ریشه قرآنی ب ط ر
سرمستی، خودبزرگبینی و ناسپاسی در برخورد با نعمت و توانایی
صورتهای قرآنی و لغوی
بَطِرَ
فعلِ سرمستی و ناسپاسی؛ قصص ۲۸:۵۸
بَطَرًا
مصدر منصوب؛ انفال ۸:۴۷
بَطِر
صفتِ شخص سرمست؛ در قرآن نیامده
أَبْطَرَ
دچار بطر کردن؛ در قرآن نیامده
بَطَرَ
شکافتن؛ در قرآن نیامده
بَيْطَار
درمانگر چارپایان؛ خاستگاه نیازمند تفکیک
مُبَيْطِر
واژهٔ شاهد شعری؛ در قرآن نیامده
بِطْرًا
در تعبیرِ هدر رفتن خون؛ در قرآن نیامده
ریشه «ب ط ر» در قرآن به حالتی از سرمستی و خودبزرگبینی اشاره دارد که انسان یا جامعه در برخورد با نعمت، رفاه، قدرت یا امکانات خود دچار آن میشود. در این حالت، برخورداری از یک نعمت به جای آنکه با شناخت قدر و مسئولیت همراه باشد، زمینه غرور، زیادهروی و رفتار نادرست را فراهم میکند.
«بطر» تنها شاد بودن یا برخورداری از زندگی خوب نیست. کسی ممکن است از ثروت، امنیت، موفقیت یا توانایی خود شادمان باشد، بیآنکه دچار بطر شود. آنچه این واژه را از شادی معمولی جدا میکند، نوع برخورد انسان با داشتههای خویش است: سرمستی از برخورداری، نادیده گرفتن حق و قدر نعمت، و رفتاری که از حد اعتدال بیرون میرود.
در فرهنگهای لغوی عربی، معنای دیگری نیز برای این ریشه ثبت شده است: شکافتن و بریدن. ابن فارس این معنا را اصل خانواده میداند و کوشش میکند معنای سرمستی و زیادهروی را نیز به آن بازگرداند. با این حال، پیوند تاریخی این دو کاربرد به اندازهای روشن نیست که بتوان شکافتن را بدون احتیاط، معنای مستقیم تمام مشتقها دانست.
در قرآن، ریشه «ب ط ر» دو بار و در دو صورت آمده است: «بَطَرًا» در انفال ۸:۴۷، و «بَطِرَتْ» در قصص ۲۸:۵۸. صورت نخست مصدر منصوب است و صورت دوم فعل ماضی. هیچیک از مشتقهای مربوط به شکافتن در قرآن به کار نرفته است.
پیکرهٔ عربی قرآن؛ دو کاربرد در دو صورت
۱. معنای ریشه در زبان عربی
در فرهنگهای لغوی، «بَطِرَ» درباره کسی به کار میرود که در اثر برخورداری یا غرور، از رفتار سنجیده بیرون میرود. «بَطَر» نیز نام این حالت است.
چند توضیح لغوی، میدان معنایی این واژه را روشن میکنند.
نخست، «الْأَشَر» و «شِدَّةُ الْمَرَح» که به سرخوشی شدید و سرمستی بیرون از حد اشاره دارند. در این کاربرد، شخص تنها خوشحال نیست، بلکه شادی و احساس توانایی او به خودبزرگبینی و رفتار افراطی میانجامد.
دوم، «الطُّغْيَانُ عِنْدَ النِّعْمَةِ» است؛ یعنی سرکشی هنگام برخورداری از نعمت. در این توضیح، خود نعمت نکوهیده نیست، بلکه واکنش انسان به آن موضوع بحث است.
سوم، «قِلَّةُ احْتِمَالِ النِّعْمَةِ» است. مقصود از این تعبیر، ناتوانی جسمی در تحمل چیزی نیست، بلکه ناتوانی در برخورد درست با امکانات و مسئولیتهای ناشی از آن است. شخص به نعمتی دست مییابد، اما نمیتواند رفتار خود را متناسب با آن سامان دهد.
راغب اصفهانی بطر را نوعی «دَهَش» میداند که از برخورد نادرست با نعمت، کوتاهی در ادای حق آن و مصرف کردنش در جای نامناسب پدید میآید. در این توضیح، «دهش» صرفا شگفتی یا حیرت معمولی نیست، بلکه نوعی از دست رفتن سنجیدگی در اثر برخورداری است.
راغب اصفهانی، مفردات؛ تعریف بطر
در «لسان العرب» کاربردهای دیگری نیز گزارش شدهاند؛ از جمله نشاط، تبختر، حیرت، سرگشتگی و ناخشنودی از چیزی که سزاوار ناخشنودی نیست. این کاربردها نباید همگی به عنوان اجزای ثابت معنای قرآنی جمع شوند. برخی، حالتهای نزدیک به بطر را توصیف میکنند و برخی شاخههایی از کاربرد واژه در زباناند.
از مجموع شواهد، معنای اصلی شاخه اخلاقی ریشه را میتوان چنین بیان کرد: سرمستی و خودبزرگبینیِ برخاسته از برخورداری یا احساس برتری که با ناسپاسی، زیادهروی یا رفتار ناسنجیده همراه میشود.
این تعریف، بطر را از شادی عادی جدا میکند، بدون آنکه هر مورد آن را به داشتن ثروت یا یک نوع خاص از گناه محدود سازد.
۲. معنای شکافتن و مسئله تصویر مادی ریشه
ابن فارس در «مقاییس اللغة» برای ریشه «ب ط ر» یک اصل معرفی میکند: «الشَّقّ»، یعنی شکافتن.
در «لسان العرب» نیز تعبیر «بَطَرَ الشَّيْءَ» به معنای شکافتن چیزی ثبت شده است. در این شاخه، عمل بر جسم یا چیزی انجام میشود که میتوان آن را شکافت یا برید.
برای توضیح کاربرد کهن مربوط به شکافتن، ابن فارس بیتی منسوب به نابغه ذبیانی را نقل میکند:
شَكَّ الْفَرِيصَةَ بِالْمِدْرَى فَأَنْفَذَهَا
شَكَّ الْمُبَيْطِرِ إِذْ يَشْفِي مِنَ الْعَضَدِ
ترجمه: «با شاخِ خود گوشتِ زیرِ کتفِ او را سوراخ کرد و در آن نفوذ داد؛ همچون شکافتنِ درمانگر چارپایان هنگامی که بیماریِ بازو را درمان میکند.»
ابن فارس و لسان العرب؛ فریصه و بیماریِ عَضَد
در این تصویر، ضربه شاخ گاو نر به بدن سگ با کار درمانگری مقایسه شده است که برای درمان، محل بیماری را میشکافد.
در نقلهای این بیت اختلاف ضبط نیز دیده میشود؛ از جمله در برخی منابع، به جای «شَكَّ الْمُبَيْطِرِ»، صورت «طَعْنَ الْمُبَيْطِرِ» آمده است. بنابراین، هنگام استفاده از آن باید روشن باشد کدام ضبط مبنای نقل قرار گرفته است.
این بیت حضور واژه «مُبَيْطِر» را در شعر منسوب به شاعر جاهلی نشان میدهد. اما خود بیت فعل «بَطَرَ» را در معنای شکافتن به کار نبرده است. افزون بر این، درباره خاستگاه واژه «بَيْطَار» نیز بررسیهای ریشهشناختی متفاوتی وجود دارد و احتمال گرفته شدن آن از زبانهای دیگر مطرح شده است.
پژوهش Greek Horse Medicine in Arabic؛ خاستگاه واژهٔ بیطار
از این رو، نمیتوان صرف حضور «مُبَيْطِر» در شعر را اثبات قطعی این ادعا دانست که همه مشتقهای «ب ط ر» از معنای شکافتن پدید آمدهاند.
ابن فارس معنای اخلاقی بطر را نیز به شکافتن پیوند میدهد و آن را در معنای بیرون رفتن از حد در سرمستی توضیح میکند. این تحلیل از نظر تصویری قابل فهم است: گویی رفتار شخص حد طبیعی خود را میشکافد و از آن فراتر میرود. اما این تصویر، توضیح پیشنهادی درباره پیوند معناهاست، نه معنای مستقیم واژه در آیات قرآن.
در نتیجه، دو نکته باید جدا بمانند: کاربرد «بطر» در معنای شکافتن در منابع لغوی ثبت شده است؛ ولی معنای قرآنی آن بر سرمستی، ناسپاسی و رفتار افراطی متمرکز است. پیوند تاریخی این دو شاخه را نباید قطعیتر از شواهد موجود بیان کرد.
۳. صورتهای مهم ریشه
صورت «بَطِرَ» فعل ماضی و به معنای دچار بطر شدن است؛ یعنی در اثر نعمت یا احساس برتری، رفتاری سرمستانه و ناسنجیده در پیش گرفتن. در کاربرد مربوط به نعمت، این رفتار میتواند با ناسپاسی و نادیده گرفتن حق آن همراه شود.
«بَطَر» مصدر این فعل است و خود حالت سرمستی و رفتار افراطی را بیان میکند. «بَطِر» نیز صفت شخصی است که چنین حالتی دارد.
صورت «أَبْطَرَ» در کاربرد سببی به معنای دچار بطر کردن یا از حالت اعتدال بیرون بردن آمده است. برای نمونه، در زبان عربی میتوان گفت مال و برخورداری شخص را دچار بطر کرده است. این تعبیر به نقش امکانات در پدید آمدن آن حالت اشاره دارد، نه اینکه داشتن مال بهخودیخود بطر باشد.
«بَطَرَ» در شاخه دیگر لغوی، برای شکافتن چیزی به کار رفته است. در اینجا ساختمان و مفعول فعل معنای جسمانی را مشخص میکنند.
ترکیب «بَطَرَ الْحَقَّ» نیز در منابع لغوی درباره نپذیرفتن حق یا بیاعتنایی متکبرانه به آن شرح داده شده است. این کاربرد نشان میدهد که میدان معنایی بطر در زبان میتواند از رابطه انسان با نعمت فراتر رود و به برخورد او با حقیقت نیز مربوط شود. با این حال، این ترکیب در قرآن نیامده و نباید بدون دلیل، معنای مخصوص آن به هر دو کاربرد قرآنی انتقال یابد.
در بعضی تعبیرهای لغوی، «بطر» درباره حیرت و سرگشتگی نیز آمده است. این کاربرد ممکن است با آشفتگی و از دست رفتن سنجیدگی ارتباط داشته باشد، اما در قرآن قرینهای وجود ندارد که «بطر» را صرفا به معنای حیران شدن ترجمه کنیم.
همچنین تعبیر «ذَهَبَ دَمُهُ بِطْرًا» در معنای هدر رفتن خون ثبت شده است. چنین کاربردهای اصطلاحی نشان میدهند که خانواده لغوی میتواند معناهای ویژهای پیدا کند که از یک تعریف کوتاه و مشترک بهسادگی به دست نمیآیند.
برای پژوهش قرآنی، دو صورت «بَطَرًا» و «بَطِرَتْ» محور اصلیاند و دیگر کاربردها تنها به روشن شدن دامنه و تاریخ معنایی واژه کمک میکنند.
۵. کاربرد دوم قرآن: بطر در معیشت و برخورداری
قصص ۲۸:۵۸
متن آیه:
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا ۖ فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا ۖ وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ
ترجمه:
و چه بسیار آبادی که در معیشت خود دچار سرمستی و ناسپاسی شده بود، نابود کردیم؛ پس این است خانههای آنان که پس از ایشان جز اندکی در آنها سکونت نشده است، و ما خود وارثان بودهایم.
در این آیه، ریشه «ب ط ر» به صورت فعل ماضی «بَطِرَتْ» آمده است. موضوع آن آبادی یا جامعهای است که در برخورد با معیشت خود دچار بطر شده است.
«قَرْيَة» در اینجا به آبادی و جامعه ساکن آن اشاره دارد. نسبت دادن رفتار به آبادی، بیانگر رفتار اهل آن است؛ زیرا ساختمانها و زمینها به معنای اخلاقی دچار غرور و ناسپاسی نمیشوند.
تفاوت اصلی این کاربرد با آیه انفال آن است که در اینجا «مَعِيشَتَهَا» همراه فعل آمده است. موضوع بطر، شیوه زندگی و امکانات معیشتی جامعه است.
آیا بطر به معنای ثروتمند بودن است؟
«معیشت» به زندگی و وسایلی مربوط است که انسان به کمک آنها زندگی خود را میگذراند. این مفهوم میتواند خوراک، درآمد، دارایی و دیگر امکانات زیستن را دربر گیرد.
اما خود «معیشت» لزوما به معنای ثروت فراوان نیست. از همین رو، عبارت «بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا» را نباید صرفا به «آبادی ثروتمند بود» فروکاست.
آیه از یک وضعیت اخلاقی در برخورد با معیشت سخن میگوید؛ وضعیتی که با سرمستی و ناسپاسی همراه است.
فراوانی امکانات ممکن است زمینه چنین رفتاری را فراهم کند، ولی علت نکوهش، خود فراوانی نیست. جامعهای میتواند از امنیت، آبادی و رفاه برخوردار باشد و در عین حال قدر نعمت را بشناسد و مسئولانه رفتار کند.
در مقابل، جامعهای نیز ممکن است امکانات خود را دستاویز برتریجویی، بیاعتنایی به حق یا رفتار ستمگرانه قرار دهد. این رفتار به میدان معنایی بطر نزدیک میشود.
پس «بطر» نه نام ثروت است و نه مترادف رفاه؛ بلکه به نوع برخورد با برخورداری اشاره دارد.
ساختمان «بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا»
ترکیب این جمله از نظر نحوی محل بررسی بوده است.
در یک تحلیل شناختهشده، اصل عبارت «بَطِرَتْ فِي مَعِيشَتِهَا» دانسته شده است؛ یعنی «در معیشت خود دچار بطر شد». در این تحلیل، حرف جر «فِي» حذف شده و «مَعِيشَتَهَا» منصوب آمده است.
در تحلیلی دیگر، فرّاء «مَعِيشَتَهَا» را منصوب بر تفسیر یا تمییز دانسته است؛ در حالی که نحویان بصری، معرفه بودن این اسم را مانعِ تمییز دانستن آن میشمارند. این اختلاف، یکی از علتهای تعدد تحلیلهای نحویِ عبارت است.
ابوحیان، البحر المحیط؛ تحلیلهای نحویِ معیشتها
همچنین میتوان فعل را با معنای ناسپاسی و نادرست برخورد کردن با معیشت توضیح داد؛ در این صورت، رابطه معنایی فعل با «معیشت» مستقیمتر خواهد بود.
این اختلافهای نحوی نباید باعث شوند معنای اصلی جمله گم شود. در همه این خوانشها، آبادی مورد بحث در برخورد با زندگی و امکانات خود به حالتی نکوهیده رسیده است.
از نظر ترجمه، «در معیشت خود دچار سرمستی و ناسپاسی شد» معنای اصلی را به فارسی طبیعی منتقل میکند، بیآنکه یکی از تحلیلهای دستوری را به عنوان تنها احتمال قطعی بر خواننده تحمیل کند.
سرنوشت آبادی و محدودیت نتیجهگیری
ادامه آیه میگوید که خانههای آنان پس از نابودی جامعه، جز اندکی مسکون نشدهاند و خداوند خود وارث آنها بوده است.
این بیان، فرجام جامعهای را که دچار بطر شده نشان میدهد. اما نباید از آن قانونی ساده و بیقید ساخت که هر جامعه برخوردار یا هر فرد مغروری در زمان معینی نابود خواهد شد.
قصص ۲۸:۵۹، در ادامه همین بحث، هلاک آبادیها را با فرستادن پیامآور و ستمگری اهل آنها مرتبط میکند. بنابراین، زمینه مسئولیت، آگاهی و ظلم در فهم فرجام این جوامع اهمیت دارد.
به همین سبب، بطر در آیه ۵۸ را نمیتوان از دیگر رفتارها و شرایط اخلاقی جامعه جدا کرد و تنها علت مستقل نابودی دانست.
همچنین نمیتوان با استناد به این آیه، نابودی یا آسیب دیدن یک جامعه معاصر را بدون شاهد مشخص کیفر الهی اعلام کرد. آیه درباره جوامعی سخن میگوید که قرآن وضعیت و فرجام آنها را بیان کرده است.
نکته اصلی برای مطالعه ریشه آن است که بطر میتواند صفت رفتار جمعی یک جامعه باشد، نه فقط حالت روانی یک فرد. برخورد نادرست با معیشت و امکانات، هنگامی که در رفتار عمومی جامعه تثبیت شود، پیامد اجتماعی پیدا میکند.
۶. رابطه بطر با نعمت و کفران
معنای بطر در سوره قصص با موضوع کفران نعمت ارتباط نزدیک دارد، اما این دو واژه مترادف کامل نیستند.
«کفر» در کاربرد مربوط به نعمت، میتواند به نپذیرفتن، پوشاندن یا ناسپاسی نسبت به آن مربوط شود. «بطر» بیشتر حالت سرمستی و رفتار افراطی شخص را در برخورد با نعمت نشان میدهد.
ممکن است کفران نعمت از راههای گوناگون رخ دهد، بیآنکه شخص آشکارا دچار سرمستی و خودنمایی باشد. در مقابل، بطر غالبا حالتی را توصیف میکند که انسان در اثر برخورداری یا احساس برتری از رفتار سنجیده بیرون میرود.
نحل ۱۶:۱۱۲، نمونه مهمی برای مقایسه است. در آنجا از آبادیای سخن میرود که از امنیت، آرامش و روزی فراوان برخوردار بوده، ولی نسبت به نعمتهای خداوند کفر ورزیده است.
میان این آیه و قصص ۲۸:۵۸، پیوند روشنی وجود دارد: هر دو، رابطه جامعه با امکانات زندگی و پیامد رفتار آن را بررسی میکنند. با این حال، نباید عبارت «فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ» را بدون توجه به تفاوت دو ریشه، ترجمه مستقیم «بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا» دانست.
در یک آیه، ناسپاسی نسبت به نعمت با فعل «کفر» بیان شده و در دیگری، حالت سرمستی و ناسنجیدگی در برخورد با معیشت با فعل «بطر».
همچنین علق ۹۶:۶ و علق ۹۶:۷، سرکشی انسان را در ارتباط با خود را بینیاز دیدن بیان میکند. این آیات از نظر موضوعی به بطر نزدیکاند، ولی ریشه «ط غ ي» نیز ویژگی معنایی خود را دارد.
در نتیجه، کفران، بطر و طغیان ممکن است در رفتار یک شخص یا جامعه جمع شوند، اما این همپوشانی نباید تفاوت لغوی آنها را از میان ببرد.
۷. تفاوت بطر با شادی و شادمانی
یکی از مهمترین چالشهای ترجمه این ریشه، تفاوت آن با شادی است.
در زبان فارسی، گاهی «بطر» به سرخوشی یا شادمانی شدید ترجمه میشود. این معادل تنها زمانی مناسب است که بار سرمستی و خروج از اعتدال نیز در آن محفوظ باشد.
قرآن هر نوع شادی را نکوهش نمیکند. در یونس ۱۰:۵۸، شادی به فضل و رحمت خداوند بهصورت مثبت مطرح شده است. از سوی دیگر، در داستان قارون، قصص ۲۸:۷۶، به او گفته میشود که خداوند «فرحین» را دوست ندارد.
این دو کاربرد نشان میدهند که شادی و فرح را نیز باید با موضوع و سیاقشان فهمید. شادی بهخودیخود همیشه نشانه بطر نیست.
در بطر، آنچه برجسته میشود تنها احساس خوشی نیست، بلکه تغییر رفتار انسان در اثر برخورداری یا احساس قدرت است.
انسانی که از کسب روزی حلال، سلامت خانواده یا کامیابی خود خوشحال میشود، صرفا به دلیل این احساس دچار بطر نشده است. حتی فراوانی شادی نیز بهتنهایی برای چنین داوری کافی نیست.
اما اگر شخص برخورداری خود را دستاویز تحقیر دیگران، خودنمایی، بیاعتنایی به حق یا استفاده نادرست از امکانات قرار دهد، رفتار او به معنای بطر نزدیک میشود.
این تمایز برای فهم دو آیه قرآنی مهم است. در انفال، بطر با خودنمایی و بازداشتن از راه خدا همراه شده و در قصص، با ناسپاسی در برخورد با معیشت و امکانات زندگی.
پس نمیتوان «بطر» را به «خوشحال بودن» تقلیل داد؛ همچنین نباید هر شادی و برخورداری را زیر عنوان بطر محکوم کرد.
۹. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
در ترجمه «ب ط ر» باید سه عنصر اصلی محفوظ بماند: سرمستی، خودبزرگبینی و برخورد ناسپاسانه یا ناسنجیده با نعمت و توانایی. اما لازم نیست در هر آیه تمام این عناصر با چند واژه جداگانه به متن ترجمه افزوده شوند.
برای مصدر «بَطَر»، معادلهای «سرمستی مغرورانه»، «غرور سرمستانه» و «سرمستی همراه با خودبزرگبینی» مناسباند. بسته به سیاق، «ناسپاسی مغرورانه» نیز میتواند بخشی از معنا را برساند، ولی همه موارد بطر را نباید فقط به ناسپاسی لفظی محدود کرد.
برای فعل «بَطِرَ»، میتوان از «دچار سرمستی و غرور شد»، «در برخورد با نعمت سرمست و ناسپاس شد» یا در جای مناسب «به سبب برخورداری سرکشی کرد» استفاده کرد.
در انفال ۸:۴۷، پیشنهاد ترجمه برای «بَطَرًا» چنین است:
«با سرمستی و خودبزرگبینی»
این برگردان با سیاق خروج، خودنمایی و نمایش قدرت هماهنگ است. افزودن «کفران نعمت» در همین نقطه ضرورتی ندارد، زیرا آیه از رفتار گروه در هنگام خروج سخن میگوید و توضیح کامل رابطه آنان با نعمت در خود این عبارت نیامده است.
در قصص ۲۸:۵۸، پیشنهاد ترجمه برای «بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا» چنین است:
«در معیشت خود دچار سرمستی و ناسپاسی شده بود»
این برگردان رابطه مستقیم فعل با معیشت را حفظ میکند و از تبدیل معیشت به ثروت فراوان یا رفاه اقتصادیِ اثباتنشده پرهیز دارد.
اگر در متن توضیحی نیاز به بیان فشرده باشد، میتوان گفت: «بطر، سرمستی و خودبزرگبینی در برخورد با نعمت یا توانایی است که انسان را از رفتار سنجیده و سپاسگزارانه دور میکند.»
در ترجمه نباید «بطر» را به شکافتن، شادی معمولی، ثروتمند بودن، نفاق یا کفر محدود کرد. هرکدام از این مفاهیم یا به شاخه دیگری از زبان تعلق دارند یا نیازمند قرائن مستقلاند.
۱۰. جمعبندی
ریشه «ب ط ر» در کاربرد قرآنی به سرمستی و خودبزرگبینی مربوط است؛ حالتی که انسان یا جامعه هنگام برخورداری از نعمت، رفاه، قدرت یا امکانات ممکن است به آن دچار شود و در نتیجه، از رفتار سنجیده و سپاسگزارانه دور گردد.
در انفال ۸:۴۷، بطر در رفتار گروهی آشکار شده که با غرور و خودنمایی از خانههای خود بیرون میآیند و از راه خداوند بازمیدارند. در اینجا احساس قدرت و نمایش اجتماعی برجسته است.
در قصص ۲۸:۵۸، بطر به برخورد جامعه با معیشت و امکانات زندگی آن مربوط میشود. جامعه مورد بحث از نعمت برخوردار بوده، اما در رابطه با آن دچار سرمستی و ناسپاسی شده است.
در هر دو آیه، نکوهش متوجه خود نعمت یا توانایی نیست؛ مسئله رفتار انسان در برابر آن است. قدرت بهخودیخود بطر نیست، همانگونه که ثروت، امنیت، رفاه و شادی نیز بهتنهایی بطر محسوب نمیشوند.
معنای شکافتن در منابع لغوی این خانواده ثبت شده و ابن فارس آن را اصل ریشه دانسته است. با این حال، پیوند تاریخی همه شاخهها با این تصویر قطعی نیست و نباید بر معنای روشن دو کاربرد قرآنی تحمیل شود.
تعریف نهایی ریشه در کاربرد قرآنی: «بطر» سرمستی و خودبزرگبینی در برخورد با نعمت، توانایی یا برخورداری است که با ناسپاسی، زیادهروی یا رفتار ناسنجیده همراه میشود.
این تعریف، هم رابطه بطر با نعمت را حفظ میکند و هم آن را به ثروت یا شادی محدود نمیسازد. تفاوت اصلی بطر با شادمانی معمولی در آن است که شخص یا جامعه، برخورداری خویش را به زمینه غرور و خروج از رفتار درست تبدیل میکند.
۴. کاربرد نخست قرآن: بطر در رفتار اجتماعی
انفال ۸:۴۷
متن آیه:
ترجمه:
و مانند کسانی نباشید که با سرمستی و خودبزرگبینی و برای خودنمایی نزد مردم، از خانههایشان بیرون آمدند و از راه آن معبود یگانه بازمیدارند؛ و خداوند به آنچه انجام میدهند احاطه دارد.
در این آیه، «بَطَرًا» درباره گروهی آمده است که از خانههای خود بیرون میآیند. آیه رفتار آنان را با سه ویژگی توصیف میکند: بطر، خودنمایی نزد مردم، و بازداشتن از راه خداوند.
سیاق نزدیک آیه مربوط به رویارویی جمعی است. در انفال ۸:۴۵، به مؤمنان فرمان داده میشود هنگام برخورد با یک گروه دشمن پایدار بمانند و خداوند را بسیار یاد کنند. در انفال ۸:۴۶ نیز فرمان اطاعت، پرهیز از نزاع و پایداری آمده است. انفال ۸:۴۷ سپس از همان مخاطبان میخواهد مانند گروهی نباشند که با بطر و خودنمایی از خانههای خود بیرون آمدهاند.
بنابراین، «بطر» در اینجا لزوما از ثروت یا آسایش اقتصادی ناشی نشده است. زمینه آیه، احساس قدرت، موقعیت اجتماعی، غرور و چگونگی رفتار در هنگام رویارویی است.
شخص یا گروهی ممکن است به نیروی خود اعتماد داشته باشد و با این اعتماد برای کاری اقدام کند؛ اما اعتماد به توانایی با بطر یکسان نیست. بطر زمانی مطرح میشود که این احساس توانایی به سرمستی، خودبزرگبینی و رفتاری ناسنجیده تبدیل شود.
تفاوت «بَطَرًا» با «رِئَاءَ النَّاسِ»
قرار گرفتن «بَطَرًا» و «رِئَاءَ النَّاسِ» در کنار یکدیگر اهمیت دارد. این دو تعبیر به هم نزدیکاند، اما یک چیز را بیان نمیکنند.
«بطر» حالت سرمستی، غرور و برخورد افراطی شخص با توانایی یا موقعیت خویش را نشان میدهد. «رئاء» به رفتار نمایشی در برابر دیگران مربوط است؛ یعنی شخص کاری را برای دیده شدن یا به دست آوردن تحسین مردم انجام دهد.
ممکن است فردی در خلوت نیز دچار بطر باشد، زیرا وجود تماشاگر برای معنای آن ضروری نیست. همچنین ممکن است کسی برای جلب توجه دیگران خودنمایی کند، بیآنکه تمام ویژگیهای بطر در رفتار او آشکار باشد.
در این آیه، هر دو ویژگی در یک گروه جمع شدهاند. آنان با غرور و سرمستی حرکت میکنند و در همان حال، نمایش قدرت و موقعیت خود را نزد مردم میخواهند.
از نظر نحوی، «بَطَرًا» مصدر منصوب است. میتوان آن را بیانگر انگیزه خروج دانست؛ یعنی برای خودنمایی و سرمستی بیرون آمدند. احتمال دیگر آن است که مصدر در جایگاه حال باشد؛ یعنی در حالی بیرون آمدند که دچار بطر و خودنمایی بودند.
هر دو تحلیل با معنای اصلی سازگارند. در یکی انگیزه رفتار برجستهتر است و در دیگری حالت همراه آن. ترجمه طبیعی فارسی میتواند معنای مشترک را حفظ کند، بدون آنکه خواننده را وارد اختلاف نحوی کند.
رابطه بطر با بازداشتن از راه خداوند
عبارت «وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» رفتار دیگری را به تصویر میکشد: بازداشتن از راه خداوند.
این عبارت نباید جزئی از تعریف لغوی بطر شود. «صدّ» ریشه مستقلی دارد و در این جمله عمل گروه مورد بحث را توصیف میکند.
اما کنار هم قرار گرفتن این رفتارها از نظر فهم آیه مهم است. سرمستی و خودبزرگبینی این گروه در حد یک حالت درونی باقی نمانده، بلکه با خودنمایی اجتماعی و بازداشتن دیگران از راه خداوند همراه شده است.
بنابراین، آیه تنها غرور درونی را توصیف نمیکند؛ از رفتاری سخن میگوید که در محیط اجتماعی و در برخورد با دیگران آشکار میشود.
این نکته در فهم کاربرد قرآنی ریشه اهمیت دارد، ولی نباید از آن نتیجه گرفت که هر مورد بطر حتما با بازداشتن دیگران از راه خدا همراه است. در آیه دوم، همین ریشه در زمینه دیگری به کار رفته است.