ریشهٔ قرآنی د ف ق (دَفَقَ)

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

بیرون ریختن، جاری شدن با فشار و جهش مایع

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معرفی ریشه و هستهٔ معنایی

ریشهٔ سه‌حرفی «د ف ق» در زبان عربی به بیرون ریختن و روان شدن چیزی، به‌ویژه مایعات، اشاره دارد. ویژگی برجستهٔ این ریشه، حرکت و بیرون رفتن مایع است که می‌تواند با فشار، شتاب یا جاری شدن ناگهانی همراه باشد.

تصویر سادهٔ آن، آبی است که از ظرفی به بیرون ریخته می‌شود، جریانی که از دهانه‌ای می‌جهد، یا سیلابی که از مجرای خود پیش می‌رود. در این کاربردها، توجه به خود حرکت و ریختن مایع است، نه به جنس یا ترکیب شیمیایی آن.

در قرآن، این ریشه تنها یک بار، با صورت «دَافِقٍ» در سورهٔ طارق، آیهٔ ۶، آمده است:

خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ

«از آبی جهنده آفریده شده است.»

طارق، ۸۶:۶

در این آیه، «دافق» وصف «ماء» است. این وصف به کیفیت جریان یا بیرون ریختن آب اشاره دارد. اما خود واژهٔ «دافق» نام یک مادهٔ خاص، عضو بدن یا فرایند کامل تولیدمثل نیست. تعیین اینکه آیه دربارهٔ چه آبی سخن می‌گوید، به سیاق آفرینش انسان مربوط است؛ معنای لغوی «دافق» باید مستقل از آن شناخته شود.

۲. صورت‌های لغوی و تصویر اصلی ریشه

ریشهٔ «د ف ق» در عربی چند صورت شناخته‌شده دارد، اما تنها «دافق» در قرآن به کار رفته است.

«دَفَقَ» فعل مجرد است و در کاربرد متعدی به معنای «ریخت» یا «بیرون ریخت» می‌آید؛ مانند ریختن آب از ظرف. کاربرد لازم آن نیز، به معنای جاری شدن یا بیرون ریختن خود مایع، در منابع لغوی ثبت شده، هرچند دربارهٔ رواج و درستی این ساخت میان لغویان اختلاف وجود داشته است.

«دَفْق» مصدر این فعل و به معنای ریختن، بیرون راندن یا روان شدن مایع است. «دُفُوق» نیز در برخی نقل‌های لغوی به عنوان مصدر آمده است.

«دَافِق» اسم فاعل بر وزن «فَاعِل» است. در وصف مایع به معنای جهنده، روان‌شونده یا دارای حالت بیرون‌ریزی به کار می‌رود. دربارهٔ اینکه این صورت دقیقا چه نقش معنایی دارد، میان لغویان بحثی وجود دارد که در بخش بعد بررسی می‌شود.

«مَدْفُوق» اسم مفعول است و به چیزی گفته می‌شود که ریخته یا بیرون رانده شده باشد.

«انْدَفَقَ» از باب انفعال، در کاربرد مربوط به مایعات، به جاری شدن و بیرون ریختن اشاره می‌کند. «تَدَفَّقَ» نیز برای روان شدن، پیوسته ریختن و جریان یافتن به کار رفته است.

«دَفَّقَ» از باب تفعیل است و در کاربرد مربوط به مایعات می‌تواند به ریختن و بیرون راندن آنها اشاره کند.

«دُفْقَة» به یک نوبت ریختن یا بیرون جهیدن گفته می‌شود. تعبیر «دُفْقَةً وَاحِدَةً» برای رخدادی یک‌باره نیز در عربی ثبت شده است.

«دُفَاق» در وصف جریان پرآب به کار رفته است؛ مانند «سَيْلٌ دُفَاقٌ» که سیلابی فراوان و پرحجم را توصیف می‌کند.

این صورت‌ها یک خانوادهٔ معنایی دارند، اما نباید تفاوت‌های آنها را نادیده گرفت. برای مثال، «دَفْق» به خود ریختن مربوط است؛ «دافق» وصف چیزی است که با این حالت ارتباط دارد؛ و «مدفوق» به چیزی اشاره می‌کند که عمل ریختن بر آن واقع شده است.

تصویر مادی: حرکت مایع به بیرون

برای درک این ریشه، ظرفی پر از آب را در نظر بگیرید که یک‌باره برگردانده می‌شود. آب از دهانهٔ آن بیرون می‌ریزد و به حرکت درمی‌آید.

اکنون جریان آبی را تصور کنید که از دهانه‌ای باریک با فشار بیرون می‌زند. در این حالت، جهش و حرکت مایع آشکارتر است.

هر دو وضعیت می‌توانند در میدان «دفق» قرار بگیرند؛ اما میزان فشار، سرعت یا شکل خروج در همهٔ کاربردها یکسان نیست. گاهی ریختن یک‌باره برجسته است و گاهی حرکت پرشتاب و جریان پیاپی.

بنابراین، نباید معنای این ریشه را به یک نوع جهش خاص محدود کرد. «دفق» به ریختن و بیرون رفتن مربوط است و توصیف دقیق شکل حرکت به جمله و موضوع آن وابسته است.

تعریف بنیادین در زبان عربی

ابن فارس در مقاییس اللغة هستهٔ معنایی این ریشه را چنین بیان می‌کند:

الدَّالُ وَالْفَاءُ وَالْقَافُ أَصْلٌ وَاحِدٌ مُطَّرِدٌ قِيَاسُهُ، وَهُوَ دَفْعُ الشَّيْءِ قُدُمًا

«دال، فاء و قاف یک اصل معنایی پیوسته دارند و آن، به پیش راندن چیزی است.»

در این تعریف، «دفع» و حرکت رو به پیش، مبنای معنایی خانواده معرفی شده‌اند. ابن فارس سپس از ریختن آب و تعبیر «ماء دافق» یاد می‌کند.

مقاییس اللغة؛ تعریف ریشهٔ د ف ق

این تعریف نشان می‌دهد که در پس کاربرد مربوط به جریان آب، مفهوم حرکت رو به بیرون یا پیش راندن وجود دارد.

با این حال، نباید تعریف ابن فارس را چنان گسترش داد که هر نوع حرکت رو به جلو «دفق» باشد. کاربرد شناخته‌شدهٔ فعل به ریختن و جریان مایع مربوط است و کاربردهای دیگر، از جمله حرکت سریع یا وضعیت بدن حیوان، شاخه‌های خاص این خانواده‌اند.

۳. کاربرد در عربی کهن و گسترش معنا

ریختن آب و اشک

در کاربردهای ثبت‌شدهٔ عربی، این ریشه با آب و اشک همراه شده است.

«دَفَقَ الْمَاءَ» به معنای ریختن آب است؛ در حالی که در برخی استعمال‌ها، «دَفَقَ الْمَاءُ» یا «انْدَفَقَ الْمَاءُ» به جاری شدن خود آب اشاره دارد.

همچنین از «دفق» و «دفوق» برای ریختن اشک یاد شده است. در این کاربرد، موضوع حرکت اشک به بیرون و جاری شدن آن است.

این شواهد نشان می‌دهند که «دفق» در اصل نام یک نوع خاص از آب نیست. آب معمولی، اشک و دیگر مایعات می‌توانند با این فعل توصیف شوند.

بنابراین، در تعبیر قرآنی «ماء دافق»، معنای مربوط به تولیدمثل از خود ریشهٔ «د ف ق» حاصل نمی‌شود؛ این زمینه از جمله و سیاق آیه شناخته می‌شود.

سیلاب و جریان پرحجم

در لغت‌نامه‌های کهن، تعبیر «سَيْلٌ دُفَاقٌ» برای سیلابی آمده است که دره را پر می‌کند.

همچنین «دَفَقَ النَّهْرُ» یا «دَفَقَ الْوَادِي» برای وضعیتی ثبت شده که آب فراوان می‌شود و از کناره‌های مسیر خود بیرون می‌زند.

در این موارد، مفهوم ریختن با فراوانی و پیش رفتن آب همراه شده است. اما فراوانی، ویژگی خود سیلاب و وصف «دفاق» در این کاربرد است؛ از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که هر «دافق» در هر جمله، حتما حجمی بزرگ یا سیلابی دارد.

یک‌باره آمدن و سرعت حرکت

تعبیر «جَاءُوا دُفْقَةً وَاحِدَةً» در زبان عربی برای گروهی ثبت شده که در یک نوبت یا یک‌باره می‌آیند.

در این کاربرد، دیگر سخن از آب نیست. حالت یک‌باره و یک‌دفعه بودن حرکت به آمدن گروهی از افراد منتقل شده است.

در منابع لغوی، «الدِّفَقّ» نیز برای شتر تندرو و «الدِّفِقَّى» برای راه رفتن با شتاب آمده است.

این کاربردها با حرکت پیش‌رونده ارتباط دارند، اما نباید معنای سرعت را جزء ثابت همهٔ صورت‌های ریشه دانست. یک مایع ممکن است از ظرفی ریخته شود، بی‌آنکه سرعت آن با حرکت شتر یا شتاب انسان قابل مقایسه باشد.

وصف بدن انسان و حیوان

یکی از شاخه‌های کمتر شناخته‌شدهٔ این ریشه، صفت «أَدْفَق» است.

در بعضی توصیف‌های عربی، شتری که آرنج‌هایش از دو پهلو فاصله گرفته باشند، «أدفق» نامیده شده است. برای انسانی که پشتش بر اثر پیری یا اندوه خمیده باشد نیز همین وصف در برخی منابع آمده است.

در این کاربردها، وضعیت بیرون‌زدگی یا تغییر جایگاه اندام مطرح است، نه بیرون ریختن مایع.

میان این شاخه و معنای حرکت یا رانده شدن به بیرون می‌توان پیوندی دید، اما نباید آن را جای معنای شناخته‌شدهٔ «دافق» در وصف آب گذاشت.

این معانی در لغت‌نامه‌های کلاسیک ثبت شده‌اند. با این حال، ثبت یک تعبیر در این منابع، به‌تنهایی تاریخ دقیق پیدایش آن را تعیین نمی‌کند. در این مقاله شاهد شعری مستقلی با بررسی متن، انتساب و تاریخ آن نقل نمی‌شود؛ بنابراین، کاربردهای گزارش‌شدهٔ لغوی نباید همگی به عنوان شواهد قطعی شعر جاهلی معرفی شوند.

لسان العرب؛ کاربردهای مادی و گسترش‌های معنایی

۴. کاربرد قرآنی: «مَاءٍ دَافِقٍ»

تنها کاربرد ریشهٔ «د ف ق» در سورهٔ طارق، آیهٔ ۶ است. آیه در میان سخنی دربارهٔ آفرینش انسان و توانایی آن معبود یگانه بر بازگرداندن او قرار دارد.

انسان از چه چیزی آفریده شده است؟

نخست، قرآن انسان را به اندیشیدن دربارهٔ منشأ آفرینش خود فرامی‌خواند:

فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ

«پس انسان بنگرد که از چه آفریده شده است.»

طارق، ۸۶:۵

این آیه یک پرسش دربارهٔ منشأ آفرینش مطرح می‌کند. «مِمَّ» ترکیبی از «مِنْ» و «مَا» است و در این جمله دربارهٔ چیزی پرسش می‌کند که انسان از آن آفریده شده است.

آیهٔ بعد پاسخ می‌دهد:

خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ

«از آبی جهنده آفریده شده است.»

طارق، ۸۶:۶

«خُلِقَ» فعل ماضی مجهول از ریشهٔ «خ ل ق» است. فاعلِ انجام‌دهندهٔ آفرینش در این جمله نام برده نشده و فعل به انسانی برمی‌گردد که در آیهٔ پیشین موضوع سخن بود.

«مِنْ مَاءٍ» منشأ مادی مورد اشاره را بیان می‌کند و «دَافِقٍ» وصف آن آب است.

نکتهٔ مهم این است که قرآن در اینجا آب را تنها نام نمی‌برد، بلکه آن را با ویژگی «دافق» معرفی می‌کند.

این وصف بر حالت جریان و بیرون ریختن مایع دلالت دارد. اما از همین وصف نمی‌توان جنس، مقدار، ترکیب، جایگاه تولید یا تمام مراحل زیستی مربوط به آن مایع را تعیین کرد.

در سیاق آفرینش انسان، منظور آب مربوط به پدید آمدن انسان است. با این حال، «دافق» به‌خودی‌خود به معنای منی، اسپرم یا نطفه نیست. این واژه چگونگی حرکت و خروج مایع را وصف می‌کند، نه ماهیت زیستی آن را.

چرا «دافق» آمده، نه «مدفوق»؟

از نظر صرفی، «دَافِق» بر وزن «فاعل» است. صورت متعارف اسم مفعول از این ریشه «مَدْفُوق» خواهد بود.

همین تفاوت سبب شده که لغویان کهن دربارهٔ «ماء دافق» چند تحلیل ارائه کنند.

خوانش نخست: دافق به معنای جاری‌شونده و جهنده

بر پایهٔ این خوانش، فعل «دَفَقَ» می‌تواند به صورت لازم نیز به کار رود؛ یعنی خود آب جاری شود یا با جهش بیرون بریزد.

در این صورت، «ماء دافق» به معنای آبی است که می‌جهد یا بیرون می‌ریزد. ساخت اسم فاعل نیز مطابق همین معنا باقی می‌ماند.

این کاربرد در برخی منابع لغوی ثبت شده است، اما همهٔ لغویان قدیم کاربرد لازم «دفق» را به یک اندازه نپذیرفته‌اند.

خوانش دوم: دافق به معنای مدفوق

فراء، از لغویان کهن، «دافق» را در این آیه به معنای «مدفوق» دانسته است؛ یعنی آبی که بیرون ریخته یا رانده شده است.

در زبان عربی نمونه‌هایی وجود دارند که صورت اسم فاعل برای وصف چیزی به کار می‌رود که از نظر معنایی دریافت‌کنندهٔ فعل است. در توضیح این شیوه، تعبیرهایی مانند «سِرٌّ كَاتِمٌ» به معنای راز پوشیده نقل شده‌اند.

بر این اساس، آب «دافق» نامیده شده، اما از نظر نتیجهٔ معنایی همان آبی است که به بیرون ریخته می‌شود.

این تحلیل در منابع نحوی شناخته‌شده است، ولی نباید آن را مجوزی دانست که هر اسم فاعلی در عربی آزادانه به اسم مفعول تبدیل شود.

خوانش سوم: دافق به معنای دارای دفق

در تحلیلی که زجاج در توضیح دیدگاه سیبویه نقل می‌کند، «دافق» به معنای «ذُو دَفْقٍ» است؛ یعنی چیزی که ویژگی دفق یا بیرون‌ریزی دارد.

بر این اساس، عبارت به معنای «آبی دارای حالت جهش و جریان» خواهد بود.

این خوانش میان اسم فاعل و ویژگی آب رابطه‌ای برقرار می‌کند، بدون اینکه لازم باشد خود آب فاعلی مستقل و آگاه تصور شود یا صورت واژه حتما به «مدفوق» برگردانده شود.

لسان العرب؛ اختلاف در کاربرد لازم و تحلیل‌های فراء و زجاج

نتیجهٔ این اختلاف لغوی

هر سه خوانش، با وجود اختلاف در تحلیل ساخت دستوری، در یک میدان معنایی به هم می‌رسند: آبی که با ریختن، بیرون آمدن یا جریان یافتن ارتباط دارد.

اختلاف اصلی این است که آیا آب در عبارت «دافق» خود جاری‌شونده توصیف شده، یا چیزی است که بیرون ریخته می‌شود، یا دارای ویژگی دفق است.

این تفاوت برای پژوهش صرفی اهمیت دارد، اما در ترجمهٔ طبیعی فارسی ضرورتا سه معادل کاملا متفاوت ایجاد نمی‌کند.

«آب جهنده» می‌تواند ویژگی محسوس مورد نظر را بیان کند، بدون اینکه دربارهٔ علت فیزیکی جهش یا ساخت دقیق فعل عربی حکمی اضافی وارد ترجمه کند.

همچنین وزن «فاعل» در این آیه به معنای داشتن قصد، اختیار یا نیروی مستقل از سوی آب نیست. آب یک مایع است و وصف «دافق» حالت حرکت آن را بیان می‌کند.

نسبت «دافق» با آیهٔ بعد

پس از معرفی آب دافق، آیهٔ هفتم می‌گوید:

يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

«از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید.»

طارق، ۸۶:۷

«يَخْرُجُ» از ریشهٔ «خ ر ج» است و به بیرون آمدن اشاره دارد. این فعل با «دافق» نزدیکی معنایی دارد، زیرا هر دو در این سیاق با خروج ارتباط پیدا می‌کنند.

اما میان آنها تفاوتی وجود دارد. «دافق» کیفیت جریان و بیرون‌ریزی را وصف می‌کند، در حالی که «يخرج» خود بیرون آمدن را بیان می‌کند و با عبارت «مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ» همراه شده است.

از نظر پیوستگی جمله، آب دافق نزدیک‌ترین مرجع برای فاعل مستتر «يخرج» است. با این حال، در بررسی تفصیلی آیه باید احتمال‌های نحوی و مرجع ضمیر جداگانه سنجیده شوند.

در هر صورت، منشأ تشریحی یا جایگاه خروج مایع از خود ریشهٔ «د ف ق» به دست نمی‌آید. این مسئله مربوط به ساخت آیهٔ هفتم و معنای واژه‌های «صلب» و «ترائب» است.

همچنین عبارت «از میان» را نباید جزء معنای «دافق» دانست. این معنا از حرف «مِنْ» و اسم «بَيْن» در آیهٔ بعد می‌آید.

جایگاه این توصیف در استدلال سوره

آیهٔ هشتم می‌گوید:

إِنَّهُ عَلَىٰ رَجْعِهِ لَقَادِرٌ

«همانا او بر بازگرداندن وی تواناست.»

طارق، ۸۶:۸

با توجه به طارق ۸۶:۵، طارق ۸۶:۶، طارق ۸۶:۷ و طارق ۸۶:۸، سخن دربارهٔ منشأ آفرینش انسان و توانایی آن معبود یگانه بر بازگرداندن اوست.

آیه انسان را به شناخت آغاز خود توجه می‌دهد؛ سپس از توانایی بازگرداندن او سخن می‌گوید. موضوع اصلی این پیوستگی، آفرینش و بازآفرینی است.

«ماء دافق» در این استدلال، بیانگر منشأ مادی آفرینش انسان است. اما خود واژهٔ «دافق» به معنای آفرینش، حیات، مرگ یا بازگشت نیست. این مفاهیم از مجموعهٔ آیات و واژه‌های دیگر به دست می‌آیند.

همچنین بیان قرآنی دربارهٔ منشأ آفرینش، به‌تنهایی شرح کامل فرایند زیستی تولیدمثل نیست. نباید از واژهٔ «دافق» نظریه‌ای دربارهٔ فشار مایع، اندام تولیدکننده، محل تشکیل سلول‌های جنسی یا ویژگی‌های دقیق دستگاه تولیدمثل استخراج کرد.

معنای لغوی روشن است: آب با ویژگی جهش یا بیرون‌ریزی معرفی شده است. توضیح زیستی و تشریحی، پژوهشی مستقل می‌طلبد.

۶. چالش‌های فهم و ترجمه

آیا دافق حتما به معنای پرتاب شدن با فشار زیاد است؟

نه به‌صورت مطلق.

در میدان معنایی این ریشه، فشار و شتاب می‌توانند برجسته باشند. با این حال، خود واژه مقدار فشار یا سرعت معینی را تعیین نمی‌کند.

همچنین «دافق» به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که مایع در خطی مستقیم حرکت می‌کند، به فاصله‌ای مشخص پرتاب می‌شود یا از اندامی خاص بیرون می‌آید.

این ویژگی‌ها، اگر در بحثی لازم باشند، باید از شواهد مستقل شناخته شوند.

آیا دافق حتما به معنای مدفوق است؟

«مدفوق» یکی از توضیح‌های معتبر لغوی برای «دافق» در آیهٔ طارق است؛ اما تنها تحلیل مطرح‌شده نیست.

کاربرد لازم «دفق» و تحلیل «دارای دفق» نیز در بحث‌های زبان‌شناختی کهن دیده می‌شوند.

بنابراین، نباید صرف تفاوت صورت اسم فاعل و اسم مفعول نتیجه گرفت که ظاهر قرآن نادرست است یا ضرورتا واژه‌ای برخلاف معنای عادی خود آمده است.

ساخت‌های وصفی عربی گسترده‌اند و «دافق» در این سیاق به‌صورت طبیعی ویژگی آب را بیان می‌کند.

آیا «ماء دافق» نام علمی یک ماده است؟

خیر.

«ماء» در جمله، اسم مایع است و «دافق» وصف آن.

در زمینهٔ آفرینش انسان، این آب با تولیدمثل و منشأ پیدایش انسان ارتباط دارد؛ اما عبارت به‌تنهایی نام علمی یک ماده یا سلول مشخص نیست.

به همین دلیل، تبدیل «ماء دافق» به «اسپرم»، «سلول جنسی مرد»، «ترشحات یک عضو مشخص» یا یک اصطلاح آزمایشگاهی در ترجمهٔ مستقیم، دقت لفظی آیه را کاهش می‌دهد.

این موضوع به معنای نفی شناخت علمی تولیدمثل نیست. مسئله تنها حفظ مرز میان ترجمهٔ واژهٔ قرآنی و تبیین علمی مصداق آن است.

۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای فعل مجرد «دَفَقَ» در کاربرد متعدی، «ریخت»، «بیرون ریخت» و در سیاق مناسب «با فشار بیرون راند» معادل‌های طبیعی‌اند.

برای کاربرد لازم یا صورت‌های «انْدَفَقَ» و «تَدَفَّقَ»، می‌توان از «بیرون ریخت»، «جاری شد»، «به جریان افتاد» و «جهید» استفاده کرد. «فوران کرد» نیز در زمینهٔ مناسب قابل استفاده است، اما نباید آن را معادل همیشگی این ریشه قرار داد.

برای «دَفْق»، «بیرون‌ریزی»، «جهش» و «ریختن» مناسب‌اند.

برای «دُفْقَة»، «یک نوبت بیرون ریختن» یا «یک‌باره جهیدن»؛ و برای «مَدْفُوق»، «بیرون‌ریخته‌شده» یا «بیرون‌رانده‌شده» پیشنهاد می‌شود.

در کاربرد قرآنی «مَاءٍ دَافِقٍ»، معادل‌های اصلی عبارت‌اند از «آبی جهنده»، «آبی جاری‌شونده با فشار» و «آبی که با جهش بیرون می‌ریزد».

از میان اینها، «آبی جهنده» برای ترجمهٔ پایه مناسب‌تر است؛ زیرا کوتاه، طبیعی و نزدیک به وصف عربی است.

بنابراین، ترجمهٔ پیشنهادی طارق ۸۶:۶ چنین است:

خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ

«از آبی جهنده آفریده شده است.»

این برگردان، ساخت مجهول «خُلِقَ»، حرف «مِنْ»، اسم «ماء» و وصف «دافق» را حفظ می‌کند؛ بدون آنکه توضیح مربوط به منی، منشأ تشریحی مایع یا کیفیت کامل تولیدمثل را به متن آیه اضافه کند.

اگر در تأمل آیه توضیح بیشتری لازم باشد، می‌توان گفت که «دافق» در اینجا به آبی اشاره دارد که با حالت جهش و بیرون‌ریزی ارتباط دارد و این وصف با منشأ آفرینش انسان در سیاق سوره همراه شده است.

۸. جمع‌بندی

ریشهٔ «د ف ق» در عربی به ریختن و بیرون رفتن چیزی، به‌ویژه مایع، اشاره دارد. در کاربردهای آن، حرکت رو به بیرون، جریان، جهش و گاهی شتاب یا فشار برجسته می‌شود.

این خانواده در زبان عربی با ریختن آب، جاری شدن اشک، جریان سیلاب و یک‌باره پدید آمدن حرکت ارتباط دارد. شاخه‌های محدودتری نیز برای حرکت سریع و وضعیت بدن انسان و حیوان ثبت شده‌اند، اما نباید آنها را به معنای قرآنی «دافق» تحمیل کرد.

در قرآن، تنها صورت «دَافِقٍ» آمده است؛ آن هم در وصف «ماء» در طارق ۸۶:۶.

از نظر صرفی، «دافق» اسم فاعل است. در تحلیل لغوی آن، سه توضیح مهم وجود دارد: آب جاری‌شونده، آب بیرون‌ریخته‌شده و آب دارای ویژگی دفق. این خوانش‌ها در تبیین دستوری متفاوت‌اند، اما همگی با بیرون‌ریزی و جریان مایع ارتباط دارند.

در سیاق سورهٔ طارق، آب دافق به منشأ آفرینش انسان مربوط است. با این حال، خود ریشه نوع مایع، اندام تولیدکننده، محل خروج یا جزئیات زیستی فرایند را تعیین نمی‌کند. این مسائل باید مستقل از معنای ریشه بررسی شوند.

معنای کوتاه ریشهٔ «د ف ق» چنین است: بیرون ریختن یا جهیدن مایع، غالبا با جریان و فشار.

در کاربرد قرآنی، «دافق» وصف آبی است که با چنین حرکت و بیرون‌ریزی شناخته می‌شود. از این رو، «آبی جهنده» برگردانی دقیق و طبیعی است که معنای زبانی را حفظ می‌کند و تبیین‌های بعدی را به جای لفظ قرآن نمی‌نشاند.