ریشهٔ س ر م د — سَرْمَد؛ دوام پیوسته و استمرار بدون گسست

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

صورت‌های قرآنی و لغوی

۱. معنای ریشه و ساختمان واژه

«سَرْمَد» در زبان عربی به چیزی گفته می‌شود که پیوسته ادامه می‌یابد و در مدت مورد نظر، گسست و وقفه‌ای در آن پدید نمی‌آید. این واژه به‌ویژه دربارهٔ زمان، شب و روز به کار رفته است؛ مانند شبی که پیوسته ادامه می‌یابد و روزی که جای خود را به شب نمی‌دهد.

در «العین»، معنای سرمد با دوام و پیوستگی زمان توضیح داده شده است. در «الصحاح»، جوهری آن را «الدَّائِمُ»؛ یعنی پایدار و ادامه‌یابنده، تعریف می‌کند.

ابن منظور در «لسان العرب» می‌نویسد: «السَّرْمَدُ: دَوَامُ الزَّمَانِ مِنْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ»؛ یعنی سرمد، استمرار زمان در قالب شب یا روز است.

او همچنین می‌افزاید: «وَلَيْلٌ سَرْمَدٌ: طَوِيلٌ»؛ یعنی شب سرمد، شبی طولانی است.

العین، الصحاح و لسان العرب؛ دوام زمان و شب طولانی

این دو توضیح نکتهٔ مهمی را روشن می‌کنند. «سرمد» با دوام و ادامه یافتن ارتباط دارد، اما کاربرد آن در زبان عربی لزوماً به معنای بی‌نهایت مطلق نیست. حتی شبی که بسیار طولانی احساس می‌شود، می‌تواند با این واژه توصیف گردد.

بنابراین، معنای واژه را باید از ادعاهای فلسفی دربارهٔ زمان بی‌پایان جدا کرد.

سرمد در کاربرد زبانی، بر پیوستگی یک وضعیت تأکید دارد؛ وضعیتی که به شکل معمول قطع نمی‌شود یا جای خود را به وضعیت دیگری نمی‌دهد. اما اینکه این استمرار تا چه زمانی ادامه می‌یابد، از خود واژه یا از قیدهای همراه آن روشن می‌شود.

در قرآن، «سَرْمَدًا» یک‌بار برای شب و یک‌بار برای روز آمده است. در هر دو مورد، عبارت «إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» محدودهٔ زمانی فرض‌شده را مشخص می‌سازد.

پس در همین کاربردهای قرآنی، از استمرارِ فرض‌شده تا حد زمانیِ بیان‌شده در جمله سخن می‌رود؛ نه از بی‌آغازی یا ضرورتِ بی‌پایانی مطلق. خود این عبارت نیز به‌تنهایی گزارشی دربارهٔ چگونگی شب و روز پس از قیامت نمی‌دهد.

۲. خاستگاه صرفی و پیوند احتمالی با «س ر د»

«سَرْمَد» در نمایه‌های صرفی قرآن زیر مادهٔ چهارحرفی «س ر م د» ثبت می‌شود. اما لغویان و نحویان کهن دربارهٔ اصیل یا افزوده بودن حرف «م» اختلاف کرده‌اند.

دیدگاه ابن فارس؛ پیوند با سَرْد

ابن فارس در «مقاییس اللغة»، سرمد را با ریشهٔ سه‌حرفی «س ر د» مرتبط می‌داند.

او می‌نویسد:

السَّرْمَدُ: الدَّائِمُ، وَالْمِيمُ فِيهِ زَائِدَةٌ، وَهُوَ مِنْ سَرَدَ، إِذَا وَصَلَ، فَكَأَنَّهُ زَمَانٌ مُتَّصِلٌ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ

یعنی: سرمد به معنای دائم است؛ میم آن افزوده است و از «سرد» به معنای پیوستن گرفته شده، گویی زمانی است که بخش‌های آن پیوسته به یکدیگر متصل‌اند.

مقاییس اللغة، ج ۳، ص ۱۶۰؛ تحلیل افزوده بودن میم

این توضیح بر یکی از معانی مستند «س ر د» استوار است: پیوستن و دنبال هم آمدن چیزها.

در عربی، «سَرَدَ» برای پی‌درپی آوردن چیزی به کار رفته است. «سَرْدُ الْحَدِيثِ» می‌تواند به بیان پیوستهٔ سخن اشاره کند و «سَرْد» در ساخت زره، به نظم و پیوستگی اجزای آن مربوط است.

در قرآن نیز «السَّرْد» در سبأ ۳۴:۱۱، در سیاق ساخت زره آمده است.

از این جهت، توضیح ابن فارس پیوند معنایی روشنی دارد: همان‌گونه که حلقه‌های زره یا بخش‌های یک گفتار به دنبال یکدیگر قرار می‌گیرند، زمانِ سرمد نیز بدون گسست ادامه می‌یابد.

اما این پیوند معنایی به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که «سَرْمَد» از نظر تاریخی حتماً از «سَرَدَ» ساخته شده است.

دیدگاه دیگر؛ چهارحرفی بودن مستقل

در برابر این تحلیل، گروهی از نحویان «میم» را از حروف اصلی واژه دانسته‌اند.

در این خوانش، «سَرْمَد» بر وزن «فَعْلَل» است، نه «فَعْمَل».

سَمین حَلَبی در «الدُّرُّ المَصُون» توضیح می‌دهد که اصیل بودن میم از نظر ساختمان صرفی ظاهرتر است؛ زیرا افزایش میم در میانهٔ چنین واژه‌ای قاعده‌ای عمومی و قیاسی نیست.

الدر المصون، ج ۸، ص ۶۹۲؛ دو تحلیل صرفی

بر این اساس، شباهت سرمد با سرد می‌تواند رابطه‌ای معنایی باشد، بی‌آنکه اشتقاق مستقیم یکی از دیگری اثبات شود.

این اختلاف را باید حفظ کرد. زیرا دو مسئلهٔ جدا مطرح است: نخست، معنای خود «سرمد» که در منابع لغوی روشن است؛ و دوم، چگونگی پیدایش تاریخی ساختمان آن که محل اختلاف است.

معنای استمرار و پیوستگی برای «سرمد» وابسته به اثبات افزوده بودن میم نیست. چه آن را از «سرد» گرفته باشند و چه چهارحرفی مستقل بدانند، کاربرد ثبت‌شدهٔ آن همچنان بر دوام و پیوستگی دلالت می‌کند.

صورت‌های زبانی

صورت اصلی این خانواده «سَرْمَد» است که می‌تواند در جایگاه اسم یا وصف به کار رود.

سَرْمَد: دائم، پیوسته و ادامه‌یابنده؛ به‌ویژه دربارهٔ زمان و وضعیت‌هایی که بدون وقفه امتداد می‌یابند.

سَرْمَدًا: صورت منصوب واژه، و تنها صورت به‌کاررفتهٔ آن در قرآن.

سَرْمَدِيّ: صفت نسبیِ ساخته‌شده از سرمد؛ به معنای وابسته به دوام یا دارای استمرار پایدار.

سَرْمَدِيَّة: مصدر صناعی که در مباحث فلسفی و کلامی نیز به کار رفته است.

در عربی متأخر، فعل «سَرْمَدَ» نیز برای دوام آوردن و ادامه دادنِ بی‌وقفهٔ کاری ثبت شده است؛ دوزی شاهد «يُسَرْمِدُ الصَّوْمَ» را نقل می‌کند. این شاهد به ادامه دادن روزه مربوط است و به‌تنهایی معنای عامِ «پایدار ساختن هر چیز» یا رواج فعل در عربی پیش از قرآن را ثابت نمی‌کند.

تکملة المعاجمِ دوزی؛ شاهدِ ادامه دادن روزه

در قرآن تنها «سَرْمَدًا» آمده است و هیچ فعل، جمع یا صفت نسبی از این خانواده دیده نمی‌شود.

۳. شواهد عربی کهن و معنای دوام

یکی از مهم‌ترین شواهد کاربرد «سرمد» در شعر عربی پیش از اسلام، بیتی از طرفة بن عبد در معلّقهٔ اوست:

لَعَمْرُكَ مَا أَمْرِي عَلَيَّ بِغُمَّةٍ
نَهَارِي وَلَا لَيْلِي عَلَيَّ بِسَرْمَدِ

یعنی: «به جانت سوگند، کار من در روز بر من پوشیده و مبهم نیست و شبم نیز چنان نیست که بر من پایان‌ناپذیر و بسیار طولانی شود.»

در این بیت، شاعر از توان تصمیم‌گیری و بیرون آمدن از دشواری سخن می‌گوید. او خود را کسی معرفی می‌کند که در برابر مشکلات، گرفتار ابهام و سرگردانیِ طولانی نمی‌ماند.

تعبیر «وَلَا لَيْلِي عَلَيَّ بِسَرْمَدِ» به شبی اشاره دارد که در اثر نگرانی، رنج یا بلاتکلیفی بسیار طولانی احساس می‌شود.

در شرح‌های کهن معلّقه، «سرمد» در این بیت به معنای دائم و بی‌انقطاع توضیح داده شده، اما مقصود شاعر این نیست که شب انسان از نظر واقعی تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد.

شرح المعلقات السبعِ زوزنی؛ شرح بیت طرفه

او از تجربهٔ طولانی شدن شب و ادامه یافتن وضعیت دشوار سخن می‌گوید.

این شاهد برای شناخت معنای واژه اهمیت دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که «سرمد» پیش از قرآن نیز در زبان شعر عربی کاربرد داشته و به استمرار و طولانی شدن یک وضعیت مربوط بوده است.

در این کاربرد، مفهوم پیوستگی روشن است، اما اندازهٔ واقعی مدت از خود واژه به دست نمی‌آید.

همچنین در توضیح‌های لغوی، تعبیر «لَيْلٌ سَرْمَدٌ» برای شب بسیار طولانی ثبت شده است.

در برخی منابع، عبارت «أَبَدًا سَمَدًا سَرْمَدًا» نیز به‌عنوان تأکید بر دوام و استمرار آمده است. نزدیکی «سَمَد» و «سَرْمَد» در این ترکیب قابل توجه است، اما کنار هم آمدن دو واژه، به‌تنهایی اشتقاق تاریخی یکی از دیگری را اثبات نمی‌کند.

المغرب؛ عبارت تأکیدیِ أبداً سمداً سرمداً

مادهٔ «س م د» کاربردهای دیگری نیز دارد و نباید همهٔ آنها را به معنای سرمد منتقل کرد.

به این ترتیب، شاهد شعر طرفه و گزارش‌های لغوی بر یک نکته هم‌داستان‌اند: «سرمد» وضعیتی را توصیف می‌کند که پیوسته ادامه می‌یابد و در مدت مورد نظر گسسته نمی‌شود.

آیا سرمد فقط دربارهٔ زمان به کار می‌رود؟

در منابع لغوی، کاربردهای مشهور سرمد دربارهٔ زمان، شب و روز ثبت شده‌اند.

بااین‌حال، طبری در توضیح زبان عربی اشاره کرده است که برای وضعیت‌های پیوسته‌ای مانند آسایش، بلا یا نعمت نیز می‌توان از این وصف استفاده کرد.

طبری؛ استمرار آسایش، بلا و نعمت

این گسترش معنایی قابل فهم است. سرمد بودن، به‌جای اشاره به جنس یک چیز، کیفیت استمرار آن را بیان می‌کند.

برای نمونه، اگر آسایش یا سختی بدون وقفه ادامه یابد، می‌توان از پیوستگی آن سخن گفت.

اما چنین کاربردی به معنای آن نیست که «سرمد» ذاتاً نام آسایش، رنج یا نعمت است.

واژه خود، استمرار را بیان می‌کند و نوع وضعیت از اسمی که سرمد وصف آن قرار گرفته روشن می‌شود.

همچنین از کاربرد زمانیِ آن نمی‌توان نتیجه گرفت که هر چیزی که سرمد نامیده شود، الزاماً از آغاز جهان وجود داشته یا پس از پایان جهان نیز باقی خواهد ماند.

این ادعاها به محدودهٔ زمان، نوع موضوع و سیاق جمله وابسته‌اند.

۴. کاربرد سرمد در قرآن؛ استمرار شب و روز

ریشهٔ «س ر م د» دو بار در قرآن آمده است؛ هر دو بار با صورت «سَرْمَدًا» و در دو آیهٔ پی‌درپی از سورهٔ قصص.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ دو کاربرد سرمداً

این دو آیه ساختار زبانی تقریباً یکسانی دارند، اما یکی استمرار شب و دیگری استمرار روز را فرض می‌کند.

قصص ۲۸:۷۱؛ شب پیوسته و نبود روشنایی روز

سورهٔ قصص، ۲۸:۷۱

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِيَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«بگو: آیا اندیشیده‌اید اگر آن معبود یگانه شب را تا روز قیامت بر شما پیوسته گرداند، کدام معبودی جز آن معبود یگانه برایتان روشنایی می‌آورد؟ آیا نمی‌شنوید؟»

در این آیه، «سَرْمَدًا» وضعیت شب را توصیف می‌کند.

عبارت «جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا» از فرضی سخن می‌گوید که در آن، شب به‌صورت پیوسته برقرار می‌ماند.

در تحلیل نحوی، اگر «جَعَلَ» به معنای «گردانیدن» باشد، «اللَّيْلَ» مفعول نخست و «سَرْمَدًا» مفعول دوم آن است؛ یعنی شب را پیوسته گرداند.

در تحلیل دیگر، اگر «جَعَلَ» به معنای پدید آوردن گرفته شود، «سَرْمَدًا» می‌تواند حال از «اللَّيْلَ» باشد؛ یعنی شب را در حالی پدید آورد که پیوسته است.

در هر دو خوانش، معنای اصلی تغییر نمی‌کند: سخن از شبی است که بدون گسست ادامه می‌یابد.

الدر المصون؛ مفعول دوم یا حال بودن سرمداً

اهمیت «إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ»

پس از «سَرْمَدًا»، عبارت «إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» آمده است.

این قید، محدودهٔ زمانیِ فرض را مشخص می‌کند.

این قید نشان می‌دهد که استمرارِ مورد بحث در چارچوبِ فرضیِ «تا روز قیامت» بیان شده است. از آن نمی‌توان ضرورتِ بی‌پایانی مطلق را نتیجه گرفت؛ همان‌طور که صرفِ ذکر این حد، به‌تنهایی وقوع پایان شب یا روز در پس از آن را گزارش نمی‌کند.

اما وقتی آن را استمرارِ بدون گسست بدانیم، جمله روشن است: فرض کنید شب از زمان مورد نظر تا روز قیامت بدون آنکه جای خود را به روز بدهد، ادامه یابد.

به این ترتیب، سرمد بودن به معنای بی‌وقفه بودنِ وضعیت در مدت بیان‌شده است، نه نفی هرگونه آغاز و پایان.

واژهٔ «إِلَىٰ» نیز در اینجا نقشی واقعی دارد. این حرف، امتداد وضعیت را تا حد زمانی معینی بیان می‌کند و نباید در ترجمه یا تحلیل نادیده گرفته شود. البته بیان امتداد تا یک حد، به‌خودی‌خود گزارشی مستقل از رخدادهای پس از آن حد نیست.

روشنایی در برابر شب سرمد

در ادامه، آیه می‌پرسد کدام معبود غیر از خداوند می‌تواند برای انسان‌ها «ضِيَاء» بیاورد.

«ضِيَاء» با روشنایی و نور ارتباط دارد. در این سیاق، روشناییِ مورد نیاز انسان در برابر استمرار شب مطرح شده است.

مقصود این نیست که خودِ واژهٔ «سرمد» به معنای تاریکی است. سرمد به استمرار اشاره دارد و «اللَّيْل» موضوع آن استمرار است.

اگر روز سرمد می‌شد، همین واژه برای روشنایی و حضور پیوستهٔ روز به کار می‌رفت.

بنابراین، «سرمد» ذاتاً نه تاریک است و نه روشن؛ بلکه بر تداوم وضعیتی دلالت می‌کند که نام آن در جمله آمده است.

در این آیه، آن وضعیت شب است و پرسش از فراهم شدن روشنایی، اهمیت جایگزین شدن شب با روز را آشکار می‌سازد.

قصص ۲۸:۷۲؛ روز پیوسته و نبود شب برای آرامش

سورهٔ قصص، ۲۸:۷۲

قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«بگو: آیا اندیشیده‌اید اگر آن معبود یگانه روز را تا روز قیامت بر شما پیوسته گرداند، کدام معبودی جز آن معبود یگانه برایتان شبی می‌آورد که در آن آرام گیرید؟ آیا نمی‌بینید؟»

در این آیه، همان واژه و همان ساختمان جمله تکرار شده است؛ اما به‌جای «اللَّيْلَ»، واژهٔ «النَّهَارَ» آمده است.

این تقابل، معنای «سرمد» را روشن‌تر می‌کند.

در آیهٔ نخست، شب بدون روز فرض شده بود. در آیهٔ دوم، روز بدون شب فرض می‌شود.

بنابراین، ویژگی مشترک در هر دو آیه، نبود جابه‌جایی معمول میان دو وضعیت است.

اگر شب سرمد باشد، روز جای آن را نمی‌گیرد. اگر روز سرمد باشد، شب جای آن را نمی‌گیرد.

پس می‌توان سرمد را در این سیاق چنین توضیح داد: استمرار یک وضعیت زمانی، بدون آنکه وضعیت مقابل به‌طور معمول جانشین آن شود.

این تعریف از معنای صرفاً «بسیار طولانی» دقیق‌تر است؛ زیرا آیه تنها از طول مدت سخن نمی‌گوید، بلکه از برقرار ماندن پیوستهٔ شب یا روز تا روز قیامت سخن می‌گوید.

نقش سکون و استراحت

در پایان فرض دوم، پرسش از شبی است که انسان بتواند در آن آرام گیرد: «بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ».

این عبارت نشان می‌دهد که شب در نظام زندگی انسان، کارکردی مهم دارد.

روزِ پیوسته، هرچند روشنایی فراهم می‌کند، جایگزین همهٔ کارکردهای شب نمی‌شود.

به همین ترتیب، شبِ پیوسته نیز هرچند می‌تواند زمینهٔ استراحت باشد، جایگزین روشنایی و امکانات روز نمی‌گردد.

در این دو آیه، مسئله فقط زیبایی تغییر شب و روز نیست؛ بلکه وابستگی زندگی انسان به شرایط متفاوتی است که هرکدام کارکرد خود را دارند.

بااین‌حال، نباید از این آیات نتیجه گرفت که هر انسانی الزاماً باید در تمام شب بخوابد یا همهٔ فعالیت‌های معاش فقط در روز انجام شوند.

آیات از کارکرد عمومی شب و روز سخن می‌گویند، نه از یک برنامهٔ یکنواخت و تغییرناپذیر برای تمام مردم و همهٔ مناطق زمین.

ادامهٔ سیاق در قصص ۲۸:۷۳

سورهٔ قصص، ۲۸:۷۳

وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

برگردان پیشنهادی این پژوهش:

«و از رحمت اوست که شب و روز را برای شما قرار داد تا در آن آرام گیرید و از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزارید.»

این آیه نتیجهٔ دو پرسش پیشین را بیان می‌کند.

در قصص ۲۸:۷۱ و قصص ۲۸:۷۲، دو وضعیت فرضی مطرح شده بود: شبِ پیوسته و روزِ پیوسته. در قصص ۲۸:۷۳، از برقرار بودن هر دو و کارکردهای متفاوتشان سخن می‌رود.

در این سیاق، استمرار یک‌جانبهٔ شب یا روز در برابر نظامی قرار می‌گیرد که در آن، هر دو وضعیت حضور دارند و زندگی انسان از هر دو بهره می‌برد.

این نکته نباید به معنای آن گرفته شود که خودِ استمرار همیشه زیان‌بار است.

سرمد بودن، معنایی منفی ندارد. آنچه در این دو فرض اهمیت پیدا می‌کند، از میان رفتن وضعیت مقابل و محروم شدن انسان از کارکردهای آن است.

پس «سرمد» در این آیات نه نام بلاست و نه نام رحمت؛ بلکه وصف استمرار است. پیامد آن از موضوعی که استمرار می‌یابد و از نیازهای انسان در سیاق مشخص می‌شود.

۶. جمع‌بندی و پیشنهاد ترجمه

«سَرْمَد» در زبان عربی به دوام و استمرار پیوسته دلالت می‌کند؛ به‌ویژه دربارهٔ شب، روز و وضعیت‌های زمانی که بدون گسست ادامه می‌یابند.

در منابع کهن، «سرمد» هم به معنای دائم و بی‌انقطاع آمده و هم برای شب بسیار طولانی به کار رفته است.

شاهد شعر طرفة بن عبد نشان می‌دهد که این واژه پیش از قرآن نیز در زبان عربی حضور داشته و برای توصیف طولانی شدن و ادامه یافتن شب شناخته شده بوده است.

دربارهٔ ساختمان صرفی آن، دو دیدگاه وجود دارد. ابن فارس میم را افزوده می‌داند و واژه را با «سرد» به معنای پیوستن مرتبط می‌سازد. برخی نحویان، در مقابل، میم را اصلی می‌دانند و «سرمد» را چهارحرفی مستقل به شمار می‌آورند.

این اختلاف بر معنای روشن واژه در قرآن تأثیر بنیادی ندارد.

در قرآن، ریشهٔ «س ر م د» دو بار و تنها با صورت «سَرْمَدًا» آمده است.

در قصص ۲۸:۷۱، استمرار شب فرض شده است؛ شبی که تا روز قیامت جای خود را به روشنایی روز نمی‌دهد.

در قصص ۲۸:۷۲، استمرار روز فرض شده است؛ روزی که تا روز قیامت شب جای آن را نمی‌گیرد.

این دو کاربرد نشان می‌دهند که سرمد در قرآن بر پیوسته ماندن یک وضعیت و نبود جابه‌جایی معمول آن با وضعیت مقابل تأکید دارد.

وجود «إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» در هر دو آیه نیز روشن می‌کند که سرمد بودن، به‌خودی‌خود مستلزم بی‌آغازی یا بی‌پایانی مطلق نیست.

معنای کوتاه ریشه: دوام و استمرار پیوسته؛ ادامه یافتن یک وضعیت بدون گسست و وقفه در مدت مورد نظر.

معنای صورت‌های قرآنی و پیشنهاد ترجمه:

سَرْمَدًا — قصص ۲۸:۷۱: وصف شبی که تا روز قیامت پیوسته ادامه می‌یابد و روز جای آن را نمی‌گیرد. پیشنهاد ترجمه: «پیوسته».

سَرْمَدًا — قصص ۲۸:۷۲: وصف روزی که تا روز قیامت پیوسته ادامه می‌یابد و شب جای آن را نمی‌گیرد. پیشنهاد ترجمه: «پیوسته».

برای هر دو آیه، تعبیر «پیوسته گرداند» می‌تواند معنای فعل «جَعَلَ» و وصف «سَرْمَدًا» را به‌صورت طبیعی در فارسی منتقل کند.

«همیشگی» نیز از نظر لغوی به سرمد نزدیک است، اما چون هر دو آیه حد زمانی «تا روز قیامت» را صریحاً بیان کرده‌اند، ترجمهٔ «پیوسته» از احتمال برداشت بی‌نهایت مطلق جلوگیری می‌کند، بی‌آنکه شدت و استمرارِ واقعیِ واژه را کاهش دهد.

نتیجهٔ اصلی این پژوهش آن است که سرمد نام دوامِ بی‌گسست است، نه لزوماً نام وجودی بی‌آغاز و بی‌پایان.

آنچه سرمد می‌شود، در مدت بیان‌شده ادامه می‌یابد و حالت پیوستهٔ خود را حفظ می‌کند. اما آغاز و پایان آن وضعیت، و نیز مطلوب یا نامطلوب بودن استمرارش، باید از سیاق شناخته شود.

در آیات قصص، سرمد بودنِ شب و روز دو فرض متقابل‌اند که اهمیت حضور هر دو در نظام زندگی را آشکار می‌سازند. آیهٔ بعد نیز این حضور را از نشانه‌های رحمت الهی معرفی می‌کند.

بنابراین، معنای ریشه نه با تاریکی یکی است، نه با روشنایی، و نه با زیان یا رحمت. هستهٔ آن پیوستگی و استمرار است؛ و موضوع و پیامد این استمرار را جمله تعیین می‌کند.