ریشه قرآنی أ و د

نوشتن تبصره دربارهٔ این اثر

سنگینی و دشواری، خمیدگی و انحنا؛ از فشار بار تا نفی مشقت در نگهداری آسمان‌ها و زمین

صورت‌های قرآنی و لغوی

ریشه «أ و د» در زبان عربی دو میدان معنایی نزدیک به یکدیگر دارد: خم شدن و کج شدن، و سنگینی و فشاری که بر شخص یا چیزی وارد می‌شود. در زبان کهن، از این خانواده هم برای شاخه‌ای که خم می‌شود استفاده شده و هم برای کاری که بر دوش انسان سنگینی می‌کند و او را به زحمت می‌اندازد.

در قرآن، تنها کاربرد این ریشه در بقره ۲:۲۵۵ است؛ جایی که آن معبود یگانه درباره نگهداری آسمان‌ها و زمین می‌فرماید: «وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا». مقصود این است که نگهداری آن دو هیچ سنگینی و دشواری بر آن معبود یگانه تحمیل نمی‌کند.

برای فهم دقیق این تعبیر باید میان سنگینی خود یک چیز، دشواری تحمل یا انجام آن، و خستگی ناشی از تلاش تفاوت گذاشت. این معانی با یکدیگر ارتباط دارند، اما کاملا یکسان نیستند.

۱. صورت‌های زبانی و کاربرد در عربی کهن

صورت قرآنی این ریشه «يَـُٔودُهُ» است که از فعل «آدَ يَؤُودُ» ساخته شده است. در زبان عربی، صورت‌های دیگری نیز از همین خانواده ثبت شده‌اند؛ از جمله «أَوَد»، «أَوْد»، «أَوِدَ»، «آوَد»، «تَأَوَّدَ» و «أَوَّدَ». این صورت‌ها یک معنا ندارند و تفاوت حرکت‌ها و ساخت صرفی آنها اهمیت دارد. «آوَد» در این فهرست صفتِ خمیده و کج است، نه خودِ فعل قرآنی؛ مصدر «أَوَد» برای کژی نیز باید از «أَوْد» در شاخهٔ سنگینی جدا شناخته شود.

در کاربردی مانند «آدَهُ الْحِمْلُ»، معنای جمله این است که بار بر او سنگینی کرد یا تحمل آن برایش دشوار شد. در مقابل، «أَوِدَ الْعُودُ» درباره چوب یا شاخه‌ای گفته می‌شود که کج یا خم شده است.

«تَأَوَّدَ» نیز به خم شدن، پیچ‌وتاب خوردن یا انحنا پیدا کردن اشاره دارد. در تعبیر «أَقَامَ أَوَدَهُ»، مقصود راست کردن چیزی است که کج شده یا برطرف کردن کژی آن.

این خانواده در زبان قدیم همچنین کاربردهایی درباره متمایل شدن و بازگشت حرکت داشته است؛ مانند مایل شدن روز به سوی پایان خود یا برگشتن سایه‌ها در هنگام عصر. چنین کاربردهایی به جهت خم شدن، میل کردن یا تغییر مسیر مربوط‌اند، اما معنای خاص فعل قرآنی را نمی‌توان از آنها به «بازگشت» تغییر داد.

تصویر مادی ریشه؛ خم شدن زیر فشار

ابن فارس در معجم مقاییس اللغة برای این ریشه، اصل خم شدن و انحنا را مطرح می‌کند. او کاربرد «آدَنِي الشَّيْءُ يَؤُودُنِي» را نیز با همین تصویر توضیح می‌دهد: چیزی آن‌قدر بر شخص سنگین می‌شود که گویی او را خم می‌کند.

این توضیح از نظر معنایی روشن است. انسان وقتی باری سنگین بر دوش دارد، ممکن است زیر فشار آن خم شود. از همین تصویر می‌توان رابطه میان خمیدگی و دشواری تحمل بار را فهمید.

با این حال، باید میان توضیح ارتباط دو معنا و اثبات تاریخ پیدایش آنها تفاوت گذاشت. اینکه خم شدن زیر بار تصویر مناسبی برای فهم سنگینی است، لزوما ثابت نمی‌کند که معنای «به زحمت انداختن» در همه دوره‌های زبان، مستقیما و فقط از همین تصویر پدید آمده باشد.

آنچه شواهد لغوی به‌خوبی تأیید می‌کنند، وجود هر دو شاخه در خانواده «أ و د» است.

شواهد شعر عربی کهن

در شعری منسوب به مرقش، شاعر پیش از اسلام، آمده است:

وَالْعَدْوَ بَيْنَ الْمَجْلِسَيْنِ إِذَا
آدَ الْعَشِيُّ وَتَنَادَى الْعَمُّ

ترجمهٔ بیت: «و دویدن میان دو مجلس، آنگاه که عصر مایل می‌شد و مردم یکدیگر را فرامی‌خواندند.» در پیوند با فعل دعاییِ بیت پیشین، «العدو» منصوب خوانده می‌شود؛ در برخی نقل‌های منفرد، صورت مرفوع نیز دیده می‌شود. تعبیر «آدَ الْعَشِيُّ» به متمایل شدن هنگام عصر و نزدیک شدن آن به پایان روز اشاره دارد. حرکت زمان با تصویر میل کردن و برگشتن بیان شده است.

این کاربرد نشان می‌دهد که ریشه در زبان کهن تنها برای سنگینی بار نبوده و می‌توانسته جهت میل و انحنا را نیز بیان کند. انتساب این شعر به مرقش، به‌تنهایی تاریخ دقیق سروده شدن هر بیت یا نخستین کاربرد واژه را ثابت نمی‌کند.

در بیتی دیگر که ابن سکیت نقل کرده، آمده است:

إِلَى مَاجِدٍ لَا يَنْبَحُ الْكَلْبُ ضَيْفَهُ
وَلَا يَتَآدَاهُ احْتِمَالُ الْمَغَارِمِ

ترجمهٔ بیت: «به سوی بزرگ‌مردی که سگ بر میهمانش پارس نمی‌کند و تحمل هزینه‌ها و تعهدات مالیِ سنگین بر او گران نمی‌آید.» بخش نخست، در چارچوب ستایش مهمان‌نوازی آمده است؛ بخش دوم از کسی سخن می‌گوید که تحمل این بارهای مالی او را به زحمت نمی‌اندازد.

«لَا يَتَآدَاهُ» در این کاربرد به معنای آن است که تحمل این بارها برای او سنگین و دشوار نمی‌شود. این شاهد از نظر معنا به کاربرد قرآنی «يَـُٔودُهُ» نزدیک است، هرچند ساختمان صرفی دو صورت تفاوت دارد. ابن سکیت، به نقل لسان العرب، «يتآداه» را با جابه‌جایی حروف نسبت به «يتأوّد» توضیح می‌دهد؛ این تحلیلِ همین صورت منقول است، نه مجوز جابه‌جا کردن دلخواهِ حروف در همه ریشه‌ها. انتساب دقیق این بیت به شاعر معینی در نقل مورد بررسی روشن نیست؛ از این رو، نباید بدون سند آن را به دوره جاهلی نسبت داد.

این دو شاهد، دو جهت متفاوت خانواده را نشان می‌دهند: میل کردن و انحنا، و سنگینی و دشواری تحمل. در کاربرد قرآنی، جهت دوم برجسته است.

۲. «وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا»؛ کاربرد ریشه در قرآن

در سوره بقره آمده است:

اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ

«آن معبود یگانه؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ آن زنده پاینده و برپادارنده است. نه چرتی او را فرامی‌گیرد و نه خوابی. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. چه کسی جز به اذن او نزدش شفاعت می‌کند؟ آنچه پیش روی آنان و آنچه پشت سرشان است می‌داند، و آنان به چیزی از دانش او احاطه نمی‌یابند مگر به آنچه خود بخواهد. کرسی او آسمان‌ها و زمین را فراگرفته است، و نگهداری آن دو بر او سنگینی نمی‌کند؛ و اوست آن بلندمرتبه بزرگ.» (بقره ۲:۲۵۵)

ساخت صرفی و نحوی

«يَـُٔودُهُ» فعل مضارع از «آدَ يَؤُودُ» است. این فعل در ساخت حاضر متعدی است؛ یعنی بر چیزی دلالت می‌کند که بر شخص یا موجودی دیگر سنگینی می‌کند و او را به زحمت می‌اندازد.

در عبارت «وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا»، «لَا» فعل را نفی می‌کند. ضمیر «هُ» در پایان فعل، مفعول آن است و «حِفْظُهُمَا» فاعل جمله است؛ یعنی خود نگهداری آن دو، موضوعی است که سنگینی یا دشواری آن نفی می‌شود.

ضمیر مثنای «هُمَا» در «حِفْظُهُمَا» به آسمان‌ها و زمین بازمی‌گردد که در جمله پیشین ذکر شده‌اند.

در خوانش اصلی و سازگارتر با ساخت سراسر آیه، ضمیر «هُ» در «يَـُٔودُهُ» به آن معبود یگانه بازمی‌گردد. برخی تفسیرها احتمال بازگشت آن به «کرسی» را نیز مطرح کرده‌اند؛ با این حال، محور آیه از آغاز تا پایان وصف آن معبود یگانه، علم، فرمانروایی و قدرت اوست و عبارت پایانی «وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» نیز همین محور را ادامه می‌دهد. از این رو، بازگشت ضمیر به آن معبود یگانه با پیوستگی جمله‌ها مناسب‌تر است.

معنای نزدیک به ساخت عبارت چنین می‌شود: «نگهداری آسمان‌ها و زمین، بر او سنگینی نمی‌کند و او را به مشقت نمی‌اندازد.»

این تعبیر با «آن معبود یگانه آسمان‌ها و زمین را نگه نمی‌دارد» یا «نگهداری آنها ضرورتی ندارد» کاملا متفاوت است. آیه خود نگهداری را مطرح می‌کند و تنها سنگینی و دشواری آن را برای آن معبود یگانه نفی می‌کند.

سنگینی، مشقت و خستگی

در زبان عربی، «آدَهُ الأَمْرُ» می‌تواند به حالتی اشاره کند که انجام یا تحمل کاری بر شخص دشوار می‌شود، به او فشار می‌آورد یا نیروی زیادی از او می‌گیرد.

از این جهت، «يَـُٔودُ» با مفاهیم سنگینی، زحمت و فرسودگی ارتباط دارد. با این حال، معنای آن را نباید صرفا به احساس خستگی پس از انجام کار محدود کرد.

انسان ممکن است پیش از آنکه کاملا خسته شود، سنگینی و دشواری یک کار را احساس کند. بار سنگین از همان هنگام حمل بر او فشار می‌آورد، حتی اگر هنوز توان ادامه کار را داشته باشد.

بنابراین، ترجمه «نگهداری آن دو او را خسته نمی‌کند» بخشی از مقصود را می‌رساند، اما تعبیر «نگهداری آن دو بر او سنگینی نمی‌کند» به ساختمان لغوی نزدیک‌تر است و نفی دشواری را نیز دربر می‌گیرد.

در اینجا قرآن تنها نمی‌گوید که آن معبود یگانه توان نگهداری آسمان‌ها و زمین را دارد؛ بلکه تصریح می‌کند که این نگهداری برای او مایه سنگینی و مشقت نیست.

۳. پیوند با سیاق آیه؛ قیومیت و نگهداری آفرینش

بقره ۲:۲۵۵ با معرفی آن معبود یگانه به‌عنوان «الْحَيُّ الْقَيُّومُ» آغاز می‌شود. سپس می‌گوید نه چرت و نه خواب او را فرامی‌گیرد.

این دو بخش زمینه مهمی برای فهم «وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا» فراهم می‌کنند.

انسان برای انجام کارهای خود به توان و توجه نیاز دارد. استمرار فعالیت می‌تواند او را خسته کند و نیاز به استراحت داشته باشد. در زندگی انسان، حتی نگهداری یک دارایی، سرپرستی یک خانواده یا مراقبت از مجموعه‌ای بزرگ، ممکن است به کوشش و مراقبت مداوم نیاز داشته باشد.

در آیه، آن معبود یگانه با چنین محدودیت‌هایی معرفی نمی‌شود. او زنده و قیوم است؛ چرت و خواب او را فرانمی‌گیرد و نگهداری آسمان‌ها و زمین نیز بر او سنگینی نمی‌کند.

اما «سِنَة»، «نَوْم» و «أَوْد» مترادف نیستند. چرت و خواب دو وضعیت مربوط به هوشیاری و استراحت‌اند، در حالی که «يَـُٔودُ» از سنگینی و دشواری یک کار سخن می‌گوید. آیه این محدودیت‌های متفاوت را در کنار یکدیگر نفی می‌کند.

نگهداری آسمان‌ها و زمین

«حِفْظُهُمَا» مصدر «حفظ» همراه با ضمیر مثناست. این تعبیر، نگهداری آسمان‌ها و زمین را موضوع جمله قرار می‌دهد.

در فاطر ۳۵:۴۱ نیز قرآن از نگه داشتن آسمان‌ها و زمین توسط آن معبود یگانه، به گونه‌ای که از جایگاه خود زایل نشوند، سخن می‌گوید. این آیه برای شناخت گستره معنایی حفظ و امساک در نظام آفرینش اهمیت دارد.

در ق ۵۰:۳۸ نیز پس از یادکرد آفرینش آسمان‌ها و زمین، تعبیر «وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ» آمده است؛ یعنی هیچ خستگی و فرسودگی به آن معبود یگانه نرسیده است.

این آیات با بقره ۲:۲۵۵ هم‌جهت‌اند، اما واژه‌هایشان یکسان نیست. در ق ۵۰:۳۸، «لُغُوب» به خستگی و فرسودگی مربوط است؛ در بقره ۲:۲۵۵، «يَـُٔودُ» سنگینی و مشقت را نفی می‌کند.

نزدیکی این دو معنا نباید باعث شود که هر دو ریشه به یک تعریف لغوی فروکاسته شوند.

در عین حال، از تعبیر «حفظ آسمان‌ها و زمین» نباید بدون دلیل، توضیح فیزیکی معینی درباره سازوکار حرکت اجرام، نیروهای طبیعی یا ساختمان جهان استخراج کرد. آیه از نسبت نگهداری آفرینش با قدرت آن معبود یگانه سخن می‌گوید؛ کیفیت همه فرایندهای طبیعی موضوع مستقیم فعل «يَـُٔودُ» نیست.

نفی دشواری، نه نفی بزرگی کار

یک تفاوت دیگر نیز اهمیت دارد: وقتی گفته می‌شود نگهداری آسمان‌ها و زمین برای آن معبود یگانه سنگین نیست، معنایش این نیست که آسمان‌ها و زمین از نظر خودشان کوچک، بی‌اهمیت یا فاقد عظمت‌اند.

موضوع جمله، نسبت این نگهداری با قدرت آن معبود یگانه است؛ نه تعیین اندازه و ارزش جهان.

ممکن است کاری در مقیاس انسانی بسیار بزرگ و فراتر از توان انسان باشد، اما در نسبت با قدرتی دیگر دشوار نباشد. این مقایسه تنها برای نزدیک کردن معنای نفی مشقت به ذهن است، نه برای همانند کردن قدرت آن معبود یگانه با توان محدود موجودات.

بنابراین، معنای آیه را نباید به «آسمان‌ها و زمین سنگینی ندارند» تبدیل کرد. آیه می‌گوید نگهداری آنها بر آن معبود یگانه سنگینی نمی‌کند.

۵. پیشنهاد ترجمه برای فرقان

برای صورت قرآنی «يَـُٔودُهُ» معادل‌های «او را به زحمت می‌اندازد»، «بر او سنگینی می‌کند» و «برای او دشوار می‌شود» با میدان لغوی فعل سازگارند.

اما در ساخت منفی بقره ۲:۲۵۵، ترجمه باید روان و دقیق باشد. پیشنهاد اصلی چنین است:

«و نگهداری آن دو بر او سنگینی نمی‌کند.»

این ترجمه چند امتیاز دارد: فاعل جمله، یعنی نگهداری آسمان‌ها و زمین، حفظ شده است؛ ضمیر مربوط به آن معبود یگانه در جایگاه درست قرار دارد؛ و معنای سنگینی و دشواری، بدون افزودن توضیح فلسفی، منتقل می‌شود.

گزینه «و نگهداری آن دو او را به مشقت نمی‌اندازد» نیز دقیق است، اما اندکی رسمی‌تر به نظر می‌رسد.

«و نگهداری آن دو او را خسته نمی‌کند» از نظر مفهومی قابل دفاع است، ولی معنای فعل را بیشتر به نتیجه خستگی محدود می‌سازد. اگر این ترجمه انتخاب شود، بهتر است در توضیح ریشه روشن باشد که واژه افزون بر خستگی، سنگینی و دشواری تحمل را نیز دربر می‌گیرد.

«و نگهداری آنها برای او غیرممکن نیست» نیز ترجمه مناسبی نیست؛ زیرا نفی ناتوانی، تمام معنای نفی مشقت را منتقل نمی‌کند. ممکن بودن یک کار با آسان و بی‌مشقت بودن آن تفاوت دارد.

برای صورت‌های غیرقرآنی این خانواده نیز معادل‌ها باید بر اساس ساخت انتخاب شوند. «أَوِدَ الْعُودُ» به معنای خم شدن یا کج شدن شاخه است؛ «تَأَوَّدَ» می‌تواند پیچ‌وتاب خوردن یا انحنا یافتن باشد؛ و «آدَهُ الْحِمْلُ» به معنای سنگین و دشوار شدن بار بر شخص است.

جمع‌بندی

ریشه «أ و د» در زبان عربی با خمیدگی، انحنا، سنگینی و مشقت ارتباط دارد. در کاربردهای مادی، شاخه یا چوبی می‌تواند خم شود و بار سنگینی می‌تواند شخص را زیر فشار قرار دهد. پیوند میان این دو معنا قابل فهم است، هرچند نمی‌توان بدون شواهد تاریخی بیشتر، یکی را منشأ قطعی تمام کاربردهای دیگر معرفی کرد.

تنها کاربرد قرآنی ریشه در بقره ۲:۲۵۵ است. در این آیه، «يَـُٔودُهُ» به معنای سنگین و دشوار شدن کار بر کسی است، و جمله «وَلَا يَـُٔودُهُ حِفْظُهُمَا» هرگونه سنگینی و مشقت در نگهداری آسمان‌ها و زمین را از آن معبود یگانه نفی می‌کند.

این معنا با وصف آن معبود یگانه به‌عنوان «الْحَيُّ الْقَيُّومُ» و نفی چرت و خواب از او هماهنگ است، اما هر کدام از این تعبیرها معنای مستقل خود را دارند.

هسته معنایی این خانواده، خمیدگی و انحنا از یک سو، و سنگینی و دشواری تحمل از سوی دیگر است. در کاربرد قرآنی، شاخه دوم مورد نظر است: نگهداری آسمان‌ها و زمین بر آن معبود یگانه سنگینی نمی‌کند و او را به زحمت نمی‌اندازد.