ریشهٔ ث ب ي در قرآن

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

جماعت، دسته‌بندی و گردآمدن؛ از گروه‌های انسانی تا حرکت دسته‌دسته

صورت‌های قرآنی و لغوی

«ثُبَة» در زبان عربی به جماعت یا دسته‌ای از انسان‌ها گفته می‌شود و جمع آن «ثُبَات» است. این واژه می‌تواند دربارهٔ گروهی از مردم یا دسته‌ای از سواران به کار رود. در کاربرد قرآنی، هنگامی که چند گروه جداگانه از یک مجموعهٔ بزرگ‌تر حرکت می‌کنند، تعبیر «ثُبَاتٍ» این شیوهٔ حرکت را بیان می‌کند.

در قرآن، این واژه تنها یک بار، در نساء ۴:۷۱، آمده است. فرمان «فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ» در برابر «أَوِ انْفِرُوا جَمِيعًا» قرار گرفته است. در حالت نخست، حرکت به صورت گروه‌های جداگانه انجام می‌شود؛ در حالت دوم، افراد به صورت جمعی و همگانی حرکت می‌کنند.

از نظر ریشه‌شناسی، «ثُبَة» واژه‌ای قابل توجه است؛ زیرا دربارهٔ حرف سومِ ریشهٔ آن میان لغویان اختلاف وجود دارد. برخی آن را از «ث ب ي» و برخی از «ث ب و» دانسته‌اند. افزون بر این، واژهٔ هم‌شکل دیگری به معنای مرکز حوض در عربی ثبت شده که بعضی لغویان آن را از خانوادهٔ «ث و ب» می‌دانند. در برخی نقل‌های لغوی، پیوند معنای جماعت با «ثَابَ» نیز مطرح شده است؛ پس این احتمال را نباید مطلقا به کاربرد حوض محدود دانست.

بنابراین، هرچند «ثُبَاتٍ» در نمایهٔ صرفی قرآن زیر ریشهٔ «ث ب ي» ثبت شده است، مطالعهٔ دقیق آن باید میان معنای ثابت‌شدهٔ واژه و فرضیه‌های متفاوت دربارهٔ منشأ تاریخی آن تفاوت بگذارد.

پیکرهٔ عربی قرآن؛ یک کاربرد در نساء ۴:۷۱

۱. هستهٔ معنایی و صورت‌های ریشه

در «مقاييس اللغة»، ابن فارس برای «ث ب ي» معنای ماندن و دوام بر چیزی را ثبت می‌کند.

او به نقل از خلیل بن احمد، «التَّثْبِيَة» را در معنای دوام بر یک کار و نیز ستایش‌کردن شخص در زمان حیاتش می‌آورد.

اما هنگامی که به «ثُبَة» می‌رسد، آن را جماعتی از سواران معرفی می‌کند و صورت‌های جمع «ثُبَات» و «ثُبُون» را ذکر می‌نماید.

مقاییس اللغة؛ دوام، جماعت و ترجیح اشتقاقی ابن فارس

این داده‌ها نشان می‌دهند که در منابع کهن، دو میدان معنایی در این خانواده مطرح بوده است: ماندن و دوام از یک سو، و گردآمدن اشخاص در یک جماعت از سوی دیگر.

پیوند احتمالی میان این دو قابل بررسی است، ولی نباید از همان ابتدا فرض کرد که جماعت در اصل به معنای کسانی است که مدت طولانی در یک مکان باقی مانده‌اند.

در کاربردهای روشن «ثُبَة»، ملاک اصلی وجود یک گروه است، نه لزوما مدت اقامت آن گروه.

ثُبَة؛ جماعت و دسته

«ثُبَة» با ضمهٔ ثاء، به گروهی از انسان‌ها گفته می‌شود. در «لسان العرب» این واژه به «عُصْبَة» توضیح داده شده است؛ یعنی دسته‌ای از افراد که در قالب یک مجموعه شناخته می‌شوند.

در کاربردهای مربوط به سواران نیز همین معنا حضور دارد. گروهی از سواران می‌توانند یک «ثُبَة» باشند و هنگامی که چند دسته جداگانه تشکیل دهند، از صورت جمع استفاده می‌شود.

در این تعریف، نظامی‌بودن شرط همیشگی نیست. کاربرد واژه دربارهٔ سواران از مصداق‌های شناخته‌شدهٔ آن است، اما شاهد شعری مربوط به گروهی از دوستان نیز نشان می‌دهد که «ثُبَة» به جماعت انسانی محدود به میدان جنگ نیست.

در تعریف‌های اصلیِ بررسی‌شده در مقاییس، صحاح، مفردات و لسان، واژه با جماعت و دسته توضیح داده می‌شود؛ بااین‌حال، در «مسائل نافع بن ازرق» در نقلی منسوب به ابن عباس، «ده نفر و بیشتر» نیز آمده است. بنابراین، ادعای نبودِ هرگونه توضیح عددی در منابع دقیق نیست؛ ولی از این نقل به‌تنهایی نمی‌توان شمار ثابت و الزام‌آوری برای دسته‌ها در نساء ۴:۷۱ تعیین کرد.

مسائل نافع بن ازرق؛ نقل منسوب به ابن عباس، مسئلهٔ ۲۳۸، صفحهٔ ۱۷۷

ثُبَات؛ گروه‌های جداگانه

«ثُبَات» جمع «ثُبَة» است.

در کاربردهایی مانند «جَاءَتِ الْخَيْلُ ثُبَاتٍ»، مقصود آن است که سواران یا اسب‌ها در دسته‌های جداگانه آمدند.

این تعبیر می‌تواند به حرکت چند گروه در زمان‌های متفاوت یا به حرکت آنان در واحدهای متمایز اشاره داشته باشد.

پس در «ثُبَات»، هم مفهوم چند جماعت وجود دارد و هم، در سیاق مناسب، جدا بودن آن جماعت‌ها از یکدیگر اهمیت می‌یابد.

اما خود واژه به معنای دشمن، جنگ، حمله یا پیروزی نیست. این مفاهیم از موقعیتی فهمیده می‌شوند که گروه‌ها در آن حضور دارند.

ثُبُون، ثُبِين و ثُبًى

در کنار «ثُبَات»، جمعِ ملحق به جمع مذکر سالم نیز به صورت «ثُبُون» در رفع و «ثُبِين» در نصب و جر آمده است؛ این دو، صورت‌های اعرابیِ یک جمع‌اند. ضبط «ثِبُون» با کسرهٔ ثاء نیز ثبت شده است. «ثُبًى» هم در برخی منابع جمعِ جماعت دانسته شده، هرچند ترکیبِ مربوط به مجالس اشراف در شعر فند، کاربردی نادر توصیف شده است.

«ثُبَات» همان صورت جمعی است که در قرآن آمده است. «ثُبُون» و «ثُبِين» را نباید دو شیوهٔ مستقلِ جمع‌بستن پنداشت؛ اختلاف پایانی آنها به نقش نحوی مربوط است.

شرح زوزنی؛ ثبون در رفع و ثبین در نصب و جر

در برخی ساخت‌های عربی، اسمی که یکی از حروف اصلی آن حذف شده است، می‌تواند جمعی با واو و نون یا یاء و نون بگیرد؛ هرچند خود اسم نام شخص یا صفت انسانی نباشد.

در اینجا نیز «ثُبَة» اسمی است که دربارهٔ ساختمان کهن آن بحث وجود دارد.

«أُثْبِيَّة» نیز به معنای جماعت ثبت شده و جمع آن «أَثَابِيّ» و «أَثَابِيَة» آمده است.

بااین‌حال، در تحلیل دقیق صرفی، نباید «أَثَابِيّ» را بدون توضیح، جمع مستقیم «ثُبَة» معرفی کرد؛ زیرا ابن بری آن را جمع «أُثْبِيَّة» دانسته است.

لسان العرب؛ جمع أثبیة و اعتراض ابن بری

ثَبَّى و تَثْبِيَة؛ دوام، گردآوردن و ستایش

در عربی، فعل «ثَبَّى» و مصدر «تَثْبِيَة» در چند کاربرد ثبت شده‌اند.

«ثَبَّيْتُ عَلَى الشَّيْءِ» به معنای دوام‌آوردن یا پایدارماندن بر چیزی نقل شده است.

در کاربرد دیگر، «ثَبَّيْتُ الرَّجُلَ» به ستایش شخص در زمان حیاتش و یادکرد نیکی‌های او مربوط است.

همچنین «ثَبَّيْتُ الشَّيْءَ» در توضیح گردآوردن و افزودن چیزی بر چیز دیگر آمده است.

این کاربردها می‌توانند از نظر معنایی با ماندن، استمرار یا گردآوردن ارتباط پیدا کنند. در توضیح ستایش نیز برخی لغویان گفته‌اند که ستایش‌کننده محاسن شخص را گرد می‌آورد و یاد می‌کند.

اما چنین توضیحی هنوز اثبات نمی‌کند که اسم «ثُبَة» حتما از فعل ستایش‌کردن ساخته شده است. برای تعیین منشأ تاریخی واژه، شواهد صرفی و کاربردهای کهن نیز باید سنجیده شوند.

۲. اختلاف لغویان دربارهٔ حرف سوم ریشه

یکی از مسائل اساسی این ریشه، منشأ صرفی «ثُبَة» است.

در صورت کنونی این اسم، تنها دو حرف «ث» و «ب» آشکارند و «ة» در پایان آمده است.

در تحلیل‌های کهن، حرفی از ساختمان اصلی واژه حذف شده و تاء پایانی جانشین آن دانسته شده است.

پرسش این است که حرف حذف‌شده، یاء بوده یا واو.

دیدگاه نخست: ث ب ي

در یک تحلیل، اصل واژه را از خانوادهٔ «ث ب ي» دانسته‌اند.

بر این اساس، «ثُبَة» با فعل‌هایی مانند «ثَبَّى» مرتبط است که معنای گردآوردن، دوام و ستایش برای آنها ثبت شده است. بااین‌حال، خودِ «ثَبَّيْتُ» به‌تنهایی یائی‌بودن حرف سوم را ثابت نمی‌کند؛ چنان‌که ابن جنی و ابن بری توضیح داده‌اند، ساخت تفعیل در ریشه‌های واوی نیز می‌تواند همین ظاهر را داشته باشد.

ابن جنی، سر صناعة الإعراب؛ ثبّیت، یاء را به‌تنهایی ثابت نمی‌کند

برای توضیح ارتباط با جماعت، می‌توان به معنای گردآوردن توجه کرد: افراد جداگانه گرد هم می‌آیند و یک گروه را تشکیل می‌دهند.

صورت تصغیر «ثُبَيَّة» نیز در همین بحث مورد استناد قرار گرفته است.

ابن فارس پس از نقل دیدگاه‌های مختلف، ارتباط «ثُبَة» را با خانوادهٔ یائی ترجیح می‌دهد.

اما صورت تصغیر به‌تنهایی برای اثبات قطعی حرف سوم کافی نیست؛ زیرا در واژه‌هایی که ساختمان اصلی آنها دگرگون شده، صورت‌های تصغیر نیز می‌توانند از کاربرد رایج واژه اثر بپذیرند.

دیدگاه دوم: ث ب و

در تحلیل دیگر، حرف پایانیِ حذف‌شده واو دانسته شده و صورت کهن واژه را «ثُبْوَة» در نظر گرفته‌اند.

ابن جنی به فراوانی اسم‌هایی اشاره می‌کند که حرف پایانیِ واوی آنها حذف شده است.

ابن بری نیز این تحلیل را ترجیح داده و برای آن به الگوهای مشابه صرفی و کاربردهایی از خانوادهٔ «ث ب و» استناد کرده است.

بر این اساس، «ثُبَة» می‌تواند در اصل به خانواده‌ای تعلق داشته باشد که حرف سوم آن واو است.

این اختلاف صرفا تفاوت در شیوهٔ نوشتن یک حرف نیست؛ زیرا در مطالعهٔ ریشه‌ها، تعیین حرف اصلی بر شناسایی خانوادهٔ واژگانی تأثیر می‌گذارد.

بنابراین، نمی‌توان تنها به دلیل ثبت واژه در یک نمایهٔ قرآنی، دیدگاه دیگر را باطل دانست.

ثُبَة الحوض و ریشهٔ ث و ب

پژوهش ریشهٔ ث و ب

در منابع لغوی، «ثُبَةُ الْحَوْضِ» به مرکز حوض گفته شده است؛ جایی که آب در آن گرد می‌آید.

برخی لغویان این واژه را از «ثَابَ يَثُوبُ» دانسته‌اند؛ یعنی بازگشتن.

بر این تحلیل، آب از بخش‌های مختلف حوض به نقطه‌ای بازمی‌گردد یا در آن جمع می‌شود.

تفاوت این دیدگاه با دو تحلیل پیشین در جایگاه حرف واو است.

اگر «ثُبَة» از «ث ب و» باشد، واو حرف سوم ریشه است؛ اما اگر از «ث و ب» گرفته شده باشد، واو حرف دوم آن است.

پس این دو فرضیه را نباید تنها به سبب داشتن حرف واو یکسان شمرد.

ابن فارس پیوند «ثُبَة» در کاربرد حوض و جماعت را ترجیح می‌دهد و هر دو را با «ثَبَّى» و دوام توضیح می‌دهد؛ این صرفا احتمالِ مبهمِ هم‌معنایی نیست، بلکه ترجیح اشتقاقیِ خود اوست. در مقابل، راغب و برخی لغویان ساختمان دو کاربرد را جدا دانسته‌اند؛ در نقل‌های دیگر نیز پیوند جماعت با «ثَابَ» مطرح شده است. باید صاحب هر دیدگاه و نوع حرف حذف‌شده را روشن نگه داشت.

لسان و تهذیب؛ پیوند جماعت با ثاب در برخی نقل‌ها

نتیجهٔ قابل دفاع آن است که معنای «ثُبَات» در قرآن روشن است، ولی دربارهٔ منشأ اشتقاقی «ثُبَة» اختلافی واقعی وجود دارد.

راغب و لسان؛ تمایز حوض و جماعت و اختلاف حرف محذوف

این اختلاف نباید با ریشه‌تراشی یا ساختن یک تصویر تاریخی قطعی پنهان شود.

۳. شواهد کاربرد در عربی کهن

شاهد زهیر بن ابی سلمی؛ جماعتی از دوستان

زهیر بن ابی سلمی، شاعر شناخته‌شدهٔ جاهلی، می‌گوید:

وَقَدْ أَغْدُو عَلَى ثُبَةٍ كِرَامٍ
نَشَاوَى وَاجِدِينَ لِمَا نَشَاءُ

ترجمه:

«و چه‌بسا بامدادان نزد گروهی بزرگوار می‌روم که مست‌اند و به آنچه می‌خواهیم دسترسی دارند.»

در این بیت، «ثُبَة» به جماعتی از انسان‌ها اشاره دارد.

سیاق شعر به همنشینی و بزم مربوط است، نه به سازمان نظامی یا حرکت جنگی. بنابراین، این شاهد نشان می‌دهد که «ثُبَة» در عربی می‌توانسته خارج از میدان نبرد نیز نام یک گروه باشد. «نَشَاوَى» در این سیاق به مستیِ باده مربوط است، نه صرفا شادی؛ ادامهٔ شعر از باده و اثر جام سخن می‌گوید.

همچنین از خود واژه، شمار دقیق افراد آن جماعت معلوم نمی‌شود.

این بیت در دیوان زهیر ثبت شده و از شواهد مهم کاربرد واژه در شعر کهن است.

دیوان زهیر؛ ثبة، نشاوى و بافت باده‌نوشی

شاهد عمرو بن کلثوم؛ دسته‌های سواران

در معلقهٔ عمرو بن کلثوم آمده است:

فَأَمَّا يَوْمَ خَشْيَتِنَا عَلَيْهِمْ
فَتُصْبِحُ خَيْلُنَا عُصَبًا ثُبِينَا

ترجمه:

«اما روزی که بر آنان بیمناک باشیم، سواران ما به دسته‌ها و گروه‌های جداگانه درمی‌آیند.»

در این بیت، «ثُبِينَا» در کنار «عُصَبًا» آمده است.

این همراهی نشان می‌دهد که موضوع، گروه‌بندی سواران است. شاعر مجموعهٔ سواران را نه به‌صورت یک واحد یکپارچه، بلکه در دسته‌های متمایز توصیف می‌کند. زوزنی ضمیر «عَلَيْهِمْ» را در پیوند با بیت پیشین به فرزندان و خانواده‌هایی برمی‌گرداند که سواران از آنان در برابر دشمن دفاع می‌کنند؛ منظور، ترسیدن از دشمنان نیست.

شرح زوزنی؛ دفاع از فرزندان و خانواده‌ها

این شاهد برای فهم «ثُبَاتٍ» در قرآن اهمیت دارد؛ زیرا همان میدان معنایی دسته‌بندی و حرکت گروهی را در زمینه‌ای نظامی نشان می‌دهد.

بااین‌حال، نباید از این شاهد نتیجه گرفت که «ثُبَة» در اصل به معنای واحدی نظامی با شمار ثابت افراد بوده است.

عمرو بن کلثوم از شاعران دوران جاهلیت است و این بیت در متن معلقهٔ منسوب به او ثبت شده است.

شاهد لبید؛ تَثْبِيَة در معنای ستایش

لبید بن ربیعه در بیتی می‌گوید:

يُثَبِّي ثَنَاءً مِنْ كَرِيمٍ وَقَوْلُهُ
أَلَا انْعَمْ عَلَى حُسْنِ التَّحِيَّةِ وَاشْرَبِ

ترجمه:

«ستایش مردی بزرگوار را بازمی‌گوید؛ و گفتارش این است: هان، با این درود نیک خوش باش و بنوش.»

در این بیت، «يُثَبِّي» با ستایش و یادکرد نیکی ارتباط دارد.

این کاربرد در منابع لغوی برای توضیح «تَثْبِيَة» نقل شده است. «انْعَمْ» در این درود به خوش‌بودن مربوط است؛ برگردان آن به بهره‌بردن از پذیرایی، توضیحی فراتر از لفظِ درود می‌افزاید.

سر صناعة الإعراب؛ شاهد لبید و گردآوردن ستایش

لبید شاعری مخضرم بود و هر دو دورهٔ پیش از اسلام و پس از آن را درک کرد. زمان دقیق سرودن این بیت روشن نیست؛ بنابراین، شاهدی ارزشمند برای کاربرد کهن واژه است، اما نباید بدون تعیین تاریخ، آن را قطعا پیشاقرآنی دانست.

دیوان لبید؛ متن بیت در صفحهٔ ۲۰ نسخهٔ مبنا

از نظر معنایی، این شاهد به شاخهٔ ستایش تعلق دارد. برای پیوند دادن آن به اسم «ثُبَة» در معنای جماعت، استدلال اشتقاقی جداگانه لازم است.

اشتراک حروف به‌تنهایی کافی نیست که «ثُبَاتٍ» در قرآن معنای ستایش یا پایبندی پیدا کند.

۴. کاربرد قرآنی: فَانْفِرُوا ثُبَاتٍ

سورهٔ نساء ۴:۷۱

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ فَانفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُوا جَمِيعًا

ترجمهٔ کنونی فرقان:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آمادگی احتیاطی خود را بگیرید، پس گروه‌گروه بیرون روید یا همگی بیرون روید.»

در این آیه، فرمان نخست به گرفتن «حِذْر» مربوط است و پس از آن، دو شیوهٔ حرکت بیان می‌شود.

«ثُبَاتٍ» در برابر «جَمِيعًا» قرار گرفته است. این تقابل، معنای واژه را در خود آیه روشن می‌کند.

ساختمان نحوی ثُبَاتٍ

«ثُبَاتٍ» جمع «ثُبَة» است و در جمله به حالت نصب آمده است.

از نظر نحوی، این واژه در جایگاه حال قرار دارد؛ یعنی چگونگی انجام فعل «فَانْفِرُوا» را بیان می‌کند.

بنابراین، آیه صرفا نمی‌گوید گروه‌ها وجود دارند، بلکه می‌گوید هنگام حرکت، به صورت گروه‌های جداگانه بیرون روید.

علامت نصب «ثُبَاتٍ» کسره است؛ زیرا این صورت، جمع مؤنث سالم به شمار می‌رود.

«جَمِيعًا» نیز در جملهٔ دوم حالت حرکت جمعی را بیان می‌کند.

پس دو عبارت، دو شیوهٔ انجام یک فعل را معرفی می‌کنند: حرکت در دسته‌های متمایز و حرکت همگانی.

مفردات راغب؛ جماعت منفرد و تقابل با جمیعا

آیا ثُبَاتٍ به معنای گروه‌های کوچک است؟

در توضیح‌های تفسیری، گاه «ثُبَات» به گروه‌های کوچک یا دسته‌های نظامی ترجمه شده است.

این توضیح با بسیاری از مصداق‌های کاربردی آیه سازگار است؛ زیرا هنگامی که یک جمعیت بزرگ به چند گروه جداگانه تقسیم شود، هر گروه می‌تواند از مجموعهٔ اصلی کوچک‌تر باشد.

خودِ ساخت آیه تعداد معینی برای هر دسته مقرر نمی‌کند؛ نقلِ «ده نفر و بیشتر» نیز به معنای تعیین یک شمار ثابت در این فرمان نیست.

ازاین‌رو، «گروه‌های کوچک» می‌تواند توضیحی سیاقی باشد، ولی «گروه‌گروه» از نظر ترجمهٔ مستقیم دقیق‌تر است؛ زیرا اندازهٔ گروه‌ها را بدون شاهد تعیین نمی‌کند.

تفاوت ثُبَاتٍ و جَمِيعًا

این تفاوت، محور اصلی کاربرد قرآنی ریشه است.

«ثُبَاتٍ» به چند گروه متمایز اشاره دارد که می‌توانند جداگانه حرکت کنند.

«جَمِيعًا» در این ساخت، حرکت همگانی و جمعی را بیان می‌کند.

حرف «أَوِ» نیز میان این دو شیوه آمده است و نشان می‌دهد که آیه آنها را به‌عنوان دو امکان در انجام فرمان مطرح می‌کند.

اما این تفاوت به معنای آن نیست که یکی همیشه بر دیگری برتری دارد.

در خود آیه، برای هر یک از دو شیوه، برتری مطلق بیان نشده است. فرمان نخست به احتیاط و آمادگی مربوط است و سپس دو صورت حرکت ارائه می‌شود.

ازاین‌رو، می‌توان دریافت که شیوهٔ حرکت در وضعیت‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد؛ اما جزئیات تصمیم‌گیری نظامی، شمار دسته‌ها و ترتیب اعزام آنها از خود «ثُبَات» به دست نمی‌آید.

سیاق جنگ و ضرورت آمادگی

نساء ۴:۷۱ در مجموعه‌ای قرار دارد که دربارهٔ درگیری، خطر و مسئولیت افراد در رویارویی سخن می‌گوید.

در نساء ۴:۷۲، از کسانی یاد می‌شود که در حرکت کندی می‌کنند و هنگام وقوع مصیبت، نبودن خود را در جمع دیگران نعمتی برای خویش می‌شمارند.

در نساء ۴:۷۳، واکنش همین گروه در صورت رسیدن فضل و پیروزی مطرح می‌شود.

نساء ۴:۷۴ نیز به موضوع جنگیدن در راه خداوند می‌پردازد و نساء ۴:۷۵ از مردان، زنان و کودکانی سخن می‌گوید که در وضعیت ستم قرار دارند و خواهان رهایی‌اند.

این سیاق نشان می‌دهد که فرمان «فَانْفِرُوا» با آمادگی و حرکت در شرایط درگیری ارتباط دارد.

بنابراین، نباید معنای «ثُبَات» را از میدان واقعی کاربرد آن جدا کرد و آن را صرفا به گروه‌های فکری، مذهبی یا اجتماعی تبدیل نمود.

از سوی دیگر، معنای لغوی «ثُبَة» به جنگ محدود نیست؛ چنان‌که شاهد شعری زهیر نشان می‌دهد.

پس باید میان معنای عمومی واژه و مصداق جنگی آن در نساء ۴:۷۱ تفاوت گذاشت.

آیا آیه تقسیم دائمی مؤمنان به گروه‌های جداگانه را فرمان می‌دهد؟

از خود «ثُبَاتٍ» چنین نتیجه‌ای به دست نمی‌آید.

در این آیه، گروه‌بندی به چگونگی انجام فعل «انْفِرُوا» مربوط است. بنابراین، موضوع، شیوهٔ حرکت در وضعیت مورد خطاب است.

این واژه دربارهٔ ایجاد فرقه‌های مذهبی، هویت‌های دائمی یا تقسیم عقیدتی جامعه سخن نمی‌گوید.

همچنین آیه در کنار حرکت دسته‌دسته، حرکت همگانی را نیز مطرح می‌کند.

پس کاربرد این ریشه نه دلیلی برای ارزشمند بودن همیشگی جدایی گروه‌هاست و نه دلیلی برای ممنوعیت گروه‌بندی.

ملاک فهم آن، ساخت جمله و موضوع حرکت است.

۶. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان

برای «ثُبَة» در کاربرد عمومی، «گروه»، «جماعت» و «دسته» معادل‌های طبیعی‌اند.

در کاربرد نظامی می‌توان از «دسته‌ای از سواران» یا «گروهی از رزمندگان» استفاده کرد، ولی این مصداق‌های خاص نباید به تعریف عمومی واژه تحمیل شوند.

برای «ثُبَات»، تعبیرهای «گروه‌ها»، «دسته‌ها» و در ساختی مانند نساء ۴:۷۱، «گروه‌گروه» یا «دسته‌دسته» مناسب‌اند.

در کاربردهای غیرقرآنی مربوط به «تَثْبِيَة»، معادل‌ها باید بر پایهٔ سیاق انتخاب شوند: «دوام‌ورزیدن»، «گردآوردن»، «افزودن» یا «ستایش‌کردن». هیچ‌یک از این معانی نباید بدون شاهد در ترجمهٔ «ثُبَاتٍ» جایگزین معنای جماعت شود.

صورت قرآنی: ثُبَاتٍ

معنی کوتاه ریشه: جماعت و دسته؛ گردآمدن اشخاص در یک گروه. منشأ اشتقاقی آن میان «ث ب ي» و «ث ب و» محل اختلاف است. در برخی نقل‌ها پیوند با «ث و ب» نیز مطرح شده است.

معنی در این آیه: گروه‌گروه و در دسته‌های جداگانه، در بیان چگونگی بیرون‌رفتن.

ترجمهٔ موجود فرقان:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آمادگی احتیاطی خود را بگیرید، پس گروه‌گروه بیرون روید یا همگی بیرون روید.»

این ترجمه تقابل «ثُبَاتٍ» و «جَمِيعًا» را حفظ کرده است.

«گروه‌گروه» معادل مناسبی است؛ زیرا بدون تعیین تعداد اعضای هر گروه، شیوهٔ حرکت را به فارسی طبیعی بیان می‌کند.

ازاین‌رو، از نظر پژوهش لغوی، دلیلی برای تغییر این بخش از ترجمهٔ کنونیِ موقت فرقان وجود ندارد.

۷. جمع‌بندی

«ثُبَة» در عربی به جماعت یا دسته‌ای از انسان‌ها گفته می‌شود و «ثُبَات» جمع آن است. این معنا در شواهد شعر کهن و منابع لغوی به‌روشنی ثبت شده است.

کاربرد واژه دربارهٔ گروهی از دوستان و نیز دسته‌هایی از سواران نشان می‌دهد که نام جماعت به‌خودی‌خود به جنگ محدود نیست؛ هرچند در نساء ۴:۷۱ در سیاق آمادگی و حرکت برای رویارویی به کار رفته است.

در این آیه، «ثُبَاتٍ» در برابر «جَمِيعًا» قرار دارد. تفاوت میان آنها، حرکت به صورت دسته‌های جداگانه و حرکت همگانی است. این تقابل معنای قرآنی واژه را روشن می‌کند و نیازی به تعیین عدد، اندازه یا ساختار ثابت گروه‌ها ندارد.

از نظر ریشه‌شناسی، دربارهٔ حرف سومِ «ثُبَة» اختلاف وجود دارد. برخی لغویان آن را یاء و برخی واو دانسته‌اند. همچنین «ثُبَة» در معنای مرکز حوض ممکن است از خانوادهٔ متفاوت «ث و ب» باشد. این اختلاف باید در پژوهش ریشه محفوظ بماند و با یک تصویر معناییِ ساخته‌شده پوشانده نشود. در بعضی نقل‌ها همین خانوادهٔ «ث و ب» برای جماعت نیز مطرح شده است؛ بنابراین دوگانهٔ یاء و واوِ پایانی تمامِ دیدگاه‌های نقل‌شده را دربر نمی‌گیرد.

«ثُبَاتٍ» نیز نباید با «ثَبَات» به معنای پایداری و استواری اشتباه گرفته شود. واژهٔ قرآنی جمع «ثُبَة» است و معنای آن در جمله، گروه‌گروه بودن است.

بنابراین، در نساء ۴:۷۱، «گروه‌گروه بیرون روید» ترجمه‌ای دقیق و طبیعی است. این تعبیر هم معنای جماعت‌های متمایز را حفظ می‌کند و هم تفاوت آن را با حرکت همگانی نشان می‌دهد.