ریشهٔ ج و و
فضای درونی و گشوده، پهنهٔ میان زمین و آسمان، و فضای فراگرفتهشده در میان پیرامون
صورتهای قرآنی و لغوی
ریشهٔ «ج و و» در زبان عربی به فضا و گسترهای مربوط است که در میان حدود و پیرامون چیزی قرار دارد. شناختهشدهترین واژهٔ این خانواده «جَوّ» است که برای فضای میان زمین و آسمان به کار میرود. همین واژه در کاربردهای دیگر، به فضای گستردهٔ یک وادی، بخش درونی خانه یا فضای قرارگرفته در میان اطراف چیزی نیز اشاره میکند.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است: «جَوِّ» در نحل ۱۶:۷۹، در ترکیب «فِي جَوِّ السَّمَاءِ». آیه از پرندگانی سخن میگوید که در فضای آسمان قرار دارند و توجه انسان را به چگونگی نگاه داشته شدن آنها جلب میکند.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ یک اسم در نحل ۱۶:۷۹
«جَوّ» در این آیه نه نام خود پرنده است، نه فعل پرواز، و نه اصطلاحی برای یکی از لایههای مشخص جوّ زمین در دانش امروز. واژه به فضایی اشاره دارد که پرندگان در آن قرار گرفتهاند. برای فهم دقیق آن باید میان معنای لغوی فضا، هوای موجود در آن، و تصویر آسمان در زبان قرآن تفاوت گذاشت.
۱. صورتهای ریشه و هستهٔ معنایی
صورتهای مهم
«ج و و» از ریشههای مضاعف عربی است؛ یعنی دو حرف پایانی ریشه یکساناند. در واژهٔ «جَوّ»، دو حرف واو در یکدیگر ادغام شدهاند و به صورت واو مشدد نوشته میشوند.
صورتهای مهم این خانواده عبارتاند از:
- جَوّ: فضای میان زمین و آسمان؛ همچنین فضای باز یا میانی چیزی.
- جِواء: یکی از جمعهای «جَوّ»؛ و در کاربردهای دیگر، نام برخی مکانها یا تعبیرهایی با معانی مستقل.
- أَجْواء: جمع «جَوّ»، به معنای فضاها و گسترههای هوایی.
- جَوَّة: بخش فرورفته یا فضای درونی و میانی چیزی؛ در برخی کاربردها، فرورفتگی زمین.
- جَوّانِيّ: داخلی و درونی، در مقابل «بَرّانِيّ» به معنای بیرونی.
- جَوِّيّ: منسوب به جوّ؛ در زبان امروز، مربوط به فضای هوایی یا شرایط آن.
در منابع لغوی، کاربردهای محدود دیگری نیز از این خانواده ثبت شدهاند، اما همهٔ آنها به یک اندازه رایج نیستند و انتساب تاریخی برخی از آنها نیازمند بررسی مستقل است.
در قرآن، تنها اسم مفرد «جَوّ» آمده است؛ آن هم در صورت مجرور «جَوِّ». هیچ فعل یا مشتق دیگری از این ریشه در متن قرآن ثبت نشده است.
هستهٔ معنایی: فضای میان پیرامون
ابن فارس در مقاییس اللغة، «جَوّ» را با تصویری از دربرگرفتنِ چیزی از اطراف توضیح میدهد. او «جَوُّ السَّمَاءِ» و «جَوُّ الْبَيْتِ» را نمونه میآورد.
ابن فارس، مقاییس؛ دربرگرفتن از اطراف
در این توضیح، وجه مشترک دو کاربرد، وجود فضایی است که نسبت به پیرامون خود شناخته میشود.
فضای خانه در میان دیوارها و حدود آن قرار دارد. فضای آسمان نیز در نگاه زمینی انسان، گسترهای است که بالای زمین امتداد یافته و محیط پیرامون را فرا میگیرد.
اما این دو مثال الزاماً به معنای وجود یک محفظهٔ کاملاً بسته نیستند. یک وادی باز نیز میتواند «جَوّ» داشته باشد، زیرا فضای آن در میان زمینها یا بلندیهای اطراف قرار گرفته است.
بنابراین، میتوان معنای پایه را چنین توضیح داد: فضای درونی یا میانیِ یک گستره که نسبت آن با اطراف و حدودش شناخته میشود.
این تعریف، رابطهٔ کاربردهای مهم واژه را نشان میدهد؛ اما نباید به این ادعای قطعی تبدیل شود که عربهای نخستین تمام این کاربردها را از یک تصویر هندسی واحد ساختهاند.
۲. کاربرد ریشه در عربی کهن
«جَوّ»؛ فضای میان زمین و آسمان
در لسان العرب، «جَوّ» با «هَوَاء» و فضای میان زمین و آسمان توضیح داده شده است.
در الصحاح نیز همین کاربرد ثبت شده و «جَوّ» به فضای میان آسمان و زمین اطلاق شده است.
در این معنا، «جَوّ» به گسترهای اشاره میکند که بالای سطح زمین قرار دارد و پرندگان در آن پرواز میکنند.
این کاربرد با تجربهٔ مستقیم انسان از جهان پیرامون ارتباط دارد. انسان زمین را زیر پای خود میبیند، آسمان را بالای سر مشاهده میکند و پرندگان را در فضای میان این دو مینگرد.
پس تعبیر «جَوّ» الزاماً دربارهٔ مرز فیزیکی نهایی آن فضا سخن نمیگوید. واژه میتواند فضایی را معرفی کند که در تجربهٔ دیداری انسان باز و گسترده است.
در زبان عربی کهن، «جَوّ» و «هَوَاء» در این زمینه به یکدیگر نزدیک شدهاند. بااینحال، یکی دانستن کاربرد لغوی آنها به معنای یکسان بودن همهٔ ویژگیهایشان در دانش طبیعی امروز نیست.
محکم و تاج العروس؛ فضای آسمان و کاربردهای زمینی
شاهدی از شعر عربی نزدیک عصر نزول
ذوالرُّمّه، شاعر دورهٔ اموی، در توصیف خورشید و فضای آسمان میگوید:
وَالشَّمْسُ حَيْرَى لَهَا فِي الْجَوِّ تَدْوِيمُ
یعنی: «خورشید سرگشته مینماید؛ گویی در فضای آسمان بر جای خود میگردد و پیش نمیرود.»
در این عبارت، «فِي الْجَوِّ» به فضای گستردهٔ آسمان مربوط است.
شاعر با زبانی تصویری، خورشید را در گسترهای توصیف میکند که از دید انسان بالای زمین قرار دارد. در توضیحهای لغویِ «تَدْوِيم» از ریشهٔ مستقل «د و م»، تصویر گردش در جای خود یا کندیِ پیشرفتن مطرح است؛ این وصف، نمود شاعرانهٔ خورشید است، نه گزارشی علمی از حرکت آن.
لسان العرب، دوم؛ شاهد ذوالرمه و توضیح تدویم
این شاهد نشان میدهد که کاربرد «جَوّ» برای فضای آسمانی در عربی کلاسیک شناختهشده بوده است.
بااینحال، ذوالرُّمّه پس از آغاز اسلام زندگی کرده است. بنابراین، شعر او شاهدی از زبان عربی کلاسیک نزدیک دورهٔ نزول است، نه سندی مستقل از دورهٔ جاهلیت.
شاهد منسوب به طرفه بن عبد
در دیوان طرفه بن عبد، شاعر جاهلی، این عبارت آمده است:
يَا لَكِ مِنْ قُبَّرَةٍ بِمَعْمَرِ
خَلَا لَكِ الْجَوُّ فَبِيضِي وَاصْفِرِي
یعنی: «ای چکاوکی که در معمر هستی، فضای گسترده برایت خالی شده است؛ پس تخم بگذار و آواز بخوان.»
این سخن در مجموعهای از ابیات دربارهٔ پرندهای نقل شده که پس از برداشته شدن دام صیاد، دیگر مانع پیشین را در برابر خود نمیبیند. در معجم البلدان، برای «مَعْمَر» دو توضیح نقل شده است: نام مکانی معین، یا منزلی که در آن اقامت میشود. ترجمهٔ اینجا بر خوانشِ نام مکان است، بدون آنکه آن را قطعی بداند.
یاقوت، معجم البلدان؛ دو توضیح برای معمر
در توضیح این شاهد، ابوعبید «جَوّ» را به فضای گشوده و گستردهٔ یک وادی مربوط دانسته است.
این نکته اهمیت دارد؛ زیرا هرچند گوینده با پرنده سخن میگوید، لازم نیست «جَوّ» در همین بیت به معنای فضای بلند آسمان باشد. تعبیر میتواند به محیط باز و گستردهای اشاره کند که پرنده در آن آزادی حرکت پیدا کرده است.
پس این شاهد، گستردگی میدان معنایی «جَوّ» را نشان میدهد؛ فضایی که ممکن است در سطح زمین یا در ارتباط با آسمان تصور شود.
بیت در دیوان طرفه ثبت شده است، اما مانند دیگر اشعار منسوب به دورهٔ جاهلی، انتساب شاعر و حفظ دقیق متن را باید از تاریخ قطعی سرایش هر عبارت جدا دانست.
دیوان طرفه؛ شاهد چکاوک و برداشته شدن دام
«جَوّ» و «جَوَّة»؛ فضای گسترده یا فرورفتهٔ زمین
یکی دیگر از کاربردهای کهن، «جَوّ» برای زمینی است که گسترده و نسبت به پیرامون خود فرورفته باشد.
در لسان العرب، از قول ازهری، «جَوّ» برای زمینی توصیف شده که وسعت دارد و در میان اطراف خود پایینتر قرار گرفته است.
«جَوَّة» نیز میتواند به بخش فرورفتهٔ زمین، گودی یا فضای میان بلندیها اشاره کند.
در چنین کاربردی، «جَوّ» دیگر هوای بالای سر نیست؛ بلکه نام یک گستره یا موقعیت زمینی است.
ارتباط این کاربرد با معنای فضای آسمان را میتوان در خودِ فضای میان حدود مشاهده کرد. گاهی این فضا بالای زمین قرار دارد و گاهی در میان زمینهای پیرامون شکل میگیرد.
اما نباید ادعا کرد که تمام وادیهای گسترده یا تمام زمینهای فرورفته در عربی «جَوّ» نامیده میشدهاند. واژه کاربرد مشخصی داشته و انتخاب آن به عادت زبانی و ویژگی مکان وابسته بوده است.
«جَوُّ الْبَيْتِ»؛ فضای درون خانه
در منابع لغوی، «جَوُّ الْبَيْتِ» به درون خانه اشاره میکند. این کاربرد بهویژه در گزارشهایی از زبان برخی نواحی عربی، از جمله شام، ثبت شده است.
در اینجا، معنای واژه بر بخش داخلی تأکید دارد، نه بر هوایی که ضرورتاً در آن جریان دارد.
برای مثال، وقتی از «جَوّ» خانه سخن گفته میشود، مقصود میتواند خود فضای داخلی باشد؛ فضایی که اشخاص و اشیا در آن قرار میگیرند.
از همین میدان معنایی، «جَوّانِيّ» برای درونی و «بَرّانِيّ» برای بیرونی به کار رفته است.
منابع لغوی؛ درون خانه و جوّانی در برابر برّانی
این کاربرد اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که «جَوّ» تنها نام مادهٔ هوا نیست. واژه میتواند به خودِ فضا یا بخش داخلی یک محدوده نیز اشاره کند.
بنابراین، معنای مکان و گستره در این خانواده بنیادیتر از آن است که آن را در همهٔ موارد صرفاً به ترکیب شیمیایی هوا محدود کنیم.
«أَجْواء» و نامهای جغرافیایی
«أَجْواء» یکی از جمعهای «جَوّ» است.
در منابع لغوی و جغرافیایی، مکانهای مختلفی با نام «جَوّ» شناخته شدهاند؛ از جمله مکانهایی در یمامه و دیگر نواحی شبهجزیرهٔ عربستان.
این نامگذاریها در برخی موارد با ویژگی جغرافیایی زمین، مانند گستردگی و فرورفتگی نسبی آن، ارتباط داده شدهاند.
بااینحال، هر نام جغرافیایی را نمیتوان فقط با معنای عمومی ریشه توضیح داد. ممکن است نام مکان در طول زمان باقی مانده باشد، درحالیکه ویژگی نخستین نامگذاری دیگر روشن نباشد.
همچنین «جِواء» در بعضی اشعار نام مکان است و نباید هر بار که این صورت دیده شد، آن را بدون بررسی به معنای جمع «جَوّ» گرفت.
۳. کاربرد قرآنی ریشه
نحل ۱۶:۷۹ ـ پرندگان در فضای آسمان
متن آیه:
أَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
برگردان پیشنهادی این پژوهش:
«آیا به پرندگان ننگریستهاند که در فضای آسمان رامشدهاند؟ جز آن معبود یگانه کسی آنها را نگاه نمیدارد. بیگمان در این، نشانههایی برای مردمی است که ایمان میآورند.»
در این آیه، «جَوِّ» اسم مفرد و مجرور است و پس از حرف «فِي» آمده است.
«السَّمَاءِ» مضافالیه آن است. پس «جَوِّ السَّمَاءِ» ترکیبی اضافی است که فضای منسوب به آسمان را معرفی میکند.
«فِي» نیز جایگاه قرار گرفتن پرندگان را بیان میکند.
بنابراین، معنای مستقیم «فِي جَوِّ السَّمَاءِ» این است: در فضای آسمان.
این ترکیب نه خودِ پرندگان را توصیف میکند و نه عمل نگاه داشتن آنها را. «جَوّ» نام فضایی است که پرندگان در آن قرار دارند.
تفاوت «جَوّ» و «سَمَاء» در همین آیه
قرآن به جای آنکه تنها بگوید «فِي السَّمَاءِ»، عبارت «فِي جَوِّ السَّمَاءِ» را آورده است.
این تفاوت لفظی در فهم آیه اهمیت دارد.
«سَمَاء» در عربی به آنچه در بالا قرار دارد یا گسترهٔ بالایی مربوط است. اما «جَوّ» در این ترکیب، فضای درون این گستره یا فضای منسوب به آن را مشخص میکند.
به این ترتیب، «السَّمَاء» حوزهٔ بالای سر را معرفی میکند و «جَوّ» بر فضای آن حوزه تأکید دارد.
پرنده در فضای آسمان دیده میشود، نه اینکه لزوماً بر سطح جسمیِ سخت یا سقفی مادی نشسته باشد.
البته این تفاوت به معنای آن نیست که «سماء» در همهٔ کاربردهای قرآن سقفی جامد است یا «جوّ» همیشه نام فضای میان دو دیوارهٔ مشخص. هر واژه باید با سیاق خودش فهمیده شود.
در این آیه، ترکیب «جَوِّ السَّمَاءِ» تصویر فضایی را به دست میدهد که پرندگان در آن پرواز میکنند.
«مُسَخَّرَاتٍ»؛ ویژگی پرندگان، نه معنای جوّ
«مُسَخَّرَاتٍ» از ریشهٔ «س خ ر» و اسم مفعول جمع مؤنث است.
این واژه حالت پرندگان را در آیه بیان میکند.
در دستور عربی، «مُسَخَّرَاتٍ» حال برای «الطَّيْرِ» دانسته میشود و نشان میدهد که پرندگان در وضعیت تسخیر و رام بودن توصیف شدهاند.
اما این معنا از خود واژهٔ «جَوّ» به دست نمیآید.
«جَوّ» فضا را معرفی میکند و «مُسَخَّرَات» وضعیت پرندگان را.
بنابراین، نباید در تعریف ریشهٔ «ج و و» مفاهیمی مانند فرمانبرداری، تسخیر، نظم زیستی یا قانون طبیعی را بهعنوان اجزای معنای لغوی آن وارد کرد.
این موضوعها از واژههای دیگر آیه و تأمل در مجموع آن به دست میآیند.
«مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ»؛ نگاه داشته شدن پرندگان
پس از معرفی پرندگان در فضای آسمان، آیه میگوید:
«مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ».
این جمله از نگاه داشته شدن پرندگان سخن میگوید.
«يُمْسِكُ» از ریشهٔ «م س ك» است و معنای نگاه داشتن را بیان میکند. این فعل از ریشهٔ «ج و و» ساخته نشده است.
از این رو، «جَوّ» بهتنهایی معنای نگاه داشتن یا معلق ساختن ندارد.
در زبان طبیعی آیه، پرندگان در فضای آسمان قرار دارند و نگاه داشته شدن آنها به خداوند نسبت داده شده است.
این نسبت، در خود واژهٔ «جَوّ»، هیچ سازوکار فیزیکی مشخصی مانند شکل بال، فشار هوا، جریان باد یا نیروی بالابر را تعریف نمیکند.
امروز میتوان پرواز پرندگان را از دیدگاه زیستشناسی و فیزیک بررسی کرد؛ از جمله نقش شکل بالها، حرکت ماهیچهها و رفتار هوا در اطراف بدن پرنده.
اما این دانش تجربی نباید به معنای لغوی «جَوّ» تحمیل شود. همچنین شناخت سازوکارهای طبیعی پرواز، بهتنهایی نفیکنندهٔ نسبتی نیست که آیه میان نظم جهان و خداوند برقرار میکند.
در پژوهش ریشه، آنچه میتوان با اطمینان بیان کرد این است که «جَوّ» فضای قرار گرفتن پرندگان را مشخص میکند. تبیین چگونگی تسخیر و نگاه داشته شدن آنان، موضوع بررسی مجموعهٔ آیه است.
طبری؛ فضای آسمان و نگاه داشته شدن پرندگان
ارتباط با ملک ۶۷:۱۹
در ملک ۶۷:۱۹ نیز قرآن توجه انسان را به پرندگان بالای سر، گشودن و جمع کردن بالها و نگاه داشته شدن آنها جلب میکند.
اما در آن آیه، واژهٔ «جَوّ» نیامده است.
این دو آیه از نظر موضوع و تصویر پرندگان با یکدیگر ارتباط دارند، ولی فقط نحل ۱۶:۷۹ کاربرد ریشهٔ «ج و و» است.
مقایسهٔ آنها نشان میدهد که قرآن برای معرفی موقعیت پرندگان میتواند از تعبیرهای متفاوت استفاده کند. در نحل، «فِي جَوِّ السَّمَاءِ» بر فضای آسمان تأکید میکند و در ملک، «فَوْقَهُمْ» جایگاه پرندگان را نسبت به انسانهایی که از پایین مینگرند نشان میدهد.
این دو بیان را میتوان مرتبط دانست، اما نباید از آنها تعریف تازهای ساخت که «جَوّ» در همهٔ موارد دقیقاً برابر با «فوق» باشد.
نقش «جَوّ» در تصویر کلی آیه
نحل ۱۶:۷۹ با پرسشی دربارهٔ دیدن آغاز میشود.
پرندگان پدیدهای هستند که انسان آنها را در محیط زندگی خود مشاهده میکند. آیه توجه مخاطب را به حضور آنها در فضای آسمان و نگاه داشته شدنشان جلب میکند.
از این نظر، «جَوِّ السَّمَاءِ» بخشی از تصویر طبیعی آیه است: گسترهای باز که در آن پرندگان دیده میشوند.
در ادامه، آیه این مشاهده را نشانهای برای مردمی میداند که ایمان میآورند.
پس «جَوّ» در خدمت معرفی صحنه است؛ نه اینکه بهتنهایی تمام پیام اعتقادی آیه را حمل کند.
۵. چالشهای فهم و تحول معنایی
آیا «جَوّ» در قرآن همان غلاف جوی زمین است؟
در دانش امروز، «غلاف جوی» به مجموعهٔ لایههای گازی پیرامون یک جرم آسمانی گفته میشود.
این اصطلاح در توضیح علمی زمین، سیارهها و برخی دیگر از اجرام کاربرد دارد.
واژهٔ «جوّ» در عربی امروز نیز در همین معنای علمی به کار میرود.
اما در نحل ۱۶:۷۹، ترکیب «جَوِّ السَّمَاءِ» نام لایهای از غلاف جوی، مرز بالایی آن یا ویژگیهای شیمیایی و فیزیکیاش را مشخص نمیکند.
آیه از پرندگان در فضای آسمان سخن میگوید؛ فضایی که با نگاه انسان قابل مشاهده است.
بنابراین، ترجمهٔ «غلاف جوی زمین» برای «جَوِّ السَّمَاءِ» بیش از آن چیزی به عبارت میافزاید که خودِ واژه و ساخت جمله بیان میکنند.
البته این به معنای بیارتباط بودن فضای پرواز پرندگان با جوّ طبیعی زمین نیست. پرندگان واقعاً در محیطی پرواز میکنند که ویژگیهای فیزیکی آن برای پرواز اهمیت دارد.
تفاوت در این است که مصداق علمی یک پدیده را نباید با تعریف لغوی واژهٔ قرآنی یکسان گرفت.
آیا «جَوّ» به معنای فضای کاملاً خالی است؟
خیر. از معنای «جَوّ» نمیتوان نتیجه گرفت که فضای مورد نظر کاملاً تهی از ماده است.
در عربی، ممکن است یک فضای باز یا گسترده «جَوّ» نامیده شود، درحالیکه هوا، پرندگان یا چیزهای دیگر در آن حضور دارند.
همچنین فضای درونی خانه میتواند با وسایل و اشخاص پر شده باشد، اما همچنان فضای داخلی خانه است.
پس «جَوّ» بهخودیخود معادل «خلأ» در فیزیک نیست.
در نحل ۱۶:۷۹، وجود پرندگان در همین فضا بیان شده است. بنابراین، خالی بودن مطلق، نه از معنای ریشه به دست میآید و نه برای فهم آیه لازم است.
«جَوّ» به معنای هوا، آبوهوا و فضای اجتماعی
در عربی و فارسی امروز، «جوّ» کاربردهای متعددی دارد.
وقتی گفته میشود «جوّ امروز گرم است»، مقصود شرایط هواست.
وقتی از «جوّ سیاسی»، «جوّ اجتماعی» یا «جوّ جلسه» سخن گفته میشود، مقصود وضعیت غالب و فضای روانی یا اجتماعی آن محیط است.
این کاربردها را میتوان از نظر معنایی با مفهوم محیط و فضای پیرامون توضیح داد.
اما نباید تصور کرد که تمام این معانی جدید در دورهٔ نزول قرآن به همین صورت اصطلاحی وجود داشتهاند.
در نحل ۱۶:۷۹، «جَوّ» معنای مکانی و طبیعی دارد و هیچ نشانهای وجود ندارد که آن را به معنای وضعیت اجتماعی یا آبوهوای روزانه بگیریم.
آیا «جَوّ» در قرآن تمام فضای کیهان را در بر میگیرد؟
خودِ «جَوِّ السَّمَاءِ» حدود دقیق بالایی و پایینی فضایی را که نام میبرد تعیین نمیکند.
اما سیاق آیه دربارهٔ پرندگان است؛ موجوداتی که در فضای آسمانِ قابل مشاهده برای انسان پرواز میکنند.
بنابراین، ترجمهٔ واژه به «تمام فضای کیهان» یا «فضای میان ستارگان و کهکشانها» بدون شاهد سیاقی مناسب نیست.
از سوی دیگر، نمیتوان تنها با این آیه حکم قطعی دربارهٔ همهٔ کاربردهای «سماء» در قرآن صادر کرد. بررسی آسمان و مراتب یا گسترههای آن موضوع پژوهش مستقل ریشهٔ «س م و» و آیات مربوط است.
برای این ریشه کافی است گفته شود که «جَوّ» در نحل ۱۶:۷۹ به فضای آسمانیای اشاره دارد که پرندگان در آن دیده میشوند.
۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «جَوِّ السَّمَاءِ» در نحل ۱۶:۷۹، مناسبترین برگردان «فضای آسمان» است.
این معادل، هم با کاربرد لغوی «جَوّ» به معنای فضای میان زمین و آسمان سازگار است و هم از تحمیل اصطلاحات علمی جدید پرهیز میکند.
«پهنهٔ آسمان» نیز معادل روانی است، اما بیشتر بر گستردگی تأکید میکند و نسبت درونیای را که در ترکیب «فِي جَوِّ السَّمَاءِ» وجود دارد کمتر آشکار میسازد.
«هوای آسمان» از نظر سابقهٔ لغوی قابل دفاع است، ولی در زبان علمی امروز ممکن است به خود مادهٔ هوا محدود فهمیده شود.
«میانهٔ آسمان» نیز در بعضی توضیحهای لغوی و تفسیری دیده میشود، اما اگر از آن ارتفاع یا نقطهٔ هندسی معینی فهمیده شود، معنای آیه را بیش از اندازه محدود میکند.
«اتمسفر» یا «غلاف جوی» برای ترجمهٔ مستقیم مناسب نیستند؛ زیرا اصطلاحاتی تخصصیاند و مرزبندی علمی خاصی را به عبارت وارد میکنند.
بنابراین، در متن مستقیم آیه، «در فضای آسمان» برگزیده میشود و در توضیح لغوی میتوان روشن کرد که «جَوّ» در عربی کهن به فضای میان زمین و آسمان و نیز به فضاهای باز یا درونی دیگر اشاره داشته است.
برای بخش کوتاه معنای ریشه در باکس واژگانی فرقان، «فضای میان پیرامون؛ فضای گشوده یا درونی» مناسب است. معنای کوتاه ریشه: فضای میان پیرامون؛ فضای گشوده یا درونی.
برای معنای مخصوص همین آیه، «فضای آسمان که پرندگان در آن قرار دارند» کافی است.
این دو توضیح باید جدا از یکدیگر بمانند: اولی میدان معنایی ریشه را معرفی میکند و دومی کاربرد مشخص آن را در نحل ۱۶:۷۹ نشان میدهد.
۷. جمعبندی
ریشهٔ «ج و و» در زبان عربی به فضا و گسترهای مربوط است که نسبت آن با اطراف و پیرامونش شناخته میشود.
«جَوّ» در کاربرد مشهور خود به فضای میان زمین و آسمان اشاره دارد. در کاربردهای دیگر، میتواند فضای گستردهٔ یک وادی، زمین فرورفته یا بخش داخلی خانه را بیان کند.
این معانی نشان میدهند که «جَوّ» تنها نام مادهٔ هوا یا یکی از لایههای فیزیکی زمین نیست؛ بلکه میتواند خودِ فضا و گستره را معرفی کند.
در قرآن، این ریشه تنها در نحل ۱۶:۷۹ و در ترکیب «فِي جَوِّ السَّمَاءِ» آمده است.
آیه پرندگان را در فضای آسمان توصیف میکند و نگاه داشته شدن آنها را به خداوند نسبت میدهد.
در این جمله، «جَوّ» فضای قرار گرفتن پرندگان را نشان میدهد؛ «مُسَخَّرَات» وضعیت آنان را بیان میکند؛ و «يُمْسِكُهُنَّ» به نگاه داشته شدنشان مربوط است. این معانی از واژههای متفاوت به دست میآیند و نباید در تعریف یک ریشه ادغام شوند.
بنابراین، معنای روشن «جَوِّ السَّمَاءِ» در قرآن، «فضای آسمان» است؛ گسترهای که پرندگان در آن دیده میشوند.
این برگردان هم معنای زبان عربی را حفظ میکند و هم بدون افزودن نظریههای علمی یا تصویرهای اثباتنشده، عبارت قرآن را به فارسی طبیعی منتقل میسازد.