ریشه قرآنی س ل و
در زبان عربی، فاصله گرفتن دل از اندوه یا تعلق؛ و در قرآن، السلوى نام روزی یا خوراکیای است که همراه منّ برای بنیاسرائیل فراهم شد.
۱. معرفی کوتاه ریشه
ریشه س ل و در زبان عربی با فاصله گرفتن دل از اندوه، کاهش یافتن تعلق به امر ازدسترفته، فراموش کردن یا آرام گرفتن پس از رنج ارتباط دارد. از همین خانواده، واژههایی مانند سُلُوّ، سَلْوَة، سُلْوان و تسلّی در زبان عربی ساخته شدهاند.
با این حال، در متن قرآن از این خانواده تنها واژه السَّلْوَىٰ آمده است؛ آن هم نه بهعنوان حالت روانی یا فعل تسلی دادن، بلکه بهعنوان نام روزی یا خوراکی که همراه المنّ برای بنیاسرائیل فراهم شد.
این واژه سه بار در قرآن آمده است:
المنّ والسلوى
منابع لغوی و تفسیری کهن، السلوى را غالباً پرندهای شبیه سُمانى یا همان سُمانى دانستهاند. برخی نیز نام آن را با خانواده سلو مرتبط شمردهاند؛ یعنی چیزی که انسان بهوسیله آن از رنج و نگرانی آرام میگیرد. اما قرآن خود نوع جانوری، شکل، رنگ، ترکیب غذایی یا علت نامگذاری آن را توضیح نمیدهد.
بنابراین، در مطالعه قرآنی این ریشه باید دو سطح جدا بمانند:
معنای عمومی خانواده لغوی:
آرام گرفتن از اندوه، فاصله یافتن از تعلق یا فراموش کردن چیزی که دل را مشغول کرده است.
کاربرد قرآنی:
السلوى، نام روزی یا خوراکی فراهمشده برای بنیاسرائیل.
معنای کوتاه:
در زبان عربی: آرام گرفتن و فاصله یافتن از اندوه یا تعلق؛
در قرآن: السلوى، نام خوراک یا روزیای که همراه منّ برای بنیاسرائیل فراهم شد.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
السَّلْوَىٰ
تنها صورت قرآنی این خانواده است. در هر سه کاربرد با الف و لام و در ترکیب المنّ والسلوى آمده است.
قرآن از سلوى بهعنوان چیزی خوردنی سخن میگوید:
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ
این فرمان پس از ذکر منّ و سلوى آمده و نشان میدهد که هر دو بخشی از روزی و طیبات فراهمشده برای بنیاسرائیل بودهاند.
سَلَا / يَسْلُو
فعل شناختهشده این ریشه در زبان عربی است، اما در قرآن نیامده است.
سلا عنه میتواند به این معنا باشد که شخص از یاد یا تعلق به کسی یا چیزی فاصله گرفت، آن را فراموش کرد یا اندوهش نسبت به آن فروکش کرد.
این فعل برای شناخت خانواده ریشه مفید است، اما نباید در فهرست مشتقهای قرآنی قرار گیرد.
سَلْوَة
در زبان عربی به چیزی گفته میشود که انسان بهواسطه آن از اندوه آرام میگیرد، یا به خودِ حالت تسلی و آرامش پس از غم اشاره دارد.
این صورت در قرآن نیامده است.
سُلْوَان
به فراموشی، آرامش از اندوه یا چیزی که سبب کاهش غم میشود اشاره دارد. در برخی تعبیرهای کهن از نوشیدنی یا چیزی افسانهای نیز سخن گفته شده که گویا سبب فراموشی میشده است؛ اما چنین گزارشهایی نباید به معنای قرآنی السلوى تحمیل شوند.
تَسَلِّي و تَسْلِيَة
صورتهای باب تفعّل و تفعیلاند و به آرام گرفتن یا آرام کردن شخص از غم مربوط میشوند.
این واژهها در عربی و فارسی رایجاند، اما در قرآن نیامدهاند.
۳. کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
نام روزی یا خوراکیای که همراه منّ برای بنیاسرائیل فراهم شد؛ در منابع کهن غالباً پرندهای شبیه سُمانى دانسته شده است، اما قرآن گونه دقیق آن را مشخص نمیکند.
این ریشه در قرآن کارت مشتق دیگری ندارد. صورتهایی مانند سلا، سلوة، سلوان، تسلّى و تسلية به خانواده لغوی تعلق دارند، ولی قرآنی نیستند.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته عمومی خانواده س ل و را میتوان چنین بیان کرد:
فاصله گرفتن دل و توجه از چیزی که سبب اندوه، تعلق یا اشتغال ذهنی بوده است.
این فاصله گرفتن میتواند به صورت فراموشی، کاهش اندوه، آرام گرفتن یا مشغول شدن به چیزی دیگر رخ دهد.
در زبان عربی گفته میشود:
سلا عنه
یعنی از یاد یا اندوه او فاصله گرفت.
و:
سلّاه عن همّه
یعنی او را از غمش آرام کرد یا سبب شد اندوهش فروکش کند.
اما باید با احتیاط میان این هسته و نام السلوى در قرآن ارتباط برقرار کرد. منابع لغوی دو مسیر را گزارش کردهاند:
نخست، السلوى نام نوعی پرنده است؛
دوم، این نام با چیزی که سبب تسلی، آسایش یا فراموشی اندوه میشود ارتباط دارد.
ممکن است نام خوراک از آن جهت با این خانواده پیوند یافته باشد که مایه آسایش و رفع نگرانی بنیاسرائیل بوده است؛ اما این فقط یک احتمال لغوی است. قرآن نمیگوید نام آن به سبب اثر روانی، غذایی یا آرامبخش آن انتخاب شده است.
بنابراین، تعریف قرآنیِ السلوى نباید چنین باشد:
«عامل مهار اضطراب»،
«تسکیندهنده عصبی»،
«منبع پایداری روانی»،
یا «خوراکی که فرکانس اندوه را خنثی میکند».
آنچه با اطمینان از آیات فهمیده میشود این است که السلوى بخشی از روزی پاکی بود که برای بنیاسرائیل فراهم شد.
۵. تصویر مادی ریشه
برای معنای عمومی ریشه، تصویر انسانی مناسب این است که دل پس از فقدان یا دوری، بهتدریج از اشتغال مداوم به آن فاصله میگیرد. رخداد از تاریخ حذف نشده است، اما دیگر تمام توجه و توان شخص را در اختیار ندارد.
این تصویر میتواند در زبان فارسی با «از غم چیزی بیرون آمدن» یا «دل کندن از آنچه از دست رفته» نزدیک باشد.
اما تصویر مادیِ کاربرد قرآنی، سفرهای از روزی است که برای گروهی در وضعیت دشوار فراهم شده است:
منّ و سلوى
آیات آن را در کنار سایهافکندن ابر، نجات، پیمان و روزیهای پاک یاد میکنند. بنابراین، سلوى یک اندیشه یا حالت روانی نیست؛ چیزی بود که بنیاسرائیل میتوانستند از آن بخورند.
اگر گزارش رایج لغوی درباره پرنده بودن آن پذیرفته شود، تصویر مادی پرندهای کوچک و قابل خوردن است که برای آنان فراهم میشد. اما قرآن درباره شیوه صید، پخت، مهاجرت، مقدار پروتئین یا ویژگی زیستی آن سخنی نمیگوید.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در منابع لغوی، سلا عنه به فراموش کردن، ترک یاد، یا آرام گرفتن از اندوه مربوط شده است. همچنین أسلاه و سلّاه یعنی غم را از او دور کرد یا سبب تسلی او شد.
السلوة چیزی است که انسان بهوسیله آن از غم آرام میگیرد. ممکن است سخن، همراهی، امید، جایگزین یا رخدادی باشد که توجه او را از رنج دور میسازد.
منابع کهن درباره السلوى دو توضیح نزدیک ارائه کردهاند:
- چیزی که انسان را تسلی میدهد؛
- پرندهای مانند سُمانى.
راغب اصفهانی میگوید اصل آن چیزی است که انسان را تسلی میدهد و سپس گزارش میکند که سلوى پرندهای مانند سمانى دانسته شده است. این بیان وجود پیوند لغوی را نشان میدهد، اما ثابت نمیکند که نام پرنده صرفاً به علت اثر روانی آن ساخته شده باشد.
لسان العرب نیز السلوى را در همین خانواده ثبت میکند و سلا، سلوان و تسلی را به فراموشی یا دور شدن غم پیوند میدهد.
در نتیجه، برای مقاله قرآنی باید میان این سه امر فرق گذاشت:
معنای فعل سلا:
از یاد و غم فاصله گرفت.
معنای سلوة و سلوان:
چیزی که مایه آرامش یا فراموشی اندوه میشود.
السلوى در قرآن:
نام روزی یا خوراکی بنیاسرائیل.
۷. تاریخچه فهم و محدود شدن معنا
یکی از لغزشها این است که السلوى بدون هیچ توضیحی فقط «بلدرچین» ترجمه شود، گویی قرآن نوع جانوری آن را با قطعیت علمی تعیین کرده است.
گزارش پرنده بودن سلوى بسیار کهن و رایج است و احتمال نیرومندی دارد، اما خود قرآن فقط نام السلوى را به کار برده است. از این رو، ترجمه میتواند واژه را حفظ کند و در توضیح بگوید:
خوراکی که در منابع کهن غالباً پرندهای شبیه سُمانى دانسته شده است.
لغزش مقابل این است که نام خوراک کاملاً به معنای «تسلی» فروکاسته شود و گفته شود خدا برای کاهش اضطراب بنیاسرائیل یک عامل روانی فرستاد.
آیات از خوردن طیبات سخن میگویند. پس سلوى در این سیاق روزی خوردنی است، نه استعارهای صرف برای تسلی.
ممکن است فراهم شدن غذا اضطراب گرسنگی را کاهش داده باشد، اما این نتیجه طبیعیِ تأمین روزی است؛ معنای لغوی و مستقیم السلوى در آیات نیست.
همچنین نباید آیات دیگری مانند:
فَلَا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ
یا:
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
را کاربردهای قرآنی ریشه س ل و معرفی کرد. این آیات از ریشههای ح ز ن و ص ب ر هستند، نه س ل و. هرچند میتوانند از نظر موضوعی آرامشبخش باشند، شاهد لغوی این ریشه نیستند.
لغزش دیگر ساختن وصف الهی مُسَلِّي است. این واژه در قرآن بهعنوان نام یا وصف خدا نیامده است. اینکه خدا به بندگان آرامش، صبر یا گشایش میدهد، مجوز ساختن بخشی درباره «اسم الهی مسلّی» در مقاله ریشه نیست.
۸. تبصره روششناختی
این ریشه نمونه مهمی برای تفکیک میان خانواده لغوی و صورت قرآنی است.
ممکن است یک ریشه در زبان عربی مشتقهای متعدد داشته باشد، اما قرآن تنها یکی از آنها را به کار برده باشد. در چنین حالتی، مقاله نباید کاربردهای غیرقرآنی را مانند مشتقهای قرآن فهرست کند.
در اینجا:
صورت قرآنی:
السلوى
صورتهای غیرقرآنی:
سلا، سلوة، سلوان، تسلّى، تسلية، مسلٍّ
همچنین نباید از اشتقاق احتمالی نام یک خوراک، ویژگیهای پزشکی یا روانی آن را استخراج کرد. اینکه السلوى با خانواده تسلی مرتبط باشد، ثابت نمیکند که خوردن آن اثر درمانی ویژهای بر دستگاه عصبی داشته است.
از نظر روششناختی، سه سطح باید جدا بمانند:
معنای لغوی عمومی ریشه:
آرام گرفتن و فاصله یافتن از اندوه یا تعلق.
معنای نام در آیات:
روزی یا خوراکی بنیاسرائیل.
نتیجه سیاقی:
رفع گرسنگی، بهرهمندی از نعمت و فراهم شدن امکان ادامه زندگی.
این سه سطح با هم ارتباط دارند، اما یکی نیستند.
۹. کاربردهای قرآنی ریشه
سلوى در سوره بقره
قرآن میگوید:
وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و ابر را بر شما سایهافکن ساختیم و منّ و سلوى را بر شما فرو فرستادیم: از طیبات آنچه روزیتان کردهایم بخورید. آنان به ما ستم نکردند، بلکه به خودشان ستم میکردند.
چند نکته از آیه روشن است:
نخست، سلوى چیزی از جنس روزی است.
دوم، همراه منّ در شمار طیبات قرار گرفته است.
سوم، فرمان کُلُوا نشان میدهد مقصود چیزی خوردنی است.
چهارم، فراهم شدن آن بخشی از نعمتهای یادآوریشده برای بنیاسرائیل است.
آیه نمیگوید سلوى برای «تنظیم شبکه عصبی» یا «کاهش شوک روانی» فرستاده شد. اینگونه توضیحات باید کنار گذاشته شوند.
سلوى در سوره اعراف
قرآن میگوید:
وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و ابر را بر آنان سایهافکن ساختیم و منّ و سلوى را بر آنان فرو فرستادیم: از طیبات آنچه روزیتان کردهایم بخورید. آنان به ما ستم نکردند، بلکه به خودشان ستم میکردند.
مضمون این آیه به بقره ۲:۵۷ نزدیک است. سلوى بار دیگر در کنار غمام، منّ و فرمان خوردن از طیبات آمده است.
تکرار این ساخت نشان میدهد قرآن بر جنبه روزی بودن آن تأکید دارد.
فعل أنزلنا به معنای فرو فرستادن یا فراهم کردن از سوی خداست. از آن نباید نتیجه گرفت که پرندگان الزاماً بهصورت معجزهآسا از فضای بالای آسمان سقوط میکردند. کیفیت رخداد در آیه توضیح داده نشده است.
سلوى در سوره طه
قرآن میگوید:
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنْجَيْنَاكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي
ای بنیاسرائیل، شما را از دشمنتان نجات دادیم، در جانب راست طور با شما وعده گذاشتیم، و منّ و سلوى را بر شما فرو فرستادیم. از طیبات آنچه روزیتان کردهایم بخورید و در آن طغیان نکنید، مبادا خشم من بر شما فرود آید.
این سیاق، سلوى را در میان چند نعمت یاد میکند:
- نجات از دشمن؛
- وعده در جانب طور؛
- فراهم شدن منّ و سلوى؛
- اجازه خوردن از طیبات.
اما نعمت با مسئولیت همراه است:
وَلَا تَطْغَوْا فِيهِ
در آن طغیان نکنید.
ضمیر فيه میتواند به رزق یا مجموعه نعمتی که در اختیار آنان قرار گرفته بازگردد. آیه نشان میدهد برخورد درست با روزی فقط دریافت آن نیست؛ افراط، ناسپاسی یا تجاوز نیز میتواند رابطه انسان با نعمت را تباه کند.
این نکته از سیاق آیه به دست میآید، نه از معنای ریشه س ل و.
۱۰. بررسی مشتق قرآنی
السَّلْوَىٰ
واژه السلوى در هر سه کاربرد:
- معرفه است؛
- با المنّ همراه است؛
- با فعل أنزل / نزّل میآید؛
- و پس از آن فرمان خوردن از طیبات ذکر میشود.
این ثبات ساختاری نشان میدهد السلوى نام یک روزی شناختهشده در داستان بنیاسرائیل است.
قرآن آن را هیچگاه در معنای «تسلی»، «آرامش»، «فراموشی» یا «کاهش اندوه» به کار نبرده است.
همچنین در قرآن صورت مفرد یا جمع دیگری برای این نام دیده نمیشود. منابع لغوی گاه سَلْواة را مفرد و سلوى را اسم جمع دانستهاند، اما این تحلیل بیرون از ساخت مستقیم آیات است.
۱۱. نکات نحوی و ساختاری
همنشینی با «المنّ»
در هر سه آیه ساخت ثابت است:
الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ
واو دو نوع روزی را کنار یکدیگر قرار میدهد. آیه آنها را یک چیز یا دو نام برای یک ماده معرفی نمیکند.
این همنشینی سبب شده است که در ترجمه و فرهنگ اسلامی معمولاً دو واژه به صورت یک ترکیب شناخته شوند: «منّ و سلوى».
نقش نحوی «السلوى»
در آیات بقره و اعراف، المنّ والسلوى مفعول فعل أنزلنا هستند.
در طه نیز با فعل نزّلنا آمدهاند.
پس ساخت نحوی بر چیزی دلالت دارد که خدا آن را برای آنان فراهم یا فرو فرستاده است.
پیوند با فرمان «کُلُوا»
در هر سه سیاق، پس از ذکر منّ و سلوى، فرمان خوردن از طیبات آمده است:
كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ
این پیوند از قویترین شواهد درونقرآنی است که سلوى خوراک و روزی خوردنی بوده است.
پایان واژه با الف مقصوره
سلوى با الف مقصوره نوشته میشود. این شکل نوشتاری نباید با واژههایی از ریشه س ل و یا س ل ي بدون بررسی صرفی یکسان گرفته شود.
در فرهنگهای لغت، صورت فعل هم به شکل سلا يسلو و هم در برخی گزارشها با تنوع آوایی آمده است. مقاله قرآنی نیازی ندارد همه اختلافهای صرفی را قطعی حل کند؛ کافی است خانواده لغوی و کاربرد قرآنی را از هم جدا نگه دارد.
۱۲. س ل و در مقایسه با ن س ي (نَسِيَ)
ریشه ن س ي به فراموش کردن، از یاد بردن یا ترک چیزی از حافظه و توجه مربوط است.
سلا عنه نیز در منابع لغوی گاه با نسیه توضیح داده شده است، اما این دو کاملاً یکسان نیستند.
بهصورت گرایشی:
نسی:
چیزی از یاد یا توجه خارج شد.
سلا:
دل و توجه از تعلق یا اندوه نسبت به چیزی فاصله گرفت.
ممکن است شخص حادثهای را فراموش نکند، اما دیگر غم آن بر او غلبه نداشته باشد. از این جهت، سلو همیشه نابودی حافظه نیست.
با این حال، در کاربردهای کهن مرز دو واژه میتواند همپوشان باشد و نباید تفاوتی کاملاً قطعی ساخت.
۱۳. س ل و در مقایسه با ح ز ن (حَزَن)
حزن خودِ حالت اندوه نسبت به فقدان، آسیب یا امر ناخوشایند است.
سلو حرکتِ فاصله گرفتن از اندوه یا کاهش یافتن سلطه آن بر دل است.
بهصورت ساده:
حزن حالت رنج است؛
سلو بیرون آمدن یا آرام گرفتن از آن حالت.
اما قرآن از ریشه س ل و برای بیان رفع حزن استفاده نکرده است. آیات آرامشبخش مربوط به پیامبران را نمیتوان کاربرد لغوی این ریشه شمرد، مگر آنکه خودِ مشتق ریشه در آیه آمده باشد.
۱۴. س ل و در مقایسه با س ك ن (سَكَنَ)
ریشه س ك ن به سکون، آرام گرفتن، قرار یافتن و محل اقامت مربوط است.
سلو بیشتر با کاهش تعلق و اندوه نسبت به یک امر خاص ارتباط دارد.
شخص ممکن است از فقدانی سلو پیدا کند، اما هنوز در زندگی خود کاملاً به سکون و اطمینان نرسیده باشد. همچنین ممکن است در محیطی ساکن باشد، ولی غمش کاهش نیافته باشد.
پس:
سکن: آرامش، قرار و توقف حرکت؛
سلو: فاصله گرفتن از اندوه یا تعلق.
این تمایز گرایشی است، نه مطلق.
۱۵. س ل و در مقایسه با ط م ن (اطْمَأَنَّ)
ریشه ط م ن به اطمینان، قرار گرفتن و آرامش درونیِ همراه با ثبات نزدیک است.
سلو به خروج از اشتغال شدید نسبت به یک فقدان یا رنج مربوط میشود.
ممکن است سلو مقدمهای برای اطمینان باشد، اما این دو یکی نیستند:
- سلو: اندوه یا تعلق پیشین سلطه خود را از دست میدهد؛
- اطمینان: دل به ثبات و قرار میرسد.
قرآن برای آرامش دل از ریشههایی مانند سكن و ط م ن استفاده کرده است، نه از س ل و.
۱۶. س ل و در مقایسه با ص ب ر (صَبَرَ)
صبر به نگه داشتن خود، پایداری و ترک شتاب یا فروپاشی در برابر فشار مربوط است.
سلو به کاهش یافتن تعلق یا اندوه اشاره دارد.
انسان ممکن است در حالی صبر کند که هنوز اندوه او بسیار شدید است. سلو هنگامی رخ میدهد که آن اندوه یا تعلق بهتدریج قدرت پیشین خود را از دست دهد.
بنابراین:
- صبر نحوه ایستادگی در برابر رنج است؛
- سلو تغییر رابطه درونی با رنج یا امر ازدسترفته.
نباید سلو را «صبر فعال» یا صبر را «سپر سختافزاری» ترجمه کرد.
۱۷. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
السَّلْوَىٰ
پیشنهاد اصلی:
سلوى
همراه با یادداشت:
نوعی روزی یا خوراک فراهمشده برای بنیاسرائیل که در منابع کهن غالباً پرندهای شبیه سُمانى دانسته شده است.
در ترجمه روانتر میتوان نوشت:
منّ و پرنده سلوى
اما ترجمه قطعی «بلدرچین» باید با یادداشت احتیاطی همراه باشد؛ زیرا قرآن گونه دقیق آن را تعیین نکرده است.
سَلَا عَنْهُ
این صورت قرآنی نیست، ولی در توضیح لغوی میتوان چنین ترجمه کرد:
- از اندوه آن آرام گرفت؛
- از تعلق به آن فاصله گرفت؛
- آن را از یاد و دل کنار گذاشت؛
- غمش نسبت به آن فروکش کرد.
سَلْوَة
صورت غیرقرآنی:
- تسلی
- مایه آرامش
- چیزی که غم را کاهش میدهد
تَسَلِّي
صورت غیرقرآنی:
- آرام گرفتن از غم
- تسلی یافتن
- فاصله گرفتن از اندوه
تَسْلِيَة
صورت غیرقرآنی:
- تسلی دادن
- آرام کردن
- کمک به کاهش اندوه
تعبیرهایی مانند «استهلاک نوسان اضطراب»، «تنظیم سامانه عصبی» و «کالیبراسیون روانی» نه ترجمه طبیعیاند و نه از ریشه اثبات میشوند.
۱۸. جمعبندی
ریشه س ل و در زبان عربی با آرام گرفتن از اندوه، فاصله یافتن از تعلق و فراموش یا کمرنگ شدن یادِ رنجآور ارتباط دارد.
اما در قرآن تنها یک صورت از این خانواده آمده است:
السَّلْوَىٰ
این واژه سه بار، همیشه همراه المنّ و در سیاق روزی بنیاسرائیل آمده است.
تعریف نهایی پیشنهادی:
س ل و: در زبان عربی، فاصله گرفتن دل از اندوه یا تعلق؛ و در قرآن، السلوى نام روزی یا خوراکیای است که همراه منّ برای بنیاسرائیل فراهم شد.
آیات بهروشنی نشان میدهند سلوى خوردنی و از طیبات روزی بوده است. اما درباره گونه دقیق آن، شیوه فراهم شدن، ترکیب غذایی و علت نامگذاریاش توضیح نمیدهند.
گزارش مشهور لغوی آن را پرندهای شبیه سُمانى میداند. این گزارش قابل ذکر است، ولی نباید بدون احتیاط بهعنوان تعریف صریح قرآن عرضه شود.
پیوند احتمالی سلوى با تسلی نیز از نظر زبان قابل توجه است. ممکن است این روزی برای بنیاسرائیل مایه آسایش و رفع نگرانی بوده باشد، اما قرآن آن را «سامانه تسلی روانی» معرفی نمیکند.
آیاتی که پیامبر را از حزن بازمیدارند یا به صبر فرمان میدهند، از نظر موضوعی میتوانند آرامشبخش باشند، ولی کاربردهای ریشه س ل و نیستند. همچنین تسلیة، سلوة و وصف مسلّی در قرآن نیامدهاند و نباید در کارت مشتقهای قرآنی یا اوصاف الهی این مقاله قرار گیرند.
در ترجمه فرقان، بهترین راه حفظ واژه سلوى همراه با توضیحی روشن و محتاطانه است:
روزی یا خوراکی بنیاسرائیل؛ در منابع کهن غالباً پرندهای شبیه سُمانى.