ریشهٔ ح ر د
قصد و تصمیم استوار، خشم و تندی، کنارهگیری و بازداشتن یا محروم ساختن
صورتهای قرآنی و لغوی
حَرْدٍ
قلم ۶۸:۲۵؛ تنها کاربرد قرآنی
حَرَدَ ـ يَحْرِدُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرْد
صورت پایهٔ اسم قرآنی
حَرَد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرِدَ ـ يَحْرَدُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَارِد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرْدَان
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرِيد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حُرَدَاء
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حُرُود
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحَرَّدَ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
مُنْحَرِد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَارَدَ ـ يُحَارِدُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حِرَاد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرُود
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
أَحْرَد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرْدَاء
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
حَرَّدَ ـ يُحَرِّدُ
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
تَحْرِيد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
مُحَرَّد
صورت لغوی؛ غیرقرآنی
ریشهٔ «ح ر د» در زبان عربی چند شاخهٔ معنایی شناختهشده دارد: قصد کردن و با تصمیمی جدی به سوی کاری رفتن؛ خشمگین شدن؛ کناره گرفتن و جدا شدن از دیگران؛ و بازداشتن یا محروم ساختن از چیزی.
در عربی کهن، «حَرَدَ حَرْدَهُ» به معنای قصد کردن همان چیزی است که دیگری قصد کرده است. «حَرِدَ الرَّجُلُ» به خشمگین شدن شخص مربوط است و «حَرَدَ عَنْ قَوْمِهِ» به کنارهگیری از قوم و جدا شدن از آنان اشاره دارد. همچنین «حَارَدَتِ النَّاقَةُ» هنگامی گفته میشود که شیر شتر کم یا قطع شده باشد.
این کاربردها از نظر معنایی تفاوت دارند و نمیتوان بدون شاهد، همهٔ آنها را به یک معنای نخستین و قطعی بازگرداند.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است: «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵، در داستان صاحبان باغ.
در این داستان، گروهی تصمیم میگیرند محصول باغ خود را صبح زود برداشت کنند و نگذارند نیازمندی وارد باغشان شود. آنان با اطمینان از توانایی خود حرکت میکنند، اما هنگامی که به باغ میرسند، با وضعیتی کاملاً متفاوت روبهرو میشوند.
از همین رو، «حَرْد» در آیهٔ قرآن با چند معنای ثبتشدهٔ عربی ارتباط پیدا میکند: قصد و تصمیم جدی، ارادهٔ جلوگیری از بهرهمندی نیازمندان، و احتمالاً حالت خشم و تنگنظری.
بااینحال، باید میان معنای مستقیم واژه و آنچه از مجموعهٔ داستان فهمیده میشود تفاوت گذاشت. «حَرْد» بهتنهایی نام بخل یا ظلم نیست؛ موضوع و جهت تصمیم صاحبان باغ از آیات پیشین آشکار میشود.
۱. صورتها و مشتقهای ریشه
ریشهٔ «ح ر د» از سه حرف حاء، راء و دال ساخته شده و از ریشههای صحیح سالم عربی است.
مهمترین صورتهای این خانواده عبارتاند از:
- حَرَدَ ـ يَحْرِدُ: قصد کرد و به سوی هدفی رفت؛ در کاربردی دیگر، از قوم خود جدا شد.
- حَرْد: قصد، تصمیم جدی و عزم؛ همچنین در بعضی کاربردها، خشم یا منع و محرومسازی.
- حَرَد: خشم و حالت برآشفتگی؛ و در کاربرد مربوط به حرکت حیوان، اختلال و ناهماهنگی حرکت.
- حَرِدَ ـ يَحْرَدُ: خشمگین شد یا در وضعیتی از تندی و برآشفتگی قرار گرفت.
- حَارِد: شخص یا حیوان خشمگین؛ و در شاخهای دیگر، شتر کمشیر.
- حَرْدَان: خشمگین یا کنارهگرفته و جداشده، بسته به کاربرد.
- حَرِيد: جدا، تنها و دورافتاده از گروه.
- حُرَدَاء: جمع «حَرِيد» در کاربرد مربوط به اشخاص جداافتاده.
- حُرُود: کنارهگیری و جدا شدن؛ و در کاربردهای دیگر، صورت جمع برای بعضی نامهای مرتبط با این ریشه.
- تَحَرَّدَ: کناره گرفت یا از گروه جدا شد.
- مُنْحَرِد: جداافتاده و منفرد.
- حَارَدَ ـ يُحَارِدُ: در کاربرد مربوط به دام، شیرش کم یا قطع شد؛ دربارهٔ سال نیز به کمبود باران اشاره دارد.
- حِرَاد: کم شدن یا قطع شدن شیر حیوان.
- حَرُود: شتری که شیر اندکی میدهد.
- أَحْرَد: حیوانی که در حرکت اندامهایش اختلال یا ناهماهنگی دارد.
- حَرْدَاء: مؤنث «أَحْرَد» در وصف حیوان.
- حَرَّدَ ـ يُحَرِّدُ: در بعضی کاربردها، منع کرد؛ و در کاربردی دیگر، چیزی مانند ریسمان را بهگونهای تابید که شکل آن نامنظم یا برجسته شد.
- تَحْرِيد: منع کردن؛ و در کاربردهای فنی کهن، تابیدن یا شکل دادن به چیزی بهگونهای خاص.
- مُحَرَّد: خمیده، کج یا دارای تاب و برآمدگی نامنظم.
همهٔ این صورتها در قرآن نیامدهاند.
تنها صورت قرآنی ریشه، «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵ است.
این واژه اسم مفرد و نکره است که پس از حرف اضافهٔ «عَلَىٰ» در حالت جر آمده است.
بنابراین، صورتهای فعلی «حَرَدَ»، «حَرِدَ»، «حَارَدَ» و «حَرَّدَ»، و نیز مشتقهای «حَرِيد»، «حَارِد»، «حَرُود» و «أَحْرَد» در متن قرآن به کار نرفتهاند.
شناخت این صورتها برای فهم میدان معنایی ریشه ضروری است؛ اما نباید تصور کرد که تمام معانی آنها در تنها کاربرد قرآنی «حَرْد» حضور دارند.
۲. هستههای معنایی در عربی کهن
سه شاخهٔ اصلی در مقاییس اللغة
ابن فارس در مقاییس اللغة برای ریشهٔ «ح ر د» سه اصل معنایی معرفی میکند:
الْقَصْدُ، وَالْغَضَبُ، وَالتَّنَحِّي
یعنی: «قصد کردن، خشم و کنارهگیری.»
این تقسیمبندی اهمیت دارد؛ زیرا ابن فارس برخلاف بعضی ریشهها، همهٔ کاربردهای «ح ر د» را به یک اصل واحد بازنمیگرداند.
در شاخهٔ نخست، شخص با قصد و توجه مشخص به سوی کاری میرود.
در شاخهٔ دوم، خشم و برآشفتگی مطرح است.
در شاخهٔ سوم، جدا شدن از دیگران و کنار رفتن از جمع برجسته میشود.
منع کردن و محروم ساختن نیز در دیگر فرهنگهای لغوی ثبت شده است و با بعضی کاربردهای مربوط به قطع شدن بهره یا کنار گذاشتن دیگران ارتباط دارد.
این معانی ممکن است در بعضی موقعیتها به یکدیگر نزدیک شوند. برای نمونه، شخصی ممکن است از روی خشم تصمیم بگیرد دیگری را از حقی محروم کند.
اما نزدیکی چند رفتار انسانی به معنای آن نیست که واژه در همهٔ جملهها همزمان هر سه معنا را بیان میکند.
مقاییس اللغة؛ سه شاخهٔ قصد، خشم و کنارهگیری
قصد و تصمیم جدی
در الصحاح، جوهری مینویسد:
حَرَدَ يَحْرِدُ حَرْدًا: قَصَدَ
یعنی: «حرد کرد؛ قصد نمود.»
سپس این تعبیر را میآورد:
حَرَدْتُ حَرْدَكَ
یعنی: «همان قصد تو را کردم.»
در لسان العرب نیز «الحَرْد» با «الْجِدّ وَالْقَصْد» توضیح داده شده است.
«جِدّ» در این کاربرد به جدیت و استواری در انجام کار مربوط است.
بنابراین، حرد میتواند به تصمیمی اشاره کند که شخص آن را جدی گرفته و برای اجرای آن حرکت میکند.
بااینحال، «حرد» الزاماً به معنای درست بودن هدف نیست.
ممکن است انسان تصمیمی جدی برای انجام کاری نیک داشته باشد یا با همان جدیت به سوی کاری نادرست برود.
خودِ قصد و تصمیم، ارزش اخلاقی هدف را تعیین نمیکند.
شاهدی از رجز کهن دربارهٔ سیلاب
در مقاییس اللغة و الصحاح، این شاهد از رجز عربی با اختلافهایی در آغاز آن نقل شده است:
أَقْبَلَ سَيْلٌ جَاءَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
يَحْرُدُ حَرْدَ الْجَنَّةِ الْمُغِلَّهْ
یعنی: «سیلابی به فرمان خدا فرا رسید که به سوی باغ پربار، هدفمند و مستقیم پیش میرفت.»
در این شاهد، «يَحْرُدُ حَرْدَ» به قصد کردن و رو آوردن به هدف مربوط است.
سیلاب به سوی باغ حرکت میکند؛ گویی آن را مقصد خود قرار داده است.
این تصویر به معنای آن نیست که سیلاب مانند انسان دارای تصمیم اخلاقی و ارادهٔ آگاهانه است.
شاعر از زبان قصد و حرکت هدفمند برای توصیف جهت حرکت آب استفاده کرده است.
این شاهد اهمیت دارد؛ زیرا معنای «قصد» را در کاربردی مستقل از داستان صاحبان باغ نشان میدهد.
اما بیت در منابع به شاعر مشخصی نسبت داده نشده و ضبط آن نیز متفاوت نقل شده است؛ از جمله «أَقْبَلَ سَيْلٌ»، «وَجَاءَ سَيْلٌ» و «قَدْ جَاءَ سَيْلٌ».
بنابراین، این شاهد را باید رجزی کهن با گویندهٔ نامعلوم دانست و از نسبت دادن قطعی آن به شاعری جاهلی خودداری کرد.
الصحاح و مقاییس اللغة؛ قصد و اختلاف نقل شاهد سیلاب
خشم و برآشفتگی
در شاخهٔ دوم، «حَرَد» به خشم و تندی مربوط است.
در کتاب العین، خلیل بن احمد این کاربرد را چنین توضیح میدهد: هنگامی که شخص خشمگین میشود و به مقابله با کسی که او را خشمگین کرده برمیخیزد، از این خانواده استفاده میشود.
در لسان العرب نیز «حَرِدَ» به خشمگین شدن و «حَارِد» به شخص خشمگین گفته شده است.
اما باید به تفاوت ضبط توجه کرد.
در بعضی نقلها، «حَرَد» با فتح راء برای خشم آمده و در برخی دیگر «حَرْد» با سکون راء نیز ثبت شده است.
لغویان قدیم دربارهٔ ضبط رایجتر این واژه اختلاف داشتهاند.
بنابراین، نمیتوان تنها از سکون راء در «حَرْدٍ» قرآنی نتیجه گرفت که معنای خشم مطلقاً ناممکن است.
در مقابل، وجود معنای خشم در فرهنگهای لغوی نیز ثابت نمیکند که این معنا در آیهٔ قلم حتماً مقصود اصلی است.
برای انتخاب معنا، سیاق و شواهد دیگر لازماند.
شاهد شعری دربارهٔ خشم
در بیتی منسوب به اشهب بن رمیله آمده است:
أُسُودُ شَرًى لَاقَتْ أُسُودَ خَفِيَّةٍ
تَسَاقَوْا عَلَى حَرْدٍ دِمَاءَ الْأَسَاوِدِ
یعنی: «شیرانِ شَرى با شیرانِ خَفِيّه روبهرو شدند و از سر خشم و دشمنی، خون دلیران را به یکدیگر نوشاندند.» در خزانة الأدب، «دلیران» یکی از توضیحهای «الأساود» است؛ احتمال «مارهای سیاه» نیز نقل شده است. بنابراین، این واژه را نباید معادل لغویِ بیاختلافِ «دلیران» دانست.
در این بیت، «حَرْد» با برخورد شدید و خونین همراه است.
ازاینرو، معنای خشم و کینه در آن مناسب است.
همچنین میتوان جدیت و قصد در رویارویی را در تصویر شعر دید، اما سیاق جنگی، خشم را برجستهتر میکند.
این بیت در منابع ادبی و لغوی، از جمله خزانة الأدب، ثبت شده است.
انتساب آن به اشهب بن رمیله در منابع گزارش شده، ولی اختلافهایی در ضبط بعضی الفاظ وجود دارد.
در خزانة الأدب، اشهب شاعری مخضرم معرفی شده که جاهلیت و اسلام را درک کرده است. از زندگی او بهتنهایی نمیتوان زمان سرایش همین بیت را تعیین کرد؛ پس این شاهد را نباید با قطعیت جاهلی معرفی کرد.
اهمیت آن در ثبت کاربرد «حَرْد» برای خشم و رویارویی شدید در عربی کلاسیک است.
خزانة الأدب؛ شرح الأساود و معرفی اشهب بهعنوان شاعر مخضرم
کنارهگیری و جدا شدن
در شاخهٔ سوم، «حَرَدَ عَنْ قَوْمِهِ» به معنای جدا شدن از قوم و کنار رفتن از جمع است.
«حَرِيد» نیز به شخص یا چیزی گفته میشود که تنها و دورافتاده از دیگران باشد.
در الصحاح، برای «حَرِيد» معنای جداافتاده و منفرد ثبت شده است.
همچنین «كَوْكَبٌ حَرِيدٌ» به ستارهای گفته میشود که جدا از دیگر ستارگان دیده میشود.
در این کاربرد، موضوع خشم یا محروم کردن دیگری نیست؛ بلکه جدا بودن از جمع مطرح است.
ممکن است شخصی با اختیار خود از دیگران فاصله بگیرد یا به دلیل وضعیت اجتماعی و شرایط بیرونی تنها بماند.
از خودِ «حريد» نمیتوان نتیجه گرفت که کنارهگیری همیشه نشانهٔ ضعف، غرور یا دشمنی است.
شاهد شعری از جریر
جریر، شاعر دورهٔ اموی، میگوید:
نَبْنِي عَلَى سَنَنِ الْعَدُوِّ بُيُوتَنَا
لَا نَسْتَجِيرُ وَلَا نَحُلُّ حَرِيدَا
یعنی: «خانههای خود را در مسیر دشمن بنا میکنیم؛ نه پناه میجوییم و نه چون گروهی جداافتاده فرود میآییم.»
در این بیت، «حَرِيدًا» به جداافتاده و تنها بودن مربوط است.
شاعر میخواهد بگوید قوم او از روی ضعف از دیگران کناره نمیگیرد و برای امنیت خود به پناه دیگران نیاز ندارد.
این شاهد، کاربرد «حريد» را در زبان اجتماعی و قبیلهای عربی نشان میدهد.
اما جریر شاعر دورهٔ اسلامی است و این بیت شاهد جاهلی به شمار نمیآید.
«حَارَدَتِ النَّاقَةُ»؛ کم شدن یا قطع شدن شیر
در شاخهٔ دیگری، «حَارَدَتِ النَّاقَةُ» هنگامی به کار میرود که شیر شتر کم یا قطع شود.
در الصحاح آمده است که «حِرَاد» به کاهش شیر دام مربوط است.
«حَرُود» نیز برای شتری ثبت شده است که شیر اندکی میدهد.
در این کاربرد، چیزی که معمولاً از آن بهرهای به دست میآید، دیگر همان مقدار بهره را فراهم نمیکند.
به همین دلیل، لغویان این کاربرد را با منع و بازداشتن مرتبط کردهاند.
اما شتر در اینجا لزوماً تصمیمی آگاهانه برای محروم کردن انسان نگرفته است.
ممکن است شیر حیوان به سبب وضعیت جسمی یا شرایط دیگر کاهش یافته باشد.
پس معنای محروم شدن از بهره، همیشه به معنای قصد آگاهانهٔ محرومسازی نیست.
این تفاوت در فهم داستان صاحبان باغ اهمیت دارد؛ زیرا در آنجا، برخلاف کاهش طبیعی شیر دام، خود صاحبان باغ تصمیم میگیرند نیازمند را از ورود بازدارند.
«حَارَدَتِ السَّنَةُ»؛ کمبود باران
در زبان عربی، «حَارَدَتِ السَّنَةُ» نیز برای سالی به کار رفته که باران و بهرهٔ آن کم شده باشد.
این تعبیر به معنای آن نیست که سال مانند انسان خشمگین شده است.
مقصود، کم شدن باران و بهرهای است که مردم از آن انتظار دارند.
در چنین کاربردی، نتیجهٔ کمبود یا محرومیت برجسته است.
این معنا با «حاردت الناقة» ارتباط آشکاری دارد: در یکی شیر کم میشود و در دیگری باران.
اما نباید از این دو نمونه نتیجه گرفت که «حرد» در قرآن به معنای خشکسالی یا ناباروری باغ است.
در آیهٔ قلم، موضوع پیش از رسیدن به باغ، قصد و رفتار صاحبان آن است.
ناهماهنگی حرکت و کجشدگی
در کتاب العین و لسان العرب، «أَحْرَد» برای حیوانی ثبت شده است که در حرکت دست یا پا دچار اختلال است.
در بعضی توضیحها، این وضعیت به آسیبِ عصب یا اثر بستن پای حیوان مربوط شده است.
همچنین «حَبْلٌ مُحَرَّدٌ» به ریسمانی گفته میشود که رشتههای آن با تاب نامنظم یا برجستگیهایی درهم پیچیده شدهاند.
ابن فارس این شاخه را با کناره رفتن از وضعیت معمول و انحراف از شکل یا حرکت عادی توضیح میدهد.
این کاربردها برای شناخت گستردگی خانوادهٔ زبانی مهماند.
اما از خودِ آنها نمیتوان نتیجه گرفت که «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵ به معنای بیماری پا، کجراهه رفتن یا ریسمان تابیده است.
هیچ قرینهای در آیه برای چنین مصداقهایی وجود ندارد.
لسان العرب و الصحاح؛ کنارهگیری، کمی شیر، حرکت حیوان و تاب ریسمان
۳. کاربرد «حَرْد» در قرآن
قلم ۶۸:۲۵ ـ حرکت با قصدی استوار
متن آیه:
وَغَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«و بامدادان با عزمی استوار و توانا به راه افتادند.»
در این آیه، «حَرْدٍ» پس از حرف اضافهٔ «عَلَىٰ» آمده است.
«غَدَوْا» از ریشهٔ «غ د و» است و به رفتن یا حرکت کردن در آغاز روز مربوط میشود.
«قَادِرِينَ» از ریشهٔ «ق د ر» است و در این جمله، حالت صاحبان باغ را هنگام حرکت بیان میکند.
بنابراین، سه جزء معنایی باید جدا شناخته شوند:
نخست، حرکت صبحگاهی.
دوم، «حَرْد» که قصد، عزم یا حالت همراه حرکت را بیان میکند.
سوم، «قَادِرِينَ» که به توانایی آنان مربوط است.
از نظر نحوی، «عَلَىٰ حَرْدٍ» میتواند حالت و جهت تصمیم آنان هنگام حرکت را بیان کند. «قَادِرِينَ» نیز منصوب و در جایگاه حال است.
پس جمله تنها از رفتن صبحگاهی خبر نمیدهد؛ بلکه از حالت و تصمیم آنان هنگام رفتن نیز سخن میگوید.
چرا معنای «قصد و عزم» اهمیت دارد؟
در منابع لغوی کهن، «حَرْد» به معنای قصد و جدیت ثبت شده است.
فرّاء نیز در معانی القرآن این کاربرد را به جدیت و توانایی در تصمیم مربوط دانسته است.
طبری پس از نقل نظرهای مختلف، معنای قصد و تصمیمی را که صاحبان باغ بر آن توافق کرده بودند، ترجیح میدهد.
این خوانش با ساختمان آیه سازگار است.
آنان صبح زود به سوی باغ خود میروند و برای انجام کاری تصمیم گرفتهاند.
پس «عَلَىٰ حَرْدٍ» میتواند حالت عزم و تصمیم جدی آنان را نشان دهد.
اما خود واژه نمیگوید آن تصمیم درست یا نادرست بوده است.
جهت اخلاقی تصمیم از آیات پیشین روشن میشود.
طبری؛ ترجیح قصد و تفسیر توانایی در تصور خود صاحبان باغ
آیهٔ پیشین؛ جلوگیری از ورود نیازمند
متن قلم ۶۸:۲۴:
أَنْ لَا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«که امروز هیچ نیازمندی نباید بر شما وارد آن شود.»
در این آیه، مقصود صاحبان باغ آشکار میشود.
آنان میخواهند محصول خود را برداشت کنند، بیآنکه نیازمندی وارد باغ شود.
این تصمیم با «حَرْد» در آیهٔ بعد ارتباط دارد.
وقتی قرآن میگوید آنان با حرد روانه شدند، سیاق نشان میدهد که قصدشان با محروم کردن نیازمندان پیوند داشته است.
از همین رو، معنای «منع» نیز در تفسیر آیه مطرح شده است.
اما میان این دو گزاره تفاوت وجود دارد:
یکی اینکه «حَرْد» در زبان عربی میتواند به قصد و عزم اشاره کند.
دیگری اینکه قصد صاحبان باغ در این داستان، جلوگیری از ورود نیازمند بوده است.
در ترجمهٔ مستقیم نباید این دو سطح را بیدلیل در یک کلمه ادغام کرد.
برای نمونه، اگر «حَرْد» را تنها «بخل» ترجمه کنیم، معنای شناختهشدهٔ قصد و تصمیم از میان میرود.
در مقابل، اگر آیه را فقط به تصمیمی عادی و بیطرفانه محدود کنیم، پیوند آن با نیت آشکار صاحبان باغ در آیهٔ پیشین نادیده میماند.
«حَرْد» به معنای منع و محرومسازی
ابوعبیده و برخی دیگر از لغویان، «عَلَىٰ حَرْدٍ» را با منع کردن توضیح دادهاند؛ در سیاق داستان، این منع به نیازمندان مربوط میشود.
این خوانش از نظر سیاق پشتوانهٔ روشنی دارد؛ زیرا در قلم ۶۸:۲۴، تصمیم به جلوگیری از ورود نیازمند صریحاً بیان شده است.
در منابع لغوی، منع کردن نیز ذیل این ریشه ثبت شده است؛ لسان العرب بهصراحت صورت تفعیلِ «حَرَّدَ الشَّيْءَ» را به معنای منع کردن آن آورده است.
همچنین کاربرد «حَارَدَتِ النَّاقَةُ» و «حَارَدَتِ السَّنَةُ» نشان میدهد که این خانواده میتواند به کم شدن یا قطع شدن بهره مربوط باشد.
بااینحال، باید در استدلال دقت کرد.
از اینکه سالِ کمباران «حاردت» توصیف میشود، نمیتوان نتیجه گرفت که هر «حرد» حتماً عمل عمدیِ محرومسازی است.
در داستان صاحبان باغ، عمدی بودن تصمیم از خودِ گفتار آنان به دست میآید.
بنابراین، معنای منع در این آیه قابل دفاع است، اما نباید آن را تنها احتمال لغوی معرفی کرد.
نقل طبری از ابوعبیده؛ خوانش منع در کنار قصد و خشم
«حَرْد» به معنای خشم
در بعضی توضیحهای تفسیری، «عَلَىٰ حَرْدٍ» به خشم و تندی نیز تفسیر شده است.
این خوانش با کاربرد ثبتشدهٔ «حرد» در معنای غضب ارتباط دارد.
ممکن است صاحبان باغ هنگام حرکت، از ورود و بهرهمندی نیازمندان ناخشنود بوده باشند.
اما خودِ آیات پیشین بهصراحت نمیگویند که آنان هنگام رفتن خشمگین بودند.
آنچه روشنتر بیان شده، تصمیم به برداشت محصول و جلوگیری از ورود نیازمند است.
ازاینرو، معنای خشم از نظر لغوی ممکن است، ولی از نظر سیاقی نسبت به قصد و تصمیم، پشتوانهٔ مستقیم کمتری دارد.
نباید تنها با اتکا به وجود معنای غضب در لغتنامه، حالت روانی مشخصی را به صاحبان باغ نسبت داد.
آیا کنارهگیری نیز معنای آیه است؟
در مقاییس اللغة، کنارهگیری یکی از سه شاخهٔ اصلی «ح ر د» معرفی شده است.
از سوی دیگر، صاحبان باغ در داستان میخواهند بدون حضور نیازمندان محصول را برداشت کنند.
ممکن است این وضعیت، تصویری از جدا کردن خود از دیگران را نیز به ذهن آورد.
اما در آیه، فعل مستقلی برای کنارهگیری آنان از جامعه نیامده است.
آنان به سوی باغ میروند و دربارهٔ ورود نیازمند تصمیمی دارند.
پس معنای «حريد» بهعنوان شخص تنها یا جداافتاده، هرچند از همین خانواده است، نباید بدون شاهد به معنای مستقیم «حَرْدٍ» در این جمله تبدیل شود.
نقش «قَادِرِينَ»
«قَادِرِينَ» با «حَرْد» همریشه نیست.
این واژه از ریشهٔ «ق د ر» است و در این جمله حالت صاحبان باغ را بیان میکند.
در این سیاق، آنان هنگام حرکت خود را بر انجام کار مورد نظر توانا میپندارند؛ چنانکه طبری توضیح میدهد. این تعبیر، توانایی واقعی آنان برای به دست آوردن محصول باغی را که پیشتر آسیب دیده بود ثابت نمیکند.
اما در ادامهٔ داستان روشن میشود که باغ پیش از رسیدن آنان آسیب دیده است.
بنابراین، تصمیم و تواناییای که هنگام حرکت در نظر داشتند، برای دستیابی به نتیجه کافی نبود.
این تقابل از نظر روایت اهمیت دارد.
آنان برای برداشت محصول برنامهریزی کردهاند و میخواهند دیگران را از آن محروم کنند؛ اما خود با محرومیت روبهرو میشوند.
بااینحال، نباید معنای «قَادِرِينَ» را به خودِ «حَرْد» منتقل کرد.
«حَرْد» قصد و حالت تصمیم را بیان میکند و «قَادِرِينَ» توانایی را.
نتیجهٔ تصمیم صاحبان باغ
متن قلم ۶۸:۲۷:
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«بلکه ما محروم شدهایم.»
در این آیه، «مَحْرُومُونَ» از ریشهٔ «ح ر م» است، نه «ح ر د».
اما از نظر مضمون، رابطهای مهم با داستان دارد.
صاحبان باغ میخواستند نیازمند را از بهرهمندی بازدارند؛ در پایان، خود از محصول باغ محروم میشوند.
این تقابل، پیام اخلاقی آشکاری در روایت ایجاد میکند.
اما نباید از شباهت معنای «محرومیت» و یکی از کاربردهای «حرد»، نتیجه گرفت که «محرومون» مشتق ریشهٔ «ح ر د» است.
این دو خانواده از نظر حروف اصلی متفاوتاند.
همچنین، از داستان نمیتوان نتیجه گرفت که هر محرومیت اقتصادیِ انسان در جهان، الزاماً مجازات بخل یا ظلم اوست.
قرآن در همین روایت، رفتار و تصمیم مشخص گروهی را با سرانجام آنان پیوند میدهد.
تعمیم این سرانجام به همهٔ انسانهای فقیر یا زیاندیده، دلیل مستقلی میخواهد.
۴. داوری میان خوانشهای مختلف «حَرْد»
در توضیح «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵، چند خوانش اصلی وجود دارد.
خوانش نخست: قصد و تصمیم جدی
در این خوانش، صاحبان باغ با عزمی مشخص و تصمیمی از پیش گرفتهشده به راه میافتند.
این معنا با توضیحهای ابن فارس، جوهری و دیگر لغویان سازگار است.
همچنین، ساخت «عَلَىٰ حَرْدٍ» و حرکت صبحگاهی آنان، این معنا را تقویت میکند.
آیات پیشین نیز نشان میدهند که آنان برای برداشت محصول برنامهریزی کردهاند.
بنابراین، این خوانش از نظر لغوی و سیاقی پشتوانهٔ قوی دارد.
خوانش دوم: قصد منع و محرومسازی
در این خوانش، «حرد» به جلوگیری از بهرهمندی دیگران اشاره دارد.
پشتوانهٔ مهم آن، تصمیم آشکار صاحبان باغ در قلم ۶۸:۲۴ است.
همچنین، معنای منع در فرهنگهای لغوی ثبت شده است.
بنابراین، این خوانش نیز قابل دفاع است.
بااینحال، ممکن است بخشی از معنای آن از سیاق گرفته شده باشد؛ یعنی «حرد» قصد را بیان کند و خود داستان نشان دهد که قصد آنان محرومسازی بوده است.
از این رو، بهتر است محرومسازی بهعنوان جهت و موضوع تصمیم آنان توضیح داده شود، نه اینکه تمام میدان معنایی واژه تنها به آن محدود گردد.
خوانش سوم: خشم
در این خوانش، صاحبان باغ با خشم و تندی حرکت کردهاند.
معنای غضب در زبان عربی شناخته شده و برای آن شواهد شعری وجود دارد.
اما داستان بهروشنی از تصمیم آنان سخن میگوید، نه از علت و شدت خشمشان هنگام حرکت.
بنابراین، معنای خشم از نظر لغوی معتبر است، ولی برای ترجمهٔ اصلی آیه، از معنای قصد و عزم ضعیفتر به نظر میرسد.
خوانش چهارم: کنارهگیری
این خوانش با شاخهٔ «حريد» و «حَرَدَ عَنْ قَوْمِهِ» ارتباط دارد.
اما در خودِ عبارت قرآنی، قرینهٔ مستقلی برای تنها شدن یا جداافتادن صاحبان باغ وجود ندارد.
هدف آنان جلوگیری از ورود نیازمند است، نه اینکه لزوماً از قوم خود جدا شده باشند.
بنابراین، این معنا برای توضیح خانوادهٔ لغوی مهم است، اما در ترجمهٔ اصلی آیه پشتوانهٔ کمتری دارد.
نتیجهٔ سنجش
از مجموعهٔ شواهد، «قصد و عزمی استوار» مناسبترین معنای پایه برای «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵ است.
اما این قصد در روایت، بیطرف و نامشخص نیست.
آیات پیشین نشان میدهند که صاحبان باغ تصمیم گرفتهاند نیازمندان را از ورود و بهرهمندی محروم کنند.
بنابراین، در تأمل آیه باید هر دو حقیقت حفظ شود: معنای لغوی قصد و تصمیم، و جهت نادرست آن تصمیم در داستان.
۶. چالشهای فهم و تحول معنایی
آیا «حَرْد» همیشه معنای منفی دارد؟
خیر.
قصد کردن و تصمیم جدی گرفتن، بهخودیخود رفتار نادرستی نیست.
اما در داستان صاحبان باغ، هدف تصمیم آنان نادرست است.
پس ارزش اخلاقی این حرد از سیاق داستان شناخته میشود، نه از خودِ ریشه.
در مقابل، خشم و منع نیز در زبان عربی میتوانند با رفتارهای متفاوت همراه شوند.
بنابراین، نباید همهٔ کاربردهای خانوادهٔ «ح ر د» را به بخل یا دشمنی محدود کرد.
آیا «حَرْد» تنها به معنای بخل است؟
«بخل» یکی از مفاهیمی است که در توضیح رفتار صاحبان باغ مطرح میشود.
آنان میخواهند محصول را برای خود نگه دارند و نیازمند را از ورود بازدارند.
اما «حرد» در لغت به قصد، منع، خشم و کنارهگیری نیز مربوط است.
بنابراین، «بخل» توضیحی دربارهٔ جهت تصمیم آنان است؛ نه معادل کامل همهٔ معانی این ریشه.
آیا خشم صاحبان باغ در آیه قطعی است؟
خشم یکی از معانی معتبر «حرد» است.
اما از نظر سیاق، تصمیم و قصد آنان روشنتر بیان شده است.
آیهٔ پیشین بهصراحت از جلوگیری از ورود نیازمند سخن میگوید.
در مقابل، علت مشخصی برای خشمگین بودن آنان بیان نشده است.
پس نمیتوان بدون شاهد کافی، حالت روانی آنان را تنها خشم دانست.
آیا «قَادِرِينَ» به معنای موفق شدن است؟
خیر.
«قَادِرِينَ» به توانایی اشاره دارد، نه تحقق موفقیت.
ممکن است کسی توانایی برنامهریزی و حرکت داشته باشد، ولی به نتیجهٔ مورد نظر خود نرسد.
صاحبان باغ نیز با تصور دستیابی به محصول حرکت میکنند، اما با باغی آسیبدیده روبهرو میشوند.
این تفاوت از نظر روایت اهمیت دارد.
تصمیم جدی و احساس توانایی، تضمینکنندهٔ نتیجه نیستند.
آیا داستان فقط دربارهٔ برداشت محصول است؟
برداشت محصول بخش مهم داستان است.
اما قلم ۶۸:۲۴ نشان میدهد که موضوع به رابطهٔ صاحبان باغ با نیازمند نیز مربوط است.
اگر تنها از برداشت صبحگاهی سخن گفته شود، جهت اخلاقی تصمیم آنان پنهان میماند.
در مقابل، اگر «حرد» بهتنهایی به «ظلم» ترجمه شود، معنای مستقیم واژه از میان میرود.
روش دقیق آن است که معنا و سیاق جدا، ولی در ارتباط با یکدیگر بررسی شوند.
آیا محرومیت صاحبان باغ مجوز داوری دربارهٔ همهٔ فقیران است؟
خیر.
قرآن در این داستان از گروهی با تصمیم و رفتار مشخص سخن میگوید.
محروم شدن آنان در ادامهٔ همان روایت آمده است.
از این رویداد نمیتوان نتیجه گرفت که هر انسان فقیر، زیاندیده یا گرفتار، حتماً به سبب بخل یا رفتار نادرست خود محروم شده است.
چنین تعمیمی نه از معنای «حرد» به دست میآید و نه از سیاق داستان.
۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵، معادلهای «قصد»، «عزم»، «تصمیم جدی» و «عزم استوار» پشتوانهٔ لغوی دارند.
با توجه به سیاق، «عزم استوار» معادل مناسبی برای متن مستقیم آیه است.
در ترجمهٔ کامل میتوان گفت:
«و بامدادان با عزمی استوار و توانا به راه افتادند.»
در توضیح سیاقی باید روشن شود که مقصود آنان، برداشت محصول و جلوگیری از ورود نیازمند بود.
برگردان «با قصد محرومکردن نیازمندان» نیز از نظر ارتباط با داستان قابل دفاع است؛ اما این عبارت بخشی از توضیح آیهٔ پیشین را در ترجمهٔ خودِ «حرد» وارد میکند.
بنابراین، برای ترجمهٔ مستقیم، «عزم استوار» و برای تأمل، «تصمیم استوار برای محرومسازی نیازمندان» مناسبتر است.
«از روی خشم» نیز یک احتمال لغوی است، ولی برای ترجمهٔ اصلی، در برابر شواهد قصد و تصمیم، پشتوانهٔ سیاقی کمتری دارد.
«کنارهگیری» و «تنهایی» برای صورتهایی مانند «حريد» شناخته شدهاند، اما در ترجمهٔ مستقیم قلم ۶۸:۲۵ مناسبترین گزینه نیستند.
در باکس واژگانی فرقان، دو بخش مستقل باید چنین باشند:
معنای کوتاه ریشه: «قصد و تصمیم جدی؛ خشم، کنارهگیری و در برخی کاربردها منع یا قطع بهره.»
معنای در این آیه: «عزم و تصمیم استوار صاحبان باغ هنگام حرکت صبحگاهی؛ تصمیمی که در سیاق داستان با جلوگیری از ورود نیازمندان ارتباط دارد.»
این تفکیک کمک میکند هم معنای ریشه حفظ شود و هم جهت اخلاقی داستان از میان نرود.
۸. جمعبندی
ریشهٔ «ح ر د» در زبان عربی چند شاخهٔ معنایی دارد.
ابن فارس سه محور قصد، خشم و کنارهگیری را برای آن معرفی میکند.
در منابع دیگر، معنای منع و محرومسازی نیز ثبت شده است.
از همین خانواده، «حَارَدَتِ النَّاقَةُ» به کم یا قطع شدن شیر، «حَارَدَتِ السَّنَةُ» به کمبود باران و «حَرِيد» به شخص یا چیزی جداافتاده مربوط است.
شواهد شعری کهن، کاربرد این معانی را در زبان عربی نشان میدهند؛ بااینحال، زمان سرایش هر شاهد باید از زمان تدوین لغتنامهها و تفسیرهای بعدی که آن را نقل کردهاند جدا بررسی شود.
در قرآن، ریشه تنها یک بار آمده است: «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵.
در این آیه، صاحبان باغ صبح زود با قصدی استوار حرکت میکنند.
سیاق روشن میسازد که تصمیم آنان به برداشت محصول و جلوگیری از ورود نیازمند مربوط بوده است.
از همین رو، معنای «منع» نیز در تفسیر آیه جایگاه دارد.
اما معنای لغوی «حرد» را نباید بهطور کامل با رفتار اخلاقی صاحبان باغ یکسان گرفت.
نتیجهٔ پژوهش این است که «قصد و عزم استوار» مناسبترین معنای مستقیم «حَرْدٍ» در قلم ۶۸:۲۵ است، درحالیکه جهت آن قصد، یعنی محروم کردن نیازمندان، از سیاق آیات شناخته میشود.
این تفاوت از نظر ترجمه مهم است.
«حرد» تصمیم و حالت حرکت آنان را بیان میکند؛ آیات پیشین موضوع تصمیم را مشخص میسازند؛ و آیات بعدی نشان میدهند که اعتماد آنان به توانایی خود، نتیجهٔ مورد انتظار را تضمین نکرد.
بنابراین، برای فرقان، حفظ معنای «عزم استوار» در ترجمه و توضیح قصد محرومسازی در تأمل، روشی دقیقتر از آن است که تمام معنای ریشه به بخل، خشم یا منع محدود شود.