ریشهٔ قرآنی د ر أ
دور کردن، پس زدن، بازداشتن و جلوگیری از رسیدن یا اثر کردن چیزی
۱. معرفی ریشه
ریشهٔ «د ر أ» در زبان عربی بر دور کردن، پس زدن، بازداشتن و جلوگیری از رسیدن یا اثر کردن چیزی دلالت میکند. در این ریشه، یک نیرو، خطر، پیامد یا ادعا به سوی شخص یا چیزی متوجه است و عامل دیگری آن را از هدف دور میسازد یا در برابر آن مقاومت میکند.
«درأ» تنها به دور کردن جسم مادی محدود نیست. مرگ، عذاب، بدی، اتهام یا مسئولیت نیز میتوانند موضوع آن قرار گیرند. در چنین کاربردهایی، مقصود جلوگیری از وقوع، اثر یا استقرار آنهاست.
این ریشه به خودی خود نشان نمیدهد که چیزی که دور میشود خوب است یا بد، یا کسی که آن را دور میکند بر حق است یا نه. در قرآن، همین ریشه هم برای دور کردن بدی با نیکی، هم برای دور شدن عذاب از یک شخص و هم برای دفع متقابل مسئولیت در یک نزاع به کار رفته است.
۲. صورتها و مشتقهای مهم ریشه
مهمترین صورتهای این خانواده در زبان عربی چنیناند:
- دَرَأَ: دور کرد، پس زد یا مانع شد.
- يَدْرَأُ: دور میکند یا مانع میشود.
- اِدْرَأْ: دور کن یا مانع شو.
- دَرْء: دور کردن، پس زدن یا جلوگیری.
- دَرْأَة: صورت مصدری دیگری برای عمل دفع.
- دَارَأَ: با کسی مقابله یا دفع متقابل کرد.
- تَدَارَأَ: دو یا چند طرف یکدیگر را پس زدند، با یکدیگر کشمکش کردند یا هر طرف ادعا و مسئولیت را از خود دور ساخت.
- تَدَارُؤ: دفع، اختلاف یا کشمکش متقابل.
- دَارِئ: دورکننده یا پسزننده.
- دَرِيئَة: چیزی که پیش روی خود قرار میدادند و با آن از خود محافظت میکردند یا به شکار نزدیک میشدند؛ این کاربرد در قرآن نیامده است.
در قرآن از این ریشه پنج فعل آمده است:
- چهار بار از صورت ساده «دَرَأَ»؛
- یک بار از صورت متقابل «تَدَارَأَ» که به شکل «فَادَّارَأْتُمْ» ظاهر شده است.
هیچ اسم یا مصدر این ریشه در متن قرآن نیامده است.
کارتهای قابل ارجاع برای مشتقهای قرآنی
دور کنید یا پس بزنید؛ در آیه، مرگ را از خودتان دور کنید.
دور میکنند یا مانع میشود؛ بدی با نیکی یا عذاب با گواهی دور میشود.
به دفع متقابل و کشمکش پرداختید؛ هر طرف مسئولیت یا ادعا را از خود دور میکند.
«عن» حوزه دور شدن، «باء» وسیله دفع، و «فی» موضوع کشمکش را نشان میدهد.
۳. صورتهای قرآنی در یک نگاه
صورتهای قرآنی ریشه را میتوان در سه گروه دید:
- فَادْرَءُوا: مرگ را از خود دور کنید.
- يَدْرَءُونَ و يَدْرَأُ: بدی یا عذاب را دور میکنند یا مانع آن میشوند.
- فَادَّارَأْتُمْ: با یکدیگر به دفع متقابل و کشمکش پرداختید.
چهار کاربرد نخست بر دور کردن چیزی از یک هدف متمرکزند. کاربرد پنجم نشان میدهد که وقتی عمل دفع میان چند طرف متقابل شود، معنا به کشمکش، اختلاف و دور کردن مسئولیت از خود نزدیک میشود.
۴. هسته معنایی ریشه
هسته معنایی «د ر أ» را میتوان چنین بیان کرد:
وارد کردن نیروی بازدارنده در برابر چیزی تا از هدف دور شود، به آن نرسد یا اثر آن بر آن مستقر نگردد.
این عمل ممکن است پیش از رسیدن خطر انجام شود یا هنگامی که اثر آن در آستانه وقوع است. بنابراین، «درأ» میتواند معنای پیشگیری، پس زدن یا برطرف کردن اثر نزدیکشونده را داشته باشد.
بااینحال، ریشه به تنهایی زمان دقیق این عمل را مشخص نمیکند. تنها از سیاق میتوان فهمید که چیزی هنوز نرسیده، در حال نزدیک شدن است یا اثر آن آغاز شده و باید دور شود.
۵. تصویر مادی ریشه
تصویر مادی این ریشه، شخصی است که دست، سپر یا وسیلهای را در برابر نیرویی رو به جلو قرار میدهد و آن را از خود یا دیگری دور میسازد. نیروی مقابل میخواهد به هدف برسد، اما با نیروی بازدارنده روبهرو میشود و مسیر یا اثر آن متوقف میگردد.
این تصویر سه جزء دارد:
۱. چیزی که به سوی هدف میآید یا بر آن اثر میگذارد؛
۲. شخص یا چیزی که در معرض آن قرار گرفته است؛
۳. نیرویی که آن را پس میزند یا از رسیدنش جلوگیری میکند.
در ساخت متقابل «تَدَارَأَ»، هر طرف همین کار را در برابر طرف دیگر انجام میدهد. در نتیجه، به جای یک نیروی یکطرفه، دو یا چند نیروی متقابل پدید میآیند که هر کدام چیزی را از خود دور میکنند.
۶. کاربرد ریشه در عربی کهن
در عربی کهن گفته میشد:
دَرَأَهُ يَدْرَؤُهُ دَرْءًا
یعنی آن را دور کرد، پس زد یا مانع آن شد.
«دَرَأَ عَنْهُ الشَّيْءَ» برای دور کردن چیزی از شخص و «دَرَأَ الشَّيْءَ بِالشَّيْءِ» برای دور کردن چیزی به وسیله چیز دیگر به کار میرفت.
«تَدَارَأَ الْقَوْمُ» هنگامی گفته میشد که گروهی در نزاع و دعوا به دفع متقابل بپردازند؛ یعنی هر طرف ادعا، اعتراض یا مسئولیت را از خود براند و به سوی دیگری بازگرداند. از همین ساخت، معنای اختلاف و کشمکش پدید آمده است.
کاربردهای دیگری نیز در گزارشهای لغوی ثبت شدهاند. حرکت ناگهانی سیل، بیرون آمدن ناگهانی شخص، پیشروی آتش و حرکت شتابان چیزی میتوانست با صورتهایی از این ریشه بیان شود. نقطه مشترک این کاربردها اندفاع و حرکت رو به جلوست.
«دَرْء» برای کجی در چوب، نیزه یا راه نیز گزارش شده است. این معنا چنین توضیح داده شده که بخش کج از امتداد مستقیم بیرون زده و از خط اصلی کنار رفته است. این کاربردها در قرآن نیامدهاند و نباید به صورت مستقیم بر آیات تحمیل شوند.
۷. محدود شدن معنا در کاربردهای متاخر
ریشهٔ «د ر أ» در نوشتههای فقهی و اصولی متاخر بیشتر در عبارتهایی مانند «درء حدود» و «درء مفاسد» شناخته شده است. در این کاربردها، «درء» به معنای جلوگیری از اجرای یک پیامد یا دور کردن زیان به کار میرود.
این اصطلاحات پیوند خود را با معنای لغوی «دفع و بازداشتن» حفظ کردهاند، اما عبارتهای اصطلاحی بعدی نباید به عنوان تعریف قرآنی ریشه معرفی شوند. در قرآن نه مصدر «درء» آمده و نه این ریشه به یک حوزه فقهی مشخص محدود شده است.
کاربرد قرآنی آن گستردهتر است: مرگ از انسان، عذاب از شخص، بدی با نیکی و مسئولیت یا ادعا در نزاع متقابل دور میشود.
۸. تبصره روششناختی
«درأ» همیشه به معنای نابود کردن چیزی نیست. ممکن است چیزی بدون آنکه از میان برود، از شخص یا موقعیتی دور شود یا اثر آن متوقف گردد.
برای نمونه، «يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ» به خودی خود نمیگوید که بدی از تاریخ اعمال پاک یا بخشیده شده است. این عبارت میگوید بدی با نیکی پس زده میشود. اینکه نتیجه این رفتار بخشایش، اصلاح رابطه، توقف درگیری یا پیامد دیگری باشد، باید از سیاق گستردهتر فهمیده شود.
همچنین، معنای اختلاف در «فَادَّارَأْتُمْ» نباید از هسته دفع جدا شود. این واژه فقط نام عمومی «اختلاف» نیست؛ اختلافی است که در آن طرفها چیزی را متقابلا از خود دور میکنند.
۹. کاربردهای قرآنی ریشه
۹.۱. دور کردن مرگ از خود
نخستین کاربرد قرآنی ریشه در پاسخ به کسانی آمده است که درباره کشتهشدگان ادعا میکردند اگر از آنان اطاعت میکردند، کشته نمیشدند:
الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
کسانی که نشستند و درباره برادرانشان گفتند: اگر از ما اطاعت میکردند، کشته نمیشدند؛ بگو: پس اگر راست میگویید، مرگ را از خودتان دور کنید.
«فَادْرَءُوا» فعل امر و «الْمَوْتَ» مفعول آن است. عبارت «عَنْ أَنْفُسِكُم» کسانی را نشان میدهد که مرگ باید از آنان دور شود.
امر در این آیه درون یک تحدی و سنجش ادعا قرار دارد. عبارت «إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» نشان میدهد که مدعیان باید توانایی خود در دور کردن مرگ را اثبات کنند.
ریشه در این آیه به معنای به تاخیر انداختن معمولی یا پرهیز از خطر نیست؛ موضوع صریح جمله، دور کردن خود مرگ از خویشتن است.
۹.۲. دور کردن بدی با نیکی
یک عبارت یکسان در دو موضع قرآن آمده است:
وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
و با نیکی، بدی را دور میکنند.
و:
وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
و با نیکی، بدی را دور میکنند.
در این ساخت، «السَّيِّئَةَ» چیزی است که دور میشود و «بِالْحَسَنَةِ» وسیله یا شیوه دور کردن آن را بیان میکند.
آیه نمیگوید که نیکی و بدی یکساناند یا یکی به طور لفظی به دیگری تبدیل میشود. یک عمل یا پاسخ نیک در برابر بدی قرار میگیرد و از ادامه، گسترش یا اثرگذاری آن جلوگیری میکند.
فعل مضارع «يَدْرَءُونَ» در هر دو آیه درون وصف رفتار آنان قرار دارد. این ساخت، دور کردن بدی با نیکی را نه فقط یک واکنش اتفاقی، بلکه رفتاری تکرارشونده و شناختهشده در شیوه عمل آنان نشان میدهد. بااینحال، از قالب مضارع به تنهایی نمیتوان استمرار همیشگی یا بدون استثنا را نتیجه گرفت؛ این گرایش از همراهی فعل مضارع با سیاق وصف به دست میآید.
۹.۳. دور شدن عذاب با گواهی
کاربرد دیگری از ریشه در ساخت حقوقی سوره نور آمده است:
وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ
و آنچه عذاب را از او دور میکند این است که چهار بار به آن معبود یگانه گواهی دهد که او از دروغگویان است.
در این آیه، «الْعَذَابَ» چیزی است که دور میشود و «عَنْهَا» زنی را نشان میدهد که عذاب از او دور میگردد. عبارت «أَنْ تَشْهَدَ» عامل یا سبب این دور شدن را بیان میکند.
عذاب در این ساخت هنوز به صورت پیامدی است که با انجام گواهی مقرر از زن بازداشته میشود. این کاربرد با جنبه پیشگیرانه ریشه سازگار است، اما نباید از همین نمونه نتیجه گرفت که «درأ» در همه کاربردهای عربی فقط پیش از وقوع چیزی به کار میرود.
ریشهٔ «د ر أ» در اینجا نام دقیق عذاب، ماهیت حکم یا تمام نظام حقوقی آیات را تعیین نمیکند. معنای آن محدود به این است که پیامد یادشده با گواهی مقرر از زن دور میشود.
این آیه نشان میدهد که «درأ» تنها برای مقاومت جسمانی نیست؛ یک عمل گفتاری و حقوقی نیز میتواند مانع رسیدن یک پیامد شود.
۹.۴. دفع متقابل در ماجرای کشتهشدن یک شخص
تنها کاربرد صورت متقابل این ریشه چنین است:
وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
و هنگامی که انسانی را کشتید، سپس درباره آن به دفع متقابل و کشمکش پرداختید، در حالی که آن معبود یگانه آنچه را پنهان میکردید آشکارکننده بود.
«فَادَّارَأْتُمْ» تنها به معنای این نیست که دیدگاههای متفاوت داشتید. ساختمان متقابل فعل نشان میدهد که هر طرف چیزی را از خود دور میکرد و در برابر طرف دیگر قرار میداد.
سیاق کشتهشدن یک شخص و پنهان کردن واقعیت، این دفع متقابل را به نزاع درباره مسئولیت یا حقیقت ماجرا نزدیک میکند. بااینحال، خود ریشه نام اشخاص، شکل اتهام یا جزئیات اختلاف را بیان نمیکند.
عبارت «فِيهَا» حوزه این کشمکش را مشخص میکند: اختلاف و دفع متقابل درباره آن نفس یا واقعه کشتهشدن بوده است.
۱۰. بررسی تخصصی «فَادَّارَأْتُمْ»
۱۰.۱. ساخت اصلی واژه
صورت «فَادَّارَأْتُمْ» از ساخت «تَدَارَأْتُمْ» پدید آمده است. این فعل از باب تفاعل است و بر مشارکت و تقابل چند طرف دلالت میکند.
در روند ساخت، تاء آغازین «تَدَارَأْتُمْ» در دال ادغام شده و صورت «ادَّارَأْتُمْ» پدید آمده است. چون آغاز کردن کلمه با حرف ساکن و مشدد ممکن نیست، الف وصل در آغاز آن آمده است. با افزوده شدن فاء، صورت نوشتاری قرآنی چنین شده است:
فَادَّارَأْتُمْ
الف وصل در آغاز مستقل واژه به تلفظ کمک میکند، اما هنگامی که واژه به فاء پیش از خود وصل میشود، در تلفظ نمیآید. همزه پایانی ریشه در بخش «رَأْ» همچنان حفظ شده است.
۱۰.۲. نقش باب تفاعل
باب تفاعل میتواند مشارکت دو یا چند طرف در یک عمل را نشان دهد. در اینجا هر طرف عمل «درأ» را انجام میدهد؛ یعنی چیزی را از خود دور میکند و به سوی طرف دیگر میراند.
از این ساخت، دو لایه معنایی پدید میآید:
- دفع متقابل؛
- اختلاف و کشمکشی که از این دفع متقابل شکل میگیرد.
بنابراین، ترجمه ساده «اختلاف کردید» نتیجه رفتار را میرساند، اما تصویر ریشه را پنهان میکند. ترجمه «یکدیگر را دفع کردید» نیز ممکن است بیش از اندازه جسمانی فهمیده شود.
صورتهایی مانند این میتوانند دقیقتر باشند:
- «درباره آن به دفع متقابل و کشمکش پرداختید»؛
- «درباره آن با یکدیگر درگیر شدید و هر طرف مسئولیت را از خود دور کرد»؛
- «درباره آن به نزاع و رد متقابل پرداختید».
گزینه دوم توضیح سیاقی بیشتری دارد و بهتر است به عنوان توضیح بیاید، نه ترجمه پایه.
۱۰.۳. تفاوت با اختلاف ساده
هر اختلافی «تدارؤ» نیست. اختلاف ممکن است تنها تفاوت نظر یا فهم باشد؛ اما «تدارؤ» عنصر مقابله و دفع متقابل دارد. طرفها فقط نظر متفاوت ندارند، بلکه هر کدام چیزی را از خود میرانند.
از همین رو، صورت قرآنی در آیه ۷۲ بقره برای موقعیتی مناسب است که حقیقتی پنهان مانده و طرفها در برابر یکدیگر مسئولیت یا ادعا را از خود دور میکنند.
۱۱. نکات نحوی و ساختاری
۱۱.۱. ساخت «دَرَأَ عَنْ»
در این ساخت، چیزی که دور میشود مفعول فعل و شخصی که آن چیز از او دور میشود پس از «عن» میآید:
فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ
مرگ مفعول و جانهای آنان حوزهای است که مرگ باید از آن دور شود.
همین ساخت در آیه نور آمده است:
وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ
عذاب دور میشود و ضمیر «ها» شخصی را نشان میدهد که عذاب از او دور میگردد.
۱۱.۲. ساخت «دَرَأَ بِـ»
در عبارت:
يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
«السيئة» مفعول فعل و «بالحسنة» وسیله، روش یا عاملی است که بدی با آن دور میشود.
بنابراین، نیکی چیزی نیست که دور میشود؛ نیکی در جایگاه وسیله دفع بدی قرار دارد.
۱۱.۳. ساخت «تَدَارَأَ فِي»
در:
فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا
«فيها» موضوع یا حوزه کشمکش متقابل را بیان میکند. «فی» در اینجا نباید تنها به معنای مکان جسمانی ترجمه شود؛ اختلاف درباره آن واقعه یا نفس کشتهشده است.
۱۲. مقایسه با ریشههای نزدیک
۱۲.۱. د ف ع (دَفَعَ) در مقایسه با د ر أ (دَرَأَ)
«دفع» و «درأ» هر دو بر پس زدن و جلوگیری دلالت میکنند و در برخی سیاقهای قرآن بسیار به یکدیگر نزدیکاند.
درباره بدی آمده است:
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ
بدی را با آنچه بهتر است دور کن.
و:
وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ
و با نیکی، بدی را دور میکنند.
برای «درأ» گاهی گرایش به پیشگیری و دور کردن چیزی پیش از استقرار اثر آن و برای «دفع» گرایش به پس زدن گستردهتر یک نیروی موجود یا نزدیکشونده بیان شده است. کاربرد «يَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ» با جنبه پیشگیرانه «درأ» سازگار است.
بااینحال، کاربرد دو ریشه در ساختهای نزدیک درباره دور کردن بدی نشان میدهد که این تفاوت زمانی مطلق نیست. «دفع» نیز میتواند پیش از استقرار کامل زیان انجام شود و «درأ» نیز فقط به یک مرحله زمانی محدود نمیماند.
بنابراین، تفاوت میان این دو بهتر است به صورت یک گرایش فهمیده شود: «دفع» میدان گستردهتری از راندن، کنار زدن و مقابله مستقیم دارد؛ در حالی که «درأ» در کاربردهای قرآنی خود بیشتر بر دور نگه داشتن اثر یا پیامد چیزی از هدف تمرکز دارد.
۱۲.۲. ر د د (رَدَّ) در مقایسه با د ر أ (دَرَأَ)
«رَدَّ» بر بازگرداندن چیزی، پاسخ دادن یا برگرداندن آن به حالت یا جهت پیشین دلالت میکند. در «درأ»، بازگشت به نقطه قبلی جزء لازم معنا نیست؛ کافی است چیزی از هدف دور یا اثر آن متوقف شود.
بنابراین، هر «رد» میتواند نوعی دور کردن باشد، اما هر «درأ» لزوما بازگرداندن نیست.
۱۲.۳. و ق ي (وَقَى) در مقایسه با د ر أ (دَرَأَ)
«وقایه» بر نگهداری و قرار دادن حفاظت میان شخص و خطر دلالت دارد. در «درأ»، عمل پس زدن و دور کردن نیروی تهدیدکننده برجستهتر است.
میتوان گفت «وقایه» بیشتر به وضعیت حفاظت و جلوگیری توجه دارد و «درأ» به کنش دور ساختن. بااینحال، این دو نیز میتوانند در عمل همپوشانی داشته باشند و نباید به دو مرحله ثابت و جدانشدنی تبدیل شوند.
۱۳. مرزهای معنایی ریشه
ریشهٔ «د ر أ» به خودی خود این معانی را ندارد:
- نابود کردن کامل؛
- پاک کردن گناه؛
- بخشیدن؛
- بازگرداندن به نقطه آغاز؛
- اثبات بیگناهی؛
- لغو همیشگی یک حکم؛
- اختلاف فکری ساده؛
- حفاظت بدون هیچ کنش بازدارنده؛
- خوب یا بد بودن عمل دفع.
ممکن است بعضی از این نتایج در یک سیاق همراه «درأ» باشند، اما باید از واژهها و ساخت کامل آیه فهمیده شوند.
۱۴. پیشنهادهای ترجمه برای فرقان
ترجمه پایه این ریشه باید بر حسب ساخت انتخاب شود:
- دَرَأَ الشَّيْءَ: آن چیز را دور یا پس زد.
- دَرَأَ عَنْهُ الْخَطَرَ: خطر را از او دور کرد.
- دَرَأَ الشَّيْءَ بِالشَّيْءِ: چیزی را به وسیله چیز دیگری دور کرد.
- فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ: پس مرگ را از خودتان دور کنید.
- يَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ: با نیکی، بدی را دور میکنند.
- يَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ: عذاب را از او دور میکند.
- فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا: درباره آن به دفع متقابل و کشمکش پرداختید.
«دفع کردن» معادل نزدیک و شناختهشده این ریشه است، اما در فارسی روان، «دور کردن»، «پس زدن»، «بازداشتن» و «جلوگیری کردن» بر حسب سیاق میتوانند دقیقتر باشند.
۱۵. جمعبندی
ریشهٔ «د ر أ» بر دور کردن، پس زدن و جلوگیری از رسیدن یا اثر کردن چیزی دلالت میکند. تصویر پایه آن نیرویی است که در برابر نیروی دیگر قرار میگیرد و آن را از هدف دور میسازد.
در قرآن، مرگ از جانها، عذاب از یک زن و بدی با نیکی دور میشود. در صورت متقابل «فَادَّارَأْتُمْ»، چند طرف عمل دفع را در برابر یکدیگر انجام میدهند و از این وضعیت، کشمکش و رد متقابل پدید میآید.
ساختهای نحوی نقش مهمی در تعیین معنا دارند: «عن» شخص یا حوزهای را نشان میدهد که چیزی از آن دور میشود؛ «باء» وسیله دفع را معرفی میکند؛ و «فی» موضوع کشمکش متقابل را مشخص میسازد.
برای «درأ» میتوان گرایشی پیشگیرانه در نظر گرفت، اما کاربردهای نزدیک آن با «دفع» اجازه نمیدهند که این تفاوت به مرزی مطلق تبدیل شود. زمان و کیفیت دور کردن باید در هر آیه از سیاق همان آیه فهمیده شود.
این ریشه به خودی خود بر نابودی کامل، بخشایش، پاک شدن، بیگناهی یا بازگرداندن دلالت نمیکند. این نتایج تنها در صورت وجود قرینه جداگانه قابل برداشتاند.
تعریف فشرده ریشه چنین است:
د ر أ»: قرار دادن نیروی بازدارنده در برابر چیزی برای دور ساختن آن از هدف، جلوگیری از رسیدنش یا متوقف کردن اثر آن.