نیز در سمط اللآلی در رجزِ منسوب به جریر ثبت شده است. باید میان لفظِ شاهد لغوی و صورتِ روایتشده در شعر فرق گذاشت؛ این انتساب نیز مجوزِ معرفی شاهد بهعنوان شعر جاهلی نیست. ارزش آن در نشان دادن یک کاربرد عربی قدیم است، نه اثبات کاربرد پیش از قرآن در تاریخی مشخص.
جستوجویی که به زیان جستوجوگر پایان مییابد
در امثال عرب، تعبیر «كَالْبَاحِثَةِ عَنْ حَتْفِهَا بِظِلْفِهَا» ثبت شده است.
معنای آن چنین است: «مانند جانوری که با سُم خود در جستوجوی مرگ خویش است.»
در توضیح این مثل گفتهاند که حیوانی با کاویدن خاک، تیغ یا چاقویی را که در آن پنهان بوده آشکار میکند و همان وسیله سبب کشته شدنش میشود.
این مثل برای کسی به کار میرود که با رفتار خود، وسیله زیان یا نابودی خویش را فراهم میکند. در منابع، صورتها و توضیحهای متفاوتی از این حکایت ثبت شده است.
در این کاربرد، ریشه همچنان به جستوجو و زیرورو کردن مربوط است. معنای مرگ یا نابودی از داستان مثل پدید میآید، نه از خود «بحث».
این نکته بهویژه در مطالعه قرآنی اهمیت دارد؛ زیرا حضور ریشه «ب ح ث» در داستان قتل، به این معنا نیست که ریشه ذاتا به قتل، مرگ یا دفن مردگان مربوط است.
کاربرد در نامگذاری و اصطلاحات دیگر
در مقاییس، «البَاحِثَاء» به خاکی گفته شده است که موش جهندهٔ صحرایی، یَربوع، گرد میآورد. لسان العرب نیز آن را در ارتباط با دهانهها و خاکِ لانهٔ همین جانور توضیح میدهد؛ بنابراین، مقصود یک نوع کلی خاک نیست. «بَحُوث» نیز وصفی برای شترانی است که خاک را زیرورو میکنند.
در همان منبع، تعبیرهایی مانند «بَحَثَ عَنِ الْخَبَرِ» و «تَبَحَّثَ عَنِ الشَّيْءِ» به معنای پرسوجو و جستوجو آمدهاند.
این صورتها نشان میدهند که خانواده «ب ح ث» در زبان عربی به یک حرکت خاص محدود نمانده است. اما تفاوت مشتقها نباید نادیده گرفته شود. نام یک موضع، وصف یک جانور و فعل پرسوجو را نمیتوان در تمام جملهها به جای یکدیگر نشاند.
۴. کاربرد قرآنی: کلاغی که زمین را میکاود
مائده ۵:۳۱
فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ ۚ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَٰذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
ترجمه: «پس آن معبود یگانه کلاغی را فرستاد که زمین را میکاوید تا به او نشان دهد چگونه پیکر برادرش را بپوشاند. گفت: وای بر من! آیا ناتوان بودم از اینکه مانند این کلاغ باشم و پیکر برادرم را بپوشانم؟ پس از پشیمانان شد.»
معنای «يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ»
در این آیه، فعل «يَبْحَثُ» رفتار محسوس کلاغ را توصیف میکند. کلاغ زمین را میکاود و خاک را کنار میزند.
عبارت «فِي الْأَرْضِ» زمینه و محل انجام کار را مشخص میسازد. «فی» در اینجا با «عن» که در تعبیر «بحث عن الخبر» برای جستوجوی خبر به کار میرود، یکسان نیست.
در این ترکیب، قرآن نمیگوید کلاغ در جستوجوی چه چیزی بوده است؛ حتی تصریح نمیکند که هدف مستقیم او یافتن چیزی زیر خاک بوده است. آنچه بیان شده، رفتار زمینکاوی اوست.
ازاینرو، ترجمه «زمین را میکاوید» دقیقتر از «در پی چیزی میگشت» است؛ زیرا دومی برای فعل، هدفی فرض میکند که آیه نام نبرده است.
همچنین «زمین را میخراشید» میتواند بخشی از تصویر را منتقل کند، اما اگر خراشیدن صرفا به تماس سطحی و بدون کنار زدن خاک فهمیده شود، از معنای مورد نظر فاصله میگیرد. در این سیاق، «کاویدن» هم حرکت را بیان میکند و هم امکان کنار رفتن خاک را در خود دارد.
رابطه «بحث» با پوشاندن پیکر برادر
بخش دوم جمله چنین است:
«لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ»
این قسمت هدف نشان داده شدن رفتار کلاغ را بیان میکند: مرد باید دریابد چگونه پیکر برادرش را بپوشاند.
در اینجا، فعل «يُوَارِي» از ریشه «و ر ي» است، نه «ب ح ث». معنای پوشاندن و پنهان ساختن از آن فعل میآید.
تفاوت دو فعل مهم است. «بحث» به کاویدن و کنار زدن خاک مربوط است؛ «موارات» به پوشاندن و از نظر پنهان کردن.
این دو عمل ممکن است در دفن کردن به یکدیگر بپیوندند: ابتدا زمین کاویده میشود و سپس پیکر با خاک پوشانده میشود. اما این توالی نباید به این ادعا تبدیل شود که «بحث» در لغت به معنای دفن کردن است.
در خود آیه، کلاغ زمین را میکاود و انسان از مشاهده آن راه پوشاندن پیکر برادرش را درمییابد. بنابراین، ارتباط کاوش با پوشاندن از مجموعه روایت فهمیده میشود.
آیا قرآن میگوید دو کلاغ وجود داشتند؟
در برخی روایتهای تفسیری آمده است که دو کلاغ با هم جنگیدند، یکی کشته شد و دیگری زمین را کند و کلاغ مرده را دفن کرد. گزارشهای دیگری نیز درباره مدت باقی ماندن پیکر برادر یا چگونگی رفتار کلاغ نقل شدهاند.
طبری این گزارشها را با صورتهای متفاوت در تفسیر مائده ۵:۳۱ آورده است.
اما خود آیه تنها از یک کلاغ سخن میگوید که زمین را میکاوید.
نه کلاغ دومی در متن نام برده شده، نه جنگ میان دو کلاغ، نه مرگ یکی از آنها و نه مدت زمانی که پیکر برادر بر زمین مانده بود.
این بدان معنا نیست که وقوع چنین جزئیاتی از نظر عقلی ناممکن است؛ بلکه آنها از لفظ آیه ثابت نمیشوند.
برای فهم ریشه «ب ح ث»، نیازی نیست یکی از این روایتها را به معنای واژه اضافه کنیم. معنای فعل از شواهد لغوی و سیاق خود قرآن روشن است.
آیا «بحث» به معنای آموختن است؟
در این روایت، مشاهده رفتار کلاغ موجب آموختن یک کار میشود. اما از این نتیجه نباید معنای لغوی تازهای برای «بحث» ساخت.
خود کلاغ در جمله «يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ» زمین را میکاود. آموختن، نتیجهای است که در ارتباط با مشاهده این رفتار پدید میآید.
این تفاوت اجازه نمیدهد فعل را به «کلاغی که آموزش میداد» ترجمه کنیم. قرآن با ذکر «لِيُرِيَهُ» هدف نشان دادن را بیان کرده است؛ بنابراین، نیاز نیست آن معنا دوباره در خود «بحث» گنجانده شود.
نکته دیگر آن است که آیه از پشیمانی مرد نیز سخن میگوید. این پشیمانی به دنبال مشاهده کلاغ و سخن خود او آمده است، اما از خود ریشه «ب ح ث» نمیتوان معنای پشیمانی، توبه یا اصلاح اخلاقی استخراج کرد.
در این داستان، یک رفتار ساده جسمانی در خدمت نتیجهای مهم قرار میگیرد، بیآنکه معنای خود فعل از کاویدن زمین فراتر رود.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای ریشه «ب ح ث»، تعریف کوتاه مناسب چنین است: «کاویدن و زیرورو کردن، بهویژه خاک؛ و در کاربرد دیگر، جستوجو و پرسوجو برای یافتن چیزی یا آگاهی از امری.»
در کاربرد جسمانی، «کاویدن»، «زیرورو کردن خاک» و بسته به سیاق «خاک را کنار زدن» مناسباند.
در کاربردهای مربوط به آگاهی و خبر، «جستوجو کردن»، «پرسوجو کردن»، «بررسی کردن» یا «تحقیق کردن» میتوانند مناسب باشند. انتخاب میان آنها باید از موضوع فعل و ساخت جمله به دست آید.
برای «يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ» در مائده ۵:۳۱، پیشنهاد اصلی این است:
«زمین را میکاوید.»
این برگردان کوتاه است و حرکت جسمانی مورد نظر را منتقل میکند، بیآنکه هدفی نامعلوم را به رفتار کلاغ اضافه کند.
«در زمین میکاوید» نیز به ساخت عربی نزدیک است، اما در نثر فارسی، «زمین را میکاوید» طبیعیتر است.
ترجمههایی مانند «زمین را برای یافتن خوراک جستوجو میکرد» یا «گوری میکند تا کلاغ دیگری را دفن کند» اطلاعاتی وارد جمله میکنند که خود فعل و عبارت قرآنی آنها را بیان نکردهاند.
همچنین «تحقیق میکرد» با وجود ارتباط لغوی با ریشه، در این آیه مناسب نیست؛ زیرا معنای انتزاعی امروز را به رفتار جسمانی کلاغ منتقل میکند.
۷. جمعبندی
ریشه «ب ح ث» در قرآن تنها یک بار، به صورت «يَبْحَثُ»، در مائده ۵:۳۱ آمده است.
در منابع کهن عربی، دو کاربرد برجسته برای این خانواده شناخته شده است: کاویدن و زیرورو کردن خاک، و جستوجو یا پرسوجو درباره چیزی. این دو میدان معنایی با یکدیگر ارتباط دارند، اما درباره ترتیب تاریخی پیدایش آنها نباید بدون شواهد کافی داوری قطعی کرد.
در کاربرد قرآنی، معنای جسمانی روشن است. کلاغ زمین را میکاود و مشاهده این رفتار، راه پوشاندن پیکر برادر را به مرد نشان میدهد.
معنای دفن و پوشاندن از فعل «يُوَارِي» و ساخت کامل روایت فهمیده میشود، نه از «يَبْحَثُ» بهتنهایی. همچنین جزئیاتی مانند حضور کلاغ دوم، جنگ میان دو کلاغ یا مدت باقی ماندن پیکر بر زمین در خود آیه ذکر نشدهاند.
تعریف نهایی مناسب برای فرقان:
«ب ح ث» در عربی به کاویدن و زیرورو کردن چیزی، بهویژه خاک، و در کاربرد گستردهتر به جستوجو و پرسوجو مربوط است. در قرآن، این ریشه تنها با فعل «يَبْحَثُ» در مائده ۵:۳۱ آمده و رفتار کلاغی را بیان میکند که زمین را میکاود. پوشاندن پیکر برادر، نتیجهای است که در ساخت کامل آیه بیان شده و نباید جزئی از معنای لغوی خود «بحث» شمرده شود.