ریشهٔ ق ط م ر — قِطْمِير؛ پوستهٔ نازک هستهٔ خرما و کوچک‌ترین بهرهٔ مالکیت

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای واژه و ساختمان آن

«قِطْمِير» در زبان عربی، در معنای مشهور خود، به پوستهٔ بسیار نازکی گفته می‌شود که بر هستهٔ خرما قرار دارد و میان هسته و گوشت خرما دیده می‌شود. این پوسته چنان نازک و کم‌مقدار است که در زبان برای بیان چیزی بسیار ناچیز نیز به کار رفته است.

در قرآن، «قِطْمِير» تنها یک‌بار و در فاطر ۳۵:۱۳ آمده است. در این آیه، مالکیت کسانی که به جای خداوند خوانده می‌شوند، حتی در اندازهٔ قطمیر نفی شده است.

در «الصحاح»، جوهری قطمیر را به «الفُوفَةُ الَّتِي فِي النَّوَاةِ» توضیح داده است؛ یعنی پوستهٔ نازک و ظریفی که به هستهٔ خرما مربوط است.

در «لسان العرب» این توضیح کامل‌تر آمده است: «القِشْرَةُ الدَّقِيقَةُ الَّتِي عَلَى النَّوَاةِ بَيْنَ النَّوَاةِ وَالتَّمْرِ»؛ یعنی پوستهٔ نازکی که بر هسته قرار دارد و میان هسته و گوشت خرماست.

الصحاح و لسان العرب؛ پوسته، شکاف و نقطهٔ هسته

این تعریف، مصداقی محسوس و شناخته‌شده را معرفی می‌کند.

هنگامی که گوشت خرما از هسته جدا می‌شود، ممکن است لایه‌ای نازک بر سطح هسته باقی بماند. همین لایه در توضیح مشهور لغویان «قطمیر» نامیده شده است.

بااین‌حال، در منابع کهن، توضیح‌های دیگری نیز برای این واژه وجود دارد؛ از جمله شکاف هسته و نقطهٔ سفیدرنگی که بر آن دیده می‌شود.

بنابراین، اگرچه معنای پوستهٔ نازک پشتوانهٔ قوی‌تری دارد، نباید اختلاف‌های ثبت‌شده در شناخت مصداق دقیق را پنهان کرد.

ویژگی مشترک این توضیح‌ها، اشاره به جزء بسیار کوچک و کم‌مقداری از هستهٔ خرماست.

در کاربرد قرآنی، همین ناچیز بودن اهمیت دارد؛ زیرا واژه در جمله‌ای آمده که از نداشتن حتی کوچک‌ترین بهرهٔ مالکیت سخن می‌گوید.

اما این کاربرد نباید سبب شود که معنای محسوس «قطمیر» به‌کلی حذف گردد و واژه تنها به «هیچ چیز» ترجمه شود.

«قطمیر» نام چیزی واقعی است که به سبب ناچیز بودن، برای تأکید بر نفی مقدار اندک به کار رفته است.

ساختمان واژه

«ق ط م ر» در نمایهٔ صرفی قرآن به‌عنوان ماده‌ای چهارحرفی ثبت شده است.

صورت قرآنی آن «قِطْمِير» بر وزن «فِعْلِيل» است.

برخلاف ریشه‌هایی مانند «ز ل ز ل» و «و س و س»، ساختمان «ق ط م ر» از تکرار دو حرف تشکیل نشده است.

همچنین در منابع لغویِ بررسی‌شده، یک خانوادهٔ گسترده و روشن از فعل‌های قرآنی وجود ندارد که بتوان معنای قطمیر را از آنها استخراج کرد.

«قطمیر» در اصلِ کاربرد شناخته‌شدهٔ خود، نام جزء کوچکی از هستهٔ خرماست.

ازاین‌رو، نباید تنها به دلیل چهارحرفی بودن، برای آن فعلی فرضی با معنای «پوست کندن»، «پوشاندن» یا «جدا کردن» ساخت.

در مطالعهٔ این واژه، معنای ثبت‌شدهٔ اسم بر فرضیه‌های بی‌شاهد دربارهٔ اشتقاق آن مقدم است.

۲. صورت‌های لغوی و تفاوت توضیح‌های کهن

قِطْمِير و قِطْمَار

در فرهنگ‌های عربی، دو صورت «قِطْمِير» و «قِطْمَار» ثبت شده‌اند.

ابن سیده در «المحكم» و ابن منظور در «لسان العرب»، هر دو صورت را با معنای مربوط به هستهٔ خرما آورده‌اند.

«قِطْمَار» از نظر ساختمان با «قِطْمِير» تفاوت دارد، اما در کاربرد ثبت‌شده به همان میدان معنایی اشاره می‌کند.

صورت قرآن فقط «قِطْمِير» است.

بنابراین، «قطمار» باید به‌عنوان صورت لغویِ مرتبط شناخته شود، نه مشتقی که در قرآن به کار رفته باشد.

در «القاموس المحيط» و «تاج العروس» نیز هر دو صورت آمده‌اند و چند توضیح برای مصداق آنها ذکر شده است.

این توضیح‌ها باید جداگانه بررسی شوند.

المحکم، قاموس و تاج العروس؛ قطمیر و قطمار

قطمیر به معنای پوستهٔ نازک هسته

شناخته‌شده‌ترین توضیح، همان پوستهٔ نازکی است که میان هسته و گوشت خرما قرار دارد.

در «العین»، از پوسته یا لایه‌ای سخن رفته که هنگام بیرون آوردن هسته، به آن وابسته یا همراه آن باقی می‌ماند.

در «الصحاح» نیز همین معنا با واژهٔ «فُوفَة» توضیح داده شده است.

«فوفة» در این کاربرد به لایه‌ای بسیار ظریف مربوط می‌شود.

این توضیح با تجربهٔ محسوس جدا کردن هسته از خرما تناسب دارد. هنگام بیرون آوردن هسته، بخشی از پوشش نازک آن ممکن است همراه هسته بیرون آید.

اما نباید از این تعریف نتیجه گرفت که تمام هسته‌های خرما همیشه پوششی کاملاً یکسان از نظر رنگ، ضخامت یا شکل دارند.

گونهٔ خرما، میزان رسیدگی و شرایط خشک شدن می‌توانند در ظاهر این پوشش اثر داشته باشند.

برای شناخت معنای واژه، لازم نیست اندازهٔ دقیق آن به واحدهای امروزی تعیین شود.

نکتهٔ اصلی آن است که قطمیر پوسته‌ای بسیار نازک و کم‌مقدار است.

قطمیر به معنای شکاف هسته

در توضیح دیگری، «قِطْمِير» و «قِطْمَار» به «شَقُّ النَّوَاةِ» تعریف شده‌اند؛ یعنی شکاف هسته.

این معنا در «المحكم» ثبت شده و در «لسان العرب» و «تاج العروس» نیز نقل شده است.

شکاف هسته با پوستهٔ نازک آن یک چیز نیست.

شکاف، فرورفتگی یا بریدگیِ قابل مشاهده در ساختمان هسته است؛ در حالی که پوسته، لایه‌ای است که بر سطح آن قرار دارد.

بنابراین، این دو توضیح را نباید از نظر مادی کاملاً یکسان معرفی کرد.

اما هر دو به جزء کوچکی از هستهٔ خرما اشاره دارند.

در کاربرد قرآنی، این اختلاف به نتیجهٔ اصلی آیه آسیب نمی‌رساند؛ زیرا مقصود، نفی مالکیت حتی بر چیزی بسیار ناچیز است.

بااین‌حال، برای ترجمهٔ دقیق‌تر بهتر است معنایی انتخاب شود که پشتوانهٔ لغوی گسترده‌تر و شناخته‌شده‌تری دارد.

از این نظر، «پوستهٔ نازک هستهٔ خرما» ترجیح دارد.

قطمیر به معنای نقطهٔ سفید هسته

در منابع لغوی، توضیح سومی نیز آمده است.

بر اساس این توضیح، قطمیر نقطهٔ سفیدی است که در بخش پشت هستهٔ خرما قرار دارد و آن را با محل رویش نخل مرتبط دانسته‌اند.

این توضیح نیز در «لسان العرب» و «تاج العروس» ثبت شده است.

اما نقطهٔ سفید هسته با پوستهٔ فراگیر و شکاف آن یکسان نیست.

بنابراین، در شناخت مصداق دقیقِ این سه توضیح اختلاف وجود دارد.

نمی‌توان صرف ثبت آنها در یک فرهنگ لغوی نتیجه گرفت که همهٔ لغویان دقیقاً یک بخش از هسته را با سه نام متفاوت وصف کرده‌اند.

ممکن است در کاربردهای محلی یا در توضیح‌های لغوی، نام یک جزء کوچک به اجزای نزدیک آن نیز اطلاق شده باشد.

اما اثبات چنین روندی به شواهد تاریخی بیشتری نیاز دارد.

آنچه از مجموع منابع روشن است، تعلق واژه به جزء بسیار کوچک و کم‌مقداری از هستهٔ خرماست.

این ویژگی در کاربرد قرآنی اهمیت اصلی را دارد.

۳. شواهد زبانی و کاربرد قطمیر برای چیز ناچیز

قطمیر در گفتار عربی

در «لسان العرب» تعبیر «مَا أَصَبْتُ مِنْهُ قِطْمِيرًا» آمده است؛ یعنی از او حتی به اندازهٔ قطمیر چیزی به دست نیاوردم.

لسان العرب؛ کاربردِ «ما أصبت منه قطميراً»

در این جمله، قطمیر دیگر لزوماً موضوع واقعیِ دادوستد نیست.

گوینده ممکن است دربارهٔ مال، حق یا بهره‌ای سخن بگوید که انتظار دریافت آن را داشته است.

او برای بیان اینکه چیزی نصیبش نشده، نام جزء بسیار کوچک هستهٔ خرما را به کار می‌برد.

این کاربرد نشان می‌دهد که قطمیر از معنای محسوس خود به تعبیری برای ناچیز بودن مقدار گسترش یافته است.

اما این گسترش به معنای از میان رفتن معنای اصلی واژه نیست.

در چنین جمله‌ای، کوچک بودنِ قطمیر زمینهٔ تأکید بر نفی است.

همان‌گونه که در فارسی می‌گوییم «حتی به اندازهٔ سر سوزن»، مقصود الزاماً آن نیست که موضوع دربارهٔ سوزن باشد.

بااین‌حال، تصویر محسوس همچنان در زبان حضور دارد و سبب می‌شود مقدار بسیار اندک برای شنونده ملموس گردد.

شاهدی منسوب به امیة بن ابی‌الصلت

در مجموعهٔ مشهور «مسائل نافع بن الأزرق»، بیتی به امیة بن ابی‌الصلت نسبت داده شده است:

لَمْ أَنَلْ مِنْهُمْ فَسِيطًا وَلَا زَبَدًا
وَلَا فُوفَةً وَلَا قِطْمِيرَا

برگردان بر پایهٔ ضبط نقل‌شده: «از آنان نه خرده‌ناخنی به دست آوردم، نه کفی، نه پوسته‌ای ظریف و نه قطمیری.» «فَسِيط» در لغت به خردهٔ ناخن و نیز جزء کوچکی از خرما گفته شده است. «زَبَد» با فتح باء، کف است؛ ضبطِ «زَبْد» با سکون باء، معنای بخشش و عطا دارد. نتیجهٔ کلی بیت، نرسیدن هیچ بهره‌ای به گوینده است.

لسان العرب و تاج العروس؛ معنای فَسیط در شاهد شعری

در بعضی نقل‌ها، به‌جای «فُوفَة»، صورت «فَوْقَة» آمده است. در اینجا اعراب «فوفة» مطابق ضبطِ لغویِ پوستهٔ نازک، با ضم فاء نوشته شده است.

لسان العرب؛ ضبط فُوفَة و پوستهٔ نازک هسته

این اختلاف ضبط باید شناخته شود؛ زیرا دو صورت از نظر ساختمان و معنای لغوی کاملاً یکسان نیستند.

لسان العرب؛ تفاوتِ زَبَد و زَبْد

در این بیت، چند نام برای چیزهای کم‌مقدار کنار یکدیگر آمده‌اند.

«قطمیر» در پایان فهرست قرار گرفته و در بیان محروم بودن گوینده از هرگونه بهره به کار رفته است.

این شاهد از نظر معنایی با تعبیر قرآنی «مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ» نزدیکی دارد.

در هر دو، نام چیزی بسیار کوچک در جملهٔ منفی آمده است.

اما دربارهٔ اعتبار تاریخی این شاهد باید احتیاط کرد.

امیة بن ابی‌الصلت از شاعران نزدیک به دورهٔ ظهور اسلام بود، ولی اشعار منسوب به او در منابع متأخر گردآوری شده‌اند و اصالت همهٔ آنها یکسان نیست.

از سوی دیگر، «مسائل نافع بن الأزرق» مجموعه‌ای از گزارش‌های لغویِ منسوب به ابن عباس است که تاریخ تدوین و اعتبار انتساب بخش‌های آن نیازمند بررسی مستقل است.

بنابراین، این بیت را می‌توان شاهدی برای کاربرد ثبت‌شدهٔ قطمیر در سنت شعر و لغت عربی دانست، اما بدون سند مستقل نباید آن را شاهدی قطعاً پیشاقرآنی و اثبات‌شده معرفی کرد.

مسائل نافع بن الأزرق؛ انتساب بیت به امیة و ضبط «فوقة»

از شیء کوچک تا مقدار ناچیز

در این خانوادهٔ زبانی، رابطهٔ میان معنای محسوس و کاربرد تأکیدی روشن است.

پوستهٔ هستهٔ خرما بسیار نازک است و در مقایسه با خود خرما یا هسته، مقدار ناچیزی دارد.

هنگامی که چنین چیزی برای بیان مالکیت، بهره یا حق به کار رود، شنونده می‌فهمد که حتی کمترین مقدار نیز مورد نظر است.

اما قطمیر در این کاربرد به یک واحد اندازه‌گیری رسمی تبدیل نشده است.

در منابع بررسی‌شده، مقدار مشخصی مانند وزن ثابت، طول معین یا حجم استاندارد برای قطمیر ثبت نشده است.

بنابراین، نباید آن را مانند مثقال، درهم یا ذراع، واحدی دقیق برای سنجش مقدار دانست.

قطمیر در این‌گونه تعبیرها نمونه‌ای محسوس از ناچیز بودن است، نه یک معیار عددیِ ثابت.

همچنین از این کاربرد نمی‌توان نتیجه گرفت که قطمیر حتماً کوچک‌ترین جزء ممکن در جهان است.

کوچک بودن آن در تجربهٔ انسانی و زبان عربی کافی بوده است تا برای تأکید بر مقدار ناچیز به کار رود.

۴. کاربرد قرآنی در فاطر ۳۵:۱۳

ریشهٔ «ق ط م ر» تنها یک‌بار در قرآن آمده است.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ تنها کاربرد در فاطر ۳۵:۱۳

سورهٔ فاطر، ۳۵:۱۳

يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

ترجمهٔ فارسی موجود در فرقان:

«شب را در روز درمی‌آورد و روز را در شب درمی‌آورد و خورشید و ماه را رام کرده است؛ هرکدام تا سرآمدی معین روان‌اند. این است آن معبود یگانه، پروردگارتان؛ فرمانروایی از آنِ اوست؛ و کسانی که جز او می‌خوانید، حتی پوست نازک هسته خرمایی را مالک نیستند.»

جایگاه «قِطْمِيرٍ» در جمله

«قِطْمِيرٍ» در این آیه اسم مفرد، نکره و مجرور است.

پیش از آن حرف «مِنْ» آمده است.

جملهٔ «مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ» با نفی آغاز می‌شود و از نداشتن مالکیت سخن می‌گوید.

در نحو عربی، «مِنْ» در چنین ساختمان‌هایی می‌تواند برای تأکید و فراگیری نفی به کار رود.

بنابراین، عبارت تنها نمی‌گوید که کسانی که خوانده می‌شوند مالک یک قطمیر مشخص نیستند.

ساختمان جمله، مالکیت حتی به اندازهٔ چنین چیز ناچیزی را از آنان نفی می‌کند.

به همین دلیل، در فارسی می‌توان از «حتی» برای رساندن تأکید استفاده کرد.

«حتی پوست نازک هستهٔ خرمایی را مالک نیستند» معنای جمله را به‌صورت طبیعی منتقل می‌کند.

اما «حتی» در ترجمه، برابرِ مستقلِ یک واژهٔ عربی نیست؛ بلکه نقش تأکیدیِ ساختمان نفی و حرف «مِنْ» را بیان می‌کند.

از سوی دیگر، «قطمیر» خود به معنای «هیچ» نیست.

نام یک جزء کوچک است که در این جمله برای تأکید بر نداشتن کوچک‌ترین مقدار به کار رفته است.

تقابل «لَهُ الْمُلْكُ» و «مَا يَمْلِكُونَ»

در بخش نخست آیه، از پدیدار شدن شب و روز در یکدیگر و رام شدن خورشید و ماه سخن رفته است.

سپس آمده است: «ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ».

این عبارت فرمانروایی و مالکیت را به خداوند نسبت می‌دهد.

بلافاصله پس از آن، مالکیت کسانی که جز او خوانده می‌شوند نفی شده است.

بنابراین، دو بخش آیه در تقابل روشنی قرار دارند.

در یک سو، خداوندی معرفی شده که نظام شب و روز و حرکت خورشید و ماه در قلمرو فرمان او قرار دارد.

در سوی دیگر، کسانی قرار دارند که انسان‌ها به جای او می‌خوانند، در حالی که حتی مالکیت به اندازهٔ قطمیر نیز برای آنان در آن جایگاه نفی شده است.

در اینجا، انتخاب قطمیر اهمیت بلاغی دارد.

آیه پس از سخن گفتن از خورشید، ماه و فرمانروایی، به جزء بسیار کوچکی از هستهٔ خرما اشاره می‌کند.

این تقابل میان گستردگی فرمانروایی و ناچیز بودن قطمیر، ناتوانیِ معبودهای مورد ادعا را برجسته می‌سازد.

اما نباید از خود واژهٔ قطمیر نتیجه گرفت که معنای آن «فرمانروایی» یا «قدرت» است.

قطمیر همچنان نام همان جزء کوچک است؛ در حالی که مسئلهٔ مالکیت و قدرت از فعل «يَمْلِكُونَ» و سیاق آیه به دست می‌آید.

طبری؛ فرمانروایی و نفی مالکیتِ حتی پوستهٔ هسته

مقصود از نفی مالکیت چیست؟

در آیه، موضوع سخن کسانی هستند که «مِنْ دُونِهِ» خوانده می‌شوند.

این قید باید حفظ شود.

آیه دربارهٔ ناتوانی معبودها و پشتوانه‌هایی سخن می‌گوید که انسان‌ها در جایگاه مقابل یا به جای خداوند می‌خوانند.

بنابراین، نباید آن را بدون توجه به سیاق به این نتیجه تبدیل کرد که هیچ انسانی در زندگی دنیا هیچ‌گونه مالکیت، حق استفاده یا اختیار قانونی نسبت به چیزی ندارد.

قرآن در آیات دیگر از مال، میراث، معاملات، حقوق و مسئولیت‌های مالی انسان‌ها سخن گفته است.

این کاربردها با حقیقت وابستگیِ همهٔ موجودات به خداوند لزوماً تعارض ندارند.

در فاطر ۳۵:۱۳، مسئلهٔ اصلی، مالکیت و فرمانرواییِ مورد ادعا در جایگاه معبود و پشتوانهٔ مستقل از خداست.

آیه این جایگاه را از کسانی که به جای او خوانده می‌شوند نفی می‌کند.

بنابراین، می‌توان از سیاق، نفی مالکیت مستقل و فرمانرواییِ هم‌پایهٔ خداوند را فهمید.

اما در ترجمهٔ مستقیم، بهتر است همان ساخت «مالک نیستند» محفوظ بماند و توضیح دربارهٔ استقلال یا وابستگی مالکیت در تحلیل سیاقی مطرح شود.

پژوهش ریشهٔ م ل ك

چرا «قطمیر» انتخاب شده است؟

انتخاب قطمیر در آیه، از یک واقعیت محسوس بهره می‌گیرد.

مخاطبی که خرما و هستهٔ آن را می‌شناسد، می‌تواند ناچیز بودن پوستهٔ ظریف آن را تصور کند.

آیه با نام بردن از چیزی بسیار کوچک، نبود مالکیت را به زبانی ملموس بیان می‌کند.

اگر فقط گفته می‌شد آن معبودها هیچ قدرتی ندارند، مضمون کلی روشن بود.

اما ذکر قطمیر، تصویر مشخصی فراهم می‌کند: کسانی که در برابر خداوند به جایگاه معبود و پشتوانه رسانده شده‌اند، حتی مالک چیزی به کوچکی پوستهٔ هستهٔ خرما نیستند.

از این جهت، واژه در خدمت استدلال توحیدی آیه قرار گرفته است.

بااین‌حال، نباید ادعا کرد که قطمیر در زبان عربی ذاتاً نماد شرک بوده است.

در تعبیرهای لغوی دیگر نیز از قطمیر برای بیان چیز ناچیز استفاده شده است.

بنابراین، کاربرد آن در این آیه از میدان زبانیِ کم‌مقدار بودن بهره می‌گیرد، اما موضوع شرک و مالکیت از خودِ جمله و سیاق قرآن شناخته می‌شود.

پیوند با فاطر ۳۵:۱۴

در آیهٔ بعد، فاطر ۳۵:۱۴، از ناتوانی همان خوانده‌شدگان در شنیدن دعا و پاسخ دادن به آن سخن رفته است.

این پیوستگی نشان می‌دهد که بحث تنها دربارهٔ داشتن مال یا مالکیت اقتصادی نیست.

فاطر ۳۵:۱۳ مالکیت و فرمانرواییِ مستقل آنان را نفی می‌کند و فاطر ۳۵:۱۴ مسئله را به توان شنیدن و پاسخ دادن به درخواست انسان‌ها پیوند می‌دهد.

بنابراین، استدلال دربارهٔ اتکا و دعا به سوی غیر خداوند ادامه پیدا می‌کند.

از این مجموعه می‌توان فهمید که قطمیر در فاطر ۳۵:۱۳ برای نشان دادن نداشتن قدرت و مالکیت در جایگاه مورد ادعا به کار رفته است.

اما همهٔ مباحث مربوط به دعا، عبادت و شرک را نباید به معنای لغوی قطمیر وارد کرد.

خود واژه نام چیزی بسیار کوچک است.

آنچه از این نام در استدلال قرآن ساخته شده، نتیجهٔ همراهی آن با فعل مالکیت و سیاق آیات است.

پیوند با سبأ ۳۴:۲۲

در سبأ ۳۴:۲۲ نیز قرآن از کسانی سخن می‌گوید که به جای خداوند مورد ادعا و خواندن قرار می‌گیرند.

در آن آیه، مالکیت آنان حتی به اندازهٔ ذره در آسمان‌ها و زمین نفی می‌شود و سپس از نداشتن شرکت در فرمانروایی و نبود پشتیبانی برای خداوند سخن می‌رود.

این بیان با فاطر ۳۵:۱۳ هم‌جهت است.

اما «ذَرَّة» و «قِطْمِير» دو واژهٔ متفاوت‌اند.

ذره در کاربردهای کهن می‌تواند به چیزی بسیار کوچک اشاره کند، در حالی که قطمیر در معنای مشهور، پوستهٔ نازک هستهٔ خرماست.

بنابراین، نباید آنها را از نظر مصداق یکی دانست.

همچنین از کنار هم گذاشتن دو آیه نمی‌توان نتیجه گرفت که قطمیر حتماً از ذره کوچک‌تر یا بزرگ‌تر است.

در هر دو، موضوع اصلی نفی مالکیتِ حتی مقدار ناچیز است.

اما تصویرهای محسوسِ به‌کاررفته با یکدیگر تفاوت دارند.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«قِطْمِير» در زبان عربی، در معنای مشهور و دارای پشتوانهٔ گسترده، به پوستهٔ بسیار نازک هستهٔ خرما گفته می‌شود.

این پوسته بر سطح هسته قرار دارد و می‌تواند هنگام جدا کردن هسته از گوشت خرما دیده شود.

در منابع لغوی، دو معنای دیگر نیز ثبت شده‌اند: شکاف هسته و نقطهٔ سفیدِ روی آن.

این توضیح‌ها از نظر شناخت مصداق دقیق یکسان نیستند، اما همگی به جزء کوچک و کم‌مقداری از هستهٔ خرما مربوط‌اند.

در عربی، «قِطْمَار» نیز به‌عنوان صورتی نزدیک به قطمیر ثبت شده است.

در کاربردهای گفتاری و شعری، قطمیر می‌تواند برای بیان مقدار بسیار ناچیز یا نداشتن هیچ بهره‌ای به کار رود.

اما این کاربرد به معنای آن نیست که قطمیر یک واحد رسمیِ وزن یا اندازه بوده است.

در قرآن، این خانواده تنها یک‌بار و با صورت «قِطْمِيرٍ» در فاطر ۳۵:۱۳ آمده است.

آیه پس از بیان فرمانروایی خداوند، مالکیت کسانی را که به جای او خوانده می‌شوند حتی به اندازهٔ قطمیر نفی می‌کند.

در این سیاق، پوستهٔ نازک هستهٔ خرما نمونه‌ای محسوس از کمترین مقدار است.

ساختمان «مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ» بر فراگیری نفی تأکید دارد؛ یعنی آنان حتی چنین بهرهٔ ناچیزی از مالکیت مورد ادعا ندارند.

بنابراین، نباید واژه را تنها «هیچ» ترجمه کرد؛ زیرا با این کار، تصویر محسوس و دقیق قرآن از میان می‌رود.

همچنین نباید خودِ قطمیر را به معنای قدرت، فرمانروایی یا شرک دانست. این مفاهیم از فعل مالکیت و سیاق آیه به دست می‌آیند.

معنای کوتاه ریشه: پوستهٔ بسیار نازک هستهٔ خرما؛ در کاربرد تأکیدی، نمونه‌ای از چیزی بسیار کوچک و ناچیز. برای مصداق دقیق، معانی شکاف هسته و نقطهٔ سفید آن نیز در منابع لغوی ثبت شده‌اند.

معنای صورت قرآنی «قِطْمِيرٍ»: پوستهٔ نازک هستهٔ خرما؛ در فاطر ۳۵:۱۳ برای بیان نداشتن حتی کمترین مقدار مالکیت به کار رفته است.

پیشنهاد ترجمهٔ واژه: «پوستهٔ نازک هستهٔ خرما».

ترجمهٔ عبارت قرآنی:

وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ

«و کسانی که جز او می‌خوانید، حتی پوست نازک هسته خرمایی را مالک نیستند.»

این همان ترجمهٔ موجود فرقان است و معنای محسوس واژه و تأکید جمله را حفظ می‌کند.

نتیجهٔ اصلی پژوهش آن است که قطمیر نام چیزی بسیار کوچک و واقعی است که در زبان قرآن برای نشان دادن ناچیزترین بهرهٔ مالکیت به کار رفته است.

در فاطر ۳۵:۱۳، گستردگی فرمانروایی خداوند در برابر ناتوانیِ کسانی قرار می‌گیرد که انسان‌ها به جای او می‌خوانند.

از این جهت، انتخاب قطمیر در آیه هدفمند و متناسب با استدلال است.

اما نباید از این تناسب نتیجه گرفت که قطمیر در ذات خود مفهومی دینی یا اخلاقی دارد.

قطمیر همان پوستهٔ نازک هستهٔ خرماست؛ و معنای نداشتن کوچک‌ترین مالکیت از قرار گرفتن آن در ساختمان نفی و در تقابل با فرمانروایی خداوند پدید می‌آید.

حفظ این تفاوت، هم امانت‌داری در ترجمه را ممکن می‌سازد و هم استدلال قرآنی را بدون افزودن مفاهیم بی‌پشتوانه روشن می‌کند.