ریشه قرآنی ن س و
زنان و گروه زنان در زبان قرآن
۱. معرفی کوتاه ریشه
خانواده واژگانی ن س و در قرآن با دو صورت اصلی نِسَاء و نِسْوَة ظاهر میشود و به زنان، چه بهصورت یک طبقه عمومی و چه بهصورت گروهی معین، اشاره دارد.
نِسَاء واژه عمومی قرآن برای زنان است. این کلمه میتواند همه زنان، زنان یک جامعه، زنان یک خانواده، همسران، یا گروهی از زنان را در برابر مردان معرفی کند. معنای دقیق آن را اضافه، معرفه یا نکرهبودن، وصف همراه و سیاق آیه تعیین میکند.
نِسْوَة نیز به گروهی از زنان گفته میشود، اما در کاربرد قرآنی بیشتر گروهی معین و قابل شناسایی را معرفی میکند؛ مانند زنانی در شهر که درباره ماجرای همسر عزیز و یوسف سخن میگفتند.
زنان در بقای نسل، خانواده، تربیت، اقتصاد، روابط اجتماعی و ساخت جامعه نقشی بنیادی دارند؛ اما این واقعیتهای انسانی و اجتماعی نباید داخل تعریف لغوی نساء قرار گیرند. این واژه در معنای پایه خود به زنان اشاره دارد، نه به «سیستم سختافزاری تولید نسل»، «بافت پیوندی تمدن» یا یک کارکرد زیستی واحد.
قرآن نیز زنان را فقط از زاویه زایش و مادری معرفی نمیکند. آنان در آیات قرآن میتوانند مؤمن، مهاجر، بیعتکننده، وارث، مالک، همسر، مادر، دختر، شاهد، کنشگر اجتماعی، موضوع ظلم یا صاحب مسئولیت اخلاقی مستقل باشند.
بنابراین، کوتاهترین بیان برای این خانواده چنین است:
نساء و نسوة به زنان، بهصورت عام یا در قالب گروهی معین، اشاره دارند.
۲. صورتها و واژههای مهم این خانواده
نِسَاء
اسم جمع برای زنان. مفرد آن از لفظ خودش ساخته نمیشود و در کاربرد معمول عربی، امرأة مفرد معنایی آن است.
قرآن این صورت را برای زنان بهطور عام، زنان یک قوم، همسران، زنان خانواده و گروههای مختلف زنان به کار میبرد.
پایگاه صرفی قرآن، صورت نساء را در مدخل ن س و قرار میدهد و ۵۹ کاربرد قرآنی برای آن ثبت میکند. این طبقهبندی برای تنظیم دادههای صرفی سودمند است، اما بهتنهایی تمام مناقشه تاریخی درباره اشتقاق واژه را حل نمیکند.
نِسْوَة
اسم جمع به معنای گروهی از زنان.
این صورت در قرآن درباره گروه مشخصی از زنان شهر در داستان یوسف آمده است:
وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ
گروهی از زنان در شهر گفتند.
نِسْوَة لزوماً به معنای «شبکه اطلاعاتی زنانه» نیست. آنان در آن داستان اطلاعاتی را میان خود منتقل میکنند، اما این ویژگی از سیاق داستان به دست میآید، نه از معنای قاموسی واژه.
نِسَائِكُمْ
زنان شما یا همسران شما، بسته به سیاق.
ضمیر اضافه، گروهی را که زنان به آن نسبت داده شدهاند مشخص میکند. در بعضی آیات، منظور زنان یک قوم است و در برخی دیگر همسران مخاطبان.
نِسَائِهِنَّ
زنان مرتبط با آنان یا زنانِ حلقه اجتماعی آنان.
نوع این نسبت باید از سیاق آیه فهمیده شود و نباید همیشه به «همه زنان جامعه» یا فقط «خویشاوندان زن» محدود گردد.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای واژههای قرآنی
زنان؛ اسم جمعی که گروه زنان را بهصورت عام یا در نسبتی مشخص معرفی میکند.
زنان؛ دامنه آن از سیاق مشخص میشود.
گروهی از زنان، معمولاً گروهی محدود و شناختهشده در یک واقعه یا محیط معین.
زنان شما؛ در برخی سیاقها زنان قوم و در برخی دیگر همسران شما.
زنان مرتبط با آنان یا زنانِ محیط اجتماعی آنان، با معنایی که سیاق تعیین میکند.
۴. هسته معنایی
هسته این خانواده واژگانی، زنان بهصورت جمع است.
در خود واژه، معناهایی مانند زایش، بافتن جامعه، پذیرندگی، پرورش تمدن یا استمرار نسل بهطور مستقل رمزگذاری نشدهاند. این امور ممکن است بخشی از تجربه و نقش برخی زنان باشند، اما نمیتوان همه زنان را فقط با تولیدمثل، مادری یا نگهداری ساختار اجتماعی تعریف کرد.
زنان در قرآن گروهی یکدست با یک کارکرد ثابت نیستند. آیات از زنان در موقعیتهای بسیار متفاوت سخن میگویند:
- زنان مؤمن و مسلمان؛
- زنان منافق یا مشرک؛
- همسران پیامبران؛
- مادران و دختران؛
- زنان مهاجر؛
- زنان بیعتکننده؛
- زنان صاحب مال و ارث؛
- زنان نیازمند حمایت؛
- زنانی که تصمیم و انتخاب مستقل دارند؛
- و زنانی که در ساختارهای ظلم قرار گرفتهاند.
پس معنای لغوی نساء همان زنان است و هویت، عمل، منزلت و مسئولیت هر گروه از سیاق آیات شناخته میشود.
۵. تصویر انسانی و اجتماعی واژه
برخلاف بسیاری از ریشههای فعلی، برای نساء نمیتوان با اطمینان یک تصویر مادی مانند بافت، تأخیر، فراموشی یا زایش را بهعنوان سرچشمه قطعی معنا تعیین کرد.
تصویر مستقیم واژه، حضور جمعی زنان در جامعه است. زنان میتوانند در خانواده، شهر، مهاجرت، پیمان، ارث، ازدواج، جدایی، کار خیر، ایمان، مخالفت یا گفتوگوی اجتماعی حضور داشته باشند.
بعضی کاربردهای قرآن نقش زنان در زایش و تداوم نسل را نشان میدهند، اما بسیاری از کاربردها هیچ ارتباط مستقیمی با بارداری و تولیدمثل ندارند. برای نمونه:
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ
یا:
الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ
در چنین ساختهایی، زن و مرد هر دو بهعنوان صاحبان ایمان، اراده و مسئولیت معرفی میشوند، نه بهعنوان دو ابزار متفاوت در یک دستگاه تولید جمعیت.
بنابراین، مقاله لغوی باید از فروکاستن زنان به کالبد زایا یا وسیله بقای تبار پرهیز کند.
۶. کاربرد در عربی کهن
در عربی، نساء و نسوة هر دو به جمع زنان اشاره میکنند و مفرد رایج معنایی آنها امرأة است.
این نوع تفاوت میان مفرد و جمع در عربی منحصر به زنان نیست. زبانها گاه برای مفرد و جمع یک مفهوم از پایههای لفظی متفاوت استفاده میکنند. پس نمیتوان از نبود مفردی هملفظ با نساء نتیجه گرفت که این واژه الزاماً «یک کالبد تمدنی مستقل» را نشان میدهد.
در منابع لغوی، درباره رابطه نساء و نسوة چند توضیح دیده میشود. بعضی نسوة را جمع و نساء را جمعی برای گروه بزرگتر دانستهاند؛ بعضی هر دو را جمع امرأة از غیر لفظ آن شمردهاند. گزارش منقول از منابع لغوی نیز میگوید نساء و نسوة برای جمع زن به کار میروند و نسبت به نساء بهصورت «نِسْوي» ساخته میشود.
وجود نسوة میتواند مؤیدی برای قرار دادن این خانواده زیر صورت ن س و باشد، اما بهتنهایی نظریههایی مانند پیوند آن با نسج، زایش تدریجی یا تأخیر را ثابت نمیکند.
۷. تاریخچه فهم، سوءاستفاده یا محدودسازی معنایی
یکی از تحریفهای مهم در فهم نساء، تعریف زنان فقط از راه بدن، تولیدمثل و خدمت به تداوم نسل است.
این نگاه ممکن است در ظاهر از اهمیت زنان سخن بگوید، اما در عمل شخصیت کامل آنان را به یک کارکرد زیستی کاهش میدهد. قرآن زن را فقط زایا، مادر، همسر یا نگهدارنده خانواده معرفی نمیکند. زن در برابر خدا شخصی مستقل با ایمان، عمل، پیمان، مسئولیت و حساب خود است.
محدودسازی دیگر، تبدیل نساء به یک مفهوم کاملاً انتزاعی مانند «عناصر متأخر»، «امور نوپدید» یا «طبقه آسیبپذیر» در همه آیات است. سیاقهای روشن ازدواج، طلاق، ارث، مادران، دختران، همسران و روابط خانوادگی نشان میدهند که معنای پایه نساء همان زنان است.
در سوی دیگر، احکام یا گزارشهای مربوط به گروهی از زنان نباید به ماهیت ثابت همه زنان تبدیل شوند. اگر گروهی از زنان در شهر درباره یوسف سخن میگویند، از آن نمیتوان نتیجه گرفت که «نسوة» در زبان به معنای شبکه شایعه یا رصد اطلاعات است.
روش درست آن است که معنای پایه واژه حفظ شود و ویژگی هر گروه از جمله و داستان همان آیه فهمیده شود.
۸. تبصره روششناختی
در مطالعه نساء باید میان چهار سطح فرق گذاشت:
نخست، معنای لغوی: زنان.
دوم، ساخت صرفی: اسم جمعی که مفرد رایج آن از لفظ دیگری، یعنی امرأة، میآید.
سوم، نقش سیاقی: همسران، زنان قوم، زنان خانواده، زنان مهاجر یا گروه دیگری که آیه مشخص میکند.
چهارم، تحلیل اجتماعی: نقش زنان در خانواده، جمعیت، اقتصاد، تربیت، قدرت یا مقاومت.
تحلیل اجتماعی میتواند مهم باشد، اما نباید جای معنای لغوی را بگیرد.
همچنین، نسبتدادن نساء به ن س و در طبقهبندی صرفی، به معنای اثبات یک معنای بنیادی مانند «بافت پیوندی» نیست. شباهت ن س و با ن س ج برای اثبات همریشگی کافی نیست؛ حرف جیم در نسج بخشی از ریشه دیگری است.
همین قاعده درباره ن س أ و ن س ي نیز صادق است. شباهت صوتی بهتنهایی اجازه نمیدهد زنان را «بهتأخیرافتادگان» یا «فراموششدگان» معنا کنیم.
۹. کاربردهای قرآنی
الف. زنان بهعنوان بخشی از انسانهای برخوردار از مسئولیت مستقل
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ
همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان مؤمن و زنان مؤمن، مردان فرمانبردار و زنان فرمانبردار، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا...
هرچند در این آیه واژه نساء نیامده است، ساخت آیه برای فهم جایگاه زنان در زبان قرآن مهم است. زنان صاحبان مستقل ایمان، صدق، صبر، ذکر و عمل معرفی شدهاند.
پس نباید زنان را فقط از راه نقش آنان در تولید نسل تعریف کرد.
ب. نساء در روابط ازدواج
فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ
پس از زنانی که برای شما پسندیدهاند ازدواج کنید.
مِنَ النِّسَاءِ در این آیه به زنان در جایگاه اشخاصی اشاره دارد که ازدواج با آنان مطرح است.
این عبارت به معنای «بخش زایای تمدن» نیست. موضوع آیه رابطه ازدواج، مسئولیت عدالت و محدودیت آن است.
ج. زنان و مالکیت و ارث
لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ
برای مردان از آنچه پدر و مادر و نزدیکان بر جای گذاشتهاند سهمی است و برای زنان نیز سهمی است.
در این آیه، زنان صاحبان حق مالیاند. آنان صرفاً وابستگان مردان یا ابزار حفظ نسل نیستند.
ساخت موازی للرجال نصيب و للنساء نصيب، اصل برخورداری هر دو گروه از حق ارث را تثبیت میکند.
د. زنان و دستاورد مستقل
لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ
برای مردان بهرهای از آن چیزی است که به دست آوردهاند و برای زنان نیز بهرهای از آن چیزی است که به دست آوردهاند.
فعل اكتسبن به خود زنان نسبت داده شده است. آنان فاعلان عمل و صاحبان بهره خود معرفی میشوند.
این کاربرد با تعریفی که زنان را فقط «کالبد پذیرنده و زایا» میداند سازگار نیست.
هـ. زنان و پیمان اجتماعی
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ
ای پیامبر، هنگامی که زنان مؤمن نزد تو میآیند تا با تو بیعت کنند...
گرچه واژه این آیه «المؤمنات» است، برای فهم مفهوم قرآنی زنان اهمیت دارد. زنان مستقلاً وارد پیمان اجتماعی و اخلاقی میشوند.
هیچ مردی بهجای آنان بیعت نمیکند و مسئولیتشان از هویت مردان خانواده مشتق نشده است.
و. نِسوة در شهر
وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ
گروهی از زنان در شهر گفتند: همسر عزیز، جوان خود را به سوی خویش فرا میخواند.
نسوة گروهی از زنان را معرفی میکند که خبر در میان آنان جریان یافته است.
آیه نشان میدهد این زنان در فضای اجتماعی شهر حضور دارند و درباره واقعهای سخن میگویند. اما از این مصداق نمیتوان برای واژه نسوة معنای قاموسیِ «شبکه مویرگی انتقال اطلاعات» ساخت.
ترجمه دقیق همان است:
گروهی از زنان در شهر.
ز. زنان بنیاسرائیل در نظام فرعونی
يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ
پسرانتان را ذبح میکردند و زنانتان را زنده نگه میداشتند.
نساءكم در اینجا زنان بنیاسرائیل است. تقابل آنان با أبناءكم نشان میدهد سیاست فرعونی میان پسران و زنان تمایز میگذاشت.
يستحيون در این ساخت به معنای زنده نگهداشتن است. آیه توضیح نمیدهد که زنان دقیقاً برای چه هدفی زنده نگه داشته میشدند.
ممکن است بهرهکشی، خدمت اجباری، تحقیر یا کنترل جمعیت از پیامدهای چنین سیاستی بوده باشد، اما نباید یکی از این احتمالها بدون شاهد به ترجمه آیه افزوده شود.
ترجمه «بافت پیوندی شما را برای ادغام هویتی زنده نگاه میداشتند» معنای صریح زنان را حذف و نظریهای اثباتنشده را جایگزین آن میکند.
ح. زنان بهعنوان یکی از خواستنیهای زندگی
زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ
دوستی خواستنیها، از زنان و فرزندان و انبوههای فراهمشده مال، برای مردم آراسته شده است.
آیه مجموعهای از جاذبههای زندگی دنیا را نام میبرد. من النساء در این سیاق به کشش جنسی و عاطفی به زنان اشاره دارد.
نباید از این آیه نتیجه گرفت که زنان فقط «ابزار تکثیر نسل» یا «جزئی از سختافزار زمین» هستند. آیه درباره تعلق انسان به خواستنیهای دنیا سخن میگوید و سپس ارزش متاع دنیا را با آنچه نزد خداست مقایسه میکند.
همچنین، «للنّاس» همه انسانهاست، ولی فهرست از زاویه مخاطب غالب و ساخت اجتماعی آن دوره بیان شده است. آیه تعریف ماهوی زن ارائه نمیکند.
ط. زنان و رفتار پسندیده
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ
و با آنان به شیوه پسندیده زندگی کنید.
زنان در این سیاق طرف رابطه اخلاقیاند و مردان مأمور به معاشرت بر پایه معروف شدهاند.
آیه اجازه نمیدهد زنان مانند مال موروثی تصرف شوند. این نمونه نشان میدهد که مطالعه نساء باید حقوق، کرامت و اراده زنان را نیز در نظر بگیرد.
ی. زنان مهاجر
إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ
هنگامی که زنان مؤمن در حال هجرت نزد شما آمدند، آنان را بررسی کنید.
زنان در این آیه تصمیم به ایمان و هجرت گرفتهاند و از محیط پیشین خود خارج شدهاند.
این آیه بار دیگر نشان میدهد که زن در قرآن صرفاً بدنی برای زایش یا عنصری منفعل نیست؛ او میتواند تصمیم اعتقادی، سیاسی و اجتماعی پرهزینهای بگیرد.
۱۰. بررسی واژههای مهم در قرآن
نِسَاء
نساء اسم جمعی برای زنان است.
این واژه میتواند در ساختهای مختلف معنای مشخصتری پیدا کند:
- نساءكم: زنان شما؛
- نساء النبي: زنان پیامبر؛
- نساء المؤمنين: زنان مؤمنان؛
- نساء العالمين: زنان جهانیان یا زنان مردم روزگار، بر اساس سیاق؛
- من النساء: از میان زنان.
معنای همسران گاهی از سیاق به دست میآید، اما «نساء» در ذات خود همیشه به معنای همسران نیست.
نِسْوَة
نسوة نیز جمع زنان است، ولی در کاربرد قرآنی گروهی محدود و معین را معرفی میکند.
تفاوت آن با نساء را نباید به قانون مطلق «نساء کالبد تمدنی و نسوة شبکه کوچک اطلاعاتی» تبدیل کرد. تفاوت روشنتر چنین است:
نساء: جمع عمومیتر زنان؛
نسوة: گروهی از زنان، غالباً محدودتر و معینتر.
امرأة
امرأة مفرد رایج برای زن است. قرآن این واژه را برای یک زن مشخص یا زنی که به مردی نسبت داده میشود به کار میبرد:
- امرأة العزيز؛
- امرأة فرعون؛
- امرأة نوح؛
- امرأة لوط.
تفاوت پایه چنین است:
امرأة: یک زن؛
نساء یا نسوة: زنان.
۱۱. نکات نحوی و ساختاری
اسم جمع بودن نساء
نساء از نظر معنا جمع است و مفرد رایج آن امرأة است.
این پدیده را میتوان «جمع از غیر لفظ مفرد» دانست. تفاوت پایه واژه مفرد و جمع، بهتنهایی معنای فلسفی یا تمدنی ویژهای تولید نمیکند.
النِّساء
ورود «ال» میتواند زنان مورد بحث، گروه شناختهشده زنان یا جنس زنان را معرفی کند. نوع «ال» از سیاق تعیین میشود.
برای نمونه، در:
خُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفًا
یا ساختهای عمومی مشابه، معرفه میتواند معنای جنسی داشته باشد؛ اما در کاربردهای مربوط به النساء باید هر آیه جداگانه بررسی شود.
مِنَ النِّسَاءِ
حرف مِن میتواند تبعیض را برساند:
فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ
یعنی از میان زنان.
نِسَاءَكُمْ
اضافه به ضمیر همیشه مالکیت به معنای شیءبودن را نمیرساند. «زنان شما» میتواند نسبت خانوادگی، قومی یا اجتماعی را بیان کند.
همانگونه که «قومكم» قوم شماست، «نساءكم» نیز زنان وابسته به جامعه یا خانواده مخاطباناند.
نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ
نکرهبودن نسوة گروهی نامبردهنشده از زنان را معرفی میکند. عبارت في المدينة محیط حضور یا سخن آنان را مشخص میسازد.
۱۲. ن س و (نِسَاء) در مقایسه با م ر أ (اِمْرَأَة)
امرأة یک زن را معرفی میکند.
نساء و نسوة گروه زنان را معرفی میکنند.
این تفاوت مانند تفاوت یک صفت فردی با «کالبد تمدنی» نیست؛ تفاوت بنیادی همان مفرد و جمع است.
در قرآن:
وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ...
نسوة گروه زناناند و امرأة العزيز یک زن مشخص است.
این همنشینی، تفاوت دو واژه را بهروشنی نشان میدهد.
۱۳. ن س و (نِسَاء) در مقایسه با أ ن ث (أُنْثَى)
أُنثى در برابر ذَكَر بر جنس مؤنث دلالت دارد و میتواند درباره انسان یا دیگر موجودات زنده به کار رود.
نساء مشخصاً به زنان انسانی بهصورت جمع اشاره دارد.
پس:
أنثى: فرد مؤنث از نظر جنسی؛
امرأة: زن انسانی بهصورت مفرد؛
نساء/نسوة: زنان انسانی بهصورت جمع.
هر زن انسانی انثى است، ولی هر انثى در زبان الزاماً زن انسانی نیست.
۱۴. ن س و (نِسَاء) در مقایسه با ذ ك ر (ذَكَر) و ر ج ل (رَجُل)
مقابل طبیعی أنثى در تقسیم جنسی، ذكر است.
در برابر امرأة یا نساء، واژههای رجل و رجال غالباً برای مرد یا مردان انسانی به کار میروند.
نباید از این تقابل نتیجه گرفت که مردان «بازوان سختافزاری» و زنان «بافت نرم و زایای تمدن» هستند. چنین تقسیم ثابتی، تنوع استعدادها، وظایف و نقشهای انسانی را به قالبی زیستی و ازپیشتعیینشده محدود میکند.
قرآن مردان و زنان را هر دو صاحبان ایمان، عمل، مال، ارث، مسئولیت و پاسخگویی میداند. تفاوتهای جسمانی واقعیاند، اما از آنها نمیتوان برای همه انسانها نقش اجتماعی واحد و تغییرناپذیر استخراج کرد.
۱۵. بحث تخصصی و تبصره فیلولوژیک: جایگاه نساء و نسوة
قرار دادن نساء و نسوة زیر مدخل ن س و برای ساماندادن دادههای قرآنی قابل استفاده است. پایگاه صرفی قرآن نیز نساء را ذیل ن س و دستهبندی میکند.
اما باید میان سه مسئله فرق گذاشت:
- طبقهبندی صرفی واژه؛
- اشتقاق تاریخی آن؛
- و معنای قرآنی آن.
از وجود نسوة میتوان فهمید که واو در ساختمان این خانواده جایگاه مهمی دارد. اما این شاهد بهتنهایی ثابت نمیکند که معنای بنیادی ریشه «زایش»، «بافت پیوندی» یا «پایداری تمدن» است.
پیوند دادن ن س و با ن س ج نیز از نظر روش ریشهشناسی معتبر نیست. ریشه نسج سه حرف ن، س و ج دارد و معنای بافتن از همین ساخت میآید. اشتراک دو حرف نخست برای اثبات وحدت ریشه یا انتقال معنای نسج به نساء کافی نیست.
ارتباطدادن نساء با ن س أ به معنای تأخیر نیز باید با احتیاط بررسی شود. حتی اگر یک لغوی قدیم چنین توضیحی ارائه کرده باشد، از آن نمیتوان نتیجه گرفت که زنان در زبان عربی «موجودات متأخر در خلقت یا رتبه» نامیده شدهاند. چنین شرحی ممکن است بازتاب نگرش فرهنگی مفسر باشد، نه حافظ معنای تاریخی واژه.
همین مسئله درباره پیوند با ن س ي و فراموشی وجود دارد. هیچ مبنای زبانی مطمئنی اجازه نمیدهد نساء را «فراموشکاران» یا «فراموششدگان» ترجمه کنیم. صورت نساء در آیات قرآن بهروشنی بر زنان دلالت دارد و هیچیک از سیاقها معنای فراموشی را برای آن اقتضا نمیکنند.
بنابراین، موضع دقیق این مقاله چنین است:
نساء و نسوة در کاربرد قرآنی به زنان اشاره دارند. طبقهبندی آنها زیر ن س و برای کار صرفی مناسب است، اما معنای بنیادی و پیشاقرآنی این خانواده از نظر تاریخی به اندازهای روشن نیست که بتوان نظریهای درباره زایش، بافتن جامعه، تأخیر یا فراموشی بر آن بنا کرد.
این احتیاط از ارزش و نقش زنان نمیکاهد. برعکس، مانع آن میشود که منزلت آنان با یک ریشهشناسی حدسی تعریف شود. کرامت زنان در قرآن از آیات روشن ایمان، عمل، حق، ارث، پیمان، اختیار، عدالت و مسئولیت آنان به دست میآید، نه از داستانی اثباتنشده درباره منشأ نامشان.
در آیات فرعونی نیز باید همین مرز رعایت شود. قرآن میگوید:
وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ
یعنی زنانتان را زنده نگه میداشتند.
از تقابل این جمله با ذبح پسران میتوان دریافت که دستگاه فرعونی سیاست متفاوتی درباره دو گروه داشت. اما علت دقیق زندهگذاشتن زنان بیان نشده است. ادغام تبار، کار اجباری، بهرهکشی یا کنترل جمعیت احتمالهایی تاریخیاند و نباید داخل ترجمه یا معنای نساء قرار گیرند.
همچنین، زندهماندن زنان به معنای حفظ سالم «بافت تمدنی» بنیاسرائیل نبود. آنان خود قربانیان همان نظام ظلم بودند. زندهگذاشتن در ساختار بردگی الزاماً نجات، احترام یا حفاظت نیست.
ازاینرو، مطالعه نساء باید زن را انسانی کامل ببیند: دارای بدن، اما فراتر از بدن؛ دارای امکان مادری، اما نه محدود به مادری؛ عضو جامعه، اما نه صرفاً وسیله بقای جامعه؛ و صاحب ایمان، اراده، حق و مسئولیت مستقل.
۱۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
نِسَاء
زنان.
در سیاقی که همسران مقصودند:
همسران یا زنان، با توجه به ساخت آیه.
«کالبد زنانه جامعه» و «بخش زایای تبار تمدنی» ترجمه واژه نیستند.
النِّسَاء
زنان.
گروه زنان، در توضیح ساخت عمومی.
نِسْوَة
گروهی از زنان.
جمعی از زنان.
«شبکه رصد مویرگی جامعه» معنای افزوده و نامناسب است.
نِسَاءَكُمْ
زنانتان.
همسرانتان، فقط در آیاتی که سیاق ازدواج این معنا را اقتضا کند.
يَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ
زنانتان را زنده نگه میداشتند.
زنانتان را زنده میگذاشتند.
هدف احتمالی این سیاست باید در توضیح جداگانه بررسی شود و داخل ترجمه نیاید.
مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ
از زنان و فرزندان.
این عبارت نیازی به ترجمههایی مانند «زنجیره جاذبههای سختافزاری تکثیر نسل» ندارد.
۱۷. جمعبندی
نساء و نسوة در قرآن به زنان اشاره دارند. نساء صورت عمومیتر جمع است و نسوة در کاربرد قرآنی گروهی محدود و معین از زنان را معرفی میکند. مفرد رایج معنایی هر دو، امرأة است.
قرار دادن این خانواده زیر ن س و برای طبقهبندی صرفی قابل قبول است، اما نباید از آن معنایی حدسی مانند بافتن جامعه، زایش تدریجی، تأخیر یا فراموشی استخراج کرد.
زنان در قرآن فقط از زاویه تولیدمثل معرفی نمیشوند. آنان صاحبان ایمان، عمل، مال، ارث، بیعت، هجرت، انتخاب و مسئولیت مستقلاند. نقش مادری و تداوم نسل یکی از ابعاد زندگی بعضی زنان است، نه تعریف کامل واژه نساء و نه تمام هویت زن.
در داستان فرعون، نساءكم به زنان بنیاسرائیل اشاره دارد. قرآن میگوید آنان زنده نگه داشته میشدند، اما علت دقیق این سیاست را بیان نمیکند. نظریههای مربوط به کار اجباری، ادغام تبار یا کنترل جمعیت نباید بدون شاهد داخل ترجمه شوند.
در داستان یوسف، نسوة گروهی از زنان شهرند. گفتوگو و انتقال خبر رفتار همان گروه در همان داستان است و معنای قاموسی نسوة را به «شبکه اطلاعاتی زنان» تبدیل نمیکند.
کوتاهترین بیان برای این خانواده چنین است:
نساء و نسوة نام زنان بهصورت جمعاند؛ نساء کاربردی عمومیتر دارد و نسوة بیشتر گروهی محدود و معین از زنان را معرفی میکند.