ریشه قرآنی أ ب ل
إِبِل؛ شتران، نگهداری و بهرهمندی از آنها؛ و أبابیل به معنای گروههای پراکنده و پیدرپی
صورتهای قرآنی و لغوی
الْإِبِل
نام جمع قرآنی برای شتران؛ دو بار: انعام ۶:۱۴۴ و غاشیه ۸۸:۱۷
أَبَابِيل
صورت قرآنی وصفی؛ دستهدسته؛ یک بار: فیل ۱۰۵:۳
آبَال
جمع لغوی إبل؛ در قرآن نیامده است
آبِل / أَبِل
صورتهای وصفی لغوی؛ دارنده یا نگهدارندهٔ ماهر شتران
إِبَالَة / أَبَالَة
مصدرهای لغوی برای مهارت و رسیدگی به شتران
أَبَّلَ
فعل لغوی باب تفعیل؛ فراوان شدن شتران، با کاربردهای مرتبط با پرورش آنها
أَبَلَ / تَأَبَّلَ
فعلهای لغوی؛ بسنده کردن به گیاه آبدار در این سیاق
مُؤَبَّلَة
اسم مفعول لغوی؛ گروهبندیشده یا برای نگهداری فراهمشده
إِبَّالَة
اسم لغوی؛ دستهٔ هیزم یا علف؛ مفرد پیشنهادیِ اختلافی أبابیل نیز هست
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشه «أ ب ل» در زبان عربی بیش از همه با «إِبِل» به معنای شتران شناخته میشود. از همین خانواده، واژههایی برای نگهداری و پرورش شتر، مهارت در رسیدگی به آنها، داشتن گلههای شتر و برخی ویژگیهای رفتاری این حیوان ثبت شده است.
شاخه دیگری از این خانواده با گروهبندی و گرد آمدن چیزها ارتباط دارد. «إِبَّالَة» در کاربردی شناختهشده به دستهای از هیزم یا گیاهان بستهشده گفته میشود و «أَبَابِيل» برای گروههایی به کار رفته که جداجدا یا پیدرپی حرکت میکنند.
در قرآن، «أَبَابِيل» در توصیف پرندگانی آمده که بر سپاه اصحاب فیل فرستاده شدند. اما این واژه در معنای شناختهشده عربی، نام یک گونه مشخص پرنده نیست؛ بلکه چگونگی آمدن و گروهبندی آنها را توصیف میکند.
ارتباط احتمالی «أبابیل» با «إبل» نیز باید با احتیاط بررسی شود. برخی لغویان آن را به گلههای شتر که در دستههای جداگانه حرکت میکنند مربوط دانستهاند. این توضیح از نظر تصویری قابل فهم است، اما تنها قرار گرفتن دو واژه زیر یک ریشه در فرهنگ لغت یا نمایه صرفی، تاریخ اشتقاق آنها را ثابت نمیکند.
صورتهای قرآنی
ریشه «أ ب ل» در نمایه صرفی قرآن سه بار، در سه آیه و دو صورت آمده است:
- الْإِبِل: شتران؛ در انعام ۶:۱۴۴ و غاشیه ۸۸:۱۷.
- أَبَابِيل: گروههای پراکنده یا پیدرپی؛ در فیل ۱۰۵:۳، در وصف پرندگان.
صورتهای مهم دیگر این خانواده در زبان عربی عبارتاند از:
إِبِل: نام جمع برای شتران نر و ماده. این واژه مفردی از جنس حروف خود ندارد.
آبَال: جمع دیگری برای إبل، در اشاره به گلهها یا مجموعههای شتر.
بَعِير و نَاقَة: واژههای مستقل عربی برای شتر؛ این دو مشتق مستقیم «إبل» نیستند، هرچند به همان حیوان مربوطاند.
آبِل و أَبِل: صاحب شتر یا کسی که در نگهداری و رسیدگی به شتر مهارت دارد؛ با تفاوتهایی در ضبط و کاربرد.
إِبَالَة و أَبَالَة: مهارت یا رسیدگی به شتران، در برخی کاربردهای لغوی.
أَبَّلَ: شترانش فراوان شد؛ و «تأبیل الإبل» برای نگهداری، پرورش و فربه کردن شتران نیز ثبت شده است.
تَأَبَّلَ: در کاربردی شتر اختیار کرد و در کاربردی دیگر از کاری کناره گرفت یا به چیزی بسنده کرد.
أَبِلَتِ الْإِبِلُ: شتران فراوان شدند؛ با ضبط «أَبَلَتِ الْإِبِلُ» و صورتهای دیگری نیز بسنده کردن شتران به رطوبت گیاه تازه و بینیازی موقت از نوشیدن آب گزارش شده است.
إِبِلٌ مُؤَبَّلَة: شترانی که به گلههای جداگانه تقسیم شدهاند، یا شترانی که برای نگهداری و مالکیت فراهم آمدهاند.
إِبَّالَة: دستهای از هیزم یا علف که گرد آورده و بسته شده است.
إِبِّيل، إِبَّوْل و إِبَّالَة: صورتهایی که بعضی لغویان به عنوان مفرد یا نام یک گروه برای «أبابیل» پیشنهاد کردهاند؛ اما درباره مفرد داشتن خود «أبابیل» اختلاف جدی وجود دارد.
این صورتها در یک مجموعه لغوی ثبت شدهاند، ولی نباید همه آنها را به یک معنای نخستینِ فرضی بازگرداند. بهویژه «إبل» به معنای شتران و «أبابیل» به معنای گروههای پراکنده باید ابتدا از کاربردهای واقعی خود شناخته شوند.
۲. «إِبِل» در زبان عربی کهن؛ شتران و زندگی وابسته به آنها
إبل؛ نام جمع برای شتران
در زبان عربی، «إِبِل» نامی جمعی برای شتران است و هم نرها و هم مادهها را دربر میگیرد.
لغویان قدیم تصریح کردهاند که این واژه مفردی از جنس حروف خود ندارد؛ یعنی برای اشاره به یک شتر، صورت سادهای مانند «إِبْلَة» به عنوان مفرد عادی آن به کار نمیرود.
در عوض، عربی واژههای مستقلی مانند «بعیر» و «ناقة» دارد.
از نظر دستوری نیز «إبل» در کاربرد معمول خود مؤنث شمرده میشود، هرچند مجموعهای از حیوانات نر و ماده را بیان میکند.
این نکته در غاشیه ۸۸:۱۷ دیده میشود؛ جایی که قرآن درباره إبل میگوید: «كَيْفَ خُلِقَتْ»، با فعل مؤنث مفرد.
پس نباید مؤنث بودن فعل را دلیل آن دانست که آیه تنها درباره شتران ماده است.
همچنین «إبل» لزوما به معنای تعداد مشخصی شتر نیست. در بعضی کاربردهای قدیمی، این واژه برای گلهای با شمار معین نیز به کار رفته، اما چنین کاربردی نباید جای معنای عام و شناختهشده آن را بگیرد.
شتر و زندگی عربی
شتر در زندگی بسیاری از جماعتهای عرب، بهویژه در محیطهای خشک و کمآب، نقش مهمی داشت.
از شتر برای سفر، حمل بار، بهرهمندی از شیر، گوشت، پوست و دیگر محصولات استفاده میشد. نگهداری شتران نیز به شناخت آبشخور، چراگاه، فصلها و مسیرهای رفتوآمد نیاز داشت.
این زمینه در پیدایش واژهها و تعبیرهای فراوان مربوط به شتر نقش داشته است.
اما نباید معنای خود «إبل» را با تمام این منافع یکی دانست.
إبل نام حیوان است؛ حمل بار، تولید شیر، نگهداری گله و تحمل کمآبی ویژگیها و کاربردهاییاند که در زندگی انسان به آن مربوط میشوند.
در پژوهش قرآنی نیز باید همین تفاوت حفظ شود.
آبِل؛ کسی که در نگهداری شتر مهارت دارد
در عربی کهن، «آبِل» و «أَبِل» برای کسی ثبت شده که شتر دارد یا در نگهداری و رسیدگی به آنها ماهر است.
در بعضی توضیحات، میان صاحب شتر و شخص ماهر در نگهداری شتر تفاوت گذاشته شده است.
ممکن است شخصی شتران فراوان داشته باشد، اما در رسیدگی به آنها چندان توانا نباشد. از سوی دیگر، ممکن است کسی در چرا دادن، آب رساندن و شناخت وضعیت شتران مهارت داشته باشد، بیآنکه خود مالک گلهای بزرگ باشد.
این تفاوت در زبان عربی مهم بوده است.
در شعری از طفیل غنوی آمده است:
فَأَبَّلَ وَاسْتَرْخَى بِهِ الشَّأْنُ بَعْدَمَا
أَسَافَ وَلَوْلَا سَعْيُنَا لَمْ يُؤَبَّلِ
«پس شترانش فراوان شد و کار و حالش پس از کم شدن دارایی آسان گردید؛ و اگر کوشش ما نبود، چنین گلهای به دست نمیآورد.»
در این شاهد، فعل «أَبَّلَ» با فراوان شدن شتران و بهبود وضع شخص ارتباط دارد. «أَسَافَ» در توضیح این بیت به کم شدن دارایی تفسیر شده است.
در برخی نقلهای لغوی، به جای «الشأن» صورت «الخطب» آمده است. این اختلاف ضبط، معنای مرتبط با شتران را تغییر اساسی نمیدهد.
طفیل غنوی از شاعران جاهلی شناخته میشود و این بیت در دیوان منسوب به او نقل شده است. در بعضی نسخههای صحاح، انتساب به حمید بن ثور نیز دیده میشود. بنابراین، بیت با انتساب مشهور به طفیل شاهدی برای کاربرد این خانواده در شعر قدیم است، اما اختلاف نقل و انتساب آن باید در ارزیابی تاریخی در نظر بماند.
با این حال، نباید از کاربرد فعل در این بیت نتیجه گرفت که معنای خود «إبل» ثروت یا توانگری است. شتران ممکن است دارایی ارزشمندی بوده باشند، اما واژه همچنان نام حیوان است.
أَبَلَت و تَأَبَّلَ؛ بسنده کردن به گیاه آبدار
در زبان عربی، درباره شتران و بعضی جانوران بیابانی، فعلهایی از این خانواده به معنای بسنده کردن به گیاهان تازه و آبدار و در نتیجه نیاز نداشتن به نوشیدن آب برای مدتی ثبت شده است.
در این کاربرد، «أَبَلَ» با ویژگی شناختهشده بعضی جانوران در محیطهای کمآب ارتباط دارد.
در شعری از لبید آمده است:
وَإِذَا حَرَّكْتُ غَرْزِي أَجْمَرَتْ
أَوْ قَرَابِي عَدْوَ جَوْنٍ قَدْ أَبَلْ
ترجمهٔ تقریبی: «چون پایم را در رکاب بجنبانم، [شترم] شتاب میگیرد؛ دویدنش چون دویدن گورخری تیرهرنگ، یا نزدیک به آن است، که با خوردن گیاه تازه برای مدتی از نوشیدن آب بینیاز شده است.»
در این بیت، شاعر حرکت شتر خود را به دویدن گورخری تیرهرنگ مانند میکند؛ «أَبَلْ» درباره جانور دوم آمده که بنا بر توضیح لغویان، با خوردن گیاه تازه برای مدتی از نوشیدن آب بینیاز شده است.
این شاهد در منابع لغوی برای همین کاربرد نقل شده است. لبید شاعری مخضرم است که روزگار جاهلیت و اسلام را درک کرده؛ نام او به تنهایی تاریخ دقیق سرودن این بیت را تعیین نمیکند.
اما نباید از آن نتیجه گرفت که همه شتران یا دیگر جانوران بیابانی بدون آب زنده میمانند.
کاربرد زبانی درباره بسنده کردن موقت به رطوبت گیاه است، نه بینیازی مطلق موجود زنده از آب.
همچنین این شاخه نباید به معنای مستقیم «أبابیل» در سوره فیل منتقل شود.
۳. «وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ»؛ شتر در بحث حلال و حرام
انعام، ۶:۱۴۴
وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ ۗ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الْأُنْثَيَيْنِ ۖ أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللَّهُ بِهَٰذَا ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
«و از شتران دو تا، و از گاوان دو تا. بگو: آیا آن دو نر را حرام کرده است یا آن دو ماده را، یا آنچه را رحمهای آن دو ماده دربر گرفتهاند؟ یا هنگامی که آن معبود یگانه شما را به این کار سفارش کرد، حاضر و گواه بودید؟ پس چه کسی ستمگرتر از کسی است که بر آن معبود یگانه دروغ ببندد تا مردم را بیدانش گمراه سازد؟ بیگمان آن معبود یگانه گروه ستمگران را هدایت نمیکند.»
در این آیه، «الإبل» به شتران اشاره دارد و در کنار «البقر» یعنی گاوان آمده است.
مقصود از «اثنین»
در آیه پیشین، قرآن از گوسفند و بز نیز سخن گفته است. با افزودن شتر و گاو در آیه ۱۴۴، مجموعه هشت فرد، یعنی نر و مادهٔ چهار گروه دام، در ساخت آیات مطرح میشود.
«اثنین» در این سیاق به دو جنس نر و ماده از هر گروه اشاره دارد.
بنابراین، عبارت «وَمِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ» به معنای آن نیست که در جهان تنها دو شتر وجود دارد یا واژه إبل در لغت به معنای یک جفت شتر است.
عدد، نقش خود را در استدلال آیه دارد؛ اما معنای إبل همچنان شتران است.
محور آیه؛ نسبت دادن حرام به آن معبود یگانه
آیه از مخاطبان میپرسد که آیا نرها حرام شدهاند، مادهها یا آنچه در رحم مادههاست.
در ادامه نیز کسانی را نکوهش میکند که بدون علم، حکمی را به آن معبود یگانه نسبت میدهند.
بنابراین، موضوع اصلی آیه تنها معرفی چهار نوع حیوان نیست؛ بلکه بررسی و نقد ادعای تحریم آنهاست.
اما این نتیجه از تمام ساخت آیه به دست میآید، نه از خود واژه إبل.
از ریشه أ ب ل نمیتوان حکم حلال یا حرام بودن گوشت شتر را استخراج کرد. مسائل مربوط به حلیت، تحریم و افترا باید از آیات مربوط به همان موضوعها بررسی شوند.
در ترجمه فرقان، بهتر است «الإبل» به سادگی «شتران» ترجمه شود و بحث حقوقی در تأویل آیه قرار گیرد.
۴. «أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ»؛ شتر در نشانههای آفرینش
غاشیه، ۸۸:۱۷
أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
«آیا به شتران نمینگرند که چگونه آفریده شدهاند؟»
این دومین کاربرد «الإبل» در قرآن است.
در این آیه، موضوع نه دادوستد و نه تحریم خوراک، بلکه توجه به آفرینش است.
چرا شتران یاد شدهاند؟
شتر برای بسیاری از مخاطبان عرب قرآن حیوانی شناختهشده بوده است.
بزرگی بدن، شیوه برخاستن و نشستن، توان حمل بار، راه رفتن در محیط خشک و نیازهای ویژه آن، همگی میتوانستند موضوع مشاهده و اندیشیدن باشند.
اما قرآن در خود این آیه هیچ ویژگی زیستشناختی مشخصی مانند ساختمان معده، شکل کف پا یا ذخیره چربی را نام نمیبرد.
پس نباید جزئیات دانش امروزی درباره شتر را جزء معنای لغوی «الإبل» قرار داد.
سخن آیه، دعوت به نگاه کردن و اندیشیدن درباره چگونگی آفرینش شتران است.
همچنین «كَيْفَ خُلِقَتْ» درباره نحوه آفرینش است؛ اما این عبارت به تنهایی توضیح علمی یا تاریخی کاملی درباره مراحل پیدایش شتر ارائه نمیکند.
شتر، آسمان، کوهها و زمین
در آیات بعد، توجه مخاطبان به آسمان، کوهها و زمین جلب میشود.
غاشیه، ۸۸:۱۸
وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ
«و به آسمان، که چگونه برافراشته شده است؟»
غاشیه، ۸۸:۱۹
وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
«و به کوهها، که چگونه برپا شدهاند؟»
غاشیه، ۸۸:۲۰
وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
«و به زمین، که چگونه گسترده شده است؟»
در این مجموعه، شتران در کنار سه پدیده بزرگ دیگر از جهان قرار گرفتهاند.
این ترتیب، دامنه نگاه را از حیوانی شناختهشده در زندگی روزمره به آسمان، کوهها و زمین گسترش میدهد.
اما از این همراهی نباید نتیجه گرفت که «الإبل» حتما نام پدیدهای آسمانی است.
در زبان، کنار هم قرار گرفتن چند پدیده به معنای تعلق همه آنها به یک طبقه نیست. ممکن است حیوان، آسمان، کوه و زمین به عنوان نمونههای متفاوت آفرینش کنار هم آمده باشند.
خوانش «الإبل» به معنای ابرها
در بعضی توضیحات لغوی و تفسیری قدیم، احتمال داده شده است که «الإبل» در غاشیه ۸۸:۱۷ به ابرها اشاره داشته باشد.
در این خوانش، ابرها به شتران تشبیه شدهاند؛ زیرا در آسمان حرکت میکنند و آب را حمل مینمایند.
قرطبی از اصمعی، به نقل از ابوعمرو، گزارشی درباره تفاوت خواندن واژه با تخفیف و تشدید نقل میکند: صورت مخفف به شتر و صورت مشدد به ابرهای حامل باران تفسیر شده است. این نقل لغوی درباره خواندن واژه، به تنهایی جایگاه آن صورت را در قرائتهای معتبر ثابت نمیکند.
این گزارشها باید شناخته شوند، اما نباید آنها را با معنای عادی و شناختهشده «إبل» در عربی یکی دانست.
در زبان عربی، «إبل» به طور مستقیم نام شتران است. در خود انعام ۶:۱۴۴ نیز این معنا کاملا روشن است.
از سوی دیگر، در غاشیه ۸۸:۱۷، قرآن از آفرینش «الإبل» سخن میگوید و در آیه بعد به صورت مستقل آسمان را نام میبرد.
بنابراین، معنای شتران هم پشتوانه لغوی مستقیم دارد و هم با ساخت آیات سازگار است.
خوانش ابرها به عنوان احتمال لغوی و تفسیری قابل ثبت است، اما برای ترجمه پایه دلیل کافی برای کنار گذاشتن معنای شناختهشده شتران فراهم نمیکند.
تفاوت إبل با بَعیر، جَمَل و نَاقَة
در عربی، واژههای مختلفی برای شتر وجود دارد.
«إبل» نام جمعی شتران است.
«بعیر» میتواند برای یک شتر به کار رود و به شتر نر محدود نیست.
«جمل» در کاربرد شناختهشده خود به شتر نر اشاره دارد.
«ناقة» شتر ماده است.
قرآن از «جمل»، «ناقة» و «بعیر» نیز در آیات دیگر استفاده کرده است، اما اینها مشتقهای ریشه أ ب ل نیستند.
بنابراین، در غاشیه ۸۸:۱۷، نباید «الإبل» را به «یک شتر نر» یا «شتر ماده» محدود کرد.
ترجمه «شتران» دامنه واژه را بهتر حفظ میکند.
۵. «أَبَابِيل»؛ گروههای جداگانه و پیدرپی
فیل، ۱۰۵:۳
وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ
«و بر آنان پرندگانی گروهگروه فرستاد.»
این آیه تنها کاربرد «أبابیل» در قرآن است.
أبابیل نام یک نوع پرنده نیست
در فارسی، ترکیب «پرندگان ابابیل» بسیار شناختهشده است. گاهی نیز «ابابیل» چنان به کار میرود که گویی نام یک گونه خاص پرنده است.
اما در زبان عربی کهن، «أبابیل» برای گروههایی شناخته شده که به صورت پراکنده یا پیدرپی میآیند.
اخفش مثال آورده است که میگفتند شتران کسی «أبابیل» آمدند؛ یعنی در دستههای جداگانه.
بنابراین، این واژه تنها برای پرندگان به کار نمیرفته است.
در آیه سوره فیل، «طَيْرًا» پرندگان را معرفی میکند و «أَبَابِيلَ» چگونگی آمدن یا گروهبندی آنها را روشن میسازد.
این تفاوت مهم است.
از خود «أبابیل» نمیتوان شکل بدن، رنگ، اندازه، گونه زیستی یا محل زندگی پرندگان را تعیین کرد.
این ویژگیها در واژه وجود ندارند.
گروههای پراکنده یا پیدرپی؟
در توضیحات کهن، دو ویژگی برجسته شده است.
نخست، گروهها از جهتهای گوناگون میآیند و یک مجموعه واحد و منظمِ متصل نیستند.
دوم، گروهها پشت سر یکدیگر میرسند؛ دستهای پس از دسته دیگر.
این دو معنا لزوما ناسازگار نیستند.
ممکن است چند گروه از جهتهای مختلف حرکت کنند و در عین حال، یکی پس از دیگری برسند.
از این رو، «گروهگروه»، «دستهدسته» و «در دستههای پراکنده و پیدرپی» همگی میتوانند بخشهایی از معنای أبابیل را منتقل کنند.
اما نباید از این واژه شمار دقیق دستهها یا تعداد پرندگان هر دسته را استخراج کرد.
همچنین «أبابیل» به تنهایی به معنای پرواز با شکل هندسی خاص یا آرایش نظامی مشخص نیست.
آیا أبابیل مفرد دارد؟
درباره مفرد داشتن «أبابیل» میان لغویان اختلاف وجود دارد.
اخفش و برخی دیگر آن را از جمعهایی دانستهاند که مفرد شناختهشدهای از همان لفظ ندارند.
در مقابل، صورتهایی مانند «إِبِّيل»، «إِبَّوْل» و «إِبَّالَة» به عنوان مفرد یا نام یک دسته پیشنهاد شدهاند.
بعضی لغویان این صورتها را نقل کردهاند، اما برخی دیگر تصریح کردهاند که مفرد مستقلی را در گفتار عربها نیافتهاند.
بنابراین، نمیتوان با قطعیت گفت که مفرد أبابیل حتما «إبّیل» بوده است.
در ترجمه فارسی نیازی به انتخاب یکی از این صورتهای اختلافی نیست.
«دستهدسته» معنای آیه را بدون تحمیل یک مفرد نامطمئن منتقل میکند.
نسبت أبابیل با گلههای شتر
در عربی، «إبل مؤبّلة» برای شترانی به کار رفته که به دستهها و گلههای جداگانه تقسیم شدهاند.
همچنین «إبّالة» میتواند به یک دسته یا مجموعه بستهشده اشاره کند.
بر این اساس، بعضی لغویان «أبابیل» را با گروههای شتر مرتبط دانستهاند؛ گویی دستههایی از پرندگان مانند گلههایی جداجدا حرکت میکنند.
این پیشنهاد با مثال اخفش درباره آمدن شتران به صورت أبابیل سازگار است.
اما باید میان دو ادعا تفاوت گذاشت.
نخست اینکه «أبابیل» برای گروههای جداگانه به کار میرفته است؛ این معنا پشتوانه روشن لغوی دارد.
دوم اینکه واژه «أبابیل» حتما از نام شتر، یعنی «إبل»، مشتق شده است؛ این ادعا به شواهد تاریخی بیشتری نیاز دارد.
ممکن است کاربرد گروهبندی در این خانواده از راه گلههای شتر گسترش یافته باشد، اما چنین احتمالی نباید به اشتقاق قطعی تبدیل شود.
إِبَّالَة؛ دسته هیزم یا علف
در عربی، «إبّالة» به دستهای از هیزم یا علف گفته شده که گرد آورده و بسته میشود.
از همین کاربرد، مثل «ضِغْثٌ عَلَى إِبَّالَةٍ» شناخته شده است؛ یعنی افزودن دستهای دیگر بر باری که از پیش وجود دارد. این تعبیر سپس برای افزودن گرفتاری بر گرفتاری نیز به کار رفته است.
این معنا با مفهوم گروه و مجموعه ارتباط دارد.
اما نباید «أبابیل» در سوره فیل را به «دستههای هیزم» ترجمه کرد.
در آیه، آنچه فرستاده شده «طیر» است. واژه أبابیل وصف چگونگی گروهبندی آنهاست، نه اینکه پرندگان از جنس هیزم یا علف بوده باشند.
شاهد شعری درباره أبابیل
در منابع لغوی، این عبارت شعری نقل شده است:
أَبَابِيلُ هَطْلَى مِنْ مُرَاحٍ وَمُهْمَلِ
«دستههایی از شتران که آرام میروند؛ از گلههای بازآوردهشده و شتران رهاشده.»
در این شاهد، «أبابیل» درباره گروههایی از شتران آمده که از گلههای گردآوریشده و شتران رهاشده تشکیل شدهاند.
«هَطْلَى» در این سیاق با حرکت آرام و پراکنده ارتباط دارد.
این شاهد نشان میدهد که أبابیل میتوانسته برای گروههای حیوانات غیرپرنده نیز به کار رود.
اما عبارت موجود، بخشی از یک بیت است و انتساب و تاریخ دقیق آن به روشنی احراز نشده است. از این رو، نباید آن را شاهد قطعی جاهلی معرفی کرد.
با این احتیاط، معنای دستهدسته بودن در گزارشهای لغوی معتبر روشن باقی میماند.
۶. أبابیل در سیاق کامل سوره فیل
برای فهم نقش این واژه، باید آن را در مجموعه آیات سوره بررسی کرد.
اصحاب فیل و نقشه آنان
فیل، ۱۰۵:۱
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ
«آیا ندیدی که پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟»
فیل، ۱۰۵:۲
أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ
«آیا نقشه آنان را تباه و بینتیجه نساخت؟»
در این دو آیه، گروهی با عنوان «اصحاب فیل» معرفی شده و از ناکام شدن نقشه آنان سخن رفته است.
اما «فیل» از ریشه أ ب ل نیست.
فیل و شتر دو حیوان متفاوتاند؛ صرف اینکه نام شتر در خانواده أ ب ل قرار دارد و آیه سوم سوره فیل «أبابیل» را به کار میبرد، دلیل نمیشود که میان فیل و شتر رابطه اشتقاقی ساخته شود.
همچنین نام «اصحاب فیل» به تنهایی شمار فیلها، سازمان دقیق سپاه یا همه جزئیات تاریخی رخداد را تعیین نمیکند.
پرندگان گروهگروه
فیل، ۱۰۵:۳
وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ
«و بر آنان پرندگانی گروهگروه فرستاد.»
آیه از فرستاده شدن پرندگان بر آن گروه سخن میگوید.
«أبابیل» در اینجا تعداد گروهها یا گونه پرندگان را به صورت دقیق مشخص نمیکند؛ بلکه آمدن آنها را به صورت دستههای متعدد توصیف مینماید.
همچنین نباید «أبابیل» را در لغت به معنای «فرستادگان الهی» تعریف کرد. فرستادن از فعل «أَرْسَلَ» به دست میآید و پرندگان با «طَيْرًا» معرفی میشوند.
خود أبابیل بر گروهبندی دلالت دارد.
سنگهایی از سجیل
فیل، ۱۰۵:۴
تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
«که آنان را با سنگهایی از سجیل هدف قرار میدادند.»
در این آیه، عمل پرتاب سنگ بیان شده است.
اما «أبابیل» به معنای سنگ نیست و از خود آن نمیتوان جنس سنگها یا شیوه برخورد آنها را تعیین کرد.
«حجارة» و «سجیل» دو واژه مستقلاند که باید در پژوهش ریشههای خود بررسی شوند.
همچنین درباره چیستی دقیق سجیل و کیفیت رخداد، توضیحات متفاوتی وجود دارد. این بحث نباید بیدلیل به معنای أبابیل منتقل شود.
نتیجه رخداد
فیل، ۱۰۵:۵
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
«پس آنان را مانند کاه و برگِ گیاهی کرد که خورده شده است.»
این آیه نتیجه رخداد را با تصویری از بقایای گیاهیِ خوردهشده بیان میکند.
اما این نتیجه از جمله پایانی سوره فهمیده میشود، نه از خود أبابیل.
پس نباید واژه أبابیل را به معنای نابودکننده، سنگانداز یا عامل شکست نظامی ترجمه کرد.
تمام این رخدادها در سیاق به هم پیوستهاند، ولی هر واژه نقش معنایی مخصوص خود را دارد.
آیا أبابیل پرندگانی افسانهای بودهاند؟
خود قرآن نمیگوید که پرندگان یادشده گونهای با نام علمی یا زیستی «أبابیل» بودهاند.
همچنین درباره رنگ، اندازه، شکل نوک، نوع بال و محل زندگی آنها توضیحی نمیدهد.
در گزارشهای تاریخی و تفسیری، توصیفهای گوناگونی درباره شکل این پرندگان آمده است؛ اما این گزارشها با یکدیگر یکسان نیستند.
از این رو، نمیتوان یکی از آن توصیفها را به عنوان معنای لغوی أبابیل وارد مقاله کرد.
از سوی دیگر، نباید تنها به سبب نداشتن اطلاعات زیستشناختی دقیق، معنای روشن آیه را حذف کرد. قرآن از «طیر» سخن میگوید و أبابیل چگونگی آمدن آنها را توصیف میکند.
بنابراین، در پژوهش ریشه، مناسبتر است که پرندگان همان پرندگان باقی بمانند و معنای أبابیل به دستهدسته بودن محدود شود.
بحث درباره ماهیت تاریخی رخداد، موضوع پژوهشی جداگانه است.
۸. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
«الْإِبِلِ» در انعام ۶:۱۴۴
معادل پیشنهادی: «شتران».
ترجمه بخش آغازین آیه:
«و از شتران دو تا، و از گاوان دو تا.»
در توضیح باید روشن شود که مقصود از دو تا در ساخت این آیات، نر و ماده است.
اما این نکته نباید به معنای لغوی إبل افزوده شود.
«الْإِبِلِ» در غاشیه ۸۸:۱۷
معادل پیشنهادی: «شتران».
ترجمه آیه:
«آیا به شتران نمینگرند که چگونه آفریده شدهاند؟»
این ترجمه معنای شناختهشده عربی را حفظ میکند.
خوانش مربوط به ابرها میتواند در توضیح پژوهشی ذکر شود، اما برای ترجمه پایه پشتوانه کافی برای کنار گذاشتن معنای شتران وجود ندارد.
«أَبَابِيلَ» در فیل ۱۰۵:۳
معادل پیشنهادی: «گروهگروه» یا «دستهدسته».
ترجمه آیه:
«و بر آنان پرندگانی گروهگروه فرستاد.»
اگر نیاز به توضیح بیشتر باشد:
«پرندگانی که در دستههای جداگانه و پیدرپی میآمدند.»
اما در ترجمه عمومی، همان «گروهگروه» طبیعی و کافی است.
بهتر است از ترجمه «پرندگان ابابیل» بدون توضیح خودداری شود؛ زیرا ممکن است خواننده گمان کند أبابیل نام یک گونه مشخص پرنده است.
معنای کوتاه در باکسهای واژهبهواژه
الْإِبِلِ: شتران؛ نام جمع برای شترهای نر و ماده.
أَبَابِيلَ: دستهدسته، گروهگروه؛ وصف گروههایی که جداگانه یا پیدرپی میآیند.
در باکس «أبابیل» میتوان افزود که درباره مفرد و اشتقاق تاریخی آن میان لغویان اختلاف وجود دارد.
اما نیازی نیست این اختلاف صرفی در ترجمه مستقیم آیه وارد شود.
۹. جمعبندی
ریشه «أ ب ل» در زبان عربی بیش از همه با شتران و نگهداری آنها شناخته میشود.
«إبل» نام جمعی شتران است و هم نر و هم ماده را دربر میگیرد. از همین خانواده، واژههایی برای دارنده شتر، شخص ماهر در رسیدگی به شتران، نگهداری گله و برخی ویژگیهای زندگی شتر در محیط کمآب ثبت شده است.
در قرآن، «الإبل» دو بار آمده است.
در انعام ۶:۱۴۴، شتران در مجموعه چهار گروه دام و در بحث نسبت دادن حرام به آن معبود یگانه مطرح شدهاند.
در غاشیه ۸۸:۱۷، شتران به عنوان پدیدهای از آفرینش معرفی شدهاند که انسان به تأمل درباره چگونگی خلقت آنها فراخوانده میشود.
معنای شناختهشده هر دو کاربرد، شتران واقعی است. خوانش ابرها برای غاشیه ۸۸:۱۷ در بعضی منابع کهن گزارش شده، اما معنای مستقیم إبل در زبان عربی نیست و دلیل کافی برای ترجیح آن در ترجمه پایه وجود ندارد.
کاربرد سوم، «أبابیل» در فیل ۱۰۵:۳ است.
این واژه در عربی برای گروههای پراکنده یا پیدرپی شناخته شده است. درباره مفرد داشتن آن اختلاف وجود دارد و ارتباط تاریخیاش با إبل نیز نباید تنها بر پایه شباهت حروف قطعی دانسته شود.
در سوره فیل، «طیر» پرندگان را نام میبرد و «أبابیل» چگونگی آمدن آنها را توصیف میکند.
بنابراین، أبابیل نام قطعی یک گونه پرنده نیست و به خودی خود نوع سنگ، اندازه پرندگان، رنگ آنها یا کیفیت نابودی اصحاب فیل را بیان نمیکند.
برای فرقان، تعریف این خانواده چنین است: «إِبِل» نام جمع شتران نر و ماده است و مشتقهای وابسته به آن در زبان عربی با نگهداری، داشتن و رسیدگی به شتران ارتباط دارند. «أَبَابِيل» در کاربرد قرآنی، گروههای جداگانه یا پیدرپی را توصیف میکند؛ واژهای که برخی لغویان با دستهبندی گلههای شتر مرتبط دانستهاند، اما اشتقاق تاریخی آن قطعی نیست.
این تعریف، هر سه کاربرد قرآنی را حفظ میکند، بدون آنکه شتر را به ابر تبدیل کند، أبابیل را نام یک گونه ناشناخته پرنده بداند یا تمام شاخههای این خانواده را زیر یک معنای ساختهشده و بیشاهد قرار دهد.