ریشه قرآنی ب ه ج

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

زیبایی و طراوت آشکار؛ و شادمانی برخاسته از دیدن یا دریافت چیزی خوشایند

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «ب ه ج» در زبان عربی با زیبایی، طراوت و شادمانی ارتباط دارد. این خانواده از یک سو برای توصیف چیزی به کار می‌رود که ظاهر زیبا، رنگ خوشایند یا جلوه‌ای باطراوت دارد؛ و از سوی دیگر، برای حالتی که انسان در اثر دیدن یا برخورداری از چیزی خوشایند، شادمان و گشاده‌رو می‌شود.

این دو جهت معنایی به یکدیگر نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند. گلزاری می‌تواند زیبا و باطراوت باشد، حتی اگر کسی در آن لحظه به تماشای آن ننشسته باشد. در مقابل، انسانی ممکن است از شنیدن خبری خوش شادمان شود، بی‌آنکه موضوع شادی او یک منظره یا شیء زیبا باشد.

در کاربردهای مربوط به طبیعت، «بهجة» بیشتر زیبایی نمایان، تازگی رنگ‌ها و جلوه خوشایند گیاهان را بیان می‌کند. در کاربردهای مربوط به انسان، شادی و نشاطی مطرح می‌شود که می‌تواند در چهره و رفتار او آشکار گردد.

در قرآن، این ریشه سه بار آمده است: یک بار به صورت «بَهْجَة» در نمل ۲۷:۶۰، و دو بار به صورت «بَهِيج» در حج ۲۲:۵، و ق ۵۰:۷.

هر سه کاربرد قرآنی به رویش گیاهان و زیبایی طبیعت مربوط‌اند. با این حال، این اشتراک نباید سبب شود که معنای ریشه را تنها به گیاه محدود کنیم؛ زیرا در عربی کهن، همین خانواده درباره زیبایی انسان و شادی درونی او نیز کاربرد داشته است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ سه کاربرد در سه آیه

۱. هسته معنایی ریشه در عربی کهن

ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب ه ج» یک اصل معرفی می‌کند:

«الْبَاءُ وَالْهَاءُ وَالْجِيمُ أَصْلٌ وَاحِدٌ، وَهُوَ السُّرُورُ وَالنَّضْرَةُ»

یعنی این خانواده یک اصل دارد و آن شادمانی و طراوت است.

او سپس «نَبَاتٌ بَهِيجٌ» را به گیاهی زیبا و باطراوت توضیح می‌دهد و «ابتهاج» را نیز شادمانی می‌نامد.

در «کتاب العین»، خلیل بن احمد تعریف دیگری ارائه می‌کند:

«الْبَهْجَةُ حُسْنُ لَوْنِ الشَّيْءِ وَنَضَارَتُهُ»

یعنی بهجه، زیبایی رنگ و طراوت چیزی است.

العین و منابع لغوی؛ زیبایی رنگ و طراوت

این توضیح بر جنبه محسوس ریشه تاکید دارد. چیزی که بهجه دارد، از نظر رنگ یا جلوه ظاهری، زیبا و خوشایند است.

در «لسان العرب» نیز همین معنا ثبت شده است. سپس میان کاربرد ریشه در گیاه و انسان تفاوت گذاشته می‌شود: درباره گیاه، طراوت و زیبایی آن برجسته است؛ درباره انسان، گشاده شدن چهره یا آشکار شدن شادی.

این شواهد نشان می‌دهند که در ریشه «ب ه ج»، دو جهت معنایی واقعی وجود دارد.

نخست، زیبایی و طراوتی که در خود یک چیز آشکار است.

دوم، شادی و خوشی‌ای که در انسان پدید می‌آید و ممکن است در ظاهر او نیز نمایان شود.

رابطه این دو قابل فهم است. منظره‌ای زیبا ممکن است بیننده را شادمان کند و شادی درونی انسان نیز می‌تواند چهره او را خوشایند و گشاده سازد.

اما نباید از این رابطه نتیجه گرفت که هر زیبایی حتما در همه بینندگان شادی یکسانی پدید می‌آورد. همچنین نباید معنای زیبایی را تنها به اثر روانی آن بر دیگران محدود کرد.

از سوی دیگر، شادمانی همیشه نتیجه دیدن زیبایی نیست. ممکن است انسان از رسیدن خبری خوب، دیدار دوستی یا رفع یک نگرانی شاد شود.

بنابراین، در تعریف ریشه باید هر دو جهت محفوظ بمانند، بی‌آنکه یکی به‌صورت اجباری از دیگری استخراج شود.

بهجه و طراوت

«نَضْرَة» در توضیح‌های لغوی این خانواده اهمیت دارد.

طراوت به وضعیتی اشاره می‌کند که چیزی تازه، شاداب و برخوردار از جلوه زنده و خوشایند باشد.

برای نمونه، گیاهی که پس از باران رشد کرده و برگ‌های تازه و سالم دارد، می‌تواند باطراوت توصیف شود.

اما طراوت تنها به سبز بودن محدود نیست. گل‌ها و گیاهان ممکن است رنگ‌های گوناگونی داشته باشند و با همان رنگ‌ها جلوه‌ای زیبا و خوشایند پدید آورند.

از این رو، «بهجة» را نباید فقط به «سبزی» ترجمه کرد.

همچنین نباید آن را به «درخشیدن» به معنای تابش واقعی نور محدود ساخت. چیزی می‌تواند از نظر رنگ و ظاهر جلوه‌گر و زیبا باشد، بی‌آنکه خود منبع نور باشد.

در زبان طبیعی، «درخشندگی» گاهی برای توصیف زیبایی به کار می‌رود، اما این تصویر نباید به نظریه‌ای فیزیکی درباره نور تبدیل شود.

در کاربرد قرآنی ریشه، زیبایی و طراوت گیاهان موضوع روشن سخن است؛ نه ویژگی فیزیکی خاصی درباره تولید یا بازتاب نور.

۲. صورت‌های صرفی و کاربردهای خانواده

بَهِجَ و بَهُجَ

در منابع لغوی، دو صورت «بَهِجَ» و «بَهُجَ» ثبت شده‌اند.

در بعضی کاربردها، «بَهِجَ بِالشَّيْءِ» به معنای شاد شدن از چیزی است.

برای نمونه، وقتی شخصی از شنیدن خبری خوش شادمان می‌شود، می‌توان این حالت را با همین خانواده بیان کرد.

«بَهُجَ» نیز درباره زیبا و باطراوت شدن چیزی به کار رفته است.

در «بَهُجَ النَّبَاتُ»، سخن از گیاهی است که زیبا و شاداب شده است.

این تفاوت در کاربردهای ثبت‌شده وجود دارد، اما نباید تنها از حرکت حرف میانی فعل، بدون توجه به جمله و مفعول یا حرف اضافه، قانونی مطلق درباره همه صورت‌ها ساخت.

بَهْجَة و بَهَاجَة

«بَهْجَة» و «بَهَاجَة» در زبان عربی درباره زیبایی، جلوه خوشایند و طراوت به کار رفته‌اند.

در بعضی موقعیت‌ها، همین واژه‌ها می‌توانند با شادی و خوشی نیز ارتباط داشته باشند.

«بهجة» در کاربرد قرآنی، درباره باغ‌ها آمده است.

اما «بهاجة» در قرآن نیامده و تنها در بررسی زبان عربی جای دارد.

بَهِيج

«بَهِيج» بر وزن «فَعِيل» است و در کاربرد وصفی، به چیزی زیبا، باطراوت و خوش‌نما گفته می‌شود.

در تعبیر «نَبَاتٌ بَهِيجٌ»، صفت درباره گیاه است.

در مقابل، هنگامی که «بَهِيج» درباره انسان به کار رود، می‌تواند به شادی و خوشی او اشاره داشته باشد.

این تفاوت، از موضوعی که صفت به آن نسبت داده شده روشن می‌شود.

برای نمونه، «گیاه شادمان» در فارسی معنای طبیعی تعبیر قرآنی را منتقل نمی‌کند؛ زیرا در آیات مورد بحث، سخن از زیبایی و طراوت گیاه است.

اما «مردی شادمان» برای کاربرد انسانی واژه می‌تواند مناسب باشد.

پس وزن صرفی به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که وصف از زیبایی ظاهری سخن می‌گوید یا حالت روانی انسان.

اِبْتَهَجَ و اِبْتِهَاج

«ابتهج» در عربی به شادمان شدن از چیزی اشاره دارد.

در «ابْتَهَجَ بِالشَّيْءِ»، شخص به سبب چیزی خوشحال می‌شود.

«ابتهاج» نیز نام این شادمانی است.

در کاربرد مربوط به انسان، این حالت ممکن است در چهره و رفتار آشکار گردد.

با این حال، خود واژه ضرورتا به معنای خندیدن با صدای بلند نیست. شادی ممکن است با لبخند، گشاده‌رویی یا آرامش و خوشی درونی همراه باشد.

أَبْهَجَ

«أَبْهَجَ» در کاربرد سببی به معنای شادمان کردن دیگری است.

همچنین در تعبیر «أَبْهَجَتِ الْأَرْضُ»، به زیبا و باطراوت شدن روییدنی‌های زمین اشاره شده است.

در چنین کاربردی، فعل درباره زمین به کار می‌رود، اما موضوع زیبایی از گیاهان و جلوه آنها فهمیده می‌شود.

تَبَاهَجَ

«تَبَاهَجَ الرَّوْضُ» در عربی درباره گلزاری آمده که گل‌های آن بسیار شده و جلوه زیبایی پیدا کرده است.

در برخی عبارت‌ها نیز از «تَبَاهَجَ النُّوَّارُ» سخن رفته است.

این کاربردها با گسترش زیبایی در مجموعه گل‌ها و گیاهان ارتباط دارند.

اما از ساختمان «تفاعل» نباید نتیجه گرفت که گل‌ها واقعا نسبت به یکدیگر احساس رقابت یا شادمانی انسانی دارند.

در زبان شعر و وصف طبیعت، چنین ساختمان‌هایی می‌توانند زیبایی و جلوه مشترک عناصر یک منظره را بیان کنند.

بَهَّجَ و مُبَهَّج

«بَهَّجَ» در کاربردی به معنای زیباتر کردن یا آراستن آمده است.

«مُبَهَّج» نیز می‌تواند چیزی باشد که زیبایی آن برجسته‌تر شده یا جلوه‌ای آراسته یافته است.

این صورت‌ها در قرآن نیامده‌اند.

در مجموع، خانواده «ب ه ج» هم برای خود زیبایی و طراوت، هم برای شادمانی انسان و هم برای پدید آوردن زیبایی یا شادی کاربرد دارد.

۳. شواهد شعر عربی کهن

شعر عربی دو جهت مهم این ریشه را به‌خوبی نشان می‌دهد: شادی انسان و زیبایی چیزی که سبب خوشی یا تحسین می‌شود.

نابغه ذبیانی؛ شادمانی از یافتن مروارید

نابغه ذبیانی در توصیف زیبایی، از مرواریدی گران‌بها سخن می‌گوید:

أَوْ دُرَّةٌ صَدَفِيَّةٌ غَوَّاصُهَا
بَهِجٌ مَتَى يَرَهَا يُهِلَّ وَيَسْجُدِ

ترجمه: «یا مرواریدی در صدف که غواص آن شادمان است؛ هرگاه آن را ببیند، بانگ برمی‌آورد و سجده می‌کند.»

در این بیت، «بَهِجٌ» وصف غواص است، نه وصف خود مروارید.

مروارید به سبب زیبایی و ارزشش موجب شادمانی او شده است؛ اما صفت «بَهِج» در ساختمان جمله به حالت شخصی اشاره دارد که آن را یافته یا مشاهده کرده است.

این تفاوت برای فهم ریشه اهمیت دارد.

همان خانواده‌ای که می‌تواند زیبایی یک گیاه را بیان کند، در این بیت برای شادی انسان به کار رفته است.

از نظر معنایی، رابطه روشنی میان دو جهت وجود دارد: چیزی زیبا و ارزشمند می‌تواند سبب شادی شود.

اما معنای صفت در این بیت مستقیما «شادمان» است؛ نه اینکه غواص را صرفا از نظر رنگ چهره یا زیبایی جسمانی توصیف کند.

این بیت در دیوان منسوب به نابغه و منابع لغوی کهن ثبت شده است. در بعضی نقل‌ها، ضبط فعل مربوط به دیدن مروارید تفاوت جزئی دارد؛ اما وجود «بَهِج» و معنای شادی غواص در توضیح‌های لغوی روشن است. در ضبطِ حاضر، «متى» شرطی است؛ «يُهِلَّ» جواب شرط است و کسرهٔ پایان «يَسْجُدِ» با قافیهٔ شعر پیوند دارد.

تاج العروس؛ شاهد نابغه و ضبطِ فعل شرط

ابو ذؤیب هذلی؛ شادی از برخورداری

ابو ذؤیب هذلی می‌گوید:

فَذَلِكَ سُقْيَا أُمِّ عَمْرٍو وَإِنَّنِي
لِمَا بَذَلَتْ مِنْ سَيْبِهَا لَبَهِيجُ

ترجمه: «پس آن باران، سیرابی‌بخش ام عمرو باد؛ و من از آنچه از بخشش خود ارزانی داشته، شادمانم.»

در این بیت، «بَهِيج» درباره خود شاعر است.

علت شادی او، بخشش و برخورداری از محبت یا توجه کسی است که در شعر یاد شده است.

در اینجا نیز «بهیج» به معنای گیاه زیبا یا منظره باطراوت نیست.

این شاهد نشان می‌دهد که واژه در زبان عربی می‌تواند شادی شخص را بدون حضور یک منظره طبیعی بیان کند.

ابو ذؤیب از شاعران مخضرم است و زندگی او با دوره آغاز اسلام نیز پیوند دارد. بنابراین، این بیت شاهدی معتبر برای کاربرد کهن ریشه است، ولی نباید بدون دلیل، تاریخ سرودن آن را حتما پیشاقرآنی دانست.

تاج العروس؛ شاهد ابو ذؤیب و دعای باران

گلزار پرگل و جلوه زیبایی

در «کتاب العین» و دیگر منابع لغوی، مصراعی در وصف گلزار آمده است:

نُوَّارُهَا مُتَبَاهِجٌ يَتَوَهَّجُ

ترجمه: «گل‌های آن، با جلوه‌ای زیبا و درخشان، شکوفا و نمایان‌اند.»

در این مصراع، «متباهج» درباره گل‌ها آمده است.

تفاوت آن با شعر نابغه روشن است.

در شعر نابغه، غواص شادمان است.

در وصف گلزار، خود گل‌ها از نظر زیبایی و جلوه ظاهری توصیف شده‌اند.

کاربرد «يَتَوَهَّجُ» نیز به جلوه و درخشندگی تصویر کمک می‌کند، اما «توهج» از ریشه مستقل «و ه ج» است و نباید تمام معنای آن را به «تباهج» منتقل کرد.

سراینده و تاریخ این مصراع در شواهد بررسی‌شده به‌صورت قطعی مشخص نیست. از این رو، نمی‌توان آن را بدون دلیل به شاعری جاهلی نسبت داد.

العین و تاج؛ شاهدِ شکوفایی بوستان

این سه شاهد نشان می‌دهند که در زبان عربی، «ب ه ج» هم درباره خوشی انسان و هم درباره زیبایی طبیعت کاربرد دارد. معنای دقیق هر صورت، از موصوف و ساختمان جمله شناخته می‌شود.

۴. «بَهِيج» در رویش زمین پس از باران؛ حج ۲۲:۵

متن آیه:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ۚ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاءُ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ۖ وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّىٰ وَمِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلَىٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا ۚ وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ

ترجمه:

«ای مردم، اگر درباره برانگیخته شدن در تردید هستید، پس ما شما را از خاک آفریدیم، سپس از نطفه، سپس از علقه، سپس از پاره گوشتی شکل‌یافته و شکل‌نیافته، تا برای شما روشن سازیم. و آنچه را بخواهیم تا زمانی معین در رحم‌ها قرار می‌دهیم، سپس شما را در حال کودکی بیرون می‌آوریم تا به توانمندی کامل خود برسید. و از شما کسی است که زندگی‌اش پایان داده می‌شود و کسی است که به فرودست‌ترین مرحله عمر بازگردانده می‌شود، تا پس از دانستن، چیزی نداند. و زمین را بی‌جنب‌وجوش می‌بینی؛ اما هنگامی که آب را بر آن فرو می‌فرستیم، به جنبش درمی‌آید و فزونی می‌گیرد و از هر گونه گیاه زیبا و باطراوت می‌رویاند.»

این آیه یکی از مهم‌ترین کاربردهای ریشه «ب ه ج» را در قرآن نشان می‌دهد.

در آغاز، موضوع تردید در برانگیخته شدن پس از مرگ مطرح شده است. سپس مراحل آفرینش و زندگی انسان بیان می‌شوند: آغاز آفرینش، رشد در رحم، تولد، رسیدن به توانمندی، مرگ و بازگشت برخی انسان‌ها به دوره‌ای از ناتوانی در سالخوردگی.

پس از این مراحل، آیه تصویری از زمین ارائه می‌کند.

زمین در وضعیتی بی‌جنب‌وجوش دیده می‌شود؛ سپس با رسیدن آب، جنبش و افزایش در آن پدید می‌آید و گیاهان گوناگون می‌رویند.

در پایان این تصویر، وصف «بَهِيجٍ» آمده است.

معنای «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ»

«زَوْج» در این جمله به نوع یا گونه‌ای از روییدنی‌ها اشاره دارد.

در عربی، زوج همیشه به یک جفت نر و ماده محدود نیست. این واژه در بعضی کاربردها به نوع و صنف نیز گفته می‌شود.

در توضیح‌های کهن همین آیه، «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ» به انواع گیاهان معنا شده است.

بنابراین، نباید «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ» را به «از هر جفت گیاه نر و ماده» ترجمه کرد، مگر اینکه قرینه‌ای مستقل چنین معنایی را در همان جمله اثبات کند.

در اینجا، سخن از گوناگونی روییدنی‌هایی است که پس از رسیدن آب از زمین پدیدار می‌شوند.

«بَهِيجٍ» وصف همین «زَوْجٍ» است.

در کاربرد مربوط به گیاه، معنای آن «زیبا و باطراوت» است.

این وصف تنها وجود گیاه را بیان نمی‌کند، بلکه به کیفیت آشکار آن نیز توجه دارد. گیاهان پس از رویش، جلوه‌ای خوشایند و شاداب دارند.

تفاوت روییدن با بهیج بودن

«أَنْبَتَتْ» از ریشه «ن ب ت» است و رویاندن را بیان می‌کند.

اما «بهيج» نام عمل روییدن نیست؛ وصف چیزی است که روییده است.

این تفاوت مهم است.

ممکن است گیاهی تازه از خاک بیرون آمده باشد، اما هنوز جلوه و طراوت کامل آن نمایان نشده باشد.

همچنین ممکن است گیاهی در پایان دوره رشد، همچنان زنده باشد ولی برگ‌ها و گل‌های آن شادابی گذشته را نداشته باشند.

از این رو، «بهيج» را نمی‌توان فقط به «روییده» یا «در حال رشد» ترجمه کرد.

رشد و رویش در جمله با فعل مستقل بیان شده‌اند؛ «بهيج» زیبایی و طراوت روییدنی را به تصویر می‌کشد.

ارتباط با زمین بی‌جنب‌وجوش

در آغاز بخش مربوط به زمین، واژه «هَامِدَةً» آمده است.

این واژه از ریشه «ه م د» است و در سیاق زمین با بی‌جنب‌وجوش بودن و فروکش کردن نمود حیات و رویش ارتباط دارد.

سپس فعل‌های «اهْتَزَّتْ» و «رَبَتْ» آمده‌اند.

این فعل‌ها به حرکت و افزایش یا بالاآمدن مربوط‌اند.

در پایان، «أَنْبَتَتْ» رویش گیاهان و «بَهِيجٍ» زیبایی و طراوت آنها را بیان می‌کند.

بنابراین، آیه یک تغییر محسوس را با چند واژه متمایز توصیف می‌کند.

زمین که پیش‌تر بی‌جنب‌وجوش دیده می‌شد، پس از رسیدن آب، به صحنه حرکت، افزایش و رویش تبدیل می‌شود.

زیبایی و طراوت گیاهان، بخش نمایان این دگرگونی است.

با این حال، «بهيج» را نباید به معنای خود حیات، زنده شدن یا رستاخیز تعریف کرد.

رستاخیز، موضوع اصلی استدلال آیه است؛ اما معنای لغوی «بهيج» همچنان زیبایی و طراوت گیاه است.

این تفاوت سبب می‌شود که هم تصویر طبیعی آیه محفوظ بماند و هم استدلال آن درباره توانایی خداوند برای برانگیختن انسان روشن شود.

طبری؛ گونه‌های گیاه و حُسنِ بهیج

۵. باغ‌هایی دارای بهجه؛ نمل ۲۷:۶۰

متن آیه:

أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا ۗ أَإِلَٰهٌ مَعَ اللَّهِ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ

ترجمه:

«یا آن‌که آسمان‌ها و زمین را آفرید و برای شما از آسمان آبی فرو فرستاد، پس به وسیله آن باغ‌هایی دارای زیبایی و طراوت رویاندیم؛ شما نمی‌توانستید درختان آن را برویانید. آیا معبودی در کنار آن معبود یگانه هست؟ بلکه آنان مردمی‌اند که همتا قرار می‌دهند.»

این آیه در مجموعه‌ای از پرسش‌ها درباره آفرینش، تدبیر جهان و یگانگی خداوند آمده است.

در آن، آفرینش آسمان‌ها و زمین، فرود آمدن آب و رویش باغ‌ها کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

سپس پرسیده می‌شود که آیا معبودی در کنار خداوند وجود دارد.

بنابراین، باغ‌های زیبا در این آیه تنها برای توصیف یک منظره دلپذیر نام برده نشده‌اند؛ آنها بخشی از نشانه‌های آفرینش‌اند که مخاطب می‌تواند در زندگی خود مشاهده کند.

معنای «حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ»

«حَدَائِق» جمع «حَدِيقَة» است و به باغ‌ها اشاره دارد.

«ذَاتَ بَهْجَةٍ» وصف این باغ‌هاست.

«ذات» در این ساختمان به معنای دارا بودن چیزی است. بنابراین، عبارت از باغ‌هایی سخن می‌گوید که دارای بهجه‌اند.

در کاربرد مربوط به باغ، «بهجة» به زیبایی و طراوت آن اشاره دارد.

این زیبایی می‌تواند در درختان، برگ‌ها، گل‌ها، رنگ‌ها و نظم طبیعی مجموعه باغ دیده شود.

اما خود واژه درباره تعداد درختان، نوع گل‌ها یا شیوه چیدمان آنها توضیح مشخصی نمی‌دهد.

از این رو، ترجمه «باغ‌هایی با درختان انبوه و گل‌های رنگارنگ» ممکن است تصویری قابل تصور باشد، ولی جزئیاتی را به متن می‌افزاید که خود واژه «بهجة» آنها را به‌صراحت تعیین نکرده است.

برگردان «باغ‌هایی دارای زیبایی و طراوت» معنای اصلی را بهتر حفظ می‌کند.

در فارسی، «باغ‌های چشم‌نواز» نیز معادل روانی است، اما بیشتر بر تاثیر زیبایی بر بیننده تاکید دارد.

«ذات بهجة» درباره ویژگی خود باغ سخن می‌گوید؛ از این رو، بهتر است در متن پژوهشی هر دو جهت، یعنی زیبایی آشکار و خوشایندی آن برای بیننده، شناخته شوند.

آیا بهجه فقط شادی بیننده است؟

در این آیه، «بهجة» به باغ نسبت داده شده است.

بنابراین، معنای مستقیم آن حالت شادی درونی یک انسان نیست.

البته باغ زیبا می‌تواند سبب شادی و لذت بیننده شود. همین رابطه در زبان عربی، پیوند میان زیبایی و ابتهاج را قابل فهم می‌کند.

اما نمی‌توان جمله را چنین معنا کرد که باغ‌ها خود احساس شادی انسانی دارند.

همچنین نمی‌توان گفت تا زمانی که شخصی از دیدن باغ خوشحال نشده، آن باغ دارای بهجه نیست.

ویژگی ظاهری باغ و واکنش بیننده به آن دو موضوع مرتبط اما متفاوت‌اند.

نقش آب و رویش در زیبایی باغ

در جمله «فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ»، ضمیر «بِهِ» به آب فرودآمده از آسمان بازمی‌گردد.

این ساختمان رابطه آب و رویش باغ‌ها را نشان می‌دهد.

اما «بهجة» به معنای خود آب یا عمل آبیاری نیست.

آب در این جمله وسیله رویش است و بهجه، ویژگی باغ‌هایی است که پدید آمده‌اند.

این تفاوت در بررسی ریشه اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است باغی زیبا باشد، اما همه جنبه‌های زیبایی آن را نتوان به یک عامل محدود کرد.

درخت، خاک، نور، آب و فرایندهای رشد، هرکدام در واقعیت طبیعی نقش دارند.

با این حال، آیه در بیان خود بر فرود آمدن آب و رویش باغ‌ها به فرمان خداوند تاکید می‌کند.

از جمله «مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا» نیز نباید نتیجه گرفت که انسان در کشاورزی، کاشتن درخت، آبیاری یا مراقبت از باغ هیچ نقشی ندارد.

انسان می‌تواند بذر بکارد، نهال پرورش دهد و شرایط رشد را فراهم سازد.

اما این توانایی با آفریدن اصل حیات گیاهی و برقرار کردن قوانین و توان رویش یکسان نیست.

در سیاق آیه، پرسش اصلی درباره سرچشمه آفرینش و توان پدید آوردن چنین باغ‌هایی است.

بنابراین، زیبایی و طراوت باغ، بخشی از نشانه‌های همان آفرینش است؛ نه اینکه خود واژه «بهجة» به معنای قدرت آفرینش باشد.

طبری؛ باغ‌های زیبا و پرسش از معبود

۶. گونه‌های زیبای گیاهان؛ ق ۵۰:۷

متن آیه:

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ

ترجمه:

«و زمین را گستردیم و در آن کوه‌های استوار قرار دادیم و در آن از هر گونه گیاه زیبا و باطراوت رویاندیم.»

این آیه در ادامه دعوت به مشاهده آسمان و زمین آمده است.

در ق ۵۰:۶، از آسمان و چگونگی برپا شدن و آراستگی آن سخن می‌رود.

سپس ق ۵۰:۷ به زمین، کوه‌ها و روییدنی‌های آن توجه می‌دهد.

در اینجا نیز «بَهِيجٍ» وصف «زَوْجٍ» است.

معنای مستقیم آن، گونه‌ای از روییدنی‌هاست که زیبا و باطراوت است.

رابطه «بهيج» با گوناگونی گیاهان

در عبارت «مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ»، سخن از گونه‌ها و انواع روییدنی‌هاست.

این تنوع می‌تواند در شکل برگ‌ها، رنگ گل‌ها، اندازه گیاهان و دیگر ویژگی‌های قابل مشاهده آنها آشکار شود.

اما نباید از خود «بهيج» نتیجه گرفت که تمام گیاهان حتما گل‌های رنگارنگ یا میوه‌های خوراکی دارند.

بسیاری از گیاهان ممکن است از نظر شکل، رنگ یا تناسب اندام خود زیبا باشند، بی‌آنکه گل‌های درشت یا میوه‌های شناخته‌شده داشته باشند.

همچنین زیبایی گیاه، موضوعی متفاوت از سود خوراکی آن است.

در آیه، «بهيج» به زیبایی و طراوت اشاره دارد؛ در حالی که خوراک و روزی در آیات بعدی با تعبیرهای دیگری بیان می‌شوند.

ارتباط با آیات بعد

در ق ۵۰:۸، این نشانه‌ها وسیله بینش و یادآوری برای بنده بازگشت‌کننده معرفی شده‌اند.

در ق ۵۰:۹، از آب مبارکی سخن می‌رود که از آسمان فرود می‌آید و سبب رویش باغ‌ها و دانه‌های دروشدنی می‌شود.

در ق ۵۰:۱۰، نخل‌ها و خوشه‌های مرتب آنها مطرح شده‌اند.

در ق ۵۰:۱۱، روزی بندگان و زنده شدن سرزمینی مرده به وسیله آب بیان می‌شود و سپس این رخداد با بیرون آمدن دوباره پس از مرگ پیوند می‌خورد.

این سیاق نشان می‌دهد که زیبایی گیاهان در ق ۵۰:۷، بخشی از مجموعه نشانه‌های آفرینش و توانایی خداوند است.

اما همانند سوره حج، نباید معنای «بهيج» را به «برانگیخته‌شده پس از مرگ» تبدیل کرد.

گیاه زیبا و باطراوت، موضوع مستقیم صفت است.

در مقابل، قدرت آفرینش و بازآفرینی، نتیجه‌ای است که از مجموعه استدلال آیات به دست می‌آید.

تفاوت این کاربرد با سوره حج

در سوره حج، رویش گیاهان پس از توصیف زمین بی‌جنب‌وجوش و رسیدن آب آمده است. توجه اصلی به دگرگونی وضعیت زمین از بی‌رویی به رویش است.

در سوره ق، زیبایی گونه‌های گیاهی در کنار گستردگی زمین و استواری کوه‌ها معرفی می‌شود. در آیات بعد، آب و زنده شدن سرزمین مرده نیز مطرح می‌شوند.

بنابراین، دو آیه از یک وصف مشترک برای گیاهان استفاده می‌کنند، اما ترتیب و محور استدلال آنها یکسان نیست.

در هر دو، «بهيج» معنای زیبایی و طراوت را حفظ می‌کند؛ ولی جایگاه آن در استدلال گسترده‌تر از سیاق هر سوره شناخته می‌شود.

۸. حدود معنای زیبایی و جایگاه آن در آیات

سه کاربرد قرآنی ریشه «ب ه ج» همگی در زمینه آفرینش و رویش گیاهان‌اند.

این ویژگی نشان می‌دهد که قرآن برای بیان زیبایی طبیعت، تنها از واژه‌های عمومی مانند حسن و زینت استفاده نکرده است؛ بلکه از خانواده‌ای بهره گرفته که میان طراوت ظاهری و خوشایندی آن ارتباط دارد.

در چنین کاربردی، زیبایی از زندگی روزمره جدا نیست.

مردم می‌توانند پس از باران، تغییر زمین و رویش گیاهان را مشاهده کنند. برگ‌ها، شاخه‌ها، گل‌ها و دیگر اجزای گیاه در برابر چشم آنان پدیدار می‌شوند و منظره‌ای متفاوت از زمین خشک یا بی‌رویی پدید می‌آورند.

از این رو، آیات مورد بحث بر امری قابل مشاهده تکیه دارند.

اما نباید از این واقعیت نتیجه گرفت که تمام گیاهان در هر مرحله رشد خود از نظر همه انسان‌ها به یک اندازه زیبا هستند.

همچنین نباید زیبایی را تنها به رنگ یا شکل ظاهری محدود کرد، زیرا در زبان عربی، طراوت و تازگی نیز در میدان «بهجة» حضور دارند.

از سوی دیگر، زیبایی گیاه به‌تنهایی معنای کامل آیات را تشکیل نمی‌دهد.

در سوره حج، این زیبایی در ادامه استدلال درباره برانگیخته شدن پس از مرگ آمده است.

در سوره نمل، باغ‌های زیبا در میان پرسش‌هایی درباره آفرینش و یگانگی خداوند قرار گرفته‌اند.

در سوره ق، روییدنی‌های زیبا بخشی از نشانه‌هایی هستند که به بینش، یادآوری و بازآفرینی مربوط می‌شوند.

بنابراین، یک واژه با معنای مشخص می‌تواند در استدلال‌های متفاوت به کار رود.

این تفاوت نباید باعث شود که معنای لغوی «ب ه ج» به رستاخیز، توحید یا ایمان تغییر داده شود.

چنین موضوعاتی، پیام و جهت استدلال آیات‌اند؛ در حالی که «بهيج» و «بهجة» همچنان زیبایی و طراوت آشکار را بیان می‌کنند.

۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «بَهْجَة»، معادل‌های «زیبایی و طراوت»، «جلوه زیبا و شاداب» و در بعضی جمله‌ها «زیبایی چشم‌نواز» مناسب‌اند.

اگر واژه درباره انسان و شادی او به کار رفته باشد، «شادمانی» یا «خوشی» می‌تواند مناسب باشد.

برای «بَهِيج» در وصف گیاه، «زیبا و باطراوت» معادل دقیق و طبیعی است.

«خوش‌نما» و «چشم‌نواز» نیز می‌توانند بخشی از معنا را منتقل کنند، اما به‌تنهایی تاکید روشن واژه بر طراوت را کمتر نشان می‌دهند.

برای «ابْتَهَجَ»، «شادمان شد» و «خوشحال شد» مناسب است.

برای «أَبْهَجَ»، بسته به جمله، «شادمان کرد»، «سبب خوشی شد» یا در کاربرد مربوط به زمین، «زیبا و باطراوت شد» قابل استفاده است.

برای «تَبَاهَجَ الرَّوْضُ»، «گلزار جلوه‌ای زیبا و شاداب یافت» مناسب است.

برای «بَهَّجَ» در کاربرد مربوط به زیباتر ساختن، «زیبا کرد» یا «جلوه بخشید» قابل استفاده است.

ترجمه کاربردهای قرآنی

حج ۲۲:۵

«مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ»

پیشنهاد: «از هر گونه گیاه زیبا و باطراوت».

در اینجا، «زوج» به نوع و گونه اشاره دارد و «بهيج» وصف زیبایی و طراوت آن است.

نمل ۲۷:۶۰

«حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ»

پیشنهاد: «باغ‌هایی دارای زیبایی و طراوت».

این برگردان، معنای «ذات» و وصف «بهجة» را حفظ می‌کند.

در فارسی روان‌تر، «باغ‌هایی زیبا و چشم‌نواز» نیز قابل استفاده است؛ اما در مطالعه لغوی، حفظ معنای طراوت اهمیت دارد.

ق ۵۰:۷

«مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ»

پیشنهاد: «از هر گونه گیاه زیبا و باطراوت».

در این آیه نیز همان معادل سوره حج مناسب است؛ زیرا ساختمان واژگانی عبارت یکسان است.

معادل‌هایی که باید با احتیاط به کار روند

«شاد» به‌تنهایی برای «بهيج» در وصف گیاه مناسب نیست؛ زیرا ممکن است حالت روانی انسان را به گیاه منتقل کند.

«سبز» نیز برای تمام کاربردهای قرآنی ریشه کافی نیست؛ چون زیبایی و طراوت تنها به رنگ سبز محدود نمی‌شود.

«شکوفه‌دار» و «گل‌دار» تنها به بعضی جلوه‌های گیاهی اشاره دارند و همه انواع گیاهان بهیج را دربر نمی‌گیرند.

«درخشان» نیز ممکن است از نظر ادبی خوشایند باشد، اما اگر به‌تنهایی جایگزین «بهيج» شود، معنای اصلی زیبایی و طراوت را به ویژگی خاصی درباره نور محدود می‌کند.

در مقابل، «زیبا و باطراوت» هر دو جهت اصلی کاربرد گیاهی را به شکلی روشن و طبیعی حفظ می‌کند.

۱۰. جمع‌بندی

ریشه «ب ه ج» در عربی با زیبایی، طراوت و شادمانی ارتباط دارد.

ابن فارس برای این خانواده یک اصل معرفی کرده و آن را با «سرور» و «نضرة» توضیح داده است. خلیل بن احمد نیز بر زیبایی رنگ و طراوت چیزی تاکید کرده است.

در شواهد شعر کهن، دو جهت معنایی دیده می‌شوند.

در شعر نابغه ذبیانی، غواصی که مرواریدی گران‌بها می‌بیند «بهج» است؛ یعنی شادمان می‌شود.

در شعر ابو ذؤیب، بهیج بودن درباره شادی انسان از برخورداری و بخشش به کار رفته است.

در مقابل، در وصف گلزار، «تباهج» به زیبایی و جلوه آشکار گل‌ها اشاره دارد.

در قرآن، ریشه تنها در زمینه گیاهان آمده است.

در حج ۲۲:۵، زمین پس از رسیدن آب به جنبش درمی‌آید، فزونی می‌گیرد و گونه‌های زیبا و باطراوت گیاهان را می‌رویاند.

در نمل ۲۷:۶۰، باغ‌هایی دارای بهجه به‌عنوان بخشی از نشانه‌های آفرینش مطرح می‌شوند.

در ق ۵۰:۷، گونه‌های زیبای گیاهان در کنار گستردگی زمین و کوه‌های استوار یاد شده‌اند.

در هر سه آیه، زیبایی طبیعت در استدلالی گسترده‌تر درباره آفرینش، قدرت و حکمت خداوند قرار گرفته است؛ اما این پیام‌ها معنای لغوی خود واژه را تغییر نمی‌دهند.

«بهيج» در قرآن به معنای زنده شدن دوباره، شکوفه دادن، شادی درونی یا نوع خاصی از گیاه نیست. معنای مستقیم آن، زیبا و باطراوت بودن روییدنی است.

تعریف نهایی ریشه: «ب ه ج» به زیبایی و طراوت آشکاری اشاره دارد که در رنگ، ظاهر یا جلوه چیزی نمایان می‌شود؛ و در کاربرد مربوط به انسان، به شادی و خوشی‌ای گفته می‌شود که از برخورد با چیزی خوشایند پدید می‌آید و ممکن است در چهره و رفتار نیز آشکار گردد.

این دو جهت معنایی با یکدیگر ارتباط دارند، اما نباید یکی را به معنای انحصاری دیگری تبدیل کرد.

در کاربرد قرآنی، «بَهْجَة» زیبایی و طراوت باغ‌ها را بیان می‌کند و «بَهِيج» وصف گونه‌های زیبا و باطراوت گیاهان است.

ویژگی متمایز این خانواده، زیباییِ همراه با تازگی و جلوه خوشایند، و پیوند آن با شادمانی است؛ نه صرف زیبایی عمومی، نه تنها رنگ سبز و نه هر نوع شادی.

از همین رو، «زیبایی و طراوت» برای «بهجة» و «زیبا و باطراوت» برای «بهيج» مناسب‌ترین معادل‌های پایه در سه کاربرد قرآنی این ریشه‌اند.