ریشه قرآنی أ ب ب
أَبّ؛ گیاهان چراگاهی و خوراک چارپایان؛ از علفزار و پوشش گیاهی تا معنای آمادگی و روی آوردن در عربی کهن
صورتهای قرآنی و لغوی
أَبًّا
تنها صورت قرآنی؛ اسم نکره منصوب؛ عبس ۸۰:۳۱
أَبَّ، يَئِبُّ، يَؤُبُّ
فعل لغوی؛ آماده شدن و قصد حرکت؛ در قرآن نیامده است
أَبّ
مصدر لغوی در شاخه فعلی؛ قصد و آمادگی؛ متمایز از اسم گیاه
أَبِيب
مصدر لغوی؛ آماده شدن برای حرکت
أَبَاب، أَبَابَة
صورتهای لغوی؛ آمادگی و در بعضی کاربردها اشتیاق به زادگاه
إِبَابَة
صورت لغوی؛ آمادگی رفتن یا روی آوردن به مقصد
اِئْتَبَّ
فعل لغوی باب افتعال؛ آماده شد یا آهنگ حرکت کرد
أَبَاب / أُبَاب
صورتهای لغوی غیرقرآنی؛ آب و سراب / بخش انبوه سیلاب یا موج
۱. معرفی ریشه و صورتهای قرآنی
ریشه «أ ب ب» در زبان عربی دو شاخه معنایی شناختهشده دارد. شاخه نخست به گیاهان چراگاهی و علوفهای مربوط است که چارپایان از آنها تغذیه میکنند. «أَبّ» در این کاربرد به علف، پوشش گیاهی قابل چرا و گیاهانی گفته میشود که خوراک دامها هستند.
شاخه دوم با قصد کردن، آماده شدن برای حرکت و روی آوردن به چیزی ارتباط دارد. در این کاربرد، «أَبَّ لِلسَّيْرِ» به معنای آماده شدن برای رفتن یا سفر کردن است و «أَبَّ إِلَى وَطَنِهِ» برای کسی به کار رفته که به سوی زادگاه خود کشش پیدا میکند یا آهنگ بازگشت به آن را دارد.
در بعضی توضیحات لغوی، میان این دو شاخه رابطهای پیشنهاد شده است: گیاه چراگاهی از آن جهت «أبّ» نام گرفته که برای چریدن یا چیدن آماده است. اما این توضیح را نباید بدون شاهد تاریخی کافی، منشأ قطعی نامگذاری واژه دانست.
در قرآن، این ریشه تنها یک بار آمده است:
عبس، ۸۰:۳۱
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا
«و میوهها و گیاهان چراگاهی.»
در این آیه، «أَبًّا» به گیاهان و خوراک چارپایان اشاره دارد. آیه بعد، یعنی عبس ۸۰:۳۲، از بهرهمندی انسانها و چارپایان سخن میگوید و همین معنا را تقویت میکند.
صورتهای بررسیشده
صورتهای مهم خانواده «أ ب ب» در زبان عربی چنیناند:
- أَبّ: علف، گیاهان چراگاهی و پوشش گیاهی مورد استفاده چارپایان؛ تنها صورت قرآنی این خانواده.
- أَبَّ، يَئِبُّ یا يَؤُبُّ: آماده حرکت شد، آهنگ رفتن کرد یا به سوی چیزی روی آورد؛ از کاربردهای لغوی که در قرآن نیامدهاند.
- أَبّ: در شاخه فعلی، مصدر به معنای قصد کردن یا آماده شدن.
- أَبِيب: از مصدرهای ثبتشده برای آماده شدن و قصد حرکت.
- أَبَاب و أَبَابَة: آمادگی و فراهم ساختن مقدمات حرکت؛ در بعضی کاربردها، کشش به سوی زادگاه.
- إِبَابَة: آمادگی رفتن یا روی آوردن به مقصد.
- اِئْتَبَّ: آماده شد یا آهنگ حرکت کرد.
صورتهای دیگری نیز ثبت شدهاند: «أَبَاب» با فتحه همزه برای آب یا سراب، و «أُبَاب» با ضمه همزه برای بخش انبوه سیلاب یا موج. رابطه تاریخی این صورتها با شاخههای اصلی ریشه محل بررسی است.
تمام این صورتها در قرآن حضور ندارند. بنابراین، شناخت آنها برای پژوهش لغوی سودمند است، اما نباید برای واژه قرآنی «أَبًّا» معانیای ساخت که از خود آیه و شواهد مربوط به گیاهان پشتیبانی نمیشوند.
«أ ب ب» یک ریشه سهحرفی مضاعف است؛ یعنی دو حرف پایانی آن یکساناند. در صورت «أَبّ»، این دو باء با تشدید نشان داده میشوند.
همچنین «أَبّ» به معنای گیاه چراگاهی با «أَب» به معنای پدر، که در طبقهبندی رایج به ریشه «أ ب و» تعلق دارد، یکی نیست. تفاوت این دو تنها در معنای آیه نیست؛ ساختمان صرفی آنها نیز متفاوت است.
۲. هسته معنایی أَبّ؛ گیاهان قابل چرا
أَبّ در زبان عربی کهن
در منابع معتبر لغوی عربی، «الأَبُّ» به «الْكَلَأ» و «الْمَرْعَى» معنا شده است.
«کَلَأ» در عربی نامی برای گیاهانی است که در زمین میرویند و چارپایان از آنها میچرند.
«مرعى» نیز به چراگاه یا گیاهانی مربوط است که برای چرا فراهماند.
بنابراین، وقتی «أبّ» با این دو واژه توضیح داده شده، میدان اصلی معنای آن روشن میشود: گیاهانی که برای تغذیه چارپایان به کار میروند.
در توضیحات زجاج، «أبّ» همه گیاهانی دانسته شده که چارپایان از آنها خوراک میگیرند. فراء نیز آن را با خوراک دامها توضیح داده است.
این کاربرد با زندگی شبانی و کشاورزی عرب ارتباط مستقیم داشته است. شتر، گوسفند، بز و دیگر چارپایان به گیاهان چراگاهی نیاز داشتند و دسترسی به علف و آب از عوامل مهم ادامه زندگی و جابهجایی جماعتها بود.
از این رو، «أبّ» تنها نام چیزی تزئینی یا بیاهمیت در طبیعت نبود؛ به بخشی از خوراک حیوانات و زندگی اقتصادی مردمان مربوط میشد.
اما نباید از این زمینه اجتماعی نتیجه گرفت که «أبّ» در لغت به معنای ثروت، دامداری، تجارت یا اقتصاد است.
واژه به گیاهان چراگاهی اشاره دارد و اهمیت اقتصادی آنها از کاربردشان در زندگی مردم شناخته میشود.
آیا أَبّ خود گیاه است یا محل روییدن آن؟
در منابع عربی، أَبّ گاهی با «کَلَأ» و گاهی با «مرعى» توضیح داده شده است.
این تفاوت اهمیت دارد.
کَلَأ بیشتر به خود گیاهان چراگاهی اشاره میکند، در حالی که مرعى میتواند هم گیاه قابل چرا و هم محل چریدن چارپایان را دربر گیرد.
بنابراین، نباید تمام کاربردهای أَبّ را به معنای یک قطعه زمین یا علفزار محدود کرد.
در عبس ۸۰:۳۱، أَبّ در کنار میوهها و دیگر روییدنیها آمده است. از این رو، معنای گیاهان چراگاهی با سیاق سازگاری مستقیمتری دارد.
اگر آن را تنها «چراگاه» ترجمه کنیم، ممکن است خواننده بیشتر زمین چرا را در نظر بگیرد تا خود گیاهانی را که در آن میرویند.
از این جهت، «گیاهان چراگاهی» یا «علوفه» برای آیه مناسبتر است.
اما در توضیح لغوی میتوان گفت که این گیاهان در مجموع، پوشش گیاهی چراگاه را تشکیل میدهند.
آیا أَبّ فقط گیاه خودروست؟
در بعضی فرهنگهای لغوی، أَبّ به گیاهانی محدود شده که انسان آنها را نمیکارد و چارپایان از آنها تغذیه میکنند.
بر این اساس، أَبّ میتواند به علفهای خودرو و گیاهان طبیعی چراگاه اشاره داشته باشد.
اما چنین محدودیتی در همه منابع دیده نمیشود.
برخی لغویان این واژه را به صورت گستردهتر، برای گیاهانی که خوراک چارپایان هستند، به کار بردهاند؛ بدون آنکه شرط کنند حتما خودرو باشند.
در بعضی توضیحات نیز أَبّ به هر آنچه از زمین میروید گسترش داده شده است.
با این حال، تعریف اخیر بسیار گسترده است و اگر بدون توجه به سیاق پذیرفته شود، تفاوت أَبّ با دیگر گیاهان نامبرده در سوره عبس را کمرنگ میکند.
از مجموعه شواهد، معنای گیاهان چراگاهی و خوراک دامها پشتوانه روشنتری دارد.
بنابراین، «خودرو بودن» میتواند ویژگی بسیاری از مصداقهای أَبّ باشد، اما نباید آن را جزء ضروری و بیاستثنای تعریف واژه قرار داد.
آیا أَبّ فقط علف خشک است؟
در بعضی توضیحات، میان گیاه تازه و گیاه خشک تفاوت گذاشته شده و أَبّ به خوراک خشک چارپایان نزدیک دانسته شده است.
اما در تعریفهای اصلی لغوی، خشک بودن شرط ثابت أَبّ نیست.
گیاه چراگاهی ممکن است سبز و تازه باشد و حیوان آن را در همان محل بچرد. همچنین ممکن است گیاه چیده و خشک شود و سپس به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار گیرد.
هر دو حالت میتوانند با میدان علوفه و خوراک چارپایان ارتباط داشته باشند.
از این رو، ترجمه أَبّ به «علف خشک» ممکن است در بعضی توضیحات قابل فهم باشد، اما برای آیه قرآن محدودکننده است.
در عبس ۸۰:۳۱، هیچ صفتی مانند خشک، زرد یا پژمرده برای أَبّ نیامده است.
بنابراین، نباید چنین ویژگیهایی را به ترجمه پایه افزود.
۳. شواهد شعر عربی کهن
أَبّ در کنار چراگاه و آبشخور
در بیتی که ابندرید و سپس لغویان دیگر نقل کردهاند، آمده است:
جِذْمُنَا قَيْسٌ وَنَجْدٌ دَارُنَا
وَلَنَا الْأَبُّ بِهِ وَالْمَكْرَعُ
«ریشه تبار ما قیس است و نجد سرزمین ما؛ در آنجا گیاهان چراگاهی و آبشخور نیز از آن ماست.»
در این بیت، «الأبّ» در کنار «المكرع» آمده است.
«مَكْرَع» به محل دسترسی به آب و آبشخور ارتباط دارد.
این همراهی برای شناخت أَبّ اهمیت دارد؛ زیرا در زندگی شبانی، چراگاه و آب دو نیاز نزدیک به یکدیگرند.
وقتی شاعر از أَبّ و مکرع در سرزمین خود سخن میگوید، تصویری از امکانات طبیعی زندگی و نگهداری چارپایان ارائه میکند.
در اینجا، أَبّ به معنای آماده شدن برای سفر یا قصد کردن نیست؛ بلکه به گیاهان چراگاهی اشاره دارد.
با این حال، شاعر این بیت در نقل مورد بررسی به طور قطعی شناسایی نشده است. بنابراین، خود بیت شاهدی از سنت شعر عربی است، اما نباید بدون سند، به شاعر جاهلی مشخصی نسبت داده شود.
أَبّ در شعر منسوب به ابو دؤاد ایادی
در شعری منسوب به ابو دؤاد ایادی، شاعر شناختهشده جاهلی، تعبیر زیر آمده است:
يَرْعَى بِرَوْضِ الْحَزْنِ مِنْ أَبِّهِ
«در چمنزار سرزمین سخت و بلند، از گیاهان چراگاهی آن میچرد.»
در این عبارت، فعل «يَرْعَى» مستقیما به چریدن مربوط است و «أَبّ» چیزی است که حیوان از آن تغذیه میکند.
از نظر معنایی، این عبارت با معنای شناختهشده گیاهان چراگاهی سازگاری روشنی دارد.
بیت در منابع با اختلاف ضبط در بخش بعدی نقل شده است. افزون بر این، در نقدی منقول از ابوحنیفه دینوری در کتاب النبات، بیت ساختگی شمرده شده و انتساب آن به ابو دؤاد مورد اعتراض قرار گرفته است. بنابراین، مسئله تنها اختلاف ضبط نیست و اعتبار خود انتساب نیز باید در نظر گرفته شود.
انتساب شعر به شاعر جاهلی، به تنهایی تاریخ دقیق سروده شدن هر بیت را قطعی نمیکند؛ بهویژه هنگامی که خود آن انتساب مورد نقد قرار گرفته باشد.
پس همراهی أَبّ با فعل چریدن، میدان معنایی گیاهی را در این نقل روشن میکند، اما با توجه به نقد انتساب، نباید آن را شاهد قطعی کاربرد واژه در شعر جاهلی شمرد.
کمیابی واژه در شواهد کهن
در مقاییس اللغة، ابن فارس از ابو زید انصاری نقل میکند که نام أَبّ را جز در قرآن نشنیده است.
این گزارش از نظر تاریخ شناخت واژه اهمیت دارد.
اما نباید آن را به معنای ناشناخته بودن قطعی أَبّ در تمام زبان عربی پیش از قرآن گرفت.
نخست اینکه گزارش ابو زید درباره حدود شواهدی است که خود شنیده بوده است.
دوم اینکه لغویان دیگر، شواهد شعری و کاربردهای مربوط به چراگاه را نقل کردهاند.
از این رو، نتیجه دقیقتر آن است که أَبّ در مقایسه با واژههای رایجترِ گیاه و علف، واژهای کمکاربردتر یا کمتر شناختهشده در بخشی از سنت نقل لغت بوده است.
این کمیابی به معنای بیمعنا بودن یا نداشتن کاربرد عربی نیست.
همچنین نباید برای جبران کمبود شواهد، بیتهای ساختگی یا انتسابهای نامطمئن به شعر جاهلی وارد پژوهش کرد.
۴. شاخه دوم؛ آمادگی، قصد و روی آوردن
أَبَّ لِلسَّيْرِ؛ آماده شدن برای حرکت
در عربی کهن، «أَبَّ لِلسَّيْرِ» برای کسی به کار رفته که آماده سفر یا حرکت میشود.
در این کاربرد، شخص مقدمات رفتن را فراهم میکند و قصد خود را به سوی مقصدی معطوف میسازد.
همچنین «أَبَّ إِلَى وَطَنِهِ» برای کشش و اشتیاق به زادگاه یا آهنگ بازگشت به آن ثبت شده است.
در نمونه دیگری، «أَبَّ إِلَى سَيْفِهِ» درباره شخصی آمده که دست خود را به سوی شمشیر میبرد تا آن را بیرون بکشد.
در اینجا، معنای آمادگی و قصد در یک رفتار عینی دیده میشود.
اما نباید از این کاربردها نتیجه گرفت که هر «أبّ» در عربی به معنای حرکت کردن است.
در آیه عبس، أَبّ نام گیاه است و نه فعل آماده شدن.
شاهدی از شعر اعشی
در شعری منسوب به اعشی آمده است:
صَرَمْتُ وَلَمْ أَصْرِمْكُمُ وَكَصَارِمٍ
أَخٌ قَدْ طَوَى كَشْحًا وَأَبَّ لِيَذْهَبَا
«از شما بریدم، هرچند هنوز پیوند را کاملا نگسستهام؛ مانند دوستی که از همراهان خود روی برگردانده و آماده رفتن شده است.»
در این بیت، «أَبَّ لِيَذْهَبَا» به آماده شدن برای رفتن اشاره دارد.
بنابراین، این شاهد به شاخه قصد و آمادگی تعلق دارد، نه به گیاهان چراگاهی.
این تفاوت نشان میدهد که دو کاربرد در سنت شعر عربی شناخته شدهاند.
اما حضور آنها در شعر، تاریخ دقیق رابطه اشتقاقی میان دو شاخه را ثابت نمیکند.
آیا أَبّ به معنای گیاه از «آماده بودن» ساخته شده است؟
راغب اصفهانی در مفردات، أَبّ را به چراگاهی معنا میکند که برای چریدن و چیدن آماده است و این معنا را با کاربرد فعل «أَبَّ» به معنای آماده شدن پیوند میدهد.
این توضیح از نظر معنایی قابل شناخت است.
گیاهی که رشد کرده و برای تغذیه چارپایان مناسب است، میتواند آماده چریدن یا چیدن دانسته شود.
اما این شباهت به تنهایی ثابت نمیکند که نام گیاه از نظر تاریخی حتما از فعل آماده شدن مشتق شده است.
ابن فارس نیز در مقاییس اللغة برای این ریشه دو اصل جدا معرفی میکند: چراگاه، و قصد و آمادگی.
بنابراین، شواهد اجازه میدهند که هر دو شاخه شناخته شوند؛ اما ضرورتی ندارند که یکی را منشأ قطعی دیگری بدانیم.
از این رو، نمیتوان أَبّ در عبس ۸۰:۳۱ را به «چیزی که آماده است» ترجمه کرد.
در آن آیه، واژه مصداق شناختهشده گیاهان چراگاهی را بیان میکند. توضیح مربوط به آمادگی، بحثی درباره احتمال پیوند لغوی است و نباید جای معنای مستقیم آیه را بگیرد.
۵. «وَفَاكِهَةً وَأَبًّا»؛ جایگاه واژه در سوره عبس
عبس، ۸۰:۳۱
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا
«و میوهها و گیاهان چراگاهی.»
این آیه بخشی از یک رشته پیوسته درباره باران، زمین، رویش و خوراک انسان و چارپایان است.
برای فهم أَبّ، باید به این سیاق توجه کرد.
آغاز سخن؛ خوراک انسان
عبس، ۸۰:۲۴
فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَىٰ طَعَامِهِ
«پس انسان به خوراک خود بنگرد.»
در این آیه، انسان به توجه و اندیشیدن درباره خوراک خود فراخوانده شده است.
در ادامه، قرآن از باران و شکافته شدن زمین و رویش محصولات گوناگون سخن میگوید.
بنابراین، أَبّ در زمینهای آمده که موضوع اصلی آن خوراک و بهرهمندی از روییدنیهای زمین است.
این نکته مانع آن میشود که أَبّ را بدون قرینه به یک مفهوم انتزاعی مانند آمادگی روحانی، قصد سفر یا حرکت انسان تبدیل کنیم.
باران و رویش
عبس، ۸۰:۲۵
أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاءَ صَبًّا
«ما آب را بهفراوانی فرو ریختیم.»
عبس، ۸۰:۲۶
ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا
«سپس زمین را شکافتیم.»
عبس، ۸۰:۲۷
فَأَنْبَتْنَا فِيهَا حَبًّا
«پس در آن دانهها و غلات رویاندیم.»
در این آیات، رابطه میان آب، زمین و رویش محصولات مطرح است.
اما باید توجه داشت که «صَبّ»، «شَقّ» و «نَبْت» هر کدام از ریشه جداگانهای آمدهاند.
أَبّ در ادامه، یکی از روییدنیهایی است که در این مجموعه نام برده میشود.
بنابراین، نباید خود أَبّ را به معنای باران، شکافتن زمین یا عمل رویاندن تعریف کرد.
اینها رخدادهاییاند که پیش از فهرست محصولات آمدهاند و زمینه پیدایش آنها را روشن میسازند.
انگور و گیاهان قابل بریدن
عبس، ۸۰:۲۸
وَعِنَبًا وَقَضْبًا
«و انگور و گیاهان قابل چیدن و بریدن.»
در این آیه، «قَضْب» از ریشه دیگری است و با بریدن یا چیدن گیاه ارتباط دارد.
در توضیحات لغوی، قضب میتواند به سبزیها و گیاهانی اشاره کند که برای خوراک انسان یا حیوان چیده میشوند؛ از جمله علوفهای که پس از بریده شدن دوباره میروید.
از این جهت، قضب در بعضی مصداقها به أَبّ نزدیک میشود.
اما این نزدیکی سبب نمیشود که دو واژه کاملا مترادف باشند.
در کاربرد قضب، پیوند با بریدن و چیدن برجسته است؛ در أَبّ، میدان گیاهان چراگاهی و خوراک چارپایان روشنتر است.
با این حال، نباید از این تفاوت تقسیمبندی قطعی ساخت که قضب همیشه گیاه کاشتهشده و أَبّ همیشه گیاه خودروست؛ یا قضب فقط خوراک انسان و أَبّ فقط خوراک حیوان.
چنین مرزهایی از مجموعه شواهد به صورت بیاستثنا ثابت نمیشوند.
باغها، میوهها و گیاهان چراگاهی
عبس، ۸۰:۲۹
وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا
«و زیتون و نخل.»
عبس، ۸۰:۳۰
وَحَدَائِقَ غُلْبًا
«و باغهایی با درختان انبوه و تنومند.»
عبس، ۸۰:۳۱
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا
«و میوهها و گیاهان چراگاهی.»
در این سه آیه، مجموعهای از گیاهان و محصولات معرفی شدهاند.
زیتون و نخل دو نوع شناختهشده از درختان سودمندند. حدائق به باغها اشاره دارد و «غلب» وصفی برای انبوهی یا تنومندی درختان است.
پس از آن، «فاکهه» و «أبّ» آمدهاند.
این دو واژه از نظر سیاق در کنار هم قرار گرفتهاند و هر دو بخشی از روییدنیهاییاند که آن معبود یگانه از زمین پدید آورده است.
اما همنشینی آنها در یک آیه به معنای یکی بودنشان نیست.
تفاوت فاکهه و أَبّ
«فَاكِهَة» در عربی برای میوه و خوراک گیاهی لذتبخش شناخته شده است؛ چیزی که انسان از خوردن آن بهره و لذت میبرد.
«أَبّ» در معنای شناختهشده خود به گیاهان چراگاهی و خوراک چارپایان اشاره دارد.
در توضیحات کهن نیز گفته شده است که فاکهه برای انسان و أَبّ برای دامهاست.
این تقابل در سیاق آیات روشن و سودمند است.
اما نباید آن را به تقسیمبندی مطلق گیاهشناختی تبدیل کرد.
ممکن است بعضی میوهها خوراک حیوانات نیز باشند. همچنین برخی گیاهان چراگاهی ممکن است در شرایطی برای انسان کاربرد خوراکی یا دیگری داشته باشند.
بنابراین، تفاوت فاکهه و أَبّ بیشتر درباره نوع شناختهشده بهرهبرداری از آنهاست، نه اینکه دو گروه گیاهی از هر جهت کاملا جدا باشند.
در سوره عبس، فاکهه نماینده بخشی از محصولات مورد استفاده انسان و أَبّ نماینده گیاهان مورد استفاده چارپایان است.
اما این نسبت، از معنای واژهها و سیاق به دست میآید؛ نه از یک قانون مطلق درباره اینکه چه موجودی میتواند چه گیاهی را بخورد.
۶. «مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ»؛ بهرهای برای انسان و چارپایان
عبس، ۸۰:۳۲
مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
«بهره و وسیله برخورداری برای شما و چارپایانتان.»
این آیه نقش مهمی در فهم أَبّ دارد.
در آیات پیشین، از دانهها، انگور، گیاهان چیدنی، زیتون، نخل، باغها، میوهها و گیاهان چراگاهی سخن رفته است.
سپس قرآن میگوید اینها بهرهای برای انسانها و چارپایان آناناند.
بنابراین، گیاهان چراگاهی نیز در مجموعه نعمتهای زمین قرار دارند؛ هرچند انسان لزوما خود آنها را نمیخورد.
خوراک دام چگونه به زندگی انسان مربوط میشود؟
انسان از محصولات گیاهی به شیوههای گوناگون بهره میگیرد.
بخشی از آنها را مستقیما میخورد و بخشی دیگر خوراک چارپایانی است که در زندگی او نقش دارند.
چارپایان میتوانند شیر، گوشت، پشم، امکان حمل بار و دیگر منافع فراهم کنند.
از این رو، گیاهان چراگاهی حتی اگر مستقیما خوراک انسان نباشند، در نظام خوراک و معاش او اهمیت دارند.
در سوره عبس نیز پس از فهرست روییدنیها، هر دو گروه انسان و چارپایان نام برده شدهاند.
این پیوند نشان میدهد که بهرهمندی انسان از زمین به خوراک مستقیم او محدود نیست.
با این حال، نباید از خود واژه أَبّ تمام این منافع اقتصادی را استخراج کرد. خود أَبّ نام گیاه چراگاهی است؛ سودهای مربوط به دامداری از نقش این گیاهان در زندگی و از سیاق گستردهتر شناخته میشوند.
آیا آیه هر گیاه را به یک گروه اختصاص میدهد؟
عبارت «مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ» به مجموعه نعمتهای نامبرده در آیات پیشین مربوط است.
بنابراین، نباید آن را چنان بخوانیم که گویی قرآن با یک تقسیم قطعی حقوقی یا گیاهشناختی، تمام فاکهه را منحصرا به انسانها و تمام أَبّ را منحصرا به حیوانات اختصاص داده است.
در اینجا، سخن از بهرهمندی است.
از نظر زبان، چنین تقسیمی میتواند نقش غالب هر گروه از روییدنیها را روشن کند، بیآنکه همه کاربردهای دیگر آنها را نفی نماید.
این نکته با آیه دیگری از قرآن نیز هماهنگ است.
سجده، ۳۲:۲۷
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنْفُسُهُمْ ۖ أَفَلَا يُبْصِرُونَ
«آیا ندیدهاند که ما آب را به سوی زمین خشک و بیگیاه میرانیم و با آن کشتزاری پدید میآوریم که چارپایانشان و خودشان از آن میخورند؟ آیا نمیبینند؟»
در این آیه، کشتزار میتواند خوراک انسان و چارپایان هر دو باشد.
بنابراین، نمیتوان از سوره عبس نتیجه گرفت که تمام محصولات گیاهی تنها یک مصرفکننده دارند.
در عین حال، أَبّ در کاربرد خاص خود همچنان با گیاهان چراگاهی شناخته میشود.
چرا عبارت «متاعا لکم ولأنعامکم» تکرار شده است؟
در سوره نازعات نیز پس از سخن درباره آب و چراگاه، همین تعبیر آمده است.
نازعات، ۷۹:۳۱
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا
«از زمین، آب و چراگاه آن را بیرون آورد.»
نازعات، ۷۹:۳۳
مَتَاعًا لَكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ
«بهرهای برای شما و چارپایانتان.»
در اینجا، «مَرْعَاهَا» صریحا چراگاه زمین را بیان میکند و در ادامه، انسانها و چارپایان به عنوان بهرهمندان معرفی میشوند.
این پیوند برای فهم عبس ۸۰:۳۱ و عبس ۸۰:۳۲ بسیار مهم است.
در سوره عبس، «أَبّ» آمده و در سوره نازعات، «مرعى». هر دو در کنار سخن از آب، زمین و بهرهمندی انسان و دام قرار گرفتهاند.
بنابراین، کاربرد نازعات پشتوانه درونقرآنی دیگری برای فهم أَبّ در میدان گیاهان چراگاهی فراهم میکند.
با این حال، نباید نتیجه گرفت که أَبّ و مرعى در تمام کاربردهای عربی کاملا یکساناند.
مرعى میتواند محل چرا را نیز برساند، در حالی که أَبّ در عبس به خود گیاهان چراگاهی نزدیکتر است.
این تفاوت در ترجمه دقیق سودمند است.
۷. آیا أَبّ واژهای ناشناخته بوده است؟
در گزارشهای کهن، نقل شده که عمر بن خطاب هنگام خواندن «وَفَاكِهَةً وَأَبًّا» درباره معنای أَبّ پرسید.
در نقلهای مختلف، عبارت و جزئیات این رخداد تفاوتهایی دارند. در بعضی گزارشها، او پس از پرسیدن معنای واژه از ادامه دادن پرسش خودداری میکند و در برخی، سخنی درباره تکلف نقل شده است.
این گزارشها از نظر تاریخ فهم واژه قابل توجهاند، اما چند نتیجه را نباید از آنها گرفت.
نخست اینکه پرسش یک شخص درباره معنای واژه، ثابت نمیکند آن واژه در زبان عربی هیچ معنای شناختهشدهای نداشته است.
دوم اینکه گزارشهای لغوی دیگر، أَبّ را به گیاهان چراگاهی معنا کرده و شواهد شعری مربوط به آن را نیز نقل کردهاند.
سوم اینکه وجود اختلاف در توضیح گستره واژه، به معنای ناممکن بودن شناخت معنای آن نیست.
برای مثال، ممکن است اهل لغت در این مسئله اختلاف داشته باشند که أَبّ فقط گیاه خودروست یا همه گیاهان قابل چرا را نیز دربر میگیرد. اما هر دو تعریف در میدان خوراک چارپایان قرار دارند.
همچنین برخی گزارشهای تفسیری، أَبّ را به گیاهان به صورت بسیار گسترده یا حتی به میوههای تازه مربوط دانستهاند.
این احتمالهای محدودتر یا متفاوت باید ثبت شوند، اما نباید صرف حضورشان در یک گزارش، بر معنایی که شواهد مستقل لغوی و سیاق قرآن از آن پشتیبانی میکنند مقدم شود.
در مجموع، معنای گیاهان چراگاهی پشتوانه نیرومندتری دارد؛ هرچند درباره محدوده دقیق گیاهانی که أَبّ نامیده میشدهاند، اختلاف باقی است.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
برای «أَبّ» در عبس ۸۰:۳۱، سه معادل فارسی قابل بررسی است.
«علوفه» کوتاه و شناختهشده است و معنای خوراک گیاهی چارپایان را میرساند. اما ممکن است در ذهن خواننده بیشتر گیاه چیده یا ذخیرهشده برای دام را تداعی کند.
«علفهای چراگاهی» به معنای لغوی نزدیک است، اما ممکن است گستره گیاهان قابل چرا را به علفهای کوتاه و معمولی محدود سازد.
«گیاهان چراگاهی» هم طبیعی است و هم معنای گستردهتری دارد. این صورت میتواند انواع علفها و پوشش گیاهی مورد استفاده چارپایان را دربر گیرد، بدون آنکه خشک یا تازه بودن و خودرو یا کاشتهشده بودن را قطعی سازد.
بنابراین، «گیاهان چراگاهی» معادل پیشنهادی اصلی برای فرقان است.
ترجمه پیشنهادی آیه
عبس، ۸۰:۳۱
وَفَاكِهَةً وَأَبًّا
«و میوهها و گیاهان چراگاهی.»
این برگردان، تفاوت میان فاکهه و أَبّ را حفظ میکند.
اگر در نسخهای از ترجمه، روانی و کوتاهی بیشتری لازم باشد، میتوان گفت:
«و میوهها و علوفه.»
اما در این صورت، معنای گستردهتر گیاهان قابل چرا باید در توضیح واژگانی روشن شود.
معنای کوتاه برای باکس واژهبهواژه
أَبًّا: گیاهان چراگاهی؛ علفها و دیگر روییدنیهایی که چارپایان از آنها تغذیه میکنند.
برای توضیح سیاقی:
«در کنار میوهها و دیگر محصولات زمین آمده و در آیه بعد، بهرهمندی انسان و چارپایان مطرح شده است.»
در ترجمه پایه نباید معادلهایی مانند «علف خشک»، «گیاه خودرو»، «تمام گیاهان زمین» یا «خوراک مخصوص شتر» را بدون قید و توضیح به عنوان معنای یگانه واژه انتخاب کرد.
همچنین «أَبّ» را نباید به معنای آماده شدن، قصد سفر، پدر یا خوراک معنوی ترجمه کرد. چنین معانیای با کاربرد واقعی آن در سوره عبس سازگاری کافی ندارند.
۱۰. جمعبندی
ریشه «أ ب ب» در زبان عربی دو شاخه مهم دارد: گیاهان چراگاهی و خوراک دامها از یک سو، و قصد کردن و آماده شدن برای حرکت از سوی دیگر.
در شاخه نخست، أَبّ به علفها و گیاهانی گفته میشود که چارپایان از آنها تغذیه میکنند. این معنا در منابع لغوی کهن به روشنی ثبت شده و با شواهدی از شعر عربی درباره چراگاه و آبشخور پشتیبانی میشود؛ با حفظ احتیاط درباره اعتبار و انتساب بعضی از نقلهای شعری.
درباره دامنه دقیق این واژه اختلاف وجود دارد. بعضی آن را به گیاهان خودرو محدود کردهاند، برخی همه گیاهان قابل چرا را دربر گرفتهاند و برخی تعریف گستردهتری از نبات برای آن پیشنهاد کردهاند.
اما معنای گیاهان چراگاهی و خوراک چارپایان از پشتوانه روشنتری برخوردار است.
در شاخه دوم، فعل «أَبَّ» برای آماده شدن، قصد حرکت و روی آوردن به مقصد به کار رفته است. در بعضی توضیحات لغوی، نام أَبّ به آماده بودن گیاه برای چرا یا چیدن مربوط دانسته شده است. این پیوند معنایی قابل فهم است، اما تاریخ اشتقاق آن قطعی نیست.
در قرآن، ریشه تنها یک بار آمده است: عبس ۸۰:۳۱.
در این آیه، أَبّ پس از دانهها، انگور، گیاهان چیدنی، زیتون، نخل، باغها و میوهها نام برده میشود.
آیه بعد نیز از بهرهمندی انسانها و چارپایان سخن میگوید.
این سیاق نشان میدهد که أَبّ یکی از روییدنیهای سودمند زمین است و بهویژه در تامین خوراک دامها نقش دارد.
از این رو، نمیتوان واژه را به مفهومی انتزاعی مانند آمادگی یا قصد حرکت تبدیل کرد؛ همچنان که نباید سودمندی آن را تنها به خوراک مستقیم انسان محدود ساخت.
نزدیکی أَبّ با مرعى، کلأ و قضب نیز واقعی است، اما نباید همه آنها را مترادف کامل دانست. مرعى میتواند محل چرا باشد، کلأ نامی گسترده برای گیاهان چراگاهی است و قضب با بریدن و چیدن گیاه ارتباط دارد.
برای فرقان، تعریف نهایی این خانواده چنین است: أَبّ در کاربرد قرآنی، گیاهان چراگاهی و علوفهای است که خوراک چارپایان را فراهم میکنند. این معنا میتواند گیاهان تازه یا خشک و انواع پوشش گیاهی قابل چرا را دربر گیرد، بیآنکه همه آنها حتما خودرو یا از یک نوع گیاهی باشند. شاخه دیگر ریشه، یعنی قصد کردن و آماده شدن برای حرکت، در زبان عربی شناخته شده است، اما نباید به جای معنای مستقیم أَبّ در سوره عبس بنشیند.
این تعریف تنها کاربرد قرآنی ریشه را روشن میکند و جایگاه آن را در مجموعه نعمتهای زمین حفظ مینماید؛ نعمتهایی که هم خوراک مستقیم انسان و هم نیازهای چارپایان را فراهم میسازند.