ریشه قرآنی أ س ر
از بستن و در اختیار گرفتن تا اسیر و استحکام پیوندها
ریشه «أ س ر» در قرآن میدان معنایی فشرده اما مهمی دارد. بیشتر کاربردهای آن به اسیر گرفتن و در اختیار نگه داشتن انسان مربوط است؛ اما در یک آیه، أَسْر درباره ساخت و پیوند بدن انسان آمده است. همین کاربرد مانع میشود که هسته ریشه را فقط «زندانی کردن» یا «اسارت جنگی» بدانیم.
در زبان عربی، تصویر ملموس این خانواده با بستن، محکم کردن و نگه داشتن پیوند دارد. برای بندی که چیزی با آن بسته میشد إِسَار به کار میرفت و کسی که گرفته و در بند قرار میگرفت أَسِير نامیده میشد. کاربرد بعدی آن چنان تثبیت شد که شخص گرفتهشده «اسیر» خوانده میشد، حتی اگر در همان لحظه عملا با بندی بسته نشده بود.
قرآن از این خانواده فعل تَأْسِرُونَ، اسم أَسْر، مفرد أَسِير و جمعهای أَسْرَى و أُسَارَى را به کار میبرد. این ریشه شش بار در قرآن آمده است: یک بار فعل، یک بار «أَسْر» و چهار بار صورتهای مفرد یا جمع «أَسِير».
هسته معنایی را میتوان چنین بیان کرد:
أ س ر: گرفتن و محکم نگه داشتن از راه بند و پیوند؛ از همین معنا، گرفتن انسان و محدود کردن آزادی او به «اسارت» میرسد و «أسر» میتواند استحکام و بههمبستگی ساخت یک موجود را نیز بیان کند.
صورتها و ترکیبهای قرآنی
بستن؛ تصویر مادی ریشه در عربی کهن
فرهنگهای کهن عربی أَسَرَ الشيءَ را برای محکم بستن چیزی ثبت کردهاند. برای نمونه، از أَسَرَ قَتَبَهُ درباره محکم بستن پالان با بندی چرمی سخن گفته شده و خود آن بند إِسَار نام داشته است.
همین تصویر برای توضیح «اسیر» نیز ثبت شده است. در جنگ، شخص گرفتهشده را با بندی میبستند و از همین رو أَسِير نامیده میشد؛ سپس کاربرد واژه گسترش یافت و هر فرد گرفتهشده در دست دشمن «اسیر» خوانده شد، حتی اگر بالفعل با همان بند بسته نشده بود.
این پیوند در خود واژگان إسار، أسر و أسير ثبت شده است. البته فرهنگهایی که این توضیحها را نقل میکنند پس از قرآن تدوین شدهاند؛ مدخل لغوی آنها به تنهایی سندی مستقل و تاریخگذاریشده از دوران پیشاقرآنی نیست.
در شعر منسوب به شاعران جاهلی نیز شواهدی داریم، هرچند اعتبار هر انتساب باید جداگانه سنجیده شود. شمشاطی در کتاب متأخر الأنوار ومحاسن الأشعار این ابیات درباره حذیفه بن بدر را به عمرو بن کلثوم نسبت میدهد:
وَإِنِّي بِالذَّنَائِبِ يَوْمَ خَوٍّ
مَنَنْتُ عَلَى حُذَيْفَةَ بَعْدَ أَسْرِ
وَلَوْ غَيْرِي يَجِيءُ بِهِ أَسِيرًا
لَنَالَ بِهِ رَغِيبَةَ ذُخْرِ دَهْرِ
«و من در ذنائب، روز خو، پس از اسیر کردن حذیفه بر او منت نهادم؛ و اگر کسی جز من او را اسیر میآورد، از او مالی ارزشمند برای روزگار به دست میآورد.»
در گزارش همراه این شعر، حذیفه در جنگ گرفته میشود و برای آزادی خود پیشنهاد فدیه میدهد. مصحح یادآور شده که این ابیات در نسخهٔ دیوان مورد مراجعه او نیامدهاند. بنابراین با شاهدی منقول به نام شاعر جاهلی روبهرو هستیم، نه اثبات قطعی واقعه یا تاریخ شعر. در همین روایت، أسر و أسير روشن است: گرفتن دشمن و قرار دادن او در وضعیتی که دیگر آزادی عمل ندارد.
از اعشی نیز این تعبیر نقل شده است:
وَقَيَّدَنِي الشِّعْرُ فِي بَيْتِهِ
كَمَا قَيَّدَ الْآسِرَاتُ الْحِمَارَا
«شعر مرا در خانهاش در بند کرد، همانگونه که بندکنندگان خر را میبندند.»
اینجا کاربرد استعاری است، اما تصویر پایه همچنان بستن و مقید کردن است. ابن فارس این بیت را در توضیح همین ریشه آورده و در حلية المحاضرة حاتمی نیز نقل شده است.
این شواهد شعری منقول از کاربرد کهنِ بستن و اسیر گرفتن پشتیبانی میکنند؛ با این حال، نقل آنها در منابع متأخر را باید از اثبات مستقلِ زمان و شرایط سرایش هر بیت جدا دانست.
«وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا»؛ خود عمل اسیر گرفتن
تنها فعل این ریشه در قرآن در احزاب آمده است:
وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا
«و کسانی از اهل کتاب را که از آنان پشتیبانی کرده بودند از دژهایشان پایین آورد و در دلهایشان هراس افکند؛ گروهی را میکشتید و گروهی را اسیر میکردید.»
احزاب ۳۳:۲۶
تَأْسِرُونَ در برابر تَقْتُلُونَ آمده است. بخشی کشته میشوند و بخشی زنده گرفته و در اختیار قرار میگیرند.
در این کاربرد، «أسر» فقط «بستن با طناب» نیست. بستن تصویر پایه ریشه است، اما فعل به عمل گستردهتر گرفتن شخص به عنوان اسیر رسیده است.
این تفاوت مهم است: ریشه میتواند تصویر نخستین را حفظ کند، در حالی که کاربرد واژه از ابزار خاص آن فراتر رفته باشد.
«أَسْرَى» و «أُسَارَى»؛ دو جمع برای اسیر
قرآن دو صورت جمع برای أَسِير دارد: أَسْرَى و أُسَارَى.
در بقره آمده است:
ثُمَّ أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
«سپس شما همان کسانی هستید که یکدیگر را میکشید و گروهی از خودتان را از خانههایشان بیرون میکنید و با گناه و تجاوز علیه آنان به یکدیگر کمک میرسانید؛ اما اگر به صورت اسیر نزد شما بیایند، برای آزادیشان فدیه میدهید، در حالی که بیرون کردنشان بر شما حرام شده بود. آیا به بخشی از کتاب ایمان میآورید و به بخشی کفر میورزید؟ پس جزای کسی از شما که چنین کند جز خواری در زندگی دنیا نیست و در روز قیامت به سختترین عذاب بازگردانده میشوند؛ و آن معبود یگانه از آنچه انجام میدهید غافل نیست.»
بقره ۲:۸۵
أُسَارَىٰ در این آیه کسانیاند که در دست طرف مقابل قرار گرفتهاند و برای آزاد کردن آنان فدیه داده میشود. پس اسارت در اینجا یک وضعیت اجتماعی و حقوقی نیز دارد: شخص از آزادی خود محروم شده و آزادی او میتواند موضوع فدیه قرار گیرد.
در انفال صورت دیگر جمع آمده است:
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
«برای هیچ پیامبری نیست که اسیرانی داشته باشد تا آنکه در زمین دشمن را در نبرد سخت فروکوفته باشد. شما کالای دنیا را میخواهید و آن معبود یگانه آخرت را میخواهد؛ و آن معبود یگانه توانمند و حکیم است.»
انفال ۸:۶۷
و چند آیه بعد:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَىٰ إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
«ای پیامبر، به کسانی از اسیران که در دست شما هستند بگو: اگر آن معبود یگانه در دلهای شما خیری بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما خواهد داد و شما را خواهد آمرزید؛ و آن معبود یگانه آمرزنده و مهربان است.»
انفال ۸:۷۰
در این آیه تعبیر:
فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَىٰ
وضعیت اسیر را بسیار ملموس بیان میکند: آنان «در دست» طرف مقابل قرار گرفتهاند.
در منابع لغوی درباره تفاوت أسرى و أسارى دیدگاههایی نقل شده است. گاهی میان اسیر بستهشده و اسیری که هنوز محکم بسته نشده تفاوت گذاشتهاند؛ اما این تمایز یکدست نیست و منابع دیگر هر دو را جمع «أسير» میدانند.
خود قرآن نیز دلیل کافی برای ساختن یک تفاوت فنی ثابت میان این دو جمع نمیدهد. در بقره أسارى و در انفال أسرى هر دو به کسانی اشاره دارند که در اختیار طرف دیگر قرار گرفتهاند. بنابراین مطمئنتر است هر دو را صورتهای جمع «اسیر» بدانیم و تفاوت دقیقتر ادعاشده را بدون شاهد مستقل داخل ترجمه نکنیم.
«وَأَسِيرًا»؛ اسیر همچنان انسان نیازمند است
تنها صورت مفرد أَسِير در سوره انسان آمده است:
وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا
«و خوراک را با وجود دوست داشتن آن به نیازمند و یتیم و اسیر میدهند.»
انسان ۷۶:۸
در این آیه اسیر در کنار مسکین و یتیم قرار گرفته و موضوع اطعام است.
خود ریشه فقط وضعیت او را نشان میدهد: او شخصی است که گرفته و از آزادی خود محروم شده است. آیه درباره قوم، دین، علت اسارت یا ارزش اخلاقی پیشین او توضیحی نمیدهد.
از همین رو نباید «أسير» را در ترجمه به «اسیر مسلمان»، «زندانی مجرم» یا عنوان محدودتری تبدیل کرد. خود واژه تنها اسیر است.
قرار گرفتن او در میان کسانی که خوراک دریافت میکنند نیز نکتهای مهم در شبکه کاربرد قرآن است: گرفتن شخص در جنگ یا در اختیار داشتن او، انسان بودن و نیازهای او را از بین نمیبرد.
این نتیجه از سیاق آیه میآید، نه از معنای لغوی «أسير» به تنهایی.
«وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ»؛ از بند بیرونی تا پیوند ساخت بدن
کاربرد متفاوت و بسیار مهم این ریشه در همان سوره آمده است:
نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ ۖ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلًا
«ما آنان را آفریدیم و پیوند و ساختشان را استوار کردیم؛ و هرگاه بخواهیم همانندانشان را به جای آنان میآوریم.»
انسان ۷۶:۲۸
اینجا أَسْرَهُمْ نمیتواند به معنای «اسارت آنان» باشد. ساخت جمله درباره آفرینش انسان است:
خَلَقْنَاهُمْ
و سپس:
شَدَدْنَا أَسْرَهُمْ
فعل شَدَدْنَا خود معنای محکم کردن را دارد. بنابراین «أسر» در اینجا با استحکام، اتصال و بههمبستگی ساخت انسان ارتباط پیدا میکند.
در زبان عربی برای انسان یا حیوانی که اندام و مفاصلش استوار و محکم به هم پیوسته باشد، تعبیر شديد الأسر ثبت شده است. منابع لغوی «أسر» را در این کاربرد با خلق، پیوند مفاصل و استواری ساختمان بدن توضیح دادهاند.
شعری منسوب به لبید نیز همین استعمال را درباره اسب دارد:
سَاهِمُ الْوَجْهِ شَدِيدٌ أَسْرُهُ
مُشْرِفُ الْحَارِكِ مَحْبُوكُ الْكَتِدِ
«باریکچهره، با ساختی سخت و استوار؛ برجسته در جدوگاه، یعنی ناحیهٔ میان دو شانه، و محکمبافته در شانهها.»
لبید شاعری مخضرم است و تعیین زمان دقیق هر بیت او جداگانه لازم است؛ بنابراین این شاهد را نباید بدون اثبات، حتما جاهلی نامید. ارزش آن در اینجا نشان دادن کاربرد قدیمی شديد الأسر برای استحکام ساختمان بدن است.
در خود آیه نیز نیاز نیست «أسر» را دقیقا به یک عضو خاص مانند مفصل، عصب یا مجرای بدن محدود کنیم. اینها توضیحهایی هستند که برای چگونگی استحکام بدن ارائه شدهاند. خود عبارت گستردهتر است: آن معبود یگانه آنان را آفریده و أسرشان را محکم کرده است.
«ساخت و پیوند بدن» معنای طبیعیتری از محدود کردن آن به یک جزء خاص است.
أ س ر (أَسْر) در مقایسه با و ث ق (وَثْق)؛ گرفتن و بستن
قرآن در محمد پس از برخورد در جنگ میگوید:
فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا
«پس هنگامی که با کسانی که کفر ورزیدهاند روبهرو شدید، گردنها را بزنید تا هنگامی که آنان را کاملا فروگرفتید؛ آنگاه بندها را محکم کنید. سپس یا بعد از آن با بخشش آزادشان کنید یا در برابر فدیه، تا جنگ بارهایش را فروگذارد.»
بخشی از محمد ۴۷:۴
در این آیه خود ریشه «أ س ر» نیامده، اما شُدُّوا الْوَثَاقَ مرحله بستن کسانی را که در جنگ گرفته شدهاند نشان میدهد.
این کاربرد برای مقایسه دو میدان مفید است. أسر در قرآن میتواند خود عمل گرفتن شخص و قرار دادن او در وضعیت اسارت را بیان کند؛ وثاق بر بند و محکم بستن تاکید دارد.
این دو میدان بر هم منطبق میشوند، اما مترادف کامل نیستند. شخص میتواند «أسير» نامیده شود حتی اگر معنای واژه دیگر به بستن فیزیکی همان لحظه محدود نباشد.
از همین رو تصویر مادی بند برای فهم تاریخ «أسير» مهم است، اما ترجمه «بستهشده» در همه آیات جای «اسیر» را نمیگیرد.
اسارت، فدیه و آزادی؛ آنچه از خود ریشه نمیآید
چند آیه قرآن اسیر را در پیوند با فدیه یا آزاد کردن قرار میدهند، اما این احکام و رفتارها را نباید داخل معنای خود ریشه گذاشت.
بقره ۲:۸۵ از تفادوهم سخن میگوید. محمد ۴۷:۴ از مَنًّا و فداءً پس از محکم کردن بندها سخن میگوید. انفال ۸:۷۰ نیز درباره آنچه از اسیران گرفته شده صحبت میکند.
اینها شبکه حقوقی و اخلاقی مرتبط با اسارتاند، اما أ س ر به خودی خود به معنای «فدیه گرفتن»، «آزاد کردن» یا «کشتن» نیست.
ریشه در این شاخه وضعیت گرفتن و نگه داشتن را بیان میکند؛ آنچه پس از آن با اسیر انجام میشود از افعال و احکام دیگر فهمیده میشود.
این تمایز مانع آن میشود که تاریخ جنگ، فقه اسیر یا یک نظریه کامل حقوق جنگ داخل تعریف لغوی ریشه قرار گیرد.
پیشنهاد ترجمه برای فرقان
در وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا، «و گروهی را اسیر میکردید» ترجمه طبیعی است. «میبستید» تصویر ریشه را حفظ میکند اما معنای تثبیتشده فعل در سیاق جنگ را محدود میسازد.
أَسْرَى، الْأَسْرَى و أُسَارَى همگی در کاربردهای قرآنی «اسیران» ترجمه میشوند. اختلاف صورت جمع لازم نیست به تفاوت معناییای تبدیل شود که خود قرآن روشن نکرده است.
در أَسِيرًا نیز «اسیر» دقیق و طبیعی است.
اما وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ را نباید «اسارتشان را محکم کردیم» ترجمه کرد. «ساختشان را استوار کردیم»، «پیوندهایشان را محکم کردیم» یا «ساخت و پیوندشان را استوار کردیم» به سیاق آفرینش نزدیکتر است.
برای فرقان، «پیوند و ساختشان را استوار کردیم» میتواند هم تصویر ریشه را حفظ کند و هم از محدود کردن آیه به یک عضو خاص بدن بپرهیزد.
جمعبندی
ریشه «أ س ر» در قرآن با گرفتن، بستن و محکم نگه داشتن پیوند دارد.
فرهنگهای کهن و شعر منسوب به شاعران پیش از اسلام این تصویر را حفظ کردهاند. «إسار» بندی بود که چیزها با آن محکم میشدند و شخص گرفتهشده در جنگ «أسير» نامیده میشد. در شعر منقول به نام عمرو بن کلثوم، أسر و أسير در زمینه جنگ، گرفتن حذیفه و امکان فدیه برای او آمدهاند؛ با همان احتیاطی که درباره انتساب آن گفته شد. اعشی نیز از خانواده همین ریشه در تصویر بستن استفاده میکند.
قرآن در وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا خود عمل اسیر گرفتن را بیان میکند. أسرى، أسارى و مفرد أسير نیز کسانیاند که در اختیار طرف مقابل قرار گرفته و آزادی عمل خود را از دست دادهاند. صورتهای أسرى و أسارى دو جمع «أسير» هستند و اختلافهای لغوی درباره تفاوت دقیق آنها برای ساختن دو تعریف جدا در قرآن کافی نیست.
اما وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ شاخه دیگری از همان خانواده را نشان میدهد. «أسر» در اینجا به استحکام و بههمبستگی ساخت انسان مربوط است. تعبیرهای قدیمی مانند شديد الأسر برای انسان یا حیوانی با ساختمان محکم نیز همین کاربرد را تایید میکنند.
از این رو هسته ریشه را نمیتوان صرفا «اسارت» دانست. اسارت یکی از نتایج معنای پایه بستن و نگه داشتن است.
أ س ر: گرفتن و محکم نگه داشتن از راه بند و پیوند؛ از همین هسته، گرفتن انسان و محدود کردن آزادی او به «اسارت» میرسد و «أسر» میتواند استحکام و بههمبستگی ساخت یک موجود را نیز بیان کند. نوع بند، سرنوشت اسیر و جزئیات ساختمان بدن را خود ریشه تعیین نمیکند و باید از سیاق جداگانه فهمیده شوند.