ریشهٔ ض ف د ع — ضِفْدِع؛ قورباغه و کاربرد آن در نشانه‌های فرستاده‌شده بر قوم فرعون

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای واژه و ساختمان آن

«ضِفْدِع» در زبان عربی نام جانوری است که در فارسی به آن «قورباغه» گفته می‌شود. جمع شناخته‌شدهٔ آن «ضَفَادِع» است؛ همان صورتی که قرآن در گزارش نشانه‌های فرستاده‌شده بر قوم فرعون به کار برده است.

قورباغه از جانورانی است که زندگی آن با آب و محیط‌های مرطوب ارتباط نزدیک دارد. بسیاری از گونه‌های آن بخشی از زندگی خود را در آب و بخشی را در خشکی می‌گذرانند. توان شنا کردن، جهیدن و تولید صدا از ویژگی‌های شناخته‌شدهٔ این جانور است.

موزهٔ استرالیا؛ چرخهٔ زندگی و ویژگی‌های قورباغه

در «الصحاح»، جوهری صورت مفرد را چنین ثبت کرده است: «الضِّفْدِعُ مِثَالُ الْخِنْصِرِ»، یعنی تلفظ واژه مانند «خِنْصِر» است. سپس توضیح می‌دهد که این نام، مفرد «ضَفَادِع» است.

در «لسان العرب» نیز دو تلفظ «ضِفْدِع» و «ضَفْدَع» به‌عنوان صورت‌های فصیح ثبت شده‌اند. برای صورت مؤنث، «ضِفْدِعَة» و «ضَفْدَعَة» آمده است.

بنابراین، تفاوت حرکت‌های واژه در برخی گویش‌ها به معنای نامیدن جانوران متفاوت نیست. این صورت‌ها در کاربرد اصلی خود به همان جانور شناخته‌شده اشاره دارند.

«ض ف د ع» در نمایهٔ صرفی قرآن ماده‌ای چهارحرفی است. برخلاف ساختمان‌هایی مانند «ز ل ز ل» و «و س و س»، چهار حرف آن از تکرار دو حرف تشکیل نشده‌اند.

نکتهٔ مهم‌تر آن است که «ضفدع» در اصل نام یک جانور است؛ نه فعلی که معنای ابتدایی آن به‌روشنی شناخته شده و سپس نام جانور از آن ساخته شده باشد.

ازاین‌رو، نباید برای هر یک از چهار حرف معنای جداگانه‌ای فرض کرد یا نام قورباغه را بدون شاهد از مفاهیمی مانند جهیدن، شنا کردن، صدا کردن یا پنهان شدن در آب استخراج نمود.

اینها ممکن است ویژگی‌های واقعی جانور باشند، اما ویژگی زیستی با منشأ تاریخیِ نام آن یکسان نیست.

برای مثال، قورباغه صدای مشخصی دارد، اما عربی برای صدای آن واژه‌های دیگری مانند «نَقيق» و «نَقْنَقَة» به کار برده است. وجود این واژه‌ها به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که نام «ضفدع» از تقلید صدای قورباغه پدید آمده باشد.

در قرآن، این خانواده تنها یک‌بار و در صورت جمع «الضَّفَادِع» حضور دارد. بنابراین، معنای قرآنی آن پیش از هر چیز باید بر اساس نام شناخته‌شدهٔ جانور و سیاق آیه بررسی شود.

۲. صورت‌های زبانی و شواهد عربی کهن

ضِفْدِع، ضَفَادِع و ضَفَادِي

در منابع لغوی، چند صورت برای این خانواده ثبت شده است.

«ضِفْدِع» صورت مفردِ شناخته‌شدهٔ جانور است و تلفظ «ضَفْدَع» نیز فصیح دانسته شده است. صورت «ضِفْدَع» با کسرهٔ ضاد و فتح دال هم گزارش شده، اما خلیل و شماری دیگر آن را نپذیرفته‌اند و بعضی فرهنگ‌ها آن را کم‌کاربرد یا مردود خوانده‌اند؛ همهٔ ضبط‌ها اعتبار یکسان ندارند.

الصحاح، لسان العرب و مصباح المنیر؛ اختلاف ضبط‌ها

«ضِفْدِعَة» و «ضَفْدَعَة» برای صورت مؤنث به کار رفته‌اند.

«ضَفَادِع» جمع شکستهٔ شناخته‌شده و صورت قرآنی واژه است.

«ضَفَادِي» نیز در بعضی شواهد زبانی آمده است. ازهری توضیح می‌دهد که در این صورت، حرف «ع» در پایان جمع به «ی» تبدیل شده است؛ همان‌گونه که در برخی کاربردهای عربی، صورت «أَرَانِي» به‌جای «أَرَانِب» دیده می‌شود.

این صورتِ کم‌کاربرد نباید به‌عنوان جمع اصلی یا قرآنی معرفی شود. صورت قرآن «ضَفَادِع» است.

در عربی، فعل «ضَفْدَعَ» نیز ثبت شده است. «ضَفْدَعَ الْمَاءُ» یعنی در آب قورباغه پدید آمد یا آب دارای قورباغه شد. وصف «مُضَفْدِعَات» در شاهدِ بعدی به آب‌های پرقورباغه توضیح داده شده است؛ کثرت را نباید در تمام کاربردهای فعل، معنایی مستقل و الزامی دانست.

در کاربرد دیگری، «ضَفْدَعَ الرَّجُلُ» به جمع و منقبض کردن خود، و در بعضی نقل‌های لغوی به اعمال بدنی دیگری گفته شده است.

اما این فعل‌ها در قرآن نیامده‌اند و نباید همهٔ آنها را بی‌دلیل منشأ نام جانور دانست.

به‌ویژه، اگر فعلی به معنای فراوان شدن قورباغه‌ها در آب باشد، احتمال دارد آن فعل از خودِ نام جانور ساخته شده باشد، نه اینکه نام جانور از فعل گرفته شده باشد.

بنابراین، نام «ضفدع» و فعل‌های ساخته‌شده از آن باید از نظر ترتیب تاریخی و جهت اشتقاق با احتیاط بررسی شوند.

شاهدی از شعر لبید بن ربیعه

یکی از شواهد مهم این خانواده در شعر لبید بن ربیعه آمده است:

يَمَّمْنَ أَعْدَادًا بِلُبْنَى أَوْ أَجَا
مُضَفْدِعَاتٍ كُلُّهَا مُطَحْلِبَهْ

یعنی: «به سوی آبگیرهایی در لُبنى یا أجا روی آوردند؛ آبگیرهایی پر از قورباغه که همهٔ آنها جلبک‌گرفته بودند.»

در این بیت، «مُضَفْدِعَات» وصف آبگیرهایی است که قورباغه‌های فراوان دارند.

لسان العرب و تاج العروس؛ شاهد لبید و آب‌های پرقورباغه

واژهٔ «مُطَحْلِبَة» نیز به آبی اشاره می‌کند که جلبک بر آن پدید آمده است.

این شاهد از چند جهت اهمیت دارد.

نخست آنکه نام قورباغه در یک توصیف طبیعی و محیطی آمده است. شاعر از آبگیرهایی سخن می‌گوید که حضور فراوان قورباغه‌ها یکی از ویژگی‌های آنهاست.

دوم آنکه صورت «مُضَفْدِعَات» نشان می‌دهد که عربی می‌توانسته از نام جانور، وصفی برای محیط دارای آن جانور بسازد.

سوم آنکه این کاربرد مستقل از گزارش قرآنیِ نشانه‌های فرستاده‌شده بر قوم فرعون است. در شعر لبید، قورباغه‌ها بخشی از توصیف یک محیط آبی‌اند و معنای عذاب یا نشانهٔ الهی در خودِ واژه وجود ندارد.

لبید از شاعران دورهٔ جاهلی و آغاز اسلام است. بااین‌حال، تاریخ دقیق سرودن این بیت از نقل لغوی به‌تنهایی روشن نمی‌شود. بنابراین، این شاهد را می‌توان نمونه‌ای معتبر از کاربرد کهن واژه دانست، اما نباید بدون بررسی بیشتر ادعا کرد که بیت حتماً پیش از نزول قرآن سروده شده است.

صدای قورباغه در تعبیرهای عربی

در زبان عربی، صدای قورباغه «نَقيق» نامیده شده و فعل «نَقَّ» برای صدا کردن آن به کار رفته است.

«نَقْنَقَة» نیز به صدای تکرارشوندهٔ قورباغه اشاره دارد.

در «لسان العرب»، تعبیر «نَقَّتْ ضَفَادِعُ بَطْنِهِ» آمده است؛ یعنی قورباغه‌های شکم او صدا کردند.

این تعبیر دربارهٔ شخص گرسنه به کار می‌رود و صدای شکم هنگام گرسنگی به صدای قورباغه‌ها تشبیه شده است.

در این کاربرد، مقصود آن نیست که واقعاً در شکم شخص قورباغه وجود دارد. تشبیه بر پایهٔ شباهت شنیداری ساخته شده است.

این نمونه نشان می‌دهد که قورباغه در زبان عربی افزون بر نام یک جانور، در تصویرهای ادبی و تعبیرهای روزمره نیز حضور داشته است.

اما «نقيق» از مادهٔ دیگری است و نباید معنای صدای قورباغه را به‌جای معنای خود «ضفدع» گذاشت.

قورباغه نام جانور است؛ نقیق نام صدای آن.

الصحاح و لسان العرب؛ نقیق و نقنقه

کاربردهای دیگر نام ضفدع

در بعضی منابع کهن، «ضِفْدِع» برای بخشی در کفِ سُم اسب نیز ثبت شده است. تعبیرهای تشریحیِ قدیم را نباید بی‌واسطه با تقسیم‌بندی دقیقِ بافت‌های دام‌پزشکی امروز یکی دانست.

این کاربرد به بخشی از سُم مربوط می‌شود که نام آن با نام قورباغه یکسان شده است.

در زبان‌های دیگر نیز گاهی برای بخش‌های بدن حیوانات از نام جانوران شناخته‌شده استفاده می‌شود.

اما چنین نام‌گذاری‌ای به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که نام قورباغه از ساختمان سُم اسب گرفته شده یا برعکس.

همچنین در منابع متأخر، نام ضفدع برای بعضی ستارگان به کار رفته است. این کاربردها به تاریخ نام‌گذاری اجرام آسمانی تعلق دارند، نه به معنای قرآنی واژه.

لین به نقل از منابع کهن؛ تعبیر گرسنگی، کف سم و نام ستارگان

در قرآن هیچ قرینه‌ای وجود ندارد که «الضَّفَادِع» به بخشی از بدن اسب، نام یک ستاره یا یک تصویر ادبی اشاره کند.

سیاق آیه، همراهی آن با دیگر پدیده‌های محسوس و معنای شناخته‌شدهٔ اسم، همگی نشان می‌دهند که مقصود همان قورباغه‌هاست.

خویشاوندی احتمالی در زبان‌های سامی

در عبریِ کتاب مقدس، واژهٔ «צְפַרְדֵּעַ» برای قورباغه به کار رفته است. در زبان‌های آرامی نیز نام‌هایی برای همین جانور وجود دارند که از نظر برخی اجزای صوتی با صورت عربی قابل مقایسه‌اند.

فرهنگ‌های تطبیقی، این واژه‌ها را در کنار «ضِفْدِع» عربی ذکر کرده‌اند.

این نزدیکی می‌تواند در پژوهش تاریخ واژه اهمیت داشته باشد، اما برای اثبات اینکه عربی واژه را مستقیماً از عبری گرفته، یا اینکه همهٔ صورت‌ها از یک ساختمان چهارحرفیِ کاملاً یکسان پدید آمده‌اند، کافی نیست.

صورت‌های این نام‌ها در زبان‌های مختلف تفاوت‌هایی دارند و بازسازی تاریخ آنها نیازمند بررسی دقیق تغییرات آوایی است.

ازاین‌رو، نمی‌توان تنها بر پایهٔ شباهت لفظی، خاستگاه قطعی «ضفدع» را تعیین کرد.

فرهنگ براون–درایور–بریگز؛ نام قورباغه در عبری و مقایسهٔ سامی

برای فهم کاربرد قرآنی، چنین بحثی ضرورتی تعیین‌کننده ندارد؛ زیرا معنای جانور در خود عربی نیز روشن و مستقل ثبت شده است.

۳. کاربرد قرآنی در اعراف ۷:۱۳۳

ریشهٔ «ض ف د ع» تنها یک‌بار در قرآن، در سورهٔ اعراف آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در اعراف ۷:۱۳۳

سورهٔ اعراف، ۷:۱۳۳

فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ

برگردان نقل‌شده در این پژوهش:

«پس طوفان و ملخ و شپش و قورباغه‌ها و خون را به‌صورت نشانه‌هایی جداگانه بر آنان فرستادیم؛ پس تکبر ورزیدند و گروهی مجرم بودند.»

جایگاه دستوری «وَالضَّفَادِعَ»

«وَالضَّفَادِعَ» از حرف عطف «وَ»، حرف تعریف «الـ» و جمعِ شکستهٔ «ضَفَادِع» تشکیل شده است. مفرد آن «ضِفْدِع» است؛ «اسم جمع» به معنای اصطلاحیِ صرفی، عنوان دقیق این صورت نیست.

«الضَّفَادِعَ» در این آیه منصوب است و در شمار اسم‌هایی آمده که پس از فعل «أَرْسَلْنَا» ذکر شده‌اند.

در این ساخت، نخست «الطُّوفَانَ» آمده و سپس «الْجَرَادَ»، «الْقُمَّلَ»، «الضَّفَادِعَ» و «الدَّمَ» به آن عطف شده‌اند.

بنابراین، قورباغه‌ها یکی از مواردی هستند که در جمله به‌عنوان فرستاده‌شده بر آن گروه معرفی شده‌اند.

حرف تعریف «الـ» نیز بخشی از صورت قرآنی واژه است. اما از معرّف بودن اسم نمی‌توان نتیجه گرفت که آیه به یک گونهٔ زیست‌شناختیِ مشخص از قورباغه اشاره دارد.

در زبان عربی، جمعِ معرّف می‌تواند به جانورانِ یک نوع شناخته‌شده اشاره کند، بی‌آنکه نام علمی یا گونهٔ دقیق آنها تعیین شده باشد.

پس معنای مستقیم «الضَّفَادِعَ» همان «قورباغه‌ها»ست.

قورباغه‌ها در کنار دیگر نشانه‌ها

در این آیه، پنج مورد کنار هم ذکر شده‌اند: طوفان، ملخ، قُمَّل، قورباغه‌ها و خون.

این موارد از یک نوع نیستند.

طوفان به یک پدیده یا رخداد گسترده مربوط است. ملخ و قُمَّل نام جانوران‌اند. قورباغه نیز جانوری شناخته‌شده است و خون ماده‌ای متفاوت از آنهاست.

پس فهرست آیه تنها نام چند بیماری، چند حشره یا چند حادثهٔ طبیعی از یک نوع نیست.

«قورباغه» از نظر زیستی با ملخ و شپش تفاوت دارد: آن دو حشره‌اند و قورباغه دوزیست است. اما برابر نهادنِ «قُمَّل» با «شپش» تنها یکی از توضیح‌های لغوی و تفسیری است؛ تعیین مصداق دقیق آن بحث مستقلی دارد.

طبری؛ اختلاف دربارهٔ مصداق قمل و سیاق نشانه‌ها

این تفاوت نشان می‌دهد که نباید «الضَّفَادِع» را تنها به دلیل همراهی با حشرات، نام نوعی حشره یا آفت کوچک دانست.

همچنین نباید به‌صورت پیشینی فرض کرد که همهٔ مواردِ فهرست، یک سازوکار طبیعی واحد داشته‌اند.

قرآن آنها را به‌عنوان نشانه‌هایی بیان کرده که بر قوم مورد نظر فرستاده شده‌اند.

عبارت «آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ» بر روشن و متمایز بودن این نشانه‌ها دلالت دارد. اما از خودِ این عبارت نمی‌توان فاصلهٔ زمانی دقیق، مدت هر رخداد یا تمام ترتیب تاریخی وقوع آنها را تعیین کرد.

در نتیجه، معنای «ضفادع» به وجود جانوران قورباغه مربوط است؛ در حالی که نقش آنها به‌عنوان نشانه‌ای الهی از جمله و سیاق به دست می‌آید.

چرا قورباغه‌ها در این آیه نشانهٔ عذاب شده‌اند؟

قورباغه در وضعیت معمول زندگی، جانوری است که در محیط طبیعی خود نقش دارد.

حضور این جانور در آبگیرها، رودخانه‌ها و زمین‌های مرطوب، به‌خودی‌خود نشانهٔ عذاب نیست.

حتی ممکن است قورباغه‌ها در کنترل جمعیت بعضی حشرات نقش سودمند داشته باشند و بخشی از روابط طبیعی یک محیط باشند.

موزهٔ استرالیا؛ تغذیهٔ قورباغه‌های بالغ از حشرات

اما حضور یک جانور در شرایطی غیرعادی، به‌ویژه اگر شمار یا گسترهٔ آن بسیار زیاد شود، می‌تواند نظم و آسایش زندگی انسان را مختل کند.

برای مثال، ورود فراوان جانوران به محل‌های زندگی، اختلال در استفاده از محیط یا تغییر شدید شرایط زیستی می‌تواند دشواری‌هایی ایجاد کند.

چنین مثال‌هایی کمک می‌کنند که تفاوت میان حضور طبیعی یک جانور و رخدادی آزاردهنده فهمیده شود.

بااین‌حال، آیهٔ ۱۳۳ توضیح نمی‌دهد که قورباغه‌ها دقیقاً در کدام مکان‌ها ظاهر شدند، شمارشان چقدر بود یا چه نوع آسیبی ایجاد کردند.

بنابراین، نمی‌توان جزئیاتی مانند پر شدن همهٔ خانه‌ها، ورود قورباغه‌ها به ظرف‌های خوراک، تغییر ترکیب آب یا مرگ گستردهٔ جانوران را به‌عنوان اطلاعات صریح همین آیه معرفی کرد.

چنین جزئیاتی در برخی گزارش‌های دیگر دربارهٔ داستان موسی آمده‌اند، اما خودِ قرآن در این آیه آنها را بیان نکرده است.

آنچه روشن است، فرستاده شدن قورباغه‌ها در شمار نشانه‌هایی است که بر قوم فرعون واقع شدند و در ادامهٔ روایت، با درخواست رفع عذاب ارتباط پیدا می‌کنند.

ارتباط با آیات پیشین

در اعراف ۷:۱۳۰، از گرفتار شدن خاندان فرعون به سال‌های قحطی و کاهش محصولات سخن رفته است.

در اعراف ۷:۱۳۱، واکنش آنان به نیکی‌ها و دشواری‌ها بیان شده است. هنگام برخورداری، آن را از آنِ خود می‌دانستند؛ اما هنگامی که گرفتاری‌ای به آنان می‌رسید، موسی و همراهانش را بدشگون می‌شمردند.

در اعراف ۷:۱۳۲، آنان آشکارا می‌گویند که هر نشانه‌ای برایشان آورده شود، به موسی ایمان نخواهند آورد.

سپس آیهٔ ۱۳۳ نشانه‌های فرستاده‌شده را برمی‌شمارد.

این پیوستگی نشان می‌دهد که قورباغه‌ها در یک گزارش مستقل جانورشناسی معرفی نشده‌اند؛ بلکه در داستان رویارویی موسی با قدرت فرعون و واکنش سران آن قوم به نشانه‌های الهی حضور دارند.

در پایان آیه، «فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ» آمده است.

این بخش دربارهٔ رفتار و وضعیت اخلاقی همان مردم داوری می‌کند؛ نه دربارهٔ قورباغه‌ها.

پس نمی‌توان از قرار گرفتن قورباغه در فهرست عذاب‌ها نتیجه گرفت که این جانور در ذات خود ناپاک، شرور یا نکوهیده است.

ارزش اخلاقی رفتار انسان‌ها و نقش یک جانور در یک رویداد، دو موضوع متفاوت‌اند.

درخواست رفع عذاب و شکستن پیمان

در اعراف ۷:۱۳۴، هنگامی که عذاب بر آنان واقع می‌شود، از موسی می‌خواهند که پروردگارش را بخواند. آنان وعده می‌دهند که اگر گرفتاری برداشته شود، ایمان خواهند آورد و بنی‌اسرائیل را همراه او خواهند فرستاد.

در اعراف ۷:۱۳۵ آمده است که پس از برداشته شدن عذاب، پیمان خود را می‌شکستند.

این دو آیه نشان می‌دهند که نشانه‌های پیشین، از جمله قورباغه‌ها، در فضایی از گرفتاری، درخواست رهایی و سپس بازگشت به رفتار گذشته مطرح شده‌اند.

اما این ادامهٔ روایت، کیفیت دقیق رخداد قورباغه‌ها را مشخص نمی‌کند.

برای مثال، از اعراف ۷:۱۳۴ و اعراف ۷:۱۳۵ نمی‌توان دریافت که قورباغه‌ها دقیقاً چند روز باقی ماندند یا پس از رفع گرفتاری به کدام منطقه بازگشتند.

چنین پرسش‌هایی به اطلاعات تاریخی و طبیعیِ مستقلی نیاز دارند.

طبری؛ درخواست رفع رجز و محدودیتِ جزئیات روایت

در مطالعهٔ ریشهٔ «ض ف د ع»، آنچه اهمیت دارد، روشن شدن نام جانور و نقش سیاقیِ حضور آن در این گزارش است.

۵. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«ض ف د ع» در عربی خانواده‌ای چهارحرفی است که مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین واژهٔ آن «ضِفْدِع» به معنای قورباغه است.

صورت‌های تلفظی مختلفی برای مفرد ثبت شده‌اند و جمع اصلی آن «ضَفَادِع» است.

در بعضی کاربردهای لغوی، فعل‌ها و وصف‌هایی از نام جانور ساخته شده‌اند؛ مانند «مُضَفْدِعَات» در شعر لبید برای آبگیرهایی که قورباغه‌های فراوان دارند.

در شواهد زبانی، نام قورباغه معنایی روشن و مستقل دارد. صدای آن با واژه‌های دیگری مانند «نقيق» بیان می‌شود و نمی‌توان بدون دلیل نام خود جانور را از آن صدا مشتق دانست.

در زبان‌های سامی دیگر نیز نام‌هایی برای قورباغه وجود دارند که با صورت عربی قابل مقایسه‌اند؛ اما این شباهت‌ها به‌تنهایی خاستگاه و مسیر تاریخی واژه را به‌طور قطعی مشخص نمی‌کنند.

در قرآن، ریشهٔ «ض ف د ع» تنها یک‌بار و با صورت «الضَّفَادِعَ» در اعراف ۷:۱۳۳ آمده است.

این واژه در کنار طوفان، ملخ، قُمَّل و خون قرار گرفته و یکی از نشانه‌های فرستاده‌شده بر قوم فرعون را بیان می‌کند.

در سیاق آیات، این نشانه‌ها با گرفتاری آن قوم، درخواست رفع عذاب و سپس شکستن پیمان ارتباط دارند.

اما خودِ «ضفادع» نه به معنای عذاب است و نه به معنای فریب، بیماری یا فساد.

این واژه نام جانوری است که در آن رویداد، حضورش بخشی از نشانه‌های بیان‌شده در قرآن بوده است.

معنای کوتاه ریشه: قورباغه؛ جانور شناخته‌شدهٔ دوزیست که زندگی آن با آب و محیط‌های مرطوب ارتباط دارد.

معنای صورت قرآنی «وَالضَّفَادِعَ»: و قورباغه‌ها؛ یکی از جانورانی که در شمار نشانه‌های فرستاده‌شده بر قوم فرعون ذکر شده‌اند.

پیشنهاد ترجمه: «و قورباغه‌ها».

در ترجمهٔ کامل اعراف ۷:۱۳۳، بهتر است همین معادل مستقیم محفوظ بماند و جزئیاتی مانند شمار فراوان، ورود به خانه‌ها یا چگونگی آسیب‌رسانی به معنای خود واژه افزوده نشود.

این اطلاعات، اگر پشتوانهٔ معتبر داشته باشند، می‌توانند در بررسی تاریخی یا تأویل آیه جداگانه مطرح شوند.

نتیجهٔ اصلی پژوهش آن است که «الضفادع» در قرآن نام قورباغه‌هاست؛ اما نقش آنها به‌عنوان نشانه و گرفتاری، از سیاق آیه به دست می‌آید، نه از معنای لغوی نام جانور.

همین تمایز اجازه می‌دهد که متن قرآن بدون تحمیل داستان‌های افزوده، فرضیه‌های علمیِ اثبات‌نشده یا معانی مجازیِ بی‌قرینه فهمیده شود.